منبع پایان نامه درباره امام صادق، عهدنامه مالک اشتر، ارتکاب جرم، حقوق جزا

دانلود پایان نامه ارشد

شود.49
مفهوم علمي: از لحاظ علمي و دانش جغرافيايي، زمان عبارت است از مقدار حرکت وضعي و انتقالي زمين که به صورت ساعات بين المللي براساس خط نصف النها رگرينويچ سنجيده مي شود و مکان نيز به معناي مختصات يک شيء است که گاهي به عنوان مختصات جعرافيايي روي کره زمين مشخص مي شود و براساس طول و عرض جغرافيايي زمين سنجيده مي شود.50
مفهوم لغوي زمان و مکان: زمان در لغت به معناي وقت چه بلند و چه کوتاه است و مکان به معناي موضع و محل است.51
مفهوم عرض زمان و مکان: زمان در عرف همان وقت است که با واحد ساعت، دقيقه، ثانيه و… اندازه گيري مي شود واين همان مقدار حرکت زمين است که در هر کشوري به نوع خاص زمان بندي مي شود و سال و ماه به خصوص شمسي، قمري، ميلادي… دارند.52
مفهوم خاص: گاهي منظور از زمان و مکان مفهوم ويژه اي است که در دائره اي بسيار محدود تاثير مستقيم بر حقوق جزاي اسلام دارد و ارتکاب جرم در آن موجب تشديد مجازات و تغليظ ديه مي گردد. مانند زمانها و مکان هاي شريف و حرام اعم از مکان ها و زمان هاي حرام و غير آن بنابر فتواي برخي از فقها.
زمان و مکان به مفهوم مجموعه شرايط و تحولات زندگي: يعني حوادثي که در زمان و مکان اتفاق مي افتد، زمان و مکان به آن معني شامل همه وقايع اجتماعي، سياسي، فرهنگي و مانند آن مي شود. تمدن جديد بشري، نيازهاي گوناگون انسانها در اعصار و امصار مختلف و مجموعه ي تحولات حاکم بر زندگي بشر و بالاخره مقتضيات زمان و مکان در اين مفهوم جاي دارند. 53
مفهوم صحيح: مطالعه روايات از ائمه اطهار(ع) بيانگر آن است که آنان به اصل زمان و مکان و تاثير آن در احکام شرع مقدس اسلام معتقد بوده و بارها در سخنانشان به آن پرداخته اند. امام صادق(ع):«لان حکم الله عزوجل في الاولين و الاخرين و فرائضه عليهم سواء الا من عله او حادث يکون و الاولون والاخرون ايضا في منع الحوادث شرکاء والفرائض عليهم وحده ياسال الاخرون عن اداء الفرائض عما يسال عنه الاولون و يحاسبون عما به يحاسبون..» حکم الهي و تکاليف خداوند در حق اولين و آخرين يکسان است. مگر اين که علت يا پديده اي پيش آيد که باعث دگرگوني حکم شود. و نيز همگان نسبت به تغيير حکم هنگام پيش آمدن حوادث همانندند و واجبات بر همه يکسان است از همانها که پيشينيان سوال مي شوند آيندگان نيز سوال مي شوند و مورد محاسبه قرار مي گيرند.54
در احکام الهي شرايط مختلف مورد نظر قرار گرفته واين گونه نيست که يک موضوع در همه شرايط يک حکم بيشتر نداشته باشد. بلکه موضوع در اوضاع و احوال مختلف حکم ويژه ي خود را داراست و با عوض شدن شرايط موثر حکم نيز عوض مي شود بدين ترتيب کساني که مي گويند تغيير شرايط زماني و مکاني موثر موجب تغيير حکم مي شود منظورشان اين است که حکم اول دين که در شرايط خاصي بوده جايش به حکم دوم دين با در نظر گرفتن در شرايط جديد مي دهد و آن که مي گويد دين تغيير نمي کند و حلال و حرام پيامبر ص تا قيامت تغيير ناپذير است منظورش اين است که اين شرايط در خود دين صورت پذيرفته و هر حکمي شرايط زماني ويژه اي دارد پس تغييري در دين صورت نمي گيرد و بيان امام صادق(ع) که در ابتدا بدان اشاره کرديم گوياي همين حقيقت است. ديني کامل که براي هر زمان و در شرايط مختلف حکم مناسب را ارائه دهد و اين پاسخي است به آنان که مي گويند با تغيير شرايط زمان و مکان چگونه مي شود که دين پايدار و لايتغير باشد، به آنان مي گوييم که خود دين وضعيت هاي مختلف و تاثيرگذار در حکم را درک کرده و در هر زمان و در نتيجه براي هر شرايطي حکم ويژه اي را بيان داشته و بدين شکل دين کامل و پايدار پا به پاي زمان و مکان و شرايط زماني و مکاني همراه مي باشد. نگاه به روايات نوشته شده در اين مقال همسازي دين را با شرايط زماني و مکاني بيان ميکند.
