منبع پایان نامه درباره تقدیم و تأخیر، زبان معیار، سبک شناسی، علم معانی

دانلود پایان نامه ارشد

انبیاء الله اضافه می- شود و هنوز یافت نشده که به لفظِ الله یا آحاد پیامبران اضافه گردد؛ و گفته نشده «ملتی، و ملة الله و ملة زید». اما این دو عبارت از صحیفه، آن را نقض می کند» (اصفهانی، 1392: 492):
-«وَ أَتْعَبَهَا بِالدّعَاءِ إِلَى مِلّتِكَ» (دعای دوم). «و در راه دعوت مردمان به آیین تو، رنج ها برد».
در دعای مکارم الأخلاق –دعای بیستم- این گونه می خوانیم: «اللّهُمّ اسْلُكْ بِيَ الطّرِيقَةَ الْمُثْلَى، وَ اجْعَلْنِي عَلَى مِلّتِكَ أَمُوتُ وَ أَحْيَا». «خدایا مرا به والاترین راه رهنمون باش و چنان کن که بر دین تو بمیرم و بر دین تو زنده شوم» (رضایی، 1390: 122).
«برجسته سازي ادبي بیش تر، در حوزه معنا، انعطاف پذیرترین سطح زبان، صورت مي- گیرد. عدول از معیارهاي معنایي تعیین کننده، هم نشیني کلمات و رعایت نکردن مشخصه هاي معنایي حاکم بر کاربرد واژگان در زبان معیار، هنجارگریزي معنايي است. صنعت هایي چون استعاره، مجاز، تشخیص در چهارچوب این بحث مي گنجد. در متن صحیفه کلمات با هم نشیني در کنار یکدیگر، معنایي را مي آفرینند که گاهي از سطح زبان معیار و کاربرد آن در این زبان فراتر است» (گنجعلی و دیگران، 1392: 157). تركيبات اضافي زیر نیز، از سطح معیار فراتر رفته اند و با فراهنجاري معنايي رويكرد امام (ع) را نشان می دهند. از سوی دیگر، موجب ایجاد معانی ثانویه- اي مانند تخصيص و مبالغه و تأکید، شده اند:
ترکیبات اضافی
1-«حَمْداً يُضِي‏ءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ» (دعای اول).
«مراد از این اضافه: اعمال و اعتقادات تاریک است. مقصود: محو آن است همان گونه که خداوند می فرماید: {إنّ الحسنات یذهبن السیئات} (هود:114) یا تبدیل آن به حسنات است همان گونه که خداوند می فرماید: {اولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات} (الفرقان:70)» (مدنی شیرازی، 1381، ج1: 60). استعاره مصرحه در این اضافه وجود دارد یعنی امام (ع)، اعمال و اعتقادات تاریک و گناه آلود را تشبیه به « ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ» نموده اند تا با این تصویر، مقصود خویش را حسی تر و آشکار تر بیان کنند. در نتیجه دیده می شود که امام (ع) در یک ترکیب اضافی، فراهنجاری معنایی ایجاد نموده اند.
2-«وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيّةِ إِلَى حَدّ الْبَهِيمِيّةِ» (دعای اول).
«مراد از این اضافه یعنی اضافه حدود به انسانیه: اتصاف انسان به امور متعدد که او را از غیر انسان ممتاز می کند، مثلاً کمالات علمیه و عملیه که هر کدام از این صفات به نسبت انسان حدی است بر خلاف بهیمه یا حیوانات، که حدی جز عدم عقل ندارند» (مدنی شیرازی، 1381، ج1: 48) این اضافه از نوع محض و مفید تعریف و تخصیص است.
3-«اللّهُمّ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ أَمِينِكَ عَلَى وَحْيِكَ، وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِيّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرّحْمَةِ» (دعای اول).
