منبع پایان نامه درباره بلوغ دختران، حقوق مالی، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

را مورد استفاده قرار داده اند.
یکی از این دانشمندانی که به این روش کار خود را آغاز کرده «ربرتون» دانشمند انگلیسی بوده که در سال 1831 در یکی از زایشگاه ها بر روی 300 زن مراجعه کننده آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که سن آغاز دوران بلوغ اگرچه به طور دقیق مشخص نیست ولی بین سالهای 11 تا 20 سالگی قرار دارد سپس همین دانشمند از طریق محاسبات آماری سن بلوغ دختران را 13سال و 9 ماه، مقارن با شروع اولین قاعدگی ذکر کرده است. ارسطو قبلا برای بلوغ سن 14 سالگی را تعیین کرده بود.
در آمریکا «برنهام» در سال 1891 نتیجه ی تحقیقات خود را درباره ی نوجوانان انتشار داد. تحقیقات برنهام چون بر طبق روش علمی به عمل آمده بود و جنبه ی آماری داشت، موردتوجه قرار گرفت. به خصوص که در تحقیقات نامبرده به تفاوت های فردی توجه خاصی شده بود.
استانلی هال95 کتاب نوجوانی خود را در سال 1904 انتشار داد. اساسی تحقیقات او در این کتاب از فلسفه ی تکاملی داروین سرچشمه می گرفت و از این رو به روانشناس رشد توجه خاصی معمول داشت. او معتقد بود که در وجود انسان و درجریان رشد مراحل مختلف حیات از زندگی در رحم، آبزی بودن و چهار دست وپا راه رفتن در کودکی به نشانه ی اعصار اولیه پیدایش انسان دیده می شود. او از پدیده ی نوجوانی به عنوان دوره ی حساس زندگی انسان نام می برد و بلوغ را تحولی شدید و موثر در زندگی بعدی او می داند96.
الف- بلوغ در قبل از اسلام و باظهور اسلام
براساس محتویات اوستاسن بلوغ در کودکان پسر و دختر پانزده سال تمام است که معیار مسئولیت صغار در همین سن مشخص شده بود و با احراز رسیدن فرد به سن پانزده سال، وی را از جهت رشد، کامل شناخته، مکلف به انجام وظایف مذهبی و اجتماعی می دانند. در این سنین طفل از قید و بند والدین آزاد و شخصا مسئول و رفتار خویش بود.
اوستا دوران کودکی را به دو مرحله تقسیم کرده است:
1- از بدو تولد تا هفت سالگی که آغاز رشد قوای عقلانی است.
2- از هفت سالگی تا پانزده سالگی که تمام شدن پانزده سال مصادف با آغاز سن مسئولیت کودک تلقی می شود.
ظاهرا در ایران قبل از اسلام تحولات راجع به دادرسی صغار بزهکار بیشتر مربوط به دوران باستان و عهد ساسانیان است و به خصوص از هم گسیختگی و ابهام مجازات قبل ازعصر ساسانی به دو دلیل کمتر به چشم می خورد.
1- پادشاهان ساسانی به زرتشت تمایل داشتند.
2- قوانین و مقررات دادرسی و آیین نامه اجرایی که براساس دستورهای اوستایی تهیه شده بود مدون گردید.
با ظهور اسلام عقاید اوستا رفته رفته قدرت خود را ازدست داد و جای خود را به کتاب آسمانی مسلمانان محول کرد. دین مبین اسلام درباره جرایم اطفال روش متعادل را برگزید همچنان که آنها را به طور مطلق از مسئولیت مبرا نداشت و از سوی دیگر مجازات بزرگسالان را هم به آنان تحمیل نکرد97.
بلوغ در ایران
سن بلوغ، تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله ارث و محیط قرار دارد. پژوهشها نشان داده اند که سن بلوغ در مناطق مختلف و نیز در جنسهای مختلف، متفاوت است. پژوهشهای قدیمی این دوره را برای پسران بین 12 تا17 سالگی و برای دختران بین 10 تا 15 سالگی نشان داده اند، لیکن پژوهشهای تازه تر برآنند که سن بلوغ بر اثر تکامل صنعتی و پیشرفتهای اجتماعی، 2سال پایین تر آمده است (دوره کودکی کوتاهتر شده است) بنابراین اکنون باید سن بلوغ را بین 8تا 15سالگی بدانیم98.در ایران مطالعات آماری در مقایسه بین سن قاعدگی دختران و مادران و مادربزرگ های آنان، پایین آمدن سن قاعدگی را به مرور زمان نشان می دهد ولی با توجه به شرایط خاص فرهنگی جوامع غربی، میزان کاهش سن قاعدگی در کشور ما به مراتب کمتر است. تاکنون پایین ترین سن بروز قاعدگی در 7 ماهگی و جوانترین مورد آبستن در کمتر از 5سالگی (4سال و 10ماهگی) و همچنین زودترین سن پیدایش صفات ثانویه جنسی در پسران در 5سالگی گزارش شده است99.
