منبع پایان نامه درباره افشای اختیاری، آزمون فرضیه، رگرسیون، متغیر مستقل

دانلود پایان نامه ارشد

باشد.

9-1- روش‌های گردآوری داده‌ها وابزار مورد استفاده برای آن:
در این پژوهش به منظور گردآوری داده‌های مورد نیاز از نرم‌افزار رهاورد نوین و تدبیر پرداز استفاده می‌شود. پس از جمع‌آوری داده‌ها، با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

10-1- روش‌های تحلیل داده‌ها:
برای تحلیل آماری داده‌های گردآوری شده و آزمون فرضیه‌های تحقیق از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند‌‌متغیری حداقل مربعات ساده(OLS)، محاسبه ضرایب همبستگی و آماره‌های F و T استفاده می‌شود و در صورت لزوم آزمون‌های اضافی آماری انجام خواهد شد. هم‌چنین به منظور تعیین اهمیت نسبی معیارهای رتبه‌بندی، از روش تحلیل عاملی استفاده می‌شود.

11-1- مدل تحقیق
در این تحقیق به منظور آزمون فرضیه اول از مدل رگرسیونی‌ زیر استفاده می‌شود:

Disclosure = β_0+β_1 Rankingi,t + β_2 CEO_HOLDi,t + β_3 RETi,t + β_4 NEG_RETi,t+ β_5 STD_RETi,t+β_6 MTBi,t+ β_7 ln_SIZEi,t+ei,t

(1)
که DISCLOSURE سطح افشای اختیاری شرکت می‌باشد.
RANKING: رتبه شرکت از نظر شاخص‌های مالی و غیر‌مالی است.
CEO_HOLD: نسبتی از سهام در اختیار مدیران که میزان مالکیت بیش از پنج درصد کل سهام شرکت باشد.
RET: میانگین بازدهی سهام شرکت در طول سال مالیt-4 تا t است.
NEG_RET: متغیر کنترلی است که اگر RET منفی باشد برابر یک و در غیر‌این صورت برابر صفر است.
STD_RET: میانگین انحراف معیار بازدهی روزانه سهام در طول سال مالی t-4 تا t است.
MTB: نسبت ارزش بازار به دفتری است.
Ln SIZE: لگاریتم طبیعی ارزش بازار سهام شرکت4 است.
i معرف شرکت و t معرف سال مورد بررسی است.
به منظور آزمون فرضیه دوم، ابتدا شرکت‌هایی از نمونه که در سال t رتبه شان بر‌اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی تغییر یافته، تعیین می‌شوند. سپس میزان افشای اختیاری این شرکت‌ها برای سال t با میزان افشای اختیاری این شرکت‌ها برای سال‌t-1 ، مقایسه می‌شود. برای بررسی رابطه تغییر رتبه شرکت با میزان افشای اختیاری، از رگرسیون چند‌متغیری حداقل مربعات ساده برگرفته از مدل اصلی تحقیق(معادله6)، استفاده می‌شود. بدین منظور تغییرات متغیر وابسته و تغییرات متغیرهای کنترلی در معادله(1) لحاظ می‌شوند و معادله(2) به دست می‌آید.
∆Disclosure = β_0 +β_1 ∆Rankingi,t + β_2∆CEO_HOLDi,t + β_3 ∆RETi,t + β_4∆NEG_RETi,t+ β_5∆STD_RETi,t+β_6∆MTBi,t+ β_7∆ ln_SIZEi,t+ei,t (2)

12-1- شرح متغیرهای تحقیق
متغیر های مورد مطالعه در این تحقیق، شامل متغیر وابسته، متغیر مستقل اصلی و متغیر های مستقل کنترل به شرح زیر می باشند:
الف: متغیر مستقل
متغیر مستقل در این تحقیق، رتبه شرکت از نظر شاخص‌های مالی و غیر‌مالی می‌باشد. به منظور رتبه‌بندی از روش امتیازدهی F-SCORE استفاده می‌شود. در این روش، اطلاعات هر دو سال متغیرهای مورد بررسی باهم مقایسه می‌شوند. در صورتی که قدرمطلق متغیر مورد نظر نسبت به سال قبل افزایش یافته باشد امتیاز یک و در صورت کاهش امتیاز صفر در نظر گرفته می‌شود. این عمل در کلیه نمونه‌های مورد بررسی برای تمامی متغیرها انجام می‌گیرد. بدین ترتیب نمونه‌های مورد بررسی از لحاظ متغیرهای مالی دارای امتیازی بین صفر تا نه (تعداد متغیرهای مالی) و از لحاظ متغیرهای غیر‌مالی دارای امتیازی بین صفر تا یک (تعداد متغیر غیر‌مالی) خواهند گردید. روش امتیازبندی یک روش متداول در تحقیقات است(پیتروسکی5،2000؛ ناین6،2003؛ موهنرام7،2004؛ مهرانی و همکاران،1383؛ مهرانی و تحریری،1390).
شاخص‌های مالی
ترکیب نه علامت بنیادی مالی که چهار بعد مهم شرکت یعنی سودآوری، کارایی عملیاتی، نقدینگی و تصمیمات تامین مالی را مورد اندازه‌گیری قرار می‌دهد، رتبه شرکت را بر‌اساس شاخص‌های مالی مشخص می‌کند. عدد ترکیبی مالی که F_SCORE مالی نامیده می‌شود، جمع نه علامت بنیادی مالی مورد محاسبه می‌باشد. علامت یا عدد ترکیبی مالی به گونه‌ای طراحی شده است که توانایی و استحکام کلی وضعیت مالی شرکت را اندازه‌گیری می‌کند.
نمره ترکیبی یا F_SCORE مالی برابر است با مجموع تمامی علائم بنیادی باینری:
مالیF_SCORE= F_∆ROA +F_∆ROE + F_∆TURN + F_∆INVT+ F_∆SLINV + F_∆LIQUID +F_∆LEVG + F_∆DIVEQ + F_∆MARGIN (3)
جدول 1-1، اطلاعات مربوط به شاخص‌های مالی و پشتوانه نظری آنها را نشان می‌دهد که در فصل دوم مختصرا توضیح داده خواهد شد.

جدول1-1: شاخص‌های مالی و علائم بنیادی مورد استفاده به منظور رتبه‌بندی
پشتوانه نظری
متغیر تعدیل شده
ضریب‌تعدیل متغیر
رتبه

شرط رتبه‌بندی
تعریف عملیاتی
نماد
متغیر
موهنرام(2004)ناین(2003)- پیتروسکی(2000)پنمن(2000)-آباربانل و بوشی(1993و1997) او و پنمن(1989)
a_1F_∆ROA
a_1
1
0
∆ROA ≥ 0
∆ROA 0
ROA= NI/A
∆ROA= ROAt – ROAt-1
∆ROA
تغییر در بازده
دارایی ها

منابع فوق
a_2F_∆ROE
a_2
1
0
∆ROE≥0
∆ROE<0
ROE= NI/E
∆ROE= ROEt – ROEt-1
∆ROE
تغییر در بازده حقوق صاحبان سهام

ناین(2003)
a_3 F_∆MARGIN
a_3
1
0
∆MARGIN≥0
∆MARGIN<0
MARGIN = GI/S
∆MARGIN= MARGINt – MARGINt-1
∆MARGIN
تغییر در نسبت سود ناویژه به فروش

ناین(2003)
a_4 F_∆INVT
a_4
0
1
∆INVT≥0
∆INVT<0
INVT= IN/A
∆INVT= INVTt – INVTt-1
∆INVT
تغییر در نسبت موجودی کالا به مجموع دارایی‌ها
ناین (2003)
آلتمن(1968و1997)
a_5 F_∆TURN
a_5
1
0
∆TURN≥0
∆TURN<0
TURN= S/A
∆TURN= TURNt – TURNt-1
∆TURN
تغییر در گردش مجموع دارایی‌ها
ناین(2003)-گیسبون(1998)
آباربانل و بوشی(1997)
لو و تیاگارجان(1993)
a_6F_∆SLINV
a_6
1
0
∆SLINV≥0
∆SLINV<0
SLINV=S/IN
∆SLINV= SLINVt – SLINVt-1
∆SLINV
تغییر در گردش موجودی کالا

ناین(2003)
a_7 F_∆LIQUID
a_7
1
0
∆LIQUID≥0
∆LIQUID<0
LIQUID= CA/CL
∆LIQUID= LIQUIDt – LIQUIDt-1
∆LIQUID
تغییر در نسبت جاری

ناین(2003) گیسبون(1998)
آلتمن(1968)-هاریگان(1966
میلر و مودیلیانی(1952) ولست(1966)
a_8 F_∆LEVG
a_8
0
1
∆LEVG≥0
∆LEVG<0
LEVG= D/E
∆LEVG= LEVGt – LEVGt-1
∆LEVG
تغییردرنسبت‌بدهی بلندمدت به حقوق صاحبان سهام

ناین(2003)
a_9 F_∆DIVEQ
a_9
1
0
∆DIVEQ≥0
∆DIVEQ<0∆
DIVEQ= DIV/E
∆DIVEQ= DIVEQt – DIVEQt-1
∆DIVEQ
تغییر در بازده سود نقدی
NI=سود‌خالص، A= کل‌دارایی‌ها، E= حقوق‌صاحبان‌سهام، GI= سود ‌ناویژه، S= فروش، INV= موجودی‌کالا، CA= دارایی‌های جاری، CL= بدهی‌های جاری، D= بدهی بلندمدت، DIV= سود‌تقسیمی

شاخص‌های غیر‌مالی

شاخص غیر‌مالی مورد توجه در این پژوهش، رتبه نقدشوندگی شرکت‌ها می‌باشد.
رتبه ی نقدشوندگی: عددی است که میزان نقد شدن یک سهم در بازار را نشان می‌دهد.(برای محاسبه این نسبت از مقادیری همچون تعداد خریداران، تعداد دفعات معامله شده، تعداد روزهای معامله شده، حجم معاملات طی دوره و تعداد سهام معامله شده طی دوره و میزان ارزش روز استفاده می‌شود).

(4) 1/(1/(تعدادخریداران )+1/(معامله دفعات تعداد)+1/(شده معامله روزهای تعداد)+1/(شده معامله سهام تعداد )+1/(ها معامله حجم)+1/(روز ارزش متوسط)) = رتبه نقدشوندگی

پس از محاسبه فرمول فوق برای هر شرکت یک ضریب محاسبه می‌شود، سپس با مرتب کردن آن برای شرکت بر اساس بیشترین ضریب ، اولین رتبه و رتبه های بعدی محاسبه می‌شود.

به منظور محاسبه عدد ترکیبی غیر‌مالی که F_SCOREغیر‌مالی نامیده می‌شود ، رتبه نقدشوندگی هر دو سال شرکت مورد بررسی باهم مقایسه می‌شوند. در صورتی که شرکت مورد نظر نسبت به سال قبل رتبه بهتری کسب کرده باشد امتیاز یک و در غیر این صورت امتیاز صفر در نظر گرفته می‌شود.

غیر‌مالیF_SCORE= F (5) رتبه نقدشوندگی
سپس F_SCORE کلی به دست آمده و شرکت‌ها بر‌اساس امتیازبندی، رتبه‌بندی می‌شوند.

F_SCORE= F_SCORE مالی +F_SCORE (6) غیر‌مالی

یک F_SCORE پایین بیانگر یک شرکت با علائم خوب کم است و یک F_SCORE بالا بیانگر این است که اغلب علائم بنیادی شرکت مذکور خوب و مثبت می‌باشد.

ب: متغیر وابسته
در این تحقیق، سطح افشای اختیاری، به عنوان متغیر وابسته می‌باشد که بر‌اساس شاخص‌های پیشنهادی توسط بوتوسان(1997) اندازه‌گیری می‌شود. با توجه به تحقیق پارچینی پارچین در سال 1388، تحت عنوان رابطه بین افشای اختیاری و مدیران غیر‌موظف، شاخص‌ها با اعمال تعدیلاتی تعیین می‌شوند. در مدل بوتوسان، شاخص‌های مورد استفاده از طریق گزارشات راهبری شرکتی و نیز ارقام رتبه‌بندی شرکت‌های آمریکایی استخراج شده بود. به دلیل فقدان دو مورد مذکور در ایران، و با توجه به این که سازمان حسابرسی کتابچه ای تحت عنوان فرمت نمونه گزارشگری منتشر نموده و شرکت‌ها در تهیه و گزارش اطلاعات به شاخص‌های مندرج در آن تکیه می‌کنند، این امر امکان افشای اطلاعات اختیاری در متن صورت‌های مالی را محدود نموده است. لذا برای استخراج شاخص‌های افشای اختیاری اطلاعات به گزارش فعالیت هیئت ‌مدیره شرکت‌ها اتکا گردید. شاخص‌ها پس از بررسی از نظر الزامی نبودن مطابق استانداردهای حسابداری یا قانونی در شش بخش کلی به شرح ذیل (شامل 70 شاخص) تعیین می‌شوند. پیشینه اطلاعاتی، خلاصه‌ای از نتایج تاریخی مهم، اطلاعات بخش‌ها، آماره‌های کلیدی‌غیر‌مالی، اطلاعات پیش‌بینی، بحث و تحلیل مدیریت. امتیاز افشای اختیاری از تقسیم مجموع امتیاز حاصله از 6 بخش بر کل امتیاز قابل دریافت یعنی 140به دست می‌آید.

جدول 2-1: شاخص‌های افشای اختیاری (عناصر مربوط به آماره های کلیدی غیر‌مالی)
حداکثر امتیاز
نحوه امتیازدهی
آماره های کلیدی غیر‌مالی
ردیف
20
هر یک 2 امتیاز
میانگین حقوق هر کارمند
1

میانگین سن کارکنان کلیدی
2

سهم از بازار محصولات یا خدمات اصلی
3

واحدهای فروش رفته مربوط به محصولات یا خدمات اصلی
4

قیمت فروش هر واحد مربوط به محصولات یا خدمات اصلی
5

میزان رشد در واحدهای فروش رفته مربوط به محصولات یا خدمات اصلی
6

فروش سر به سر مربوط به محصولات یا خدمات اصلی
7

زمان انجام تولید یا تحویل
8

تشریح روش‌ها یا فنون تولید
9

تشریح مشتری ها
10

جدول3-1: شاخص‌های افشای اختیاری (عناصر مربوط به پیشینه اطلاعاتی)
حداکثر امتیاز
نحوه امتیازدهی
پیشینه اطلاعاتی
ردیف
34
اطلاعات کیفی 1 امتیاز و اطلاعات کمّی 2 امتیاز
خلاصه ای از فعالیت‌ها
1

بیان اهداف و طرح ها
2

بیان کلی استراتژی
3

اقدامات انجام شده در طی سال برای دستیابی به اهداف
4

اقدامات برنامه ریزی شده برای دستیابی در سالهای آتی
5

برنامه زمانی برای دستیابی به اهداف
6

محیط رقابتی
7

تاثیر رقابت بر سودهای جاری
8

تاثیر رقابت بر سودهای آتی
9

توصیف کلی شرکت
10

محصولات یا خدمات اصلی تولید شده
11

مشخصه های ویژه محصولات و خدمات
12

بازارهای اصلی
13

مشخصه های ویژه بازارها
14

تشریح کارخانجات / انبارها
15

ساختار سازمانی
16

چارت سازمانی مدیریت
17

جدول4-1: شاخص‌های افشای اختیاری (عناصر مربوط به اطلاعات بخش ها)
حداکثر امتیاز
نحوه امتیازدهی
اطلاعات بخش ها
ردیف
6
هر کدام 1 امتیاز
تشریح دارایی ها
1

تشریح بدهی ها یا تامین مالی
2

استهلاک
3

سود عملیاتی
4

سرمایه‌گذاری
5

تحقیق و توسعه
6

جدول 5-1: شاخص‌های افشای اختیاری (عناصر مربوط به بحث و تحلیل مدیریت)
حداکثر امتیاز
نحوه امتیازدهی
بحث و تحلیل مدیریت
ردیف
38
اطلاعات کیفی
1 امتیاز و اطلاعات کمّی
2 امتیاز
توضیحاتی در خصوص تغییر در فروش‌ها
1

توضیحاتی در خصوص تغییر در درآمد عملیاتی
2

توضیحاتی در خصوص تغییر در بهای تمام شده کالای فروش رفته
3

توضیحاتی در خصوص تغییر در بهای تمام شده کالای فروش رفته به عنوان درصدی از فروش‌ها
4

توضیحاتی در خصوص تغییر در سود ناخالص
5

توضیحاتی درخصوص تغییردرسود ناخالص بعنوان درصدی ازفروش‌ها
6

توضیحاتی در خصوص تغییر در هزینه های اداری و تشکیلاتی
7

توضیحاتی در خصوص تغییر در هزینه های بهره یا درآمد بهره
8

توضیحاتی در خصوص تغییر در سود ناخالص
9

توضیحاتی در خصوص تغییر در موجودی کالا
10

توضیحاتی در خصوص تغییر در حساب های دریافتنی
11

توضیحاتی در خصوص تغییر در مخارج سرمایه ای
12

توضیحاتی در خصوص تغییر در مخارج تحقیق و توسعه
13

توضیحاتی در خصوص تغییر در سهم از بازار
14

اطلاعات سال جاری 1 امتیاز و اطلاعات روند2 امتیاز
تفسیر نسبت‌های سوددهی
15

تفسیر نسبت‌های ساختار مالی
16

تفسیر نسبت‌های نقدینگی
17

تفسیر دیگر نسبت‌ها
18

تفسیر پیش‌بینی سود هر سهم
19

جدول 6-1: شاخص‌های افشای اختیاری (عناصر مربوط به اطلاعات پیش‌بینی)
حداکثر امتیاز
نحوه امتیازدهی
اطلاعات پیش‌بینی
ردیف
18
هر کدام 1 امتیاز
مقایسه پیش‌بینی های قبلی سود با سودهای واقعی
1

مقایسه پیش‌بینی های قبلی فروش‌ها با فروش‌های واقعی
2

هر کدام 2 امتیاز
تاثیر فرصت های موجود بر فروش‌ها یا سودهای آتی
3

تاثیر پوشش ریسک شرکت‌ها بر فروش‌ها یا سودهای آتی
4

پیش‌بینی سهم از بازار
5

پیش‌بینی گردش وجه نقد
6

پیش‌بینی مخارج سرمایه ای
7

پیش‌بینی مخارج تحقیق و توسعه
8

پیش‌بینی سودهای آتی
9

پیش‌بینی فروش‌های آتی
10

جدول7-1: شاخص‌های افشای اختیاری (عناصر مربوط به خلاصه ای از نتایج تاریخی مهم)
حداکثر امتیاز
نحوه امتیازدهی
خلاصه ای از نتایج تاریخی مهم
ردیف
24
اطلاعات سال جاری 1 امتیاز، سال چاری و سال قبل 2 امتیاز،
سال جاری و دو سال قبل 3 امتیاز
نسبت‌های سود دهی
1

نسبت‌های ساختار مالی
2

نسبت‌های نقدینگی
3

نسبت‌های دیگر
4

پیش‌بینی سود هر سهم
5

سنجش فروش‌ها
6

سنجش سود عملیاتی
7

سنجش سود خالص
8

ج- متغیرهاي کنترل:
در این پژوهش ویژگی‌هایی از شرکت که در مطالعات قبلی به این نتیجه رسیده‌اند که با سیاست افشای شرکت همبستگی دارد، به عنوان متغیر کنترلی مد‌نظر قرار می‌گیرد.
مالکیت مدیر: به دلیل اینکه مالکیت مدیریت می‌تواند بر ترجیحات مدیران در خصوص افشا برای ذینفعان تاثیر بگذارد (ناجار و همکاران8 2003، هویی و همکاران9 2009)، مالکیت مدیران در شرکت‌های سهامی (CEO_HOLD) به عنوان متغیر کنترلی لحاظ می‌شود. هم چنین بمبر و همکاران10(2010) یافتند که مدیران ارشد بر سیاست افشای اختیاری تاثیر می‌گذارند.
متوسط بازدهی سهام: تحقیقات قبلی (لانگ و لاندهولم11 ،1993؛ ناجار و همکاران،2003؛ برجمن و ریچادهاری12، 2008؛ چن و همکاران13،2008) بدین نتیجه رسیدند که افشای شرکت با عملکرد آن همبستگی دارد. بنابراین متوسط بازدهی سالانه سهام (RET) برای پنج سال کنترل می‌شود. هم چنین اگر متوسط بازدهی سالانه سهام منفی باشد، متغیر NEG_RET نیز در معادله منظور می‌گردد. به علاوه نوسانات عملکرد شرکت، STD_RET، به منظور لحاظ کردن عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکت و ذینفعانش، به عنوان متغیر کنترلی در نظر گرفته می‌شود.
نسبت ارزش بازار به دفتری: به منظور کنترل فرصت های رشد شرکت در معادله لحاظ می‌شود. چراکه فرصت های رشد نیاز به تامین مالی خارجی ایجاد می‌کند که آن هم، انگیزه برای افشای اختیاری را افزایش می‌دهد (فرانکل و همکاران14،1995).
اندازه شرکت: تحقیقات قبلی (کازنیک و لو15، 1995؛ احمد و کورتیز16،1999؛ ثقفی و ملکیان،1376 ) نشان دادند که بین اندازه شرکت و افشای اختیاری رابطه وجود دارد. بنابراین اندازه شرکت به عنوان متغیر کنترلی منظور می‌شود و برابر است با لگاریتم طبیعی ارزش بازار شرکت.

13-1- شرح واژه‌ها و اصطلاحات تحقیق:

افشاء : افشاء در حالت کلی به معنای انعکاس اطلاعات است. اما حسابداران از این واژه معنای محدودتری را در نظر می گیرند و آن را به معنای انعکاس اطلاعات مالی واحد تجاری در قالب گزارش‌های مالی می دانند، که معمولا به صورت سالیانه ارائه می‌شود(هندریکسن و ون بردا17،1386).

افشای داوطلبانه(اختیاری): افشای فراتر از قوانین و استانداردها می‌باشد. استانداردهای حسابداری اگرچه حداقل میزان افشاء را تعیین کرده‌اند ولی برای افشای اضافی اطلاعات محدودیتی قائل نمی‌شوند. در صورتی که مدیریت بتواند با افشای اطلاعات اضافی و داوطلبانه رهنمودهای بهتری را در ارتباط با اهداف و پشم انداز آتی شرکت و استفاده بهینه از منابعی که در اختیار دارد ارائه کند و تصویر شفاف‌تری از وضعیت موجود نشان دهد، در این صورت سرمایه‌گذاران و سایر استفاده‌کنندگان از صورت‌های مالی می توانند از تدابیر مدیریت آگاه شوند و انتقادات آنها نسبت به عملکرد موسسه برطرف می‌شود و به آینده موسسه امیدوار می‌شوند(حسنی،محمد و بشیر حسینی، سیدمحمد،1389).
در این تحقیق معیارهای رتبه‌بندی به دو دسته کلی شاخص‌های مالی و شاخص‌های غیر‌مالی تقسیم می‌شوند.
شاخص‌های مالی: مجموعه‌ای از نسبت‌های مالی است که توانایی و استحکام کلی وضعیت مالی شرکت را اندازه‌گیری می‌کند و در این تحقیق، شامل نسبت‌های سودآوری، کارایی عملیاتی، اهرم‌ها و سودهای تقسیمی و هم‌چنین نقدینگی می‌باشد.
سودآوری: تحقق سودآوری جاری اطلاعاتی در مورد توانایی تحصیل منابع شرکت فراهم می‌کند. در این پژوهش از سه متغیر برای اندازه‌گیری عملکرد شرکت استفاده شده است: تغییرات بازده دارایی‌ها، تغییرات بازده حقوق صاحبان سهام، تغییرات نسبت سود ناویژه به فروش.
کارایی عملیاتی: كارايي عبارت است از نسبت نتايج به‌دست آمده از عمليات (ستانده) به منابع مصرف شده (داده) و عمليات كارا، عملياتي است كه با استفاده از روش‌هاي بهينه، حداكثر بازده (ستانده) را با صرف حداقل منابع (داده) تامين كند ( سازمان حسابرسی، مصوبات کمیته حسابرسی عملیاتی،1380).
در این پژوهش سه علت برای نشان دادن تغییرات در کارایی عملیات شرکت طراحی شده است: تغییر در موجودی کالا، تغییر در گردش دارایی ها، تغییر در گردش موجودی کالا.
نقدینگی: برای نشان دادن تغییرات در نقدینگی شرکت از تغییر در نسبت جاری استفاده می‌شود.
اهرم ها و سودهای تقسیمی: به منظور اندازه‌گیری تغییرات در ساختار سرمایه و سیاست تقسیم سود شرکت، به ترتیب از تغییرات نسبت بدهی بلندمدت به حقوق صاحبان سهام که یکی از نسبت‌های اهرم مالی می‌باشد و تغییرات بازده سود نقدی استفاده می گردد.
شاخص غیر‌مالی مورد توجه در این پژوهش، رتبه نقدشوندگی شرکت‌ها می‌باشد.

رتبه ی نقدشوندگی: عددی است که میزان نقد شدن یک سهم در بازار را نشان می‌دهد.(برای محاسبه این نسبت از مقادیری همچون تعداد خریداران، تعداد دفعات معامله شده، تعداد روزهای معامله شده، حجم معاملات طی دوره و تعداد سهام معامله شده طی دوره و میزان ارزش روز استفاده می‌شود.
ارزش روز: حاصل ضرب قیمت هر سهم شركت، در تعداد کل سهام آن شركت را ارزش روز می گویند. این عدد با توجه به تغییرات روزانه قیمت تغییر میكند.
حجم معاملات: تعداد سهامی است که در یک دوره زمانی مشخص، مورد معامله قرار می‌گیرد.
تعداد خریداران: شامل تعداد خریداران حقیقی و حقوقی می‌شود.

14-1- ساختار کلی تحقیق
در این پژوهش، سایر فصول به شرح زیر ارائه میگردد:
فصل دوم) در این فصل ضمن بیان مقدمه، مفاهیم نظری تحقیق تشریح و تبیین می‌شود. در ادامه با مروری بر ادبیات تحقیق، پژوهش‌هایی که پیرامون موضوع تحقیق صورت گرفته است، مورد بررسی قرار می‌گیرد.
فصل سوم) در این فصل روش انجام تحقیق، جامعه و نمونه آماری تشریح می‌گردد. سپس به بیان قلمرو زمانی تحقیق، فرضیه‌ها و متغیرها پرداخته و در نهایت روش گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیات ارائه می‌گردد.
فصل چهارم) در این فصل به چگونگی طبقه بندی اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن‌ها از طریق به کارگیری روش‌ها و مدل‌های آماری مورد استفاده، اشاره می‌شود و در نهایت نتایج آزمون فرضیه‌ها ارائه می‌شود.
فصل پنجم) در این فصل ابتدا خلاصه تحقیق ارائه می‌شود. در ادامه نتایج پژوهش ارائه، ارزیابی و تشریح شده است. سپس محدودیت‌های تحقیق ذکر شده و در نهایت پیشنهادی عملی و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه خواهد شد.

15-1- خلاصه فصل
در این فصل کلیات پژوهش به صورت اجمالی مورد بررسی قرار گرفت؛ به طوری که پس از تشریح و بیان موضوع، ضرورت انجام چنین تحقیقی همراه با اهداف انجام آن ارائه گردید و در ادامه به مدل ریاضی به کار گرفته شده پرداخته شد و فرضیه تحقیق و متغیرهای آن تشریح شدند. به طور کلی می توان گفت فصل حاضر در بر گیرنده خلاصه مفیدی از چارچوب کلی و مطالب فصول آتی این پژوهش می‌باشد.

1-2- مقدمه
مطالعه ادبیات به منظور تسلط به مبانی نظری و متغیرهای مورد استفاده پشتوانه نظری ایجاد می‌کند. در واقع پیشینه تحقیق ما را با پژوهش های دیگران، حوزه های مورد مطالعه، روش تحقیق، مدل‌های مورد استفاده و نتایج کار آشنا می سازد (جان دیویی، به نقل از حساس یگانه(1387)).
افزون بر آن وقتی محقق پیشینه و ادبیات تحقیق را موشکافانه مورد مطالعه قرار می‌دهد درباره موضوع مورد مطالعه نسبت به دیگران آگاهی بیشتری پیدا می‌کند. به عبارتی با مطالعه عمیق، نسبت به موضوع وسعت نظر پیدا می‌کند. هم چنین مطالعه پیشینه و ادبیات تحقیق موجب می‌شود تا خلا و کمبود تحقیقاتی درباره این موضوع در ایران روشن تر شود. به علاوه پیشینه تحقیق کمک خواهد کرد تا محک و معیاری برای مقایسه یافته های تحقیق حاضر با یافته های تحقیقات قبلی ایجاد شود.
بنابراین با توجه به اصول علمی تحقیق، لازم است در این فصل، مروری بر ادبیات تحقیق انجام پذیرد. لذا با توجه به هدف اصلی تحقیق که عبارت است از ” یافتن رابطه ای بین رتبه‌بندی شرکت بر اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با سطح افشای اختیاری”، واژگان کلیدی تحقیق، مشخص و تعریف شده و در مورد هر بخش، مروری بر مبانی نظری مربوطه ارائه خواهد شد.

2-2- رتبه‌بندی
1-2-2- تعریف رتبه‌بندی
ﻣﻨﻮﭼﻬﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ( 1371) رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي را آراﺳﺘﻦ و ﺑﻪ ردﯾﻒ درآوردن ﻣﻌﻨﯽ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﻧﯿﺰ ﺑﺮ اﻧﺘﺨﺎب ﯾﮏ ﮔﺰﯾﻨﻪ از ﺑﯿﻦ ﺗﻌﺪادي ﮔﺰﯾﻨﻪ دﻻﻟﺖ دارد. در ﺑﺴﯿﺎري از ﻣﻮارد ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻧﺘﺨﺎب ﯾﮏ ﮔﺰﯾﻨﻪ از ﺑﯿﻦ ﺗﻌﺪاد ﻣﺤﺪودي ﮔﺰﯾﻨﻪ (ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي) ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻣﺮﺗﺐ ﻧﻤﻮدن آﻧﻬﺎ (رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي) ﺑﺮ ﺣﺴﺐ اوﻟﻮﯾﺖ‌ﻫﺎ و ﻣﺰاﯾﺎي ﻫﺮ ﯾﮏ ﺑﺮ دﯾﮕﺮي اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﺧﺎﺻﯽ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ‌ﺷﻮد. ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺮ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮔﺰﯾﻨﻪ دﯾﮕﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪه و ﺗﺼﻤﯿﻢ‌ﮔﯿﺮﻧﺪه ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ اﻃﻤﯿﻨﺎن از ﺑﺮﺗﺮي ﻫﺮ ﯾﮏ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دﯾﮕﺮي اﻧﺘﺨﺎب درﺳﺘﯽ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ. ﺑﻄﻮر ﮐﻠﯽ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻬﺎن واﻗﻌﯽ ﮐﻪ داراي ﮔﺰﯾﻨﻪ‌ﻫﺎي ﻣﺠﺰا از ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮﻧﺪه ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻌﺪاد ﻣﺘﻨﺎﻫﯽ از ﮔﺰﯾﻨﻪﻫﺎ را اﻧﺘﺨﺎب، اوﻟﻮﯾﺖﺑﻨﺪي و رﺗﺒﻪدﻫﯽ ﮐﻨﺪ(شیه و همکاران18،2007). ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اراﺋﻪ روﺷﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي و اﻧﺘﺨﺎب را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻧﻤﺎﯾﺪ و از ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ اﻃﻤﯿﻨﺎن ﺑﺎﻻﺗﺮي ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ، ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ.
ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري، ﮐﻪ اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺎن آﻧﺮا ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﯽ داﻧﻨﺪ، از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ‌ﮔﺬاران و ﻣﺸﺎوران ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﻔﮑﯿﮏ ﺷﺮﮐﺖﻫﺎي ﻣﻮﻓﻖ و ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﻣﺎﻟﯽ آﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻮﻓﻖﺗﺮﯾﻦﻫﺎ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﻋﺎﯾﺪ ﺧﻮد ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي در ﺑﺤﺚ ﻣﺎﻟﯽ در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺰرگ ﻋﻠﻮم اﻗﺘﺼﺎدي، ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮدن ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ، ﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﺎراﯾﯽ و ﺑﻬﺮه وري ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ.

