منبع پایان نامه درباره امام زمان، امام زمان (عج)

دانلود پایان نامه ارشد

ونابود مي‌شوند و يا اينکه جنگجويان از هر طرف نيزه‌هاي خود را مي‌اندازند وپا به فرار مي‌گذارند.

سركشان بردند سرها در گربيان عدم

هر کجا تيغت برون آورد سر از آستين

و قت خونريزي که سوي پيشهي ناوردگاه
از نفير جنگ گردد قصر گردون پر صدا
جنگجويان نيزه با زند ازيمين و از يسار

پردلان از هر طرف آيند چون شير عرين
و ز غريو کوس باشد گوش و گردون پر طنين
تند خويان رخش تا زند از يسار و از يمين …
(ديوان:175)

وحشي در جايي ديگر مي‌گويد که به دليل قدرت وجنگاوري امام علي در روز کارزار ونبرد سرکشان حتي از تاب شمشير او پا به فرار مي‌گذارند چه برسد به اينکه با او به نبرد بپردازند که دراين صورت چيزي جز مرگ در انتظار ان‌ها نيست.
دل سخت عدو خون مي‌شود از تاب شمشيرش
اگر يابد خبر از ريزش دست گهر بارش
به روز رزم اگر سازد علم تيغ درخشان را
نهد رو در بيابان گريز از تاب شمشيرش

شعاع مهر سازد سنگ را لعل بدخشاني
صدف ديگر ندارد کاسه پيش ابر نيساني …
دواند بر سر خصم سيه دل رخش جولاني
چنان کز شعلهي آتش رمد غول بياباني
( ديوان :188)

بس که در دشت خيبر از تيغش

رست از گل ز خون کافرگل
(ديوان: 162)

و در جايي اسب امام علي (ع) را در درنگ و شتاب همتاي براق پيامبر (ص) معرفي مي‌کند.
تبارک الّه از آن دلدل سپهر سير

که با براق يکي بود در درنگ و شتاب
(ديوان: 125)

اشاره به القاب امام علي (ع): وحشي در لابه لاي قصايدي که به وصف و ستايش امام علي پرداخته به القابي چون اميرالمؤمنين، شاه ولايت، شاه نجف، حيدر صفدر و امام انس و جن اشاره کرده است.آن چنان او را توصيف و مدح مي‌نمايد که حتي سليمان نبي(ع) از آستان و بارگاه با عظمت علي(ع) گدايي مي‌کند. و اين نشان دهنده‌ي عظمت آن امام (ع) بر ديگران است.
يافت ره در روضه آن کو در ره شاه نجف
سرور غالب امير المومنين حيدر که شد

کرد پاي او ز سير کوه و هامون آبله
در طريق جستجويش پاي گردون آبله
(ديوان: 183)
امام انس و جن، شاه ولايت، سرور غالب

که مي‌زيبد گداي آستانش را سليماني
(ديوان: 188)
شاه دين مرتضا علي که شدش

به هزاران زبان ثناگر گل
( ديوان : 162)

جود و فضل امام علي (ع)
به عقيده وحشي خداوند از روز ازل، امام علي (ع) را به واسطه فضل بي کرانش سببي براي رفع نياز بندگان محتاج، ساخته است. با وجود فيضي پر برکت و عظيم چون حضرت علي(ع) هيچ کسي غم روزي نمي خورد چون خداوند از روز اوّل و از سابقه‌ي ازلي، حضرت علي را سبب اين روزي قرار داده است حتي صدف هم اگر از فيض و برکت دستان حضرت علي خبر داشته باشد هيچ گاه دستانش را پيش ابر نيساني دراز نمي کند.
چرا خورم غم روزي چو کرده روز اول
چوبي طلب رسد از مطبخ تو روزي من

تهيه سبب آن مسبب الاسباب
چرا نخوانده به خوان کسي روم چو ذباب
(ديوان: 6-125)
اگر يابد خبر از ريزش دست گهر بارش
کجا کان لاف بخشش با کف جودش تواند زد

صدف ديگر ندارد کاسه پيش ابر نيساني
چه داند رسم لطف و شيوه‌ي بخشش قهستاني
(ديوان: 188)
بسکه بر هم زد ز شوق ابر جودش دست خويش

