منبع پایان نامه درباره بهبود مستمر

دانلود پایان نامه ارشد

ديگر بكنيم ، بجاي آن منابع خود را صرف بهبود محصول تامين كننده فعلي بكنيم و با تامين كننده خود در راستاي بهبود مواد و فرآيندهاي آن فعاليت داشته باشيم. كاهش تعداد تامين‌كنندگان براي يك ماده و حذف تامين‌كنندگاني كه كيفيت لازم را ندارند -البته بر اساس شواهد آماري- حركت به سمت يك تامين‌كننده براي هر ماده و ايجاد يك رابطه بر اساس وفاداري و اعتماد در درازمدت.
هدف به حداقل رساندن هزينه كل است نه تنها هزينه هاي اوليه.15
در دنياي واقعي، البته يك تامين ‌كننده واحدي كه بتواند قادر باشد نيازمنديهاي كيفي شما را برآورده كند وجود ندارد . ممكن است تامين‌كننده واحدي كه به اندازه كافي از نظر كيفيت خوب باشد و قابل اعتماد و مسئوليت پذير باشد كه بتواند تنها تامين‌كننده شما باشد وجود نداشته باشد.
چه بايدكرد؟ پاسخ كوتاه : كاهش تنوع.
تنوع و تغييرات منابع بسيار بد است . بعلاوه تغييرات ايجاد‌شده بر اثر تغيير منابع از يك تامين‌كننده به تامين‌كنندگان ديگر به خود آسيب رساندن است. هدف در اينجا رابطه مشتري،تامين‌كننده است و استفاده از تامين كننده بعنوان يك همكار: فلسفه برد-برد احساس امنيت يك رابطه طولاني مدت، به تامين ‌كننده اجازه نوع ‌آوري ميدهد.
اصل‌ پنجم) بهبود مستمر سيستم‌ توليد و خدمات‌16
هدف اول هر كسب و كاري بدست آوردن پول است و هدف دوم بهبود مستمر. هر شخص ، هر سازمان و هر مديري براي بهبود مستمر تلاش ميكند.
مديريت‌ بايد تمام‌ كاركنان‌ را درجهت‌ بهبود مستمر توليدات‌ ترغيب‌ سازد و دربين‌ كاركنان‌ اين‌ ذهنيت‌ را ايجاد كند كه‌ هيچ‌گاه‌ به‌ بهترين‌ روش‌ و بهترين‌ كيفيت‌ نرسيده‌ايم‌ و همواره‌ بايد درجهت‌ ارائه‌ روشهاي‌ جديد، خلاقيتها و نوآوريها تلاش‌ كنيم. در اين‌ زمينه‌ دكتر دمينگ‌ چرخه‌اي‌ را به‌عنوان‌ چرخه‌ دمينگ‌ يا (چرخه17) پيشنهاد مي‌كند و براين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ همواره‌ و در تمامي‌ فعاليتها لازم‌ است‌ به‌ ترتيب، چهار قدم‌ برنامه‌ريزي18 ، اجرا19 ، بررسي20و اقدامات‌ اصلاحي21را به‌ اجرا درآورد و با تكرار آن‌ به‌طور مداوم‌ عمل‌ بهينه‌سازي‌ و بهبود مستمر را انجام‌ داد. ‌اجراي‌صحيح‌اين‌اصل‌سبب‌كاهش‌هزينه‌هاوافزايش‌بهره‌وري‌مي‌گردد ‌ . دراين‌حالت‌قيمت‌تمام‌شده‌كاهش‌ وقدرت‌سازمان‌افزايش‌مي‌يابد.
