منبع پایان نامه درباره امام سجاد، امام سجاد (ع)، زین العابدین (ع)، زین العابدین

دانلود پایان نامه ارشد

قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ‏» (دعای اول). «سپاس خدائى را كه اول است بى آن كه پيش از او اولى باشد، و آخر است بى آن كه پس از او آخرى باشد».
اولیت – اول بودن- خداوند متعال عبارت است از: قبل از وجود همه ممکنات بوده است و اوست که آغاز کننده همه چیز است و وجود اشیاء از او نشأت می گیرد و این که خداوند موجود به ذات است و وجودش از دیگری نشأت نمی گیرد و افعل تفضیلی که امام زین العابدین (ع) در این جمله به کار برده اند دلالت بر مشارکت و زیادت می کند (مدنی شیرازی، 1381، ج1: 27).
امام (ع) در دعای اول با تحمید خداوند عزّ و جلّ شروع نموده اند چرا که «دعا بدون ثناء و ستایش پروردگار ابتر است» (همان: 24). در این جمله با استفاده از افعل تفضیل، وجهیت ایجاد شده است همان گونه که در قرآن کریم نیز، آمده است: «هو الأول و الأخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم» (سوره حدید: 3). این جمله نگرش امامان (ع) را در نوع دعا کردن نشان می دهد، زیرا در احادیث آمده است که قبل از شروعِ دعا و درخواست، ابتدا به ستایش پروردگار، سپس صلوات بر رسول (ص)، پرداخته شده، در مرحله آخر از خداوند درخواست شود تا به اجابت رسد. «حارث بن مغیره گوید: «شنیدم، حضرت صادق علیه السلام می فرمود: مبادا چون یکی از شما بخواهد چیزی از حاجات دنیا و آخرت مسئلت کند، بدان مبادرت ورزد، تا به ستایش او و صلوات بر پیغمبر (ص)، سخن خود را آغاز کند، و سپس حاجات خود را بخواهد» (کلینی رازی، بی تا، ج4: 236). همان طور که مشاهده می شود، امام سجاد (ع) با این ستایش که برگرفته از آیه قرآن نیز هست، شروع نموده اند.
-«وَ جَعَلَ لِكُلّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلُوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ…» (دعای اول). «و براى هر يك از ايشان روزى معلوم مقسومى قرار داده….». این جمله، نگرش امام (ع) را در مورد قناعت آشکار می- کند؛ زیرا امام (ع)، با استفاده از دو صفت (معلوم و مقسوم) به این نکته ظریف اشاره می کنند که روزی همه آفریدگان از پیش معلوم شده و در میان بندگان به مقدار معین تقسیم شده است، بنابراین، حرص در مادیات کار اشتباهی است و همان گونه که امیر مومنان علی (ع) فرموده اند، «قناعت، گنجی است که تمام نمی شود» (عابدینی مطلق، 1386: 446).
-«ثُمّ ضَرَبَ لَهُ فِي الْحَيَاةِ أَجَلًا مَوْقُوتاً، وَ نَصَبَ لَهُ أَمَداً مَحْدُوداً…» (دعای اول). «سپس براى او در زندگى مدت معلومى تعيين كرده و پايان معينى قرار داده». این جمله نیز، به رویکرد، یاد مرگ اشاره دارد و این که انسان بداند، مدتی معین برای زندگی او در این دنیا تعیین شده است؛ همین امر او را از ارتکاب به گناهان باز می دارد، زیرا می داند که روزی می آید که باید حساب اعمال خود را پس بدهد.
-وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرّفُوا فِي مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسّعُوا فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ (دعای اول).
«و سپاس خدائى را كه اگر بندگانش را از شناختن آئين سپاسگزاريش بر عطاياى متواترى كه به ايشان داده و نعمت هاى پيوسته‏اى كه بر ايشان كامل ساخته محروم مى‏ساخت، در نعمت هايش تصرف مى‏كردند و سپاس نمى‏گزاردند و در روزيش دست مى‏گشودند و شكر نمى‏كردند».
این جمله، به این نکته اشاره دارد که هیچ لحظه ای از زندگی انسان وجود ندارد مگر این که درآن نعمتی نهفته و شایسته شکر گزاری است و این امر، توسط دو صفت (المتتابعه و المتظاهره) نشان داده شده است؛ بنابر این باز هم مشاهده می شود که امام (ع) با کاربرد صفت ها، نگرش خویش را بیان نموده اند.
در تمامی بند های زیر از دعای اول، جملاتی که بعد از کلمه نکره «حمداً» واقع شده اند، در زبان عربی جمله وصفیه نامیده می شوند، همان گونه که در شرح ابن عقیل آمده است: «و نعتوا بجملة منکرا…» (ابن عقیل، 1431ه.ق، ج2: 186) یعنی همه جمله های واقع بعد از نکره، نعت هستند. در واقع امام (ع) با این جملات وصفیه قصد روشن بیان کردن نوع این حمد و ستایش را دارند که در وجه صفت ها به روشنی آشکار است:
-«حَمْداً نُعَمّرُ بِهِ فِيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَى رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ». «چنان سپاسى كه به آن در زمره سپاسگزاران خلقش زندگى كنيم، و بر هر كه به خشنودى و عفوش پيشى جسته سبقت گيريم».