2-2-2- رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﺮﮐﺖﻫﺎ
رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ اﺑﺰارﻫﺎي ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻧﻘﺎط ﻗﻮت و ﺿﻌﻒ و ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻓﺮﺻﺖﻫـﺎ وﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎي ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ ﺑﻪﺷﻤﺎر ﻣﻲآﻳﺪ(ﻗﺪرﺗﻴﺎن ﻛﺎﺷﺎن ، اﻧﻮاري رﺳﺘﻤﻲ ،1383). اﻣﺮوزه ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ و ﻣﺠﻠﻪﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن داﺧﻠﻲ وﺧﺎرﺟﻲ ﺑﻪ اﻣﺮ رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ ﻣﺒﺎدرت ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ رﺗﺒﻪﺑﻨﺪيﻫﺎ ﺑﺎ روشﻫـﺎ و ﺷـﺎﺧﺺﻫـﺎيﻛﻤّﻲ و ﻛﻴﻔﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﺪﻓﻲ ﻛﻪ ﻣﺆﺳﺴﻪﻫـﺎي ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه دﻧﺒﺎل ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، اﻧﺠﺎمﻣﻲﮔﻴﺮد. از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ اﻳﻦ ﻣﺆﺳﺴﻪﻫﺎ و ﻣﺠﻠﻪﻫﺎ را ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ ﻓـﻮرﺑﺲ، ﻓـﻮرﭼﻦ، ﺑﻴـﺰﻧﺲ وﻳـﻚ، و اﻳﻨﺪاﺳﺘﺮي وﻳﻚ در ﺧﺎرج و ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎﻳﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﺗﻬﺮان و ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺻﻨﻌﺘﻲ در داﺧﻞ ﻛﺸﻮر اﺷﺎره ﻛﺮد (اﻧﻮاري رﺳﺘﻤﻲ و ﺧﺘﻦ ﻟﻮ ،1385). رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﺮﮐﺖ ها ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي در ﺟﻬﺖ اﻧﺘﺨﺎب ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﮔﯿﺮد . در ﻧﺘﯿﺠﮥ رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي، اوﻟﻮﯾﺖﻫﺎ و ﺑﺮﺗﺮيﻫﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪه ﻟﺬا، ﻣﯽ ﺗﻮان ﻣﻮﻓﻖﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ را اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻤﻮد و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاري درﺳﺘﯽ اﻧﺠﺎم داد. اﻣﺎ آﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺸﮑﻞ اﺻﻠﯽ ﻣﺪﯾﺮان اﻣﺮوزي ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﺷﻮد، ﻣﻮاﺟﻬﻪ و ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺳﺖ(آگلوپولوس و همکاران19،2007). در اﯾﻦ ﻣﯿﺎن ﻧﻬﺎدﻫﺎي اﻃﻼع رﺳﺎﻧﯽ ﺑﺎ اراﺋﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ، ﺻﺤﯿﺢ، ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﺮﺑﻮط، ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮان را دراﺗﺨﺎذ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎتﺧﻮدﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﻣﻮﺳﺴﺎت رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي‌ﮐﻨﻨﺪه ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ از اﯾﻦ ﻧﻮع ﻣﻮﺳﺴﺎت ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻬﻤﯽ در ﻣﺤﯿﻂ ﺻﻨﻌﺖ اﯾﻔﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. اﯾﻦ ﻣﻮﺳﺴﺎت از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺮﮐﺖﻫﺎي ﺑﺮﺗﺮ ﺻﻨﻌﺖ، ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ آﻧﻬﺎ را در ﻣﺤﯿﻂ رﻗﺎﺑﺘﯽ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ ﯾﺎ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. اﯾﻦ اﻣﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ از ﯾﮏ ﻃﺮف ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺿﻌﯿﻒ ﺻﻨﻌﺖ، ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺗﺸﺨﯿﺺ داده و اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي رﺳﯿﺪن ﺑﻪ آﻧﻬﺎ را ﺗﺪوﯾﻦ ﮐﻨﻨﺪ و از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ، ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺑﺮﺗﺮ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ و اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻫﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺗﺮي ﺧﻮد را ﻣﺴﺘﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﮐﻨﻨﺪ. در ﮐﻨﺎر اﯾﻦ ﻣﻮارد، اراﺋﻪ اﻃﻼﻋﺎت، ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاران در ﺟﻬﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاري ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻣﺠﻤﻮع اﯾﻦ ﻣﻮارد ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ رﻗﺎﺑﺖ در ﺑﺎزار ﺷﺪه، ﻓﻮاﯾﺪ ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻣﯽآورد و ﺑﻄﻮرﮐﻠﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽﺷﻮد (قلی زاده،1383).
از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻓﻬﺮﺳﺖﻫﺎي رتبه‌بندی ﻣﻲﺗﻮان ﻓﻬﺮﺳﺖ 1000 ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺮﺗﺮ20 که شامل 1000 شرکت بزرگ آمریکایی از نظر درآمدزایی است، را نام برد. رتبه‌بندی این شرکت‌ها بر اساس معیارهای توانایی جذب و نگهداشت نیروی انسانی ماهر، کیفیت مدیریت، مسئولیت پذیری اجتماعی و توجه به محیط زیست ، خلاقیت و نو‌آوری ، کیفیت تولیدات یا خدمات، ، ارزش سرمایه‌گذاری بلند مدت، صحت مالی، استفاده بهینه از منابع و اثربخشی در تجارت جهانی انجام می پذیرد. هم چنین فهرست اس اند پی 50021 فهرستی از 500 سهام برتر در بازار بورس نیویورک است که جهت مقایسه معاملات و خرید و فروش سهام و جهت ارزیابی عملکرد شرکت‌های بزرگ استفاده می‌شود.
3-2- شاخص‌های مهم رتبه‌بندی شرکت‌ها
مطالعات جانسون و سوئنن22 درباره ی شاخص‌های شرکت‌های موفق نشان داد که بين رتبه‌بندی شرکت‌ها بر اساس معيارهای ارزیابي عملکرد و معيارهای مالي رابطه معنادار وجود دارد. حسن زاده و همکاران(2010) در بررسي های خود دریافتند که بين نسبت‌های مالي شرکت‌ها و تصميم گيری مدیران در دادن اعتبار از طرف بانک ارتباط معناداری وجود دارد. لو و تياگاراجان23 (1993) نيز با پيگيری مطالعات پنمن و استفاده از نسبت‌های مالي نتيجه گرفتند که علائم بنیادی با بازده سهام ارتباط دارد. همچنين یافته های نایف و همکاران24 (2000)حاکي از این است که اگر چه اطلاعات مالي در پيشگویي بازگشت سرمایه در آینده نقش مهمي ایفا مي کند، ولي تاثير هر کدام از این شاخص‌های مالي به شرایط بازار بستگي دارد و تحت این شرایط ممکن است تاثير فاکتورهای فوق ناپایدار باشد.خليلي عراقي به معرفي چندین معيار در تصميم گيری اشاره کرده و مي گوید که شاخص‌های مختلف، متناسب با نوع رتبه‌بندی استفاده مي شود.
4-2- ﻣﺪلﻫﺎي رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ
در پژوهش‌ها جهت رتبه‌بندی شرکت‌ها از روش‌ها و مدل‌های مختلفی استفاده می‌شود که تعدادی از آنها شرح داده خواهد شد.
1-4-2- تجزیه و تحلیل بنیادی25
در ﺳﺎل1998 آباربانل و بوشی26، ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﻣﻔﻴﺪ ﺑﻮدن ﺗﻐﻴﻴﺮات در روﻧـﺪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫـﺎي ﻣﺎﻟﻲ ﺑﻨﻴﺎدي در ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﺳﻮد ﻫﺮ ﺳﻬﻢ اﻧﺠﺎم دادﻧﺪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻧﺸﺎن داد ﻛـﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫـﺎي ﻣﻮﺟـﻮدي ﻛـﺎﻻ، ﺣﺎﺷﻴﻪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﺳﻮد، ﻧﺮخ ﻣﺆﺛﺮ ﻣﺎﻟﻴﺎت، ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺳﻮد و ﻧﻴﺮوي ﻛﺎر ﺑﺎ ﺳـﻮد ﭘـﻴﺶ ﺑﻴﻨـﻲ ﺷـﺪه ﻳـﻚ ﺳـﺎل ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﻲ داري دارﻧﺪ، اﻣﺎ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي اداري و ﻓﺮوش و ﮔﺰارش ﺣﺴﺎﺑﺮﺳﻲ ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﻲ داري ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ.
ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ دﻳﮕﺮي در ﺳﺎل 2003ﺗﻮﺳﻂ ناین27 اﻧﺠـﺎم ﺷﺪکه راﺑﻄـﻪ ﺑـﻴﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﺣﺴﺎﺑﺪاري و ﺑﺎزده ﺳﻬﺎم را ﻃﻲ ﻳﻚ دوره ده ﺳﺎﻟﻪ در ﺑﻮرس ﺗﻮﻛﻴﻮ مورد ﺑﺮرﺳﻲ قرار گرفت. ﻣﺤﻘـﻖ ﺳﻪ دﺳﺘﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮ را ﻛﻪ ﺑﻴﺎنﻛﻨﻨﺪه ﻛﺎراﻳﻲ ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ، ﺳﻮدآوري و ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﺎﻟﻲ اﺳﺖ، ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار داده اﺳﺖ. ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻔﺴﻴﺮي ﻛﻪ ﺗﺤﻠﻴﻞﮔﺮان از ﺗﻐﻴﻴﺮات در ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ دارﻧﺪ، ﻣﺤﻘﻖ ﻳﻚ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ را ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻛﺮده اﺳﺖ، ﺑﺪﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮات در ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ از ﻧﻈﺮﺗﺤﻠﻴﻞﮔﺮان ﻣﺜﺒﺖ ﺗﻠﻘﻲ ﺷﻮد ﺑﻪ آن ﻋﺪد 1 و اﮔﺮ ﻣﻨﻔﻲ ﺗﻠﻘﻲ ﺷﻮد ﺑﻪ آن ﻋﺪد ﺻﻔﺮ اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ. ﻣﺠﻤﻮع اﻳـن اﻋﺪاد ﺻﻔﺮ و ﻳﻚ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺷﺮﻛﺖ، اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ آن در ﻫﺮ ﺳﺎل ﻣﻲﺑﺎﺷـﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑـﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑـﻪ اﻳﻨﻜﻪ 8 ﻣﺘﻐﻴﺮ در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ‌اﻧﺪ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ ﻳﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺻﻔﺮ و ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ آن 8 ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﻣﺤﻘﻖ در اداﻣﻪ راﺑﻄﻪ اﻳﻦ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ را ﺑﺎ ﺑـﺎزده ﺳـﻬﺎم ﻣـﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار داده اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ راﺑﻄﻪ ﻃﻲ دوره ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ، ﻣﻌﻨﻲ دار ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ و ﺳﻬﺎم داراي اﻣﺘﻴﺎز ﺑﺎﻻ، 11% ﺑﻴﺶ از ﺑﺎزار ﺑﺎزدﻫﻲ ﻛﺴﺐ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﻣﺤﻘﻖ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺑﺮرﺳﻲ ﻫﺎ در ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻲرﺳﺪ ﻛـﻪ ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ بنیادی در ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺑﺎزده آﺗﻲ ﺳﻬﺎم ﻣﻔﻴﺪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻣﺤﻘﻖ دﻳﮕﺮي ﺑﻨﺎم جوزف دی پیتروسکی28 در ﺳﺎل 2000 ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳـﺆال ﺑﺮآﻣﺪ ﻛﻪ آﻳﺎ ﺑﺎ اﻋﻤﺎل اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ بنیادی در ﻣﻮرد ﭘﺮﺗﻔﻮي ﺑﺰرﮔﻲ از ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ارزﺷﻲ (ﻧﺴﺒﺖ ارزش دفتری به بازار ﭘﺎﻳﻴﻦ) ﻣﻲ ﺗﻮان ﻣﻴﺰان ﺑﺎزده ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻚ ﺳـﺮﻣﺎﻳﻪﮔـﺬار را اﻓـﺰاﻳﺶ دﻫـﺪ؟ ﻫـﺪف اﻳـﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاران ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي ﻧﻤﺎﮔﺮﻫﺎي ﺳﺎده‌اي29 ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﺎﻟﻲ ﺗﺎرﻳﺨﻲ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ، ﻳﻚ ﭘﺮﺗﻔﻮي ارزﺷﻲ ﻗﻮي ﺗﺮي اﻳﺠـﺎد ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. اﮔﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﻫﺪﻓﻲ ﻋﻤﻠﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻣﻮﻓﻖ از ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﻣﻲﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺑﺎزده ﻛﺴـﺐ ﺷـﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻚ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬار ارزﺷﻲ30 را اﻓﺰاﻳﺶ دﻫﺪ. ﻣﺤﻘﻖ ﻳﻚ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ را ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻛﺮده اﺳﺖ ﺑﺪﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮات در ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ از ﻧﻈﺮ ﺗﺤﻠﻴﻞﮔﺮان ﻣﺜﺒﺖ ﺗﻠﻘﻲ ﺷﻮد ﺑﻪ آن ﻋﺪد 1و اﮔﺮ ﻣﻨﻔﻲ ﺗﻠﻘﻲ ﺷﻮد ﺑﻪ آن ﻋﺪد ﺻﻔﺮ اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ . ﻣﺠﻤﻮع اﻳـﻦ اﻋـﺪاد ﺻﻔﺮ و ﻳﻚ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺷﺮﻛﺖ، اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ آن درﻫﺮ ﺳﺎل ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ 9 ﻣﺘﻐﻴﺮ در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ ﻳﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺻﻔﺮ و ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ آن 9 ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. در اداﻣﻪ ﻣﺤﻘﻖ ﺑﺎ ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻴﺎﻧﻪ، ﺷﺮکت‌های داراي اﻣﺘﻴﺎز ﺑﻴﻦ 4-0 را ﺑـﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺮکت‌های ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ و ﺷﺮکت‌های داراي اﻣﺘﻴﺎز ﺑﻴﻦ 9-5 را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻮﻓﻖ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺪ .در ﺗﺄﺋﻴﺪ ﻛﺎرآﻣﺪي ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺷﺮﻛت‌های ﻣﻮﻓﻖ از ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ، ﻣﺤﻘﻖ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ زﻳﺮ دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ :
1) ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺑﺎزده ﻛﺴﺐ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻚ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬار ارزﺷﻲ، ﺑـﺎ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰﺳﺎزي و اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ارزﺷﻲ ﻣﻮﻓﻖ، ﺣﺪاﻗﻞ 7.5 درﺻﺪ ﺳﺎﻻﻧﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ.
2) اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاري، ﻛﻪ ﺳﻬﺎم ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻣﻮﻓﻖ را ﻣﻲﺧﺮد و ﺳﻬﺎم ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ را ﻣﻲﻓﺮوﺷﺪ، ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه در ﻃﻲ ﺳﺎلﻫﺎي1976ﻟﻐﺎﻳﺖ 1996 ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻣﺰﺑﻮر ﻣﻮﺟﺐ ﻛﺴﺐ ﺑﺎزده ﻏﻴﺮﻋﺎدي ﺳﺎﻻﻧﻪاي ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ23درﺻﺪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.
3) ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰﺳﺎزي ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ و ﺗﻔﻜﻴﻚ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻖ و ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﻳﻚ روﻳﻜﺮد ﺧﺎص ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺻﻮرتﻫﺎيﻣﺎﻟﻲ ﻣﺤﺪود ﻧﻤﻲﮔﺮدد. ﺑﻠﻜﻪ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎي ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﺎﻟﻲ ﺗﺎرﻳﺨﻲ و ﺷﺎﺧﺺﻫﺎي ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ و ﺗﻜﻤﻴﻠﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ در ﻣﺘﻤﺎﻳﺰﺳﺎزي ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻣﺤﻘﻖ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ درﻳﺎﻓﺖ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﻨﻴﺎدي ﺟﻬﺖ ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ارزﺷﻲ ﻗﻮي و ﺿﻌﻴﻒ در ﻣﺤﻴﻂﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺟﺮﻳﺎن اﻃﻼﻋﺎت ﻛﻨﺪ اﺳﺖ، ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ اﺛﺮﺑﺨﺸﻲ را دارد و ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﺑﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﻣﻮﻓﻖ و ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ و ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺣﺎﺻﻞ از اﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي، ﺣﺎﻛﻲ از آن اﺳﺖ ﻛـﻪ ﺑﺎزار ﺑﮕﻮﻧﻪ اي ﻛﺎرا ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻋﻼﻳﻢ ﻣﺎﻟﻲ ﮔﺬﺷﺘﻪ را در ﻗﻴﻤﺖﻫﺎي ﺟﺎري ﺳﻬﺎم ﻣﻨﻌﻜﺲ ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﻟـﺬا در ﻧﻬﺎﻳـﺖ ﭘﻴﺘﺮوﺳﻜﻲ در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ بنیادی ﺑﺮاي ﺷﺮﻛﺖﻫﺎﻳﻲ ﻛـﻪ ﻧﺴـﺒﺖ ارزش دﻓﺘﺮي ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ﺑﺎزار ﺑﺎﻻﺗﺮي دارﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺗﻮزﻳﻊ ﺑﺎزده ﻣﻲ ﮔﺮدد. .
ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ او ﻧﺸﺎن داد ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ از ﻧﻈﻢ ﻋﻼﻳﻢ ﻣﺎﻟﻲ بنیادی ﻗﻮي و داراي ﻧﺴﺒﺖ B/M ﺑﺎﻻﺗﺮي ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃـﻮر ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﺎزدﻫﻲ ﺑﺎﻻﺗﺮي را ﻛﺴﺐ ﻧﻤﻮده اﻧﺪ .
در راﺳﺘﺎي ﺗﺤﻘﻴﻖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻴﺘﺮوﺳﻜﻲ ﻣﺤﻘـﻖ دﻳﮕـﺮي ﺑﻨـﺎم موهنرام31 در ﺳﺎل 2004، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺻﻮرتﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ در ﻣـﻮرد ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﺑﺎ ﻧﺴﺒﺖ ارزش دفتری به بازار ﭘﺎﻳﻴﻦ، ﺟﻬﺖ ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻣﻮﻓﻖ از ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ را ﻣـﻮرد آزﻣﻮن و ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮارﻣﻲدﻫﺪ. ﻣﺤﻘـﻖ ﺷﺎﺧﺼﻲ ﺑﻨﺎم G-Score را ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار داده ﻛـﻪ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ از ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي بنیادی ﺳﻨﺘﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻴﺰان ﺳﻮدآوري، ﺟﺮﻳﺎﻧﺎت وﺟﻮه ﻧﻘﺪ و ﺷﺎﺧﺺﻫﺎي ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺛﺒﺎت در ﺳﻮدآوري و رﺷﺪ ﻣﺨﺎرج ﺗﺤﻘﻴﻖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ، ﻣﺨﺎرج ﺳﺮﻣﺎیه اي و ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎي ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﺑـﺮاي ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي رﺷﺪي ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﻧﺤﻮه ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﺎﻟﻲ و ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ ﺑـﻪ ﻣﻮﻓﻖ و ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﺤﻘﻴﻖ آﻗﺎي ﺟﻮزف ﭘﻴﺘﺮوﺳﻜﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺤﻘﻖ درﻳﺎﻓﺖ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺧﺮﻳﺪ ﺳﻬﺎم ﺷﺮﻛﺘﻬﺎي ﺑﺎ G-Score ﺑﺎﻻ و واﮔﺬاري ﺳﻬﺎم ﺷﺮﻛﺘﻬﺎي ﺑﺎ G-Score ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻄﻮر ﻣﺪاوم ﺑﺎزده ﻏﻴﺮﻋﺎدي ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ اي را اﻳﺠﺎد ﺧﻮاﻫﺪ ﻧﻤﻮد. از اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﮔﺮدﻳﺪ ﻛﻪ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺗﺮﻛﻴﺐ ﻋﻼﻳﻢ بنیادی ﺑـﺮاي ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﺑﺎ ﻧﺴﺒﺖ ارزش دﻓﺘﺮي ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ﺑﺎزار ﭘﺎیین ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻛﺴﺐ ﺑﺎزده ﻏﻴﺮﻋﺎديﺷﻮد.
مهرانی و همکاران (1383) در تحقیق خود با عنوان استفاده از اطلاعات تاریخی مالی و غیر‌مالی جهت تفکیک شرکت‌های موفق از ناموفق، از تجزیه و تحلیل بنیادی استفاده کردند. در تحقیق آنان شش متغیر به عنوان متغیرهای مستقل و یک متغیر به عنوان متغیر تابع مورد استفاده قرار گرفته است. متغیرهای مستقل عبارتند از فروش، سود خالص، بازده حقوق صاحبان سهام، حجم معاملات، تعداد دفعات معامله و تعداد خریداران است. سه متغیر اول به عنوان متغیرهای مالی و سه متغیر دوم به عنوان متغیرهای غیر‌مالی نام‌گذاری گردیده‌اند. متغیر تابع میزان بازده شرکت است. آنان به این نتیجه رسیدند که بین متغیرهای مالی و غیر‌مالی با بازده سهام همبستگی وجود دارد.
همچنین مهرانی و تحریری (1390) در بررسی رابطه رتبه‌بندی شرکت‌هابر‌اساس شاخص‌های مالی با بازده سهام از تجزیه و تحلیل بنیادی جهت رتبه‌بندی شرکت‌ها استفاده نمودند. هدف اصلی تحقیق آنان بررسی رابطه بین اطلاعات حسابداری و بازده سهام برای شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1380 تا 1384 می‌باشد. در تحقیق آنان یک نمره ترکیبی مالی برای پوشش چهار ویژگی مهم شرکت یعنی سودآوری، کارایی عملیاتی، نقدینگی و سودهای تقسیمی و اهرم ها طراحی شد. نتایج تحقیق آنان نشان می‌دهد که بیشترین همبستگی نمره ترکیبی با بازده یک سال بعد می‌باشد. هم چنین شرکت‌های موفق(با نمره ترکیبی بالا) بازده بیشتری نسبت به شرکت‌های ناموفق (با نمره ترکیبی پایین) کسب کردند. به علاوه نتایج به دست‌آمده نشان می‌دهد که شدت رابطه بین بازده یک سال بعد و نمره ترکیبی از شدت رابطه بین بازده یک سال بعد و بازده سال جاری بیشتر است. بدین ترتیب نمره ترکیبی قدرت پیش‌بینی کنندگی بیشتری برای بازده آتی در مقایسه با بازده جاری دارد. اما بطور کلی دو متغیر نمره ترکیبی و بازده سال جاری می توانند 10.5 درصد تغییرات بازده سال بعدرا توجیه نمایند.
2-4-2- ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ (DEA)
در ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ ﺑﺮاي ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻛﺎراﻳﻲ ﻧﺴﺒﻲ واﺣﺪﻫﺎي ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﺑﺎﻳﺪ ﺷـﺎﺧﺺﻫـﺎ را ﺑﻪ دو ﮔﺮوه “دادهﻫﺎ و ﺳﺘﺎدهﻫﺎ” ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪي ﻧﻤﻮد. ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻳﻲ ﻛـﻪ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ درﺻﺪد “ﺣﺪاﻗﻞ” ﻛﺮدن آﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻓﺮض ﺛﺒﺎت در ﺳﺘﺎدهﻫﺎ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان وروديﻫﺎ و ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖﻫـﺎ در ﺻﺪد “ﺣﺪاﻛﺜﺮﻛﺮدن” آﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻓﺮض ﺛﺒﺎت در دادهﻫﺎ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﻲ ﻳـﺎ ﺳﺘﺎده آورده می‌شود.(قلی زاده،1383)

در ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ، ﻓﺮض ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ n واﺣﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي (j =1,…n) ،وﺟﻮد دارد. ﻛﻞ واﺣﺪﻫﺎي ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻧﺪه ﺑﻪوﺳﻴﻠﻪ J ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪه اﻧﺪ و ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻫﺮ ﻛﺪام از آﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﺒﺪﻳﻞ m داده (xij ﺑﺮاي i=1,…,m) ﺑﻪ k ﺳﺘﺎده (yrj برای r=1,…,k) ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﺮاي ﺗﻌﻴﻴﻦ اﻣﺘﻴﺎز ﻛﺎراﻳﻲ واﺣﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻧﺪه p ام از رواﺑﻂزﻳﺮ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد.اﻳﻦ روش ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺗﺨﻤﻴﻦ ﺗﺎﺑﻊ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻤﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺶ دادهﻫﺎروش ﻏﻴﺮ ﭘﺎراﻣﺘﺮي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎراﻳﻲ ﻧﺴﺒﻲ واﺣﺪﻫﺎ را در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ. دراﻳﻦ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻧﻴﺎزي ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺷﻜﻞ ﺗﺎﺑﻊ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻴﺴﺖ و ﻣﺤﺪودﻳﺘﻲ در ﺗﻌﺪاد ورودﻳﻬﺎ وﺧﺮوﺟﻴﻬﺎ ﻧﻴﺴﺖ.
Minimaize θ
∑_(j=1)^n▒〖xij 〗 λj ≤ x ip i= 1,…,m , j=1,…,n
∑_(j=1)^n▒〖y rj〗 λj ≥ y rp r=1,…,s
Λj ≥ 0
θ: ﺿﺮﻳﺐ ﻛﺎراﻳﻲ واﺣﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي
λij: ﺿﺮﻳﺐ وزﻧﻲ ﺑﺮاي ﻫﺮ داده و ﺳﺘﺎده
ij x: ﻧﻬﺎده i ام ﺑﺮاي واﺣﺪj ام
Yr i, ﺳﺘﺎﻧﺪه r ام ﺑﺮاي واﺣﺪ j ام

ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ واﺣﺪﻫﺎي ﺗﺤﺖ ﺑﺮرﺳﻲ را ﺑﻪ دو ﮔﺮوه “واﺣﺪﻫﺎي ﻛﺎرا” و “واﺣـﺪﻫﺎي ﻏﻴﺮﻛﺎرا”ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﻛﻨﺪ. واﺣﺪﻫﺎي ﻛﺎرا واﺣﺪﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻣﺘﻴﺎز ﻛﺎراﻳﻲ آﻧﻬﺎ ﺑﺮاﺑـﺮ ﻳﻚ اﺳـﺖ. واﺣﺪﻫﺎي ﻏﻴﺮﻛﺎرا ﺑﺎ ﻛﺴﺐ اﻣﺘﻴﺎز ﻛﺎراﻳﻲ ﻗﺎﺑﻞ رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﻣﺎ واﺣﺪﻫﺎي ﻛﻪ اﻣﺘﻴﺎز همه آﻧﻬـﺎ ﺑﺮاﺑـﺮ ﻳﻚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از این ﻣﺪل ﻗﺎﺑﻞ رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ(مهرگان،1383).
ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی‌هاي ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪه ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﺪل در ﺑﺨﺶ ﺻﻨﻌﺖ، ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺎﻟﻲ، ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ، ﻣﺮاﻛﺰ آﻣﻮزﺷﻲ و ﭘﮋوﻫﺸﻲ، ﻣﺮاﻛﺰ درﻣﺎﻧﻲ و بهداشتی و .. مورد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﻴﺮد. از ﺟﻤﻠﻪ اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: «ﺷﺎﻧﻠﻴﻨﮓ ﻟﻲ و اﺗﻴﻜﻮر رﺣﻤﺎن32» (1998)، «اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ در ارزﻳﺎﺑﻲ ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎي ﻧﺴﺎﺟﻲ ﻛﺎﻧﺎدا ﺑﺎ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﺻﺮﻓﻪﺟﻮﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﻘﻴﺎس»؛ «زﻣﻴﻨﮓ ﻟﻴﻮ33»(2003)، «ارزﻳﺎﺑﻲ ﻛﺎراﻳﻲ ﺳﻮدآوري و ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﺑﺎﻧﻚﻫﺎي ﺑﺰرگ در اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ»؛ «دﺷﻨﮓ وو و همکاران34 » (2005)، «ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻛﺎرآﻳﻲ ﺷﻌﺒﺎت ﺑﺎﻧﻚ در ﻛﺎﻧﺎدا ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ»؛ «ﺗﻴﻤﻮﺗﻲ ﺑﺎﺗﻠﺮ و ﻟﻴﻨﮓ ﻟﻲ35»(2005)، «ﻛﺎرﺑﺮد ﺻﺮﻓﻪﺟﻮﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﻘﻴﺎس در ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ: ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﻴﻤﺎرﺳﺘﺎﻧﻬﺎي روﺳﺘﺎﻳﻲ ﻣﻴﺸﻴﮕﺎن اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه»؛ ﻛﻪ در ﺣﻮزة ﺧﺎرج از ﻛﺸﻮر اﻧﺠﺎم ﺷﺪه اﻧﺪ(قلی زاده و ابراهیم پور ازبری،1388).
ﻃﻲ ﺳﺎﻟﻬﺎي اﺧﻴﺮ در ﻛﺸﻮر ﻣﺎ ﻧﻴﺰ در ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻣﺘﻌﺪدي از ﻣﺪل ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. از جمله پژوهش های آﻧﻴﺘﺎ ﻋﻈﻴﻤﻲ ﺣﺴﻴﻨﻲ (1382)، «ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻛﺎراﻳﻲ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﻜﻲ دراﻳﺮان ﺑﻪ روش ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ». ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﻣﺆﺗﻤﻨﻲ (1383)، «ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﺪل ﭘﻮﻳﺎيﺑﻬﺮه وري ﺑﺎ روﻳﻜﺮد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ». ﻫﺎﺷﻢ ﻧﻴﻜﻮﻣﺮام (1383)، «ارزﻳﺎﺑﻲ ﻛﺎراﻳﻲ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎي ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ﻣﺪلﻫﺎي ﻣﺤﻚ زﻧﻲ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ». ﻣﺼﻄﻔﻲ اﺑﺮاﻫﻴﻢﭘﻮر ازﺑﺮي (1386)، «ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﺪل رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺗﺒﺪﻳﻠﻲ ﺑﺮﻧﺞ اﺳﺘﺎن ﮔﻴﻼن ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ». «رﺿﺎ ﻋﺒﺎﺳﻲ»(1386) «ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﺪل ﭘﻮﻳﺎي ﻓﺎزي ﺳﻨﺠﺶ ﻛﺎراﻳﻲ ﺑﺎ روﻳﻜﺮد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ»(همان).
3-4-2- روش ﺗﺎﻛﺴﻮﻧﻮﻣﻲ (TAXONOMY)
از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ روﺷ‌ﻬﺎي اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺘﻲ ، روش آﻧﺎﻟﻴﺰ ﺗﺎﻛﺴﻮﻧﻮﻣﻲ ﻋﺪدي اﺳﺖ .در اﻳﻦ روش ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻴﻖ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اي از ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع، ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﻪ زﻳﺮ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺎي ﻛﻢ وﺑﻴﺶ ﻫﻤﮕﻦ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮان آنها را رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﻛﺮد.
ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ و ﺧﺪا دوﺳﺖ(1387) در ﻣﻘﺎﻟﻪ اي ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ” رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺷﺪه در ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﺗﻬﺮان ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻴﺰان ﺑﺮﺧﻮرداري از ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب” از اﻃﻼﻋﺎت ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد در ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﻛﺸﻮر درﻗﺎﻟﺐ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي در ﮔﺮوه ﻫﺎي ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ از روش ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺗﺎﻛﺴﻮﻧﻮﻣﻲ ﻋﺪدي، ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﺗﻤﺎم ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻣﻮﺟﻮد راﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻴﺰان ﺑﺮﺧﻮرداري از ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎ، رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﻧﻤﺎﻳﺪ .اﻳـﻦ روش ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻫﻔﺖ ﻣﻘﻄﻊ ﺷﺶ ﻣﺎﻫﻪ از اﺑﺘﺪاي ﺳﺎل 1380 ﺗﺎ ﭘﺎﻳﺎن ﺷﻬﺮﻳﻮر 1383 ﺑﻮده، ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺻﻨﻌﺖ واﺳﻄﻪﮔﺮي ﻣﺎﻟﻲ از ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ رﺗﺒﻪ و ﺻﻨﻌﺖ ﻧﺴﺎﺟﻲ از ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺗﺮﻳﻦ رﺗﺒﻪ در رﺳﻴﺪن ﺑﻪ اﻫﺪاف ﻣﻄﻠـﻮب ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮده اﻧﺪ.
4-4-2- روﯾﮑﺮدﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﭼﻨﺪﻣﻌﯿﺎره (MCDM 36)
در ﻣﺤﯿﻂ ﺑﺴﯿﺎر ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ و ﭘﯿﭽﯿﺪه اﻣﺮوز ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي درﺳﺖ، ﻋﻠﻤﯽ و ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻧﻘﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦﮐﻨﻨﺪه‌اي در ﺷﮑﺴﺖ ﯾﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻫﺮ ﭘﺮوژه اي دارد، ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭼﺎﻟﺸﯽ در دﻫﻪ ﻫﺎي اﺧﯿﺮ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه اﺳﺖ از. اﯾﻦ رو ﮐﺎرﺑﺮد ﻓﻨﻮن و ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي ﺑﺎﻻﺧﺺ روش ﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي ﭼﻨﺪ ﻣﻌﯿﺎره در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺘﺪاول ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﺮاﺧﻮر ﻧﯿﺎز ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ . اﯾﻦ ﻣﺘﺪوﻟﻮژيﻫﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﯾﮏ ﻣﺪل، اﻟﮕﻮرﯾﺘﻢ ، ﯾﺎ ﺗﮑﻨﯿﮏ اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ در ﺑﻌﻀﯽ از آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮان ﺗﻌﺎﻣﻞ وﺟﻮد دارد، اﯾﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻗﺒﻞ از ﺣﻞ ﻣﺪل، ﯾﺎ در ﺣﯿﻦ ﺣﻞ ﻣﺪل ﺑﺎﺷﺪ .

1-4-4-2- ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺧﺼﻪ (MADM 37)
ﺑﻪ روﯾﮑﺮدي از ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ اﺷﺎره ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻧﺘﺨﺎب ﯾﮏ ﮔﺰﯾﻨﻪ از ﺑﯿﻦ ﺗﻌﺪاد ﻣﺤﺪودي ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮد و روﯾﻪ اي ﺑﺮاي ﺗﻌﯿﯿﻦ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﭘﺮدازش اﻃﻼﻋﺎت ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ ﺑﻮده، ﺑﮕﻮﻧﻪ ای ﮐﻪ ﺑﺘﻮان ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮔﺰﯾﻨﻪ را اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻤﻮد. ﻫﺮ ﯾﮏ از اﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎ ﻣﺰاﯾﺎ و ﻣﻌﺎﯾﺒﯽ را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻗﺎدر ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻢ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﮐﻤّﯽ و ﻫﻢ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ را ﺑﻄﻮر ﮐﺎرآﻣﺪي ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دﻫﺪ، اﻣﺎ در ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﻌﺪاد ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎد ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎ و ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ ﻧﺎﺗﻮان ﺑﺎﺷﺪ. در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏ دﯾﮕﺮي در ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﻌﺪاد ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻮرد ﺳﻨﺠﺶ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﮐﺎراﺗﺮ ﻋﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯽ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ( راُ و داویم38, 2008).
در این صورت ﺑﺎ ﺗﺮﮐﯿﺐ اﯾﻦ دو ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻣﯽ ﺗﻮان ﺗﻌﺪاد ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎد ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ را ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار داد، ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺿﻤﻦ ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮي از ﻣﺰاﯾﺎي ﻫﺮ دو ﺗﮑﻨﯿﮏ، ﻣﻌﺎﯾﺐ ﻫﺮ ﯾﮏ ﻧﯿﺰ ﭘﻮﺷﺶ داده ﺷﺪه، روﯾﮑﺮد ﺑﻬﺘﺮي ﺑﺮاي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي اراﺋﻪ ﻣﯽ ﮔﺮدد. اﯾﻦ روﯾﻪ ﻫﺎي ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﮐﺎرﺑﺮد ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي را ﺣﻔﻆ ﻧﻤﻮده، ﻣﻨﺎﺑﻊ ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ اﯾﯽ از داﻧﺶ و ﺗﺠﺮﺑﻪ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ( شیه و همکاران39،2007).
در ﺑﯿﻦ روش ﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﭼﻨﺪ ﻣﻌﯿﺎره، ﺗﮑﻨﯿﮏ اوﻟﻮﯾﺖ ﺑﻨﺪي یا ﺗﺸﺎﺑﻪ ﺑﻪ راهﺣﻞ اﯾﺪه آل ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ روﯾﮑﺮدﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﻮده، ﺑﻄﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ (راُ و داویم، 2008) و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺑﺎ ﻧﻘﺎط ﻗﻮت دﯾﮕﺮي ﺟﺒﺮان ﻣﯽ ﺷﻮد، ﺗﺮﮐﯿﺐ آﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻬﯿﻨﻪ اﯾﯽ را اراﺋﻪ دﻫﺪ .
2-4-4-2- ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﻲ
ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ (AHP40) ﻳﻜﻲ از ﻣﻌﺮوﻓﺘﺮﻳﻦ ﻓﻨﻮن ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي ﭼﻨﺪ ﻣﻨﻈﻮره اﺳﺖ که ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺎر ﺗﻮﺳﻂ ﺗﻮﻣﺎس. ال. ﺳﺎﻋﺘﯽ41( 1980) ﻣﻄﺮح ﺷﺪ. اﻳﻦ روش در آﻏﺎز ﺑﺮاي ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮی هاي اﻧﻔﺮادي در ﻳﻚ ﻣﺤﻴﻂ ﻣﺘﻼﻃﻢ و ﻓﺎزي اراﺋﻪ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ در دﻫﻪ ﻫﺸﺘﺎد ﺑﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ اﺳﺘﻔﺎده از آن در ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻳﻬﺎي ﮔﺮوﻫﻲ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪ.
ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﻲ ﺑﺮاﺳﺎس ﻣﻘﺎﻳﺴﺎت زوﺟﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻧﺪه ﻛﺎر ﺧﻮد را ﺑﺎ ﺗﺮﺳﻴﻢ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﻛﻠﻲ ﺗﺼﻤﻴﻢ آﻏﺎز ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻋﻮاﻣﻞ و ﮔﺰﻳﻨﻪﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻛﻪ در ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي ﻣﺆﺛﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ در ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ، ﺳﭙﺲ ﻣﻘﺎﻳﺴﺎت زوﺟﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد ، ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺿﺮﻳﺐ ﻋﻮاﻣﻞ و ارزﻳﺎﺑﻲ آﻧﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﮔﺰﻳﻨﻪ اي ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﻮزون ﻛﻞ را ﻛﺴﺐ ﻛﻨﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔﺰﻳﻨﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻲﺷﻮد.
اﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﮐمی و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ را، ﺑﻄﻮر ﮐﺎرآﻣﺪي ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﻣﯽ دﻫﺪ. ﺑﺎ وﺟﻮد ﻣﺰاﯾﺎي ﺑﺴﯿﺎر، ﺑﮑﺎرﮔﯿﺮي AHP ﺳﺎﻋﺘﯽ داراي ﮐﻤﺒﻮدﻫﺎﯾﯽ اﺳﺖ:
اﯾﻦ روش اﺳﺎﺳﺎً (1) در ﮐﺎرﺑﺮدﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي crisp اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ (2) ﻣﻘﯿﺎس ﻧﺎﻣﺘﻌﺎدل ﻗﻀﺎوت را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﻣﯽ دﻫﺪ (3) ﻋﺪم اﻃﻤﯿﻨﺎن ﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد در ﻗﻀﺎوﺗﻬﺎي ﻓﺮدي را در ﻧﻈﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮد، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ (4) رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي اﯾﻦ روش ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻏﯿﺮدﻗﯿﻖ اﺳﺖ و (5)ﻗﻀﺎوت ﻫﺎي ذﻫﻨﯽ، اﻧﺘﺨﺎب و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮان ﺗﺄﺛﯿﺮات ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎدي در ﻧﺘﺎﯾﺞ آن دارد. ﺑﻌﻼوه ﻣﻮﺿﻮع ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻫﺎي اﻓﺮاد از ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ اﻏﻠﺐ ذﻫﻨﯽ و ﻏﯿﺮ دﻗﯿﻖ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ AHP ﻣﺘﻌﺎرف و ﮐﻼﺳﯿﮏ، در دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ دﻗﯿﻖ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪي ﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮان ﻧﺎﮐﺎﻓﯽ و ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ و ﻗﺎدر ﺑﻪ اﻧﻌﮑﺎس ﮐﺎﻣﻞ ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺸﺮي ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻣﺪﻟﺴﺎزي اﯾﻦ ﻧﻮع از ﻋﺪم اﻃﻤﯿﻨﺎن ﻫﺎ در ﺗﺮﺟﯿﺤﺎت اﻓﺮاد ﺑﺸﺮ، ﺗﺌﻮري ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺎي ﻓﺎزي (ﮐﻪ اوﻟﯿﻦ ﺑﺎر ﺗﻮﺳﻂ زاده در ﺳﺎل 1965 ، ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر رﺳﯿﺪﮔﯽ ﺑﻪ اﺑﻬﺎﻣﺎت ﻣﻮﺟﻮد در ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺸﺮي ﻣﻄﺮح ﺷﺪ) ﺑﺎ ﻣﻘﺎﯾﺴﺎت زوﺟﯽ در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﯽ ﺷﻮد.
3-4-4-2- ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻓﺎزي
ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻓﺎزي ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏ AHP –درك دﻗﯿﻖ ﺗﺮي از ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي اراﺋﻪ ﺷﺪه، و ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻬﯿﻨﻪ ای ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﮔﺮدد ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺰاﯾﺎي ﻫﺮ دو ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻓﺎزي و AHP، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮ ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ آﻧﻬﺎ، ون ﻻرﻫﻮن و ﭘﯿﺪرﯾﺰ42 (1983) اوﻟﯿﻦ ﺑﺎر اﺻﻮل ﻣﻨﻄﻖ ﻓﺎزي را در ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﺑﮑﺎر ﺑﺮدﻧﺪ.

