منبع پایان نامه درباره توسعه کشاورزی، عناصر اقلیمی، استان لرستان، استان یزد

دانلود پایان نامه ارشد

حال اجرا است. بدون شک پس از پایان این پژوهشها دامنه وسیعتري از اطلاعات زراعی، فنولوژي و ژنتیک کینوا در کشور به دست میآید. البته نتایج این تحقیقات در پروژههاي ترویج و توسعه کشت و برنامه اصلاحی این محصول جدید میتواند مؤثر باشد.
بذر دو رقم زراعی کینوا به نام Sajama و Santa Maria از ایستگاه تحقیقاتی کینوا و سیب زمینی کشور بولیوی طی ماموریتی در سال 1387 آورده شد. برای بررسی سازگاری، فنولوژی و تولید محصول گیاه کینوا بذر دو رقم زراعی گیاه در اول اردیبهشت ماه سال 1388 در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه اصلاح و تهیه بذر در کرج در خاکهای لومی شنی کشت به صورت مشاهدهای انجام و صفات گیاه و عکس العمل آن در دورههای مختلف یادداشت برداری گردید که در 13 مرداد ماه همان سال در مزرعهی تحقیقاتی مذکور بذر دو رقم مذکور در دو تکرار هر تکرار در4 خط 5 متری با فاصلهی خطوط 75 و فاصله بوته بر روی ردیف 15-10 سانتیمتری کشت شدند برای سهولت در جوانهزنی روی بذور با مخلوط ماسه و کود حیوانی پوسیده پوشانده شد. پس از آن آبیاری انجام شده و بعد از آن بهصورت قطرهای هفتهای ادامه داشته است. میزان کود فسفر 200 کیلوگرم در هکتار فسفات آمونیوم، کود ازته 120 کیلو گرم در هکتار اوره و کود پتاس 400 کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم در زمان تهیهی زمین استفاده شد. صفات مختلف دو رقم در مراحل رشد مانند تاریخ جوانهزدن، استقرار گیاه، تاریخ گلدهی، ارتفاع بوتهها، وجود بیماری، آلودگی به آفت، تاریخ رسیدگی، میزان عملکرد و تولید ماده خشک بوته و وزن ریشه یادداشت برداری گردید.
برای بررسی قوهی نامیه بذر دو رقم کینوا Sajama و SantaMaria در شرایط گلخانه در اردیبهشت 1388 در داخل گلخانه در کرج کشت شده که بذور دارای قوهی نامیهی بالا و طی 48 ساعت جوانه زدند. برای بررسی سازگاری، فنولوژی و تولید محصول گیاه کینوا بذر دو رقم زراعی گیاه کینوا در اردیبهشت ماه سال 1388 در مزرعه تحقیقاتی موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر در کرج به صورت مشاهده ای کشت شدند، بذور بعد از سه روز جوانه زدند و گیاه رشد کرده و استقرار یافتند. در اواخر خرداد تعدادی از بوتههای هر دو رقم ورس کردند. بررسی بوتههای ورس کرده در آزمایشگاه و با کشت نمونههای آلوده در محیط کشت اسیدی، سیب زمینی، دکستروز آگار نشان داد که آلودگی به جدایههای قارچ Rhizoctonia sp وجود داشت. گیاهان دارای رشد مناسب از نظر رویشی بودند و در اواخر خرداد پانیکل تشکیل و 90 درصد بوتهها به گل رفتند و در بعضی گلها نیز گرده مشاهده شد. بذور کاشته شده در مرداد ماه بعد از یک هفته جوانه زده، بعضی از گیاهان بهخوبی مستقر نشده و تراکم بوتهها در بعضی خطوط کم که در تاریخ 03/06/1388 واکاری انجام شد. در تاریخ 18 شهریور پانیکل تشکیل و گیاهان در حال گلدهی بودند.
در اول مهر هر دو رقم درحال گلدهی کامل و گرده افشانی بودند و تفاوت محسوسی نداشتند. در عین حال هر دو رقمی که پانیکل تشکیل داده بودنند گلدهی را آغاز کردند وجود داشت که علامتگذاری شدند. پس از مدتی پیچیدگی برگ ظاهر شد که دلیلش شته بود که با سمپاشی ایمیداکلوپراید، شتهها از بین رفته و گیاه به حالت نخستین خود بازگشت. گیاهان هر دو رقم دارای تنوع از نظر ارتفاع، رنگ بوته ها، گل آذین، تاریخ گلدهی، رسیدگی و رنگ دانهها بودند که حاکی از عدم یکنواختی ارقام بود و در آینده بهعنوان منبع ژنی مورد بهرهبرداری در تحقیقات بعدی قرار میگیرد. از نظر رنگ بذور دو رقم کینوا به رنگهای سفید، کرم، زرد، صورتی، طوسی، صورتی و سیاه مشاهده گردید. ارتفاع بوته گیاهان دارای تنوع و در تحقیق بین 137-64 سانتیمتر بود. میانگین ارتفاع بوته ها برای ارقام Sajama 5/107 سانتیمتر و برای رقم SantaMaria 7/99 سانتیمتر بود. همانگونه که در گلدهی گیاهان تنوع مشاهده شد در رسیدگی بوتههای ارقام فوق نیز تنوع وجود داشت. شاخص برداشت در نمونه های رقم Sajama بین 46/27 تا 4/59 درصد و میانگین آن 04/45 درصد بود. شاخص برداشت در نمونههای گزینش شده رقم Santa Maria بین 12/48-53/60 درصد بود و متوسط شاخص برداشت رقم Santa Maria برابر 61/55 درصد بود که این نتایج این تحقیق نشان میدهد که رقم Santa Maria دارای دامنه تغییرات بیشتر از رقم Sajama بوده، و در عین حال این رقم دارای عملکرد و شاخص برداشت بیشتری از Sajama بوده است.  