تاثير زمان و مکان در حکم به معناي تاثير شرايط زمان و مکان است چرا که اگر دو زمان از حيث وضعيت يکسان باشد تغيير حکم معنايي ندارد. اين وضعيت شي واحد را دو اعتبار مي دهد؛ در يک زمان حليت و در زماني ديگر حرمت را بر او مترتب مي سازد در نگاه اول همه مي گويند. «حلال محمد حلال ابدا الي يوم القيامه و حرامه حرام ابدا الي يوم القيامه».55
و اگر به آنها بگويي يک چيز در زماني حلال است و زماني ديگر حرام. خواهد گفت: حکم خدا که تغيير نمي کند.
با کمي دقت روشن مي شود که هر زمان اوضاع ويژه اي دارد و در سايه اين شرايط موضوع عوض مي شود و با عوض شدن موضوع حکم نيز تغيير مي کند.
زمان امام حسن(ع) با زمان امام حسين(ع) متفاوت است، و اين باعث مي شود که صلح امام حسن(ع) با صلح در زمان امام حسين(ع) فرق کند و در نتيجه هر کدام حکم خاصي پيدا مي کند؛ اولي واجب و دومي حرام مي شود، گرچه به ظاهر هر دو صلح است. تاثير زمان و مکان در حکم به اين شکل نکته اي است بس ضروري و بديهي و اگر درست تبيين شود شايد براي هيچ کس در کبراي آن مناقشه اي باقي نماند. روشن است که تفاوت زماني اگر در خود تفاوت شرايط را به همراه نداشته باشد هيچ تاثيري در حکم ندارد. دو زماني که از نظر شرايط مساوي و همسان است نمي تواند دو حکم داشته باشد، چون خود زمان چنين تاثير ندارد. بلکه آنچه در حکم موثر است وضعيت زماني است. تغيير موضوع در دو زمان نمونه هايي دارد:
موضوع تنباکو که شايد حتي کراهت هم نداشته باشد به دليل اوضاع سياسي حاکم در زمان ميرزاي بزرگ شيرازي- رحمه الله عليه- در حکم محاربه با امام زمان(عج) به شمار آمده حکم حرمت بر آن مترتب گشته است، اين تغيير در سايه عناوين ثانوي مورد قبول همه است. مثلا شطرنج و آلت مخصوص قمار بود؛ در نتيجه بازي با آن، خريد و فروش آن و هر نوع استفاده از آن حرام بود اما اگر امروز وسيله ورزش باشد ونه قما. ديگر حرام نخواهد بو، چرا که تصرف در آلات مخصوص قمار حرام است و اين ديگر آلت ويژه قمار نيست.56
2-3 معناي لغوي مكان
مکان به معناي “موضع و محل” است.57
2-3-1 نمونه هايي از نقش تحول مكان در تحول اجتهاد
پيامبر گرامي اسلام(ص) براي مكان و شرايط آن نقش قائل بود و در مقام بيان حكم، شرايط مكان را رعايت مي كرد. در مصادر تاريخي آمده است: در يكي از جنگ ها دزدي كه بايد دستش قطع مي شد، برخي از ياران رسول خدا(ص) درصدد اجراي حكم بر آمدند. پيامبر(ص) به دليل شرايط مكان از آن كار منع كرد و در اين باره فرمود:«در صورت اجراي اين حكم ممكن است او به دشمنان اسلام پناه ببرد و اسرار جنگ را در اختيار آن ها قرار ده» و به دليل حساسيت مكان از اجراي حكم چشم پوشي كرد. در حديث معتبر از حضرت امير(ع) نقل شده كه فرمود:
«لايقام علي احد حد بارض العدو» در زمين دشمن نبايد بر هيچ كس حد جاري شود.