4-4-4-2- روش تاپسیس(43 TOPSIS )
ﺗﮑﻨﯿﮏ اوﻟﻮﯾﺖ ﺑﻨﺪي ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﯿﺰان ﺗﺸﺎﺑﻪ ﺑﻪ راهﺣﻞ اﯾﺪه آل (تاپسیس) ﯾﮑﯽ از ﺳﺎدهﺗﺮﯾﻦ و ﻣﻔﯿﺪﺗﺮﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻮآﻧﮓ و ﯾﻮون در ﺳﺎل1981 ﺑﺮاي ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ تصمیم‌گیری چند معیاره ﻣﻄﺮح ﮔﺮدﯾﺪ. اﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي اﯾﻦ اﯾﺪه ﺑﯿﺎن ﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻣﻨﺘﺨﺐ ﻣﯽﺑﺎﯾﺴﺖ ﮐﻮﺗﺎهﺗﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ را ﺗﺎ راهﺣﻞ اﯾﺪه‌آل ﻣﺜﺒﺖ و دورﺗﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ را ﺗﺎ راه ﺣﻞ اﯾﺪه‌آل ﻣﻨﻔﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻌﺒﺎرت دﯾﮕﺮ، ﻣﻨﻄﻖ زﯾﺮﺑﻨﺎﯾﯽ اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﺗﻌﺮﯾﻒ راهﺣﻞ ﻫﺎي اﯾﺪه‌آل ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻨﻔﯽ اﺳﺖ راه ﺣﻞ اﯾﺪه‌آل ﻣﺜﺒﺖ، راه ﺣﻠﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺳﻮد ( ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﻣﺜﺒﺖ ) را ﺣﺪاﮐﺜﺮ و ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ (ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﻣﻨﻔﯽ ) را ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ، در ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ راهﺣﻞ اﯾﺪه‌آل ﻣﻨﻔﯽ، ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺳﻮد را ﺣﺪاﻗﻞ و ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ را ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﻣﯽﺳﺎزد. ﺑﻄﻮر ﺧﻼﺻﻪ راه ﺣﻞ اﯾﺪه‌آل ﻣﺜﺒﺖ ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ از ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ارزشﻫﺎي ﻗﺎﺑﻞ دﺳﺘﺮس ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ و راهﺣﻞ اﯾﺪه‌آل ﻣﻨﻔﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ارزش ﻫﺎي در دﺳﺘﺮس ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ اﺳﺖ.
اﺻﻠﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﺿﻌﻒ تکنیک تاپسیس، ﻋﺪم اراﺋﻪ وزن ﻫﺎ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻋﺪم ﺑﺮرﺳﯽ ﺳﺎزﮔﺎريﻫﺎي ﻗﻀﺎوﺗﯽ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ روﯾﻪ ای ﮐﺎرا دارد ﺗﺎ اﻫﻤﯿﺖ ﻧﺴﺒﯽ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﺪف ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﺪ، ﺗﮑﻨﯿﮏ AHP ﭼﻨﯿﻦ روﯾﻪ اﯾﯽ را اراﺋﻪ ﻣﯽ دﻫﺪ. ﺑﮑﺎرﮔﯿﺮي ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻣﺤﺪود ﺑﺸﺮي در ﭘﺮدازش اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻄﻮر ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻣﺤﺪود ﮔﺸﺘﻪ و ﺳﻘﻒ ﻣﻘﺎﯾﺴﺎت زوﺟﯽ ﺑﻪ ﺗﻌﺪاد ﻫﻔﺖ ﺑﻌﻼوه ﯾﺎ ﻣﻨﻬﺎي دو 7 ( ± )2 در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺗﮑﻨﯿﮏ تاپسیس ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪي ﻫﺎي ﻣﻘﺎﯾﺴﺎت زوﺟﯽ را ﺑﺮآورده ﺳﺎزد و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻇﺮﻓﯿﺘﯽ در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﻏﺎﻟﺐ ﻧﻤﯽ ﮔﺮدد(شیه و همکاران،2007). از ﻃﺮﻓﯽ روﯾﮑﺮد تاپسیس ﻓﺮض ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؛ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي ورودي دﻗﯿﻖ ﺑﻮده و ﺑﻪ ﻋﻨﻮان داده ﻫاي ﻋﺪدي ﻣﻮرد ﻋﻤﻞ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ. ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ اﮐﺜﺮ آﮔﺎﻫﯽ ﻫﺎ و داﻧﺶ ﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد از ﺟﻬﺎن واﻗﻌﯽ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ دﻗﯿﻖ ﻧﺒﻮده، ﺑﻠﮑﻪ ﻏﯿﺮ دﻗﯿﻖ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﯾﻦ ﺑﯽ دﻗﺘﯽ ﻫﺎ و اﺑﻬﺎﻣﺎت ﮐﻪ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺘﻨﻮﻋﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻃﻼﻋﺎت ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ اﻧﺪازهﮔﯿﺮي، اﻃﻼﻋﺎت ﻧﺎﻗﺺ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺣﺼﻮل ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﯾﮑﯽ از ﻣﻌﺎﯾﺐ ﺗﮑﻨﯿﮏ تاپسیس اﺳﺖ(ﺻﺎرﻣﯽ و دﯾﮕﺮان،1385) ﺗﮑﻨﯿﮏ AHP ﮐﻼﺳﯿﮏ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻋﺪم دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪي ﻫﺎي دﻗﯿﻖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮان، ﻗﺎدر ﺑﻪ اﻧﻌﮑﺎس ﮐﺎﻣﻞ ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺸﺮي ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي زﺑﺎﻧﯽ ﮐﻪ در اﻋﺪاد ﻓﺎزي ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﮔﺮدﻧﺪ، ﺑﺮاي ﺗﻮﺻﯿﻒ ورودي ﻫﺎ تاپسیس و دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪي ﻫﺎي ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮان ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﻨﺪ.
ﺑﺮﺧﯽ از ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎي اﻧﺠﺎم ﺷﺪه در رابطه با ارائه مدلی برای رتبه‌بندی شرکت‌ها با استفاده روش تصمیم‌گیری چند معیاره ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از :
در ﺳﺎل 2001 ﮐﺎي و وو44، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اي در زﻣﯿﻨﻪ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﺎﻟﯽ اﻧﺠﺎم دادﻧﺪ، آﻧﻬﺎ در ﻣﺮﺣﻠﻪ اول ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ، ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﺳﯿﺴﺘﻢارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﺎﻟﯽ اوﻟﯿﻪ را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ و ﺗﻌﺪﯾﻞ ﻗﺮار داده و ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﯽ ﺳﯿﺰده ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺎﻟﯽ، آﻧﻬﺎ رادر ﭼﻬﺎر ﮔﺮوه ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﮐﺮدﻧﺪ، ﺳﭙﺲ در ﻣﺮﺣﻠﻪ دوم ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ داده ﻫﺎ ﻣﺪﻟﯽ اراﺋﻪ ﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺮوﺟﯽ آن، واﺣﺪﻫﺎي ﮐﺎراﺗﺮ را ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﺳﺎزد.
ﭼﻮ و ﻟﯿﺎﻧﮓ45 در ﺳﺎل 2001، ﺗﺌﻮري ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺎي ﻓﺎزي، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ و ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ آﻧﺘﺮوﭘﯽ را ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻧﻤﻮدﻧﺪ و ﻣﺪل اراﺋﻪ ﺷﺪه را در ارزﯾﺎﺑﯽ ﻋﻤﻠﮑﺮد و رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﮐﺸﺘﯽ راﻧﯽ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار دادﻧﺪ.
ﺗﻮﻟﮕﺎ و همکاران46 در ﺳﺎل 2005 ﻣﺴﺌﻠﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﻓﺎزي و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻓﺎزي ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دادﻧﺪ. در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي و ﻏﯿﺮاﻗﺘﺼﺎدي اﻧﺘﺨﺎب و رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.
ﮐﻮﻣﺎر و همکاران47 در ﺳﺎل 2007 ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻓﺎزي، ﻣﺪﻟﯽ ﺑﺮاي اﻧﺘﺨﺎب ﺗﺄﻣﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻋﺎﻣﻞ ریسک ارائه نمودند.
ونگ48 در ﺳﺎل 2008 ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺎﻟﯽ ﺧﻄﻮط ﻫﻮاﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺗﺎﯾﻮان را ﺑﺎ روش FUZZY – TOPSIS ارزﯾﺎﺑﯽ ﻧﻤﻮد. وي ﭘﺲ از اﺳﺘﺨﺮاج ﻧﺴﺒﺖﻫﺎي ﻣﺎﻟﯽ از ﺻﻮرﺗﻬ‌ﺎي ﻣﺎﻟﯽ، آﻧﻬﺎ را در ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺧﻮﺷﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ رواﺑﻂ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮي دﺳﺘﻪﺑﻨﺪي ﮐﺮد . ﺳﭙﺲ از ﻫﺮ ﺧﻮﺷﻪ ، ﺷﺎﺧﺼﯽ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻌﯿﺎر ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻤﻮد و روش ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي ﭼﻨﺪ ﻣﻌﯿﺎره ﻓﺎزي را ﺑﺮاي ارزﯾﺎﺑﯽ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺎﻟﯽ و رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﮑﺎر ﮔﺮﻓﺖ.
دانش شکيب و فضلي (1388) با ارائه مدلي ترکيبي بر مبنای تحليل سلسله مراتبي فازی و تکنيک تاپسيس در 30 شرکت صنعت سيمان بورس اوراق بهادار تهران در بازه زماني 1380 تا 1386، نتيجه مي گيرند که رویکرد ترکيبي برتری و توان بالاتری در رتبه‌بندی دارد.
فرید و همکاران(1389) نيز کارایي شعب بورس در ایران را با استفاده از تکنيک های تحليل پوششي داده ها و فرایند تحليل سلسله مراتبي و تاپسيس اندازه گيری و مقایسه نمودند.
همچنين دربندی و عيوض زاده(1387) شرکت‌های فعال در گروه خودرو و توليد قطعات بورس را با دو روش تاپسيس و تاکسونومي رتبه‌بندی کرده و نتایج حاصل را با یکدیگر مقایسه کردند.
در ﺳﺎل 1379 ﺟﺒﺎري ﺻﻨﺎﯾﻊ اﯾﺮان را ﺑﺮ اﺳﺎس ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﻮرد رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﻗﺮار داد. در اﯾﻦ راﺳﺘﺎ 9 ﺷﺎﺧﺺ اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺎﻣﻞ؛ ارزش اﻓﺰوده، ارزش ﺗﻮﻟﯿﺪ … را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻌﯿﺎر و ﺻﻨﺎﯾﻊ اﯾﺮان را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮔﺰﯾﻨﻪ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش AHP اﻗﺪام ﺑﻪ رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي آﻧﻬﺎ ﻧﻤﻮد. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ رﺗﺒﻪ اول را ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻮاد ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ اﺳﺎﺳﯽ اﺧﺘﺼﺎص داد.
در ﺳﺎل 1383، ﻣﻮﻣﻨﯽ و ﻧﺠﻔﯽ مقدم ﻋﻤﻠﮑﺮد اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﻮرس ﺗﻬﺮان را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار دادﻧﺪ . در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ 9 ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎي ارزﯾﺎﺑﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش آﻧﺘﺮوﭘﯽ وزﻧﺪﻫﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش تاپسیس 170ﺷﺮﮐﺖ در 13 ﺻﻨﻌﺖ ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ﻣﻮرد رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ رﺗﺒﻪ ﻫﺮ ﺷﺮﮐﺖ در ﺻﻨﻌﺖ ﺧﺎص ﺧﻮد ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ.
ﻗﻠﯿﺰاده در ﺳﺎل 1383 ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ، ﻣﺪﻟﯽ را ﺑﺮاي رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﺗﻬﺮان اراﺋﻪ ﮐﺮد. ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي 27 ﮔﺎﻧﻪ ﻣﻮﺛﺮ ﺑﺮ ارزش ﺷﺮﮐﺖ (ﺷﺎﻣﻞ؛ ﮐﺎراﯾﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ، ﻣﺎﻟﯽ و …) ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ فرایند تحلیل سلسله مراتبی اوﻟﻮﯾﺖ ﺑﻨﺪي ﺷﺪ، ﺳﭙﺲ ﻣﻌﺎدﻻت ﺧﻄﯽ ﺑﺎ روﯾﮑﺮد ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﺗﺸﮑﯿﻞ و ﻣﺪل ﺑﺮاي ﻫﺮ واﺣﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﯿﺮي ﺷﺪه ﺣﻞ ﺷﺪ. وي اﯾﻦ ﻣﺪل را در ﺻﻨﻌﺖ ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ و آﺷﺎﻣﯿﺪﻧﯽ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار داد.
مرادزاده فرد و همکاران(1390) مدلی ﺑﺮاي ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﺎﻟﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﺻﻨﻌﺖ ﻓﻠﺰات اﺳﺎﺳﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺴﺒﺖﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ اراﻳﻪ دادند. در ﻣﺪل ﭘﻴﺸﻨﻬﺎدي ، ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻓﻠﺰات اﺳﺎﺳﻲ ﺑﺎ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﻪﻋﻤﻞ آﻣﺪه ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻫﻤﺎن ﺻﻨﻌﺖ رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﺷﺪه اﺳﺖ. در پژوهش آنان ﺑﺮاي ﻛـﺎﻫﺶ ﻋـﺪم اﻃﻤﻴﻨـﺎن و اﺑﻬـﺎم از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و از تکنیک TOPSIS ﺑﺮاي رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه است.
در پژوهشی توسط حسینی و همکاران(1390) پنجاه شرکت برتر پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طي سه سال 1387 تا 1389بر اساس نسبت‌های مالي (نقدینگي، فعاليت، اهرمي و سودآوری) با استفاده از رویکرد ترکيبي AHP-TOPSIS رتبه‌بندی و سپس با رتبه‌بندی ارائه شده توسط بورس مقایسه و همبستگي ميان آنها توسط آزمون اسپيرمن بررسي شد. نتایج حاصل از آزمون اسپيرمن حاکي از وجود همبستگي ضعيف ميان رتبه‌بندی بر اساس رویکرد ترکيبيAHP-TOPSIS و رتبه‌بندی بورس است؛
رستمی و همکاران(1391) در مطالعه ای اﺑﺘﺪا ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﺑﻮرس ﺗﻬﺮان ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪلﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ MCDM (ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺎﭘﺴﻴﺲ، اﻟﻜﺘﺮه، ﻣﺠﻤﻮع ﺳﺎده وزﻧﻲ، وﻳﻜـﻮر، ﻟﻴﻨﻤﭗ، ﺗﺎﻛﺴﻮﻧﻮﻣﻲ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ DEA) رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي کردند. ﺑﻪدﻟﻴﻞ اﺧﺘﻼف ﻣﻌﻨﺎدار ﻣﻴﺎن رﺗﺒﻪﻫﺎي اﻳﻦ روشﻫـﺎ، ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از روش‌های ادﻏﺎﻣﻲ، رﺗﺒﻪ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ شد.

5-2- رتبه‌بندی شرکت‌ها توسط بورس
ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﻮرسﻫﺎي اوراق ﺑﻬﺎدار در ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﺑﻪ رﻏﻢ وﺟﻮد ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ و ﻏﻴﺮ ﻣﺎﻟﻲ زﻳﺎدي ﻛﻪ در ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻣﻮﻓﻖ و ﺑﺮﺗﺮ وﺟﻮد دارد، ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻨﻮز ﻫـﻢ ﺷﻨﺎﺳـﺎﻳﻲ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي ﻣﻤﺘﺎز ﻳﺎ داراي ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺑﺮﺗﺮ ﺑﺮ ﭘﺎﻳـﻪ ﻳﻜـﻲ ﺑـﺎ ﺑﺮﺧـﻲ از ﻋﻮاﻣـﻞ زﻳـﺮ اﻧﺠـﺎم ﻣـﻲﺷـﻮد. (ادارهﻣﻄﺎﻟﻌﺎت و ﺑﺮرﺳﻲﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﻮرس ﺗﻬﺮان، 1376)
1) ﻗﺪرت ﻧﻘﺪ ﺷﻮﻧﺪﮔﻲ ﺳﻬﺎم ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﭘﺮ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮدن آن در ﺗﺎﻻر ﺑﻮرس،
2) ﻣﻴﺰان ﺗﺎﺛﻴﺮﮔﺬاري ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺮ ﺑﺎزار ﻳﺎ ﺳﻬﻢ آن در ارزش ﺟﺎري ﺑﺎزار،
3) وﺿﻌﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ از ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺗﺮي ﻧﺴﺒﺖﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ و ﺑﻪ وﻳﮋه ﻣﻴﺰان ﺳﻮدآوري ﺑﻪ ازاي ﻫﺮ ﺳﻬﻢ.

جدول1-2: همسنجی شاخص‌های برتری شرکت‌ها در بورس های جهان

چنانکه از جدول 1-2 پیداست، در بسیاری از بورس های جهان، قدرت نقدشوندگی و ارزش جاری سهام به عنوان مهمترین معیارهای سنجش برتری شرکت‌ها مورد استفاده قرار می گیرد. وانگهی تعداد شرکت‌های راه یافته به فهرست مورد نظر ممکن است ثابت یا متغیر باشد. از این دیدگاه، پذیرش تمامی شرکت‌های جایز شروظ تعیین شده می تواند به تغییر تعداد آنها در هر دوره بازنگری بینجامد؛ حال آنکه بر اساس روش دیگر، در هر حال تعداد معینی از شرکت‌ها به فهرست برترینها راه خواهند یافت و رقابت فشرده تری برای راه یابی به فهرست مزبور پدید می آید.
6-2- رتبه‌بندی شرکت‌ها در ایران
در ایران سازمان بورس اوراق بهادار هر سه ماه فهرست پنجاه شرکت فعال بورسی را منتشر می‌کند. هم چنین هر ساله شرکت‌ها از لحاظ کیفیت افشا و به موقع بودن توسط این سازمان رتبه‌بندی می‌شوند. به علاوه سازمان مدیریت صنعتی هر ساله صد شرکت برتر کشور را معرفی می‌کند. در ادامه در مورد رتبه‌بندی و معیارهای خاص این دو سازمان بیشتر توضیح داده می‌شود.

1-6-2- رتبه‌بندی شرکت‌های برتر بورس ایران
شناسایی شرکت‌های برتر در بورس اوراق بهادار تهران بر پایه ترکیبی از قدرت نقدشوندگی سهام و میزان تاثیرگذاری شرکت‌ها بر بازار، و در چارچوب معیارهای سه گانه زیر انجام می‌شود:
الف) میزان داد و ستد سهام در تالار معاملات شامل
تعداد سهام داد و ستد شده
ارزش سهام داد و ستد شده
ب) تناوب داد و ستد سهام در تالار معاملات شامل
تعداد روزهای داد و ستد
دفعات داد و ستد انجام شده
پ) متغیرهای مقیاس نماگر میزان تاثیرگذاری بر بازار شامل:
میانگین تعداد سهام ممنتشر شده
میانگین ارزش جاری سهام شرکت در دوره بررسی
چنانکه پیداست در شناسایی شرکت‌های فعالتر بورس اوراق بهادار تهران، معیار نقدشوندگی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. وانگهی، وجود متغیرهای مقیاس در کنار نماگرهای فعالیت در بورس، تصویر واقعی تری از نسبت فعالیت شرکت‌ها و به ویژه میزان گردش سهام آنها را در بورس نمایان می سازد. همسنجی و رتبه‌بندی فعالیت شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس برپایه نماگرهای برشمرده و به کمک میانگین همساز49، به صورت زیر انجام می‌شود:
Mj = N / ∑_(i=1)^N▒(1/I_i )
Mj شرکت j ام که تمامی شرکت‌های صنعتی فعال در بورس را در بر می گیرد؛
N تعداد نماگرهای شش گانه (N=6)؛
Ii نماگر i ام از مجموعه برشمرده در بالاست.
ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺁﻣﺎﺭﯼ٬ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻫﻤﺴﺎﺯ ﺩﺭ ﺳﻨﺠﺶ ﺑﺎ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿن هاﯼ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻭ ﻫﻨﺪﺳﯽ – ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﺎﮔﺮﻫﺎﯼ ﻧﺴﺒﺘﻬﺎ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﻘﺎﺩﯾﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕﺩﯾﮕﺮ٬ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ٬ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﻤﺎﮔﺮﻫﺎ٬ ﯾﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻭ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻧﺴﺒﺘﻬﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻗﺎﺑﻞ ﺣﺼﻮﻝ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﮔﺮﻫﺎﯼ ﻣﺰﺑﻮﺭﻟﺰﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﻭﺍﻧﮕﻬﯽ٬ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﭘﯿﺶ ﺷﺮﻁ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽﺭﻭﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ٬ﺣﺘﯽ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺟﺎﺭﯼ ﺳﻬﺎﻡ ﯾﺎ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻧﺪﮎ ﺳﻬﺎﻡ ﻣﻨﺘﺸﺮﻩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺩﺭﭼﻬﺎﺭ ﻧﻤﺎﮔﺮﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺷﺮﮐﺖ ﻓﻌﺎﻟﺘﺮﺭﺍﻩ ﯾﺎﺑﻨﺪ.
اما این روش ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﻣﺤﻮرﻫﺎﯾﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﻣﯿﺰان داد و ﺳﺘﺪ در ﺗﺎﻻر ﻣﻌﺎﻣﻼت، ﺗﻨﺎوب داد و ﺳﺘﺪ ﺳﻬﺎم در ﺗﺎﻻر ﻣﻌﺎﻣﻼت و ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي ﻧﻤﺎﮔﺮ ﻣﯿﺰان ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬاري ﺑﺮ ﺑﺎزار، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎي ﺑﺎزار ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺗﻮﺟﻪ دارد ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻌﻠﻮل ﺑﻪﺟﺎي ﻋﻠﺖ ﺑﺎﺷﺪ. ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺟﺎي ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﻗﻀﺎوت ﻓﻌﺎﻻن ﺑﺎزار ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، در ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺎزار ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﯾﺮان داراي ﮐﺎراﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻟﺬا اﻣﮑﺎن دارد ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﺑﺮ این اﺳﺎس داراي اﻋﺘﺒﺎر ﮐﺎﻓﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﻣﻀﺎﻓﺎً اﯾﻨﮑﻪ اﯾﻦ روش ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﻀﺎﯾﯽ ﺑﺎزار ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ را ﻧﯿﺰ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻧﻤﯽ دﻫﺪ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﺎراﻣﺘﺮﯾﮏ ﺑﻮدن روش و اﺗﮑﺎء آن ﺑﻪ ﻣﻘﺪار ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ دادهﻫﺎ، اﻣﮑﺎن ﺑﻬﯿﻨﻪ ﺳﺎزي آن ﻣﻬﯿﺎ ﻧﯿﺴﺖ (ﻗﻠﯿﺰاده، 1383). هم‌چنین، با‌توجه به مطالعه‌ای که توسط انواری‌رستمی و ختن‌لو(1385) با عنوان “بررسی مقایسه ای رتبه‌بندی شرکت‌های برتر بر‌اساس نسبت‌های سودآوری و شاخص‌های بورس اوراق بهادار تهران” صورت گرفت، نتایج تجربی آنان، نشانگر همبستگی ضعیفی میان این دو گروه رتبه‌بندی به عمل آمده می‌باشد . به بیان دیگر شرکت‌های برتر منتحب بورس، لزوما دارای رتبه‌های بالاتر از حیث نسبت‌های سودآوری نمی‌باشند.
2-6-2- رتبه‌بندی شرکت‌ها از نظر کیفیت افشا و اطلاع رسانی مناسب
رتبه‌بندی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، براساس وضعیت اطلاع‌رسانی آن‌ها از نظر قابلیت اتکا و به ‌موقع بودن ارسال اطلاعات محاسبه می‌شود.
معیار به‌موقع بودن بر اساس زمان ارسال اطلاعات توسط شرکت (پیش‌بینی‌های درآمد هر سهم، صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای حسابرسی‌نشده، صورت وضعیت پرتفوی، اظهارنظرهای حسابرس نسبت به پیش‌بینی درآمد هر سهم اولیه و شش‌ماهه و صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای شش ماهه، صورت‌های مالی حسابرسی‌نشده و شده پایان دوره مالی و برنامه ‌زمانبندی پرداخت سود سهامداران) در مقاطع تعیین‌شده در دستورالعمل افشای اطلاعات و با لحاظ کردن میزان تاخیر در ارسال اطلاعات، مورد محاسبه قرار می‌گیرد.
علاوه بر موارد فوق، میزان نوسانات و تغییرات در پیش‌بینی‌های ارسالی و هم‌چنین تفاوت‌های میان مبالغ پیش‌بینی شده و عملکرد واقعی حسابرسی شده معیار قابلیت اتکا در این محاسبات ذکر شده است.
از آن‌جا که شرکت‌های سرمایه‌گذاری براساس دستورالعمل‌های جدید، ملزم به ارائه پیش‌بینی درآمد هر سهم نیستند، لذا امتیاز مربوط به این شرکت‌ها به طور جداگانه مورد محاسبه قرار می گیرد و اطلاعات مقایسه‌ای مربوط به این شرکت‌ها تنها نسبت به سایر شرکت‌های سرمایه‌گذاری‌ ارائه می‌شود.

3-6-2- رتبه‌بندی شرکت‌ها توسط سازمان مدیریت صنعتی
در ﻛﺸﻮر ﻣﺎ اﻓﺰون ﺑﺮ رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي ﺑﻮرس، رﺗﺒﻪﺑﻨﺪي 100 ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﻲآﻳﺪ. ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺻﻨﻌﺘﻲ، هر ساله ﻓﻬﺮﺳﺖ 100 ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺮﺗﺮ را ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان IMI – 100 ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻲﻛﻨﺪ. بدین منظور در گام اول، فهرستي كه به مقايسه شركت‌ها و فعاليت‌هاي اقتصادي از بعد كلان و ملي مي‌پردازد و هدف آن ارايه تصويري از چگونگي آرايش بنگاه‌هاي اقتصادي در فضاي كسب و كار ايران است، فهرستي عمومي است. در واقع در اين فهرست تمامي فعاليت‌هاي اقتصادي اعم از خدماتي، صنعتي و … كه در مفهوم عام خود مي‌توانند رقيب يكديگر در تخصيص منابع جامعه باشند، در كنار يكديگر حضور خواهند داشت. در گام دوم، براي گزينش صد شركت برتر ايران معيار فروش مبناي انتخاب قرار می گیرد. رقم فروش در مورد كليه شركت‌ها رقم فروش خالص و در مورد بانك‌ها و موسسات مالي جمع درآمد مشاع و غيرمشاع است . در گام بعد اين شركت‌هاي منتخب از زواياي مختلف با شاخص‌هاي متعددي كه در ادامه اشاره مي شود، مورد مقايسه قرار می‌گیرند.
با توجه به عموميت فهرست IMI-100 و وجود انواع شركت هاي توليدي و خدماتي شركت كننده در اين طرح، جهت همگن كردن رقم فروش اين شركت‌ها، در مورد اكثر شركت‌هاي توليدي و خدماتي رقم فروش خالص آن‌ها منظور مي‎شود، در مورد بانكها از مجموع درآمدهاي مشاع و غيرمشاع آن‌ها استفاده مي‎گردد و مجموع درآمدهاي بيمه‎اي و درآمد حاصل از سرمايه‎گذاري‎ها نيز در مورد شركت‌هاي بيمه‎اي لحاظ مي‎شود.
پس از گزينش و رتبه‌بندي شركت‌ها براساس شاخص‌ “حجم فروش”، اين شركت‌ها براساس شاخص‌هاي ديگري مقايسه و رتبه‌بندي مي‌شوند. اين شاخص‌ها عبارتند از: 

جدول2-2 شاخص‌های رتبه‌بندی شرکت‌ها توسط سازمان مدیریت صنعتی
عنوان دسته بندی
شاخص‌ها
شاخص‌های اندازه و رشد شرکت
فروش، رشد فروش، فروش سرانه، ارزش افزوده، دارایی، رشد دارایی، تعداد کارکنان، رشد اشتغال
شاخص‌های سودآوری و عملکرد
سودآوری،رشد سود، بازده فروش، بازده دارایی، بازده ارزش ویژه، گردش دارایی، نسبت مالکانه
شاخص‌های صادرات
صادرات، صادرات سرانه
شاخص‌های نقدینگی
نسبت جاری، نسبت خالص وجوه ناشی از عملیات به فروش، نسبت خالص وجوه ناشی از عملیات به سود عملیاتی
شاخص‌های بدهی
نسبت بدهی، نسبت پوشش هزینه بهره
شاخص‌های بازار
ارزش بازار، بازده بازار حقوق صاحبان سهام، نسبت P/E، P/B

در تحليل آمار و نتايج رتبه‎بندي ارايه‌شده از شركت‌ها لازم است به مواردي كه ممكن است به دليل شرايط خاص اقتصاد ايران، به عنوان اقتصادي در حال توسعه، ايجاد شود توجه كافي صورت گيرد.
در اقتصاد ايران، مانند بسياري از اقتصادهاي در حال توسعه، قيمت‌ها منعكس‌كننده تمامي واقعيات اقتصادي نيستند. وجود يارانه‌هاي مختلف، دخالت‌هاي دولت در كنترل قيمت‎ها و مواردي از اين قبيل، موجب انحراف قيمت‎ها مي‎شود و لذا قيمت‎ها قادر نيستند وضعيت واقعي رشد يك شركت را نشان دهند. مثلاً رشد فروش يك شركت در يك اقتصاد سالم نشان دهنده افزايش قيمت محصول فروش رفته و مقدار عددي محصولات فروخته شده است. از آن‌جا كه افزايش قيمت اساساً ناشي از افزايش كيفيت محصولات توليدي است، در اين صورت افزايش فروش، نشان‌دهنده رشد واقعي و سالم اين شركت‎ها است. در حالي‌كه در اقتصاد ايران بخشي از تغيير قيمت‌ها يا ناشي از وجود بازارهاي انحصاري و يا ناشي از دخالت‌هاي دولت در تعيين قيمت محصولات شركت‎هاي توليدي است. بنابراين، بايد در مقايسه فروش شركت‌ها و رتبه‌بندي آن‌ها از نظر فروش اين مقوله را در نظر داشت.
مشكل انحرافات قيمتي نه تنها مشكل فهرست IMI-100 است، بلكه در هر نوع آمار اقتصادي خود را نشان مي‌دهد. حساب‌هاي ملي، سبد مصرف خانوار، بودجه دولت، و آمارهاي مشابه همه انحرافات قيمتي را در خود دارند و لذا به تمامي واقعيت‌هاي اقتصادي را منعكس نمي‌كنند. طبيعي است كه با كاهش دخالت‌هاي دولت و آزاد شدن تجارت، قيمت‌ها به سمت شفافيت و سلامت بيشتري حركت خواهند كرد.
به دليل سابقه تورمي كشور در سال‌هاي گذشته، مقايسه جمع كل دارايي‌هاي ثابت شركت‌ها و محاسبات مربوط به آن بايد با احتياط لازم صورت گيرد. از آنجا كه شركت‎ها بر اساس قيمت‌هاي تاريخي دارايي‌هاي ثابت خود را در دفاتر ثبت كرده‌اند و تاريخ سرمايه‌گذاري شركت‌ها با يكديگر متفاوت است، در اين صورت دارايي‌ها و نسبت سود و فروش به دارايي‌ها تمامي واقعيت را منعكس نمي كند. با توجه به اين مطلب ضروري است كه در استفاده از شاخص‌هاي مرتبط با ميزان دارايي‎هاي شركت در بررسي‌ها و تحقيقات اقتصادي، به اين مسئله توجه شود.

7-2- افشای اطلاعات
1-7-2- تعریف افشا
افشا در لغت به معنی آشکار کردن اطلاعات به مفهوم وسیع کلمه است. طبق فرهنگ لغت کُهلر50(1387) افشا عبارت است از نمایش واضح یك واقعیت یا یك وضعیت در ترازنامه و یا در صورت‌های مالی دیگر و یادداشتهای همراه آنها و یا در گزارش حسابرسی.
افشای مالی، مفهومی انتزاعی است که به طور مستقیم قابل اندازه‌گیری نیست و از ویژگیهای خاصی نیز برخوردار نمی‌باشد که بتوان شدت و یا کیفیت آن را به راحتی اندازه‌گیری نمود (والاس و ناصر51،1994)
هندریكسن و ونبردا52(1385) معتقدند که افشا در حسابداری نسبت به حالت کلی، دارای معنای محدودتری است یعنی در حالی که در سطح کلی، افشا را انعكاس اطلاعات تعریف می‌کنند، حسابداران آن را به معنای انعكاس اطلاعات جدید واحد تجاری در قالب گزارش‌های مالی که معمولاً به طور سالیانه تهیه میشوند، در نظر می‌گیرند.
هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی ایران نیز در این مورد به شرح زیر اظهارنظر کرده است:
بكارگیری مبانی مختلف در اندازهگیری ارزش عناصر حسابداری، شناسایی درآمد به انحای گوناگون، وجود مبانی مختلف برای مقابله هزینه ها با درآمد و تنوع رویه های حسابداری، افشای رویه های حسابداری و توضیحات دیگری را لازم می سازد که توصیف رویدادهای اقتصادی را کامل و ارقام صورت‌های مالی را شفاف و گویا کند.
اما تعریف ساده ای که میتوان از افشا به عمل آورد عبارت است از انتقال و ارائه اطلاعات اقتصادی اعم از مالی و غیر‌مالی کمی یا سایر اشكال اطلاعات مرتبط با وضعیت و عملكرد مالی شرکت. این افشا در صورتی که به واسطه یك منبع مقرراتی وضع کننده قوانین الزامی شده باشد افشای اجباری گفته می‌شود و در صورتیكه افشای اطلاعات تحت تاثیر قوانین خاص نباشد اختیاری تلقی می‌شود (حساس یگانه و پژنگ، 1388). هم چنین افشا بیانگر ارائه حداقلی از اطلاعات در گزارش‌های شرکت است به نحوی که بتوان به وسیله آن ارزیابی قابل قبولی از ریسک ها و ارزش نسبی شرکت به عمل آورد و کاربران اطلاعات را در این زمینه یاری نمود (بلکویی2000، اسوه انساه 1998، به نقل از پژنگ).
در مطالعه تحقیقاتی شماره 1 (ARS 153) افشا به عنوان یکی از مفروضات بنیادی دستوری مطرح شده است تا از گمراهی استفاده‌کنندگان گزارش‌های مالی جلوگیری کند.
از آنجا که کمّی کردن مفهوم افشای کافی برای استفاده‌کنندگان گزارش‌های مالی مقدور نیست، نمیتوان تعریف دقیقی نیز از آن ارائه کرد. هیئت استانداردهای حسابداری مالی نیز تعریفی برای مفهوم افشا ذکر نكرده، اگرچه در برخی از بیانیه ها در مورد آن بحث شده است.
مفهوم افشا، به اطلاعات مالی مربوط در متن و همراه با صورت‌های مالی، شامل روش‌های بكار گرفته شده در تهیه صورت‌های مالی اشاره دارد. افشای اطلاعات همراه با و خارج از متن صورت‌های مالی شامل موارد زیر است:
1- تهیه و گزارش صورت‌های مالی مكمل نظیر صورت‌های مالی تورمی.
2- افشای اطلاعاتی که نمیتوان آنها را در متن صورت‌های مالی گزارش کرد، از طریق یادداشت‌های همراه صورت‌های مالی،
3- افشای رویدادهای با اهمیت بعد از تاریخ صورت‌های مالی ازطریق یادداشت‌های همراه،
4- پیش‌بینی عملیات سال آینده،
5- و تجزیه و تحلیل مدیریت از عملیات در گزارش‌های سالانه (شباهنگ، 1381).
هندریكسن معتقد است برای آنكه بتوان اطلاعات مناسب (و قابل قبول)افشا کرد باید به پرسش‌های زیر پاسخ داد:
1- اطلاعات مالی برای چه کسانی افشا می‌شود؟
2- هدف از افشای اطلاعات مالی چیست؟
3- چه میزان از اطلاعات لازم است افشا شود؟
همچنین تصمیمگیری در مورد شیوه افشای اطلاعات و زمان انتشار آنها اهمیت زیادی دارد، زیرا روش و زمان افشای اطلاعات میتواند بر مفید بودن این اطلاعات اثر بگذارد ولی در مقایسه با تعیین زمان افشای اطلاعات روش افشای اطلاعات اهمیت کمتری دارد.
2-7-2- اهداف افشای اطلاعات
هدف از افشا در گزارشگری مالی ارائه اطلاعات لازم برای نیل به مقاصد زیر است:
الف- ارزیابی عملكرد واحد تجاری
ب- قضاوت در مورد چگونگی استفاده واحد تجاری از منابع موجود
ج- پیش‌بینی روند سودآوری واحد تجاری در آینده
بنابراین اطلاعاتی که از طریق گزارش‌های مالی ارائه می‌شود باید مربوط، مناسب و کامل باشد. در افشای اطلاعات مالی باید نیازها و خواسته‌های سرمایه‌گذاران اصلی، مؤسسات سرمایه‌گذاری و تحلیل‌گران مالی مورد توجه قرار گیرد. این واقعیت که کلیه سرمایه‌گذاران برای ارزیابی خطرات نسبی سرمایه‌گذاری در هریك از واحدهای تجاری به اطلاعات مالی نیاز دارند نیز باید در افشای اطلاعات مزبور مورد توجه قرار گیرد. هرچند اعتباردهندگان و اُرگانهای دولتی برای دستیابی به اطلاعات اضافی جهت تامین نیازهای خود معمولاً قدرت و امكانات لازم را دارند، با این وجود در ارتباط با افشای اطلاعات مالی، آنان نیز باید به عنوان گروه‌های استفاده‌کننده صورت‌های مالی در نظر گرفته شوند (عالیور، به نقل از حساس یگانه و پژنگ، 1388).
54AICPA اهداف افشای کافی را به صورت زیر بیان نموده است:
تهیه اطلاعات مفید برای سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان به منظور پیش‌بینی، مقایسه و ارزیابی جریانهای وجه نقد ورودی بر حسب مبلغ، زمان و ریسك مربوطه.
تهیه اطلاعات برای استفاده‌کنندگان از نظر ایجاد، مقایسه و ارزیابی توان سودآوری شرکت.
تهیه اطلاعات سودمند برای قضاوت در مورد توان مدیریت در بكارگیری موثر منابع شرکت در راستای دستیابی به اهداف اصلی.
تهیه اطلاعات مفید برای فرایند پیش‌بینی.
گزارش در زمینه آن دسته از فعالیت‌های موثر شرکت بر جامعه که باید مورد تشخیص، تفسیر و اندازه‌گیری قرار گیرد.
افشای اینگونه اطلاعات نقش اجتماعی شرکت را نشان میدهد.
3-7-2- چه اطلاعاتی لازم است افشا شود؟
پاسخ به این پرسش که چه اطلاعاتی لازم است افشا شود به این امر بستگی دارد که بتوان استفاده‌کنندگان مربوطه، نیازهای آنها، سطح پیچیدگی و از همه مهمتر توانایی آنها را در پردازش اطلاعات با توجه به ریسك های ناشی از اضافه بار اطلاعات که در سایه گسترش داده ها به وجود می آید، تعیین کرد. اسكینر55توجه خود را به برخی از موضوع هایی معطوف میکند که نیاز به افشای کامل دارند:
1- شرحی مفصل از روش‌ها و رویه های حسابداری، به ویژه هنگامی که برای کاربرد روش حسابداری نیاز به قضاوت فردی است و زمانی که روش مزبور برای واحد حسابداری جنبه خاصی دارد یا زمانی که میتوان از روش‌های مختلف حسابداری استفاده کرد.
2- اطلاعات اضافی برای کمك به تجزیه و تحلیل سرمایه‌گذاری برای نشان دادن حقوق گروه های مختلف که نسبت به واحد گزارش کننده ادعاهایی دارند.
3- تغییر در سیاست ها یا روش‌های حسابداری نسبت به سال قبل از نظر کاربرد و اثر این تغییرها.
4- دارایی ها، بدهی ها، هزینه ها و درآمدهای حاصل از معامله برای طرف هایی که توان اعمال کنترل دارند یا با مدیران و مقامات ارشد که با واحد گزارش کننده روابط ویژه دارند.
5- دارایی ها، بدهی ها و تعهدات احتمالی.
6- مبادلات مالی یا غیرعملیاتی که پس از تاریخ ترازنامه انجام می‌شوند بر وضعیت مالی واحد اقتصادی، بدان‌گونه که در صورت‌های مالی پایان سال ارائه شده است، اثر مهمی‌دارند ( بلكویی56،2000).