 

فصل دوم
مروری بر پژوهشهای انجام شده

2-1 پهنهبندی اقلیمی
پهنهبندی یا منطقهبندی به معنای تقسیم یک ناحیه به واحدهای منطقهای است که دارای پتانسیلها و محدودیتهای همسان بوده و حاصل مجموعهای از فرآیندها است (سینک و دیلون، 2001). اهمیت مطالعههای منطقهای در این است که باعث شناسایی تفاوتها و تمایزهای منطقهای میشود. چنین مطالعاتی شرایط داخلی و تفاوتهای منطقهای را مورد توجه قرار داده و رابطه آن با مناطق دیگر را میسنجد (سینک و دیلون، 2001). با کمک روشهای منطقهبندی میتوان ابعاد مختلف کشاورزی را از دیدگاه مکانی و زمانی مورد مطالعه قرار داده و پس از هماهنگ کردن این جوانب، نواحی یکنواختی را درون یک منطقه تعیین حدود نمود. از سوی دیگر هم اکنون مدلهای شبیهسازی در سراسر دنیا به طور وسیعی در تحقیقات، آموزش و مدیریت مزارع گیاهان زراعی به کار میروند. با توجه به گستردگی بخش کشاورزی کشور، به کارگیری این مدلها در کشور ما نیز ضرورت دارد (قرینه و همکاران، 1391).
شناخت پتانسیلهای طبیعی بهعنوان بستر فعالیتهای انسانی، پایه و اساس اغلب برنامهریزیهای محیطی و آمایش سرزمین را تشکیل میدهد. در این راستا ویژگیهای اقلیمی و عناصر غالب آن که در پراکندگی و شکلگیری پدیدههای حیاتی (گیاه، حیوان، انسان) نقش تعیین کنندهایی ایفا میکنند، بهعنوان یکی از مهمترین عوامل طبیعی و محیطی ارزیابی میشوند، بهطوری که تضمین توفیق کامل بسیاری از برنامهریزیهای توسعه کشاورزی، صنعت، پروژههای آبیاری، حمل و نقل، بهداشت و غیره، هنگامی بهدست میآید که با شناخت اقلیم و استفاده از پتانسیلهای گوناگون آن همراه باشد (گرامی و شبانکاری، 1385).
گرامی مطلق و همکاران (1385) از روشهای تجربی و روشهای متکی بر تکنیکهای آماری تحلیلی برای پهنهبندی اقلیمی استان بوشهر استفاده کردند. نتایج این محققین نشان داد که روشهای آماری با بررسی تعداد زیادی از عناصر اقلیمی و همچنین اثرات متقابل آنها بر روشهای تجربی برتری دارند و مهمترین عوامل تشکیل دهنده اقلیم استان بوشهر را به ترتیب عامل رطوبتی- بادی، عامل ابری- بارشی، عامل گرمایی-دید و عامل بادی-غباری گزارش کردند. لشنی زند و همکاران (1390) با استفاده از روشهای آماری و تجربی اقدام به پهنهبندی اقلیمی استان لرستان کردند. ایشان سه مؤلفه دما، رطوبت و بارش را بهعنوان مؤلفههای اصلی در تعیین اقلیم استان انتخاب کردند و در نهایت با استفاده از روش خوشهبندی سلسله مراتبی استان لرستان به چهار منطقه اقلیمی (نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان معتدل، نیمه مرطوب با تابستان معتدل و زمستان سرد، نیمه مرطوب با تابستان نسبتاً گرم و زمستان سرد، نیمه خشک با تابستان بسیار گرم و زمستان نسبتا سرد) تقسیم شد.