«امام الذی هو الرحمه: یعنی نفس رحمت: این اضافه مبالغه دارد. همچنین تلمیح به آیه 107 سوره انبیاء: {و ما ارسلناک إلا رحمة للعالمین}» (همان: 49). «سطح مضمر و پنهان این اضافه، دلالت بر حذف اسم موصول «الذی» و ضمیر «هو» دارد که ایجاد تأکید کرده است. مثل اضافه «مفتاح الدار: که تقدیرش این گونه است: مفتاح الذی للدار» (متقی زاده، 1388: 26).
4- «صَلَاةً تَعْصِمُهُمْ بِهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ…. وَ تَقِيهِمْ طَوَارِقَ اللّيْلِ وَ النّهَارِ إِلّا طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْر»ٍ (دعای چهارم).
«مراد از این اضافه، مطلق حوادث در شب و یا روز است و این اضافه به معنای مکر اللیل می- باشد» (مدنی شیرازی، 1381، ج1: 176). این ترکیب اضافی، کنایه از حادثه های روز و شب است؛ در نتیجه، در این ترکیب، فراهنجاری معنایی وجود دارد؛ زیرا امام (ع) با کاربرد دو کلمه با معنای واضح در کنار یکدیگر، صنعت کنایه را به وجود آورده اند و از زبان معیار خارج شده اند.
امام (ع) در ترکیبات اضافی بالا، از هنجار خارج شده و به آن ها، معنای ثانویه ای مثلِ تخصیص و مبالغه و تأکید داده اند؛ همچنین در دو اضافه «ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ و طَوَارِقَ اللیل» فراهنجاری معنایی (به ترتیب، استعاره و کنایه) ایجاد کرده اند.
1-3 تقدیم و تأخیر:
تقدیم و تأخیر یکی از مهم ترین مصادیق جملات نشان دار است و همان گونه که اشاره شد، جمله از زبان معیار خارج شده و وجهه سبکی پیدا می کند. «علم معانی به نکته های دقیق و باریک زبانی و ادبی متون می پردازد. یکی از مباحث مهم این علم، -همان گونه که پیش تر اشاره شد- مبحث تقدیم و تأخیر است. این مبحث در وهله اول، بررسی زبانی تقدم و تأخر عناصر جمله به حساب می آید و در مرحله دوم، ادبیت کلام طرح می شود که از طریق آن، معنای ثانویِ تقدیم و تأخیر اجزای جمله ظاهر می گردد» (میر باقری فرد، هاشمی، صفری فروشانی، 1390: 174). «تقدیم و تأخیر از احوالات مسند و مسند إلیه و همچنین سایر اجزای جمله است. تقدیم مسند بر مسند إلیه می تواند به هدف تخصیص باشد مثل: لا فیها غولٌ. یا به هدف آگاه کردن مخاطب به این نکته که کلمه واقع شده در جایگاه مسند، خبر است نه نعت، مثل این مصرع شعری: «له هممٌ لا منتهی لکبارها» و یا به هدف تفاول و تشویق به ذکر مسند إلیه، مانند این بیت شعری: ثلاثةً تشرق الدنیا ببهجتها شمس الضحی و أبو إسحاق و القمر» (تفتازانی، 1392: 160). از دیگر اغراض بلاغی تقدیم و تأخیر، می توان به تأکید (سعدٌ حضر) و حصر و قصر (مثل این آیه کریمه: «لکم دینکم و لی دین»: «کافرون: 6») اشاره کرد. «شکی نیست که تقدیم و تأخیر اثر مهمی در سبک دارد و دلالت بر فصاحت و حسن تصرف می کند. تقدیم و تأخیر، هم وظایف دلالی و هم، وظایف فنی دارد. یعنی نظام ترکیبی جمله بر حسب ضرورتِ دلالت در جمله تغییر پیدا می- کند؛ اما در سطح فنی موسیقی تغییر می کند» (کریکش، 2011: 98).