4-7-2- چه میزان اطلاعات لازم است افشا شود؟
پاسخ به این پرسش ، تنها به خبرگی استفاده‌کننده از گزارش‌های مالی بستگی دارد. نظر هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB57) در این زمینه چنین است:
“افشای اطلاعات باید برای کسانی که قدرت فهم فعالیت‌های تجاری و اقتصادی را دارند و مایلند که این اطلاعات را با جدیت تمام مطالعه کنند قابل درك باشد”
افشای مناسب و کامل، مفاهیمی مثبت دارند. افشای مناسب بر این مبنای اخاقی دلالت دارد که باید با کلیه استفاده‌کنندگان بالقوه در ارتباط با افشای اطلاعات مالی یكسان برخورد شود. افشای کامل حاکی از ارائهی کلیه اطلاعات مربوط، به گونهای است که صورت‌های مالی، تصویر کاملی از فعالیت‌ها و رویدادهای مالی واحد تجاری را نشان دهد (هندریكسن و ونبردا،1992). به هر حال، اطلاعاتی که برای سرمایه‌گذاران و سایرین با اهمیت است باید به نحو مناسب، کافی و کامل افشا گردد تا در تصمیم‌گیری آنان مفید واقع شود.
به طور کلی می توان گفت اگر حذف اطلاعات معینی باعث گردد که صورت‌های مالی گمراه کننده شود افشای آن اطلاعات ضروری است.
برخی بر این باورند که شرکت‌ها تمایل ندارند تا اطلاعات مالی اضافی افشا کنند مگر اینكه از جانب دولت یا حرفه حسابداری تحت فشار قرار گیرند. آنها بیمیلی شرکت‌ها در افشای اطلاعات اضافی را در قالب پرسشنامه های تحقیقاتی که شرکت‌ها ارائه کرده اند، توجیه می‌کنند.
در مورد افزایش میزان اطلاعاتی که باید افشا گردد، انتقاداتی مطرح شده است که به شرح زیر مورد بحث قرارمی‌گیرد:
افشای اطلاعات میتواند رقبا را نسبت به وضعیت نامساعد واحد تجاری آگاه کند. در پاسخ به این ایراد میتوان گفت که رقبا معمولاً اطلاعات مورد نیاز خود را میتوانند از منابع مختلف کسب کنند.
افشای کامل اطلاعات مالی ممكن است به عنوان وسیله ای جهت تقاضای افزایش حقوق و دستمزد توسط اتحادیه‌ها مورد استفاده قرار گیرد. واقعیت این است که افشای کامل معمولاً جو کلی در مورد این گونه تقاضاها را بهبود می‌بخشد.
غالباً ادعا شده است که سرمایه‌گذاران و سایر استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی مفهوم رویه‌ها و روش‌های حسابداری که بخشی از افشا محسوب می‌شود را درك نمی‌کنند و بنابراین افشای کامل به جای اینكه آگاه کننده باشد گمراه کننده خواهد بود. این ادعا نیز از پشتوانه کافی برخوردار نیست، زیرا تحلیل‌گران مالی و مدیران شرکت‌های سرمایه‌گذاری، عموماً از حسابداری آگاهی دارند و سایر سرمایه‌گذاران نیز یا از اطلاعات مالی تحلیل شده منتفع میشوند و یا قادرند از طریق مطالعه گزارش‌های مالی، اطلاعات مورد نیاز خود را تحصیل کنند.
انتقاد دیگری که مطرح است این است که امكان دارد سایر منابع اطلاعاتی موجود بتوانند اطلاعات مالی و مورد نظر سرمایه‌گذاران را با هزینه کمتر از اطلاعاتی که از طریق صورت‌های مالی بدست می‌آیند ارائه کنند.
عدم آگاهی از نیازهای سرمایه‌گذاران و اتكای فزاینده به منابع اطلاعاتی نیز دلیلی برای افشای محدود اطلاعات مطرح شده است. با توجه به وجود مدل‌های تصمیم‌گیری و سرمایه‌گذاری و اتكای بیشتر بر واسطه های مالی نمیتوان این دلیل را نیز یك عامل محدودکننده برای افشا تلقی کرد(هندریكسن و ونبردا، 1992).
هیئت تدوین اصول حسابداری (APB58) در شكل دهی به معیارهای افشای مناسب اطلاعات، پیشنهاد کرده است که علاوه بر ترازنامه و صورت سود و زیان، افشای جداگانه مؤلفه های مهم مربوط به سرمایه در گردش، ارائه ی یادداشت‌های همراه به منظور تحقق افشای اطلاعات کافی، اطلاعات مربوط به مبانی ارزیابی دارایی‌های اصلی، بدهیهای احتمالی، تعهدات اساسی بلندمدت، تغییرات در اصول و رویه های آتی و همچنین ارائه صورت‌های مالی تلفیقی در صورتیكه یكی از شرکت‌های عضو گروه به طور مستقیم یا غیر مستقیم دارای بیش از 50 درصد سهام منتشره شرکت باشد نیز باید صورت پذیرد (نوری فرد،1377).
8-2- اصل افشای کامل
در حسابداری توافق نظری عمومی و کلی بر این که داده های حسابداری باید به صورت “کامل”، “مطلوب” و “مناسب” افشا شوند؛ وجود دارد. افشای “کامل” ایجاب میکند تا صورت‌های مالی به گونه ای طرح ریزی و تهیه شوند که تصویری دقیق از رویدادهای اقتصادی که برای یك دوره بر واحد اقتصادی اثر گذاشته‌اند، در برگیرنده اطلاعاتی کافی باشند تا برای یك سرمایه‌گذار معمولی مفید واقع شوند و موجب گمراهی خواننده نگردند.
به صورتی آشكارتر، اصل”افشای کامل” بدین معنی است که هیچ اطلاعات مهمی که مورد علاقه و توجه یك سرمایه‌گذار معمولی باشد نباید حذف یا پنهان شود. از طریق ضوابط مختلف افشای اطلاعات که به وسیله اظهارنظرهای کارشناسی هیئت اصول حسابداری آمریكا ارائه می‌شود و ضوابطی که کمیسیون بورس و اوراق بهادار منتشر می‌کند، این اصل بیشتر تقویت می‌شود.
به هر حال “افشای کامل” یك بیان کلی، گسترده و بی انتهاست که پرسش‌های زیادی را بی جواب می‌گذارد و باعث می‌شود که تفسیرهای متفاوت ارائه گردد.
نخستین پرسش اینكه، مقصود از افشای “کامل” ، “مطلوب” و “مناسب” چیست؟ از واژه “مناسب” چنین استنباط می‌شود که حداقل مجموعه ای از اطلاعات باید افشا شود؛ “مطلوب” مفهوم محدودیت اخلاقی به خود می گیرد و مشخص می‌کند که باید از نظر استفاده‌کننده رفتاری منصفانه و معقول داشت؛ و “کامل” به معنی این است که باید به صورت کامل و جامع ارائه شوند. یك موضوع یا دیدگاه پذیرفته‌شده دیگر این است که باید “مطلوب” را به عنوان هدف اصلی تلقی کرد و بین افشای “کامل” و “مناسب” نوعی تعادل برقرار نمود. از این رو در بیانیه شماره4 هیئت اصول حسابداری با عنوان “ارائه مطلوب طبق اصول پذیرفته‌شده حسابداری” چنین ابراز شده که زمانی اطلاعات به صورت “مطلوب” ارائه می‌شود که:
بین نیازهای متضاد برای افشای جنبه های مهم وضعیت مالی و نتایج عملیات طبق جنبه های متعارف از یك سو و از سوی دیگر خاصه کردن حجم های بزرگی از دادهها و قرار دادن آنها در قالب تعداد انگشت شماری از سرفصلهای صورت‌های مالی و یادداشتهای پیوست، نوعی توازن مناسب بدست آمده باشد (بلكویی، 2000).
9- 2- تئوری الزامات افشای شرکت و گزارشگری مالی
در بررسی و ارزیابی نتایج اقتصادی الزامات افشا و گزارشگری مالی، توجه به اثرات خرد (در سطح شرکت) و کلان (در سطح بازار) حائز اهمیت است. اثرات این الزامات در سطح شرکت به این دلیل دارای اهمیت است که تلاقی هزینه ها و منافع افشای داوطلبانة شرکت را نشان می‌دهد، یعنی آیا این الزامات برای شرکت سودمند است یا نه؟ به عبارت دیگر مشخص می‌کند آیا ارزش شرکت را افزایش می‌دهد؟ با این حال صرفاً وجود خالص منافع برای افشای داوطلبانه به منظور توجیه اجباری کردن افشا کافی نیست؛ زیرا شرکت‌ها اکنون نیز برای افشای داوطلبانه اطلاعات، انگیزه کافی دارند (راس، به نقل از حساس یگانه و پزنگ، 1388).
به عبارت دیگر هرگاه منافع مختص شرکت بیشتر از هزینه های آن گردد نمیتوان به آسانی نتیجه گرفت که نیازمند تدوین قوانین و الزامات است. متاسفانه، در بحث و جدل های پیرامون الزامات افشا و گزارشگری مالی، اغلب به گونه‌ای نادرست به منافع افشای داوطلبانه در سطح شرکت اشاره می‌شود در حالیكه باید به منافع تجمعی الزامات تمرکز گردد. به هر حال، اثرات افشای شرکت همچنان می‌تواند در مباحث پیرامون قوانین و مقررات، سودمند باشد اگر:
1- از ماهیت و شكل منافع و هزینه ها آگاه باشیم،
2- بدانیم که افشای اجباری چگونه می‌تواند به طور متفاوتی شرکت را تحت تاثیر قرار دهد،
3- بتوانیم پیش‌بینی کنیم که کدام شرکت‌ها تمایل دارند استراتژی‌های طفره آمیز در پیش بگیرند و یا ممكن است له یا علیه الزامات پیشنهاد شده که اثرات متمایز خود را بر شرکت گذاشته است لابی تشكیل دهند.
اثرات کلان (در سطح بازار( افشا )در هنگام نبود قواعد و مقررات افشا) سودمند است زیرا هزینه و منافعی را شامل می‌شود که شرکت‌ها ممكن است نادیده بگیرند و یا هنگامیكه قصد افشای اطلاعات را دارند، آن را به طور کامل درونی سازی نكنند. اطلاع از این اثرات کلان و برون سازی آن، زمینه هایی را برای شناسایی منافع و هزینه های مقرراتگذاری و اجبارِ شرکت‌ها به گزارشگری مالی و افشا فراهم میآورد.
10-2- دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات شرکت‌های ثبت شده نزد سازمان بورس اوراق بهادار
در اجرای بندهای 11 و 18 مادة 7 و مادۀ 45 قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران، مصوب آذرماه 1384 مجلس شورای اسلامی، این دستورالعمل در 3 فصل، 21 ماده و 9 تبصره در تاریخ 3/5/86 به تصویب هیئت مدیرۀ سازمان بورس و اوراق بهادار رسید.
این دستورالعمل، حداقل الزامات را در رابطه با شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران نشان میدهد. ناشران موظف هستند اطلاعات موضوع این دستورالعمل را در مهلت تعیین شده و در فرم های مشخص شده از طرف سازمان بورس، به صورت الكتریكی با کاغذی در سربرگ رسمی خود به سازمان ارسال و جهت اطلاع عموم منتشر نمایند.
بخش ها و بندهای مهم و موارد افشای اطلاعات مطابق دستورالعمل مذکور به صورت خلاصه شرح داده می‌شود و متن کامل این دستورالعمل در پیوست 2 ارائه می گردد.
1-10-2- فصل اول- تعاریف و اصطلاحات
این فصل به بیان اصطلاحات و تعاریف آن از جمله تعریف واژگان ناشر بورسی، ناشر غیربورسی، ناشر بازار خارج از بورس، افشا، افشای فوری، اطلاعات مهم، شایعه، مقررات و کنترل می پردازد.
2-10-2- فصل دوم- کلیات
این فصل کلیاتی در رابطه با موارد، ضرورت ها و روش‌های افشاء ذکر می‌کند.
3-10-2- فصل سوم- موارد افشاء
این فصل در سه بخش کلی به شرح ذیل تشریح شده است.
1-3-10-2- بخش اول: گزارش‌ها و صورت‌های مالی سالانه و میاندوره ای
– ناشر بورسی مكلف است گزارش‌ها و صورت‌های مالی زیر را مطابق استانداردهای ملی و یا فرم‌هایی که توسط سازمان ارائه می‌شود، ظرف مهلت های مقرر تهیه و افشا نماید.
2-3-10-2- بخش دوم: مجامع عمومی
در این بخش وظایف ناشر در قبال مجامع عمومی تشریح می گردد. برخی از بندهای مهم بیان می گردد.
– ناشر موظف است زمان، تاریخ، محل تشكیل و دستور جلسة مجامع عمومی را در روزنامه های کثیرالانتشار و سایت اینترنتی خود درج و مراتب را حداقل 10 روز قبل از برگزاری مجماع افشا نماید. دستور جلسه مجامع عمومی باید صریح و واضح باشد. موضوعات مهم از قبیل انتخاب اعضای هیئت مدیره، انتخاب حسابرس و بازرس قانونی، تقسیم سود و اندوخته ها و تغییر موضوع فعالیت، باید مشخصاً در دستور جلسه قید شود و قابل طرح در بخش”سایر موارد” نمی‌باشد.
– در صورتی که افزایش سرمایه در اختیار هیئت مدیره بوده و دستور جلسة هیئت مدیره تصویب اجرای افزایش سرمایه باشد، ناشر موظف است حداقل 10 روز قبل از تاریخ برگزاری جلسة هیئت مدیره، مراتب را افشا و علاوه بر افشای فوری تصمیمات اتخاذ شده، حداکثر ظرف 3 روز کاری پس از برگزاری مجمع، متن صورتجلسة مورد تایید اعضای هیات مدیره را افشا نماید.

3-3-10-2- بخش سوم: اطلاعات مهم
– ناشر موظف به افشای فوری اطلاعات مهم می‌باشد. برخی از مصادیق اطلاعات مهم به شرح زیر است:
الف – رویدادهای مؤثر بر فعالیت، وضعیت مالی و نتایج عملکرد ناشر
ب – تصمیمات و شرایط مؤثر بر ساختار سرمایه و تأمین منابع مالی ناشر
ج – تغییر در ساختار مالکیت ناشر
د – سایر اطلاعات مهم مؤثر بر قیمت اوراق بهادار ناشر و تصمیم سرمایه‌گذاران

11-2- دستورالعمل اجرايي “نحوه گزارش‌دهي دارندگان اطلاعات نهاني”
دستورالعمل اجرایی نحوه گزارش‌دهی دارندگان اطلاعات نهانی، در اجرای تبصره 2 ماده 46 قانون بازار اوراق بهادار در جلسه مورخ 11/10/86 توسط هیئت مدیرة سازمان بورس و اوراق بهادار به تصویب رسید. برخی از بندهای مهم این دستورالعمل در اینجا بیان می گردد. متن کامل این دستورالعمل در پیوست 3 ارائه می‌شود.
– شخص گزارش‌دهنده” مکلف است، اطلاعات مورد نظر از جمله اطلاعات معاملات اوراق بهادار به شرح “فرم‌های شمارة 1 و 2” این دستورالعمل را ظرف مهلت‌های مقرر در این ماده به اطلاع سازمان بورس و اوراق بهادار و شرکت بورس اوراق بهادار تهران برساند.
– شرکت مکلف است فهرست”اشخاص گزارش‌دهنده” را مطابق “فرم شمارة 3” به سازمان بورس و اوراق بهادار و شرکت بورس اوراق بهادار تهران گزارش دهد. هرگونه تغییر در فهرست مزبور باید ظرف یک هفته اطلاع داده شود.
– مسئولیت صحت اطلاعات گزارش شده برعهده “شخص گزارش‌دهنده‌ای” است که ذیل فرمهای مربوطه را امضا می‌نماید.

12-2- آیین نامه انضباطی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس (مصوب شورای بورس مورخ 18/10/84)
این آیین نامه در چهار قسمت به شرح ذیل تنظیم گردیده که متن کامل آن در قسمت پیوست 4 ارائه شده است.
الف) وظایف شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس در ارتباط با مجامع عمومی
ب) وظایف شرکت‌ها در ارتباط با تهیه صورت‌های مالی
ج) وظایف شرکت‌ها در ارتباط با سهامداران
د) ضمانت اجرایی
13-2- شفافیت اطلاعات
1-13-2- ماهیت شفافیت گزارشگری در متون مالی
در نگاهی کلی، شفافیت یعنی دستیابی گسترده به اطلاعات مربوط و اتكاپذیر در خصوص عملكرد دوره‌ای، موقعیت مالی، فرصت‌های سرمایه‌گذاری، راهبری شرکتی و ریسك شرکت‌های تابعه (بوشمن و اسمیت59،2003). اما از دیدی دقیقتر، شفافیت عموماً به سه دسته تقسیم می‌شود؛
1. تعریفهای مبتنی بر ذینفعان اطلاعات
2. تعریفهای مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی،
3. شفافیت از ابعاد قانون (طاهری، 1389).
دسته اول: تعریف های مبتنی بر ذینفعان اطلاعات
ویش وانات و کافمن60(1992) بر این باورند که شفافیت یعنی افزایش جریان به موقع و اتكاپذیر اطلاعات اقتصادی،اجتماعی و سیاسی که در دسترس همه ذینفعان مربوط باشد. در نقطه مقابل آن، نبود شفافیت در اطلاعات به مفهوم ممانعت از دسترسی به اطلاعات صحیح و یا ارائه نادرست اطلاعات یا ناتوانی بازار از کسب اطمینان نسبت به کفایت و مربوط بودن کیفیت اطلاعات ارائه شده تعریف شده است.
دسته دوم: تعریفهای مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی
فلورینی61(1999) شفافیت را به عنوان افشای اطلاعاتی به وسیله شرکت‌ها که برای ارزیابی عملكرد و انجام وظیفه پاسخگویی ضروری است، بر شمرده است. وی معتقد است شفافیت ابزاری است برای تسهیل فرایند ارزیابی عملكرد شرکت‌ها.
“تاکید بر حق دسترسی به اطلاعات با در نظر گرفتن حریم هر دو طرف تهیه‌کننده و استفاده‌کننده و امكان ارزیابی عملكرد شرکت‌ها با استفاده از این اطلاعات، در تعریفهای فلورینی برجسته‌تر شده است و دیدگاه مسئولیت پاسخگویی عمیقتری در بر دارد” (تجویدی، 1387).
به واقع، شفافیت ارتباط تنگاتنی با پاسخگویی دارد و علت وجود تقاضا برای شفافیت این است که بازار، شرکت‌ها را بابت سیاست‌ها و عملكردشان مسئول میداند.
دسته سوم: شفافیت از ابعاد قانون
بُعد سوم از شفافیت در حوزه مسئولیتهای قانونی است، زیرا شرکت‌ها به منظور اجرای دو رویكرد فوق توسط دولت و مراجع قانونگذار، ملزم به پایبندی به الزامات افشا و شفاف سازی اطلاعات هستند. مجموع تعریفهای شفافیت نشان می‌دهد که وجه مشترك آنها، کیفیت در اطلاعات خروجی است (طاهری، 1389).
2-13-2- نقش شفافیت در گزارشگری مالی
بر اساس چارچوب مفهومی گزارشگری مالی، اطلاعات مالی باید دوجنبه مربوط بودن و اتكاپذیری را داشته باشد .اما کیفیت اطلاعات در خصوص شفافیت، بیشتر از دیدگاه افشای اطلاعات مناسب و به موقع است (مدهنی62،2009).
افشا به مفهوم انتشار اطلاعات است، اما عكس العمل حسابداران نسبت به اصل افشا چندان که باید، جالب نیست. امروزه افشای اطلاعات تنها محدود به اطلاعات مالی در چارچوب گزارش‌های مالی نیست، بلكه شرکت‌ها معمولاً دسته ای از اطلاعات غیر‌مالی را نیز با هدف اثرگذاری بر تصمیم های استفاده‌کنندگان افشا می‌کنند63.
شفافیت یكی از عوامل مهم اثرگذار بر جذابیت شرکت برای سرمایه‌گذاران و به عنوان یكی از عناصر اصلی در چارچوب نظام‌های راهبری شرکتی است. میزان شفافیت بسته به تمایل و توان مدیریت برای تصحیح هرگونه تمایزهای آگاهی دهنده برای مشارکت‌کنندگان بازار است.
در درازمدت، بازارهای سرمایه تنها از طریق استقرار یك محیط اطلاعاتی شفاف پیشرفت خواهند کرد. در این محیط، شفافیت اطلاعات مالی نقشی انتقادی دارد. به واقع، شرکت‌هایی که در تحقق استانداردهای شفافیت ناتوانند، ریسك زیادی دارند که اعتبار مدیران آنها را تحت الشعاع قرار میدهد. در این حالت، این شرکت‌ها با کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران و سهامداران مواجه خواهند بود که منجر به زیان بازار سرمایه و کاهش جایگاه اعتباری شرکت و کاهش نقدشوندگی در بازار خواهد شد(صادقی،1391).
از طرفی دیگر مدهنی (2009) معتقد است که مزایایی با اهمیت در افشای داوطلبانه برای ایجاد یك سیستم شفاف وجود دارد. افشای داوطلبانه اطلاعات وگزارشگری مالی شفاف در درازمدت به شرکت‌ها کمك میکند تا مزایای رقابتی ایجاد کنند.
بوشمن و همكاران (2001) یك طرح ارزیابی برای شفافیت شرکتی ایجاد کردند که در قیاس با شاخصهای شفافیت مورد استفاده در سایر بررسی‌ها، جامع‌تر بود. آنها شفافیت را در سه طبقه اندازه‌گیری کردند؛
اندازه‌گیری کیفیت گزارشگری شرکت شامل حجم، اصول ارزیابی، به موقع بودن و قابلیت اعتبار افشای شرکت‌ها (یعنی کیفیت حسابرسی)
اندازه‌گیری حجم به دست آوردن اطلاعات خصوصی شامل تحلیل و رواج جدول های ترکیبی سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های تجاری داخلی، و
اندازه‌گیری کیفیت اطلاعات شامل ارائه و مالكیت خصوصی یا عمومی رسانه ها با هدف اطلاع رسانی و حضور در اذهان عمومی.

14-2- آیا شفافیت همیشه مطلوب است!؟
استیگلیتز64(1999) استدلال میکند که کل جامعه شفافیت بیشتر و باز بودن را ترجیح میدهند. از نظر مفهومی هم در اقتصاد اطلاعات عنوان می‌شود که اطلاعات بهتر، به تخصیص منابع و افزایش کارآیی در اقتصاد کمك می‌کند. افشای اطلاعات مالی به سرمایه‌گذاران در ارزیابی بهتر شرکت‌ها کمك میکند و فرآیند تصمیم‌گیری با آگاهی بیشتر و ابهام کمتر صورت می‌گیرد که نتیجه آن سرازیر شدن سرمایه به سمت مولّدترین استفاده آن خواهد بود که در نهایت منجر به کارآیی تخصیصی در بازار می‌شود و حاصل نهایی آن افزایش رشد و کارآیی برای کل جامعه است (حساس یگانه و پژنگ، 1388).
عدم شفافیت چه سیاسی و چه اقتصادی برای جامعه مضر است. در سیستم دموکراتیك باید امكان ارزیابی و قضاوت سیاستهای دولت فراهم باشد که عدم شفافیت باعث تضعیف این امر می‌شود و امكان سودجویی برای کسانی فراهم میگردد که به اطلاعات بهتر و شفافتری دسترسی دارند. مضرات اقتصادی پنهان کاری (عدم شفافیت) به هم خوردن تعادل بین ریسك و بازدهی است. زمانی که اطلاعات شفاف در دسترس همگان نباشد افراد غیرآگاه با ریسك بیشتر بازدهی کمتری خواهند داشت و برعكس، که نتیجه آن جابه جایی ثروت بین عدهای اندك است و عملاً ثروت تولید نمی‌شود. بارزترین زیان عدم شفافیت، “فساد” است که بر سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی اثرات منفی دارد. از سوی دیگر ممكن است شفافیت با برخی ارزش های اجتماعی و منافع قدرتمندان سیاسی در تضاد باشد.
افشای اطلاعات با تلاش شرکت‌ها برای حفظ مالكیت اطلاعات و حریم شخصی آنان در تضاد است. خصوصاً در شرایطی که افشای اطلاعات تهدیدی برای شهرت سازمانها، سهم بازار یا نفوذ سیاسی آنها باشد، به هیچ وجه مطلوب نخواهد بود. تعیین حد مطلوب افشای اطلاعات کاری بسیار مشكل است. از نظر اقتصادی حد بهینه افشای اطلاعات محل تقاطع دو بردار عرضه و تقاضای اطلاعات است که مشكل اصلی یافتن نقطه تعادل این دو بردار است. افزایش تقاضا برای نوع خاصی از اطلاعات باعث با ارزش شدن آن می‌شود. باید در نظر داشت که افشای حد معینی از اطلاعات محرمانه که به تصمیمات و برنامه های آتی شرکت‌ها ضرری وارد نكند، باعث افزایش شفافیت و کمك به اتخاذ تصمیمات بهینه می‌شود که در نهایت به نفع کل بازار است. از سوی دیگر ایجاد جوّی برای اعتماد سرمایه‌گذاران(بالقوه و بالفعل) به شرکت‌ها، از طریق مكانیزم هایی مختلف مانند فرهنگ‌سازی ورود به بازارهای مالی به نحوی که مدیران شركتها اجازه سوءاستفاده و تقلب و فساد را به خود ندهند و یا تصویب مقررات به شدت سختگیرانه در برابر شرکت‌های خطاکار، منجر می‌شود که بردار تقاضا برای اطلاعات به سمت کسب همه اطلاعات محرمانه حرکت نكند (همان).
15-2- اصول گزارشگری شفاف
شرکت‌هایی که اصول گزارشگری و افشای شفاف اطلاعات را رعایت می‌کنند در اصل بر افشای به موقع، درست، کامل و با کیفیت که پاسخگوی ذینفعان باشد، اقدام کرده اند. گزارشگری و افشای شفاف باید موارد زیر را شامل شود (علوی، 1390):
نتایج مالی و عملیاتی شرکت: صورت‌های مالی حسابرسی شده و گزارش‌های سالانه مدیریت نشان‌دهنده این مطلب است که عملكرد و وضعیت مالی شرکت مورد استفاده وسیع بسیاری از استفاده‌کنندگان است.
اهداف شرکت: علاوه بر اهداف تجاری، امروزه بسیاری از شرکت‌ها تشویق شده اند که اطلاعات مربوط به اهداف استراتژیك، رسالت و ماموریت خود را افشا کنند.
سهامداران عمده و میزان سهام دارای حق رای: یكی از حقوق اساسی سرمایه‌گذاران آگاهی درباره ساختار مالكیت واحد تجاری، حقوق آنها و همچنین حقوق سایر مالكان است. از این رو شرکت‌ها باید این اطلاعات را برای آگاهی بیشتر سرمایه‌گذاران و استفاده‌کنندگان افشا کنند.
اطلاعاتی درباره اعضای هیات مدیره: افشای اطلاعات مدیران شرکت‌ها شامل صلاحیت و واجدالشرایط بودن آنها، مدارك تحصیلی و تخصص، فرآیند انتخاب، عضویت در سایر شرکت‌ها و استقلال آنها مورد مطلوب بسیاری از استفاده‌کنندگان است.
معاملات بااهمیت: یكی از اطلاعاتی که برای بازار اهمیت دارد آگاهی از این مطلب است که آیا شرکت میتواند به فعالیت خود ادامه دهد یا خیر (تداوم فعالیت). وجود قراردادهای معاماتی با اهمیت نشان‌دهنده تداوم فعالیت است. از این‌رو نیاز است که این قراردادها از طرف مدیریت افشا شود.
6. پیش‌بینی و شناسایی مخاطرات: افشای مخاطراتی از قبیل ریسك خاص صنعت، شرایط محیطی، ریسك بازار مالی، ریسك مربوط به اقام خارج از ترازنامه و ریسك ناشی از شرایط جغرافیایی منطقه‌ای که عملیات اصلی شرکت آنجا صورت می‌گیرد.
7. ساختار نظام راهبری بنگاه: اطلاعات مربوط به ساختار نظام راهبری بنگاه، خط و مشی آن، کارکردها، عملكرد و همچنین سیستم کنترلی که توسط آنها اجرا می‌شود مورد توجه بسیاری از استفاده‌کنندگان است.
در صورتی که مدیریت، ساختار عنوان شده در بالا را در افشای اطلاعات در نظر بگیرد میتوان گفت که افشای اطلاعات شفاف بوده و مدیریت پاسخگوی پاسخ خواهان بوده است. با این وجود میزان شفافیت اطلاعات ارائه شده دارای سطوح متفاوتی است که در ادامه به آن پرداخته شده است.
16-2- سطوح شفافیت
گزارش‌های ارائه شده توسط مدیریت دارای سطوحی از شفافیت است. نیلسن و مادسن65 سطوح مختلفی از شفافیت در شرکت را به شرح زیل بیان میدارند (علوی، 1390):
1. شفافیت در گزارش‌های ارائه شده
در این سطح میزان شفافیت واحد تجاری در ارتباط با محیط تجاری و بازار سرمایه مدنظر است. در این حالت تمرکز بر تولیدات واقعی واحد تجاری است. یعنی اعداد حسابداری توانایی انعكاس ارزشهای تاریخی و واقعی فعالیت‌های صورت گرفته توسط واحد تجاری را داشته باشد. شفافیت در این سطح از پیچیدگی های زیادی برخوردار است. در این حالت شفافیت میتواند به عنوان انتظارات و استراتژی اصلی شرکت باشد. در این باره مدیران شرکت، تنظیم کنندگان استاندارد، دانشگاهیان، تحلیل‌گران و سرمایه‌گذاران هریك ساختار شفافیت را به گونه ای متفاوت می بینند.
تصور بر این است که افشای داوطلبانه گزارش‌های مالی تمام عملكرد و فعالیت‌های واحد تجاری را پوشش میدهد. تحقیقات بازار سرمایه نشان میدهد که شرکت‌ها در بهبود افشا و ارائه شفاف تر اطلاعات می کوشند، به همین منظور سطح تحلیلی صورت‌های مالی را افزایش داده تا هزینه های سرمایه ای را کاهش دهند و به نیاز استفاده دکنندگان صورت‌های مالی که ارائه هرچه بیشتر اطلاعات است پاسخ دهند تا آنها را به سرمایه‌گذاری در شرکت و تخصیص بهینه منابع جذب کنند.
مجموعه اطلاعات شفاف به ایجاد رابطه بین سازمان و بازار سرمایه و گزارش‌های مالی سنتی، به ارزش ذاتی و رشد بازدهی شرکت کمك میکند و همچنین گزارش‌های تجاری و گزارش‌های مدیریتی سریعترین روش برای مطلع کردن سرمایه‌گذاران از طرح‌های آینده مدیریت است که این امر به نوبه خود موجب ارزش‌آفرینی برای واحد تجاری می‌شود و این به شفافیت و ارائه صادقانه اطلاعات وابسته است. تنها مشكلی که وجود دارد تعیین میزان شفافیت و صداقت در ارائه گزارش‌هایی است که به عقیده نیلسن و مادسن بسته به اهداف متمایزی است که افراد دنبال می‌کنند. برای مثال شفافیت در سیستم سازمانی از شفافیت عملكرد و از شفافیتی که سهامداران به دنبال آن هستند دارای درجات و مقادیر متفاوتی است.
شفافیت اطلاعات و پاسخگو بودن یك شرکت تنها نسبت به سرمایه‌گذاران نیست، بلكه نسبت به کل جامعه است. به عنوان مثال گزارش‌های حسابداری محیط زیست و مسوولیت‌های اجتماعی کیفیت گزارش‌های شرکت را افزایش داده و اثبات میکند که حتی در نظام مالی سرمایه‌داری و در میان اصول ارگانی و سازمانی هم میتوان عدالت اجتماعی را ایجاد کرد.
به عبارت دیگر اطلاعات شفاف و پاسخگو بودن شرکت در جامعه دو فایده دارد:
1. گزارش اقدامات اجتماعی شرکت صورت می‌گیرد.
2. نسبت به اینكه چه کارهایی نباید صورت بگیرد هشدار داده می‌شود.
شفافیت در این سطح به معنی افشای پی در پی اطلاعات نیست، بلكه شفافیت افشای مناسب اطلاعات است و شفافیت نقطه اشتراك بین عرضهکننده اطلاعات، استفاده‌کننده اطلاعات و تنظیم کننده گزارش‌ها و اطلاعات برقرار میکند.
2. شفافیت در افشای اطلاعات عمومی
شفافیت را میتوان از طریق نزدیك کردن گزارش عملكرد شرکت به گزارش عملكرد مدیریت به دست آورد؛ زیرا بر اساس گزارش‌های مدیریتی بهتر میتوان نحوه عملكرد را اندازه‌گیری و بررسی کرد. ارائه نشدن اطلاعات عمومی همراه با نداشتن توانایی پیش‌بینی است؛ زیرا این مسئله آگاهی نداشتن سرمایه‌گذاران را در رابطه با انتظارات رشد و افزایش فناوری شرکت به همراه می آورد و ارائه جزئیات عملكردهای آتی و قراردادن اطلاعات داخلی و افشای اطلاعات عمومی به سرمایه‌گذاران باعث افزایش ارزش سهام شرکت در بازار می‌شود.
اطلاعات عمومی علاوه بر اطلاعات مالی، اطلاعات غیر‌مالی و اطلاعات فرعی را شامل می‌شود و در برخی موارد طرح‌ها و برنامه‌های آتی واحد تجاری را در بر می‌گیرد. این قبیل اطلاعات در تصمیم‌گیری بهتر برای سرمایه‌گذاران و مدیران شرکت بسیار مفید و موثر است اما آنچه سرمایه‌گذاران به دنبال آن هستند دسترسی به اطلاعاتی در رابطه با تصمیمات آتی واحد تجاری است که در ایجاد جریانات نقدی آتی واحد تجاری و در نحوه تصمیم‌گیری آنان نیز موثر است. همچنین، این اطلاعات در روابط خارجی واحد تجاری هم میتوان مفید واقع شود. عنصر اصلی در ارائه همه نوع اطلاعات مالی و غیر‌مالی، اصلی و فرعی در واقع شفافیت و شفاف سازی هر چه بیشتر است. به عبارت دیگر بهبود و افزایش گزارش‌های شرکت در گرو افشای همه نوع اطلاعات است و ایجاد شفافیت در چارچوب گزارش‌های عمومی به انواع گزارش‌های داخلی مدیریت نزدیك است.
3. شفافیت در گزارش‌های مدیریتی
بین افشای زیاد و به تبع آن هزینه افشا و افشای اندك اطلاعات، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. در دیدگاه اول بحث هزینه- منفعت مطرح است؛ زیرا ممكن است از افشای زیاد که هزینه‌های فراوانی دارد، منافع کمی حاصل شود. در بعد دیگر مساله افشای کم مطرح است که البته مطلوب سرمایه‌گذاران و سهامداران نیست. اما آنچه اهمیت دارد قدرت اثرگذاری اطلاعات افشا شده است.
از این رو بعضی از حسابداران عقیده دارند که شفافیت اطلاعات یعنی افشای اطلاعات مالی و غیر‌مالی موجب ارزش‌آفرینی برای شرکت می‌شود. به اعتقاد آنها این حق استفاده‌کننده صورت‌های مالی است که از تمام اطلاعاتی که موجب افزایش ارزش واحد تجاری می‌شود مطلع باشند. برخلاف آنان رابرتز66 اعتقاد دارد که افشای همه نوع اطلاعات فقط برای مدیریت است آن هم در جهت تصمیم‌گیری، کنترل و اداره کردن سازمان است و برای جبران این افشا نشدن میتوان از گزارش‌های مدیریت به عنوان یك جایگزین مناسب استفاده کرد.
در شرایط بازار رقابتی نیز این تفكر بهتر است؛ زیرا بسته به تصمیم مدیر، شرکت متحمل هزینه غیرمستقیم افشاسازی همه نوع اطلاعات در بازار نمی‌شود؛ هرچند که مساله پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری مدیر در این افشا نشدن کامل به چالش کشیده می‌شود.

