منبع پایان نامه درباره امام حسن (ع)، دوره قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

هنری
3-4-1- اوضاع تاريخي منطقه گيلان و لاهيجان
هرچند آثار باستاني کشف‌شده در مارليك (چراغعلي تپه ) و دهكده مربو در ديلمان همچنين تمدن املش، نشان از فعاليت انسان در هزاره اول و دوم پيش از ميلاد و حتی پیش‌تر از آن در اين منطقه دارد و ليكن تاريخ گيلان بعد از اسلام از روشني بيشتري برخوردار بوده و اسناد قابل‌بررسی فراواني به دست می‌دهد . هنگامی‌که تاريخ ايران را ازنظر می‌گذرانید خواهيد دريافت كه در ميان مناطق مختلف ايران ك متر منطقه‌ای است كه چون گيلان و ساكنان بخش‌های دامنه‌های شمالي البرز به خاطر دلیری‌ها و بهادری‌هایشان داراي منابع مختلف تاريخي بوده باشد و به همین دليل هم بيش از همه مناطق ديگر ايران داراي تاریخ‌های محلي است و يا در نوشته‌ها مورد حب و بغض‌های سياسي و طبقاتي قرارگرفته است. اگرچه آثار باستاني منطقه قدرت پايداري در برابر وضعيت اقليمي را نداشته و بخشي از آن نيز براثر حادثه‌ها در دل خاک‌ها مدفون شده و در بخشي ديگر به دست انسان‌های نادان به تاراج رفته و ويران گرديد، اما زندگي سلحشورانه ی آنان در منابع تاريخي و نوشته‌های محلي و در فرهنگ‌عامه آشكارا به چشم می‌خورد (اصلاح عرباني 1380).
بخش وسيعي از مناطق كوهستاني را كه امروز با نام «ديلم» از منطقه جلگه‌ای جدا می‌سازند بايد جزء گيلان به‌حساب آورد كه از نظر سياحان داخلي و خارجي و تقسیم‌بندی‌های منطقه‌ای و سياسي و اقتصادي تا قرن‌های نزديك به ما نیز چنین بوده است. همان‌طور كه گاه گيلان را نيز ضمیمه نواحي ديلم به‌حساب می‌آورند. به‌طوری‌که مقدسي كه كتاب خود التقاسيم في معرفه الاقاليم را كه در قرن چهارم هجري می‌نوشت طبرستان و جرجان و قومس (سمنان-دامغان-بسطام) را نيز ازجمله مناطق ديلمان می‌داند. بايد گفت حدود جغرافيائي آن (گيل و ديلم) تا اوايل عصر صفوي و دقيقاً تا انقراض سلسله كيائيه بوده است. تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد، يعني تا زماني كه تاریخ‌نگاران يونان،گوشه‌هایی از تاريخ ايران را روشن کرده‌اند، تاريك و مبهم است. تنها با تکیه‌بر پاره‌ای اشاره‌ها، گمانه‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی است كه می‌توان گوشه‌هایی از تاريخ اين منطقه را روشن كرد.
کاوش‌های باستان‌شناختی نشان می‌دهند، آثار به‌دست‌آمده از سرزمین‌های سواحل جنوب درياي خزر به دوره پيش از آخرين یخ‌بندان(بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلق دارند. با مهاجرت آریایی‌ها و ديگر قوم‌ها به اين سرزمين، از آميزش مهاجران و ساكنان بومي منطقه، قوم‌های جديدي پديد آمده‌اند كه در اين ميان دو قوم «گيل» و «ديلم» اكثريت داشته‌اند. از همان آغاز، فرمان روايان اين دو قوم از آزادي كامل برخوردار بوده‌اند و هیچ‌گاه، در برابر بيگانگان و يا در مقابل حاكمان ديگر، تسليم نشده‌اند و حتي به اطاعت دولت ماد نيز درنیامده‌اند. در قرن ششم پيش از ميلاد، گيلانيان با كوروش هخامنشي متحد شدند و دولت ماد را سرنگون كردند . گيلانيان، در جريان محاصره و تسخير بابل، به ياري كوروش شتافتند(مهندسين مشاور طرح و پژوهش 1355).