اصل‌ ششم) آموزش‌ درخصوص‌ شغل‌ را برگزار كنيد22
‌باتوجه‌ به‌ پيشرفت‌ فزاينده‌ علم‌ و تكنولوژي‌ لازم‌ است‌ مديران‌ امكانات‌ لازم‌ را براي‌ فراگيري‌ اطلاعات‌ و علوم‌ جديد فراهم‌ كنند اما متاسفانه‌ بسياري‌ از مديران‌ توجه‌ به‌ آموزش‌ كاركنان‌ خود نمي‌كنند چرا كه‌ نتايج‌ آموزش‌ غيرملموس‌ و نامشهود است‌ و نمي‌توان‌ نتايج‌ آن‌ را بويژه‌ در كوتاه‌مدت‌ مشاهده‌ كرد. و مديران‌ نتيجه‌گرايي‌ كه‌ عمدتاً‌ با آمار و ارقام‌ كار مي‌كنند و هر فعاليتي‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ نتايج‌ قابل‌ ملموس‌ آن‌ انجام‌ مي‌دهند، به‌ آموزش‌ كاركنان‌ توجه‌ لازم‌ را مبذول‌ نمي‌دارند. اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ آموزش‌ يك‌ امر كيفي‌ است‌ و تبديل‌ فعاليتهاي‌ كيفي‌ به‌ كمي‌ و اندازه‌گيري‌ آنها بسيار مشكل‌ است. درواقع‌ آموزش‌ يك‌ سرمايه‌گذاري‌ پنهان‌ است‌ كه‌ نتايج‌ آن‌ در درازمدت‌ مشخص‌ مي‌شود و با ايجاد آموزش‌ مستمر است‌ كه‌ علاوه‌ بر ارتقاي‌ مهارت‌ و دانش‌ كاركنان‌ باعث‌ افزايش‌ انگيزه‌ دربين‌ آنها خواهيدشد.
‌اصل‌هفتم) رهبري‌كنيد23
‌همواره‌ سعي‌ كنيد بر كاركنان‌ خود رهبري‌ كنيد تا كاركنان‌ نيز خود را در رسيدن‌ به‌ اهداف‌ سازمان‌ مهم‌ دانسته‌ و بدون‌ آنكه‌ كنترل‌ شوند و تحت‌ فشارهاي‌ مختلف‌ قرار گيرند وظايف‌ خود را انجام‌ دهند، درواقع‌ با رهبري‌ كردن‌ است‌ كه‌ كاركنان‌ حتي‌ بدون‌ حضور مديران‌ و سرپرستان‌ سعي‌ مي‌كنند وظايف‌ خود را به‌ بهترين‌ نحو ممكن‌ انجام‌ دهند چرا كه‌ به‌ كار خود عشق‌ مي‌ورزند و شيفته‌ آن‌ شده‌اند و اين‌ به‌خاطر آن‌ است‌ كه‌ يك‌ رهبر خوب‌ توانائيها و استعدادهاي‌ افراد را شناسايي‌ كرده‌ وهركس‌ را در جاي‌ مناسب‌ خود قرار مي‌دهد. اين‌ چنين‌ رهبري‌ اگر قرار باشد كسي‌ را سرزنش‌ كند هيچ‌گاه‌ خود شخص‌ را سرزنش‌ نمي‌كند بلكه‌ عملكرد نامناسب‌ او را مورد سرزنش‌ قرار مي‌دهد.
‌اصل‌ هشتم) ترس‌ را در محيط‌ كار ازبين‌ ببرند24
‌ترس‌يكي‌ازعواملي‌است‌كه‌در ظاهر باعث‌ افزايش‌ فعاليت‌ كاركنان‌ مي‌شود ولي‌ واقعيت‌ آن‌ است‌ كه‌ ايجاد ترس‌ نه‌ تنها باعث‌ افزايش‌ فعاليت‌ كاركنان‌ نمي‌شود بلكه‌ با برهم‌ زدن‌ افكار كاركنان‌ و مغشوش‌ كردن‌ ذهن‌ آنها سبب‌ ازبين‌ رفتن‌ خلاقيتها و نوآوريها مي‌شود. ‌ترس‌ باعث‌ مي‌شود تا زماني‌ كه‌ عامل‌ ايجاد ترس‌ وجود دارد افراد به‌ فعاليت‌ بپردازند ولي‌ به‌ محض‌ برطرف‌ شدن‌ عامل‌ ترس، شخص‌ به‌ همان‌ شكل‌ دلخواه‌ خود عمل‌ مي‌كند. پس‌ سعي‌ كنيد همواره‌ با ازبين‌ بردن‌ ترس‌ و اعمال‌ رهبري‌ صحيح، كاركنان‌ را به‌ فعاليت‌ بيشتر و توليد محصولات ‌باكيفيت‌ ترغيب‌ سازيد ، نه‌ اينكه ‌آنهارامجبور به ‌فعاليت‌ بيشتركنيد.