17-2- محدودیت‌های افشای اطلاعات و افزایش شفافیت
به رغم همه استدلال‌هایی که در ارتباط با پذیرش شفافیت بیشتر وجود دارد، شرکت‌ها تمایلی به افشای داوطلبانه همه اطلاعات مربوط به خود را ندارند. ویشوانات و کافمن (1999) دلایل آن را هزینه های مرتبط با جمع آوری، پردازش وافشای اطلاعات، وجود منافع مرتبط با افشا نكردن و وجود پدیده عوامل خارجی67 برشمرده‌اند که درباره آنها توضیحاتی به اختصار ارائه می‌شود.
جمع آوری، طبقه بندی و افشای اطلاعات، نیازمند تلاش، زمان و منابع مالی است. طبیعی است که شرکت‌ها بسته به میزان در دست داشتن این سه عامل تا جایی اطلاعات را افشا می‌کنند که هزینه‌ها و منافع نهایی افشا برابر شود. از سوی دیگر، چون اندازه‌گیری دقیق و عینی این هزینه‌ها و منافع مشكل است، اغلب شرکت‌ها در جهت افشای کمتر از حد کامل68 حرکت می‌کنند (صمدی، 1389).
در صورتی که تاثیرگذاری و تاثیرپذیری متقابل استراتژیك بین شرکت‌ها وجود داشته باشد، افشای اطلاعات بیشتر سبب از دست دادن مزیت رقابتی آنها می‌شود و سودآوری شرکت‌ها کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی قوانین سختگیرانه مرتبط با افشا در جهت افزایش شفافیت مطلوب نیست و شرکت‌ها به دنبال راه‌هایی برای افشا نكردن یا افشای کمتر خواهند بود (همان).
پدیده عوامل خارجی زمانی ایجاد می‌شود که از اطلاعات افشا شده یك شرکت برای ارزش‌گذاری شرکت دیگری استفاده شود، طوری که باعث همبسته شدن ارزش این شرکت‌ها به یكدیگر گردد (پارسائیان، 1386). در صورت آگاهی شرکت‌ها از این امر، انگیزه‌ای برای افشا و بنابراین شفاف‌سازی کمتر از حد کامل به وجود می‌آید. با فرض وجود چنین دلایلی، شرکت‌ها انگیزه کافی برای افشا نكردن یا افشای کمتر از حد مطلوب متقاضیان دارند و در نتیجه سازوکار بازار آزاد نمی‌تواند حد بهینه افشای اطلاعات را تعیین کند و بازار به سمت کاهش شفافیت سوق می‌یابد. بنابراین نقش نهادهای قانونگذار در الزامی کردن افشای اطلاعات و افزایش شفافیت اطلاعات ارائه شده، برجسته می‌شود. با اینكه قوانین ومقررات لزوماً منجر به بهینه شدن میزان شفافیت در بازار نمیشوند، ولی با توجه به محدودیت‌های پیشگفته و اینكه اطلاعات حسابداری ماهیت کالای عمومی را دارد، نیاز به نهادهای قانونگذار برای الزامی کردن تهیه و انتشار اطلاعات، منطقی به نظر می رسد. علاوه بر این، چون اطلاعات کامل حتی در بهترین شرایط هم به ندرت تولید می‌شود، نیاز به الزامات قانونی وجود دارد.
به اعتقاد ویش وانات و کافمن (1999)حداقل از سه راه میتوان به شفافیت رسید؛
بهبود ساز وکارهای (مقرراتی- قانونی) مرتبط با افشای بیشتر و بهبود رویه‌های حسابداری به نحوی که کیفیت و قابلیت اتكا اطلاعات را تقویت نماید،
طراحی سازوکارهای ایمنی برای محدود کردن خطر اخلاقی از طریق افشای بیشتر، و
ایجاد نهادهای قانونگذار و سیاست‌گذار برای پرداختن به مشكلات اجتناب ناپذیر اطلاعاتی در بازارهای مالی.
18-2- افشای الزامی یا داوطلبانه؟
مطالعات متعددی دست‌آوردهای اقتصادی افشای اختیاری را مورد آزمون قرار داده‌اند. این مطالعات استدلال می‌کنند که به طور بالقوه شرکت‌ها با افشای اختیاری گسترده از سه طریق بر روی بازده سرمایه اثر می‌گذارند که این سه طریق عبارتند از:
بهبود نقدینگی سهام در بازار سرمایه
کاهش هزینه سرمایه
افزایش تعداد تحلیل‌گران مالی
ولی هندریكسن و ونبردا با توجه به پژوهش ها و شواهد مشاهده شده بیان می‌کنند که شرکت‌ها تمایل چندانی به افزایش میزان افشای اطلاعات مالی ندارند، مگر اینكه از سوی حرفه حسابداری یا دولت، مجبور شوند. آنها عنوان می‌کنند که پژوهش‌ها، عدم تمایل شرکت‌ها را برای افزایش افشا اطلاعات مالی به دلایل ذیل می دانند:
افشای اطلاعات باعث می‌شود که شرکت‌های رقیب از وضع نامطلوب آنها آگاه شوند و این به ضرر سهامداران است.
گفته می‌شودکه اتحادیه‌های کارگری پس از کسب اطلاعات در مورد دستمزدها بهتر می توانند چانه بزنند.
اغلب ادعا می‌شود که سرمایه‌گذاران نمی‌توانند رویه‌ها و سیاست‌های حسابداری را درك کنند و افشای اطلاعات بیشتر موجب گمراهی و نه هدایت آنها خواهد شد.
یك دیدگاه این است که امكان دارد سایر منابع اطلاعاتی موجود بتوانند اطلاعات مالی مورد نظر سرمایه‌گذاران را با هزینه‌ای کمتر از اطلاعاتی که از طریق صورت‌های مالی به دست می‌آیند ارائه کنند.
5. نا‌آگاهی از نیازهای سرمایه‌گذاران هم دلیلی است برای محدود کردن اطلاعات و در واقع اطلاعات کمتری افشا می گردد (اسمعیل زاده مقری و احمد شعر بافی، 1388).
19-2- افشای داوطلبانه
1-19-2- اهمیت شفافیت و افشای داوطلبانه
افشای داوطلبانه، افشای اطلاعاتی فراتر از تعهدات قانونی است که به وسیله نهادهای قانونگذار تدوین شده است .افشای اطلاعات فرایند تهیه اطلاعات از شرکت گزارشگر به بازارهای مالی است. شرکت‌هایی که به طور داوطلبانه اطلاعاتی را افشا می‌کنند که به وسیله مراجع قانون گذار اجباری برای ارائه آنها وجود ندارد، برای شكل دادن توقعات مشارکان بازار تلاش می‌کنند و از این رو به واسطه افشای اطلاعات اضافی از شرایط معامله با این اشخاص منفعت می‌برند (مدهنی، 2009).
شفافیت اندك و نبود تقارن اطلاعات، رابطه ای عادی دارند. شفافیت اندك نشان می‌دهد که اطلاعات کافی برای ارتباط برقرار کردن با سرمایه‌گذار وجود ندارد. بنابراین یك عدم تقارن اطلاعاتی بین افراد مطلع و آنهایی که مطلع نیستند برقرار خواهد بود. چنین عدم تقارن اطلاعاتی منجر به صرف اطلاعات زیادی می‌شود. در یك بازار کارا، ارزش شرکت به صورت ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده با نرخ مناسب بازده تعدیل شده از لحاظ ریسك تعریف می‌شود. بنابراین هدف از افشای مالی، تهیه اطلاعات مفید برای سرمایه‌گذاران در ارزیابی به موقع بودن و قطعیت جریان‌های نقدی آینده است. اطلاعات مفید تهیه شده از طریق افشای داوطلبانه، فرایند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را بهبود می‌بخشد و سایر استفاده‌کنندگان از افشای اطلاعات شرکت را در موقعیت مناسبتری برای تخصیص منابع اقتصادی قرار می‌دهند (همان).
2-19-2- منافع افشای داوطلبانه اطلاعات
افشای اطلاعات بهتر، هماهنگی و مشارکت میان شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران را با توجه به تصمیم‌های سرمایه‌گذاری که مبتنی بر قیمت سرمایه‌گذاری است، به واسطه تعادل میان جریان‌های نقدی آینده مورد انتظار، به نرخی بالاتر، بهبود می‌بخشد. بازار سرمایه در تعیین ارزش صحیح افشای شرکت در درازمدت کارآمد است.
صرف اطلاعات، ارزش ذاتی افشای بیشتر شرکت می‌باشد. برای شرکت‌های با کیفیت افشای بالاتر، انتظار می رود صرف اطلاعات برابر با افشای اطلاعاتی معادل با افشای رقیبانی با دارایی‌ها و شرایط بازار مشابه باشد، اما برای شرکت‌های با کیفیت افشا و شفافیت پایین، این صرف اطلاعات کمتر خواهد بود.
” مهمترین مزایای افشای کامل و گزارشگری بهتر عبارتند از:
قابلیت اعتبار بیشتر مدیریت،
سرمایه‌گذاران درازمدت بیشتر،
افزایش حجم معامات تجاری،
مالكیت نهایی بالاتر،
نقدشوندگی بیشتر،
فراریت کمتر،
کاهش شكاف خرید و فروش،
تحلیل بالاتر،
دسترسی بهتر و هزینه سرمایه کمتر،
روابط بهبودیافته با انجمنهای سرمایه‌گذاری، و
قیمتهای سهام بالاتر (مدهنی، 2009).
در میان این مزایا، اعتبار مدیریت مهمترین مزیت است که پیش شرط تحقق سایر مزیت‌هاست . هنگامی که مدیریت ازجایگاه اعتباری خوبی برخوردار است، بازار، فعالیت‌های وی را مورد حمایت قرار میدهد؛ حتی اگر در کوتاه مدت تصمیم‌ها و فعالیت‌های وی منجر به کاهش سود جاری شود.
افزایش افشای داوطلبانه سبب کاهش نبود تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایه‌گذاران و افزایش نقدشوندگی سهام می‌شود. افزایش نقدشوندگی میتواند منجر به جذابیت بیشتر سهام برای سرمایه‌گذاران نهادی گردد.
امروزه شرکت‌ها بر اساس سیاستهای افشای خود مورد قضاوت قرار می‌گیرند و میتوانند سیستمهای افشای اطلاعات خود را برای سهامداران از طریق استقرار کمیته‌های افشا تقویت کنند. این کمیته‌ها محتوای اطلاعات، میزان و روش‌های افشای اطلاعات بااهمیت را تعیین می‌کنند. به طور کلی میتوان مهمترین منافع افشای داوطلبانه را در قالب طبقات زیر دسته‌بندی و تشریح کرد:
1-2-19-2- افزایش قابلیت نقدشوندگی اوراق بهادار در بازار
مزیت مستقیم افشای باکیفیت با و گزارشگری مالی، قابلیت نقدشوندگی زیاد اوراق بهادار شرکت است. شواهد حاصل از تحقیقات انجام شده بیان میدارد که مدیران بر این باورند که چنین مزیتی واقعاً وجود دارد.
گراهام، هاروی و راج گوپال69(2005)، 312نفر از مدیران شرکت‌های سهامی عام آمریكایی را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که 44% از مدیران معتقدند که “افشای داوطلبانه اطلاعات قابلیت نقدشوندگی سهام شرکت ما را افزایش می‌دهد”. با این حال، این بررسی‌ها شواهدی را در مورد میزان مزیت اقتصادی نقدشوندگی ارائه نمی‌کند، همچنین در مورد انواع، کمیّت، تكرارپذیری و کیفیت افشای داوطلبانه که برای رسیدن به تاثیر قابل اندازه‌گیری نقدشوندگی سهام لازم است نیز شواهدی ارائه نكرده اند.
لوییز و ورچیا70(2002)، در یك محیط بین المللی نمونه‌های از شرکت‌های آلمانی که به طور داوطلبانه الزامات افشای بیشتری را با تغییر اصول پذیرفته‌شده حسابداری آلمان به نظام گزارشگری بین المللی ، اتخاذ کرده‌اند، مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که در پی این تغییر شكاف قیمتی شرکت‌ها نسبت به زمانی که از اصول پذیرفته‌شده حسابداری آلمانی پیروی می‌کردند کمتر و حجم معاملاتی آنها بیشتر شد که این مطلب با این نكته سازگار است که تعهد به افشای بیشتر، خطر گزینش نادرست در بازار سرمایه را کاهش می‌دهد (حساس یگانه و پژنگ، 1388).
ولی هنوز تردیدهایی در این زمینه وجود دارد. عدم تقارن اطلاعاتی و گزینش نادرست موجب می‌شود که تعداد سهامی که سرمایه‌گذاران نا آگاه حاضر به دادوستد آن هستند کاهش یابد. هر دو اثر، نقدینگی بازار، یعنی توانایی اینكه سرمایه‌گذاران به سرعت بتوانند سهام را با کمترین هزینه و اثرگذارای کم بر قیمت بازار سهام، خرید و فروش نمایند را کاهش می‌دهد.
نوعاً تئوری‌های موجود بر پیامدهای مستقیم بازار سرمایه حاصل از فعالیت‌های افشای شرکت، تمرکز می‌کنند. این پیامدها شامل تاثیر بر نقدینگی، هزینه سرمایه و ارزشیابی شرکت است. یكی از منافع مختص شرکت، حاصل از افشا، که قویاً از جانب تئوری‌های موجود مورد حمایت قرار می‌گیرد، تاثیر بر نقدینگی بازار سرمایه است (ورچیا71،1990). این تحقیقات نشان می‌دهد که افشای داوطلبانه و ویژگی‌های حسابداری با نقدینگی بیشتر سهام شرکت‌ها رابطه دارد و این باور وجود دارد که سرمایه‌گذاران در هنگام خرید و فروش سهام کمتر نیاز به حمایت قیمتی دارند.
بنابراین میتوان اثرات افشا بر نقد شوندگی را از دو جنبه زیر بررسی کرد:
اول اینكه ارائه اطلاعات بیشتر به عموم موجب می‌شود که آگاه شدن از اطلاعات شرکت به صورت فردی برای معامله‌گران سخت‌تر و پرهزینه‌تر گردد، در نتیجه سرمایه‌گذارانِ کمتری به صورت فردی از اطلاعات مربوط به شرکت آگاهی می‌یابند که این امر احتمال دادوستد با افرادی که نسبت به عموم آگاه ترند را کاهش می‌دهد،
دوم اینكه افشای بیشتر، عدم اطمینان راجع به ارزش شرکت را کاهش می‌دهد که این امر به نوبه خود مزیت اطلاعاتی بالقوه‌ای را که یك سرمایه‌گذار آگاه ممكن است داشته باشد، کاهش می‌دهد.
2-2-19-2- کاهش هزینه سرمایه
ارتباط بین افشای داوطلبانه اطلاعات مالی و هزینه سرمایه شرکت یكی از بنیادی‌ترین ارتباطات در عرصه‌های دانشگاهی حسابداری و مالی است و درك این ارتباط همان قدر که برای ناظران بازار سرمایه مهم است برای شرکت‌ها که همان تهیه‌کننده اطلاعات برای بازار سرمایه هستند نیز قابل توجه و اساسی است. مدل‌های تئوریك بسیاری پیش‌بینی می‌کنند که افزایش در تعهد شرکت به افشای اطلاعات، رابطه ای معكوس با هزینه سرمایه دارد (ورچیا، 1990؛ لامبرت و همكاران72،2007).
ساز و کارهای زیادی وجود دارد که به وسیله آنها افزایش در افشای شرکت می‌تواند موجب کاهش هزینه سرمایه شرکت گردد. در حال حاضر، متون موجود بیشتر به برقراری رابطه بین افشا و هزینه سرمایه پرداخته‌اند و شواهد نسبتاً کمی را در مورد سازکارهای آن ارائه کرده‌اند. علیرغم اهمیّت و معقول بودن این مسئله، ماهیت این ارتباط هنوز یك سوال بدون پاسخ است. بسیاری از تحقیقات تجربی ثابت می‌کنند که شرکت‌های دارای افشای داوطلبانة وسیع، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه کمتری دارند.
شواهد حاصل از بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که مدیران دریافته‌اند که افشای داوطلبانه اطلاعات به صورت گسترده هزینه سرمایه را کاهش می‌دهد.
گراهام و همكاران (2005) دریافتند که 39% مدیران با این ادعا که “افشای داوطلبانه اطلاعات هزینه سرمایه را کاهش می‌دهد” موافق اند، در حالیكه تنها 22% از آنها با این ادعا مخالف هستند. با این وجود میزان اقتصادی تاثیر کاهش هزینه سرمایه به وسیله این تحقیقات مشخص نشده است. افزون بر این، باید به این نكته نیز توجه کرد که منافعی که تاکنون برای افشای اطلاعات مشخص شده است برای همه شرکت‌ها یكسان نیست. این محققان دریافتند که کاهش مشاهده شده در هزینه سرمایه برای شرکت‌هایی که تحلیل‌گران، قیمت سهام آنها را بیشتر پیگیری می‌کنند، بیشتر است.
عدم قابلیت نقدشوندگی و شكاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش به طور عمده هزینه های معاملات را به سرمایه‌گذارانی که انتظار دارند در یك شرایط برابر به منافع مورد انتظار خود دست یابند، تحمیل می‌کند. بنابراین نرخ بازده مورد انتظار اوراق بهادار به خاطر هزینه‌های معاملات هر دوره افزایش می‌یابد (حساس یگانه و پژنگ، 1388). بعلاوه، گزینش نادرست، تصمیمات تجاری سرمایه‌گذاران را دچار انحراف می‌کند که این امر منجر به عدم کارایی و کم بازده شدن سرمایه‌گذاری می‌گردد و بنابراین موجب تخصیص پرهزینه دارایی‌ها برای سرمایه‌گذارانی که در پی کسب منافع مورد نظر خود هستند شده و همچنین موجب افزایش نرخ بازده مورد انتظار و یا هزینه سرمایه می گردد(همان).
علاوه بر این، مشكل گزینش نادرست و هزینه های دادوستد در بازار سرمایه به زمان انتشار سهام برمی‌گردد. سرمایه‌گذاران این طور پیش‌بینی می‌کنند که هنگامیكه سهامشان را در آینده می‌فروشند با مسئله پوشش قیمت (افزایش قیمت فروش و کاهش قیمت خرید برای جبران زیان احتمالی دادوستد با سرمایه‌گذاران آگاه از اطلاعات خصوصی شرکت( مواجه خواهند شد و بنابراین قیمتی را که حاضرند برای خرید سهام در بازار اولیه بپردازند را کاهش می‌دهند(ورچیا، 1990) در نتیجه شرکت بایستی برای کسب مبلغ ثابتی سرمایه، سهام بیشتری منتشر نماید، بنابراین، عدم تقارن اطلاعاتی موجب بالا رفتن “هزینه سرمایه” نیز می‌شود.
بعلاوه، عدم تقارن اطلاعاتی و گزینش نادرست موجب می‌شود که ارزش‌گذاری سهام در بازار اولیه کمتر از ارزش ذاتی آن صورت گیرد. راك73(1986) مدلی را ارائه کرد و بوسیله آن نشان داد که گاهی اوقات شرکت‌ها برای اینكه اطمینان پیدا کنند که سرمایه‌گذاران ناآگاه نیز در بازار اولیه سهام شرکت خواهند کرد، اوراق بهادار خود را کمتر از ارزش ذاتی، قیمت گذاری می‌کنند (حساس یگانه و پژنگ، 1388).
مطابق این حدس و گمان، تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که بین تامین سرمایه خارج از شرکت و کمیّت و کیفیت افشای اطلاعات رابطه مثبت وجود دارد (فرانكل، مك نیكلز و ویلسون199974؛ هیلی، هاوتون و پالپو751995 ،؛ لانگ و لاندهولم، 2000؛ به نقل از حساس یگانه و پژنگ، 1388).
سایر تحقیقات مقطعی تلاش کردند تا به صورت مستقیم منافع کاهش هزینه سرمایه ناشی از افشای داوطلبانه بیشتر را اندازه‌گیری کنند. یكی از تحقیقات موجود، تحقیقی است که توسط بوتوسان76(1997) انجام شده است. وی شاخصی برای افشای داوطلبانه گزارش سالانه نمونه‌هایی از شرکت‌های تولیدی آمریكایی تعریف کرد و به بررسی وجود رابطه این شاخص با معیار هزینه سرمایه پیش‌بینی شده پرداخت. در تمام نمونه‌های انتخاب شده، رابطه ای معنادار بین افشای دوطلبانه و هزینه سرمایه مشاهده نكرد. اما، شرکت‌هایی که تحلیل‌گران مالی قیمت سهامشان را کمتر پیگیری می‌کردند، بین افشای و هزینه سرمایه رابطه منفی نشان دادند. این نتیجه بدست آمده دقیقاً با نتایج بدست آمده در تحقیق گراهام و همكاران (2005) مبنی بر ضعیف بودن رابطه بین افشا و هزینه سرمایه برای شرکت‌هایی که پیگیری کمی از سوی تحلیل‌گران درمورد قیمت سهامشان انجام می‌شود، در تضاد بود.
تحقیق در این زمینه توسط بوتوسان و پلوملی77(2002) ادامه پیدا کرد و نشان داد که رابطه منفی نسبتاً معنا‌داری بین هزینه سرمایه و افشا در گزارش‌های مالی سالانه وجود دارد. با این حال، آنها شواهد متناقضی ارائه کردند که نشان می‌داد هزینه سرمایه برای شرکت‌هایی که افشای داوطلبانه به موقع بیشتری انجام می‌دهند، بیشتر است و رابطه معناداری بین هزینه سرمایه و روابط سرمایه‌گذاری وجود ندارد.
سایر شواهد پیچیده در مورد هزینه سرمایه توسط هیلی، هاوتون و پالپو (1999) ارائه شد. آنها دریافتند که بازده تحقق یافته سهام شرکت‌ها در سال‌هایی که بهبودی در افشای اطلاعات ایجاد کرده‌اند بیشتر است. این یافته ها نشان داد که افشای بهتر، حقیقتاً هزینه سرمایه را افزایش می‌دهد. البته، باید به این نكته نیز توجه کرد که بازده تحقق یافته احتمالاً ملاك ضعیفی برای هزینه سرمایه شرکت است مگر اینكه برای یك دوره طولانی اندازه‌گیری شده باشد.
تئوری‌های زیادی به بررسی رابطه مستقیم بین افشا و هزینه سرمایه (ارزش شرکت) بدون اشاره به نقدینگی بازار و هزینه‌های گزینش نادرست پرداخته‌اند. برای مثال مرتون78(1987) مدلی را ارائه کرد و این طور بیان کرد که برخی سهامداران دارای اطلاعات ناقصی هستند و از همه شرکت‌های فعال در بازار، آگاهی ندارند و این امر موجب می‌شود که ریسك بازار به صورت ناقص و ناکارا بین سرمایه‌گذاران تسهیم شود. هنگامی که شرکت‌هایی که در بازار شناخته شده نیستند، دست به افشای اطلاعات می‌زنند بدین وسیله سرمایه‌گذاران را از وجود خود آگاه نموده و این امر موجب می‌شود که ریسك‌های موجود به نحو بهتری بین سرمایه‌گذاران تسهیم شود و هزینه سرمایه کاهش یابد.
این اثر احتمالاً برای شرکت‌های بزرگ و شرکت‌هایی که با پیگیری‌های زیاد سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران مواجه هستند کمتر است.
با استفاده از افشای اطلاعات، سرمایه‌های کمیاب به فرصت‌های مطمئن سرمایه‌گذاری هدایت می‌شود. این بهبود در کارآیی را می توان به عنوان یكی از نشانه‌های کاهش هزینه سرمایه برشمرد.
3-2-19-2- افزایش محتوای اطلاعاتی قیمت سهام
به طور کلی قیمت سهام جایگاه ویژه‌ای در ادبیات مالی و مباحث مربوط به بازارهای سرمایه دارد. بر طبق تحقیقات دورنو، مورك و وینگ79(2004) ثابت شد که قیمت سهام از طریق هزینه کیفیت تامین مالی، تصمیمات سرمایه‌گذاران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. کارایی قیمت سهام در اتخاذ تصمیمات درست توسط سهامداران به وسعت اطلاعات مفیدی بستگی دارد که به بازارهای مالی منتقل می‌شود.
یك سیاست افشای توسعه یافته و معتبر، ابهامات مربوط به شرکت را از طریق انتقال اطلاعات شرکت به سرمایه‌گذاران بیرونی کاهش می‌دهد (هیلی و پیلپو،2001).
نتیجتاً اصول تئوریك ثابت می‌کند که افشا میتواند به آگاهی دهندگی هر چه بیشتر قیمت سهام کمك کند، در نتیجه قیمت سهام حجم بیشتری از اطلاعات پایه ‌این شرکت را منعكس میکند. علت آن این است که در اختیار داشتن حجم بیشتری از اطلاعات شرکت از طریق افشا، باعث می‌شود که قیمت گذاری سهام با آگاهی بیشتری صورت گیرد که این امر از طریق سطوح بالای دادوستد آگاهانه میسر خواهد شد.(گراسمن و استیگلیتز801980) در تحقیقات مشابه، جین و میرس81(2006) مطرح کردند که عدم شفافیت شرکت این امكان را برای افراد درون سازمانی فراهم می‌کند تا نسبت به افراد بیرون سازمانی از اطلاعات مربوط به شرکت بیشتر آگاهی پیدا کنند که این امر تقسیم ریسك تحمیلی بین افراد درون سازمانی و برون سازمانی را متاثر خواهد کرد. در شرکت‌هایی که با عدم شفافیت مواجه هستند افراد درون سازمانی ریسك شرکت بیشتری را متحمل می‌شوند در حالیكه سرمایه‌گذاران بیرونی ریسك بازار بیشتری را متحمل می‌شوند (حساس یگانه و پژنگ، 1388). در نتیجه عدم شفافیت منجر خواهد شد که قیمت سهام اطلاعات کمتری را در مورد شرکت منعكس کند. با این حال اگر شرکت‌ها اطلاعات خصوصی خود را برای سرمایه‌گذاران بیرونی افشا کنند عدم شفافیت شرکت کاهش می‌یابد، بنابراین منجر به پراکندگی بازده شرکت شده و قیمت‌های سهام آگاهی‌دهنده‌تر میشوند. در مقابل، سیاست افشای محدود، پراکندگی کمتری برای بازده شرکت به همراه خواهد داشت و همزمانی بیشتری بین بازده سهام شرکت و بازده بازار که با ضریب تعیین از مدل رگرسیون بازار اندازه‌گیری شده است خواهد داشت (همان).
جین و میرس (2006) مطرح کردند که عدم شفافیت شرکت در سقوط بیشتر قیمتهای سهام که به صورت بازده بزرگ منفی سهام تعریف می‌شود، نقش دارد. هنگامی که عدم شفافیت برای افراد درون سازمانی این فرصت را ایجاد می‌کند که در زمانی که اخبار مربوط به شرکت خوب است در جهت کسب منافع بیشتر اقدام کنند، آنها را مجبور میکند در زمانی که اخبار شرکت بد است این شرایط را تحمل کنند. صرف‌نظر از یك مرز مشخص، افراد درون سازمانی تصمیم خواهند گرفت که همه اخبار بد را رها کنند و آن را فاش کنند و در ارزشیابی منفی قابل ملاحظه سهام شرکت شتاب می‌کنند. با این حال اگر افشا بتواند عدم شفافیت شرکت را کاهش دهد بر اساس مبانی تئوری میتوان گفت که هنگامی که شرکت به بهبود و توسعه افشا اقدام میکند چنین سقوط هایی در قیمت سهام باید نسبتاً کمتر باشد.
جین و میِرس (2006) مفاهیم عدم شفافیت شرکت‌ها را مورد آزمون قرار دادند. به طور کلی آنها دریافتند که عدم شفافیت به بیشتر شدن ضریب تعیین مدل رگرسیون بازار و سقوط بیشتر قیمت سهام کمك می‌کند.
با توجه به اینكه افشا به عنوان یك مكانیسم موثر برای انتقال اطلاعات مربوط به شرکت به سرمایه‌گذارن بیرونی مطرح است، تحقیقات انجام شده ثابت می‌کنند که یك سیاست افشای توسعه یافته (وسیع) میتواند پرهزینه باشد. اطلاعات افشا شده عمومی ممكن است توسط رقبای شرکت مورد توجه قرار گیرد و در نتیجه جایگاه رقابتی شرکت را تحت تاثیر قرار می‌دهد (ورچیا،1983).
بنابراین، تحقیقات اولیه به سطح بهینه درونی افشا که با تهاتر منافع و هزینه مرتبط با سیاست افشای توسعه یافته بدست می‌آید توجه دارند.
گراسمن و استیگلیتز (1980) عنوان کردند که تا زمانی که بدست آوردن اطلاعات پرهزینه است قیمت‌ها به طور کامل نمی تواند منعكس کننده اطلاعات باشد.
از طریق این چارچوب نظری، گراسمن و استیگلیتز(1980) دریافتند که هنگامیكه هزینه کسب اطلاعات محرمانه کاهش یابد دادوستد آگاهانه افزایش خواهد یافت. یك سیاست افشای معتبر و موثق این امكان را برای شرکت فراهم می‌کند تا اطلاعات محرمانه شرکت را به سرمایه‌گذاران بیرونی منتقل کند. سیاست افشای یك شرکت به طور موثری هزینه کسب اطلاعات در مورد آن شرکت را کاهش می‌دهد. دورنو، مورك و ینگ (2004)، با این نظریه که این کاهش در هزینه به آگاهی‌دهندگی قیمت سهام منجر خواهد شد به مخالفت پرداختند. در یك بازار مالی که انواع مختلف سهامِ دارای ریسك وجود دارد در طول یك مدت معین، اطلاعات مربوط به ارزش‌های اساسی بعضی شرکت‌ها ممكن است کم ارزش باشد، در حالیكه اطلاعات مربوط به ارزش‌های اساسی سایر شرکت‌ها می تواند با ارزش باشد.
جین و میرس (2006) ادعا کردند که عدم شفافیت بر تقسیم ریسك بین سرمایه‌گذاران درون‌سازمانی و برون سازمانی اثر میگذارد. به ویژه، عدم شفافیت ریسك شرکت را به افراد درون سازمانی منتقل می‌کند در حالیكه ریسك بازار به سرمایه‌گذاران برون‌سازمانی منتقل می‌شود.
عدم شفافیت هنگامی که خبر خوبی در مورد شرکت منتشر می‌شود، به نفع افراد درون سازمانی خواهد بود که به آنها این اجازه را می‌دهد تا سهمی از جریان نقد غیر منتظره را کسب کنند بدون اینكه توجه سرمایه‌گذاران بیرونی جلب شود. اگرچه، هنگامی که مجبورند زیان مربوط به اخبار بد را تحمل کنند عدم شفافیت می‌تواند برای افراد درون سازمانی هزینه‌بر نیز باشد.
مطابق چارچوب نظری این دو محقق، عدم شفافیت، میزان اطلاعات شرکت را که قیمت سهام می‌تواند منعكس‌کننده آن باشد تحت تاثیر قرار می‌دهد. همانطور که افراد درون‌سازمانی ریسك شرکتی بیشتری را در شرکت‌های غیر شفاف تقبل می‌کنند، افراد برون‌سازمانی سهم بیشتری از ریسك بازار را متحمل می‌شوند. در نتیجه عدم شفافیت باعث می‌شود که قیمت سهام اطلاعات بیشتری از بازار و صنعت و اطلاعات کمتری از شرکت را منعكس کند.
مفاهیم بیشتری توسط مدل جین و میرس (2006) جریان یافت. آنها به طور ویژه‌ای نشان دادند که عدم شفافیت منجر به سقوط های مكرر قیمت سهام می‌شود. علاوه بر اینكه افراد درون‌سازمانی ریسك شرکتی بیشتری را در شرکت‌های غیرشفاف متقبل می‌شوند، سهم بیشتری از ریسك مرتبط با ورود اخبار خوب و بد شرکت را نیز متحمل می‌شوند. ورود اخبار بد شرکت برای افراد درون‌سازمانی هزینه‌بر است و ممكن است به سطحی برسد که افراد درون سازمانی قادر یا مایل نباشندکه زیان‌هایی را که از جانب شرکت ایجاد شده است را تحمل کنند. در این شرایط، افراد درون‌سازمانی ممكن است که یكجا همه اخبار بد مربوط به شرکت را رها کرده و منتشر کنند و یك تجدیدنظر کاهشی در ارزش‌گذاری سرمایه شرکت منتشر می‌شود. اگر شرکت یك سیاست افشای توسعه یافته را اتخاذ کند، عدم شفافیت شرکت بایستی کاهش یابد. عدم شفافیت کاهش‌یافته شرکت منجر به سقوط کمتر قیمت سهام خواهد شد (حساس یگانه و پژنگ، 1388). بنابراین اگر عدم شفافیت شرکت به طور موثری کاهش یافته باشد، شرکت‌های دارای افشای بیشتر بایستی سقوط های کمتری داشته باشند.
در ارزیابی تاثیر افشا بر عدم شفافیت شرکت و درنتیجه تاثیر بر محتوای اطلاعاتی قیمت سهام، در می‌یابیم که سیاست افشای شرکت به طور درونی معین و ثابت است. تحقیقات اولیه ادعا می‌کردند که یك سیاست افشای توسعه یافته از طریق انتقال اطلاعات شرکت به سرمایه‌گذاران بیرونی، به شفافیت شرکت کمك می‌کند. علی‌رغم منافع ادعا شده برای یك سیاست افشای توسعه یافته، مبانی تئوری یك سطح بهینه دورنی را برای افشا پیش‌بینی می‌کند. اگر سطوح افشای افزایش یافته اطلاعات مختص شرکت، برای رقبا یا هر کسی که از لحاظ استراتژیكی با شرکت در تعامل است آشكار شود پس، چنین افشایی می‌تواند باعث شود که شرکت مزیت‌های رقابتی و یا قدرت چانه زنی خود را از دست بدهد(آدماتی و فایدرِر82،2000؛ به نقل از حساس یگانه و پژنگ، 1388). باتوجه به منافع و هزینه‌های افشا، شرکت‌ها منافع و هزینه‌های افشا را برای رسیدن به سطح بهینه افشا می‌سنجند. بر طبق این مباحث، تحقیقات اولیه ثابت می‌کند که سیاست‌های افشا در بین شرکت‌های مختلف متفاوت است و سیاست افشا با ویژگی‌های شرکت مغایرت دارد.

4-2-19-2- کاهش هزینه های ناشی از دعاوی حقوقی
خطر دعاوی ناشی از افشای ناکافی میتواند انگیزهای جهت افشای داوطلبانه به منظور کاهش هزینه‌های دعاوی حقوقی باشد (اسكینر83،1995؛ به نقل از حساس یگانه و پژنگ، 1388). بنابراین ممكن است مدیران به مدیریت زمانبندی افشای اخبار خوب و بد بپردازند. شرکت‌های با اخبار بد محتملتر است تا افشای بیشتری در قیاس با دیگر شرکت‌ها داشته باشند تا با از پیش افشا نمودن اخبار بد هزینه های حقوقی بالقوه کمتری را متحمل گردند. مدیران ممكن است اقدام به افشای داوطلبانة اطلاعاتی در خصوص پیش‌بینی‌های خود صورت داده تا بدین وسیله به سرمایه‌گذاران نشان دهند که از محیط اقتصادی شرکت آگاه اند و قادرند سریعاً نسبت به تغییرات واکنش نشان دهند.
سایر تحقیقات انجام شده بر این فرض استوار است که دعاوی حقوقی ذینفعان موجب عدم تمایل شرکت به افشای داوطلبانه اطلاعات آینده نگر شود.
بسیاری از تحقیقات اخیر شواهد پیچیده‌ای در خصوص تاثیر دعاوی حقوقی بر افشای اطلاعات به ویژه افشای اطلاعات و اخبار “بد” ارائه کردند (برای مثال، کازنیك و لو84،1997؛ و ، اسكینر، 1995 ؛ جانسن وکازنیك و نلسون85،2001، فیلد، لوری و شاو862005) تلاش کردند تا شواهد تجربی پیچیده را با رابطه بین افشای اخبار بد و دعاوی حقوقی تطبیق دهند. آن ها به وجود رابطه درونی احتمالی بین نتایج دعاوی حقوقی مشاهده شده و افشای داوطلبانه مدیریت در خصوص اخبار بد صحه گذاردند. بعد از مدل‌سازی آزمون مورد نظر به این نتیجه رسیدند که افشای اطلاعات به طور بالقوه مانع ایجاد دعاوی حقوقی می‌شود. بنابراین، با وجود تهدید ناشی از دعاوی حقوقی، افشای بیشتر اطلاعات می تواند این مزیت را برای شرکت به همراه داشته باشد که موجب کاهش هزینه های ناشی از دعاوی حقوقی پیش‌بینی شده می‌شود (حساس یگانه و پژنگ، 1388). از سوی دیگر، ممكن است مدیران با هزینه های شخصی عمده‌ای در افشای اطلاعات بد به سرمایه‌گذاران مواجه شوند. برای مثال، شاو و وایساکی87(2007)شواهدی را درخصوص ممانعت گسترده مدیران از انتشار اطلاعات بد ارائه کردند. آنها ادعا کردند که ملاحظات حرفهای مدیریتی، آنها را به نگهداری و عدم افشای اطلاعات و اخبار بد ترغیب می‌کند به این امید که شرایط تغییر خواهد کرد و می توانند اخبار بد را پنهان و دفن کنند.
3-19-2- مسائل اصلی در افشای داوطلبانه
یكی از موضوعاتی که در خصوص شفافیت و افشای اطلاعات داوطلبانه مطرح است، این است که شرکت‌ها به منظور کاهش ریسك اطلاعات، افشای داوطلبانه انجام می‌دهند؛ اما در عین حال تلاش می‌کنند از رویه‌های افشایی که حفظ آن در آینده دشوار است، اجتناب کنند. در تعیین سطح نهایی افشا، شرکت‌ها باید وزن عوامل هزینه خاص را در برابر منافع بالقوه حاصل از افشای بیشتر در نظر بگیرند. در تعیین مزایای اصلی افشای داوطلبانه،شرکت‌ها باید هزینه های اولیه سطح افشا را در نظر داشته باشند.این بدان معنی است که هزینه تهیه و انتشار اطلاعات وهزینه زیانهای رقابتی که به افشای داوطلبانه مرتبط است،بایدمدنظر قرارگیرد(مدهنی، 2009).
یكی از محدودیت‌های مهم شفافیت و افشای داوطلبانه، توازن بین منفعت و هزینه است. به موجب مفاهیم نظری گزارشگری مالی، منفعت حاصل از اطلاعات باید بیش از هزینه تهیه و ارائه آن باشد .از این رو ارزیابی منفعت وهزینه اساساً یك فرایند قضاوتی است که برای شرکت‌های بزرگ از اهمیت بیشتری برخوردار است .این هزینه‌ها برعهده شرکت هستند، اما استفاده‌کنندگان نهایی از صورت‌های مالی از آن منتفع می‌شوند و در گام دوم شرکت میتواند از منافع ثانویه و کسب مزیتهای رقابتی حاصل از افشا بهره ببرد. اما نكته مهمی وجود دارد و آن اینكه آیا افشای تمام موارد توسط شرکت سبب نمی‌شود که شرکت‌ها بسیاری از اطلاعات خاص خود را به سایر رقیبان افشا نمایند و از این رو از بُعد رقابتی، در تنگناهای ناشی از افشای اطلاعات قرار گیرند؟
برخی معتقدند افشای اطلاعات توسط شرکت‌ها به صورت کامل انجام نمی‌گیرد، زیرا مدیران نسبت به در اختیار قرارگرفتن اطلاعات خاص تردید دارند (پارسائیان، 1388). اما آنچه مشخص است، این است که شرکت‌ها بر اساس رویكردهای قانونی و پاسخگویی، خود را ملزم به انتشارکلیه اطلاعاتی که اثر مثبتی بر کارکرد بازار نیز دارد، می نمایند.
4-19-2- راهبری رقابتی شرکت و افشای داوطلبانه
در تئوری “علامت دهی88” انگیزه افشای داوطلبانه، انتقال پیام به ذینفعان است. این علامت و نشانه می تواند مزیات رقابتی ایجاد کند و صلاحیت شرکت را در بازار رقابتی افزایش دهد و ذینفعان را تشویق یا وادار به اتخاذ تصمیماتی کند که به نفع شرکت است (یگانه و پژنگ، 1388).
فكرت و همكاران89(1999) عنوان کردند که افشای داوطلبانه اطلاعات مربوط به تجزیه و تحلیل رقابتی صنعت میتواند منجر به مزیت رقابتی شود و ذینعان را ترغیب کند که تصمیماتی را اتخاذ کنند که به نفع شرکت باشد(همان). بر طبق اظهارات گاتیگنون90(1984) اگر رقبا بتوانند علائم و پیامها را زودتر از آنكه رخ دهند دریافت کنند و حدس بزنند، کارایی قابل ملاحظه ای وجود دارد. اقتصاد دانان این علائم را تحت عنوان انتقال محتوای اطلاعات تعریف کرده اند. این اطلاعات ممكن است منجر به ایجاد کیفیت بهتر شود و یا حسن شهرت ایجادکند، به خصوص شهرتی که قیمت واقعی بازار را به همراه داشته باشد (همان).
پورتر91(1980) معتقد است علامت بازار مقیاسی است که میتواند به طور مستقیم و یا غیر مستقیم نشان دهنده اهداف شرکت و وضعیت زیرساخت های شرکت باشد. این علائم شامل دو قسمت است: یكی اطلاعات افشا و بقیه عكس العمل بازار بعد از افشای اطلاعات است (همان).
بر طبق اظهارات هیل92(2002) علائم بازار رقابتی در دو مرحله قبل از افشا و زمان افشای اطلاعات ظاهر می‌شوند. این علائم می تواند به شرکت کمك کند تا اطلاعات را منتقل کند و عكس العمل بازار را برانگیزد تا از این طریق منافع شرکت تامین شود خواه عكس العمل از ناحیه رقبا باشد خواه از جانب سایر ذینفعان. نتایج حاصل از افشا بایستی منافعی را برای شرکتی که اطلاعات و یا علائمی را افشا کرده است به بار آورد. بنابراین رقبا در بازار رقابتی تشویق میشوند تا در فعالیت‌های افشا شرکت کنند حتی اگر این فعالیت‌ها بیش از الزامات مقرر شده باشد که همان افشای داوطلبانه است.
متون متعددی وجود دارد که به مطالعه افشای داوطلبانه در تحقیقات حسابداری و تحقیقات راهبری پرداخته اسات .هیلی و پالپو (2001) معتقد است مطالعاتی که به بررسی افشای داوطلبانه می پردازند از منظر عدم تقارن اطلاعات به این مقوله می نگرند. انگیزه افشای داوطلبانه این است که مدیران ارشد انتظار دارند که با ذینفعان ارتباط برقرار کنند و ارزش جاری شرکت و ارزش آتی پیش‌بینی شده را افزایش دهند. افشای داوطلبانه در واقع مجرایی است که از این طریق مدیریت ارشد میتواند علائم را به بازار انتقال دهد.
اسكینر (1995) به بررسی افشای داوطلبانه شرکت‌های پذیرفته‌شده در “نازدك93 ” پرداخت و دریافت که افشای داوطلبانه می تواند به ارتقاء قابلیت اتكا اطلاعات مالی کمك کند و رابطه معنا‌داری بین افشای داوطلبانه و عملكرد شرکت وجود ندارد.
دی94(1990) در تحقیقات خود به این مطلب اشاره می‌کند که همواره افشای اطلاعات نیازمند صرف هزینه است و این هزینه افشای داوطلبانه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. وی در مطالعات خود دریافت که افشای داوطلبانه اطلاعات از تجزیه و تحلیل هزینه-منفعت تبعیت میکند. دی وجود رابطه بین افشای داوطلبانه و سرمایه‌گذاران، مدیران و مقامات نظارتی بازار سرمایه را شناسایی کردند (دی، 1990).
وگن هوفر95(1990) به بررسی و مطالعه رابطه میان افشای داوطلبانه و رقابت پرداخت. وی در مطالعاتش ابتدا به تحلیل منابع افشای داوطلبانه پرداخت و بدین نتیجه رسید که رقبا میتوانند هزینه افشا را تحت تاثیر قراردهند. اگر هیچ اطلاعاتی راجع به افشای داوطلبانه در بازار وجود نداشته باشد رقبا می‌توانند مستقلا اقدام به وضع برنامه استراتژیك (برنامه راهبری) نمایند. در حقیقت اگر افشای داوطلبانه نادیده گرفته شود برنامه استراتژیك نمی‌تواند به طور کامل همه اطلاعات را در برگیرد و رقبا ممكن است که رفتارهای رقابتی را اتخاذ نمایند که با اهداف شرکت سازگار نباشد و حتی ممكن است که به زیان ارزش آتی شرکت باشد (حساس یگانه و پژنگ، 1388).
20-2- شاخص‌های افشای داوطلبانه
شاخص افشا به عنوان معیاری جهت اندازه‌گیری سطح افشای شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس ایجاد شده است. ساختار شاخص افشا مبتنی بر اطلاعاتی است که شركتها از طریق صورت‌های مالی سالانه خود در اختیار سهامداران قرارمی‌دهند.
این امكان وجود دارد که از طریق سایر مجاری وکانال ها از جمله تلویزیون و روزنامه برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده گردد. اما تكیه بر چنین ابزارهایی جهت تعیین افشای داوطلبانه، با مشكلات کاربردی مواجه خواهد بود. به طور خلاصه، گزارش‌های مالی سالانه مرجع اصلی شاخص افشای داوطلبانه محسوب می‌شود. زیرا اساساً این طور فرض می‌شود که یكی از ابزارهای مهم برای انتقال اطلاعات است.
هدف از تعیین شاخص افشا این نیست که تعیین شود شرکت‌ها چه اطلاعاتی را باید افشا کنند بلكه برای اهداف کنترلی و اندازه‌گیری اختلاف بین رویه های افشا در بین شرکت‌ها ایجاد شده است.
رویکرد اول: استفاده از شاخص غیر وزنی
در رویكرد اول فهرستی از موارد افشا تهیه شده سپس با مطالعه صورت‌های مالی و گزارش‌های مالی ارزشهای “صفر” و”یك” و “مورد ندارد” به ترتیب برای افشا، عدم افشا یا عدم شرایط لازم برای افشا داده خواهد شد. به عنوان مثال یكی از موارد افشای لازم، ارائه “جمع دارایی ها و بدهی های جاری ” در صورت‌های مالی است که اگر افشای این مبلغ انجام شده باشد، ارزش “یك ” در نظر گرفته شده و در صورتیكه این مبلغ افشا نشده باشد ارزش “صفر” در نظر گرفته می‌شود.
همچنین در مواردی که افشای قسمتی، متناسب با شرایط شرکت نباشد از “مورد ندارد” استفاده می‌شود .مثلاً افشای مبلغ و ماهیت معاملات با اشخاص وابسته الزامی اسات که اگر شرکتی معاملات با اشخاص وابسته نداشته باشد، افشای مبلغ چنین معاملاتی بدون معنی خواهد بود. در این صورت نبود مبلغ چنین معامله ای دلیلی بر عدم رعایت افشا نبوده و باید از ارزش “مورد ندارد” برای آن استفاده شود.
پس از ارزش‌گذاری های لازم، شاخص تحت عنوان شاخص افشای اختیاری با استفاده از رابطه زیر محاسبه میگردد. Qf = (∑_(j=1)^m▒〖d j〗)/(∑_(j=1)^n▒H j)
در این رابطه Σdj بیانگر کلیه اقلامی است که ارزش های “یك” یا “صفر” در مورد آن ها لحاظ گردیده است. به همین ترتیب در مورد هر شرکت، شاخص افشای اختیاری اندازه‌گیری شده در دامنه “صفر ” یا “یك” قرار می گیرد. از این رویكرد در تحقیق افرادی همچون والاس96 (1987) کوك97 (1992،1991،1989) احمد و نیکولس98 ،(1994) و میك و همكاران99(1995)استفاده گردیده است.
رویکرد دوم: استفاده از شاخص وزنی
رویكرد دوم نسبت به رویكرد اول مرحله اضافه تری دارد که در آن ابتدا فهرست موارد افشا استخراج می‌شود و با استفاده از نظرات افراد مختلف و طیفی از “بسیار کم” تا “خیلی زیاد” اهمیت هر قلم مشخص می گردد. در مرحله بعدی ارزشگذاری مانند رویكرد اول انجام می‌شود و تنها تفاوت آن این است که امتیازهای حاصله در ضریب اهمیت استخراج شده از نظرات افراد مختلف ضرب شده و معیار وزنی ماورد استفاده قرار می گیرد. سینگوی و دسای (1971) و بارت100(1977) در تحقیق های خود از این رویكرد استفاده نموده‌اند.

