منبع پایان نامه درباره افراد مبتلا، گروه کنترل، هورمون رشد

دانلود پایان نامه ارشد

الف)كاهش توانايي انسولينسازي پانكراس در اثر افزايش سن ب)نياز به افزايش مشخص انسولينسازي براي جبران مقاومت به انسولين كه در چاقي ايجاد ميشود.ديده شده است كه در افراد چاق در حالات ناشتا و در شرايط تحريك گلوكز افزايش سطح انسولين پلاسما وجود دارد كه اين امر به علت مقاومت بافتهاي محيطي به عمل انسولين ميباشد. كاهشوزن نياز به انسولينسازي را كم ميكند و اين اغلب ميتواند كليد درمان تظاهرات بيوشيميايي و باليني ديابت باشد. در يك پژوهش وجود رابطهي اصلي بين چاقي و بروز ديابت نوع دوم به اثبات رسيده است. دانشمندان خاطرنشان كردند كه اين كشف تازه به توليد داروهايي براي پيشگيري از بروز ديابت منجر خواهدشد. اين در حالي است كه محققان تاكيد مي‌كنند بر اساس مطالعات پيشين، اشخاصي که بعد از تشخيص ديابت نوع دوم بهزودي وزن خود را کم مي‌کنند، کنترل بهتري روي فشار خون و قند خونشان مي‌توانند داشته باشند(هريس و همکاران،2011).
گروهي از پژوهشگران دريافته‌اند كه سلول‌هاي چربي، پروتئيني جديد موسوم بهPEDF132 آزاد مي‌كنند و اين پروتئين زنجيره‌اي از اتفاقات و تعاملاتي را مورد هدف قرار مي‌دهد كه در نهايت منجر به بروز ديابت نوع دوم مي‌شوند. وقتي PEDF در جريان خون آزاد شد، حساسيت ماهيچه‌ها و كبد در برابر انسولين كمتر مي‌شود، سپس غدهي پانكراس براي جبران اين اختلال ناچار مي‌شود انسولين بيشتري توليد نمايد. اين فشار و پركاري بهتدريج به پانكراس آسيب رسانده و توليد انسولين را كاهش داده يا متوقف مي‌كند و در نهايت اين فرايند موجب بروز ديابت مي‌شود. هامان133(2006) در تحقيقي در مرکز هماهنگي برنامه پيشگيري از ديابت به اين نتيجه رسيد که در افرادي که در بخش تغيير سبک زندگي اينبرنامه شرکت داشتند که شامل کاهش مصرف کالري و چربي با هدف کاهش7درصد از وزن بود، در طول يک دوره سه ساله احتمال ابتلا به ديابت 58درصد کاهش يافت. در شروع اين بررسي همهي شرکتکنندگان داراي اضافه وزن بودند و توانايي آنها در سوخت و ساز قند دچار اشکال بود که آنها را در معرض خطر بالاي ابتلا به ديابت قرار ميداد. هدف ديگر اين مداخله اين بود که مشارکتکنندگان به طور متوسط دستکم5/2ساعت در هفته ورزش کنند. هامان و همکارانش به دنبال بررسي عواملي بودند که بيشترين تاثيررا بر کاهش خطر ابتلا به ديابت داشته باشد؛ کاهش وزن، ورزش و کاهش چربي غذايي. اين پژوهشگران نتيجهگيري ميکنند که مداخلات در جهت کاهش خطر ديابت بايد در جهت هدف کاهش وزن به عنوان شاخص اصلي موفقيت باشد(هريس و همکاران،2011).