در حالی که اغلب متخصصان، سن شروع بلوغ دختران در ایران را بین 9 تا11سالگی عنوان می کنند، ارزیابی وضعیت 4 هزاردختر در تهران که توسط گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران و مرکز تحقیقات رشد و تکامل این دانشگاه انجام شده نشان می دهد چاقی ارتباط مستقیم با کاهش سن بلوغ دردختران دارد و هرچه میزان چاقی بیشتر باشد سن بلوغ دختران پایین تر می آید. به این ترتیب با افزایش شیوع چاقی سن بلوغ در دختران ایرانی و به خصوص در شهرهای بزرگ مثل تهران رو به کاهش گذاشته است100.
براساس تحقیقات گروه پژوهندگان در دانشگاه شهید بهشتی (دکتر عزیزی و همکاران) سن بلوغ در دختران شمال شهر تهران کمی زودتر از سن شروع آن در جنوب تهران است101.
از سوی دیگر متخصصان رشته های دیگر علوم انسانی و از جمله حقوقدانان و قضات در نقاط مختلف دنیا، از گذشته های دور نظرات متفاوتی در مورد فاصله سنی میان خردسالی و بزرگسالی داشته و دارند. آداب و سنن و قوانین مدنی و حقوقی کشورها نیز سنین مختلفی را برای تعیین مرز صغیر و کبیر مشخص کرده اند. این مرزبندی ها در یک کشور معین نیز با یکدیگر مطابقت ندارند.
همین طور مراجع جهانی، مانند سازمان ملل متحد، نیز راه و رسم خاص خود را دارند. مثلا در ماده 1 عهدنامه حقوق کودک، مصوب مجمع عمومی ملل متحد در سال 1989، آمده است از نظر عهدنامه کنونی، یک کودک به معنای هر فرد از نوع انسان است که سن او کمتراز 18 سال باشد، مگر آن که قوانین معینی که اغلب کودکی را به سنین پایین تری محدود می کنند، معنای دیگری را به کار گرفته باشند.
به این ترتیب واقعا دشوار است که بگوییم سن آغاز و پایان نوجوانی یا بلوغ چیست؟
حتی از لحاظ قانون نیز، ما در کشور خود چندین نوع قانون و تکلیف داریم که هر یک به نحوی شامل حال نوجوانان می شود. از یک سو دخترانی که سن آنان به 9سال قمری رسیده و پسرانی که 15 سال قمری دارند مکلف به حساب می آیند وتکالیف و قوانین مذهبی بزرگسالی شامل حالشان می شود و ازسوی دیگر با قوانین مدنی مواجه هستیم که 16سال رابرای رای دادن و سن 18سال را به عنوان سن آغاز بزرگسالی برای سایر قوانین مبنای عهده دار شدن مسئولیت حقوقی و مدنی می شناسند. در سایر کشورها نیز با نوعی از اغتشاش قوانین در تعیین سن مسئولیت حقوقی و مدنی مواجه هستیم.
علاوه بر این درامر بسیار مهمی چون سن قانون ازدواج، قوانین موجود هم در کشورهای مسلمان و هم در کشورهای دیگر، سنین مختلفی را برای حق تصمیم گیری در ازدواج به رسمیت می شناسند. مثلا درحالی که در برخی از کشورها سن 15 سال را برای شروع زندگی با فردی از جنس مخالف و سن 18 سال برای تصمیم گیری شخصی در ازدواج قانونی پسران و دختران تعیین کرده اند، این سن که در کشورما برای پسران 18ساله و برای دختران 14 ساله به رسمیت شناخته شده ولی دختران تاسال های پس ازاین نیز بدون اجازه ولی قانون خود حق ازدواج ندارند.
صرف نظر از این که مردم جهان چه چیزی را درست می دانند، ما در کشور خود نیاز داریم که اغتشاشهای موجود در قوانین پس از پژوهش های دقیق علمی و اقدامات همه جانبه وعادلانه کارشناسی از میان برداشته شود.
مبنای این کارشناسی می تواند تعیین سنی باشد که در آن، فرد معمولا به تعادل نسبی در شکل گیری هویت و شخصیت و توانایی اداره خویش و تصمیم گیری شخصی می رسد. ازنظر مذهبی نیز فهم واقع بینانه آیات شریفه و محکمات قرآن کریم و احادیث می باید راهنمایی این کارشناسی قرار گیرد و با دقت علمی بررسی شود که فرد اعم ازدختر و پسر در چه سنی به آن سطح از بلوغ می رسد که بتواند حق تصمیم گیری شخصی در تمام امور حقوقی و مدنی خود داشته باشد102.
آخرین گزارشهایی که در مورد سن بلوغ عرضه شده، در کنگره بهداشت نوجوانان و جوانان (سال 1364) نشانگر چنین ارقامی است: دختران درمناطق شمالی کشور 2/13 سالگی، مناطق مرکزی و نیمه کویری 14 سالگی و تهرانی، 7/13 سالگی. از پژوهشها نتیجه گرفته اند که سن متوسط بلوغ در دختران ایرانی 14سالگی است. در همین گزارشها، سن بلوغ را نماینده آمادگی ازدواج ندانسته اند چنانکه بالا رفتن طلاق مرده زایی، سقط های مکرر و ناهنجاری مادرزادی ناشی از آبستنی در سنین پایین را معلول آن دانسته اند. در سنین بلوغ دختران از لحاظ رشد بدنی روانی از پسران پیشی می گیرند، اما درخاتمه دوره پسران پیش می افتند103.
