منبع پایان نامه درباره انسان کامل، روان شناسی، روان شناختی، بررسی تطبیقی

دانلود پایان نامه ارشد

استقلال می رسد، انسانیتِ انسان به هر نسبتی که تکامل پیدا می کند به سوی استقلال و حاکمیت بر سایر جنبه های «خود» گام بر می دارد. انسان موجودی مادی و معنوی است و با همه وجوه مشترکی که با سایر موجودات دارد اما تفاوت های اصیل و عمیقی با آنها دارد که هر کدام بُعد جداگانه ای به انسان می دهد. این تفاوت ها در سه ناحیه است: ناحیه ادراک و کشف خود وجهان، ناحیه جاذبه هایی که بر انسان احاطه دارد، ناحیه کیفیت قرار گرفتن تحت تاثیر جاذبه ها و انتخاب ها. انسان با نیروی تعقل، خود و قوانین کلی جهان را کشف می کند و جهان طبیعت را در اختیار خویش قرار می دهد؛ انسان علاوه بر جاذبه های مادی و امیال و غرایز، جاذبه و کشش های غیرمادی و معنوی از قبیل، علم و دانایی، خیرِاخلاقی، جمال و زیبایی، نیایش و پرستش و عبادت هم دارد؛ همچنین این توانایی را دارد تا دربرابر میل های درونی خود ایستادگی کند، که این توانایی به نیروی اراده تعبیر می شود که تحت فرمان عقل قرار دارد.
از نظر قرآن، انسان موجودی است برگزیده از طرف خداوند و خلیفه و جانشین او در زمین، نیمه ملکوتی و نیمه مادی، دارای فطرتی خودآشنا، آزاد و مستقل و مختار، امانتدار خدا و مسئول خویشتن و جهان، دارای ظرفیت علمی و عملی نامحدود، سازنده و معمار خویشتن، آرمان خواه، ارزش جو، آینده نگر، اجتماعی، خواستار نظم و زیبایی و عدالت، برخوردار ازشرافت و کرامت ذاتی، صاحب وجدان، آفریننده و خلاق، و معنوی؛ وجودش از ضعف و ناتوانی آغاز می شود و به سوی قوت و کمال سیر می کند و بالا می رود اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد خدا آرام نمی گیرد. شرط اصلی وصول انسان به کمالات باالقوه اش، ایمان است. از ایمان، تقوا و عمل صالح و کوشش در راه خدا بر می خیزد، به وسیله ایمان، علم از صورت ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج می شود و به صورت یک ابزار مفید در می آید. هدف از کمال انسان، عبادت است؛ عبادتی که به تعبیر امیرالمومین (ع)، عبادت احرا و آزادمردان است. عبادت، برای احرار و آزادمردان وسیله برخورداری آنها از پاداش های دنیوی و اخروی و وسیله رهایی از آلام مادی و جسمانی نیست، بلکه عبادت های شاکرانه، محبانه و عاشقانه است نسبت به پروردگار؛ عبادتی که برای انسان موضوعیت دارد و اینجاست که عبادت اوج می گیرد و برای انسان اصالت دارد. (مطهری،1385).

پیشینه تحقیق
فریدونی(1391)، در پایان نامه خود باعنوان بررسی تطبیقی مفهوم «خود» از دیدگاه روان شناسی انسان گرا و عرفان اسلامی و استنتاج دلالت های تربیتی آن، به این نتیجه رسید که، کمال، در دو دیدگاه انسان گرا و عرفان اسلامی به معنای تحقق ورسیدن به «خودِ واقعی» است. خودِ واقعی نزد انسان گرا ها، خودِ انسانی و تجربی است، اما عرفا «خودِ الهی» را واقعی می دانند. از منظر دودیدگاه، چنان چه فرد به خویشتن واقعی خود برسد، همه ی جنبه های وجودش منسجم و هماهنگ می شود و به کمال می رسد. چنین فردی در تعابیر عرفانی، انسان کامل است و در روان شناسی انسان گرا، خودشکوفا. محور انسان کامل حلقه ی اتصال خلق و خداست و بعد از لقای پروردگار، باز به میان مردم برمی گردد و همت خود را در هدایت و کمک به خلق صرف می کند؛ انسان خودشکوفا نیز جنبه های معنوی نفس را به کلی نادیده نمی گیرد و ارزش های معنوی چون نیکی، عدالت و زیبایی را نهایت خودشوفایی می داند.

