منبع پایان نامه درباره اوقات فراغت، قرن نوزدهم، جنگ جهانی دوم، تحولات اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

رونق خود رسید . دوره‌های دیگر هم وجود داشت که جهانگردی در آن زمان رونق داشت دوره رنسانس، انقلاب صنعتی ،دوره اسلامی ،در تمام این دوران به شکل‌هایی جهانگردی به رونق رسید مسافرت‌های کوتاه‌مدت و با این مقیاس گسترده که امروزه متداول است پدیده جدید است که در دوره قبل،افراد معدودی از اوقات فراغت خود لذت می‌بردند. مردم عادی وقت آزاد خود را به امور مذهبی اختصاص می‌دادند و به همین دلیل روزهای تعطیل ،روزهای مقدس تلقی می‌شد. بیشتر مسافران هم از زائران مکان‌های مذهبی بودند. با پیدایش مناطقی که چشمه‌های آب‌معدنی داشتند، مردم برای معالجه و درمان به‌سوی آن نقاط مسافرت می‌کردند . با فرارسیدن عصر مدرنیته ، مردم مسافرت‌های فرهنگی را نیز به سفرهای خود افزودند و از اینجاست که مسافرت‌ها و تورهای بزرگی که امروزه متداول شده مورد استقبال و توجه مردم قرار گرفت . با شتاب گرفتن سیر تحولات اقتصادی و اجتماعی کشورها ( به‌ویژه در اروپا و آمریکای شمالی) درآمد و شرایط کاری بهبود یافت و به‌تدریج ،مردم وقت آزاد بیشتری پیدا کردند. در همین حال ، وضیعت حمل‌ونقل بهبود یافت و در رسیدن به مقصد سریع‌تر و ارزان‌تر شد .همه تحولات، نتیجه (انقلاب صنعتی و رنسانس ) بود. در قرن نوزدهم با ایجاد خطوط راه‌آهن ،دسترسی به مناطق تفریحی ساحلی برای مردم امکان‌پذیر شد.(محمدی 1386).در نیمه اول سده نوزدهم طبقات پردرآمد بر وسعت دامنه مسافرت‌های خود افزودند. استفاده از اوقات فراغت برای گردشگری ،برای بیشتر مردم عادی ،با درآمد متوسط محدود بود. این محدودیت هنوز هم برای بسیاری از مردم کشورهای درحال‌توسعه وجود دارد. جهانگردی در کشورهای توسعه‌یافته و صنعتی پس از جنگ جهانی دوم رشد چشمگیری داشته است.(محمدی 1386)

