منبع پایان نامه درباره افراد مبتلا، سلامت روان، کانون کنترل سلامت

دانلود پایان نامه ارشد

مبتني بر شناخت درماني، آموزش گروهي شناختي رفتاري، مداخلهي افزايش انگيزه و مداخلهي گروهي رواني اجتماعي بر بهبود شاخص هاي سلامت رواني(خودکارآمدي، بهزيستي، استرس ، مشکلات مرتبط با ديابت و کيفيت زندگي) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو.
3- تعيين و مقايسه اثر بخشي مداخلهي ذهن آگاهي مبتني بر شناخت درماني، آموزش گروهي شناختي رفتاري، مداخلهي افزايش انگيزه و مداخلهي گروهي رواني اجتماعي بر ميزان مراقبت از خود در افراد مبتلا به ديابت نوع دو.
4.بررسي نقش متغيرهاي سن، جنسيت، تيپ شخصيتي و کانون کنترل سلامت بر شاخصهاي سلامت (جسمي و رواني)و رفتار مراقبت از خود در بيماران مبتلا به ديابت نوع دو.
1-4- فرضيه هاي پژوهش
براي نيل به اهداف تحقيق، با استفاده از ادبيات تحقيق و مدل اعتقاد بهداشتي روزن استاک، يافته هاي ساير پژوهش ها و همچنين نوآوري هاي محقق، فرضيه هاي تحقيق به شرح زير تدوين مي گردد.

1. مداخلهي ذهنآگاهي مبتني بر شناخت درماني موجب بهبود شاخصهاي سلامت جسمي(HbA1c، کورتيزول و فشار خون) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.

2. مداخلهي گروهي شناختي رفتاري موجب بهبود شاخص هاي سلامت جسمي(HbA1c، کورتيزول و فشار خون) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.

3. مداخلهي گروهي رواني اجتماعي موجب بهبود شاخصهاي سلامت جسمي(HbA1c، کورتيزول و فشار خون) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.

