منبع پایان نامه درباره تتابع اضافات

دانلود پایان نامه ارشد

متن فيلمنامهي “حاجي واشنگتن” است، اما نويسنده در مواقع خاص، برخي جملات را دچار اطناب و حشو ميکند. اين جملات، بيشتر، از زبان شخصيت اول داستان ديده مي شود که شخصي درباري و آداب دان است و همواره سعي ميکند سخنان خود را با لفّاظيهاي ادبي بيارايد. از جمله مواردي که باعث پيدايش اين ويژگي ناپسند در جملات ميشود، عبارتند از:
1-6- صنعت تتابع اضافات: اين صنعت از اضافهشدن ترکيبات اضافي(مضاف و مضاف اليه) و وصفي(موصوف و صفت) به صورت پيدرپي و به وسيلهي کسرهي اضافه بهوجود آمده است. در مجموع فيلمنامه، حدود 230 ترکيب اضافي و 200 ترکيب وصفي وجود دارد که به ذکر چند نمونه از اين دو نوع ترکيب، از ميان اين حجم قابل توجه، بسنده ميکنيم:
الف) ترکيبات اضافي: تيغ کارزار(اضافهي تخصيصي)- شمشير رجال(اضافهي ملکي)- سفرهي قلمکار(اضافهي بياني)- تشت عرش(اضافهي تشبيهي)- بندر پتسدام( اضافهي توضيحي)
ب) ترکيبات وصفي: سفر پرزحمت- موکب همايون- بيرق سهرنگ- رئيس خوشديدار- ممالک محروسه- امپراتور بيتاج- انگشت مبارک.
* تحفهاي است پيشکش به پادشاه کل ممالک محروس? ايران، سلطان قدر قدرت، سرخ پوستي از مردم بومي ينگهدنيا که به خاک پاي مبارک جواهرآسا از جانب بند? درگاه، حسينقلي، ايلچي دولت عليه تقديم ميشود. (مجموعه آثار علي حاتمي:758)
لازم به ذکر است که پيدرپي آمدن ترکيبات اضافي و وصفي علاوه بر اينکه خواندن متن را دشوار و نفسگير ميکند، گاه موجب ابهام و ديريابي آن جملات نيز ميشود. براي مثال در جمل? زير خواننده در کشف موصوف صفت همايون دچار مشکل ميشود:
* در ظل دربخانه مبارکه بندگان همايون پناهش داديم. (مجموعه آثار علي حاتمي:758)
در نگاه اول همايون صفت بندگان به نظر ميرسد ولي با توجه به غريب بودن نسبت چنين صفتي به بندگان در مييابيم که واژ? “همايون”، صفت جانشين اسم يا موصوف محذوف ميباشد؛ يعني بندگان پادشاه همايون.
همچنين در جملات زير:
* سرخ پوستي از مردم بومي ينگهدنيا که به خاک مبارک جواهرآسا از جانب بند? درگاه، حسينقلي، ايلچي دولت عليه تقديم مي شود.
در اين جمله نيز مخاطب در اينکه صفت “جواهرآسا” به “خاک” نسبت دارد يا “پا”، دچار سردرگمي ميشود.
* به حمدالله در اقبال مصون از زوال همايوني به واشنگتن رسيدم. (مجموعه آثار علي حاتمي:740)
در اينجا نيز گوش مخاطب ابتدا، کلمهي “همايوني” را صفت نسبي براي “زوال” ميپندارد، درحاليکه موصوفِ آن کلمهي “اقبال” است.
درخور يادآوري است که استفادهي فراوان از صنعت “تتابع اضافات” که از عيوب فصاحت شمرده شده است و ذکر کردن جملاتي که به وسيلهي اين صنعت مبهم و ديرياب شدهاند، نهتنها ضعف نويسندگي نويسنده به شمار نميرود، بلکه نمايش موفق روشهاي نادرست و مرسوم خطابه و سخنوري در زمان و مکان مورد نظر او است. اين نمونهها نشان دهندهي دقت نظر و آشنايي فراوان نويسنده با ويژگيهاي گفتار و نوشتار مرسوم در دور? قاجار است.