2-2-7-2-فعاليت بدني و ديابت
كاهش فعاليت بدني و عدم شركت در فعاليت هاي ورزشي با مكانيسمهاي مختلفي بر پديدايي ديابت و آثار آن مي افزايد. به نظر ميرسد اصليترين شيو هي تاثير فعاليت بدني بر ديابت، با تاثير آن بر ميزان مصرف انرژي و به تبع آن چاقي در ارتباط باشد كه از طرف سازمان جهاني بهداشت به عنوان مهمترين عامل خطر ديابت در نظر گرفته شده است. از ديگر سازوكارهاي تاثير فعاليت بدني بر ديابت، ميتوان به نقش آن در تعديل استرس به عنوان عامل موثر ديگر بر ديابت اشاره نمود(پورشريفي و همکاران،1386). بعلاوه در ديابت نوع2 انسولين نمي‌تواند وظيفهي خود در بدن را بهدرستي انجام دهد و در واقع يك حالت مقاومت به انسولين در بدن وجود دارد. بهترين عامل اين افزايش مقاومت، چربي‌هاي اضافي بدن هستند. بنابراين با رعايت رژيم غذيي و فعاليت ورزشي منظم كه هر دو منجر به كاهش وزن و كمتر شدن چربي‌هاي اضافي بدن مي‌شوند مي‌توان مقاومت به انسولين را كاهش داد و بدين وسيله قند خون را بهتر كنترل كرد.
ورزش منظم، کنترل قندخون را در مبتلايان به ديابت نوع ? بهبود ميبخشد و ممکن است منافع مشابهي در ديابت بارداري داشته باشد. نکتهي جالب اينکه ناهنجاريهايي که باعث بروز مقاومت به انسولين (ديابت نوع ? و ديابت بارداري) ميشوند، با کاهش وزن، رژيم غذايي و فعاليت بدني قابل بازگشت هستند. از اين رو تغيير شيوهي زندگي با تمرکز بر کاهش وزن و افزايش فعاليت بدني از راهکارهاي اصلي پيشگيري از بروز ديابت در افرادي است که تست تحمل گلوکز (اندازه گيري قندخون بيمار پس از نوشيدن محلول قندي) مختل دارند. تاکنون تمرين هاي منظم ورزشي در کنترل مطلوب قندخون بيماران مبتلا به ديابت نوع ? موثر نشان داده نشدهاند، ولي ميتوانند به عنوان يک درمان فرعي ايمن و اثربخش براي اين افراد تجويز شوند.
شرکت منظم در تمرينهاي ورزشي، بهغير از تاثير بر کنترل قندخون، آثار سودمند بسياري از جمله بهبود وضعيت قلبي عروقي، متابوليک و سلامترواني براي بيمار مبتلا به ديابت به دنبال خواهدداشت. ورزش، در پيشگيري اوليه و ثانويه بيماري هاي قلبي عروقي و پيشگيري از عوارض خاص بيماري ديابت کمککننده است.
2-2-7-3-تغذيه و ديابت
براي كاهش وزن يا جلوگيري از افزايش وزن و كاهش ورود انرژي به بدن، تغيير در رژيم غذايي ضروري است. پژوهشهايي كه طي آنها ميزان ورود انرژي به بدن بهطور دقيق كنترل ميشود، نشان دادهاند كه كاهشوزن، با هر نوع رژيم و پرهيز غذايي، زماني ميتواند اتفاق بيفتد كه انرژي دريافتي كمتر از انرژي مصرفي باشد )به عنوان مثال، دانسينگر134وهمکاران،2005 به نقل از پورشريفي و همکاران،1386).
مطالعات متعدد نشان دادهاند که تغذيهي سالم تاثير قابل توجهي در کنترل علائم و نيز جلوگيري از پيشرفت بيماري ديابت نوع دوم و نيز بيماريهاي پيشزمينه ي آن بويژه چاقي خواهدداشت. تغذيه درماني در كنترل ديابت مهمترين نقش را ايفا ميكند. هدف از تغذيهدرماني در ديابت، حفظ مقدار قند خون در محدودهي طبيعي، بهبود سطح چربيهاي خون، كاهش فشارخون، درمان و جلوگيري از عوارض ديابت همچون بيماريهاي قلبي عروقي، رتينوپاتي، نفروپاتي و نيز برآوردن نيازهاي تغذيه اي فرد است. در ديابت نوع 2، محدوديت كالري و كاهش وزن به حد متوسط (به ميزان 9-5/4کيلوگرم) باعث كنترل قند خون، كاهش مقاومت به انسولين و كاهش فشارخون مي شود، حتي اگر فرد به وزن نرمال نرسيده باشد. اين كاهش وزن وقتي بيشترين اثر و فايده را دارد كه بلافاصله بعد از تشخيص ديابت نوع 2 اعمال شود يعني وقتي كه ترشح انسولين هنوز به حد كافي صورت ميگيرد.