در زمان ساسانيان، گيلان تااندازه‌ای استقلال خود را از دست داد و اردشير بابكان بر اين قوم پيروز شد . او به ياري ارتشي مركب از 300 هزار مرد جنگي و نزديك به 10 هزار سوار، گيلان را تسخير كرد . اين ارتش به‌زودی از هم پاشيد و كارايي خود را از دست داد . در اواخر پادشاهي قباد ساساني كه هرج‌ومرج در ايران پديد آمده بود، گیل‌ها بناي سركشي و تعرض به همسايگان را گذاشتند . خسرو انوشيروان در آغاز سلطنت خود ارتشي بزرگ به گيلان فرستاد و گيلانيان را ناگزير كرد به درگاه كسرا به عذرخواهي بروند . انوشيروان ساساني نيز آن‌ها را بخشيد و در دوران ساسانيان، گيلان همچنان زير فرمان شاهان ساساني باقي ماند.
پس از پيروزي عرب‌های مسلمان بر ايرانيان، گيلان به مأمن علويان تبديل شد . ديلميان نيز كه در مخالفت با خلفاي عباسي در حدود دو قرن در کوهستان‌ها پناه گرفته بودند، به‌مرور با علويان متحد شدند . نخستين علوي كه به ديلم پناه برد، يحيي بن عبدالله از نوادگان امام حسن (ع) بود. پس از وي، انبوهي از علويان به آنجا راه يافتند. در حدود سال 290هجري قمري، مردم گيلان و ديلم کم‌کم به مذهب علويان روي آوردند و در گسترش آن نيز كوشش بسیار کردند(اصلاح عرباني 1380).
از سال 290 ه .ق در تاريخ ايران، سلسله‌هایی با منشأ گيلاني و ديلمي پديد آمدند و دایره‌ی نفوذ خود را حتي تا مكه و مدينه گستردند . يكي از مهم‌ترین اين سلسله‌ها آل‌بویه بود كه حتي به بغداد، مركز خلفاي عباسي نيز لشگر كشيد و خلیفه عباسي را شكست داد . از اين تاريخ به بعد، کم‌کم دست خلفاي عباسي از ايران كوتاه شد . از اين قرن تا زمان حمله مغولان، فرقه‌های مختلف اسلامي، ازجمله اسماعيليه در اين ناحيه نفوذ داشتند . فاتحان مغول در قرن هفتم، ارتشي بزرگ را براي تصرف ايران فرستادند . اما به د ليل راه‌های سخت گيلان، تا اوايل سده هشتم هجري قمري بر اين بخش از ايران دست نيافتند . سرانجام اولجايتو موفق شد اين سرزمين را به تصرف خود درآورد؛ ولي نتوانست براي مدت درازي آن را در اختيار داشته باشد.
از اين زمان گيلان به دو بخش عمده تقسيم می‌گردد . بخش شرقي كه در شرق رودخانه گيلان واقع‌شده بود «بيه پيش» ناميده می‌شد و مركز آن شهر لاهيجان بود . بخش غربي كه در غرب رودخانه سفيدرود قرار داشت «بيه پس» يا «پس گيلان» ناميده می‌شد . مركز بيه پس شهر فومن بود . شهر لاهيجان محل زندگي شيخ زاهد گيلاني مرشد شيخ صفی‌الدین اردبيلي جد اعلي بنیان‌گذار سلسله صفوي بود به همين خاطر شاه اسماعيل در دوران كودكي به اختفاء نزد خاندان شيخ زاهد گيلاني در لاهيجان بسر برد و لاهیجانی‌ها در به قدرت رسیدن صفويان نقش مهمي ايفا كردند . در سال 900هجري قمري، شيخ زادگان اردبيلي از اولاد شيخ صفي، سلطان حميد و فرزندش را پذيرفتند . مردم گيلان كه از مريدان خانقاه اردبيل بودند، به شايستگي از شيخ زادگان اردبيلي پذيرايي كردند(اديب عباسي 1382).
