منبع پایان نامه درباره بلوغ جنسی، بلوغ دختران، اعتماد متقابل

دانلود پایان نامه ارشد

روابط میان نوجوان ها و پدر و مادرشان منتهی نمی شود، در واقع هر دو روش، زندگی خانوادگی را تحلیل می برد. چرا؟
به این دلیل که هیچ یک از این دو روش نوجوان ها را تشویق نمی کند تا در قبال خود مسئولیت بر عهده گیرند. والدینی که اجازه می دهند نوجوانان شان هر کاری که می خواهند بکنند، سهل انگارند و آنهایی که با زور و جبر با فرزندشان برخورد می کنند دیکتاتور و قدرت طلب. این دو طرز تربیت فرزندان با هم تفاوت های عمده دارند و با این حال از یک ویژگی مشترک مهمی برخوردارند: هردو غیر موثرند.
والدین آسان گیر اغلب می ترسند پای حرف و عقیده شان بایستند. این اشخاص از بیم آن که نوجوانان شان به آنها توهین نکنند، اصولا عقیده ای ابراز نمی کنند و درخواست هایی دارند که می توان به راحتی آنها را نادیده گرفت. والدین آسان گیر می خواهند به هر ترتیب که شده از تضاد و اختلاف حذر کنند. والدین آسان گیر معمولا خود را در رابطه با نوجوانان شان فاقد قدرت احساس می کنند. بعضی از آنها معتقدند که رفتار سرکشانه نوجوان ها و اقدام به کارهای منفی، امری است ناچار. انگار این اشخاص می گویند زمانی هست که همه نوجوان ها باید بدرفتاری کنند؛ پدر و مادر فاقد قدرت جلوگیری از این اتفاق هستند، بنابراین بهتر است به گونه ای رفتار کنند که انگار همه چیز رو به راه است.
نوجوان ها اغلب آسان گیری را نشانه ضعف تلقی می کنند و به سرعت هر قدرتی را که پدر و مادرشان از آن صرف نظر کنند، مفت چنگ خود می کنند. آسان گیری به هر ترتیب به نوجوان ها بهانه ای می دهد تا سرکشی کنند و یا نسبت به پدر و مادر بی احترامی نمایند.
درک این مطلب که چرا آسان گیری روش مناسبی برای تربیت فرزندان نیست ساده است. به اعتقاد ما این روش از آن جهت به صلاح نیست که احترام را از والد و نوجوان دور می کند. با نوجوان به عنوان یک موجود کنترل نشدنی و کسی که در جمع خانواده تن به همکاری نمی دهد برخورد می شود. پدر و مادر هم بگونه ای برخورد می کنند که انگار کاری از آنها ساخته نیست و نمی توانند با راهنمایی هایشان وحدت و انسجام خانواده را حفظ کنند. این دلسردی و این تردید از عزت نفس نوجوان می کاهد. زیرا این روحیه را تقویت می کند که نوجوان شخصیتی تغییر ناکردنی دارد. اگر به نوجوان اجازه داده شود تا هر کاری را که می خواهد انجام دهد، احتمالا روحیه بهتری پیدا می کند اما این احساس خوب معمولا پردوام و پایا نیست. اگر نوجوان ها احساس کنند که پدر و مادرشان به آنها احترام نمی گذارند، احترام گذاشتن به خودشان هم برایشان دشوار می شود. بدین صورت آسان گیری، بی احترامی را تقویت می کند و سبب ساز سرکشی و نافرمانی می شود: دور باطلی است که می تواند خانواده را به بن بست بکشاند.