محدوديت كالري، بيشتر و سريعتر از كاهش وزن، قند خون را در افراد ديابتي كنترل ميكند. يعني مسألهي كالري در ديابت نوع 2، مهمتر از مسألهي وزن است. اين محدوديت بايد طوري باشد كه فرد 500-250 كالري كمتر از دريافت روزانه خود، دريافت كند.
كروم عنصري است كه از آن بهعنوان ( فاكتور تحمل گلوكز ) ياد ميشود و روي عملكرد انسولين تأثير ميگذارد. در حيوانات آزمايشگاهي كمبود كروم باعث افزايش قند، كلسترول و تري گليسيريد خون ميشود. هدف اصلي از رژيمدرماني در بيماران ديابتي، استفاده از موادغذايي به صورت متعادل است. اصولاً رژيم غذايياي كه توسط كارشناسان و متخصصان تغذيه براي افراد ديابتي تهيه ميشود داراي اهداف زير است:رساندن قند خون به سطح طبيعي، حفظ سطح چربيهاي خون در حد طبيعي، كاهش مشكلات خاص بيماران ديابتي، بهدستآوردن و حفظ وزن ايدهآل، رساندن مواد مغذي به بدن به ميزان لازم، تأمين انرژي موردنياز بدن جهت انجام فعاليتهاي لازم و جلوگيري از بروز عوارض و مشكلات ناشي از ديابت.
2-2-7-4-فشارخون و ديابت
فشارخون بالا همواره يکي از مشکلات بيماران ديابتي نوع ? به حساب ميآيد. تحقيقات جديد نشان داده‌اند كه اهميت كنترل فشار خون بالا در افراد ديابتي به منظور پيشگيري از عوارض ديابت به اندازهي اهميت كنترل قند خون است. توصيههاي درماني اخير با تأکيد بر کاهش فشار خون در اين افراد به کمتر از ميزان توصيه شده درافراد غير بيمار اين است که فشارخون دياستولي ?? ميلي مترجيوه در افراد ديابتي در مقايسه با فشار خون ?? ميلي مترجيوه خطر ابتلا به بسياري از بيماري هاي قلبي عروقي راكاهش ميدهد(اليوت135،1999). يکي از مهمترين پيامدهاي بيماري ديابت پيدايش شرايط استرس اکسيداتيو در بيماران است(مريسون، راگوبيرسينگ وپتر136،2006) که درنتيجهي توليد بيش از حد گونههاي واکنشگر اکسيژن(ROS)137 و يا کاهش ذخاير آنتياکسيداني ايجاد ميشود(کار، ژو و فري138،2000). مطالعه هاي گذشته نشان دادهاند که افزايش توليدراديکالهاي آزاد در پاتوژنز و ايجاد عوارض ديابت، وفشارخون بالا پرفشاري دخيل هستند(ساليس و پدروسا139،2006) به طوري که غلظت کمتر آنتي اکسيدانها افزايش توليد راديکال اکسيژن و کاهش توليد اکسيد نيتريک(NO) در نوتروفيلها و پلاکتهاي افرادديابتي بهاثبات رسيده است(فيورينا و همکاران140،1998). در واقع، هيپرگليسمي با اثر مستقيم بر توليدآنژيوتانسين از يک طرف و افزايش انسولين از طرف ديگر، در ايجاد پرفشاري خون در بيماران ديابتي نقش دارد . بيش از ?? % افراد مبتلا به ديابت نوع ? از افزايش فشار خون ناشي از مقاومت به انسولين رنج ميبرند(کار وهمکاران،2000).