4. مداخلهي گروهي رواني اجتماعي موجب بهبود شاخصهاي سلامت رواني(خودکارآمدي، بهزيستي، ،استرس ، مشکلات مرتبط با ديابت و کيفيت زندگي) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
5. مداخلهي گروهي رواني اجتماعي موجب افزايش رفتار مراقبت از خود در بيماران مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
6. مداخلهي افزايش انگيزه موجب بهبود شاخصهاي سلامت جسمي(HbA1c، کورتيزول و فشار خون) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
7. مداخلهي افزايش انگيزه موجب بهبود شاخصهاي سلامت رواني(خودکارآمدي، بهزيستي ، استرس و کيفيت زندگي) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
8. مداخلهي افزايش انگيزه موجب افزايش رفتار مراقبت از خود در بيماران مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
9- سن ، جنسيت، تيپ شخصيتي و کانون کنترل سلامت پيشبينيکنندهي شاخص هاي سلامت (جسمي و رواني) و ميزان مراقبت از خود است.
10.مداخلهي ذهنآگاهي مبتني بر شناخت درماني موجب بهبود شاخص هاي سلامت رواني(خودکارآمدي، بهزيستي ، استرس ، مشکلات مرتبط با ديابت و کيفيت زندگي) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
11. مداخلهي ذهن آگاهي مبتني بر شناخت درماني موجب افزايش ميزان مراقبت از خود در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
12.مداخلهي گروهي شناختي رفتاري موجب بهبود شاخص هاي سلامت رواني(خودکارآمدي، بهزيستي، استرس ،مشکلات مرتبط با ديابت و کيفيت زندگي) در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
13. مداخلهي گروهي شناختي رفتاري موجب افزايش ميزان مراقبت از خود در افراد مبتلا به ديابت نوع دو ميشود.
14.وضعيت شاخصهاي سلامت رواني(خودکارآمدي، بهزيستي، استرس، نگراني هاي ناشي از ديابت و کيفيت زندگي)به لحاظ نوع مداخله متفاوت هستند.
15.وضعيت شاخصهاي سلامت جسمي(قند خون، کورتيزول و فشارخون) به لحاظ نوع مداخله متفاوت هستند.
1-5-معرفي متغيرهاي پژوهش و تعاريف عملياتي آنها
1-5-1-آموزش گروهي شناختي-رفتاري
آموزش گروهي شناختي- رفتاري24بر اساس اصول درمان شناختي- رفتاري و درمان عقلاني- عاطفي اليس تدوين يافته است. چندين تكنيك شناختي- رفتاري )بازسازي شناختي، مديريت استرس( به بيماران كمك مي كند تا استرس مرتبط با ديابت را كاهش دهند و موانعي كه بر سر راه خودمديريتي وجود دارد از ميان برداشته و مهارتهاي مقابله اي خود را افزايش دهند. نتيجهي استفاده از اين تكنيكها بهبود مهارتهاي مراقبت از خود و افزايش كنترل بر ميزان قند خون است )اسنوك و اسکينر،2002). در پژوهش حاضر، آموزش گروهي شناختي- رفتاري، برگرفته از راهنماي آموزش گروهي شناختي رفتاري آلبرت اليس، متغير مستقل، در مقياس اسمي و داراي دوسطح است:
سطح اول، حضور در جلسههاي آموزش گروهي شناختي- رفتاري به مدت 6 جلسه ي يک ساعته است. اين جلسه ها بر اساس “راهنماي آموزش گروهي شناختي- رفتاري: ويژه ي افراد مبتلا به ديابت” اجرا مي شود )بودن در گروه مداخله(.
سطح دوم، عدم حضور در جلسههاي آموزش گروهي شناختي- رفتاري است )بودن در گروه شاهد(.
1-5-2-آموزش شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي
شناختدرماني مبتني بر ذهنآگاهي شامل مديتيشنهاي مختلف، يوگاي كشيدگي، آموزش مقدماتي دربارهي افسردگي، تمرين مرور بدن و چند تمرين شناختدرماني است كه ارتباط بين خلق، افكار، احساس و حسهاي بدني را نشان مي دهد. تمام اين تمرينها، به نوعي توجه به موقعيتهايبدني و پيرامون را در”لحظهي حاضر”ميسرميسازد و پردازشهاي خودكار افسردگيزا را كاهش ميدهد. در اين شيوه، منابع حسي مانند الگوهاي معنايي است. تمرينهاي بدني، باعث تغيير شكل مدل طرحواره ميشود(تيزدل25 و همکاران،2000). در پژوهش حاضر، آموزش گروهي شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي ، برگرفته از راهنماي جلسات مداخلهي ذهن آگاهي مبتني بر شناخت درماني(محمدخاني و خاني پور،1384)، متغيرمستقل در مقياس اسمي و داراي دوسطح است:
سطح اول، حضور در جلسههاي آموزش گروهي شناخت درماني مبتني بر ذهنآگاهي به مدت 8 جلسهي يک ساعته است. اين جلسهها بر اساس “راهنماي آموزش گروهي شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي: ويژهي افراد مبتلا به ديابت اجرا مي شود )بودن در گروه مداخله(.
سطح دوم، عدم حضور در جلسههاي آموزش گروهي شناخت درماني مبتني بر ذهنآگاهي است )بودن در گروه شاهد(.
1-5-3-مداخلهي گروهي افزايش انگيزه
درمان افزايش انگيزه26روشي مراجع محورو رهنمودي بهمنظور تقويت و افزايش انگيزهي دروني براي تغييرات از طريق کشف، شناسايي و حل ترديدها و دوسوگرايي است. اين درمان يک شيوهي مشاورهاي کوتاه مدت براي افزايش انگيزه جهت تغيير رفتارها بوسيلهي جستجو و حل مسائل دربارهي تغيير است(بريت27،2008). در پژوهش حاضر، آموزش گروهي افزايش انگيزه، برگرفته از راهنماي جلسات مداخلهي گروهي افزايش انگيزه (بريت،2008)مي باشد ، متغير مستقل در مقياس اسمي و داراي دوسطح است:
سطح اول، حضور در جلسه هاي آموزش گروهي افزايش انگيزه به مدت 4 جلسهي يکساعته است. اين جلسهها بر اساس “راهنماي آموزش گروهي افزايش انگيزه: ويژه ي افراد مبتلا به ديابت” اجرا ميشود )بودن در گروه مداخله(.