روش استبدادی نیز به همان اندازه روش آسان گیری و نازپرورده کردن غیر موثر است پدر و مادر مستبد فکر می کنند که جواب همه چیز را می دانند و می توانند به سود هم تصمیم بگیرند به همین دلیل سعی می کنند نظرات خود را به همه تحمیل کنند. آنها فرض را بر این می گذارند که نوجوان ها هرگز نمی توانند به خودی خود رفتار موفقیت آمیزی داشته باشند و مطابق انتظار پدر و مادر ظاهر شوند. نوجوان ها هم به شیوه های مختلف با پدر و مادر مستبد برخورد می کنند.بعضی از آنها خشمگین می شوند و تصمیم می گیرند علیه پدر و مادرشان شورش کنند. آنها که احساس می کنند مورد انتقاد واقع شده اند، روی مواردی که پدر و مادرشان توان کنترل ندارند بر کارشان ادامه می دهند. وقتی پدر و مادر مستبد و نوجوان سرکش برای کسب قدرت اقدام به مبارزه با هم می کنند، پدر و مادر یا نوجوان ممکن است یک پیروزی موقتی به دست آورند اما احترام متقابل از بین می رود و روابط شان آسیب می بیند.
در بعضی از خانواده ها رفتار مستبدانه پدر و مادر ممکن است نوجوان ها را دلسرد کند. این نوجوان ها ممکن است به قدری حق را به پدر و مادرشان بدهند که تسلیم شوند و از خواسته خود عدول کنند. بعضی از نوجوان ها هم برای اجتناب از انتقاد ممکن است در مقام راضی کردن پدر و مادر خود برآیند و مطابق میل و خواسته آنها رفتار کند.در ظاهر امر این نوع رابطه خانوادگی ممکن است ایده آل به نظر برسد. در ظاهر این طور نشان می دهد که پدر و مادر برنده شده اند. اما باید دید این پیروزی به چه بهایی تمام شده است. نظرما این است که اگر نوجوان ها حرمت نفسشان را از دست بدهند و برای راضی کردن پدر و مادر خود دست به هر کاری بزنند، بهای گزافی پرداخت شده است56.
هـ) کلید تربیت موثر: برابری و احترام متقابل
آموزش قدم به قدم برای تربیت موثر نوجوان ها، روشی است که باید جایگزین روش های تربیتی آسان گیر و استبدادی شود. به استناد این روش، همه اعضای خانواده –پدر و مادر و فرزندان آن ها- باید خود را با هم برابر در نظر بگیرند. برابر بودن بدین معناست که نه پدر و مادر و نه نوجوان های آنها خود را برتر احساس نکنند و در مقام هتک حرمت یکدیگر کاری صورت ندهند. در این روش رابطه دموکراتیک است: احترام جایگزین سرکشی و همکاری جای فشار و جبر را می گیرد.
والدینی که احساس امنیت خاطر دارند و برای خود احترامی قایل اند می توانند با نوجوانان خود روابط موثری ایجاد کنند. این دسته از والدین بدون اینکه تنها به برنده شدن فکر کنند، بدوناینکه بخواهند ثابت کنند حق با چه کسی است و بدون اینکه بخواهند کنترل شرایط خانواده را در اختیار داشته باشند، می توانند با نوجوانان خود روابط جدیدی ایجاد کنند.