2-9-2- تاريخچه گردشگري در ايران
هرچند كشور ايران به ملاحظات گوناگون همواره موردتوجه مردم همه نقاط جهان بوده و رد پاي گردشگران را از گذشته‌های دور می‌توان در اين سرزمین دنبال نمود، اما پرداختن به موضوع گردشگري از ديدگاه اقتصادي، فرهنگي، معرفي كشور، آداب‌ورسوم، هنر و خصوصیات آن به جهانیان فقط از آغاز تأسیس سازمان جلب سياحان صورت گرفته است.
از دوران پيش از اسلام نوشته‌هایی در دست است كه خبر از سفر بعضي از يونانيان و روميان به ايران می‌دهد. عده‌ای از اينان چون هرودت و گزنفون نوشته‌هایی هم راجع به تاريخ و اوضاع‌واحوال ايران آن روز بر جاي گذاشته‌اند . در زمان شاه‌عباس كاروانسراهاي زيادي در شاهراه‌های كشور ايجاد شد تا مسافران جايي براي بیتوته و تيمار چهارپایان خويش داشته باشند . از قرن نوزده م به بعد گردشگري به‌صورت امري منظم و دسته‌جمعی و حتي ضروري درمی‌آید و چنان وسعتي به خود می‌گیرد كه ضرورت توجه به آن در همه‌جا احساس می‌شود . اين امر ازآن‌جهت موردتوجه قرار می‌گیرد كه گردشگر با خود رونق و ثروت به ارمغان می‌آورد . توسعه وسایل حمل‌ونقل سریع‌السیر، افزايش اوقات فراغت، ارتقاء سطح آگاهي فرهنگي و مهم‌تر از آن انباشت ثروت و توسعه ‌امکانات مادي، مجموعاً توسعه گردشگري را موجب شده است . كشور پهناور ايران با وجود اين همه تنوع سرزمین و اقلیمی و جاذبه‌های توريستي، سهم بسيار ناچيزي در صنعت توريسم بین‌المللی داشته است. و هنوز در ايران جايگاه واقعي خود را نيافته است.
خاورميانه تا سال 1960 چندان موردتوجه گردشگران نبود . بعدازاین تاريخ بود كه گردشگران اروپايي متوجه اين ناحيه و جاذبه‌های ديدني و جالب آن شدند به‌طوری‌که در سال 1962 خاورمیانه یک‌میلیون و شش‌صد و پنج هزار نفر گردشگر خارجي را به‌طرف خود جلب كرد كه از اين تعداد شش‌صد هزار نفر اروپايي بودند(لومسدون 1380). در اين ميان ايران نیز ازنظر پتانسیل‌های گردشگري داراي سهم چشمگيري است و بس ياري از جاذبه‌های آن در شمال كشور واقع است . وجود مناظر دلپذير طبيعي، جنگل‌ها و شاليزارها، درياي خزر و امكان ماهيگیري، شنا و قايقراني، كوهستان البرز و امکان اسكي، ش كار و كوهنوردي، وجود آب‌های گرم معدني و غيره می‌تواند براي گردشگران داخلي و خارجي جالب باشد مشروط بر اينكه هر يك از آن‌ها به‌طور كامل تجهیز گردیده و استفاده از آن‌ها امکان‌پذیر باشد.
بی‌تردید كشور باعظمت و کهن‌سال ايران به دليل برخورداري از تاريخ تمدن كهن، آب‌وهوای مناسب، آثار باستاني غني، مناظر بديع و چشم اندازهای زيبا و امتيازات فرهنگي، هنري، واقع‌شدن در شاهراه تمدن شرق و غرب، موقعيت ممتازي جهت جذب گردشگر دارد. سرزمين پهناور و زيباي ما ايران، طبيعتي چهارفصل دارد كه همزمان می‌توان آن را به‌عنوان يكي از شگفتی‌های اقليمي جهان دانست. بنابراين بی‌جهت نيست كه بازديدكنندگان از ايران، نام ايران، جهاني در يك مرز را بر آن نهاده‌اند. طبق گزارش‌های يونسكو به لحاظ جاذبه‌های فرهنگي كشور ايران جزء ده كشور نخست جهان اعلام شده است. ولي از نظر پذيرش گردشگران در رديف هفتادم و از نظر درآمد گردشگري در رديف هشتاد و نهم قرار دارد. هرچند اصلی‌ترین نهادهاي ايران در جذب توريسم را جاذبه‌های يادماني، تاريخي و فرهنگي تشكيل می‌دهند. ليكن جاذبه‌های طبيعي و اكو توريسم كشورمان نيز از غناي فراواني برخوردار است.

2-9-3- تاریخچه گردشگری در گیلان
تاریخ گیلان تاشش قرن پیش از میلاد، یعنی تا زمانی که تاریخ‌نگاران یونان ،گوشه‌هایی از تاریخ ایران را روشن کرده‌اند، تاریک و مبهم است و تنها با تکیه بر پاره‌ای کاوش‌های باستان‌شناختی می‌توان گوشه‌هایی از آن را روشن کرد. گیلان یکی از کهن‌ترین استان‌های کشور است که جاذبه‌های طبیعی، تاریخی، مذهبی کم‌نظیر و در برخی موارد بی‌نظیر آن موجب می‌شود سالانه میلیون‌ها گردشگر داخلی و خارجی از آن دیدن کنند .صنایع کشاورزی،نساجی،شیلات و مرکبات و…. هریک نمادی از شهرهایی چون لاهیجان،انزلی،لنگرود، فومن،رشت،رودبار،تالش،آستارا،املش،سیاهکل و…… هستند و همه این پتانسیل‌ها بر عوامل جاذبه گیلان افزوده است همچنین باید گفت: گیلان که تکثر مناطق دیدنی آن مختص نقطه خاصی نیست و در همه‌جا یافت می‌شود دارای روستاهای قدیمی با معماری‌های حیرت‌انگیز ،چشمه‌های آب‌معدنی شفابخش،نقاط جنگلی بکر ،آب‌وهوای بی‌همتا و فولکلوری که ریشه در تاریخ چند هزارساله این سرزمین دارد از جمله مواردی است که قابل برشمردن است.