2-6- مترادفات: کلمات و جملاتي هممعني يا داراي معاني نزديک به هم، در فيلمنامه وجود دارد که در اطناب جملات آن تاثير فراوان گذاشته است. در زير، نمونههايي از اين مترادفات را ميآوريم:
* عيد است هم? اوقات، مردم تازه از حمام در آمده، پاکيزه، رخت نو بر تن … (مجموعه آثار علي حاتمي:732)
* روز سختي بود، کسلکننده، ملالآور. (مجموعه آثار علي حاتمي:741)
* جايزه جليقه اي بود نوظهور، ضدگلوله، که روئينتن ميکرد آدمي را در برابر هر سلاح آتشين. (مجموعه آثار علي حاتمي:747)
* عاقبت تشريف آوردند. بيمحافظ، بيتشريفات، سرزده و بيدعوت …. (مجموعه آثار علي حاتمي:750)
* پدر تنها اولادم مهرالنسا، اولادم منحصر به همين دختر است. (مجموعه آثار علي حاتمي:750)
* حضرت مستر پرزيدنت سواره آمدند. (مجموعه آثار علي حاتمي:754)
علاوه بر دو ويژگي بالا که از لحاظ علم معاني عيب فصاحت شمرده ميشوند، نمونههايي از “حشو مليح” که معمولاً به صورت “بدل” و “جملات معترضه” در متون به کار ميرود، در متن فيلمنامهي مورد نظر ديده ميشود که در اينجا ذکر آنها مي کنيم:
بدل:
* اين سياحتنام? اولين ايراني است که روانه واشنگتن، يکي از بلاد ينگهدنيا شد. (مجموعه آثار علي حاتمي:727)
* من حاج حسينقلي، پسر هفتم ميرزا آقا خان نوري، سفير کبير ناصرالدين شاه در ينگه دنيا، پدر تنها اولادم مهرالنساء … (مجموعه آثار علي حاتمي:750)
* سلام بر جالينوس، دستيار من، آميز محمود خان مترجم، يار من، اسب ديوانه. (مجموعه آثار علي حاتمي:761)
جملات معترضه:
* قربانت شوم، به حمدالله در اقبال مصون از زوال همايوني به واشنگتن رسيدم. (مجموعه آثار علي حاتمي:740)
* به مناسبت نزول اجلال ناگهاني موکب همايون حضرت رياست جمهور ممالک مشترکه آمريک، مستر پرزيدنت کليلوند، دامهشوکتها، توسط بنده درگاه حاجي. (مجموعه آثار علي حاتمي:754)
* صورت اغذيه و اشربه و مخلّفات شام رياست جمهوري، که با اسباب سفره ايراني در سفره قلمکار، به طرز ايراني چيده شد، به جهت ثبت در تاريخ و استفاده تذکرهنويسان محقق دانشور به قرار زير راپرت ميشود.