شاکری، کیانی(1391)، درمقاله ای با عنوان بررسی نسبت خودگرایی اخلاقی و خودگرایی روان شناختی، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که، خودگرایی روان شناختی بر پایه ی حب ذات بنا نهاده شده است، که خود یا ذات دراین دیدگاه منحصر به خودِ مادی و جسمانی است، و حب ذات برابر است با انگیزه خود محورانه و نفع شخصی؛ اما از دیدگاه فلسفه اسلامی خود یا ذات انسان منحصر به خودِ مادی و جسمانی نیست و انسان دارای بُعدی فرامادی و مجرد است. نقطه اشتراک هر دو دیدگاه، اصل اساسی حب ذات (احترام ذات) می باشد، و هدف نهایی دنبال نمودن خیر و منفعت شخصی است. وجه تمایز دودیدگاه: نظریه خودگرایی روان شناختی، نظریه ای است درباره ی «چیزی که هست» و در واقع یک ادعای توصیفی است، اما خودگرایی اخلاقی نظریه ای است درباره ی «آن چه که باید باشد»، و در واقع تجویز آرمان های اخلاقی است.

حاج اسماعیلی، فقیهی(1389)، در مقاله ای با عنوان، شناخت روح و نفس در قرآن و تاثیر آنها بر شخصیت انسان، به این نتیجه رسیدندکه، یکی از مباحث مهم دانش روان شناسی، بحث شخصیت در حوزه مفاهیم قرآنی است. مناسب ترین معادل قرآنی مفهوم شخصیت، واژه «شاکله» است. آنها در تبیین مفهوم روح و نفس اذعان نمودند که، هر دو دارای ماهیتی یکسان هستند، و در قرآن و تعابیر فلاسفه به جای یکدیگر استعمال شده اند. نفس یا به عبارتی روح، هرگاه با کالبد مادی مرتبط شود، کلیت حاکم برشخصیت انسان را تشکیل می دهد؛ و با بکارگیری مکانیسم های مختلف، رفتارهای وی را جهت دار نموده و او را به سمت وحدت و ثبات شخصیت سوق می دهد.

مردانی،شریفی اصفهانی(1389)، در مقاله ای با عنوان بررسی تطبیقی مفهوم عزت نفس از دیدگاه مولانا و روان شناسی انسان گرا، به این نتیجه رسیدند که، حرمت نفس با خودشناسی رابطه مستقیم دارد. میزان خودآگاهی انسان، بر اندیشه ها و باورهای او نسبت به خویشتن اثر می گذارد. هر چه فرد از هویت حقیقی و گوهر نهفته درونی خود آگاهتر شود، تصویر ذهنی سالم تر و واقعی تر ازخود خواهد داشت. شرط مهم دست یابی به حرمت نفس قوی و تامین سلامت روانی، خودآگاهی و وقوف نسبت به گوهر گران بهای باطنی و توجه به استعدادها و توانایی های ذاتی و نقاط ضعف خود می باشد.

دژآباد،فارسی نژاد(1388)، در مقاله ای با عنوان فلسفه آفرینش جهان وانسان از دیدگاه قرآن در نتایج تحقیق بیان می کنند که، هدف از آفرینش جهان، انسان است و هر چه درآسمان ها وزمین است برای انسان آفریده شده است، مقصود از انسان، انسان کاملی است که به مقام عبودیت حقیقی رسیده است. تعابیری که در قرآن درمورد فلسفه آفرینش انسان وجود دارد، خلافت، امتحان و آزمایش، رحمت، عبادت و معرفت، تقوا، تشکر، تفکر و تعقل، هدایت، فلاح، رجوع و بازگشت است؛ و جامعِ همه این تعابیر این است که هدف از آفرینش انسان کامل، رجوع و بازگشت به اصل خویش است.