سلسله صفويه بعدها براي گيلان اهميت زيادي قائل شدند و شاه‌عباس كه انحصار ابريشم را در دست داشت براي گيلان كه عمده‌ترین تولیدکننده ابريشم بود . حكومتي تعيين نمود . اين اولين بار بود كه گيلان به‌طور رسمي به دولت ايران وابسته و جزئی رسمي از محدوده آن به‌حساب می‌آمد . تا اين تاريخ گيلان هميشه حكومتي مستقل و محلي داشت . شاه و به عبارتي در جنگ بين حكومت لاهيجان و حكومت « بيه پس » و « بيه پيش » عباس اول در جدال تاريخي بين حكومت فومن مركز جديدي براي گيلان بنا نهاد . او روستاي كوچك رشت را به مركزيت گيلان برگزيد و حاكم جديدي براي گيلان فرستاد . از آن زمان حکومت‌های محلي بيه پيش و بيه پس از بين رفتند و گيلان رسماً به مركزيت رشت جزئی از دولت ايران به‌حساب آمد(میر ابوالقاسمی1369).
شاه‌عباس صفوي كه نياز به افزايش قدرت نيروي دريايي ايران داشت، چندين كارگاه کشتی‌سازی در اين استان، به‌ویژه در لنگرود، تأسيس كرد . پيش از روي كار آمدن نادر، روس‌ها نخستين حملات خود را به ايران آغاز كردند . در سال 1071 هجري قمري، شماري از قزاقان روس به‌قصد غارت گيلان، با چند كشتي به ساحل گيلان حمله كردند و در برخي از مناطق آن دست به چپاول زدند(رابينو 1368).
گيلان در دوره قاجاريه اهميت فراواني يافت و در اواسط اين حكومت به دروازه اروپا معروف شد . زيرا تمام مسافرت‌های پادشاهان و تجار و اشراف به اروپا از طريق رشت، بندر انزلي و باكو صورت می‌گرفت . بندرانزلي يكي از بنادر عمده ايران در اين دوره محسوب می‌شد . و در شرايطي كه از طريق بنادر جنوبي امكان حمل كالا به پايتخت به دلیل ناامني و دوري راه بسيار مشكل و گران تمام می‌شد، حمل كالا از طريق بندر انزلي به دلیل نزديكي به پايتخت و وجود راه ارابه روي انزلي – رشت – قزوين بسيار مقرون‌به‌صرفه بود.
در سال 1136 هجري قمري، قواي روسيه به دستور پترکبیر به گيلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجري قمري در اشغال خود نگه داشت . در آن تاريخ، عهدنامه‌ای ميان ايران و روس بسته شد كه بر اساس آن، نواحي جنوبي رودخانه كورا به ايران باز پس داده شد . گیلک‌ها در پيروزي انقلاب مشروطيت نيز سهمي عمده داشتند؛ آن‌ها در سال 1287 ه .ق تهران را فتح كردند (رابينو 1368 ). نقش مردم گيلان در نهضت ميرزا كوچك خان جنگلي نيز از نمونه‌های درخشان تاريخ اين سرزمين است.
متأسفانه به دلیل وجود رودخانه بزرگ و پر آب سفیدرود و فقدان پل بر روي اين رود، راه ارتباطي به شرق گيلان وجود نداشت. درنتیجه تنها م حور رشت – انزلي در اين دوره درحال‌توسعه و آباداني و فعاليت بود . تنها از سال 1311 خورشيدي كه پل لاهيجان بر روي رودخانه سفيدرود بنا گرديد . شرق گيلان از حالات انزوا درآمد و براثر ارتباط رشت و انزلي با مازندران، اين محور نيز به فعاليت و توسعه بيشتري كشيده شد.

3-4-2- شناخت اقوام ساكن
ساكنان اوليه دشت گيلان قبل از ورود آریائی‌ها شامل دو قوم كادوس و كاسپين بوده است اين اقوام به كشاورزي و دامداري و شكار اشتغال داشته‌اند داراي چهر ه اي استخواني کوتاه‌قامت و موهاي مجعد بودند اما با مهاجرت اقوام آريايي(مادها) از شاخه‌های رود قزل‌اوزن شاخه اصلي رود سفيدرود واقع در غرب كشور ايران قوم گيلك شكل گرفت.