ب) مباحث بلاغي:
اين فيلمنامه از چند ويژگي بارز زيباييشناسي برخوردار است که به ذکر و بررسي آنها ميپردازيم:
1. جملات آهنگين: از ويژگيهاي بارز فيلمنامهي “حاجي واشتگتن” در حوزهي بلاغي، جملات آهنگين و گوشنواز آن است. نويسنده از صنايع لفظياي نظير “سجع”، “جناس” و”تتابع اضافات” براي رسيدن به اين مقصود، بسيار نيکو و شايسته سود جسته است. در اينجا، براي دوري جستن از تکرار، تنها به بررسي دو صنعت سجع و جناس ميپردازيم:
1-1- سجع: اين صنعت پرکاربردترين صنعت لفظي موجود در متن فيلمنامه است. سجعهاي به کار رفته در متن به صورت “مطرف” و “متوازي” هستند؛ اما اغلب آن ها از نوع مطرفند که در حرف روي اشتراک دارند:
* من نه کارداني داشتم براي خدمت، نه عُرضه خيانت. (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* دست به دست ميدهند دو شاهنشاه به اذن الله ، حق مبارک کند انشاالله. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
* حضرت رئيسجمهور، امپراتور بيتاج، چهره به چهره حاجي نشسته، حکيمانه سخنان پرسوز ميگفتند و از جدايي برادر تاجدارشان آب در چشم ميآوردند. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
* رسم گردد سفر و سير و سياحت، بده بستان عيان بين دو دولت. (مجموعه آثار علي حاتمي:735)
* هر وقت مصلحت بود برميگردم. شايد با نام آمريکاييام دکتر مايکل، يا در جامعه رهبانان، با اولين هيات مذهبي که عازم است ايران. (مجموعه آثار علي حاتمي:762)
همچنين، بهترين نمونه براي سجع متوازي، خطابهي قرّاي حاجي در نزد پرزيدنت است که قسمتهايي از آن را براي مثال ذکر ميکنيم:
* صفتش حضرت ظل اللهي، ناصر دين خدا، روحي ارواح فدا. (مجموعه آثار علي حاتمي:735)
* لندن و پاريس بر انگشت مبارک به جولان، تخت بر تخت به ايوان، مطبّق فزون گشته ز کيوان. (مجموعه آثار علي حاتمي:735)
* پارسال رياستت چهل باشد، دشمن از روي تو خجل باشد. (مجموعه آثار علي حاتمي:735)
* والسلام، اي رئيس خوشديدار، شد تمام، گل سخن گفتن وزير مختار. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
2-1- جناس: هرچند اين صنعت از نظر بسامد تکرار از درصد بالايي برخوردار نيست، اما در هر کجاي متن که استفاده شده، نقش مؤثري در موسيقي آن داشته است. براي مثال:
* بساط تخته نرد ريخته شد، تاس ريختند، شش و بش آمد. (جناس لاحق)
*روزگار ايران را تباه و سياه مي بينم. (جناس لاحق)
* پدرم به جرم اختلاس تبعيد بود با اهل بيت به کاشان، کاش مادر نميزادم. (جناس زائد)
* حقيقتاً ما تمدني کهن داريم يا کهنه. (جناس مذيّل)
* ببندد به صفا عقد مودت، بگشايد ز وفا باب تجارت. (جناس لاحق)
* مصدرپُست هاي پَست. (جناس ناقص)
* اقبال قبله عالم. (جناس شبه اشتقاق)
* واشنگتن شهر سور و نور و سرور.
بين سور و نور، جناس لاحق و بين سور و سرور جناس زائد وجود دارد.
2. استفاده از آرايهي تشبيه:
اين آراي? ادبي 22 بار در کل فيلمنامه به صورتهاي “تشبيه بليغ”، “تشبيه مفصل”، “تشبيه مرکب” و “تشبيه مرسل” به کار رفته است. در زير براي هريک از انواع تشبيه ياد شده نمونه هايي ذکر ميکنيم.
تشبيه بليغ: اين نوع تشبيه اغلب به صورت ترکيب اضافي در متن ديده ميشود.
* چشم حسود بترکد، چون سپندي که در افتد به تشت عرش. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
* باران رحمت از دولتي سر قبل? عالم است و سيل و زلزله از معصيت مردم. (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* شد تمام، گل سخن گفتن وزير مختار. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
تشبيه مفصل: تشبيهي که در آن وجه شبه و ادات تشبيه ذکر ميشود و ذهن خواننده براي يافتن آن تلاشي متحمل نميشود.