جلالی تهرانی(1387)، در مقاله ای با عنوان تکامل انسان، مقایسه یک نظریه اسلامی با نظریه ای در روان شناسی انسان گرا، به این نتیجه رسید که، تجربه گرایی مزلو، وسیله ای مناسب برای شناخت تکامل انسان نیست، زیرا او در متن تئوری خود با محدودیت ها و تناقضاتی روبرو است. مزلو چنین می پنداشت که، پذیرش ماوراءطبیعی به معنای ردِ ماده و طبیعت است، اما در اسلام ماده وطبیعت راهی برای کشف و رسیدن به ماوراءطبیعه است، و به هر پدیده مادی به عنوان تجلی خداوند نگریسته می شود. در آخر وی بیان می کند که، تناقضات و مشکلات نظریه مزلو از راه های زیر قابل حل است: کمال انسان صرفا تکامل نفس یا خود نیست، بلکه عبور از نفس و گذشت از آن، و سپس فنای او در عالم هستی است؛ انسان به وسیله نیازهای کمبود برانگیخته نمی شود بلکه انگیزش او در تمام دوران حیاتش، به وسیله جاذبه و کشش پروردگار است.

شنبه ای (1387)، در مقاله ای با عنوان انسان کامل از تجلی تا حلول، در نتایج خود بیان می کند که انسان، علت غايي عالم آفرينش است؛ مقصود ازآفرینش ظهور صفات و افعال الهی است و انسان مظهر و محل تجلی صفات و اسماء و افعال حقیقت مطلق است؛ و اهمیت دو نکته را ذکر می کند، یکی اینکه حق در وجود ممتازترین و برجسته ترین انسانها یعنی انبیاء و اولیاء و پیمبران که در اصطلاح عرفان « انسان کامل» نامیده می شود پرتو می اندازد و در میان همه انبیاء این تجلی بویژه در وجود حضرت محمد (ص) کاملترین نوع تجلی می داند و دیگر اینکه تجلی حق از نوع تجلی افعال و صفات است نه تجلی ذات.

چراغی (1389)، در مقاله ای با عنوان، بررسی مفهوم انسان کامل از دیدگاه عزیز بن محمد نسفی، در نتایج تحقیق خود، انسان کامل را بر دو قسم دانسته، انسان کامل و انسان کامل آزاد. انسان کامل را کسی می داند که در شریعت، طریقت و حقیقت تمام باشد و شریعت را گفت انبیاء، طریقت را فعل انبیاء و حقیقت را دید انبیاء می شمرد. به عبارت دیگر انسان کامل آن است که او را چهار صفت، اقوال نیک، افعال نیک، اخلاق نیک و معارف به کمال باشد، و انسان کامل آزاد، مرتبه ای بالاتر از انسان کامل دارد و علاوه بر آن چهار صفت، به ترک، عزلت، قناعت و خمول آراسته می باشد.

فقیهی و رفیعی مقدم(1387)، در مقاله ای با عنوان، انسان از دیدگاه راجرز و مقایسه آن با دیدگاه اسلامی، در نتایج خود اظهار کردند که هر دو دیدگاه تاکید دارند بر، طبیعت نیک انسان، وحدت وانسجام ابعاد شخصیتی انسان، قائل بودن به اراده آزاد و کمالی اختیاری و اکتسابی برای انسان و تعهد انسان نسبت به اعمال خود؛ واصلی ترین تفاوت دو دیدگاه این است که، در اسلام خدا محور همه امور است و تمام ابعاد فردی و اجتماعی و الهی و رابطه انسان با طبیعت و جهان هستی کمال می یابد، اما از دیدگاه راجرز، انسان محور همه واقعیت ها و ارزش هاست و تمرکز فقط بر خود انسان است. تمایل به خودشکوفایی در دیدگاه راجرز منشا بیولوژیکی دارد اما در اسلام خودشکوفایی فقط جنبه روانی دارد.