این والدین به دو نکته مهم توجه می کنند: پدر و مادر نمی توانند اراده خود را بر یک نوجوان تحمیل کنند. نوجوان هم نمی تواند اراده خود را بر پدر و مادش تحمیل کند. در یک رابطه مبتنی برمساوات میان والد و نوجوان، معمولا به ویژگی های زیر بر می خوریم:
1- احترام متقابل
2- اعتماد متقابل
3- توجه و علاقه دو جانبه
4- همدلی- درک متقابل یکدیگر
5- میل به گوش دادن به حرف های متقابل
6- تاکید بر جنبه های مثبت به جای جنبه های منفی
7- تعهد به همکاری و مشارکت برابر در حل مسایل و مشکلات
8- درمیان گذاشتن اندیشه واحساسات به جای پنهان کردن آنها
9- تعهد متقابل برای دست یابی به هدف ها، به همراه آزادی پیگرد هدف های مستقل
10- حمایت از یکدیگر و پذیرفتن هم به عنوان اشخاص نه صددرصد کامل در جریان رشد57

فصل دوم
سن بلوغ دختران و معیارهای آن

مبحث اول: سن بلوغ
هر فرد قبل از رسیدن به مرحله بلوغ، از سنین مختلف می گذرد. اغلب وقتی درباره سن، صحبت می کنیم سن تقویمی58 بخاطر می آید. اما کسی که در شناسنامه اش سیزده سال دارد، ممکن است از نظر عوامل بسیار، بالاتر یا کمتر از سیزده سال داشته باشد. سن عقلی59 و همچنین بهره هوشی60 از مهمترین عوامل شناخته شده در رابطه با سن فرداست. شخصی که براساس شناسنامه اش 13 سال دارد ممکن است از نظر سن عقلی 15ساله، شش یا هفت ساله باشد. در رابطه بارشد جسمانی نیز این فرد 13ساله ممکن است سنی بالاتر و یا پایین تر از سن تقویمی اش داشته باشد. بعضی از افراد سیزده ساله از نظر رشد جسمانی کاملا بالغ هستند در حالیکه بعضی دیگر بمرحله بلوغ نرسیده اند. شاید یکی از مهمترین عوامل فیزیولوژی بلوغ شکل استخوان بندی باشد. هم چنانکه از کودکی به سن بلوغ گام می نهیم،تغییرات مهمی در ساختمان استخوان بندی روی می دهد. این تغییرات در تعداد استخوان ها و شکل گیری آنها بطور منظم و مرتب بنحوی است که با دانستن دوره رشد فرد، می توان سن استخوان بندی او را پیش بینی نمود. اگر فردی سیزده ساله از نظر استخوان بندی یازده سال و یک ماه باشد بطور قطع می دانیم که بلوغ این فرد دیرتر آغاز می شود و رشد قد او نیز تا مدت طولانی تر ادامه خواهد یافت. اگر این فرد پسر باشد، می توان انتظار داشت به انگیزه عدم رشد کافی، سازگاری لازم را نداشته باشد البته می توان با تزریق هورمونهای لازم بلوغ جنسی را تسریع نمود.
باتوجه به شکل و تغییرات دندانها نیز می توان بلوغ جسمانی را محاسبه نمود (سن دندانی61) ویلاردسی. اُلسن62 پیشنهاد نمود رشد هر فرد را در ارتباط با سن های گوناگون مانند سن عقلی، سن خواندن، سن قد، سن وزن و سن استخوان بندی ارزیابی کنیم. او معتقد است که این سن ها معمولا با یکدیگر همگام هستند. بی شک درک هرگونه انحراف و ناهنجاری دراین رابطه می تواند مفید باشد63.
گفتار اول: سن بلوغ دختران
با توجه به اینکه زمان بلوغ در مناطق مختلف جغرافیایی ممکن است متفاوت باشد و شرایط آب و هوایی و تغذیه ای در زمان شروع بلوغ موثر باشد لیکن سازمان بهداشت جهانی دوره سنی 10 تا 19سالگی را به عنوان دوره نوجوانی و بلوغ تعریف نموده است.
به همین سبب واژگان بلوغ با پیدایش غریزه جنسی در کودک شروع می شود آن را دوره گذار و انتقال از کودکی به بزرگسالی نیز نامیده اند. تدریجی بودن، طولانی بودن از ویژگی های بارز این دوره است. در این دوره تغییرات جسمی و روانی همه جانبه و بسیار سریع است64.
به طور متوسط شروع بلوغ در دخترها 13سال است. اما برخی از نوجوانان اندکی زودتر یا دیرتر از میانگین سن فوق به سن بلوغ می رسند. همچنین چندقلوها کمی دیرتر از بقیه به سن بلوغ می رسند. مطالعات نشان می دهد که رعایت موازین بهداشتی و سلامتی جسمی، تغذیه خوب و مناسب، مراقبت های دوران بارداری و پس از تولد، محیط اجتماعی، شرایط جغرافیایی و نیز عوامل وراثتی در سن شروع بلوغ بی تاثیر نیست.