* سفيري به طرف آمريکا برود چون صبا، فرحافزا. (مجموعه آثار علي حاتمي:735)
*قدحقدح چشمهاي تازه از حدقه درآمده، تپان مثل ماهي ليز. (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* آدما اعيون با کلاي لگني و قباي جلوراست، سنگين و رنگين عينهو آقازادهها. (مجموعه آثار علي حاتمي:740)
تشبيه مرسل: تشبيهي که در آن علاوه بر طرفين تشبيه، وجه شبه نيز ذکر گردد.
* گويي تأسيس سفارتخان? شاه ايران در واشنگتن، حکم عروسي مجدد را داشت براي مستر پرزيدنت. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
*چه شبيهه چشمهاي تو به چشمهاي دخترم، مهرالنساء. (مجموعه آثار علي حاتمي:748)
تشبيه مرکب:
* مثل عقاب که دانه برچيند و لاشه بگيرد، همه را خوردهاند. (مجموعه آثار علي حاتمي:759)
* به دوستي وارد ميشوند و مثل خنّاس در دلها، وسواس ميکنند. (مجموعه آثار علي حاتمي:759)
* شمشير اخته در غلاف داماد سربلندي است. (مجموعه آثار علي حاتمي:762)
* سرخپوستي بر اسب سفيد، مثل خون نشسته به برف ظاهر شد. (مجموعه آثار علي حاتمي:758)
3. استفاده از آراي? استعاره و تشخيص:
صنعت استعاره در فيلمنام? مورد نظر به شکلهاي زير مورد استفاده قرار گرفته است:
استعار? مصرحه:
* هم? عالم فداي يک تار موي قبله عالم. (مجموعه آثار علي حاتمي:748)
قبل? عالم استعاره از شاه است.
* عاقبت بخت حاجي وا شد، به يُمن اين ابوالهول مسي. (مجموعه آثار علي حاتمي:758)
استعاره از سرخپوست.
*اين قوّ? آکله و مرض جذام اينها، در هرجا برسد همين حالت را دارد. (مجموعه آثار علي حاتمي:759)
قوّ? آکله و مرض جذام استعاره از کشته شدن فراوان بوميان آمريکايي توسط دولت آمريکا است.
استعار? مکنيه:
* در و ديوار و اثاث خانه شاهدند، و به حمدالله تا اين ساعت حاجي سلامت عقل دارد. (مجموعه آثار علي حاتمي:756)
* مرض بيداد ميکند. (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* سالک بر پيشاني همه مهر نکبت زده. (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* تو رفتي علم بياموزي، حياتم فروختي. (مجموعه آثار علي حاتمي:761)
علاوه بر موارد ياد شده، نمونههاي ديگري از صنايع لفظي و معنوي نظير “تضاد” و “متناقضنما” در متن فيلمنامه ديده ميشود؛ هرچند اين صنايع از بسامد تکرار اندکي برخوردارند، اما در نوع خود ستودني هستند و ذکر نکردن آنها باعث ميشود در بيان توانمنديهاي نويسند? هنرمند، حق مطلب ادا نشود. نمونههايي از کلمات متضاد که به نحوي هنرمندانه در جمله نشسته اند:
* هرچه آمريکائيها سخت مصرّند ما راحت زائيده شويم که بميريم به ذلّت.
راحت و ذلت- سخت و راحت- زائيده شدن و مردن.
* شمشير رجال آلت بار و ضيافت است نه تيغ کارزار.
همچنين نمونه هاي جالبي از صنعت تناقض:
* وه، چه ملال دلچسبي دارد خستگي بعد از فتح.
* تو از اين به بعد يک رجل يائسه اي، مصدرپُست هاي پَست.
* شمشير اخته در غلاف داماد سربلندي است.
* چه انتظاري از اين دودمان با آن سرسلسل? اخته.

“مادر”
فيلم مادر متفاوت ترين فيلم زنده ياد حاتمي نسبت به ساير آثارش،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره سفارتخانه، عصر قاجار Next Entries منبع پایان نامه درباره آرامش خاطر، عناصر داستان