سلطان القرائی و مصرآبادی(1386)، در مقاله ای با عنوان، بررسی تطبیقی دیدگاه اسلام و کارل راجرز نسبت به ماهیت و کمال انسانی، در نتایج پژوهش بیان کردند که، بین مکتب اسلام و رویکرد انسانگرایی به خصوص راجرز، نقاط مشترکی درباره کمال انسان وجود دارد، هر دو دیدگاه تاکید دارند بر کرامت و برتری انسان، توان تعالی و دستیابی انسان به صفات عالی و پسندیده، وحدت و انسجام ابعاد شخصیتی، اراده آزاد، دستیابی به کمالی اختیاری و اکتسابی در سایه گزینش آگاهانه، مسئولیت و تعهد انسان بر اعمال خود، و این که انسان ذاتا نیک نفس و خوش طینت است و دارای فطرتی پاک. تفاوت اصلی دو دیدگاه: در دیدگاه انسانگرایی، محور اصلی امور انسان است و انسان را به عنوان هدف و غایت خود تعریف کرده، اما در اسلام خدا محور امور است و برای تعالی و کمال نقطه ای ماورای انسان یا مافوق انسان در نظر گرفته است.

کلانترهرمزی، اسماعیلی،توازیانی،شفیع آبادی،دلاور(1391)، در مقاله ای باعنوان، سیر تکوینی مفهوم خود از دیدگاه حکمت متعالیه و دیدگاه های روان شناختی پست مدرن و شیوه تبیین آسیب شناسی روانی انسان مبتنی برآن، به این نتیجه رسیدند که، «نفس یا خود» از نظر ملاصدرا یک سیر روبه تکوین دارد، بدون آن که پاره پاره و جزء جزء شود و درصورتی در جهت تکامل و رشد حرکت می کند که بر اساس معیارهای عقلی و در جهت الهی صورت گیرد، در حالی که به اعتقاد اندرسون، «خود» در پست مدرن دائما تعریف می شود و دائما در حال تغییر است چرا که انسان ساخته و پرداخته ی جامعه است و این بدان معناست که ارزش های اجتماعی، زبان، هنر و تمام چیزهایی که انسان را احاطه کرده، «چه کسی بودن» او را تعریف می کند.

البرزی(1385)، در پایان نامه خود با عنوان، بررسی تحولی «رشدخود» در دوران نوجوانی و جوانی بر اساس تئوری لوینگر، به این نتیجه رسید که، مفهوم خود، مانند دیگر مفاهیم شناختی اجتماعی نسبت به فرهنگ حساسیت زیادی دارد، به عبارت دیگر اینکه اهمیت صفات شخصی و ویژگی های «خودِآرمانی» چه می باشد از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. مفهوم خود پایه و مبنایی است که هر فرهنگی طبق شیوه خاص خود آن را درک می کند و بیشترین تفاوتهای فرهنگی در افرادمربوط به ادراک از استقلال در برابر وابستگی های درونی است.

حیاتی(2010)، در پژوهشی به بررسی مفهوم خود در اسلام و روان شناسی غرب پرداخته است، وی ضمن بررسی انواع نفوس (لوامه،اماره، مطمئنه)، به مقایسه آنها با مفهوم خود در دیدگاه روان شناسان غربی پرداخته ودر ضمن این مقایسه بیان نموده که خودشکوفایی مزلو تا حدودی شبیه به نفس مطمئنه در اسلام است.

موسینگ(2006)، در پژوهشی به مقایسه مفهوم خود در روان شناسی شرق و غرب پرداخته است. وی در ضمن بررسی مفهوم خود از دیدگاه روان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره خودآگاهی، خودپنداره، فیزیولوژی، ماهیت انسان Next Entries منابع تحقیق با موضوع سقف شیشه ای، جانشین پروری، جامعه آماری، آموزش و پرورش