فرمود:«لاقيم علي رجل حدا في ارض العدو حتي يخرج منها؛ مخافة ان تحمله الحمية فيلحق بالعدو»
در زمين دشمن بر مردي حد اقامه نمي كنم تا زماني كه از آن سرزمين خارج شود زيرا خوف اين مي رود كه اين كار سبب فرار وي و ملحق شدن به دشمن گردد.
پس همان گونه كه زمان و شرايط آن در تحول اجتهاد فقيه مي تواند داراي نقش باشد، مكان و شرايط آن هم مي تواند در تحول آن داراي نقش باشد. ممكن است چيزي در مكاني از مصاديق موضوع حكم حرام باشد و همان در مكان ديگري از مصاديق حكم جواز باشد.58
2-4 معناي لغوي زمان
معناي اين لغت اين است که زمان که دائما در حال گذشتن و آمدن است، در هر قطعه اي يک اقتضايي دارد؛ در هر وقتي و در هر قرني، در هر چند سالي يک تقاضايي دارد به عبارت ديگر زمان تقاضاهاي مختلف دارد.59
2-4-1 نمونه هايي در زمينه تحول اجتهاد با تحول زمان
1. کنترل جمعيت: حصر توالد و تناسل در اعصار گذشته ممنوع بود و به اين روايت تمسک مي شد:«تناکحوا تناسلوا تکثروا فاني اباهي بکم الامم يوم القيامة و لو بالسقط» حديث«تزوجوا فاني مکاثر بکم الامم غدا في القيامه» آيه«امددناکم باموال و بنين»(اسراء/آیه 6) زيرا در زمان هاي گذشته تراکم جمعيت و امکانات و تامين نيازهاي جامعه مانند شرايط فعلي نبود، اما امروز چنانچه حکومت نتواند امکانات لازم فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و تربيتي را براي آنان فراهم سازد و يا روند رشد اقتصادي و صنعتي و فرهنگي و اجتماعي جامعه گنجايش تزايد نامحدود نسل ها را نداشته باشد، مي توان منع را از حصر توالد و تناسل برداشت و آن را کنترل و محدود کرد، البته نه از راه سقط جنين.