شد کف دست صدف از در مکنون آبله
(ديوان: 183)
در بغل از خرانهي کف او
ور شود فيض او بر اين ماند

ياسمين سيم دارد و زر گل
تازه تا صبحگاه محشر گل
( ديوان : 162)

وحشي در مقابل سخا وجود امام علي خودش را گدا ميخواند و سخاي امام علي را مانند گنجي گرانبها و بيکران ميداند.
گدا يا نيم از گنج سخايت

نهاده چشم بر راه عطايت
( ديوان : 306)
قهر امام علي:
به عقيده وحشي قهر امام علي (ع) اگر به صورت يک باد بر بهشت بوزد فرقي ميان بهشت و جهنم نيست زيرا به واسطه او هر گلي خرمني از آتش مي‌شود و اگر قهر امام علي چون آبي به باغي پر گل ريخته شود گل‌ها به جاي شکوفه دادن خار مي‌دهند، پس واي به حال کسي که قهر امام علي (ع) شامل حال او شود.
باد قهرش اگر بر آن باشد
باد قهرت اگر بر خلد وزد
گر دهندش ز باغ قهرت آب

ندمد تابه حشر ديگر گل
خرمن آتشي شود هر گل
بردمد همچو خار نشتر گل
(ديوان :162)
يک شرار از قاف قهرش در دل دريا فتاد

جوش زد چند آنکه از وي شد گهي چون آبله
(ديوان: 183)

لطف امام علي:
وحشي معتقد است که اگر نمي از لطف امام علي(ع) به دوزخ برسد آتش جهنم خاموش مي‌شود و ميگويد اگر لطف امام علي حال او نشود او قادر به سرودن نيست .
ور به دوزخ رسد نم لطفت
گر نيايد ز جوي لطف تو آب

دود گردد بنفشه اخگر گل
نخل طبعم کي آورد به گل
( ديوان : 162)

2-3-3. منقبت امام زمان (عج)
حضرت مهدي(عج ) نيز چهرهي درخشاني در شعر وحشي بافقي دارد، وحشي بافقي در ديوانش يک قصيده را با رديف (دارد )به منقبت امام زمان (ع) و ذکر خصلت‌هاي او اختصاص داده است که در آن به بيان ويژگيها و فضائل ايشان پرداخته است.

جود:
شه سرير ولايت محمد بن حسن
کفش که طعنه بلطف و سخاي بحر زند
به يک گداي فرومايه صرف مي‌سازد
زري که صيد في کان بدرج کوه نهاد
دهان کان زر اندود بازمانده چرا

که حکم بر سر ابناي انس و جان دارد
دلش که خنده بجود و عطاي کان دارد
به يک فقير تهي کيسه در ميان دارد
دري که فقير تهي کيسه در ميان دارد
اگر نه حيرت از آن دست زرفشان دارد
( ديوان :134)

وحشي در اشعاري که در مورد جود امام زمان(عج) سروده مي‌گويد:آن امامي که بر سر همه‌ي آدميان برتري و همّت دارد و دستان عطا بخش او نيز به بخشندگي دريا طعنه و تمسخر مي‌زند و دلي که معدن و تمام گرانبهايي و بخشندگي و بزرگي دريا را مورد طعنه قرار مي‌دهد
جنگاوري:
لباس عمر عدو را ز مهجه ي6 علمش

نتيجه ايست که از نور مه کتان دارد
( همان)

جاه و مقام:
تويي که رخش ترا از براي پاي انداز
برون خرام که بهر سواري تو مسيح
نهال جاه ترا آب تا دهد کيوان

زمانه اطلس نه توي آسمان دارد
سمند گرم رو مهر را عنان دارد
ز چرخ و کاهکشان دلو و ريسمان دارد
(همان)

وحشي در مورد جاه ومقام امام زمان مي‌گويد: که زمانه براي زير پاي رخش و مرکب آن امام (ع) نه فلک را پهن کرده است و مي‌گستراند کسي که حضرت مسيح (ع) براي سواري او خورشيد را مانند اسبي تند و چالاک در اختيار او قرار مي‌دهد و به عبارت ديگر مسيح (ع) مانند کسي است که عنان و افسار اسب سرکشي چون خورشيد را گرفته که امام زمان (عج) بر آن سوار شود و اين تعبير تلميح دارد به آن که حضرت عيسي در خانه‌ي چهارم فلک که خانه‌ي خورشيد است عروج کرده و قرار دارد.