همچنين‌همواره‌به‌يادداشته‌باشيدكه‌ملاك، تنها كاركردن‌ بيشتر نيست‌ بلكه‌ مهم‌ با فكر كاركردن‌ است‌ و هيچ‌گاه‌ نمي‌توانيم‌ بااعمال‌ ترس‌ از كاركنان‌ انتظار كار با تفكر صحيح‌ و كيفيت‌ بالاتر را داشته‌ باشيم. پس‌ سعي‌ كنيد نگرانيها را از سازمان‌ دور كرده‌ و با ايجاد امنيت‌ و اطمينان‌ شغلي‌ در سازمان، به‌ كاركنان‌ اجازه‌ دهيد با فكري‌ آسوده‌ و به‌ صورتي‌ كارا و موثر در سازمان‌ فعاليت‌ كنند. تشويق ارتباط دوطرفه موثر و ساير ابزاري كه بتواند در سراسر سازمان باعث غلبه بر ترس افراد و كاركنان بشود براي سازمان سازنده است. ترس يك مانع بهبود است : هرجا كه ترس وجود دارد ‘ آمار و ارقام اشتباه داريم. ترس دركار نقطه مقابل لذت بردن از كار است.ترس از تغيير يك مانع بزرگ است كه بايد برطرف شود:
به خاطرداشته باشيد كه مردم در مقابل تغيير مقاومت نميكنند ‘ آنها در برابر تغيير كردن مقاومت ميكنند.25
نياز است كه هركسي بايد بخشهايي را تغيير بدهد ،و بايد خودش مالك تغييرات فرآيندش باشد.
پايه و اساس هر برنامه بهبود ‘ ابتدا بايد يك جو مناسب و پرانرژي و پذيراي تغيير در سازمان ايجاد نمود. سازمان بايد به اصول زير توجه كند:
·غني سازي جلسات بين كمپاني و اتحاديه‌ها
·مشورتبايك متخصص درباره مشكلات كاركنان
·آموزشمديران و سرپرستان درباره روابط صحيح صنعتي
·اطلاع‌رساني به كاركنان درباره طرحها و برنامه‌هاي شركت به منظور ارتقاء اپراتورها
اصل‌ نهم) حذف‌ محدوديتها و موانع‌ موجود بين‌ قسمتها26
‌هر سازماني‌ از بخشها و قسمتهاي‌ مختلفي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ بخشها درمجموع‌ تشكيل‌ يك‌ سيستم‌ واحد را مي‌دهند، براي‌ آنكه‌ اين‌ سيستم‌ بتواند به‌ اهداف‌ موردنظر خود برسد لازم‌ است‌ تمامي‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ سيستم‌ با يكديگر روابط‌ منطقي‌ و اصولي‌ داشته‌ باشند و با تبادل‌ صحيح‌ اطلاعات‌ سعي‌ در كمك‌ كردن‌ به‌ يكديگر و رساندن‌ سازمان‌ به‌ اهداف‌ موردنظر را داشته‌ باشند.
هركسي كه در سازمان كار ميكند ميخواهد كار مفيدي براي سازمان مطبوعش انجام دهد .همينطور هر گروههاي كاري و مديريتهاي مستقل . اما اگر اهداف اين اشخاص و گروهها با اهداف سازمان تعارض داشته باشند ايجاد مشكل خواهنمد نمود. بطور مثال سازمان فروش ؛ هدفش فروش بيشتر تا جايي كه توليد ميشود اما شايد مديريت در قراردهاي فروش سقفي معين كرده باشد.