ج) بلوغ در قانون ایران
قوانین جمهوری اسلامی ایران که عمدتا برگرفته از فقه امامیه است به موجب مواد 956 و 957 104 قانون مدنی حق کودک را از زمانی که در جنین حیات خود را آغاز می کند در صورت زنده متولد شدن تا پایان عمر به رسمیت شناخته است.
در ماده 956 آمده است: «اهلیت برای دارا بودن حقوق با، زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود.»
اهلیت بر دو نوع است: اهلیت تمتع و اهلیت استیفا.
اهلیت تمتع که همان شایستگی شخص برای دارا بودن حق می باشد. طبق ماده 956 ق.م با زنده متولد شدن، انسان آغاز و با مرگ او پایان می پذیرد. مراد از اهلیت استیفا که به آن اهلیت قانونی هم می گویند، صلاحیت در اجرا و اعمال حقوقی است و بدان معنی است که اگر شخصی بخواهد حقوق مالی خود را اعمال و اجرا کند، می بایست بالغ و عاقل و رشید باشد.
هر انسانی که دوران کودکی را پشت سر گذارد و به سن بلوغ و رشد برسد، دارای اهلیت قانونی است و می تواند هرگونه تصرفی در امور و اموال خود بنماید مگر اینکه ثابت شود فاقدعقل و دیوانه است یا سفیه و غیر رشد است و دادگاه حکم حجر او راصادر نماید. دراین حکم کلی هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد، جز اینکه سن بلوغ دختر زودتر ازبلوغ پسر تعیین شده است.
در ماده 95 ق.م نیز بیان شده: «هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود؛ لیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اعمال و اجرا کند، مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.»
ماده 210ق.م: متعاملین باید برای معامله اهلیت داشته باشند.
و ماده 211 ق.م مراد از اهلیت را چنین بیان می کند:
برای این که متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند105.
1- بلوغ در اصطلاح حقوقی
رسیدن شخص به سن معینی است که در آن عادتا از نظر جسمی و روحی به حد کمال می رسد و می تواند به طور مستقل در دارایی و حقوق مالی خویش تصرف کند106. قانون مدنی، سن بلوغ را در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری ذکر کرده است107.
تا پیش از رسیدن به سن بلوغ، قانون گذار، کودک را از انجام اعمال حقوقی باز داشته است و علت این حجر چیزی جز حمایت از صغیر نیست. عدم اهلیت صغیر ناظهر به مرحله اجرای حق می باشد، نه برخورداری از آن. به همین جهت ولی یا قیم صغیر می تواند به نمایندگی از او با دیگران معامله کند.
از نظر رشد فکری و درجه حجر، کودکان را می توان به دودسته صغیر و غیر ممیز و صغیر ممیز تقسیم کرد.
1-1- صغیر غیر ممیز
صغیر غیر ممیز، هنوز توانایی فهم معامله را ندارد و بدون تردید، کودکی که تصور درستی از مفهوم عمل حقوقی ندارد، توانایی قصد انشای آن را نیز نخواهد داشت. از این رو تمامی اعمال حقوقی و تصرفات صغیر غیر ممیز در اموال و حقوقی مالی کان لن یکن تلقی می شود.
طبق ماده 1212 ق.م: «اعمال و اقوال صغیر، تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلا اثر است…»
بدیهی است عدم اهلیت صغیر و غیر ممیز، ناظر به اعمال حقوق او می باشد؛ وگرنه از جهت اهلیت تمتع میان صغیر و بالغ تفاوتی نیست. ولی یا قیم صغیر اداره اموال او را به عهده دارند. تصرفات ولی یا قیم در صورتی که در حدود غبطه و مصلحت کودک نباشد، از درجه اعتبار ساقط است.
1-2- صغیر ممیز
برخی از نوجوانان با آنکه به حد بلوغ نرسیده اند، ولی به مرحله ای از نیروی تفکر و ادراک دست یافته اند که می توانند خوب را ازبد و سود را از زیان تشخیص دهند. نوجوان دراین مرحله از رشد توانایی فهم معامله و قصد انشا را به دست آورده است.
از این رو قانون گذار، پاره ای از اعمال حقوقی را که جنبه مالی نداشته یا به مصلحت صغیر در مورد صغیر ممیز استثنایی در نظر گرفته مقرر می دارد،
«… صغیر ممیز می تواند تملک بلاعوض کند، مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و دیازت مباحات108»
حکم ماده 1212 ق.م بر اهلیت صغیر ممیز

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره عزت نفس، بحران هویت، ناسازگاری Next Entries منبع پایان نامه درباره قانون مدنی، مسئولیت کیفری، حقوق کودک