عدل:

رسيد عدل تو جائي که زير گنبد چرخ
اگر اشاره نمايي به گرگ نيست غريب

کبوتر از پر شهباز سايبان دارد
که پاس گله به سد خوبي شبان دارد
(همان

شاعر معتقد است که به واسطه‌ي عدل امام زمان(عج) همه‌ي دشمن‌ها واضداد مي‌توانند با هم دوست ورفيق شوند وبراي سخنش تمثيل زيبايي مي‌آورد و ان هم اينکه اگر عدل امام حکمفرما باشد گرگ به جاي نابودي گله از آن‌ها محافظت مي‌کند.

مقام دوستدار امام زمان:
وحشي امام زمان (عج) را تا حدي عظيم الشان مي‌داند که اگر کسي آرزوي بهشت داشته باشد تنها کليد دست يافتن به آرزويش را حب و دوستي امام زمان (عج) مي‌داند.
بدهر راست روي سر افراز کشته که او
بود گشايش کار جهان به پهلويش

سري بخون عدوي تو چون سنان دارد
ترا کسي که چو در سر بر آستان دارد
(همان)
کليد حب تو بهر گشاد کارش بس
کسي که آرزوي روضه‌ي جنان دارد
(همان)

2-3-4. منقبت امام هشتم (ع)
وحشي در يک قصيده نسبتاً کوتاه داردکه در آن بعد از تشبيبي که وصف طبيعت و بهار است ( و با رديف گل تناسب دارد ) به مدح امام هشتم (ع) و ذکر خصايص والاي او مي‌پردازد

قدر و رفعت:

نخل باغ دين علي موسي بن جعفر را که

هست باغ قدر و رفعتش را ثابت و سيار گل

لطف:
آنکه بر ديوار گلخن گردمد انفاس لطف
نخل اگر از موم سازي در رياض روضه

عنکبوت و پرده را سازد بر آن ديوار گل
گردد از نشو و نما سر سبز و آرد بار گل

گاه شير پرده را جان مي‌دهد کز خون خصم
گه برون آردر خار ساکني از پاي سگ

بر دمد سر پنجه‌ي او را ز نوک خار گل
گاه دست ناقه‌اش زد بر سر کهسار گل
(ديوان:165)

قدر و رفعت:
اي بدور روضه‌ات خلد برين را سد قصور

وي به پيش نکهت با سد عزيري خوار گل
( ديوان : 165)

وحشي معتقد است امام هشتم قدر ورفعتي دارد که بهشت در مقابل روضه‌ي او بي اعتبار وبي ارزش است.
قهر:
اگر قهر امام هشتم(ع) بر گل بوزد، باغ به جاي گل وشکوفه آتش مي‌دهد
گر وزد بر شاخ گل باد سموم قهر تو از دهن آتش دمد در باغ اژدروار گل

وحشي در وصف قاتل امام هشتم مي‌گويد:
اي کسي که انگور مسموم را به امام هشتم دادي پس نتيجه‌ي کار خودت را اکنون ببين مانند غنچه‌اي در آتش جهنم باش تو که آن امام را مانند گلي در پرده‌ي کدر روزگار قرار دادي.

اي که دادي دانه‌ي انگور زهر آلوده‌اش کشت کن اکنون بگلزار يکه باشد بار گل

با دل پر زنگ شو گو غنچه در باغ جحيم

آنکه پنهان ساختش در پرده‌ي زنگار گل
( ديوان : 165)

فصل سوم
موضوعات فردي در شعر وحشي بافقي

عاطفه و نگرش هر شاعري در تعامل با هم قرار دارند و روي هم تأثير مي‌گذارند . ” بعضي تمام عواطف و احساس‌هاي ادبي را به يک اصل برگردانده‌اند که عبارت است از زيبايي و احساس آن که منظور از آن شعور و احساسي است که در برابر طبيعت زيبا يا يک شعر زيبا و هر چيزي زيباي ديگر حاصل مي‌شود” ( کدکني، 1366: 25).
درمورد تعريف عواطف مي‌توان گفت:عواطف فردي آن عواطفي‌اند که در ساعت خاصّي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره ناصر خسرو، ظلم و ستم Next Entries منبع پایان نامه درباره قبض و بسط