-«حَمْداً يُضِي‏ءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ، وَ يُسَهّلُ عَلَيْنَا بِهِ سَبِيلَ الْمَبْعَثِ، وَ يُشَرّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ، يَوْمَ تُجْزَى كُلّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ، يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لَا هُمْ يُنْصَرُونَ». «سپاسى كه تاريكى ‏هاى برزخ در پرتوش بر ما روشن شود و راه رستاخيز را بر ما هموار سازد و منازل ما را در پيشگاه گواهان از فرشتگان و پيغمبران و امامان بلند گرداند. در آن روزى كه هر كسى به سزاى عمل خود مى‏رسد، و به مردم ستم نمى‏شود. روزى كه به هيچ وجه دوستى به كار دوستى نمى‏خورد و كسى ايشان را يارى نمى‏كند».

-«حَمْداً يَرْتَفِعُ مِنّا إِلَى أَعْلَى عِلّيّينَ فِي كِتَابٍ مَرْقُومٍ يَشْهَدُهُ الْمُقَرّبُونَ». «سپاسى كه در نامه نوشته شده‏اى كه مقربين آن را مشاهده مى‏كنند از جانب ما تا أعلى عليين بالا رود».
-«حَمْداً تَقَرّ بِهِ عُيُونُنَا إِذَا بَرِقَتِ الْأَبْصَارُ، وَ تَبْيَضّ بِهِ وُجُوهُنَا إِذَا اسْوَدّتِ الْأَبْشَارُ». «سپاسى كه چون از هول رستاخيز چشم ها خيره شود ديده‏هاى ما به آن روشن گردد و چون روى‏ها سياه شود چهره‏هاى ما به آن سفيد گردد».
-«حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِيمِ نَارِ اللّهِ إِلَى كَرِيمِ جِوَارِ اللّهِ». «سپاسى كه در پرتوش از آتش دردناك خدا آزاد شويم و به جوار كرمش در آئيم».
در این جمله علاوه بر این که جمله وصفیه «نعتق» بعد از کلمه نکره «حمداً» واقع شده است؛ واژه های «ألیم و کریم» نیز صفت هستند که اضافه به موصوفشان یعنی «نار و جوار» شده اند. اضافه صفت به موصوف برای ایجاد مبالغه صورت گرفته است و از سوی دیگر این شیوه خاص چیدمان کلمات موجب ایجاد آهنگ و وزن شده است زیرا «ألیم و کریم» و «نار و جوار» با هم جناس می سازند.

-«حَمْداً نُزَاحِمُ بِهِ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرّبِينَ، وَ نُضَامّ بِهِ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ فِي دَارِ الْمُقَامَةِ الّتِي لَا تَزُولُ، وَ مَحَلّ كَرَامَتِهِ الّتِي لَا تَحُولُ». «سپاسى كه به يمن تأييد آن شانه بر شانه فرشتگان مقرب او زنيم، و در اقامتگاه جاودانى و سراى عزت سرمديش در سلك پيغمبران مرسل در آئيم».
-«وَ جِبْرِيلُ الْأَمِينُ عَلَى وَحْيِكَ، الْمُطَاعُ فِي أَهْلِ سَمَاوَاتِكَ، الْمَكِينُ لَدَيْكَ، الْمُقَرّبُ عِنْدَكَ‏» (دعای سوم). «و – درود فرست بر- جبرئيل امين وحيت كه فرمانروا در ميان اهل آسمان هاست و صاحب منزلت در پيشگاهت و مقرب درگاهت». در این جمله امام (ع) برای نشان دادن مقرب بودن جبرئیل، از صفت ها بهره برده اند.
-«اللّهُمّ وَ أَوْصِلْ إِلَى التّابِعِينَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ، الّذِينَ يَقُولُونَ رَبّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ خَيْرَ جَزَائِكَ» (دعای چهارم). «خدايا، بهترين پاداش خود را به پيروان اصحاب در راه ايمان و عمل صالح برسان: آنان كه مى‏گويند: پروردگارا، ما و آن برادرانمان را كه به ايمان بر ما سبقت گرفته‏اند، بيامرز». جمله «الذین یقولون…» نعت برای التابعین است (مدنی شیرازی، 1381، ج1: 173). در این جمله با تلفیقِ تلمیح به آیه 100 سوره توبه {والسابقون الأوّلون من المهاجرین والأنصار الذین اتبعوهم بإحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه} و اقتباس از آیه 10 سوره حشر{و الذین جاووا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا و لإخواننا الذین سبقونا بالإیمان و لا تجعل فی قلوبنا غلاً للذین آمنوا ربّنا إنک رووف رحیم}، به همراه نعت، موجب ایجاد وجهیت در صفت های ارزش گذار شده اند.