1-3-1 تقدیم به هدف قصر (تقدیم ما حقه التأخیر):
تقدیم و تأخیر از مصادیق عدول و هنجار گریزی است و هنجار گریزی سهم عمده ای در تشکیل سبک هر ادیب دارد و در سبک شناسی از محور های اساسی است، بنابر این تقدیم و تأخیر در سبک شناسی جایگاه ویژه ای دارد. امام (ع) با استفاده از قصر که یکی از مباحث مهم سبک شناسی لایه نحوی و علم معانی و یکی از اهداف تقدیم و تأخیر است؛ توانسته اند به جملات خویش وجهه سبکی بدهند. «قصر در لغت به معنای حبس است و در اصطلاح به معنی تخصیص شیئی به شیئی (چیزی به چیزی) به طریقه مخصوص می باشد» (تفتازانی،1392 :180). «قصر با چهار روش انجام می پذیرد: الف) به وسیله عطف، مثل: زید شاعر لا کاتب. ب) با استفاده از نفی و استثناء (ما و إلّا) مثل: ما شاعر إلا زید. ج) با استفاده از إنما مثل: إنما زید کاتب. د) تقدیم، مثل: تمیمی أنا» (همان: 186). از میان روش های قصر، فقط شیوه تقدیم است که در فراهنجاری نحوی و چیدمان نشاندار جای می گیرد، زیرا همان گونه که اشاره شد، در چیدمان نشان دار، اجزای جمله در جای اصلی خود قرار نمی گیرند؛ بلکه با بر هم زدن نحو معیار، موجب تمایز سبکی می شوند.
تقدیم جارو مجرور متعلق به فعل، بر خود فعل –تقدیم ما حقه التأخیر- نمونه ای از قصر است :
-«بکلِّ ذلک یصلح شأنهم، و یبلو اخبارهم…» (دعای ششم). «وخداوند بدین وسیله کارشان را سامان می دهد و کردارشان را می آزماید…» (رضایی، 1390: 59).
«حرف «باء» در «بکل» باء استعانت است و این جار و مجرور متعلق به فعل «یصلح» است که متأخر شده است و این تقدم برای تأکید شمول است» (مدنی شیرازی، 1381، ج1: 209). در واقع اشاره به خلق شب و روز و فراهم شدن منافع و راحتی و خواب انسان ها و رسیدن به لذت و… می کند که همگی در بند های قبل از این جمله، در دعای ششم آمده است.
-«…وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجّهْتَهُ إِلَيّ…» (دعای هفتم). «…این همه را به نیروی خویش بر من وارد کرده ای و به سوی من روان کرده ای…(رضایی،1390: 66). با تقدیم این دو جار و مجرور بر فعل، تأکید بر قدرت و سلطنت بی حد و حصر خداوند دارند.
-«اللّهُمّ وَ إِنّكَ مِنَ الضّعْفِ خَلَقْتَنَا، وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنَا، وَ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ابْتَدَأْتَنَا» (دعای نهم). «خدايا تو ما را از ضعف آفريده‏اى، و بر سستى بنياد كرده‏اى و آفرينشمان را از آبى بى‏ارزش آغاز نموده‏اى».
با این تقدیم، انسان را متوجه ناتوانی و ضعفش می کند و موجب می شود تا انسان غرور و خودبینی را به خود راه ندهد. این کار را با تقدیم جار و مجرور های متعلق به فعل انجام داده اند و از سویی دیگر با اشاره ای لطیف به آیه 54 سوره روم –{الله الذی خلقکم من الضعف}- باعث متمرکز شدن توجه خواننده می شوند.
تقدیم جار و مجرور در بند زیر افاده حصر می کند:
-«اللّهُمّ يَا مَنْ بِرَحْمَتِهِ يَسْتَغيثُ الْمُذْنِبُونَ‏ وَ يَا مَنْ إِلَى ذِكْرِ إِحْسَانِهِ يَفْزَعُ الْمُضْطَرّونَ‏ وَ يَا مَنْ لِخِيفَتِهِ يَنْتَحِبُ الْخَاطِئُونَ‏» (دعای شانزدهم). «خدايا اى كسى كه گنهكاران به وسيله رحمتش طلب فرياد رسى مى‏كنند و اى كسى كه بيچارگان به ياد احسانش پناه مى‏برند و اى كسى كه خطا پیشگان از بیم تو با فریاد بگریند». در این بند نیز، با تقدیم جار و مجرور متعلق به فعل موجب ایجاد حصر شده اند؛ یعنی تنها کسی که شایسته است گناهکاران از او یاری بجویند و به احسانش در حالت مضطر بودن امید داشته باشند و از ترسش بگریند، تنها پروردگار بی همتاست.