2. بيان موارد احتکار: مساله احتکار از جمله اموري است که درباره مصالح جامعه و عموم مردم مطرح شده و با اندک تامل در عناصر خاصه استنباط اين نکته استفاده مي شود. مقتضاي نص و دليل، مشروعيت احتکار در غير موارد آن گندم، جو، خرما و مويز است، اگرچه غير عناوين ياد شده در نص، مورد نياز مردم باشد؛ اما امروز چنين نظريه اي را نمي توان پذيرفت، زيرا صرف نظر از جمع بين عناصر خاصه استنباط که عدم مشروعيت آن را در غير عناوين ياد شده مي رساند، مي توان گفت ملاک تشريع حکم براي احتکار، مصالح عموم جامعه و نجات مردم از تنگناي اقتصادي به هنگام سختي است و تنها داراي يک ملاک تعبدي صرف نيست. اين استظهار و برداشت از کلام امام علي(ع) کاملا هويداست، زيرا حضرت در عهدنامه مالک اشتر ضمن اين که او را به جلوگيري از احتکار امر مي کند، مي فرمايد:«و ذلک باب مضرة العامة و عيب علي الولاة». حضرت در کلام خود، احتکار را مخالف با مصالح عمومي و مضر به حال عموم دانسته است. پس حاکم اسلامي در صورتي که احتکار هر نوع کالايي را برخلاف مصالح مردم بداند مي تواند حکم احتکار را بر آن سرايت دهد. بدين جهت برخي از فقهاي بزرگ مانند شيخ طوسي و ابن حمزه در کتاب وسيله بر موارد مذکور در عناصر خاصه، چيزهاي ديگري را افزوده اند. اين اختلاف را نيز مي توان مؤيد نظريه ما قرار داد. با بررسي اوضاع مالي و اقتصادي زمان صدور روايات مي توان سبب اختلاف را به دست آورد و گفت موارد ذکر شده در روايات، بدين جهت بوده که آن ها در آن زمان کالاهاي ارزشي به حساب مي آمدند و پيشوايان ما با توجه به نياز مردم، اين حکم را صادر کرده اند، نه آن که داراي خصوصيتي باشند.60
2-5 معناي لغوي عرف
عرف واژه اي عربي است كه واژه هاي عرفان، معرفت، معروف، و متعارف از آن ريشه گرفته و معنايي نزديك به آن دارند. واژه ي عرف ضد نكر و به معني معروف است. معروف دو معناي اساسي دارد:«شناخته شده» و«امر پسنديده و نيكو» است. البته واژه ي عرف در معناي ديگري همچون«پياپي بودن شيء»،«يال» و«مكان مرتفع» نيز به كار رفته است. واژه عرف دو بار در قرآن به كار رفته است. يكبار به معناي«امر پسنديده» و يك بار ديگر به معناي پياپي. در گفتار معصومين ع نيز در سه مورد كلمه عرف پيدا شده است كه در دو مورد به معناي«معروف و امر پسنديده» و در مورد سوم به معناي«يال» مي باشد.61
2-5-1 نمونه اي از نقش تحول عرف در تحول اجتهاد
حضرت اميرالمومنين از رسول خدا(ص) نقل مي فرمايد: «كان رسول الله(ص) اذا اتته كريمه قوم لا ولي لها و قد خطبت، يامر ان يقال لها: انت راضيه بالبعل، فان استحيت و سكتت جعل ءاذنها صماتها، و امربتزويجها، وان قالت: لا، لم يكرها علي ماتختاره».
هرگاه از كريمه قومي كه ولي نداشت خواستگاري ميشد خدمت رسول خدا مي رسيدند، حضرت دستور مي داد كه از او بپرسند: آيا براي شوهر كردن رضايت دارد يا خير؟ هرگاه بر اثر حيا سكوت مي كرد، سكوت وي را نشانه رضاي او به ازدواج قرار ميداد و فرمان به تزويج با او را صادر مي كرد و اگر مي گفت: نه، او را بر اين امر مجبور نمي كرد.
در روايت آمده است كه حضرت علي(ع) از فاطمه(س) خواستگاري كرد. پيامبر(ص) به فاطمه(س) فرمود:«علي از تو سخن مي گويد» او سكوت كرد، پيامبر او را به همسري علي در آورد.
به هر حال، در زمان صدور اين روايت، چون سكوت دختر داراي اثر و نشانه ي رضايت وي بود، از اين رو، در وقت عقد و مراسم ازدواج به آن بسنده مي كردند؛ زيرا مبناي حديث بر عرف زمان پيامبر(ص) بوده است؛ اما امروزه كه عرف تغيير كرده، نمي توان بر سكوت او در وقت عقد بسنده كرد؛ زيرا حديث كه بر عرف آن زمان مبتني بود، تغيير كرد. پس بايد دختر از راه لفظ«بله» رضايت خويش را اعلام كند و عاقد بر سكوت او بسنده نكند. بدين جهت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره مصالح مرسله، ظلم و ستم Next Entries منبع پایان نامه درباره مصالح مرسله، عنصر زمان