2-9-4- تاریخچه گردشگری در لاهیجان
لاهیجان از قدیمی‌ترین شهرهای گیلان است به‌طوری‌که در زمان اشکانیان دژی در ۶کیلومتری شهر به نام کهندژ وجود داشته است.این دژ تا زمان حمله‌ی مغولان در قرن هفتم پابرجا بود که بعد آن رو به ویرانی نهاد.پیش از اسلام‌شهر از سه بخش کهندژ، شهرستان و بازار تشکیل می‌شد که در سال ۷۰۹ه.ق(یا در ۷۰۵ه.ق) با حمله اولجایتو ویران گشته و ۲۰ سال بعد در سال ۷۲۹ه.ق از نو بنا شد. تا قرن چهارم بیه پیش (سرزمین شرق گیلان که لاهیجان را شامل می‌شود) تابع سلسله‌های دیلم بود که زمانی بر منطقه حکم می‌راندند. تازه از اول قرن چهارم هجری بود که مرکزیت منطقه از کوه به جلگه منتقل شد. سپس لاهیجان به قلمرو خاندان کوتم (در منطقه رانکوه)، که بنیان‌گذارش ناصرالدین حسن بن علی اطروش (متوفی به ۳۰۴)، شیعه زیدی را به بیه پیش آورد پیوست (بیه پس، غرب سفیدرود سنی ماند). متعاقباً شاخه‌ای از یک خاندان محلی، ناصروند، بود که بر شهر حکم راند و علیه قوای الجایتوی ایلخانی در ۷۰۶ مقاومتی بی‌ثمر را ترتیب داد. به‌هرحال این خاندان پس از سقوطش با دختر یک سردار مغول وصلت کرد و بر دیگر امرای گیلان سروری یافت. در این زمان لاهیجان به همراه فومن، در غرب، شهر اصلی گیلان بود. شهری بود با اندازه قابل‌توجه؛ ابریشم زیادی در آن تولید می‌شد و برنج و ذرت و همچنین پرتقال و مرکبات در آن کشت می‌شد
دومین دوره طلایی لاهیجان در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شروع شد. توسعه نوغانداری و تجارت ابریشم و کشت چای منجر به تجدید حیات شهر شد. در این دوره این شهر مرکز تجارت ابریشم و دارای چندین ساختمان با سقف فلزی برای خشک‌کردن پیله‌ها بود در ۱۹۰۲ در لاهیجان بود که اولین کشت چای به ابتکار کاشف السلطنه کنسول وقت ایران آغاز شد. زان پس تپه‌های لاهیجان تدریجاً از باغات چای پوشیده شد و کارخانه‌ها برای فراوری چای در شهر و حومه‌اش تأسیس شدند (اولین کارخانه در ۱۹۳۲ تأسیس شد). چای لاهیجان، که به خاطر تندی و عطرش شناخته می‌شود نوشیدنی محبوب ایرانیان شده است. لاهیجان در جریان نهضت جنگل که در پی انقلاب مشروطه گیلان را شعله‌ور کرد نیز  مرکزی برای خیزش سیاسی شد.