گیلک‌ها در وارنا (نام قديم گيلان) غالب شده و سكني گزيدند دو شاخه اصلي قوم گيلك گيل و ديلم است . گیلک‌هایی را كه به كار كشاورزي و صيادي در دشت مشغول‌اند گیل‌مرد و آن‌هایی كه در قسمت‌های مرتفع به دامداري و كشت جو و گندم (غالباً به‌صورت ديم) اشتغال دارند را گالش می‌نامند. اكثريت مردم گيلان از قوم گيلك هستند كه به گويش گيلكي صحبت می‌کنند . گويش گيلكي داراي دو لهجه کاملاً مشخص شرق گيلاني و غرب گيلاني است، كه تفاوت‌های بسيار دارند به‌طوری‌که صحبت كردن به هر يك از اين لهجه‌ها براي بخش ديگر بسيار مشكل است، اما تمامي گیلک‌ها قادر به فهم هر دو لهجه می‌باشند . پراكندگي جغرافيايي گیلک‌ها در بخش مركزي، شرقي و جنوبي گيلان كه شامل شهرستان‌های انزلي، صومعه‌سرا، فومن، رشت، رودبار، لاهيجان، آستانه، رودسر و لنگرود است می‌باشد .سكونت اقوام تالش، آذري و تاتي در بخش‌های ديگر استان مشاهده می‌شود . ساكنان شهر لاهیجان اغلب گيل و ديلم وگيل مردند(اصلاح عرباني 1380).

3-4-3- شناخت مذهب مردمان
تقريباً تمام بخش‌های گيلان داراي مذهب شيعه هستند ولي در بخش غربي گيلان و به‌ویژه شهرستان تالش از قوم تالش بوده و اغلب داراي مذهب اهل تسنن هستند . با توجه به نقش پررنگ گیلانی‌ها به‌خصوص لاهیجانی‌ها در تدوين و اشاعه مذهب شيعه حجم بيشتري به اين قسمت اختصاص داده‌شده است گیلانی‌ها تا قرن سوم هجري پيرو دين زرتشت بودند گيلان هیچ‌گاه توسط اعراب به‌طور كامل تصرف نشد پس از روي کارآمدن خلفاي اموي و عباسی و تعقيب علويان ايشان گيلان را پناهگاه مناسبي يافته كه وجود بقاع متعدد علويان كه نسبشان به امامان شيعه نسبت داده‌شده است مؤيد اين نكته است. گیلانی‌ها بر اساس تعاليم زرتشت اين علويان را برحق دانسته و به دين آن‌ها گرویدند . اين تمايلات و گرایش‌های شيعي تا قرن دهم در گيلان بخصوص لاهيجان پايدار ماند و تقويت شد . بسياري لاهيجان را مبدأ اصلي مذهب زيديه می‌دانند، كه اعتقاد دارند پس از امام هشتم، زيد بن موسي بن جعفر برادر امام رضا پيشواي مذهبي آن‌ها می‌باشد.
پس از كشته شدن شيخ حيدر پسران او علي و اسماعيل (سرسلسله صفويان) از اردبيل گريختند، اما در راه گرفتار شدند و علي برادر بزرگ‌تر به قتل رسيد ، برادرش اسماعيل را به جانشيني خود برگزيد . اسماعيل جان بدر برد دوران مهاجرت آغاز شد به گيلان پناه آورد امیر اسحاق والي گيلان در لاهيجان آن را پذيرفت.
لاهيجان نقش بسيار مهمي در تكوين شخصيت مذهبي و سياسي او داشت او در آنجا تحت تعليمات خاص قرار گرفت .اسماعيل آنچه از مذهب شيعه می‌دانست و آنچه درباره آن می‌اندیشید و حالت تعصبي كه در مذهب پيدا كرد، درنتیجه اقامت در لاهيجان و آموزش‌های مذهبی بود كه از ایرانی‌های لاهيجاني فراگرفت. اسماعيل حدود سيزده سال داشت كه تصميم به خروج

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره شهرستان رشت، شهرستان رودبار Next Entries منبع پایان نامه درباره شبیه‌سازی، بخش اقتصاد، اوقات فراغت، آموزش مهارت