منبع پایان نامه درباره امام حسین، شخصیت حقوقی، علامه طباطبائی

دانلود پایان نامه ارشد

در امور آنها -به گونه‌ای که بالای دست ایشان دستی نیست- دارد.27
1. 1. 2 معانی خاص
1- امامت راست عامه بالأصاله در دین است نه نیابتا.28
2- (و هی رئاسة عامة فی أمر الدین و الدنیا خلافة عن النبی و أحکامه فی الفروع‏.29
3- هی خلافة الرسول فی إقامة الدین و حفظ حوزة الملّة بحیث یجب اتّباعه على کافّة الأمة. 30
با نگاهی به ساختار و ترکیب لفظی تعریف‌هایی که ارائه شد مشخص می‌گردد که یک قید بسیار مهم در هیچ یک از تعریف‌های دانشمندان اهل سنت و دانشمندان قدیم امامیه بیان نشده و آن قید الهی بودن امامت است در حالیکه این قید در هویت شناختی و چیستی امامت اهمیت فراوان داشته ونشان دهنده هویت آسمانی و الهی بودن امام برحق وهدایت گر واقعی است.31 بنابراین مناسب‌ترین توصیف از امامت آن است که سید محسن خرازی در کتاب بدایه المعارف الالهیه بیان نموده است: «إن الإمامة عند الشیعة هی الخلافة الکلیة الإلهیة التی من آثارها ولایتهم التشریعیة التی منها الإمارة و الخلافة الظاهریة»32 (امامت نزد شیعه عبارتست از خلافت کلی الهی و از آثار آن ولایت تشریعی اهل بیت، خلافت ظاهری می‌باشد.)
به عبارت دیگر امامت مقامی الهی است که خدای متعال شایسته‌ترین افراد را از میان بندگانش برای هدایتگری و رهبری امور زندگی دنیوی و اخروی مردم انتخاب می‌کند. با این تعریف، امامت در امتداد خط رسالت و نبوت محمدی تلقی می‌شود، و به دنبال آن می‌توان تصور کرد که به کارگیری کلماتی چون امارت، ریاست، و خلافت به همراه امامت قابل توجیه است زیرا امام شخصیتی است که در کارها پیشگام و در آگاهی از چگونه اداره کردن جامعه از همه مردم داناتر و کاردان تر است.33
اهل بیت از نظرگاه لغت دانان و قرآن پژوهان
لغت شناسان برای اهل معانی زیر را بیان نموده‌اند:
«أهل» ‏: یعنی نزدیک ترین افراد به شخص و اصل در آن قرابت و نزدیکی است.34
أَهْلُ‏ الرجُلِ: عَشیرَتُه، و ذَوُو قُرْباهُ،35 در واقع اهل در لغت به معنای انس همراه با تعلق خاطر و وابستگی است بنابراین همسر، فرزند، نوه، داماد و…. اهل انسان به حساب می‌آیند. چنانکه استعمال اهل الکتاب، اهل الانجیل، اهل المدینه، اهل الذکر، اهل التقوی، اهل النار، و امثال آن با در نظر گرفتن همین انس و وابستگی است. شدت و ضعف در اهلیت به شدت و ضعف در انس و تعلق بستگی دارد از این رو ممکن است، از کسی که وابستگی و تعلق خاطری با او نیست سلب اهلیت شود، هر چند که جزو فرزندان انسان باشد.36 لذا، قرآن کریم آنان را که با پیغمبرى هم عقیده باشند و به او ایمان آورند اهل او و ذریه او می‌داند و کسانى را که فرزند نسبى وى باشند در صورت ایمان نیاوردن از اهل او بیرون می‌داند درباره حضرت نوح آمده که: نوح بعد از طوفان و غرق شدن پسرش گفت: «رَب إِن ابْنِی مِنْ‏ أَهْلِی‏ وَ إِن وَعْدَک الْحَق»37 یعنى خدایا پسرم از اهل من است و وعده تو حق است وعده داده بودى که اهل مرا از غرق نجات دهى پس چرا پسرم غرق شد؟ خدا در جواب فرمود «إِنهُ لَیسَ مِنْ‏ أَهْلِک‏»38 یعنى او حتما از اهل تو نیست او عمل غیر صالح است. در اینجا ملاحظه می‌کنیم که فرزند نوح در اثر کفر از اهل او خارج می‌شود.39
«بیت» به معنای خانه است، جائی که انسان شبانگاه در آن‌جا پناه می‌گیرد.40
«نبوت» مصدر «نبو» به معنای رفعت است. برخی از انسان‌ها از آن رو نبی شناخته می‌شوند که از
جهت روحانی و معنوی رفعت مقام مخصوصی پیدا کرده، و بر دیگران برتری یافته‌اند، گرچه در
خصوصیات انسانی مانند سایر مردم می‌باشند.41
آن چه گذشت، معنای لغوی کلمات بود، ولیکن آن چه که در بررسی مفهومی این ترکیب باید مطرح گردد، این است که اضافه «بیت» به «النبوه» اضافه «لامیه» است یعنی «بیت للنبوة» .