2-2-7-5-استرس و ديابت
ديابت يک منبع استرس براي افراد مبتلا به اين بيماري است. استرس ناشي از ديابت اثرات منفي رواني زيادي دارد؛ از عمدهترين اين اثرها ميتوان به افسردگي اشاره نمود که اين خود نيز ميتواند با بياشتهايي، ايجاد بي نظمي در رژيم غذايي يا نپذيرفتن تزريق انسولين از طرف بيمار همراه شود و در نتيجه درمان و کنترل ديابت را دشوار سازد. اين موضوع در يک چرخهي معيوب باعث تشديد مشکلات هيجاني فرد از جمله استرس، افسردگي و اضطراب ميشود. به علاوه ممکن است در استرس، هورمرنهاي ديابتزا درگير باشند زيرا استرس ترشح هورمونهاي استرس از جمله کورتيزول را افزايش ميدهد. اين هورمون ها با مکانيسم هاي متفاوت و به صورت بالقوه به استرسهاي اجتماعي-رواني حساس هستند، به عنوان مثال کورتيزول با عمل اجازه دهندهي خود براي عملکرد برخي هورمون ها(کورتيزول) و براي سنتز ساير هورمون ها(هورمون رشد) ميتوانند فعاليت ديابتوژنيک خود را انجام دهند بهعبارتي گاهي وزن غدهي فوقکليه و در نتيجه فعاليت آن در بيماريهاي مزمن که خود نوعي استرس محسوب ميشوند افزايش مييابد. به علاوه شيوع فشار خون بالا در بيماران ديابتي نوع دو برابر افراد گروه کنترل گزارش شده است(علي پور،1390).
2-2-8-همبستههاي رواني ديابت
بخش عمده اي از كنترل ديابت به صورت مراقبت از خود انجام ميپذيرد، اما عواملي بر مراقبت از خود تاثير مي گذارد ، برخي از اين عوامل روان شناختي هستند؛ از مهمترين عوامل روان شناختي مرتبط با رفتارهاي خود مراقبتي ميتوان به تيپ شخصيتي و خودكارآمدي و حمايت اجتماعي اشاره كرد. البته بيشتر از آنكه خود حمايت اجتماعي موثر باشد ادراك افراد از حمايت اجتماعي و به عبارتي ديگر حمايت اجتماعي ادراک شده در اين خصوص نقش دارد. از ديگر عوامل روانشناختي ميتوان به خلق منفي بهويژه افسردگي و نيز باورهاي افراد در مورد جديبودن و قابلكنترلبودن ديابت )الگوهاي شخصي( اشاره كرد. درادامه هركدام از اين عوامل با ذكر پژوهشهاي مرتبط معرفي ميشود.
2-2-8-1-تيپ شخصيتيD
شخصيت که به سازمان پيچيدهاي از تمايلات و ويژگي ها اشاره دارد، با برآيندهاي مهم زندگي از جمله تندرستي و بيماري ميتواند در رابطه باشد(والتسون، والتسون و دوليس141142،1978) و به صورت مستقيم بر ميزان ترشح کورتيزول و قند خون و به صورت غيرمستقيم بر ادراک فرد از استرس تاثير ميگذارد. تيپهاي مختلفي از شخصيت باتوجهبه اثرات آن بر تندرستي تاکنون مشخص گرديدهاند. يکي از مشهورترين تيپهاي شخصيتي که تاکنون به عنوان يک عامل خطرزاي بيماري مورد مطالعه قرارگرفتهاست، تيپ شخصيتيAاست (اورسانو، اپستين و لازار143،2002؛ دنولت144،2000). اما اخيرا يک سازهي شخصيتي جديد يعني تيپ Dيا شخصيت درمانده مطرح گرديد. اين سازه نخستينبار در مطالعهي دنولت، و هيک145 (2001) مطرح گرديد.
تيپ شخصيتيDبا دو مولفهي تمايل فزاينده به تجربه هيجانات منفي مانند افسردگي، اضطراب، خشم و احساس خصومت و بازداري اجتماعي اين هيجانات مشخص ميشوند(نيکلسون و همکاران،2006؛ بارث و همکاران ،2004؛ اورسون رز و لويز،2005). افرادي که نمرهي بالايي در زمينهي هيجان پذيري منفي ميگيرند، صرفا ناراحت يا بيقرار نيستند بلکه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره عوامل خطر، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان Next Entries منبع پایان نامه درباره رفتار انسان، انتقال دانش، افراد مبتلا