-«سُبْحَانَكَ، لَا أَيْأَسُ مِنْكَ وَ قَدْ فَتحْتَ لِي بَابَ التّوْبَةِ إِلَيْكَ، بَلْ أَقُولُ مَقَالَ الْعَبْدِ الذّلِيلِ الظّالِمِ لِنَفْسِهِ الْمُسْتَخِفّ بِحُرْمَةِ رَبّهِ» (دعای دوازدهم). «منزهى تو اى خدا، از تو نوميد نمى‏شوم زيرا تو خود در توبه را به روى من گشوده‏اى بلكه همچون آن بنده ذليل به سخن مى‏پردازم كه در باره خود ستمكار ونسبت به حرمت پروردگار خود سهل انگار شده». این جمله نگرش امام (ع) را در برابر خداوند به وضوح نشان می دهد، زیرا امام (ع) با تمام صفت هایی که به کار برده اند، خشوع و خضوع در پیشگاه خدای منان را نشان می دهند. از سویی دیگر، با آوردن این صفت های پیاپی طلب استرحام و عفو از جانب پروردگار دارند و آن چه موجب آهنگِ این صفت ها شده است، واج آرایی مصوت –ِ می باشد.
-«متعنی بهدیً صالحٍ لا أستبدلُ به و طريقة حقٍ لا أزیغُ عنها، و نية رشدٍ لا أشکّ فیها» (دعای بیستم). «یعنی مرا از روشی پسندیده برخوردار نما، که هرگز ازآن کناره نجویم، و به راهی راست رهنمون گردان که از آن روی نگردانم، و مرا نیتی ارزانی دار که در آن شک نکنم».
امام(ع) با استفاده از صفت «صالح» و « حق و رشد» که در عربی مصدر هستند – همان گونه که در شرح ابن عقیل آمده است: «و نعتوا بمصدر کثیراً» (ابن عقیل، 1431ه.ق، ج2: 189)- و برای مبالغه به جای صفت می آید، خواسته اند این مسئله را تبیین کنند که فقط با استفاده از راه و روش پسندیده و راه راست و نیت هدایت یافته می توان به مقصود، که همان انسان کامل شدن است رسید. از سویی دیگر، جمله هایی که بعد از کلمات نکره قرار گرفته اند جمله وصفیه هستند زیرا همان گونه که در شرح ابن عقیل آمده است، «جمله موول به نکره است؛ به خاطر همین امر می تواند صفت یا نعت از نکره واقع شود» (همان: 185).
گفته شد که وجود صفت ها در جمله، نشان دهنده نوع نگرش نویسنده در متن است؛ بنابر- این در دعا های مذکور، صفت ها اهداف ثانویه ای را دنبال می کنند که رویکرد ها را بارز می- نمایند؛ مانندِ نگرش خاص امامان علیهم السلام، در شروعِ دعا که همراه با تمجید و ستایش خداوند است، لذا امام سجاد (ع) نیز، از صفت ها، برای آغاز دعا –در دعای اول- بهره برده اند. رویکرد بعدی، قناعت است که همه امامان به آن اشاره داشته اند. نگرش یاد مرگ و شکر نعمت- ها نیز، از صفت ها قابل مشاهده است. از سویی دیگر، جملات وصفیه، قصد روشن بیان نمودنِ نوع حمد و ستایش پروردگار را دارند؛ که از همه صفت ها پر تکرار ترند. بنابر این می توان گفت، نگرشِ غالب در صفت های ادعیه منتخب، در جملات وصفیه بوده و امام (ع) خواسته اند، تا شیوه ای که باید با آن خدا خوانده شود، به مومنین آموزش دهند؛ لذا این جملات وصفیه، رویکرد تربیتی را نیز دنبال می کنند. اضافه صفت به موصوف برای مبالغه در دو مورد، صورت گرفته است. استفاده از آیات قرآنی به صورت تلمیح و اقتباس، در جایگاه صفت، نشان از رنگ و بوی قرآن در یک بند از این دعا ها دارد. رویکرد استرحام در صفت ها، که مناسب با حال و هوای دعاست در یک بند از دعا های منتخب، وجهیت ایجاد نموده است. همچنین کاربرد مصدر به جای صفت برای مبالغه، در دو مورد وجود دارد.
2-3 صدای دستوری و سبکی:
«بخشی از رابطه سبک و اندیشه در صدای دستوری بازتاب می یابد. صدای دستوری عبارت است از رابطه میان رخداد یا حالت فعل با دیگر شرکت کنندگان در فرآیند فعلی (فاعل، مفعول و…). صدای دستوری در کنار دیگر وجوه فعل مانند زمان، نمود، وجهیت و حالت شناخته می شود. صدا های دستوری در زبان های مختلف متفاوت است ولی معمول ترین آن ها عبارت اند از صدای فعال، منفعل و انعکاسی» (فتوحی، 1392: 295).
2-3-1 صدای فعال:
«صدای فعال (موثر) بیان کننده انجام یک عمل توسط عنصر اصلی جمله (نهاد) است. وقتی نهاد جمله کنشگر یا عامل فعل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره پیامبر (ص)، معانی ثانوی، زبان عربی Next Entries منبع پایان نامه درباره زمان گذشته