بنابراین، خانه متعلق به مقام نبوت مراد است، نه خانه متعلق به محمد بن عبدالله به عنوان یک شهروند مکی یا مدنی. از سوی دیگر، ارتباط با هر خانه، رفت و آمد، وابستگی، پیوستگی واهلیت پیدا کردن با آن از طریق اسباب و مقدمات متناسب با همان خانه امکان دارد. ارتباط با خانه مرد بزرگوار مکی یا مدنی، یعنی محمد بن عبدالله از طریق قرابت سببی، نسبی، رفاقت، همسایگی و…. ممکن است.
از این جهت نه تنها زنهای آن حضرت و فرزندان او با خانه اش ارتباط داشتند، بلکه بستگان دیگر نیز با خانه او در ارتباط بودند. چنان که قبل از فتح مکه، ابوسفیان در حالی که هنوز در شرک به سرمی‌برد، وارد خانه دختر خود ام حبیبه همسر آن حضرت شد… .42 لکن ارتباط با بیتی که منسوب به مقام نبوت است، به اسباب مخصوصی نیاز دارد و ارتباط سببی و نسبی و… کفایت نمی‌کند.
با این ملاک، حتی کسانی همانند نه امام بعد از امام حسینکه زمان حیات پیغمبر اکرم را درک نکردند یا احیانا خانه او را در مکه و مدینه ندیده‌اند، هم می‌توانند اهل بیت نبوت باشند. بنابراین «بیت» در آن ترکیب به معنای خانه سنگی و خشتی که در مکه و مدینه از پیامبر اکرم به یادگار مانده نیست، بلکه بیت نبوت و رسالت مراد است؛ یعنی خانه شخصیت حقوقی پیغمبر، نه خانه شخصیت حقیقی آن حضرت. به عبارت دیگر، مراد از بیت در ترکیب بیت النبوه خانه‌ای است که رابط میان زمین و آسمان است، نه خانه‌ای که بدن ملکی پیامبر اکرم در آن می‌زیست، و همسران آن حضرت در آن‌جا سکنی داشتند و… .
این خانه، خانه نبوت و ولایت است که مصالح آن فضائل، کمالات معنوی و سایر اموری است که با ولایت تناسب دارد، نه خانه محمد بن عبدالله و نه خانه زنهای آن حضرت پس اهل این خانه باید کسانی باشند که با این فضائل و کمالات، ارتباط تام و کامل داشته باشند.43
به همین دلیل وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که کلمه‏ اهل البیت فقط دو بار آمده است یکى درباره حضرت ابراهیم که ملائکه به همسرشان گفتند «رَحْمَتُ الله وَ بَرَکاتُهُ عَلَیکمْ‏ أَهْلَ‏ الْبَیتِ إِنهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ»44، دیگرى درباره اهل بیت رسول خدا و «إِنما یرِیدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرجْسَ‏ أَهْلَ‏ الْبَیتِ وَ یطَهرَکمْ تَطْهِیراً»45 و این همان آیه معروف تطهیر است و مراد از آن پنج تن آل عبا هستند. مسلمانان به تبعیت از قرآن، کلمه اهل بیت را در اهل بیت حضرت رسول استعمال کرده‏اند.46
پنهان نماند مفسران، محدثان و مورخان اسلامی به اتفاق در تفسیر آیه یاد شده گفته‌اند و نوشته‌اند: مراد از اهل بیت در آن تنها افراد خاصی هستند که عبارتند از: حضرات بزرگوار معصومین یعنی امام علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا و دو فرزند بزرگوار آن‌ها امام حسن و امام حسین می‌باشد.47
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان نوشته است:
روایات در این باره از بیش از هفتاد عدد است و روایاتی که اهل سنت نقل کرده‏اند از روایات شیعه بیش‌تر است، و اهل سنت قریب به چهل روایت از امّ سلمه، عائشه، ابى سعید خدرى، سعد، وائلة بن اسقع، ابى حمراء، ابن عباس، ثوبان غلام حضرت رسول، عبد الله ابن جعفر، على، نقل نموده‌اند.48
این دسته روایات تفسیرگر معنا و مصداق واژه «اهل البیت» در آیه کریمه تطهیر در بسیاری از متون کهن روایی، تفسیری، تاریخی، و کلامی از سوی اندیشمندان جهان اسلام – شیعه و سنی – به ثبت رسیده است.49
معنا یابی واژه ولایت در آیات و انواع آن
در مورد واژه «ولایت» از نظر لغت آورده‌اند: ولایت به کسر واو به معنی نصرت است اما ولایت به فتح واو به معنی تصدی و صاحب اختیاری یک کار است ونیز گفته شده که معنای هر دو، یکی است و حقیقت آن، همان تصدی و صاحب اختیاری است.50
خداوند دانا و توانا در پاره‌ای از آیات، شأن ولایت – به معنای حق تصرف و مالکیت در تدبیر و اداره کار بندگان – را در رتبه و درجه اول از آن خویش و در رتبه دوم از آن رسولان و پیام آوران شمرده و فرموده است: «خداوند سرور مؤمنان است که آنان را از تیرگی به سوی روشنایی بیرون می‌برد…».51