با استفاده از روشهای نوین آماری و سیستم اطلاعات جغرافیایی پهنهبندی اقلیمی برای استان سیستان و بلوچستان انجام شد و پنج ناحیه اقلیمی مختلف در سطح استان مشخص شد که عوامل تعیین کننده در هر پهنه متفاوت بود بهطور مثال در بلوچستان جنوبی عوامل گرما، تابش و تندر تظاهر اقلیمی این پهنه را مشخص کرد (سلیقه و همکاران، 1387). شیرانی و همکاران (1388) به منظور پهنهبندی اقلیمی استان یزد از چهل و دو متغیر اقلیمی و روشهای آماری استفاده کردند. نتایج ایشان نشان داد که استان یزد دارای شش پهنه اقلیمی متفاوت است. این مناطق عبارتاند از: نسبتا خشک و سرد، خشک و غباری، نیمه خشک و سرد، خشک و بسیار گرم، فراخشک و گرم، فراخشک و بادی.
کین54 (1986) معتقد است که گیاهان زراعی خاص به خوبی در مناطق خاص رشد مییابند و اینکه موفقیت یک گیاه زراعی میتواند تحت تأثیر عوامل اقلیمی (تناوب یخبندان، طول فصل رشد، بالندگی)، فیزیک (خاک، شیب و جهت آن) و اقتصادی باشد. وی پیشنهاد کرد درک مناسبی از اثر متقابل گیاه، آب و هوا، اجازه به تصمیمهای مدیریتی بهتری را میدهد. چنین شناختی در مقیاسهای منطقهای ضروری است. براساس عقیده وایت و همکاران (2001) در کشورهای در حال توسعه، تلاش و سرمایه گذاری برای تحقیقات میبایست به صورت هدفمند برای مناطق اقلیمی زراعی خاص که بیشترین سود را بدست میآورند باشد. برای رسیدن به چنین هدفی بایست مناطق اقلیمی زراعی از پیش تعیین شده باشند. تاکنون آزمایشات تجربی بسیاری برای تعیین گیاهان زراعی مناسب در مناطق مختلف استان خوزستان صورت گرفته است، با این حال تا کنون تلاشهای همسو برای تعیین مناطق اقلیمی زراعی مربوط به طیفی از گیاهان زراعی، وجود نداشته است. تنش گرمایی، بارندگی و تشعشع از جمله عوامل اقلیمی زراعی عمومی مورد استفاده به عنوان اصول منطقهبندی هستند (بایر و دومانسکی55، 1991). هر روش مطالعه منطقهای در جغرافیای کشاورزی، بدون توجه به ماهیت منطقه تحت پوشش آن، ناگزیر است با یکی از جنبههای اراضی کشاورزی مرتبط شود. به عنوان مثال ممکن است به یکی از جنبههای سیستماتیک کشاورزی، مانند عوامل مؤثر در الگوی کشاورزی، بهره برداری از زمین، الگوی کشت، تنوع محصول، قابلیت تولید کشاورزی و غیره مرتبط شود. بنابراین برای ارزیابی توسعه کشاورزی از دیدگاه مکانی، باید به تفسیبر تفاوتهای منطقهای از لحاظ میزان تولید در واحد سطح محصولات زراعی مختلف مبادرت کرد (سینک و دیلون، 20001).
هولدن و بررتون56 (2004) با استفاده از مدلهای شبیهسازی گیاهان زراعی و دادههای اقلیمی، عملکرد گیاهان جو، ذرت، گوجه فرنگی و سویا را در کشور ایرلند شبیهسازی نموده با استفاده از آنالیز خوشهای این کشور را منطقهبندی نمودند. نتایج حاصل از تجزیه خوشهای این منطقه را به هفت گروه اقلیمی تقسیم بندی نمود.