سطح دوم، عدم حضور در جلسههاي آموزش گروهي افزايش انگيزه است )بودن در گروه شاهد(.
1-5-4-مداخلهي گروهي رواني اجتماعي
سابورين وهمکاران(2011) شکل کوتاهي از مداخلهي رواني اجتماعي گروهي 28 را طراحي کردند ويژهي اصلاح رفتار، کمک به مديريت و ثبات هيجاني در بيماران ديابتي نوع 2. هدف مداخلات رواني اجتماعي حمايت رواني بيماران است. در پژوهش حاضر، آموزش گروهي رواني اجتماعي ه برگرفته از راهنماي جلسات مداخلهي رواني اجتماعي گروهي سابورين و همکاران(2011)مي باشد،
متغير مستقل در مقياس اسمي و داراي دوسطح است:
سطح اول، حضور در جلسههاي آموزش گروهي رواني اجتماعي به مدت6 جلسهي يک ساعته است. اين جلسهها بر اساس “راهنماي آموزش گروهي حمايت اجتماعي: ويژهي افراد مبتلا به ديابت” اجرا ميشود )بودن در گروه مداخله(.
سطح دوم، عدم حضور در جلسه هاي آموزش گروهي حمايت اجتماعي است )بودن در گروه شاهد(.
1-5-5-هموگلوبين گليكوزيله
هموگلوبين گليكوزيله يا هموگلوبين A1c ، شاخصي براي آگاهي از نحوهي كنترل ديابت است. قند خون طي فرايندي بنام گليكوزيلهشدن به هموگلوبين متصل ميشود، هرچه قندخون بيشتر باشد، گلوگز بيشتري به هموگلوبين وصل ميشود. آزمايش هموگلوبين A1c ، مقدار گليكوزيله شدن يا متوسط سطح قند خون را درطول 8 الي 16 هفتهي گذشته نشان ميدهد. دامنهي طبيعي هموگلوبين گليكوزيله )كه در افراد سالم ديده مي شود(، 4 تا9/5درصد است. افراد مبتلا به ديابت به صورت معمول ميزان بالايي از HbA1c دارند. ميزان HbA1c فرد ديابتي كه كنترل قندخون مناسبي دارد در دامنهي مرجع و يا نزديك آن قرار دارد. براي كنترل مناسب، فدراسيون بينالمللي ديابت مقدار زير5/6درصد را توصيه كرده است، در حالي كه درصد توصيه شده توسط انجمن ديابت آمريكا زير 3 درصد است. ميزان بالاي HbA1c نشان دهندهي كنترل ضعيف قند خون است )لارسن، هوردر و موقنسن،1990؛ به نقل از پورشريفي و همکاران، 1386). رابطهي ميان ميزانHbA1c و متوسط قند خون در شکل زير نشان داده شده است(فرمن و همکاران؛2007).
متوسط قندخون(dl?(mg ميزان HbA1c
4%*50
5%****80
6%*****115
7%*********150
8%************180
9%****************210
10*******************245
11%*******************280
12%**********************310
13%*************************345
14%***************************360
در پژوهش حاضر اندازهگيري هموگلوبين گليكوزيله توسط آزمايشگاه مرکز تحقيقات ديابت يزد انجام شدهاست. هموگلوبين گليكوزيله، شاخص زيستي است، سلامت جسمي را نشان ميدهد و در مقياس فاصلهاي است.
1-5-6-کورتيزول
کورتيزول هورموني است که توسط قشر غدهي آدرنال (غده فوق کليوي) ترشح ميشود و چند مسئوليت برعهده دارد. عملکرد اصلي اين هورمون افزايش ذخيرهي آمينواسيدها در کبد در مواقعي است که مقدار اين هورمون در آن کم باشد. اما اين عملکرد در جهت کاتابوليسم پروتئين نيز عمل ميکند. کورتيزول همچنين به بالا بردن فشار خون و قند خون نيز کمک ميکند و تاثير بازدارندهي ايمني بر بدن دارد (جلوگيري از تشکيل پادتنها و حضور آنتي ژن) و درنتيجه، وقتي مقدار زيادي از آن در طول زمان ديده شود، احتمال بيمار شدن فرد نيز وجود دارد چون در اين حالت عملکرد سيستم دفاعي بدن پايين ميآيد. يکي از بزرگترين فاکتورهاي موثر در ترشح کورتيزول در بدن، استرس است. وقتي تحت استرس و فشار عصبي باشيد، اين استرس چه از کار ناشي شده باشد، چه از مشکلات خانوادگي يا مالي، زمانيکه اين استرس به حد بالايي برسد، بدن شروع به ترشح مقدار بيشتري کورتيزول مي کند. کورتيزول به طور طبيعي صبحها در بالاترين سطح و شبها در پائينترين سطح، در بدن وجود دارد. با وجوديکه استرس تنها دليل ترشح کورتيزول به جريان خون نيست امّا به دليل آن که ترشح کورتيزول در جريان واکنش بدن به استرس، در سطح بالايي صورت ميگيرد و نيز به دليل آن که کورتيزول مسئول چند تغيير مربوط به استرس در بدن است به آن “هورمون استرس” گفته ميشود. در پژوهش حاضر اندازهگيري هورمون کورتيزول توسط آزمايشگاه مرکزي يزد انجام شده است. کورتيزول، شاخص زيستي است، سلامت جسمي را نشان ميدهد و در مقياس فاصلهاي است.
1-5-7-فشارخون
خون براي گردش موثر در عروق بدن از نيرو و فشاري برخوردار است که آن را به نقاط مختلف بدن ميرساند، اين افزايش فشار خون است که بيماري تلقي ميگردد. فشار خون نيرويي است که از طرف خون به ديواره رگ ها وارد مي شود. خوني که قلب آن را به داخل شريان ها پمپ مي کند تا با کمک آن ها به همه نقاط بدن برسد. بالاترين ميزان فشارخون ، “فشار سيستوليک “است که همان فشاري است که به هنگام انقباض ماهيچه قلب موجب ميشود تا خون از قلب به ساير نقاط بدن برسد.کمترين ميزان فشارخون، “فشار دياستوليک ” است که فشار بين ضربانهاي قلب محسوب مي شود و مربوط به زماني است قلب در حالت استراحت است. فشار خون بر حسب ميليمتر جيوه اندازه گيري مي شود. در پژوهش حاضر فشار خون بيماران در واحد پرستاري مرکز تحقيقات ديابت يزد، توسط کارشناس

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره علائم اضطراب، عوامل خطر، درد مزمن Next Entries منبع پایان نامه درباره کانون کنترل سلامت، سلامت روان، درد مزمن