و نیز فرموده است: «… ای آفریدگار آسمان‌ها و زمین، تو سرور من در این جهان و در جهان وا پسین… .» 52 و باز فرموده است: «بی گمان سرپرست من خداوند است که این کتاب آسمانی را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی می‌کند»53 و بار دیگر فرموده است: «سرور و سرپرست شما تنها خداوند است و پیامبر او و آنان اند که ایمان آوردند، همان کسانی که نماز بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.»54
از مجموع آیات یاد شده و مانند آن برداشت می‌شود ولایت در انحصار خداوند متعال و به دنبال آن آخرین فرستاده اش است و این نوع ولایت دو گونه است:
الف: ولایت تکوینی
از نگاه قرآن کریم و دانشمندان امامیه، ولایت تکوینی عبارتست از آنکه «ولی» و «دارنده ولایت از ناحیه خداوند متعال» به اذن و اراده خداوند به هرگونه که بخواهد می‌تواند امور بندگان را در جهان سامان و سازمان دهد و گردش کار در جهان هستی را ترتیب و تنظیم کند و به عبارت روشنتر: هرگاه بنده‌ای از بندگان خدای متعال سیر و سلوک و آنچه را به نزدیکی معنوی و سر سپردگی به در گاه الهی لازم باشد، به پیماید و به انجام رساند و در نهایت به کمال روحی و معنوی برسد به اذن پروردگار هستی میتواند به اموری چون: «تصرف در کار جهان و انسان»، «آگاهی از درون دل و جان آدمیان» و «گواهی بر اعمال افراد» دست پیدا کند، این نوع تصرف را ولایت تکوینی نام نهاده‌اند.
چنانکه خداوند به حضرت عیسی چنین اختیار داد و در این باره فرموده است:
و پیامبری (حضرت مسیح) به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد تا بگوید من برای شما نشانه‌ای از جانب پروردگارتان آورده ام، من برای شما از گل به گونه‌ای پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خدا پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خدا نابینای مادر زاد و پیسی را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید و در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید.55
آنچه از ظاهر آیه به صراحت فهمیده می‌شود آن است که خداوند به پیامبرش این اختیار را داده تا در کار بندگان (مانند بینا کردن نابینا و…) تصرف و نقش آفرینی کند این گونه ولایت، ولایت تکوینی، و یا به عبارتی ولایت حقیقی نامیده می‌شود. و نمونه‌هایی از این نوع ولایت در آیات شریفه و در رابطه با پیامبران یاد و مورد توجه قرار داده شده است.56
ب: ولایت تشریعی
تشریع در لغت، به معنای چیزی را طریق قرار دادن،57 و یا چیزی را در جای بلند نهادن است، مانند این‌که گفته شود: شرع العنب یعنی شاخه‌های انگور را در جای بلندی قرار داد.58
شکی نیست که ولایت حقیقی بر تشریع احکام و جعل قوانین و نظامات عبادی و معاملی و مالی و اقتصادی و سیاسی و قضایی و کیفری و اجتماعی و… . فقط و فقط اختصاص به ذات بی زوال حضرت حق دارد و خداوند متعال را در این مورد نیز شریک و عدیل نیست.
هیچ‌کس نه به عنوان فردی و مقام مادی یا معنوی، و نه به عنوان نمایندگی از جانب عموم، حق قانونگذاری و انشاء نظامات و مقررات را ندارد. و بزرگ‌ترین ننگ جامعه، و دلیل انحطاط افراد و بی شخصیتی و ضایع شدن ارزش‌های انسانی، این است که فردی بخواهد احکام و فرمان‌های خود را، نظام زندگی و حیات دیگران قرار دهد، و افراد استثمار شده هم او را صاحب این حق بشمارند و فکر و حکم او را برخود و نوامیس خود حاکم بشمارند، و خود را مجری اوامر و پیرو منویات او بگویند.59
بنابراین آنچه از ظاهر آیات شریفه دریافت و برداشت می‌شود و نظریه عالمان امامیه آن را تأیید می‌کند این است که ولایت تشریعی را می‌توان این گونه تعریف کرد: «ولی» و «دارنده ولایت» از سوی خدای متعال از چنین حقی برخوردار گشته است تا برای نظم بخشیدن به نظام زندگی مردم گاه قانون وضع کند و گاه قانون کلی صادره از ناحیه خداوند را برای مردم تفسیر و توضیح دهد و از طریق آن بندگان را به سوی هدایت و کمال دعوت نماید و از تاریکی و گمراهی برهاند و با قانون شریعت اختلاف میان مردم را داوری کند و کار امت را سازماندهی کند. قرآن کریم به پیامبر اکرم می‌فرماید: «ما این کتاب آسمانی را

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره ناسخ و منسوخ، بین النهرین، تفسیر مأثور Next Entries منبع پایان نامه درباره حق تصرف، مجمع البیان، علامه طباطبایی