-«اللّهُمّ إِلَى مَغْفِرَتِكَ وَفَدْتُ، وَ إِلَى عَفْوِكَ قَصَدْتُ، وَ إِلَى تَجَاوُزِكَ اشْتَقْتُ، وَ بِفَضْلِكَ وَثِقْتُ» (دعای بیستم). «خدايا به سوى آمرزش تو كوچ كرده‏ام، و به سوى عفو تو آهنگ نموده‏ام، و به گذشت تو مشتاق شده‏ام، و به فضل تو اعتماد كرده‏ام». «یعنی إلی مغفرتک وفدت لا إلی غیرها» (مدنی شیرازی، 1381، ج2: 124). در این جمله ها، تقدیم جار و مجرور بر فعل و فاعل، موجب ایجاد معنای تأکید بر مغفرت بی حد و حصر پروردگار شده و از سوی دیگر با قرار دادن افعال ماضی متکلم وحده در پایان فاصله ها، موسیقی ایجاد شده است. به بیان بهتر، این عبارات علاوه بر هماهنگی در ساختار نحوی، از نظر محتوا نیز به هم نزدیکند و تأکید مقصود را دو چندان کرده اند؛ بنابر این، اشتراک موسیقایی، نحوی و محتوایی، باعث انسجام بیش تر کلام و تأکید خاص بر استغفار شده و همچنین طلب رحمت الهی را نشان می دهد.
در جمله اول و دوم، مغفرت و عفو پروردگار تشبیه به مقصدی نیکو شده است که امام (ع) به سوی آن کوچ نموده و در ضمن از همه مومنین چنین خواسته ای را دارند که همیشه استغفار کرده و به بخشش او امیدوار باشند. «مغفرة و عفو و تجاوز و فضل» تقریباً مترادف و در راستای معنای واحد می باشند. این نیز یکی دیگر از هنرمندی های امام در بلاغت متن است.
1-3-2 از دیگر مواضع حصر (تقدیم خبر بر مبتدا):
در بند های زیر، خبر شبه جمله در حالی بر مبتدا مقدم شده که مبتدا معرفه است. و این کار برای اختصاص انجام گرفته است:
1-«ثُمّ لَهُ الْحَمْدُ مَكَانَ كُلّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ عِبَادِهِ الْمَاضِينَ وَ الْبَاقِينَ عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ، وَ مَكَانَ كُلّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا عَدَدُهَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً أَبَداً سَرْمَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.» (دعای اول). «پس به جای هر نعمتی که بر ما و همه بندگانِ در گذشته و زنده خود ارزانی داشته است، و به شمار تمام آن چه در علم بی پایان او گنجد، چندین برابر نعمت هایش تا همیشه و دائما تا روز قیامت، او را سپاس می گوییم» (رضایی، 1390: 37).
«جمله بالا استینافیه است و خبر شبه جمله مقدم شده برای افاده اختصاص، و قصر در این جمله حقیقی است» (مدنی شیرازی، 1381، ج1: 85).
2-«اللهم لک الحمد علی ما فلقت لنا من الإصباح» (دعای ششم). «خدایا، ستایش برای توست که پرده تاریک شب را به روشنایی صبح گاهان شکافتی» (رضایی، 1390: 59).
3-«اللّهُمّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا لَمْ أَزَلْ أَتَصَرّفُ فِيهِ مِنْ سَلَامَةِ بَدَنِي،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره زبان ادبی، فرا هنجاری، سبک شناسی، زبان عربی Next Entries منبع پایان نامه درباره پیامبر (ص)، نعمت الهی، سبک شناسی