بايد موانع بين گروههاي كاري شكسته شود و اين براي بقاي شركت لازمست چند پيشنهاد در اين خصوص ميتواند:
·برگزاري جلسات منظم بين مديران ارشد
·برنامه‌ريزي گسترده بين گروهها
·تمركز بر پيشگيري از مسائل
· تجزيه و تحليل كاملا هداف بين گروه ها و اطمينان از حذف موانع بين گرووها
‌ اصل‌ دهم: پرهيز از دادن‌ شعارهاي‌ بي‌محتوا (ازبين بردن اهداف عددي براي نيروي كار)27
‌بعضي‌ از مديران‌ با ارائه‌ قول‌ و وعده‌هاي‌ بي‌اساس‌ و شعارهاي‌ بي‌پايه‌ و اساس‌ سعي‌ در كاهش‌ تشنجها و تنشها مي‌كنند و با اين‌ عمل‌ سعي‌ دارند نيروي‌ لازم‌ را براي‌ فعاليت‌ بيشتر كاركنان‌ ايجاد كنند اما شعارهاي‌ صوري‌ با گذشت‌ زمان‌ نه‌ تنها باعث‌ افزايش‌ فعاليت‌ كاركنان‌ نمي‌شود، بلكه‌ انگيزه‌ لازم‌ را هم‌ از كاركنان‌ سلب‌ مي‌كند و سبب‌ مي‌شود آنها نسبت‌ به‌ سازمان‌ و مديرانشان‌ بي‌اعتماد شوند.
‌لذابه‌مديران‌توصيه‌مي‌شودبه‌جاي‌ارائه‌شعارهاي‌صوري‌عملاً‌درجهت‌مواردموردنظرگام‌بردارندوكارداني‌ولياقت‌خودرادرعمل‌ثابت‌كنند.
‌اصل‌ يازدهم) حذف‌ سهميه‌ها و اهداف‌ كمي‌28
‌ ‌بسياري‌ از مديران‌ براين‌ باورند كه‌ با تكيه‌ كردن‌ بر آمار و ارقام‌ و اهداف‌ مقداري‌ مي‌توان‌ كارايي‌ كاركنان‌ را افزايش‌ داد درحالي‌ كه‌ اين‌ عمل‌ بويژه‌ در درازمدت‌ نه‌ تنها كارايي‌ افراد را افزايش‌ نمي‌دهد بلكه‌ سبب‌ بروز مشكلات‌ ذيل‌ مي‌شوند:
الف) ارائه‌ آمار و ارقام‌ غلط‌ توسط‌ كاركنان؛
ب) كاهش‌ كيفيت‌ محصولات‌ به‌ علت‌ توجه‌ بيش‌ از اندازه‌ به‌ مسائل‌ كمي؛
ج) ازبين‌ رفتن‌ انگيزه‌ و اعتمادبه‌ نفس‌ كاركنان‌ به‌ علت‌ بهاندادن‌ به‌ مسائل‌ كيفي.
‌ ‌لذ امديران‌ سعي‌كنندتوجه‌به‌كيفيت‌واهداف‌كيفي‌رادر اولويت‌ قرار دهند و در مرحله‌ بعدي‌ مسائل‌ كمي‌ را در نظر بگيرند. و از بكارگيري‌ شيوه‌ مديريت‌ برپايه‌ نتيجه‌ (مديريت‌ نتيجه‌گرا) خودداري‌ كنند.