1-20-2- اقلام شاخص افشا
اقلامی که برای تعیین شاخص افشای داوطلبانه مدنظر قرار می‌گیرد با توجه به الزامات و استانداردهای حسابداری، قوانین و مقررات و فرهنگ هر کشور و موضوع تحقیق انجام شده، می‌تواند متفاوت باشد. در زیر چند نمونه از شاخص‌های به کار گرفته شده ارائه شده است:
1- چك لیستی که موسسه اس اند پی101 برای امتیاز دهی به افشای اطلاعات مورد استفاده قرار می‌دهد شاخص‌های ساختار مالکیت و حقوق سرمایه‌گذاران، شفافیت مالی و افشای اطلاعات، ساختار و نحوه عمل هیئت مدیره را شامل می‌شود که در پیوست 5 به صورت تفصیلی ارائه شده است.
2- تحقیقی تحت عنوان “ساختار مالکیت، موقعیت هیئت مدیره و افشای داوطلبانه شرکت” توسط آیو هوافنگ و جیانگو102 در سال 2007 انجام شد. اقلام افشای داوطلبانه به صورت جدولی در پیوست 6 طبقه بندی و ارائه شده است.
3- در سال 1387 تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه بین ویژگی‌های حسابداری شرکت‌ها و میزان افشای اختیاری اطلاعات مالی” توسط سنجری انجام شد که در این مطالعه از اقلام شاخص‌های افشای اختیاری که در پیوست 7 ارائه شده است، استفاده شد.

4- اسمعیل زاده مقری و شعربافی تحقیقی را تحت عنوان ” افشای اطلاعات اختیاری و ارتباط آن با نرخ بازده سهام در شرکت‌های سرمایه‌گذاری” در سال 1388 انجام دادند. اقلامی که آنان در پژوهش خود به عنوان شاخص‌های افشای اختیاری در نظر گرفتند، در پیوست 8 ارائه شده است.
21-2- استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی و نیازهای اطلاعاتی آنان
استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی به اشخاصی اطلاق می‌شود که جهت رفع نیازهای اطلاعاتی متفاوت خود از صورت‌های مالی استفاده می‌کنند. تأمین نیازهای اطلاعاتی تمام استفاده‌کنندگان توسط صورت‌های مالی امكان‌پذیر نیست ولی نیازهایی وجود دارد که برای همه استفاده‌کنندگان مشترك است. بالاخص همه استفاده‌کنندگان به نوعی به وضعیت مالی، عملكرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری علاقه‌مند هستند.
اعتقاد براین است که هرگاه صورت‌های مالی معطوف به تأمین نیازهای اطلاعاتی سرمایه‌گذاران باشد، اکثر نیازهای سایر استفاده‌کنندگان را نیز در حد توان برآورده می‌کند. به عبارت دیگر اطلاعات تهیه شده برای سرمایه‌گذاران، به عنوان یك مرجع اطلاعاتی برای سایر استفاده‌کنندگان نیز مفید است چرا که اینان می توانند اطلاعات مشخص تری را که در معاملات خود با واحد تجاری بدست می آورند با این مرجع اطلاعاتی بسنجند.
استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی و نیازهای اطلاعاتی آنها به شرح زیر است:
سرمایه‌گذاران
سرمایه‌گذاران به عنوان تأمین‌کنندگان سرمایه واحد تجاری و مشاورین آنان علاقه‌مند به اطلاعاتی در مورد ریسك ذاتی و بازده سرمایه‌گذاری های خود می‌باشند. اینان به اطلاعاتی نیاز دارند که براساس آن بتوانند در مورد خرید، نگهداری یا فروش سهام تصمیم‌گیری کنند و عملكرد مدیریت واحد تجاری و توان واحد تجاری را جهت پرداخت سود سهام مورد ارزیابی قرار دهند.

اعطاکنندگان تسهیلات مالی
اعطا کنندگان تسهیلات مالی علاقه مند به اطلاعاتی هستند که براساس آن بتوانند توان واحد تجاری را در بازپرداخت به موقع اصل و متفرعات تسهیلات دریافتی ارزیابی کنند.

تأمین کنندگان کالا و خدمات و سایر بستانکاران
تأمین کنندگان کالا و خدمات و سایر بستانكاران به اطلاعاتی علاقه مند هستند که آنها را در اتخاذ تصمیم در زمینه فروش کالا و خدمات به واحد تجاری و ارزیابی توان واحد تجاری جهت بازپرداخت بدهی های خود در سررسید، یاری رساند.
بستانكاران تجاری برعكس اعطاکنندگان تسهیلات مالی به وضعیت واحد تجاری در کوتاه مدت علاقه مند هستند مگر آنكه واحد تجاری از مشتریان عمده آنان بوده و ادامه فعالیت آنان به تداوم معاملات با واحد تجاری متكی باشد.

مشتریان
علاقه مشتریان به کسب اطلاعات در مورد تداوم فعالیت واحد تجاری است، بالاخص زمانی که رابطه آنان با واحد تجاری بلندمدت بوده یا اینكه درحد قابل ملاحظه ای به محصولات و خدمات واحد تجاری وابسته باشند.

کارکنان واحد تجاری
کارکنان و نمایندگان آنها به اطلاعاتی در مورد ثبات و سودآوری کارفرمایان خود علاقه‌مندند. اینان همچنین علاقه مند به اطلاعاتی هستند که آنها را در ارزیابی توان واحد تجاری مبنی بر تأمین حقوق و مزایا، ایجاد فرصتهای شغلی و پرداخت مزایای پایان خدمت یاری دهد.

دولت و مؤسسات دولتی
دولت و مؤسسات تابع آن در رابطه با تخصیص منابع علاقه‌مند به فعالیت‌های واحد تجاری هستند. اینان همچنین برای تنظیم فعالیت‌های واحدهای تجاری، تعیین سیاست های مالیاتی و تشخیص مالیات و نیز تهیه آمار ملی به اطلاعات نیاز دارند.

جامعه به طور اعم
آحاد جامعه به طرق مختلف تحت تأثیر واحدهای تجاری قرار می‌گیرند. به طور مثال، واحدهای تجاری ممكن است اقتصاد محلی از طریق ایجاد اشتغال و استفاده از محصولات فروشندگان محلی نقش قابل ملاحظه ای ایفا کنند. از طریق ارائه اطلاعات در مورد روندها و تحولات اخیر در رشد واحد تجاری و طیف فعالیت‌های آن، صورت‌های مالی می تواند برای آحاد جامعه مفید باشد.

سایر استفاده‌کنندگان
اشخاص دیگری که عمدتاً به ارائه انواع خدمات به استفاده‌کنندگان فوق الذکر بالاخص سرمایه‌گذاران اشتغال دارند، جهت رفع برخی نیازهای اطلاعاتی خود به صورت‌های مالی تكیه می‌کنند. اشخاص مزبور ازجمله شامل بورس اوراق بهادار، کارگزاران بورس، تحلیل‌گران مالی و پژوهشگران می باشند. (استانداردهای حسابداری ایران، نشریه شماره 160 سازمان حسابرسی).

22-2- پیشینه تحقیق
1-22-2- تحقیقات داخلی
1- ملكیان تحقیقی در زمینه “جامعیت گزارش‌های سالانه و ویژگی‌های مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده درسازمان بورس اوراق بهادار تهران” انجام داد. هدف وی از این تحقیق کمك به تدوین استانداردهایی در زمینه گزارشگری مالی در ایران بود.
ملكیان در این تحقیق چك لیستی از موارد افشا را با مطالعه و بررسی استانداردهای بین‌المللی حسابداری، نشریات سازمان حسابرسی، صورت‌های مالی نمونه سازمان بورس و اوراق بهادار، گزارش‌های موجود شرکت‌ها در ایران و قوانین تجاری ایران و با توجه به وضعیت محیط تجاری و اقتصادی تدوین کرد و این چك لیست را به صورت پرسشنامه برای سه گروه شامل اساتید حسابداری و مدیریت مالی، تحلیل‌گران مالی وسهامداران ارسال نمود و از آنها خواسته شد با توجه به اهمیت نسبی اقلام نمراتی از 1 الی 5 به آنها داده شود. پس از اخذ نتایج از هر گروه، میانگین موزون سه گروه در مورد هر قلم از موارد افشا تعیین گردید و آنگاه موارد افشای اطلاعاتی که میانگین 3 و بالاتر را داشتند را به عنوان اطلاعاتی که شرکت‌ها لازم است آنها را افشا کنند مشخص کند. لذا با توجه به پرسشنامه به دست آمده چک لیست موارد افشای اطلاعات شرکت‌ها تعدیل گردید. سپس با تطبیق پک لیست موارد افشای اطلاعات با گزارش‌های سالانه 48 شرکت از شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس که به صورت نمونه انتخاب شده بودند میزان و نحوه جامعیت افشاء شرکت مشخص گردید. اگر شرکت مورد نظر افشا را رعایت می کرد نمره 1 و در صورت عدم افشا نمره 0 منظور می شد و در مواردی که افشا در آن شرکت نمونه موضوعیت نمی داشت هیچ گونه نمره ای منظور نمی شد. برای مخاسبه نمره جامعیت از شاخص زیر استفاده گردید (ملکیان،1376).
Y = (∑▒B)/(∑▒A) (شده افشا که مواردی ستون های نمره جمع)/(شود افشا باید مواردی ستون های نمره جمع)
این تحقیق در صدد بررسی رابطه بین جامعیت گزارش‌های سالانه و ویژگی‌های مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده در سازمان بورس می‌باشد. ملکیان ویژگی‌های مالی شرکت‌ها را به دو طبقه ویژگی‌های مرتبط با ساختار مالی شامل اندازه شرکت‌ها (جمع دارایی ها) و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام شرکت و ویژگی‌های مرتبط با عملکرد مالی شامل مبلغ فروش، بازده حقوق صاحبان سهام و بازآوری تنظیم کرده بود.
نتایج حاصل از تحقیق فوق به صورت زیر خلاصه گردید:
بین اندازه شرکت (جمع دارایی ها) و افشای کامل گزارش‌های سالانه رابطه معنادار وجود دارد.
بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و افشای کامل گزارش‌های سالانه رابطه معنادار وجود دارد.
بین مبلغ فروش، حقوق صاحبان سهام و افشای کامل گزارش‌های سالانه رابطه معنادار وجود دارد.
بین نسبت سود قبل از مالیات به حقوق صاحبان سهام و افشای کامل گزارش‌های سالانه رابطه معنادار وجود ندارد.
بین سود قبل از مالیات به فروش و افشای کامل گزارش‌های سالانه رابطه معنادار وجود ندارد (ملكیان،1376).
2- نوری فرد در سال 1377 تحقیقی را تحت عنوان ” اطلاعات حسابداری و افشا در گزارش‌های مالی شرکت‌ها در ایران ” در دانشگاه دهلی انجام داد که هدف او ارزیابی جنبه های کمی و کیفی افشای اطلاعات در ایران از طریق بررسی گزارش‌های مالی سالیانه دوره 21 مارچ 1986 تا 20 مارچ 1993 بود.
وی فرضیه تحقیق خود را این چنین تدوین نمود که “ویژگی‌های شرکت اساساً افشای اطلاعات در صورت‌های مالی شرکت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد”. در این پژوهش “اندازه شرکت”، “سود ناخالص” و “ماهیت صنعت” به عنوان متغیرهای تحقیق انتخاب شدند. هر قلم داده در شاخص افشا در صورت عدم افشا امتیاز صفر و در صورت افشا در گزارش‌های سالیانه، امتیاز یک را به خود اختصاص می‌دهد. و سپس مجموع امتیازات هر گزارش سالیانه به حداکثر امتیازی را که می توان کسب کرد تقسیم کرده و حاصل درصد افشای آن شرکت را نشان می‌دهد. محقق به منظور تعیین شاخص افشا از رویکرد موزون استفاده کرده است. سرفصل‌های اصلی اقلام مربوط به افشا در این تحقیق عبارتند از: اطلاعات مربوط به نقدینگی، قدرت کسب سود و سودآوری، کارایی مدیریت، ارزیابی ارزش ویژه و مدیریت و روابط با کارکنان.
نتایج تحقیق نوری فرد به شرح زیر است:
میزان افشا در گزارش‌های سالیانه شرکت‌ها در بازار سهام تهران در طی دوره 21 مارس 1986 تا 20مارس 1993 افزایش یافته است.
رابطه بین اندازه یك شرکت (بر حسب کل دارایی ها) و عدد افشا برای مدت سال های بین 21 مارس1986 و 20 مارس 1993(1364 تا 1372 بر حسب تقویم ایرانی) مثبت و از نظر آماری معنی دار است.
رابطه بین حاشیه سود و عدد افشا در سال 1986 مثبت و از نظر آماری معنی دار تشخیص داده شده است. در سال 1993 میزان افشا با حاشیه سود به گونه ای مثبت ارتباط داشت ولی معنی دار نبود.
اندازه شرکت (برحسب کل دارایی ها) رابطه ای بهتر از حاشیه سود با میزان افشا دارد.
در سال 1986 و 1993 در میانه اعداد افشای صنایع مختلف تفاوت های معنی داری وجود نداشت. یعنی ماهیت صنعت هیچ گونه تاثیری بر میزان افشا در گزارشگری سالیانه ندارد (نوری فرد، 1377).
در این تحقیق سه عامل مورد توجه قرار گرفته است: میزان دارایی، حاشیه سود و ماهیت صنعت. از میان این عوامل می توان دریافت که میزان دارایی مهم ترین عاملی است که بر افشا تاثیر می‌گذارد.
تاثیر این متغیرهای مستقل بر افشا در 21 مارچ 1986 نسبت به 20 مارچ 1993 بیشتر بوده است. در مارچ 1986 تاثیر جمعی متغیرهای مذکور در مقایسه با 60.6 درصد مربوط به سال 1993 در حد 64.8 درصد قرار داشت. علت این امر احتمالا می تواند این باشد که در سال 1993 تمام شرکت‌های متعلق به صنایع و گروه‌های داخلی مختلف، خط مشی افشای مشابهی را پیگیری کردند. با این حال به نظر می‌رسد که این متغیرهای مستقل هنوز دارای تاثیر معنی دار هستند. زیرا اکاهش ضریب تشخیص چندان معنی دار نمی‌باشد(نوری فرد،1377).
3- در سال 1387 تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه بین ویژگی‌های حسابداری شرکت‌ها و میزان افشای اختیاری اطلاعات مالی” توسط سنجری انجام شد که در این مطالعه، بررسی تجربی در مورد ارتباط پنج ویژگی حسابداری شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار و میزان افشای اختیاری اطلاعات مالی صورت گرفته است. به منظور اندازه‌گیری کیفیت افشای اختیاری اطلاعات مالی در گزارشگری سالیانه، فهرستی از موارد افشای اختیاری با مطالعه و بررسی موارد افشای اختیاری در نظر گرفته شده در تحقیقات مشابه و با در نظر گرفتن استانداردهای حسابداری و الزامات و قوانین نافذ در امر گزارشگری اطلاعات مالی تهیه گردید. فهرست مزبور متشكل از 36 مورد اطلاعات اختیاری می‌باشد. و جهت آزمون ارتباط احتمالی کیفیت افشا با اندازه شرکت‌ها، میزان اهرم مالی، بازآوری، بازده حقوق صاحبان سهام و میزان نقدینگی با استفاده از تجزیه و تحلیل همبستگی بر روی 65 شرکت پذیرفته‌شده از بورس و اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1380 الی 1384 مورد استفاده واقع گردیده است.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌های این تحقیق نشان داد رابطه ی مثبت معنی داری (مثبت و مستقیم) بین اندازه شرکت‌ها و میزان افشای اختیاری اطلاعات مالی وجود دارد در حالی که با سایر متغیرها (اهرم مالی، بازده حقوق صاحبان سهام و میزان نقدینگی) از این حیث رابطه‌ای یافت نشد (سنجری، 1387).

4-در سال 1388، خالق در تحقیقی با عنوان “شفافیت شرکتی در ایران و عوامل موثر بر آن” ، در پی پاسخ به این سوالات بود که:
شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران تا چه میزان در ارائه اطلاعات مربوط به خود شفاف هستند؟
روند افزایش میزان شفافیت در سالهای اخیر چگونه است؟
عوامل موثر بر شفافیت کدامند و چه رابطه ای با میزان شفافیت دارند؟
محقق در پی پاسخ به سوالات مذکور فرضیات زیر را تدوین نمود:
1- اندازه شرکت با میزان شفافیت دارای همبستگی مثبت است.
2- میزان استفاده از اهرم‌های مالی با میزان شفافیت دارای همبستگی مثبت است.
3- میزان سودآوری با میزان شفافیت دارای همبستگی مثبت است.
4- بین میزان مالكیت سهامداران عمده بالای 10 درصد و میزان شفافیت همبستگی وجود دارد.
5- بین تعداد اعضای غیرموظف هیئت مدیره و میزان شفافیت همبستگی مثبت وجود دارد.
متغیرهای مستقل تحقیق شامل اندازه شرکت، نسبت اهرمی، سوداوری، تمرکز در میزان مالکیت و اعضای غیرموظف هیئت مدیره و متغیر وابسته میزان شفافیت می‌باشد. میزان شفافیت دربرگیرنده 98 معیار در سه حوزه مجزای زیر است:
شفافیت در ساختار مالکیت و حقوق مالکان (28 معیار)
شفافیت مالی و افشای اطلاعات (35 معیار)
شفافیت در ساختار هیئت مدیره و مدیریت (35 معیار)
معیارهای شفافیت و افشای مورد استفاده مشابه معیارهای اس اند پی103 برای سنجش شفافیت شرکتی است که در پیوست 5 ارائه شده است، به منظور آزمون فرضیات از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده گردید و نتایج حاصل از آزمون های آماری نشان داد که فرضیه اول در سطح معنی داری 5 درصد تایید می‌شود و 4 فرضیه دیگر در سطح معنی داری 5 درصد رد می‌شود (خالق، 1388).
5- پارچینی پارچین در تحقیقی با عنوان “رابطه بین افشای اختیاری و مدیران غیر موظف” به بررسی رابطه بین افشای اختیاری و مدیران غیر موظف پرداخت. در این تحقیق رابطه بین دو مکانیسم کنترلی ، یعنی افشای اختیاری (مکانیسم کنترل خارجی) و مدیران غیرموظف (مکانیسم کنترل داخلی)، که تقلیل دهنده مشکلات نمایندگی می باشند، مورد مطالعه قرار گرفت. به همین منظور نمونه ای از شرکت‌های تولیدی حاضر در بورس که صورت‌های مالی و گزارش فعالیت هیئت مدیره مربوط به 29 اسفند سال 1385 را منتشر کرده بودند، انتخاب و در نهایت شامل 239 شرکت گردید.
سطح افشای اختیاری، بر‌اساس شاخص‌های پیشنهادی توسط بوتوسان(1997) با اعمال تعدیلاتی تعیین می‌شوند. در مدل بوتوسان، شاخص‌های مورد استفاده از طریق گزارشات راهبری شرکتی و نیز ارقام رتبه‌بندی شرکت‌های آمریکایی استخراج شده بود. به دلیل فقدان دو مورد مذکور در ایران، و با توجه به این که سازمان حسابرسی کتابچه ای تحت عنوان فرمت نمونه گزارشگری منتشر نموده و شرکت‌ها در تهیه و گزارش اطلاعات به شاخص‌های مندرج در آن تکیه می‌کنند، این امر امکان افشای اطلاعات اختیاری در متن صورت‌های مالی را محدود نموده است. لذا برای استخراج شاخص‌های افشای اختیاری اطلاعات به گزارش فعالیت هیئت ‌مدیره شرکت‌ها اتکا گردید. شاخص‌ها پس از بررسی از نظر الزامی نبودن مطابق استانداردهای حسابداری یا قانونی در شش بخش کلی به شرح ذیل (شامل 70 شاخص) تعیین می‌شوند. پیشینه اطلاعاتی، خلاصه‌ای از نتایج تاریخی مهم، اطلاعات بخش‌ها، آماره‌های کلیدی‌غیر‌مالی، اطلاعات پیش‌بینی، بحث و تحلیل مدیریت.فشای اختیاری توسط 70 شاخص که در مطالعات قبلی نیز به کار گرفته است با اعمال تعدیلاتی تعیین گردید.
نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که مدیران غیرموظف تاثیری بر افشای اختیاری شرکت‌ها ندارد.(پارچینی پارچین، 1388).
6- سجادی و همکاران در سال 1388 ارتباط پنج ویژگی غیر‌مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران شامل اندازه شرکت، عمر شرکت، نوع موسسه حسابرسی، ساختار مالکیت و نوع صنعت با کیفیت گزارشگری مالی آنها را بررسی کردند.
فرضیات تحقیق آنها به صورت زیر تدوین شده است:
فرصیه اول: اندازه شرکت بر کیفیت گزارشگری مالی موثر است.
فرضیه دوم- عمر شرکت بر کیفیت گزارشگری مالی موثر است.
فرضیه سوم- نوع موسسه حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی موثر است.
فرضیه چهارم- ساختار مالکیت بر کیفیت گزارشگری مالی موثر است.
فرضیه پنجم- نوع صنعت بر کیفیت گزارشگری مالی موثر است.
برای اندازه‌گیری کیفیت افشای اطلاعات فهرستی از موارد افشاء با مطالعه و بررسی استانداردهای حسابداری ایران (لازم الاجرا از 1/1/1388)، قانون تجارت، قانون مالیات های مستقیم و مجموعه قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار تهران، متشکل از 155 قلم با در نظر گرفتن ملاحظات کلی تهیه شده و سپس با مطالعه صورت‌های مالی و گزارش‌های مالی، ارزش های «یک»، «صفر» و «مورد ندارد»، به ترتیب برای افشاء، عدم افشاء یا عدم شرایط لازم برای افشاء داده شد. پس از ارزش گذاری های لازم، شاخصی به عنوان کیفیت گزارشگری مالی با استفاده از رابطه QF= (∑_(j=1)^m▒dj)/(∑_(j=1)^n▒Hj) محاسبه شد.
در این رابطه ∑▒〖dj 〗 بیانگر کلیه اقلامی است که امتیاز «یک» گرفته اند و ∑▒〖Hj 〗 بیانگر کلیه اقلامی است که ارزش های « یک یا صفر» در مورد آنها لحاظ شده است. به این ترتیب در مورد هر شرکت کیفیت گزارشگری مالی اندازه‌گیری شده، در دامنه صفر تا یک قرار می گیرد. جامعه آماری تحقیق شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1385 و 1386 بوده است. نحوه اندازه‌گیری متغیرهای تحقیق در جدول 3-2 به صورت خلاصه آمده است.

جدول3-2، متغیرها و نحوه اندازه‌گیری آنها در تحقیق سجادی و همکاران(1388)
ردیف
متغیر بررسی شده
جانشین اندازه‌گیری متغیر
1
کیفیت گزارشگری مالی
نسبت اقلام افشاء شده به اقلام قابل افشاء
2
اندازه شرکت
تعداد سهام

تعداد کارکنان
3
عمر شرکت
فاصله زمانی تاریخ تاسیس تا سال های 1385 و 1386

فاصله زمانی تاریخ پذیرش تا سال های 1385 و 1386
4
نوع صنعت
درصورتیکه شرکت درطیقه صنایع غذایی، ماشین آلات و خودرو، صنایع شیمیایی و معادن فعالیت کند از عدد 1 و در غیر این صورت از عدد صفر استفاده شده است.
5
نوع موسسه حسابرسی
در صورتیکه حسابرسی شرکت توسط سازمان حسابرسی انجام شده باشد از عدد 1 و در غیر این صورت از عدد صفر استفاده شده است.
6
ساختار مالکیت
درصورتیکه مالکیت شرکت در بین عموم توزیع شده باشد ومالکیت عمده نداشته باشد ازعدد1و درغیراین صورت ازعدد0استفاده شده است.

فرضیات با استفاده از مدل‌های رگرسیونی چندگانه بررسی شد . نتایج نشان داد اندازه شرکت، عمر شرکت و نوع صنعت رابطه مثبت و معنادار و ساختار مالکیت رابطه منفی با کیفیت گزارشگری مالی دارد اما رابطه نوع موسسه حسابرسی با کیفیت گزارشگری مالی از لحاظ آماری معنادار نبود(سجادی و همکاران،1388).
7- حساس یگانه و پژنگ در سال 1388 به بررسی رابطه میان ویژگی‌های شرکت و میزان افشای داوطلبانه اطلاعات پرداختند. هدف تحقیق آنان گزارشی از میزان افشای داوطلبانه اطلاعات مالی و غیر‌مالی که عموما توسط شرکت‌های پذیرفته‌شده بورسی انجام می‌شود و هم چنین بررسی وجود رابطه بین مشخصه های ساختاری، عملکردی و بازار است.
به منظور تعیین میزان افشای داوطلبانه از شاخصی متشکل از 46 مورد از اقلام افشای داوطلبانه استفاده شد که در پیوست 9 آمده است. متغیرهای مستقل که مبنای 9 فرضیه تحقیق هستند در قالب سه طبقه از ویژگی‌های شرکت یعنی ساختاری، عملکردی و بازار قرار می گیرند. ویژگی‌های ساختاری شامل اندازه شرکت، اهرم مالی، پراکندگی مالکیت و عمر شرکت می‌باشد. ویژگی‌های عملکردی نیز شامل نسبت حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت جاری تعیین گردید. نوع صنعت و اندازه موسسه حسابرسی نیز از ویژگی‌های بازار تعریف گردیده اند.
پس از مطالعه صورت‌های مالی و گزارش فعالیت هیئت مدیره، در صورت افشا شدن هریک از موارد فوق امتیاز یک و در صورت عدم افشا امتیاز صفر تعلق می‌گیرد و در نهایت جمع امتیازهای کسب شده تقسیم به 46 ، نمره نهایی افشا به دست می‌آید.
فرضیه‌های این تحقیق به صورت زیر تدوین شده‌اند:
1- شرکت‌های بزرگ‌تر تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
2- شرکت‌های دارای اهرم بالاتر تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
3- شرکت‌هایی که پراکندگی مالکیت‌شان بیشتر است، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
4- شرکت‌های قدیمی تر تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
5- شرکت‌هایی که نسبت سود ناخالص بیشتری دارند، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
6- شرکت‌هایی که بازده حقوق صاحبان سهام بیشتری دارند، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
7- شرکت‌های دارای نقدینگی بالاتر، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
8- شرکت‌هایی که در صنایع تولیدی فعالیت می‌کنند، نسبت به سایر شرکت‌ها تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات دارند.
9- شرکت‌هایی که از موسسه حسابرسی بزرگتری برای حسابرسی صورت‌های مالی خود استفاده می‌کنند اطلاعات داوطلبانه بیشتری را افشا می‌کنند.
مدل تحقیق آنان در زیر ارائه شده است:
Y = β0 + β1 X1 + β2 X2 + β3 X3 + β4 X4 + β5 X5 + β6 X6 + β7 X7 + β8 X8 + β9 X9 + ϵ
X1 : لگاریتم ارزش دفتری کل دارایی ها 5X: حاشیه سود ناخالص
X2: نسبت بدهی 6X: بازده حقوق صاحبان سهام
X3: پراکندگی مالکیت 7X: نسبت جاری
X4: لگاریتم میزان عمر شرکت 8X: نوع صنعت
X9: اندازه موسسه حسابرسی کننده
ϵ: سایر متغیرهای اثرگذار که تقریبا صفر در نظر گرفته می‌شود.
Y: بیانگر سطح شاخص افشا است.
بررسی فرضیه‌های تحقیق، به کمک تجزیه و تحلیل رگرسیون در سال 1386 نشان می‌دهد که بین اندازه شرکت، بازده حقوق صاحبان سهام و اندازه موسسه حسابرسی با میزان افشای داوطلبانه اطلاعات رابطه مستقیم و معنادار برقرار است. از طرف دیگر بین عمر شرکت و میزان افشای داوطلبانه اطلاعات رابطه منفی و معنادار وجود دارد. سایر متغیرهای مستقل مورد بررسی در این تحقیق با میزان افشای داوطلبانه اطلاعات رابطه معنادار ندارند.
8- در سال 1389، بنی مهد و محسنی شریف مفهوم کیفیت افشای اطلاعات و برخی از عوامل تاثیرگذار بر آن را، مورد مطالعه قرار دادند. به همین منظور شرکت‌های رتبه‌بندی شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 86 که شامل 311 شرکت بود، به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب شدند. سپس با استفاده از اطلاعات مندرج در متن صوت های مالی و یادداشت های همراه به بررسی رابطه بین برخی از عوامل تاثیرگذار بر رتبه‌بندی شرکت‌های موجود در بورس اوراق بهادار نظیر اندازه شرکت، بازده دارایی‌ها، اهرم مالی، نوع حسابرس، نوع گزارش حسابرس، درصد مالکیت سهامدار عمده، نوع واحد تجاری و نوع صنعت پرداخته شد.
در پژوهش آنان با توجه به اینکه ارائه به موقع اطلاعات به سازمان بورس اوراق بهادار به عنوان عامل اصلی رتبه‌بندی شرکت‌ها از سوی این سازمان مدنظر قرار گرفته بود، از این رو متغیر وابسته، فاصله زمانی بین تاریخ تهیه صورت‌های مالی و تاریخ انجام حسابرسی درنظر گرفته شده است.
نتایج تحقیق حاکی از این است که رتبه افشاء با اندازه شرکت و نوع صنعت ارتباط معنی دار مثبت دارد. اما با نوع گزارش حسابرس و درصد مالکیت سهام رابطه معنی دار منفی دارد. هم چنین رابطه ای میان بازده دارایی‌ها، اهرم مالی، نوع حسابرس و نوع واحد تجاری با رتبه افشاء مشاهده نشد(بنی مهد و محسنی شریف،1389).
9- ستایش و همکاران در سال 1391، به بررسی تاثیر کیفیت افشا بر نقدشوندگی و هزینه سرمایه سهام عادی جاری و آتی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. آنان برای سنجش متغیر کیفیت افشاء، از امتیازهای تعلق گرفته به هر شرکت که توسط سازمان بورس و اوراق بهادار تهران و از طریق اطلاعیه “کیفیت افشاء و اطلاع رسانی مناسب” منتشر می‌شود، استفاده کردند. برای سنجش نقدشوندگی نیز از معیارهای نرخ گردش سهام، تعداد سهام مبادله شده و حجم ریالی مبادلات استفاده نمودند. یافته های بررسی 105 شرکت در دوره زمانی 1383 تا 1387 بیانگر این بود که بین اندازه شرکت و نقدشوندگی جاری و آتی آن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما رابطه معناداری بین کیفیت افشاء و نقد شوندگی جاری و آتی شرکت وجود ندارد. افزون بر این، رابطه منفی و معناداری بین کیفیت افشاء و هزینه سرمایه سهام عادی جاری و آتی شرکت وجود دارد. با این وصف، شواهدی دال بر وجود رابطه معنادار بین اندازه شرکت و هزینه سرمایه سهام عادی جاری و آتی آن مشاهده نشد(ستایش و همکاران،1391).

2-22-2- تحقیقات خارجی
1-آلن روبرت سرف104 طی تحقیقی که در سال 1961 پیرامون گزارشگری شرکت‌ها و تصمیمات سرمایه‌گذاری در آمریکا انجام داد دریافته بود که کیفیت افشای گزارشگری مالی شرکت‌ها تحت تاثیر برخی متغیرها قرار دارد. و غالبا بین متغیرهای مزبور وابستگی وجود ندارد. سرف بر اساس مطالعه فرآیند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران، بررسی ادبیات حسابداری در رابطه با تصمیم‌گیری، مصاحبه با تحلیل‌گران بورس و بررسی گزارش‌های تحلیل‌گری، شاخص‌های افشای اطلاعات در گزارشگری سالانه را مشخص کرد. موارد افشای تدوین شده توسط سرف بعدها توسط دیگر محققین مورد استفاده قرار گرفت. در واقع باید گفت وی پیشتاز تحقیقات تجربی در زمینه موضوع تحقیق می‌باشد. شاخص موارد افشای اطلاعاتی که سرف تدوین کرده و به 31 مورد محدود شده است که در پیوست 10 آمده است.