سن شروع بلوغ در نسل حاضر اندکی زودتر از سن شروع بلوغ در نسل قبلی می باشد. بلوغ جنسی دختران حدود 2 تا4سال به طول می انجامد. نیمی از این دوره برای تبدیل حالت غیر حنسی به حالت جنسی و نیمی دیگر برای رشد و تکامل اعضای تناسلی نوجوان سپری می گردد.
از آنجایی که معمولا مدت زمان رشد دختران از پسران طولانی تر است دختران معمولا رشد کمتری از پسران داشته و در نتیجه کمی از پسران قد کوتاهتر و ظریف تر هستند65.
سن بلوغ امری نسبی است و تشخیص آن در دو بعد تکوین و قرار دادی با خود مکلف ، خبرگان و عرف اجتماعی در هر عصر و زمانه است .
جهت تاثیر امر به نمودار سن بلوغ در آموزشگاه پرستاری دختران توجه فرمائید :
تعداد کل 400 نفر
رده سنی
فراوانی
درصد
9 تا 10 سالگی
4نفر
1%
10تا 11
3
75/0 %
11 تا 12
13
25/3 %
12 تا 13
49
25/12%
13 تا 14
79
75/19 %
14 تا 15
102
5/25 %
15 تا 16
75
75/18 %
16 تا 17
38
5/9 %
17 تا 18
11
75/2 %
18
27
75/6 %
بنابراین در تشخیص سن بلوغ تاثیر بخشی خصوصیات فردی ، شرایط جغرافیائی و سایر عوامل گوناگون محیط زندگی محیط زندگی که می توانند در تسریع یا تاخیر سن بلوغ طبیعی موثر واقع شوند ، به دقت مورد توجه و آزمایش قرار گیرند تا بتوان بدین وسیله سن بلوغ را بازشناخت و اجرای احکام ، قوانین و مقرارت را نسبت به افراد ملک و بالغ فراهم کرد66 .

67
الف) شروع بلوغ در دختران
در زمان بلوغ یک سری تغییرات جسمی و روانی سلسله وار به دنبال هم اتفاق می افتد و نهایتا در پایان این دوره، نوجوان زمینه و آگاهی کافی جسمی و روانی را برای زن شدن پیدا می کند. در شروع و ادامه بلوغ، فعالیت کلی بدن و از جمله فعالیت غدد تیروئید و فوق کلیه، عوامل مربوط به تغذیه، بیماری های مزمن، محرکات بینایی، بزاقی، عاطفی و … تاثیر دارند. سن متوسط بلوغ در دختران 18 تا8سال است که علت عمده آن وراثت است ولی عوامل عاطفی دیگری در شروع و روند آن موثرند.
وضعیت تغذیه،سلامت کلی، محل جغرافیایی، در معرض نوربودن، وضعیت روانی از آن جمله اند.
بلوغ در دختران چاق نسبتا زودتر شروع می شود. در دختران دچار سوءتغذیه دیرتر آغاز می گردد. سکونت در روستاها و مناطق نزدیک به استوا و ارتفاعات کم، بلوغ را تسریع می کند و دختران ساکن مناطق دور از استوا و ارتفاعات بلوغ را دیرتر تجربه می کنند. در مجموع نسبت به چند دهه قبل سن بلوغ قدری کاهش یافته است که تصور می شود به دلیل بهبود وضعیت تغذیه و شرایط زندگی سالم تر باشد. گاهی بلوغ در دختران خیلی چاق یا مبتلا به دیابت یا دختران ورزشکار دیرتر اتفاق می افتد68.
ب) معیار و علل بلوغ
آغاز بلوغ غالبا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره انتخاب همسر، فرزند پروری، تعادل عاطفی Next Entries منبع پایان نامه درباره محدودیت ها، نوجوان و جوان، بلوغ جنسی