اصل‌ دوازدهم) افزايش‌ غرور و لذت‌ از كار29
‌آنچه‌كه‌باعث‌ مي‌شود كاركنان‌ با حداكثر توان‌ خود فعاليت‌ كنند عشق‌ و علاقه‌ آنها نسبت‌ به‌ كارشان‌ است. حال‌ اگر مديران‌ بتوانند اين‌ علاقه‌ به‌ كار را در بين‌ كاركنان‌ گسترش‌ دهند ديگر نيازي‌ به‌ كنترل‌ و نظارت‌ مداوم‌ آنها نيست‌ چرا كه‌ كاركنان‌ به‌ خاطر اينكه‌ كنترل‌ مي‌شوند كار نمي‌كنند بلكه‌ به‌ خاطر علاقه‌اي‌ كه‌ به‌ كار خود دارند و لذتي‌ كه‌ بعد از انجام‌ دادن‌ آن‌ برايشان‌ حاصل‌ مي‌شود، فعاليت‌ مي‌كنند. براي‌ اين‌ منظور لازم‌ است‌ با فرد مطابق‌ شخصيت‌ و ذهنيات‌ درونيش‌ رفتار شود و با استفاده‌ از مواردي‌ همچون‌ تشويق‌ به‌ موقع‌ كاركنان، نظرخواهي‌ كردن‌ از آنها در امور مختلف، ايجاد شرايط‌ مناسب‌ در محيط‌ كار، افزايش‌ صميميت‌ و احترام‌ متقابل‌ دربين‌ كاركنان، ارائه‌ آموزشهايي‌ در زمينه‌ افزايش‌ اعتماد به‌ نقش‌ و خودباوري‌ و غيره‌ غرور و لذت‌ از كار در بين‌ كاركنان‌ افزايش‌ داد.
اصل‌ سيزدهم) برنامه‌ريزي‌ به‌ منظور آموزش‌ و خوداصلاحي‌ كاركنان‌30
‌در اصل‌ ششم‌ درمورد اهميت‌ آموزش‌ و اجراي‌ آن‌ براي‌ مشاغل‌ مختلف‌ توضيحاتي‌ داده‌ شد. اما در اين‌ مرحله‌ كاركنان‌ بايد به‌ خود اصلاحي‌ كامل‌ برسند و اين‌ امر مستلزم‌ آن‌ است‌ كه‌ مديريت‌ انگيزه‌ لازم‌ را براي‌ كاركنان‌ فراهم‌ آورد تا هريك‌ از آنها بنابر نيازهايي‌ كه‌ در محيط‌ كار خود احساس‌ مي‌كنند و با استفاده‌ از روشهايي‌ همچون‌ استفاده‌ از شبكه‌ جهاني‌ اينترنت، نوارهاي‌ آموزشي، مطالعه‌ كتاب‌ و مجلات، حضور در كلاسهاي‌ داخل‌ و خارج‌ از صنعت‌ و غيره‌ اقدام‌ به‌ پويايي‌ و بهنگام‌ سازي‌ خود كنند. در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ كاركنان‌ بايد به‌ اهميت‌ آموزش‌ و فراگيري‌ علم‌ و دانش‌ با همه‌ وجود پي‌ برده‌ باشند تا با افزايش‌ مداوم‌ آگاهيهاي‌ خود اقدام‌ به‌ بهبود مستمر كيفيت‌ محصولات‌ كنند. در اين‌ زمينه‌ لازم‌ است‌ مديريت‌ سازمان‌ با فراهم‌ كردن‌ برنامه‌ مدون‌ آموزشي‌ (طرح‌ جامع‌ آموزشي) كاركنان‌ را بنابر تخصصي‌ كه‌ دارند و بنابر ضعفها و نقصانهايي‌ كه‌ در محيط‌ كار ديده‌ مي‌شود و با استفاده‌ از نظرات‌ و پيشنهادات‌ خود آنها به‌ صورت‌ فراگير كاركنان‌ را تحت‌ پوشش‌ آموزشي‌ مداوم‌ قرار دهد تا كاركنان‌ به‌ خوبي‌ ثمرات‌ لذت‌ حاصل‌ از آموزش‌ را درك‌ كنند.
اصل‌ چهاردهم) براي‌ دگرگوني‌ همه‌ كاركنان‌ را به‌ كار بگيرند ‌31
‌در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ مديريت‌ بايد نتايج‌ حاصل‌ از فعاليتهايش‌ در اجراي‌ 13 اصل‌ قبلي‌ را دريافت‌ كند و درصورتي‌ مي‌تواند به‌ نتايج‌ دلخواه‌ خود برسد كه‌ در پياده‌سازي‌ صحيح‌ 13 اصل‌ قبلي‌ دقت‌ لازم‌ را كرده‌ باشد.‌ ‌در اين‌ مرحله، مديران‌

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره بهبود مستمر، سلسله‌مراتب، ارباب رجوع Next Entries منبع پایان نامه درباره بهبود مستمر