2- سینگ وی و دسای105در سال 1971 تحقیقی را تحت عنوان ” تجزیه و تحلیل تجربی کیفیت افشای اطلاعات واحدهای تجاری” انجام دادند. در واقع گزارش سالانه به سهامداران از مهم ترین اشکال افشای اطلاعات واحد تجاری می‌باشد. نمونه‌های رسیدگی توسط این پژوهشگران 100 شرکت از شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار و 55 شرکت از شرکت‌های پذیرفته نشده در بورس بوده است.
این دو محقق به منظور بررسی کیفیت افشای اطلاعات منتشر شده در گزارش‌های سالانه، لیستی از 34 مورد اطلاعات تشکیل دادند که شاخص موارد افشای آن به غیر از چند مورد اختلاف مشابه شاخص افشای تحقیق سرف بود. اطلاعات مندرج در شاخص موارد افشای تشکیل شده توسط سینگ وی و دسای بیشترین اطلاعات لازم و مهم مالی برای تصمیم‌گیری آگاهانه سرمایه‌گذاری را در بر‌ داشت در این تحقیق با استفاده از نمرات و امتیازات افشا به چند دسته تقسیم گردیده است. هم چنین به منظور معنی دار بودن رابطه بین کیفیت افشا و ویژگی‌های محتلف یک تجزیه و تجلیل چند منظوره انجام گرفت.
متغیرهای این تحقیق عبارت بودند از:
1- اندازه دارایی ها A 2- تعداد سهامداران N 3- در لیست بودن شرکت هها L 4- موسسات حرفه ای حسابرسی C 5- نرخ بازده R 6- سود نهایی E
رابطه بین شاخص کیفیت افشا ( I) و متغیرهای فوق به صورت زیر می‌باشد:
I= F (A,N,L,C,R,E)
فرض های سینگ وی و دسای در این تحقیق این است که بین متغیرهای فوق با شاخص‌های کیفیت افشا رابطه معنی داری وجود دارد.
بر اساس این تحقیق، افشای اطلاعات شرکت‌ها می تواند شكل های گوناگونی داشته باشد و گزارش سالانه به سهامداران شكل مهمی از افشای ادواری شرکت است.
این محققان با تحقیق خود به نتایج زیر دست یافتند:
شرکت‌های بزرگ نسبت به شرکت‌های کوچك از کیفیت افشای بهتری برخوردارند.
شرکت‌هایی که تعداد سهامداران بیشتری داشته باشند، از کیفیت افشای بهتری برخوردارند.
شرکت‌هایی که توسط موسسات حرفه ای CPA حسابرسی می‌شوند، نسبت به شرکت‌هایی که توسط موسسات حرفه ای کوچك حسابرسی می‌شوند از کیفیت افشای بهتری برخوردارند.
شرکت‌های با بازده حقوق صاحبان سهام ( سود خالص به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام اول دوره) بالاتر، نسبت به شرکت‌ها با بازده حقوق صاحبان سهام پایین تر از کیفیت افشای بهتری برخوردار می باشند (سینگ-وی و دسای، 1971).
3- در سال 1994، والاس وهمكاران وی در زمینه “رابطه بین جامعیت گزارش‌های سالانه شرکت‌ها و ویژگی‌های این شرکت در اسپانیا” تحقیقی تجربی انجام دادند. این محققین به بررسی گزارش‌های سالانه مربوط به 50 شرکت در دو شهر والنسیا و مادرید پرداختند.
این تحقیق دارای دو هدف عمده بود:
1- آیا اختلاف در جزئیات اقلام انتخاب شده و ارائه شده در شرکت‌های اسپانیایی سیستماتیک می‌باشد؟ و به عبارت دیگر آیا اختلاف در سطح افشا از اختلاف در ویژگی‌های شرکت‌ها ناشی می‌شود؟
2- آیا ویزگی های مرتبط با سطح افشا در مطالعه سایر کشورها در اسپانیا نیز کاربرد دارد یا خیر؟
در اسپانیا موارد افشا طبق طرح حسابداری اسپانیا در سال 1990 کمسیون ملی بورس اوراق بهادار انتخاب می‌گردد. به دلیل محدودیت، لیست موارد افشا به 16 مورد الزامی در اسپانیا محدود گردید.
به همین منظور تحقیق چک لیستی تهیه نمودند که در ان جزییات مورد انتظار از هر یک از اقلام انتخاب افشا را منعکس می‌کرد.
این چک لیست هم اطلاعات کمی و هم کیفی را ارائه می‌نماید. اطلاعات کیفی در بحث ها و تجزیه و تحلیل های مدیریتی، یادداشت های پیوست، گزارش‌های سالانه و حساب ها قابل ردیابی می‌باشند.
این محققین به بررسی گزارش‌های سالانه مربوط به سال 1991، 50 شرکت به طور نمونه که 30 گزارش مربوط به شرکت‌های لیست شده و 20 گزارش مربوط به شرکت‌های لیست نشده در بورس در دو شهر والنسیا و مادرید بوده است، پرداختند.
متغیر وابسته در این تحقیق، جامعیت گزارش‌های سالانه بوده و تحت عنوان میزان موارد افشا در گزارش سالانه تعریف شده که از 16 قلم اطلاعات تشکیل می‌شد و متغیرهای مستقل ویژگی‌های مالی بودند که به سه طبقه متغیرهای مربوط به ساختار، متغیرهای مرتبط با عملکرد که شامل نسبت نقدینگی، بازده حقوق صاحبان سهام، بازآوری ((سهامداران دسترس در خالص سود)/(خالص فروش) ) و متغیرهای مرتبط با بازار تقسیم شده‌اند.
نتایج حاصل از بررسی‌های این محققین را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
شرکت‌های نمونه با ساختار مالی پیچیده تر تمایل به ارائه میزان افشای بیشتر و با ساختار مالی ساده تر تمایل به میزان افشای کمتر در گزارش‌های سالانه خود دارند.
شرکت‌های نمونه با عملكرد (سود قبل از مالیات به حقوق صاحبان سهام و سود قبل از مالیات به فروش خالص) بالاتر و نقدینگی (دارایی جاری به بدهی جاری ) بالاتر، تمایل به افشای کمتر و بالعكس دارند.
شرکت‌های لیست شده در بورس سهام مادرید و والنسیا نسبت به شرکت‌های لیست نشده تمایل به افشای اطلاعات با جامعیت بیشتر دارند (والاس و دیگران، 1994).
4- هو و ونگ106 در سال 2001 به بررسی رابطه بین ساختار حاکمیت شرکتی و دامنه افشای اختیاری پرداختند. نتایج تحقیق ایشان نشان داد که ساختار حاکمیت شرکتی با افشای اختیاری رابطه مستقیم و درصد اعضای یك خانواده که عضو هیئت مدیره هستند با افشای اختیاری رابطه معكوس دارد (هو و ونگ، 2001).
5- لونتیس و ویتمن (2004) در تحقیقی تحت عنوان ” افشای اختیاری در بازار سهام نوظهور” به بررسی ارتباط بین 7 متغیر خاص شرکت‌ها (اندازه، اهرم، سودآوری، نقدینگی، نوع صنعت، بازده سهام و وضعیت در بورس) و سه طبقه افشای اختیاری در گزارش‌های سالانه 87 شرکت عضو بورس اوراق بهادار آتن پرداختند. این محققین اقدام به ایجاد فهرستی شامل 72 مورد اطلاعات اختیاری در سه طبقه (محیط فعالیت شرکت، مسئولیت های اجتماعی و اطلاعات مالی) نموده و جهت بررسی میزان افشای اطلاعات در گزارشگری شرکت‌ها یک شاخص ویژه افشای اختیاری ایجاد نمودند. در این تحقیق برای امتیازدهی به اقلام افشا از روش غیرموزون استفاده نمودند.

این تحقیق شامل 7 فرضیه بوده که شامل موارد زیر است:
1- افشای اختیاری ارتباطی مستقیم با ارزش بازار کل سرمایه شرکت دارد.
2- افشای اختیاری با میزان اهرم مرتبط است.
3- افشای اختیاری با میزان سودآوری مرتبط است.
4- افشای اختیاری با میزان نقدینگی مرتبط است.
5- افشای اختیاری با نوع صنعت مرتبط است.
6- افشای احتیاری به طور مستقیم با بازده سهام مرتبط است.
7- افشای اختیاری به طور مستقیم با وضعیت در بورس بودن شرکت مرتبط است.
جهت آزمون فرضیات فوق از آزمون رگرسیون خطی استفاده شده و نتایج آن نشان دهنده آن است که 35.6 درصد تغییرات افشای اختیاری توسط متغیرهای مستقل تشریح می‌گردد.
6- خالد السعید در سال 2006 در کشور عربستان سعودی تحقیقی تحت عنوان “رابطه بین مشخصه‌های شرکت و افشای اطلاعات” انجام داد. وی برای این منظور نمونه ای شامل 40 شرکت پذیرفته‌شده در بورس را به عنوان نمونه انتخاب کرد.
اقلامی که به منظور تعیین شاخص افشا مورد نظر وی بود شامل موارد زیر است:
اطلاعات راهبردی
خلاصه تاریخچه شرکت
اطلاعاتی از رویدادهایی که نتایج سال آتی شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد
نام اعضای هیئت مدیره
نام مدیران ارشد
سهامداران اکثریت
اطلاعات مربوط به انواع مختلف محصوات
اطلاعات راهبردی برای بیش از دو سال
اطلاعات مربوط به سیاست‌های تقسیم سود
اطلاعات مربوط به پروژه‌های توسعه آتی
اطلاعات مربوط به آموزش کارکنان
اطلاعات مربوط به فعالیت‌های اجتماعی و زیست محیطی
گزارش اهداف کوتاه مدت و بلندمدت
بازارهای عمده و اصلی
متوسط پاداش هر یك ازکارکنان و مدیران
سهم از بازار
رویدادهایی (مالی و غیر‌مالی) که نتایج سال جاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد
محیط رقابتی
سود پیش‌بینی شده
متغیرهای این تحقیق در سه سطح ساختاری، عملكردی و بازار به شرح زیر است:
متغیرهای ساختاری: اندازه شرکت، نسبت بدهی، پراکندگی مالكیت و عمر شرکت
متغیرهای عملكردی: نسبت حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت جاری
متغیرهای بازار: نوع صنعت، اندازه موسسه حسابرسی
نتایج آزمونهای فرضیات نشان داد که به جز اندازه شرکت، سایر متغیرها با میزان افشای اطلاعات رابطه‌ای ندارند(خالدالسعید،2006).
7- انجینر و همکاران107(2011) در پژوهش خود به بررسی رابطه شهرت شرکت و هزینه بدهی پرداختند. آنها نشان دادند که شهرت شرکت نقش مهمی در تعیین هزینه بدهی شرکت ایفا می‌کند. آنان از نمرات شهرت شرکت که هر ساله فهرست 1000 شرکت برتر در مجله فورچون منتشر می‌شود، استفاده کردند و رابطه معکوس معناداری بین شهرت شرکت و دامنه اعتباری اوراق قرضه مشاهده نمودند.. هم چنین آنان این اثر را برای شرکت‌ها با عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر را بزرگ تر یافتند. آنها بدین نتیجه رسیدند که با 0.5 نمره افزایش در نمره شهرت بالاتر، بین 0.1 درصد تا 0.2 درصد هزینه بدهی کاهش می یابد. هم چنین تغییر در نمره شرکت می‌تواند مقادیر تغییرات مقطعی در دامنه اعتباری اوراق قرضه شرکت را توضیح دهد(انجینر و همکاران، 2011).
8- کاو و همکاران108(2012) در پژوهشی تحت عنوان “آیا شهرت شرکت بر کیفیت گزارشگری مالی تاثیر می‌گذارد؟ (شواهدی از تجدید ارائه) ” رابطه بین شهرت شرکت و احتمال تجدید ارائه صورت‌های مالی را بررسی کردند. آنان به موضوع تجدید ارائه توجه کردند به دلیل اینکه آن یکی از بیشترین شواهدی است که در گزارشگری مالی با کیفیت پایین مشاهده می‌شود. فرضیه آنان این بود که موضوع شهرت شرکت بر فرآیند گزارشگری مالی تاثیر می گذارد و میزان اظهار نادرست در صورت‌های مالی و در نهایت میزان تجدید ارائه را کاهش می‌دهد.
آنان از شهرت شرکت بر مبنای فهرست برترین شرکت‌ها که در مجله فورچون ارائه می‌شود استفاده کردند و با کنترل متغیرهایی مانند گردش CEO، حاکمیت شرکتی، حق الزحمه حسابرسی که معیاری از تلاش حسابرس است، بدین نتیجه رسیدند که شرکت‌هایی با نمره شهرت بالاتر با احتمال کمتری صورت‌های مالی شان دارای گمراهی و اظهار نادرست است. به علاوه این پژوهشگران پس از کنترل متغیر حاکمیت شرکتی، دریافتند که شهرت شرکت رابطه مثبتی با حق الزحمه حسابرسی دارد(کاو و همکاران،2012)
9- کاو و همکاران109(a2013) در پژوهش خود با عنوان اینکه آیا شهرت شرکت بر کیفیت افشای اختیاری اهمیت دارد به بررسی رابطه شهرت شرکت و میزان افشای اختیاری اطلاعات پرداختند. معیار شهرت شرکت در تحقیق آنان بر اساس فهرست برترین شرکت‌های آمریکا که هر ساله در مجله فورچون منتشر می گردد، می‌باشد. نمونه آنان 13255شرکت-سال برای سال های 1995 تا 2011 را در بر می گرفت. آنان دلایل متعددی در‌خصوص اینکه شرکت‌هایی با شهرت بیشتر، افشای اختیاری کیفی بیشتری را منتشر می‌کنند، عنوان کردند. اولاُ، شرکت‌های مشهورتر نسبت به دیگر شرکت‌ها به منظور نشان دادن کیفیت برترشان و به دست آوردن ارزیابی‌های مثبت از طرف فعالان بازار و هم‌چنین نگهداشت آن انگیزه‌های بیشتری به افشای اختیاری دارند. ثانیاُ، در مقایسه با شرکت‌های دیگر، شرکت‌های مشهورتر، توجه و بررسی عمومی بیشتری را به سمت خود جلب می‌کنند و این فشار مضاعفی برای انجام رویه‌هایی که ذینفعان را منتفع می سازد از جمله افشای اختیاری با کیفیت و تداوم بیشتر اطلاعات، ایجاد می‌کند. ثالثاُ، شرکت‌هایی با شهرت بیشتر نسبت به شرکت‌های دیگر، بیشتر در معرض از دست دادن این مزیت هستند، چون شهرت بنای پیچیده ای است که در طی زمان کسب می‌شود و زمانیکه فرو بریزد، بنا نهادن دوباره آن در برخی از موارد، غیرممکن است. هزینه بالاتر از دست رفتن شهرت شرکت‌های مشهورتر نسبت به هزینه اضافی افشای با کیفیت، انگیزه اضافی به افشا را برای این شرکت‌ها ایجاد می سازد. و بر این اساس فرضیه تحقیق را چنین تدوین نمودند: “شرکت‌های مشهورتر به احتمال بیشتر، دارای سطح بالاتری از افشای اختیاری اطلاعات نسبت به سایر شرکت‌ها هستند.”
در پژوهش آنان، انتشار پیش‌بینی سود، تعداد، تداوم و دقت آن به عنوان معیار کیفیت افشای اختیاری در نظر گرفته شد. هم چنین مالکیت مدیران، نسبت ارزش بازار به دفتری، بازدهی سهام شرکت، اندازه شرکت و تعداد بخش‌های تجاری که در تحقیقات قبلی به این نتیجه رسیده بودند که با سیاست افشای اطلاعات شرکت همبستگی دارند به عنوان متغیرهای کنترلی لحاظ شدند.
در پایان آنان بدین نتیجه دست یافتند که شرکت‌ها با شهرت بالاتر، نسبت به دیگر شرکت‌ها، تمایل بیشتری به انتشار پیش‌بینی سود دارند. هم‌چنین، پیش‌بینی سود آنها با دقت بیشتری صورت می‌گیرد. لذا شهرت شرکت درتصمیمات درمورد افشای اختیاری دارای اهمیت است و برفضای اطلاعاتی اثرگذاراست(کاو و همکاران،2013).
10- کاو و همکاران110 (b2013) به بررسی اینکه آیا شرکت‌ها با شهرت بالاتر از هزینه سرمایه کمتری منتفع می‌شوند، پرداختند. نمونه تحقیق آنان شامل 9276 شرکت بزرگ آمریکایی برای سال های 1987 تا 2011 بود. پس از لحاظ کردن متغیرهای کنترلی که بر هزینه سرمایه شرکت تاثیرگذار است از جمله بتای شرکت، اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به بازار، نسبت بدهی بلندمدت به ارزش بازار، نسبت بازدهی به حقوق صاحبان سهام، بازدهی سهام شرکت، صرف ریسک صنعت، پیش‌بینی سود هرسهم، بازده دارایی‌ها، مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی و عمل به تعهدات، شرکت‌ها با شهرت بالاتر از هزینه سرمایه کمتری منتفع می‌شوند. هم‌چنین آنان دریافتند تاثیر شهرت بر هزینه سرمایه شرکت با میزان عدم تقارن اطلاعاتی افزایش می‌یابد که این نتیجه با این موضوع که شرکت‌های مشهورتر اطلاعات بیشتری ارائه می‌دهند، مطابقت دارد(کاو و همکاران،b2013).

23-2- جمع بندی و نتیجه‌گیری
تصمیمات اقتصادی بر‌اساس اطلاعات مالی و غیر‌مالی قابل‌اتکا اتخاذ می‌شود . مقایسه شرکت‌ها و تعیین جایگاه و رتبه آنان براساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی اطلاعات شفاف و قابل‌فهمی را به استفاده‌کنندگان درون‌سازمانی و برون‌سازمانی ارائه می‌کند. استفاده‌کنندگان برون‌سازمانی از جمله سرمایه‌گذاران و اعتبار‌دهندگان، به منظور تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری و اعتباردهی از این اطلاعات استفاده می‌کنند. هم‌چنین، مدیران هم به عنوان استفاده‌کنندگان درون‌سازمانی با سنجش عملکرد خود در مورد استفاده بهینه از منابع شرکت تصمیم‌گیری می نمایند.
انتظار می رود همان گونه که شهرت و اعتبار که در پی یکسری اقدامات و عملیات و مدیریت صحیح به دست آمده، بر تصمیم‌گیری واقدامات بعدی عملیاتی و مالی شرکت ، گزارشگری و افشاء تاثیر داشته باشد.
افشای اختیاری شرکت نقش مهمی در کاهش عدم تقارن‌ اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران برون‌سازمانی ایفا می‌کند. منافع حاصل از افشای اختیاری اطلاعات هم برای تامین‌شونده و هم برای تامین‌کننده سرمایه، انگیزه افشای داوطلبانه اطلاعات را در مدیران تقویت می‌کند. در واقع باعث کاهش عدم اطمینان سرمایه‌گذار و اعتباردهندگان در‌خصوص بازده شرکت می‌شود و به دنبال آن منابع مالی شرکت تامین می‌گردد.
مطالعه ادبیات پیشینه نشان می‌دهد که شهرت شرکت می‌تواند بر تصمیم‌گیری و اقدامات عملیاتی و مالی شرکت، گزارشگری و افشاء، از یک سو و از سوی دیگر بر تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و تامین‌کنندگان مالی تاثیر بگذارد.
از جمله دلایل در‌خصوص اینکه شرکت‌های با شهرت بیشتر، افشای اختیاری کیفی بیشتری را منتشر می‌کنند، این است که اولاُ، شرکت‌های مشهورتر نسبت به دیگر شرکت‌ها به منظور نشان دادن کیفیت برترشان و به دست آوردن ارزیابی‌های مثبت از طرف فعالان بازار و هم‌چنین نگهداشت آن انگیزه‌های بیشتری به افشای اختیاری دارند. ثانیاُ، در مقایسه با شرکت‌های دیگر، شرکت‌های مشهورتر، توجه و بررسی عمومی بیشتری را به سمت خود جلب می‌کنند و این فشار مضاعفی برای انجام رویه‌هایی که ذینفعان را منتفع می سازد از جمله افشای اختیاری با کیفیت و تداوم بیشتر اطلاعات، ایجاد می‌کند.
پس از مطالعات انجام شده در خصوص ادبیات و پیشینه تحقیق که از نظر گذشت، مشخص شد :
– در مورد موضوع رابطه رتبه‌بندی شرکت بر اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با میزان افشای اختیاری تحقیقات قابل ملاحظه‌ای مشاهده نشده و بنابراین خلاء تحقیقاتی موجود انگیزه بیشتری برای انجام این تحقیق ایجاد کرد. هرچند که مطالعات اولیه نیز این موضوع را نشان می داد.
– مبنایی برای پرسش‌ها و فرضیه‌های تحقیق فراهم گردید و مبانی نظری حمایت کننده متغیرهای تحقیق استخراج شد. افزون بر آن مطالعات مذکور موجب شد که محکی برای مقایسه یافته های این تحقیق با سایر تحقیقات در این زمینه فراهم شود.

23-2- خلاصه فصل
در فصل حاضر به دو بخش مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته‌ شد. در هر دو قسمت سعی شد تا حتی‌الامكان به تمامی جنبه های موضوع پرداخته شود و از مقالات موجود و تحقیقات و پژوهش‌های انجام شده داخلی و خارجی استفاده گردد. در فصل پیش رو نیز روش تحقیق، فرضیه‌ها، مبانی اندازه‌گیری متغیرها، جامعه و نمونه آماری تحقیق، منابع اطلاعاتی و روش‌های آماری جهت تجزیه و تحلیل ارائه می‌گردد.

1-3- مقدمه
بکار گیری روش علمی در تحقیق تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی است،لذا برای انجام یک پژوهش معتبر به روش شناسی111 نیاز است.روش شناسی،پژوهش را منظم،منطقی و اصولی کرده و جست و جوی علمی را نیز راهبری می‌کند(خاکی،1390).شکی نیست که پی بردن به قاعده و نظم میان پدیده ها و رویداد ها در علوم انسانی و اجتماعی(از جمله علوم رفتاری) به مراتب از علوم زیستی و فیزیکی دشوارتر است.بدلیل اینکه ما در علوم انسانی با انسان سروکار داریم و هیچ قاعده مشخص شده ای وجود نداردو انسان خود صاحب اختیار است. باید توجه داشت که رفتار آدمی پیچیده است و عواملی بسیاری در ایجاد آن دخالت دارد که به ظاهر آن را سازمان نیافته و حتی متناقض جلوه گر می‌کند؛ اما می توان با روش مناسب به شناخت آن پرداخت (سرمد و همکاران،1391).
از این رو در فصل حاضر روش پژوهش استفاده شده در این تحقیق تشریح خواهد شد؛و روش شناسي، جامعه و نمونه آماري، روش‌هاي گردآوري اطلاعات، روش‌هاي آماري براي تحليل اطلاعات، فرضيه ها، آزمون فرضيه ها و مدل‌هاي تحقيق تشريح خواهند شد. دقت در شناسايي روش‌هاي صحيح تحقيق به همراه استفاده درست از آن ها به روايي تحقيق و نتايج آن كمك شاياني خواهد نمود.
2-3- روش شناسی تحقیق
پیش از شروع بحث در رابطه با روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش، لازم است تعاریف تحقیق112 و روش شناسی را به اختصار مورد نظر قرار دهیم.
“تحقیق فرایندی است که از طریق آن می توان درباره ناشناخته ها به جستجو پرداخت و نسبت به آن شناخت لازم را کسب کرد. در این فرایند از چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آنها به یافته ها تحت عنوان روش شناسی یاد می‌شود(اندرسون و برنز113،1989 , به نقل از سرمد و دیگران,1391).
یک محقق پس از انتخاب موضوع باید به دنبال روش تحقیق باشد و همان طور که اشاره شد انتخاب روش پژوهش بستگی به اهداف، ماهیت موضوع و امکانات اجرایی آن دارد و تشریح روش انتخاب شده در هر پژوهش علمی از اهمیت خاصی برخوردار است.
به عبارت دیگر هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را آغاز کند تا او را هرچه دقیق تر، آسان تر و سریع تر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ هایی که برای پرسش تحقیق در نظر گرفته شده یاری نماید.
به طور کلی روش‌های تحقیق در علوم رفتاری را می توان با توجه به دو معیار الف)هدف تحقیق و ب)نحوه گردآوری داده ها تقسیم کرد که هر یک از این معیار ها خود به دسته های مختلفی تقسیم می‌شوند.
الف)تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق
تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق به سه دسته تقسیم می‌شود: بنیادی، کاربردی، تحقیق و توسعه.
1-تحقیق بنیادی:هدف اساسی این نوع تحقیقات آزمون نظریه ها،تبین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه ی دانش موجود در یک زمینه خاص است. تحقیقات بنیادی، نظریه ها را بررسی می‌کند و آنها را تایید، تعدیل یا رد می‌کند.
2-تحقیق کاربردی: هدف تحقیقات کاربردی توسعه ی دانش کاربردی در یک زمینه خاص است.به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت می‌شود.
3-تحقیق و توسعه: فرایندی است که به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرآورده مانند طرح، روش و برنامه انجام می‌شود. هدف اساسی در این نوع تحقیقات تدوین با تهیه برنامه ها، طرح ها و امثال آن است.

ب) تحقیقات بر حسب نحوه گردآوری داده ها
تحقیقات علمی را بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز تحقیق (طرح تحقیق) می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
1-تحقیق توصیفی(غیر آزمایشی): تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش‌هایی است که هدف آن ها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفا برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم‌گیری باشد.
تحقیق توصیفی را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
1-تحقیق پیمایشی 2-تحقیق همبستگی 3-اقدام پژوهی 4- بررسی موردی 5- تحقیق پس-رویدادی
2-تحقیق آزمایشی:به منظور برقراری رابطه علت – معلولی میان دو یا چند متغیر از طرح های آزمایشی استفاده می‌شود.
از آن جا كه پژوهش حاضر به توصيف آن چه كه هست يا به عبارتي به توصيف شرايط موجود بدون دخل،تصرف، الزام و توصيه مي پردازد و با توجه به آن كه قضاوت هاي ارزشي در اين تحقيق كم رنگ مي نمايد ، پژوهش حاضر در زمره تحقيقات توصيفي حسابداري قرار مي گيرد. به علاوه با توجه به اينكه از اطلاعات تاريخي در آزمون فرضيه هاي آن استفاده شده است در گروه تحقيقات غيرآزمايشي (شبه آزمايشي) طبقه بندي مي گردد. همچنين از آن جا كه هدف از انجام اين تحقيق بررسي رابطه بين رتبه‌بندی شرکت‌ها و میزان افشای اختیاری آنها است و نظر به ماهيت و روشي كه در اين مطالعه استفاده مي شود نوعي تحقيق توصيفي- هم بستگي به شمار مي رود.
با اين حال ممكن است نتايج آن در عمل نيز داراي كاربردهاي مشخصي باشند و از اين منظر بتوان آن را پژوهشي كاربردي به حساب آورد . از منظر تحليل آماري در اين پژوهش از تكنيك رگرسيون تركيبي چند متغيره و تجزيه و تحليل ضرايب هم بستگي استفاده خواهد شد.
3-3- مسئله پژوهش
پژوهش علمی همواره با نوعی مسئله آغاز می‌شود و هدف آن پیدا کردن جواب مسائل با استفاده از روش‌های علمی است. مسئله به صورت یک جمله سوالی یا اظهاری است که بیان می‌کند چه رابطه ای بین متغیرها وجود دارد؛ بیان صریح سوال و موضوع تحقیق از مهمترین و شاید سخت ترین مراحل تحقیق علمی است. اگر کسی می خواهد مساله ای را حل کند باید توضیح دهد آن مسئله چیست، قصد انجام چه کارهایی را دارد و در پی یافتن پاسخ چه پرسش‌هایی است.
همانطور که در فصل اول تشریح شد، تحقیق حاضر در پی حصول به این نکته است که آیا رابطه معناداری بین رتبه‌بندی شرکت‌ها بر اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با میزان افشای اختیاری آنها وجود دارد یا خیر؟ بنابراین می توان گفت مسئله اصلی در این پژوهش این است که:
آیا رابطه و همبستگی بین رتبه شرکت‌ها براساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با میزان افشای اختیاری آنها وجود دارد؟
4-3- فرضیه تحقیق
“پژوهشگر پس از انتخاب و تعیین مسئله، اقدام به بیان فرضیه پژوهشی می‌کند. فرضیه در حقیقت راه حل پیشنهادی پژوهشگر برای پاسخگویی به مسئله است. به همین دلیل، تدوین یک فرضیه مناسب بستگی به چگونگی بیان یک مسئله دارد” (دلاور،1390).
با توجه به آنچه که در فصل اول بیان شد، به نظر می رسد کسب جایگاه برتر از نظر شاخص‌های مالی و غیر‌مالی، انگیزه‌ای در مدیر برای افشای بیشتر اطلاعات، فراهم نماید. از این رو در این پژوهش که رابطه بین رتبه‌بندی شرکت‌ها و میزان افشای اختیاری اطلاعات را بررسی می‌کند، فرضیات زیر مطرح می‌شوند:
فرضیه اول- هرچه رتبه شرکت بر‌اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی بالاتر باشد، میزان افشای اختیاری آن، بیشتر است.
فرضیه دوم- بین تغییر رتبه شرکت بر‌اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با تغییر میزان افشای اختیاری رابطه وجود دارد.
5-3- جامعه و نمونه آماری تحقیق
یک جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحد ها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند(سرمد و دیگران،1391). نمونه مجموعه كوچكي از جامعه آماري و مشتمل بر برخي اعضاي جامعه مي باشد. به عبارت ديگر تعدادي از اعضاي جامعه آماري و نه همه آنها نمونه تحقيق را تشكيل مي دهند. براي نمونه گيري روش‌هاي گوناگوني وجود دارد. نمونه گيري تصادفي ساده، نمونه گيري منظم (سيستماتيك)، نمونه گيري تصادفي طبقه اي، نمونه گيري خوشه اي، نمونه گيري ناحيه اي، نمونه گيري مضاعف، نمونه گيري دردسترس، نمونه گيري هدفدار قضاوتي و نمونه گيري هدفدارسهميه اي برخي از رويكردهاي مورد استفاده براي انتخاب نمونه هستند.
جامعه آماري اين تحقيق با توجه به ضرورت دستيابي به صورت‌هاي مالي تهيه شده بر اساس استانداردهاي حسابداري واحد (ايران) مشتمل بر كليه شركت هايي مي باشد كه حداقل از ابتداي سال 1387 در بورس اوراق بهادار تهران پذيرفته شده و تا پايان سال 1391 در آن حضور داشته اند . نمونه آماري اين تحقيق مشتمل بر شركت هايي است كه از ويژگي هاي زير هم زمان برخوردار بوده باشند:
1- برای برخورداری از قابلیت مقایسه،دوره مالی آنها منتهی به پایان اسفند ماه باشد.
2- طی سالهای 87 تا 91 تغییر سال مالی نداده باشند.
3- از گروه شرکت‌های واسطه گری مالی(بانکها،شرکت‌های سرمایهگذاری،بیمه و لیزینگ) نباشند.
4- در این پژوهش یکی از شاخص‌های مالی موردنظر برای رتبه‌بندی شرکت‌ها، نسبت‌های سودآوری می‌باشد. به همین دلیل شرکت‌های نمونه می بایست طی دوره مورد پژوهش زیان‌ده نباشند.
5- به دلیل اینکه یکی از معیارهای غیر‌مالی مورد استفاده در رتبه‌بندی، تعداد دفعات معاملات شرکت می‌باشد، لذا به منظور انتخاب نمونه‌ای همگن، تعداد دفعات معامله شرکت نباید کمتر از 100مرتبه در سال باشد.
6- اطلاعات مربوط به متغيرهاي انتخاب شده در اين تحقيق قابل دسترس باشد.
7- نباید در طی دوره تحقیق، توقف عملیات یا تغییر فعالیت داشته باشد.
شايان ذكر است براي محاسبه برخي متغيرها يا برازش برخي مدل‌هاي تحقيق دسترسي به داده هاي سال های 83 تا 86 نیز ضروري بوده است . به عنوان نمونه براي محاسبه میانگین بازدهی سهام شرکت در طول سال مالی t-4 تا t دسترسی به داده های 4 سال قبل لازم است.از این رو داده های سال 1383 تا 1386به عنوان داده های 4 سال قبل در صورت ضرورت مورد استفاده قرار گرفته است.
انتخاب نمونه براساس معيارهايي مانند معيارهاي پيش گفته را روش حذفي مي نامند (حسني، 1388 ). بكارگيري اين روش براي انتخاب نمونه در پژوهش هاي حسابداري مرسوم است. از نظر نوع روش نمونه گيري مي توان اين روش را منطبق بر روش نمونه گيري هدف دار قضاوتي دانست. اين نوع نمونه گيري مستلزم انتخاب آزمودني ها و مشاهداتي است كه بهترين و منطقي ترين شرايط را براي ارايه اطلاعات مورد نياز دارند. اين طرح نمونه گيري زماني بكارگرفته مي شود كه طبقه يا شمار محدودي از افراد جامعه اطلاعات يا ويژگي هاي مورد نظر را داشته باشند.
در پایان با در نظر گرفتن شرایط فوق نمونه انتخابی 49 شرکت را در بر می گیرد. بنابراین می توان گفت در این پژوهش 245 شرکت-سال به عنوان نمونه، مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
6-3- روش گردآوری اطلاعات
برای جمع آوری اطلاعات درباره ی داده های مربوط به منظور رتبه‌بندی شرکت‌ها و افشای اختیاری آنها به محل نگهداری صورت‌های مالی در بورس اوراق بهادار مراجعه شده و اطلاعات مورد نیاز با بررسی اسناد و مدارک و صورت‌های مالی ارائه شده و در برخی موارد با استفاده از لوح فشرده (که شامل اطلاعات صورت‌های مالی و گزارشات هیئت مدیره شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد)، سایت اینترنتی بورس اوراق بهادار و یا با استفاده از بانک های اطلاعاتی “ره آورد نوین” و “تدبیر پرداز” گردآوری خواهد شد.
7-3- مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه‌ها
با توجه به فرضیات مطرح شده در این پژوهش، مدل رگرسیونی زیر برای آزمون فرضیه اول به کار می رود:
Disclosure = β_0 +β_1 Rankingi,t + β_2 CEO_HOLDi,t + β_3 RETi,t + β_4 NEG_RETi,t+ β_5 STD_RETi,t+β_6 MTBi,t+ β_7 ln_SIZEi,t+ei,t(1)
که DISCLOSURE سطح افشای اختیاری شرکت می‌باشد.
RANKING: رتبه شرکت از نظر شاخص‌های مالی و غیر‌مالی است.
CEO_HOLD: نسبتی از سهام در اختیار مدیران که میزان مالکیت بیش از پنج درصد کل سهام شرکت باشد. در صورتیکه حداقل یکی از مدیران مالک بیش از پنج درصد سهام باشد، متغیر کنترلی برابر یک و در غیر این صورت صفر می‌باشد.
RET: میانگین بازدهی سهام شرکت در طول سال مالیt-4 تا t است.
NEG_RET: متغیر کنترلی است که اگر RET منفی باشد برابر یک و در غیر‌این صورت برابر صفر است.
STD_RET: میانگین انحراف معیار بازدهی روزانه سهام در طول سال مالی t-4 تا t است.
MTB: نسبت ارزش بازار به دفتری است.
Ln SIZE: لگاریتم طبیعی ارزش بازار سهام شرکت114 است.
i معرف شرکت و t معرف سال مورد بررسی است.
هم چنین به منظور آزمون فرضیه دوم مدل رگرسیونی زیر که برگرفته از مدل(1) است، به کار گرفته می‌شود:
∆Disclosure = β_0 +β_1 ∆Rankingi,t + β_2∆CEO_HOLDi,t + β_3 ∆RETi,t + β_4∆NEG_RETi,t+ β_5∆STD_RETi,t+β_6∆MTBi,t+ β_7∆ ln_SIZEi,t+ei,t(2)
8-3- اندازه‌گیری متغیر های پژوهش
اولین گام برای آزمون فرضیه تحقیق، ارائه تعریف دقیق و مناسبی از متغیرهایی است که امکان اندازه‌گیری خصوصیات مورد توجه در تحقیق را میسر سازد. “متغیر کمیتی است که می تواند از واحدی به واحد دیگر یا از یک شرایط مشاده به شرایط دیگر، مقادیر مختلفی را اختیار کند. به بیان دقیق تر، متغیر نمادی است که اعداد یا ارزش ها به آن منتسب می‌شود”(سرمد و دیگران،1389). “متغیرها را معمولا از نظر نقش آن ها در تحقیق می توان به 5 دسته تقسیم کرد: 1. متغیر مستقل 2. متغیر وابسته 3. متغیر تعدیل کننده 4. منتغیر کنترل 5. متغیر مداخله گر”(همان).
متغیرهای مورد مطالعه در این تحقیق، شامل متغیر وابسته، متغیر مستقل اصلی و متغیرهای مستقل کنترل به شرح زیر می باشند:
الف- متغیر مستقل:
“متغیر مستقل یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد از انتخاب، دخالت یا دستکاری شدن توسط محقق، مقادیری را می پذیرد تا تاثیرش روی متغیر وابسته مشاهده شود”(همان).
متغیر مستقل در این تحقیق، رتبه شرکت از نظر شاخص‌های مالی و غیر‌مالی می‌باشد. به منظور رتبه‌بندی از روش امتیازدهی F-SCORE استفاده می‌شود. در این روش، اطلاعات هر دو سال متغیرهای مورد بررسی باهم مقایسه می‌شوند. در صورتی که قدرمطلق متغیر مورد نظر نسبت به سال قبل افزایش یافته باشد امتیاز یک و در صورت کاهش امتیاز صفر در نظر گرفته می‌شود. این عمل در کلیه نمونه‌های مورد بررسی برای تمامی متغیرها انجام می‌گیرد. بدین ترتیب نمونه‌های مورد بررسی از لحاظ متغیرهای مالی دارای امتیازی بین صفر تا نه (تعداد متغیرهای مالی) و از لحاظ متغیر غیر‌مالی دارای امتیازی بین صفر تا یک (تعداد متغیر غیر‌مالی) خواهند گردید. روش امتیازبندی یک روش متداول در تحقیقات است(پیتروسکی115،2000؛ ناین116،2003؛ موهنرام117،2004؛ مهرانی و همکاران،1383؛ مهرانی وتحریری،1390).
شاخص‌های مالی
ترکیب نه علامت بنیادی مالی که چهار بعد مهم شرکت یعنی سودآوری، کارایی عملیاتی، نقدینگی و تصمیمات تامین مالی را مورد اندازه‌گیری قرار می‌دهد، رتبه شرکت را بر‌اساس شاخص‌های مالی مشخص می‌کند. عدد ترکیبی مالی که F_SCORE مالی نامیده می‌شود، جمع نه علامت بنیادی مالی مورد محاسبه می‌باشد. علامت یا عدد ترکیبی مالی به گونه‌ای طراحی شده است که توانایی و استحکام کلی وضعیت مالی شرکت را اندازه‌گیری می‌کند.
نمره ترکیبی یا F_SCORE مالی برابر است با مجموع تمامی علائم بنیادی باینری:
مالیF_SCORE= F_∆ROA +F_∆ROE + F_∆TURN + F_∆INVT+ F_∆SLINV + F_∆LIQUID +F_∆LEVG + F_∆DIVEQ + F_∆MARGIN (3)
با‌توجه به تحقیقی که توسط نوروش و همکاران (1389) با عنوان رتبه‌بندی شاخص‌های سنجش شرکت‌های موفق صورت گرفت، آنان متذکرشدند که همه معیارها اعم از مالی و غیر‌مالی دارای اهمیت برابری نیستند؛ به عبارت دیگر، برخی از معیارها دارای اهمیت بیشتری نسبت به معیارهای دیگر هستند. بنابراین در اینجا، با استفاده از روش تحلیل عاملی ضریبی به هریک از متغیرها با توجه به اهمیت نسبی‌شان، اختصاص داده می‌شود و معادله (3) به صورت زیر تعدیل می‌شود:
مالیF_SCORE=a_1F_∆ROA +a_2F_∆ROE +a_3 F_∆MARGIN +a_4 F_∆INVT+a_5 F_∆TURN + a_6F_∆SLINV +a_7 F_∆LIQUID +a_8F_∆LEVG +a_9 F_∆DIVEQ (4)
جدول 1-3، اطلاعات مربوط به شاخص‌های مالی و پشتوانه نظری آنها را نشان می‌دهد.
جدول1-3: شاخص‌های مالی و علائم بنیادی مورد استفاده به منظور رتبه‌بندی
پشتوانه نظری
متغیر تعدیل شده
ضریب‌تعدیل متغیر
رتبه

شرط رتبه‌بندی
تعریف عملیاتی
نماد
متغیر
موهنرام(2004)ناین(2003)- پیتروسکی(2000)پنمن(2000)-آباربانل و بوشی(1993و1997) او و پنمن(1989)
a_1F_∆ROA
a_1
1
0
∆ROA ≥ 0
∆ROA< 0
ROA= NI/A
∆ROA= ROAt – ROAt-1
∆ROA
تغییر در بازده
دارایی ها

منابع فوق
a_2F_∆ROE
a_2
1
0
∆ROE≥0
∆ROE<0
ROE= NI/E
∆ROE= ROEt – ROEt-1
∆ROE
تغییر در بازده حقوق صاحبان سهام

ناین(2003)
a_3 F_∆MARGIN
a_3
1
0
∆MARGIN≥0
∆MARGIN<0
MARGIN = GI/S
∆MARGIN= MARGINt – MARGINt-1
∆MARGIN
تغییر در نسبت سود ناویژه به فروش

ناین(2003)
a_4 F_∆INVT
a_4
0
1
∆INVT≥0
∆INVT<0
INVT= IN/A
∆INVT= INVTt – INVTt-1
∆INVT
تغییر در نسبت موجودی کالا به مجموع دارایی‌ها
ناین (2003)
آلتمن(1968و1997)
a_5 F_∆TURN
a_5
1
0
∆TURN≥0
∆TURN<0
TURN= S/A
∆TURN= TURNt – TURNt-1
∆TURN
تغییر در گردش مجموع دارایی‌ها
ناین(2003)-گیسبون(1998)
آباربانل و بوشی(1997)
لو و تیاگارجان(1993)
a_6F_∆SLINV
a_6
1
0
∆SLINV≥0
∆SLINV<0
SLINV=S/IN
∆SLINV= SLINVt – SLINVt-1
∆SLINV
تغییر در گردش موجودی کالا

ناین(2003)
a_7 F_∆LIQUID
a_7
1
0
∆LIQUID≥0
∆LIQUID<0
LIQUID= CA/CL
∆LIQUID= LIQUIDt – LIQUIDt-1
∆LIQUID
تغییر در نسبت جاری

ناین(2003) گیسبون(1998)
آلتمن(1968)-هاریگان(1966
میلر و مودیلیانی(1952) ولست(1966)
a_8 F_∆LEVG
a_8
0
1
∆LEVG≥0
∆LEVG<0
LEVG= D/E
∆LEVG= LEVGt – LEVGt-1
∆LEVG
تغییردرنسبت‌بدهی بلندمدت به حقوق صاحبان سهام

ناین(2003)
a_9 F_∆DIVEQ
a_9
1
0
∆DIVEQ≥0
∆DIVEQ<0∆
DIVEQ= DIV/E
∆DIVEQ= DIVEQt – DIVEQt-1
∆DIVEQ
تغییر در بازده سود نقدی
NI=سود‌خالص، A= کل‌دارایی‌ها، E= حقوق‌صاحبان‌سهام، GI= سود ‌ناویژه، S= فروش، INV= موجودی‌کالا، CA= دارایی‌های جاری، CL= بدهی‌های جاری، D= بدهی بلندمدت، DIV= سود‌تقسیمی

شاخص غیر‌مالی
شاخص غیر‌مالی مورد توجه در این پژوهش، رتبه نقدشوندگی شرکت‌ها می‌باشد.
رتبه ی نقدشوندگی: عددی است که میزان نقد شدن یک سهم در بازار را نشان می‌دهد.(برای محاسبه این نسبت از مقادیری همچون تعداد خریداران، تعداد دفعات معامله شده، تعداد روزهای معامله شده، حجم معاملات طی دوره و تعداد سهام معامله شده طی دوره و میزان ارزش روز استفاده می‌شود).