2-2 پهنهبندی آگروکلیمایی
اوچه57 (1998) در ساوانای نیجریه به پهنهبندی اگروکلیمایی برای تولید گندم پرداخت، مطالعات وی نشان داد در یک منطقه گرمسیری مانند نیجریه اقلیم یک عامل مهم و بسیار بحرانی برای رشد گندم است. وی با استفاده از مجموعه رگرسیونهای چندگانه، نسبتهای مناسب مناطق مورد نظر را شناسایی کرد. این مطالعه نشان داد که تولید گندم با نزدیک شدن به استوا به علت دما و رطوبت بالا کاهش مییابد.
نورود58 (2000)، در مورد کاشت گندم دیم در دشتهای بزرگ ایالت کانزاس آمریکا تأثیر پارامترهای اقلیمی را بر روی مناطق کشت گندم دیم مورد بررسی قرار داده است. این محقق با تحلیل دادههای اقلیمی نظیر بارندگی، دما، تبخیر و خاک، نواحی مناسب برای کشت گندم دیم را شناسایی نموده و در تحقیق خود نتیجه میگیرد که تبخیر و بارندگی نسبت به سایر عناصر اقلیمی بیشترین تأثیر را در طول مراحل رشد گندم دیم دارند. دشتی و همکاران (1389) با استفاده از روش فائو پهنهبندی توان اقلیمی استان همدان در تولید چهار گیاه گندم، جو، سیبزمینی و یونجه را بررسی کردند. ایشان نتیجه گرفتند بر اساس شاخص توان تولیدی، الگوی کشت گندم، جو و سیبزمینی مناسبت بیشتری با توان اقلیمی منطقه دارد. در مطالعهای با استفاده از GIS پهنهبندی اقلیمی برای گندم زمستانه دیم در مناطق مغان و اردبیل انجام شد. علاوه بر پارامترهای اقلیمی از لایههای اطلاعاتی شیب منطقه نیز به منظور تعیین مناطق دارای شیب مناسب برای پهنهبندی استفاده شد. در نهایت با همپوشانی لایههای اطلاعاتی چهار کلاس برای گندم زمستانه در شرایط دیم تعیین کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که در مجموع 10 درصد مساحت منطقه برای زراعت گندم دیم بسیار مناسب و 24 درصد نامناسب است (مهربان و همکاران، 1384). کمالی و همکاران (1387) با استفاده از عوامل اقلیمی از جمله بارندگی و دما

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره مواد غذایی، رژیم غذایی، ایالات متحده، ایالات متحده آمریکا Next Entries منبع پایان نامه درباره تناسب اراضی، پوشش گیاهی، پهنه بندی، محیط GIS