فصل سوم
مشخصات جغرافیائی شهر لاهیجان

3-1- موقعيت جغرافيايي و تقسيمات سياسي استان گيلان و شهرستان لاهيجان
استان گيلان با مساحت 14711 کیلومترمربع در ميان رشته‌کوه‌های البرز و تالش در شمال ايران جاي گرفته است . اين استان به واحد جغرافيايي جنوب درياي مازندران تعلق دارد و با استان‌های اردبيل در غرب، مازندران در شرق، زنجان و زنجان در جنوب و كشور آذربايجان و درياي خزر در شمال هم‌مرز و همسايه است . استان گيلان بين 36 درجه و 36 دقيقه تا 38 درجه و 27 دقیقه عرض شمالي و 48 درجه و 25 دقيقه تا 50 درجه و 34 دقیقه طول شرقي از نصف‌النهار گرينويچ قرار دارد و رود سفيد تمشك كه بين چابكسر و رامسر جاري است، آن را از استان مازندران جدا می‌کند .
بر اساس تقسيمات كشوري سال 1385 ، اين استان به مركزيت رشت، 16 شهرستان، 45 شهر، 40 بخش، 98 دهستان و2743 آبادي دارد . شهرستان استان عبارت‌اند از : آستارا، آستانه‌اشرفیه، املش، بندر انزلي، تالش ، رشت، رضوانشهر، رودبار، رودسر، سياهكل، شفت، صومعه‌سرا،، فومن، لنگرود لاهيجان و ماسال . شهرستان لاهيجان داراي 2 بخش، 7دهستان و 94 آبادي است(مركز آمار ايران 1385)

شکل 3-1- تقسيمات كشوري
(مركز آمار ايران 1385)

شکل 3-2- محدوده شهرستان در استان
(مركز آمار ايران 1385)

شکل 3-3- بخش‌های شهرستان لاهيجان
(معاونت مديريت و برنامه‌ریزی استانداري گيلان 1385)
3-2- مشخصات محیط طبیعی
3-2-1- دماي هوا
ميانگين سالانه دماي هوا در لاهيجان 16,1 درجه سانتي گراد است ميانگين حداكثر سالان ه دما 21,2 درجه و ميانگين حداقل سالانه آن 11,1 درجه می‌باشد . اختلاف حداكثر و حداقل دماي سالانه 10,1 درجه است ميانگين دما در سردترين ماه يعني ژانويه و فوريه 7,6 درجه و در گرم‌ترین ماه يعني اوت 24,9 درجه سانتي گراد می‌باشد ميانگين دماي فصلي در بهار 18,4 درجه، در تابستان 23,9 ، در پاييز 13,9 و در زمستان 9,3 درجه مي باشد. حداقل دماي گزارش‌شده 9- درجه در 10 فوريه 1972 و حداكثر دماي گزارش‌شده 39,5 درجه در 30 سپتامبر 1996 می‌باشد .نمودار 3-1 ميانگين دماي ماهانه لاهيجان طي دوره آماري(2005-1965) و نمودار 3-2 ميانگين دماي فصلي و نمودار 3-3 روند تغييرات سالانه دماي لاهيجان را طي همان سال‌ها به نمايش می‌گذارد(سازمان هواشناسي استان گيلان 1385).

نمودار 3-1- تغييرات ماهانه دماي ميانگين لاهيجان

نمودار 3-2- تغييرات فصلي دماي لاهيجان

نمودار 3-3- روند تغييرات سالانه دماي لاهيجان

3-2-2-رطوبت نسبي هوا
ميانگين سالانه رطوبت نسبي در لاهيجان 77,3 درصد است . ميانگين رطوبت نسبي در زمستان 78,7 درصد، در بهار 74,3 در تابستان 75,7 و در پاييز 80,3 درصد می‌باشد. مرطوب‌ترین ماه در لاهيجان، اكتبر با 82 درصد و خشک‌ترین ماه آن ژوئن و ژوئيه با 72 درصد رطوبت نسبي است، با اختلاف رطوبت 10 درصد. نمودار 3-4 ميانگين ماهانه رطوبت نسبي لاهيجان طي دوره آماري موردمطالعه و نمودار 3-5 ميانگين فصلي رطوبت نسبي لاهيجان را به نمايش می‌گذارد(سازمان هواشناسي استان گيلان 1385).

نمودار 3-4- ميانگين ماهانه رطوبت نسبي لاهيجان

نمودار 3-5- ميانگين فصلي رطوبت نسبي لاهيجان

3-2-3- بارندگي
ميانگين سالانه بارندگي در لاهيجان 1455,2 میلی‌متر می‌باشد.كم باران‌ترین سال طي 45 سال اخير در لاهيجان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره دوران باستان، امپراتوری روم، جوامع انسانی، اوقات فراغت Next Entries منبع پایان نامه درباره شهرستان رشت، شهرستان رودبار