(5) 1/(1/(تعدادخریداران )+1/(معامله دفعات تعداد)+1/(شده معامله روزهای تعداد)+1/(شده معامله سهام تعداد )+1/(ها معامله حجم)+1/(روز ارزش متوسط)) = رتبه نقدشوندگی

پس از محاسبه فرمول فوق برای هر شرکت یک ضریب محاسبه می‌شود، سپس با مرتب کردن آن برای شرکت بر اساس بیشترین ضریب ، اولین رتبه و رتبه های بعدی محاسبه می‌شود.

به منظور محاسبه عدد ترکیبی غیر‌مالی که F_SCOREغیر‌مالی نامیده می‌شود ، رتبه نقدشوندگی هر دو سال شرکت مورد بررسی باهم مقایسه می‌شوند. در صورتی که شرکت مورد نظر نسبت به سال قبل رتبه بهتری کسب کرده باشد امتیاز یک و در غیر این صورت امتیاز صفر در نظر گرفته می‌شود.

غیر‌مالیF_SCORE= F (6) رتبه نقدشوندگی
سپس F_SCORE کلی به دست آمده و شرکت‌ها بر‌اساس امتیازبندی، رتبه‌بندی می‌شوند.
F_SCORE= F_SCORE مالی +F_SCORE (7) غیر‌مالی
یک F_SCORE پایین بیانگر یک شرکت با علائم خوب کم است و یک F_SCORE بالا بیانگر این است که اغلب علائم بنیادی شرکت مذکور خوب و مثبت می‌باشد.
ب: متغیر وابسته
“متغیر وابسته متغیری است که تغییرات آن تحت تاثیر متغیر مستقل قرار می گیرد”(همان). در این تحقیق، سطح افشای اختیاری، به عنوان متغیر وابسته می‌باشد که بر‌اساس شاخص‌های پیشنهادی توسط بوتوسان(1997) اندازه‌گیری می‌شود. با توجه به تحقیق پارچینی پارچین در سال 1388، تحت عنوان رابطه بین افشای اختیاری و مدیران غیر‌موظف، شاخص‌ها با اعمال تعدیلاتی تعیین می‌شوند. در مدل بوتوسان، شاخص‌های مورد استفاده از طریق گزارشات راهبری شرکتی و نیز ارقام رتبه‌بندی شرکت‌های آمریکایی استخراج شده بود. به دلیل فقدان دو مورد مذکور در ایران، و با توجه به این که سازمان حسابرسی کتابچه ای تحت عنوان فرمت نمونه گزارشگری منتشر نموده و شرکت‌ها در تهیه و گزارش اطلاعات به شاخص‌های مندرج در آن تکیه می‌کنند، این امر امکان افشای اطلاعات اختیاری در متن صورت‌های مالی را محدود نموده است. لذا برای استخراج شاخص‌های افشای اختیاری اطلاعات به گزارش فعالیت هیئت ‌مدیره شرکت‌ها اتکا گردید. شاخص‌ها پس از بررسی از نظر الزامی نبودن مطابق استانداردهای حسابداری یا قانونی در شش بخش کلی به شرح جدول زیر تعیین شدند. به این ترتیب، امتیاز افشای اختیاری از تقسیم مجموع امتیاز حاصله از شش بخش بر کل امتیاز قابل دریافت یعنی 140به دست می آید.
جدول2-3 عناصر شش گانه مربوط به افشای اختیاری
ردیف
شاخص‌های افشای اختیاری
حداکثر امتیاز
1
عناصر مربوط به پیشینه اطلاعاتی
20
2
عناصر مربوط به اطلاعات بخش ها
34
3
عناصر مربوط به اطلاعات پیش‌بینی
6
4
عناصر مربوط به خلاصه ای از نتایج تاریخی مهم
38
5
عناصر مربوط به بحث و تحلیل مدیریت
18
6
آماره های کلیدی غیر‌مالی
24
مطالب مربوط به نحوه امتیازدهی و شاخص‌های مربوط به هر یک از عناصر شش گانه مذکور، در فصل اول به تفصیل ارائه شده است.
ج- متغیرهای کنترل:
“در یک تحقیق، اثر تمام متغیرها را بر یکدیگر نمی توان به طور همزمان مورد مطالعه قرار داد. بنابراین محقق اثر برخی از متغیرها را کنترل نموده، آن ها را خنثی می‌کند. این نوع متغیرها متغیر کنترل نامیده می‌شود” (سرمد و دیگران،1389). در این پژوهش ویژگی‌هایی از شرکت که در مطالعات قبلی به این نتیجه رسیده‌اند که با سیاست افشای شرکت همبستگی دارد، به عنوان متغیر کنترلی مد‌نظر قرار می‌گیرد.
مالکیت مدیر: به دلیل اینکه مالکیت مدیریت می‌تواند بر ترجیحات مدیران در خصوص افشا برای ذینفعان تاثیر بگذارد (ناجار و همکاران118 2003، هویی و همکاران119 2009)، مالکیت مدیران در شرکت‌های سهامی (CEO_HOLD) به عنوان متغیر کنترلی لحاظ می‌شود. هم چنین بمبر و همکاران120(2010) یافتند که مدیران ارشد بر سیاست افشای اختیاری تاثیر می‌گذارند. در این پژوهش، در صورتیکه حداقل یکی از مدیران مالک بیش از5درصد سهام باشد، متغیر کنترلی برابر یک و در غیر این صورت صفر می‌باشد.
متوسط بازدهی سهام: تحقیقات قبلی (لانگ و لاندهولم121 ،1993؛ ناجار و همکاران،2003؛ برجمن و ریچادهاری122، 2008؛ چن و همکاران123،2008) بدین نتیجه رسیدند که افشای شرکت با عملکرد آن همبستگی دارد. بنابراین متوسط بازدهی سالانه سهام (RET) برای پنج سال کنترل می‌شود. هم چنین اگر متوسط بازدهی سالانه سهام منفی باشد، متغیر NEG_RET نیز در معادله منظور می‌گردد. به علاوه نوسانات عملکرد شرکت، STD_RET، به منظور لحاظ کردن عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکت و ذینفعانش، به عنوان متغیر کنترلی در نظر گرفته می‌شود.
نسبت ارزش بازار به دفتری: به منظور کنترل فرصت های رشد شرکت در معادله لحاظ می‌شود. چراکه فرصت های رشد نیاز به تامین مالی خارجی ایجاد می‌کند که آن هم، انگیزه برای افشای اختیاری را افزایش می‌دهد (فرانکل و همکاران124،1995).
اندازه شرکت: تحقیقات قبلی(کازنیک و لو125، 1995؛ احمد و کورتیز126،1999؛ ثقفی و ملکیان،1376) نشان دادند که بین اندازه شرکت و افشای اختیاری رابطه وجود دارد. بنابراین لگاریتم طبیعی اندازه شرکت به عنوان متغیر کنترلی منظور می‌شود.
9-3- روش‌هاي آماري تحليل اطلاعات
از نظر آماری در این پژوهش عمدتا از تکنیک های تحلیل همبستگی و رگرسیون چند متغیره استفاده می‌شود. “تحلیل همبستگی ابزاری آماری برای تعیین نوع و درجه رابطه یک متغیر کمی با متغیر کمی دیگر است”(مومنی،1389). در رابطه با آزمون فرضیه مربوط به این پژوهش می بایست از تحلیل همبستگی جزیی (تفکیکی) استفاده نمود. همبستگی جزیی، همبستگی میان دو متغیر با حذف اثرات سایر متغیرهاست. در صورتی که تحلیل های همبستگی، وجود رابطه بین رتبه شرکت و میزان افشای اختیاری را تایید نمود، در ادامه به منظور تعیین نوع رابطه از آزمون رگرسیون چندگانه (چندمتغیره) استفاده خواهیم کرد.
10-3- تحلیل عاملی
در برخي تحقيقات به دلايل مختلف با حجم زيادي از متغيرها روبرو هستيم. براي تحليل دقيق تر و رسيدن به نتايج علمي تر و در عين حال عملياتي تر، پژوهشگر به دنبال کاهش حجم متغيرها و تشکيل ساختار جديدي براي آنها است و به اين منظور از روش تحليل عاملي استفاده مي کند.
نخستين كار درباره تحليل عاملي توسط چارلز اسپيرمن (1904) صورت گرفت، به گونه اي كه وي را « پدر» اين روش شناخته اند. بعد از او كارل پيرسن (1910)، روش «محورهاي اصلي» را پيشنهاد كرد و هُتلينگ (1933) آن را به گونه كاملتري توسعه داد.
در حقيقت، هدف تشخيص اين عامل هاي مشاهده ناپذير بر پايه مجموعه اي از متغيرهاي مشاهده پذير است. عامل، متغير جديدي است كه از طريق تركيب خطي نمره هاي اصلي متغيرهاي مشاهده شده بر پايه فرمول زير برآورد مي شود:
Fj=∑WjiXi=Wj1X1+Wj2X2+…+WjpXp
كه در آن W ها بيانگر ضرايب نمره عاملي و P معرف تعداد متغيرها است.اميد اين است که با تعداد کمي از اين عاملها (يعني ترکيبهاي خطي نمره هاي اصلي متغيرهاي مشاهده شده)، بتوان تقريباً همه اطلاعاتي را که توسط مجموعه بزرگتري از متغيرها به دست مي آيد، در برگرفته و در نتيجه توصيف ويژگي هاي هر مشاهده را ساده ساخت.
1-10-3- انواع تحليل عاملي
1) تحليل عاملي اکتشافي127 :
محقق درصدد کشف ساختار زيربنايي مجموعه نسبتاً بزرگي از متغيرها است بدون وجود هيچ تئوري اوليه اي. هر متغيري ممکن است با هر عاملي ارتباط داشته باشد.
کاربردها: کاهش داده ها128 يا شناسايي ساختارها129
2) تحليل عامل تأييدي130 :
پيش فرض اساسي محقق، آن است که هر عاملي با زيرمجموعه خاصي از متغيرها ارتباط دارد. حداقل شرط لازم اين است که محقق در مورد تعداد عاملهاي مدل قبل از انجام تحقيق، پيش فرض معيني داشته باشد.
در هر روش استخراجي که مد نظر باشد، يک راه حل مناسب و خوب بايد پاسخ مناسبي به اين دو سوال ارائه کند:1- چه تعداد عامل براي معرفي متغيرها لازم است؟ 2- عاملها چه معنا و مفهومي دارند؟
2-10-3- مراحل انجام تحليل عاملي
1.     تشکيل ماتريسي از ضرايب همبستگي متغيرها،
2.     استخراج عاملها از ماتريس ضريب همبستگي،
3.     چرخش عاملها به منظور به حداکثر رساندن رابطه بين متغيرها و عاملها
4.     محاسبه بار عاملي (نمره عاملها) براي تعيين عاملهاي مورد نظر
نکته 1: معمولاً عاملهايي انتخاب مي شوند که بار عاملي آنها بيشتر از 4/0 باشد.
نکته 2: برخي از صاحبنظران معتقدند در تحليل عاملي، تعداد مشاهدات حداقل بايد 10 برابر تعداد متغيرها باشد. برخي حتي اعتقاد به حداقل 20 برابر تعداد متغيرها دارند.
11-3- آزمون‏هاي آماري
آزمون‏هاي مورد استفاده به منظور بررسی مدل و فرضیه‌ها به قرار زير است:
1-11-3- آزمون معنيدار بودن اثرات فردي F ليمر131
براي انتخاب بين روش‌هاي دادههاي تابلويي و داده‏هاي تلفيقي، از آماره F ليمر استفاده مي‏شود. اين آزمون مقايسه بين مجموع مربعات جملات خطا (RSS)132 در روش دادههاي تابلويي و دادههاي تلفيقي ميباشد. از آنجا كه در روش دادههاي تلفيقي، پارامترهاي محدود كننده بيشتري (ازقبيل آنكه ضرائب عرض از مبدأ α در طول زمان و در بين دادههاي مقطعي، ثابت در نظر گرفته ميشوند) وجود دارد، لذا انتظار بر اين است كه روش داده‏هاي تلفيقي نسبت به دادههاي تابلويي، RSS بيشتري داشته باشد. بنابراين اگر RSS مدل حداقل مربعات معمولي (OLS)133 ، با اضافه شدن محدوديتها به طور معنيداري افزايش پيدا نكند، بهتر است كه اين روش استفاده گردد. در غير اين صورت، روش دادههاي تابلويي مناسب تر مي باشد.
2-11-3- آماره هاسمن
براي بررسي اين موضوع که آيا عرض از مبدأ بصورت اثرات ثابت است يا اينکه در ساختار واحدهاي مقطعي (کشورها) بصورت تصادفي عمل ميکند از اين آماره استفاده مي‏شود. فرضيه اين آماره به صورت زير است:

آزمون هاسمن :

ماتريس واريانس- كوواريانس به روش اثرات تصادفي
ماتريس واريانس- كوواريانس به روش اثرات ثابت
برآورد به روش اثرات تصادفي برآورد به روش اثرات ثابت
درصورتي كه فرضيه رد گردد بايد از روش اثرات ثابت استفاده كرد و اگر اين فرضيه پذيرفته شود روش اثرات تصادفي ملاك تجزيه و تحليل قرار خواهد گرفت
3-11-3- آزمون t
آزمونt براي نمونه‏هاي كوچك كاربرد دارد. توزيع t از بسياري جهات شبيه توزيع نرمال است و زماني كه حجم نمونه به 30 برسد تقريباً با توزيع نرمال يكي ميشود (حافظ نيا،1382). در پژوهش حاضر به منظور بررسي معنيدار بودن ضرايب محاسبه شده، ضرايب همبستگي و مدل‌هاي رگرسيوني از اين آزمون استفاده شده است. بر اين اساس، چنانچه سطح معني‏داري134 محاسبه شده كمتر از 05/0 باشد، در اين صورت مقادير محاسبه شده از لحاظ آماري در سطح اطمينان 95 درصد معنيدار هستند.
4-11-3- آزمون F
معمولاً از آزمون t براي مطالعه تفاوت و اثرگذاري در رابطه با دو متغير استفاده مي‏شود. در مواردي كه اثرگذاري چند متغير مد نظر باشد آزمون t صرفا قادر است به طور مجزا به بررسي اثرگذاري هر يك از متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته بپردازد در اين صورت بروز اشتباهات آماري و محاسبات غلط اجتناب ناپذير خواهد بود. به منظور رفع اين مشكل از آزمون F فيشر استفاده مي‏شود. اين روش امكان تشخيص تفاوت‏هاي معني‏دار بين گروه‏ها و تاثير كل متغيرها به صورت همزمان را فراهم مي‏آورد (حافظ نيا، 1382)
5-11-3- ضريب تعيين
ضريب تعيين مهمترين معياري است كه با آن مي‏توان رابطه بين دو متغير x و y را توضيح داد. اين ضريب شاخصي است كه بيانگر درصد تغييرات بيان شده بوسيله معادله رگرسيون است. بعبارت ديگر اين شاخص نشان مي‏دهد كه چند درصد مقادير پيش‏بيني شده متغير وابسته با مقادير واقعي انطباق دارد.
6-11-3- فروض مدل رگرسيون خطي کلاسيک
تحليل رگرسيون مبتني بر چند فرضيه اساسي و ساده مي‏باشد و اگر يك يا چند مورد از اين مفروضات برقرار نباشد، تفسير مربوط به تحليل رگرسيون نادرست بوده و پيش‏بيني‏هاي انجام شده بر اساس آن ضعيف خواهد بود. اين مفروضات عبارتند از:
الف- عدم وجود ناهمساني واريانس Ui ها.
ب- عدم وجود هم خطي کامل بين متغيرهاي توضيحي.
ج- عدم وجود خود همبستگي بين Ui ها.
د- ميانگين اجزاي باقيمانده (خطاها) مساوي صفر است [E(Ui)=0].
ه- کوواريانس صفر بين Ui ها و Xi ها.
و- عدم وجود تورش تصريح.
ز- غير تصادفي بودن متغيرهاي توضيحي.
در مدل داده‏هاي تابلويي دو مورد ازاهميت بيشتري برخوردار است كه در ادامه توضيح داده شده است.
7-11-3- ناهمساني واريانس
يکي از مهمترين فروض مدل کلاسيک رگرسيون خطي اين است که اجزاي اخلالUi که تابع رگرسيون جامعه ظاهر مي‏شوند، داراي واريانس همسان هستند. اگر ناهمساني واريانس‏ها وجود داشته باشد آزمون‏هاي t و F نتايج غلطي را ارائه مي‏دهند و آنگاه نمي‏توان فرضيه‏ها را با آزمون F و tتجزيه و تحليل كرد (گجراتي135، 1386).
8-11-3- عدم خود همبستگي جملات خطا
اصطلاح خود همبستگي را ميتوان چنين تعريف کرد: همبستگي بين سري مشاهداتي که در زمان (مانند داده‏هاي سري زماني) يا مکان (مانند دادههاي مقطعي) رديف شدهاند (گجراتي، 1386).
در مدل کلاسيک رگرسيون خطي فرض ميشود که در اجزاء اخلال چنين خود همبستگي وجود ندارد. به اين معني که جزء اخلال مربوط به يک مشاهده، تحت تأثير جزء اخلال مربوط به مشاهده ديگر قرار نميگيرد. زماني كه بين جملات خطا ارتباط وجود داشته باشد، مشكل خود همبستگي بين جملات خطا پيش ميآيد. در صورت وجود خود همبستگي مشکلات زير بروز مينمايد:
الف- هر چند تخمينزنهاي OLS بدون تورش باقي ميمانند، اما کارا نيستند (در بين همه تخمينزنهاي بدون تورش داراي حداقل واريانس نيستند).
آزمونهاي t و F معمولي جهت معنيداري مدل‌ها نميتوانند به کار گرفته شوند.
واريانس خطا اريبدار است.
واريانس ضرايب مدل نيز اريبدار است.
براي تشخيص وجود خود همبستگي ميتوان از روش ترسيمي، آزمون دوربين_ واتسون136 و LM137 استفاده نمود.

الف- روش ترسيمي
اگر بتوان باقيماندههاي روش OLS را در مقابل زمان ترسيم نمود آنگاه وجود خود همبستگي به وسيله مشاهده يك الگوي پيوسته در جملات خطا شناخته ميشود؛ بدين معني که اگر اندازه جمله خطا به تدريج بزرگتر يا كوچكتر شود، يا يك الگوي سيكلي را نشان دهد، معرف آن است كه متغير ديگري وجود دارد كه به طور سيستماتيك بر متغير مستقل اثر دارد(گجراتي، 1386).
ب- آزمون دوربين- واتسون
اين آزمون از مشهورترين آزمونها جهت تشخيص خود همبستگي است. زماني که آماره دوربين واتسون در حدود دو باشد، معرف آن است كه خود همبستگي وجود ندارد، ولي مقادير بالاتر يا كمتر از 2 معرف آن است كه جملات خطا به صورت تصادفي اتفاق نميافتند و بنابراين، نتايج غيرواقعي است (گجراتي، 1386).
ج- آزمونLM
آزمون LM که منتسب به بروش- گادفري138 است، يکي از کاملترين آزمونهاي تشخيص خود همبستگي است. در اين روش علاوه بر خود همبستگي از درجه يک، خود همبستگي از درجات بالاتر نيز قابل تشخيص است (گجراتي، 1386).

12-3- نرم افزارهاي تجزيه و تحليل
. اطلاعات مورد نياز پس از گردآوري، در نرم افزار Excel جمع بندي شده و به منظور تجزيه و تحليل نهایی از نرم افزارهای Eviews و SPSS استفاده شده است.
13-3- خلاصه فصل
در اين فصل روش شناسي، جامعه و نمونه آماري، روش‌هاي گردآوري اطلاعات و روش‌هاي آماري تجزيه و تحليل آن ها، فرضيه ها و مدل‌هاي تجربي مورد استفاده براي آزمون آنها تشريح گرديد. پژوهش حاضر، اثباتي، غيرآزمايشي (شبه آزمايشي)، توصيفي- هم بستگي، تجربه گرايانه و از منظر نوع مطالعه و نحوه ي گردآوري داده ها ميداني-كتابخانه اي مي باشد. اين پژوهش به بررسي رابطه رتبه‌بندی شرکت‌ها براساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با میزان افشای اختیاری اطلاعات در بافت بازار سرمايه و محيط گزارشگري مالي كشورمان، ايران، مي پردازد. مشاهدات مورد بررسي در اين پژوهش مشتمل بر تعدادي از شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زماني سا لهاي 1387 تا 1391 مي باشند. در اين تحقيق از مدل تجزیه و تحلیل بنیادی به منظور رتبه‌بندی شرکت‌ها و هم چنین مدل بوتوسان(1997) براي سنجش میزان افشای اختیاری اطلاعات استفاده شده است. عمده آزمون هاي آماري كه در پژوهش حاضر براي استنتاج در خصوص فرضيه ها ازآن ها استفاده مي شود مشتمل بر تجزيه و تحليل رگرسيون چندمتغيره و تجزيه و تحليل ضرايب همبستگي مي باشند.
در فصل آتي با استفاده از روش‌هاي اندازه گيري و مدل‌هاي معرفي شده در اين فصل و در قالب چارچوب نظري كه در فصل دو و تا حدي در فصل حاضر تبيين گرديد، فرضيه هاي تحقيق براساس داده هاي گردآوري شده مورد تجزيه و تحليل و بررسي آماري قرار خواهند گرفت.

فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده‌ها

1-4- مقدمه
کلیات، مبانی نظری، پیشینه و روش پژوهش حاضر در فصل‌های قبل مورد بررسی قرار گرفت. در راستای مطالب فصل‌های پیش و در چارچوب کلیات پژوهش، این فصل به تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده و ارایه یافته‌های تجربی پژوهش اختصاص یافته است. تجزيه و تحليل اطلاعات به عنوان بخشي از فرآيند روش پژوهش علمي يکي از پايههاي اصلي مطالعه و بررسي است. به عبارتي ديگر در اين فصل پژوهشگر براي پاسخگويي به مسأله تدوين شده و يا تصميمگيري در مورد تأييد يا رد فرضيه يا فرضيههايي که براي پژوهش در نظر گرفته است از روش‌هاي مختلف تجزيه و تحليل استفاده ميکند. پس از آنکه در فصل گذشته روش پژوهش مشخص شد، اکنون نوبت آن است که داده‏هاي مورد نياز براي آزمون فرضيه پژوهش جمع‏آوري شود و با استفاده از روش‌هاي آماري متناسب با روش پژوهش و نوع متغيرها، دسته‌بندي و تجزيه و تحليل گردد. در این فصل، فرضیه‌های پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد و یافته‌های تجربی مرتبط با آن ارایه می‌گردد. آمار توصیفی متغیرهای مربوط به پژوهش، برون‌دادهای آزمون‌های آماری انجام شده در زمره مطالب ارایه شده در این فصل قرار می‌گیرند.
داده‏هاي جمع آوري شده از صورت‌هاي مالي با استفاده از نرم افزار Excel دسته بندي شدند و با استفاده از نرم افزار آماري Eviews آزمون فرضيه های پژوهش انجام شد که خلاصه نتايج آزمون‏هاي آماري صورت گرفته بر فرضيه های پژوهش در ادامه اين فصل ارائه می‌گردد.

2-4- تحلیل عاملی
1-2-4- مراحل انجام تحليل عاملي
1.     تشکيل ماتريسي از ضرايب همبستگي متغيرها،
2.     استخراج عاملها از ماتريس ضريب همبستگي،
3.     چرخش عاملها به منظور به حداکثر رساندن رابطه بين متغيرها و عاملها
4.     محاسبه بار عاملي (نمره عاملها) براي تعيين عاملهاي مورد نظر
نکته 1: معمولاً عاملهايي انتخاب مي شوند که بار عاملي آنها بيشتر از 4/0 باشد.
نکته 2: برخي از صاحبنظران معتقدند در تحليل عاملي، تعداد مشاهدات حداقل بايد 10 برابر تعداد متغيرها باشد. برخي حتي اعتقاد به حداقل 20 برابر تعداد متغيرها دارند.
2-2-4- تحليل عاملی شاخص‌های مالی
در نمودار زير بر اساس مقدار ويژه بيشتر از يک بايد سه عامل انتخاب شود.

نمودار 1-4، نمودار نزولی مقادیر ویژه

جدول1-4، KMO و آزمون بارتلت

KMO(معیار کفایت نمونه ها
 
 
0.638
 
تخمین کای مربع
1434.161
آزمون بارتلت
درجه آزادی
 
36
 
سطح معنی داری
0.000
 
 
 
 

مقدار سطح معني داري آزمون بارتلت برابر با 000/0 است ( كمتر 05/0 است ) و مقدار KMO مناسب بودن تحليل عاملي را براي اين داده ها نشان ميدهد مقدار KMO برابر با 64/0 است ( مقادير 60/0 >KMO مناسب بودن استفاده از اين تحليل را نشان ميدهد).

جدول2-4، تحلیل واریانس شاخص‌های مالی

شاخص
مقادیر ویژه
بار عاملی

جمع
واریانس%
انباشته واریانس%
جمع
واریانس%
انباشته واریانس%
1
3.455
38.384
38.384
3.373
37.473
37.473
2
1.84
20.442
58.826
1.645
18.278
55.024
3
1.278
14.198
73.024
1.555
17.274
73.024
4
0.961
10.679
83.703
 

 
5
0.617
6.859
90.562
 

 
6
0.315
3.504
94.066
 

 
7
0.286
3.173
97.240
 

 
8
0.158
1.755
98.994
 

 
9
0.091
1.006
100.000
 
 
 

از آنجايي‌كه بعد داده‌ها كاهش مي‌يابد بنابراين انتظار اين است كه دقت كمي از حالت اصلي كمتر شود. در اينجا بعد داده‌ها از 9 به 3 كاهش پيدا كرده است اين 3 عامل 0/73 درصد از تغييرات كل را بيان مي‌كند.

جدول3-4، ماتریس ضرایب شاخص‌های مالی در عامل های به دست آمده
شاخص‌های مالی
عامل

1
2
3
بازده داراییها(ROA)
0.916
0.221
-0.038
بازده سود نقدی(DIVEQ)
0.885
0.096
-0.036
بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)
0.877
0.113
0.106
نسبت سود ناویژه به فروش(MARGIN)
0.847
-0.357
-0.101
گردش کل داراییها(TURN)
-0.108
0.82
0.058
بدهی بلندمدت به حقوق صاحبان سهام(LEVG)
-0.166
-0.622
0.17
نسبت جاری(LIQUID)
0.466
0.479
-0.169
گردش موجودی کالا(SLINV)
-0.064
0.098
0.919
نسبت موجودی کالا به کل داراییها(INVT)
-0.046
0.385
-0.791

در جدول 3-4 عامل‌ها محاسبه شده‌اند. بنابراين سه عامل را به ترتيب اهميت مي‌توان به صورت سه معادله زیر نوشت:
عامل اول:
عامل دوم:

عامل سوم:

پس به جاي استفاده از متغيرهاي اصلي از 3 عامل بدست آمده استفاده مي‌گردد.

3-4- آمارتوصیفی
آمار توصیفی به آن دسته از روش‌های آماری گفته می‌شود که به پژوهشگر در طبقه بندی، خلاصه کردن، توصیف و تفسیر و برقراری ارتباط از طریق اطلاعات جمع آوری شده کمک میکند (دلاور، 1390). يکي از مهمترين مزاياي استفاده از آمار توصيفي خلاصه کردن حجم عظيمي از اطلاعات است.همانطور که اشاره شد، از نرم افزار Excel براي دسته بندي داده‏هاي جمع آوري شده از صورت‌هاي مالي، روند معاملات شرکت‌هاي عضو نمونه آماري استفاده شده است و با استفاده از همين نرم افزار براي محاسبه متغيرهاي پژوهش که فرمول محاسبه آن‌ها در فصل سوم تشريح شد، مورد استفاده قرار گرفته است. براي ارائه يک نماي کلي از خصوصيات مهم متغيرهاي محاسبه شده، در جدول 4-4 برخي از مفاهيم آمار توصيفي اين متغيرها، شامل ميانگين، انحراف معيار حداقل، حداکثر و … ارائه شده است.

جدول 4-4 آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش
متغیرهای پژوهش
شاخص‌های مرکزی
شاخص‌های پراکندگی
شاخص‌های شکل توزیع
ازمون جارک برا

میانگین
میانه
انحراف معیار
حداقل
حداکثر
چولگی
کشیدگی
آماره
احتمال
رتبه‌بندی(Ranking)
25
25
14.17
1
49
0.00-
1.79
14.72
0.000
افشاء اختیاری (Disclosure)
0.32
0.32
0.08
0.08
0.52
0.44-
2.93
8.24
0.016
بازدهی(RET)
21.63
19.82
20.41
12.47-
184.2
4.49
33.76
10486
0.000
میانگین انحراف معیار بازدهی (SDRET)
18.5
16.54
10.87
7.12
102.6
4.29
29.75
8062
0.000
بازار به ارزش دفتری (MTB)
3.07
2.46
2.43
0.39
18.68
2.45
12.71
1209
0.000
اندازه شرکت139SIZE
28.05
27.67
1.80
24.98
32.67
0.68
2.74
19.95
0.000
(NEG_RET)
0.04
0
0.198
0
1
4.64
22.54
4778
0.000
مالکیت مدیریتی140 (CEO_HOLD)
0.975
1
0.154
0
1
6.15-
38.85
14672
0.000

همانطور که در جدول4-4 مشاهده می‌شود میانگین و میانه متغیرها تقریبا نزدیک به هم هستند در نتیجه از روند نرمالی برخوردار هستند. همچنین قابل ذکر است که متغیر افشا اختیاری شرکت‌ها نشان می‌دهد که شرکت‌ها به طور میانگین 0.32 دارای ارزش افشاء اختیاری می باشند.
4-4- همبستگی بین متغیر های پژوهش
در صورت وجود همبستگی میان متغیرهای مستقل مدل ، هر متغیر را میتوان به صورت تابعی از متغیر دیگر تعریف نمود که وجود این امر میتواند در تحلیل رگرسیون و اخذ نتیجه منطقی از مدل تأثیر نامطلوب داشته باشد. جهت کنترل عدم وجود همبستگی میان متغیرها ( نرمال یا غیرنرمال) میتوان از یکی از آزمونهای پیرسون ( توزیع نرمال ) و یا اسپیرمن ( توزیع غیرنرمال) استفاده کرد. ماتریس همبستگی بین متغیرهای تحقیق در جدول زیر ارائه شده است.
جدول5-4 همبستگی بین متغیرهای پژوهش

(1)
(2)
(3)
(4)
(5)
(6)
(7)
رتبه‌بندی شرکت (1)
1

ارزش بازار به ارزش دفتری(2)
0.08-
1

بازدهی(3)
0.02
0.212
1

میانگین انحراف معیار بازدهی (4)
0.06-
0.217
0.90
1

اندازه شرکت (5)
0.09-
0.489
0.192
0.282
1

(NEG_RET)(6)
0.182-
0.116-
0.252-
0.144-
0.00-
1

مالکیت مدیریتی (7)
0.00
0.068
0.00-
0.058
0.181
0.032
1

نتایج منعکس در جدول5-4 نشان می‌دهد که متغیر های پژوهش از همبستگی بالایی برخوردار نیستند و در نتیجه می توان تصمیم گرفت که بین داده ها مشکل هم خطی بوجود نیایید.
5-4- آزمون نرمال بودن متغیر وابسته
در انجام این تحقیق تخمین پارامترهای مدل با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره انجام شده است که این امر بر این فرض استوار است که متغیر وابسته تحقیق از توزیع نرمال برخوردار باشد. بنابراین لازم است نرمال بودن متغیر افشاء اختیاری را مورد آزمون قرار گیرد. نرمال بودن متغیر وابسته به این معنا است که ‌امید ریاضی خطاها صفر و واریانس آنها نیز ثابت باشد. از آنجا که نرمال بودن متغیر وابسته به نرمال بودن باقیماندههای مدل ( تفاوت مقادیر برآوردی از مقادیر واقعی ) میانجامد ، بنابراین لازم است نرمال بودن متغیر وابسته قبل از برآورد پارامترها کنترل شود و در صورت برقرار نبودن این شرط راه حل مناسبی برای نرمال نمودن آن ( از جمله تبدیل نمودن آن ) اتخاذ نمود. در این پزوهش از طریق آماره جارک برا141 این موضوع را مورد بررسی قرار می گیرد. اگر سطح اهمیت آماره اين آزمون بيشتر از 05/0 باشد (P.05) فرضیه مبنی بر نرمال بودن توزیع متغیر پذيرفته می‌شود در غیر این صورت فرضیه مقابل مبنی بر نرمال نبودن دادهها پذیرفته می‌شود. نتایج آزمون جارک برابرای متغیر وابسته پژوهش(افشاء اختیاری(Disclosure)) در جدول 6-4 ارائه شده است.

جدول6-4نتايج آزمون نرمال بودن توزیع متغیر وابسته پژوهش
متغیر
آماره آزمون
سطح

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره افشای اختیاری، میزان افشای اختیاری، اطلاعات مالی، افشای داوطلبانه Next Entries منبع پایان نامه درباره سطح معنادار، افشای اختیاری، میزان افشای اختیاری، ضریب تعیین