منبع پایان نامه درباره اعتماد عمومی، رضایت آگاهانه، کیفیت زندگی، اقدامات درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

فاکتورهایی را که می توانند بر تصمیم گیری وی مؤثر باشند مانند ترجیحات، ارزش ها، شرایط زندگی و.. را با پزشک در میان می گذارد؛ سپس بیمار و پزشک با هم تصمیم می گیرند که کدام شیوه ی درمانی در حال حاضر و با شرایط موجود برای بیمار بهترین شیوه است؛ ممکن است در پایان، نتیجه بر این باشد که بیمار، قبل از اقدام، منتظر پیشرفت های علمی بیشتری بماند. این شیوه بخصوص زمانی مفید است که بیش از یک روش درمانی برای انتخاب وجود دارد. در این شیوه بیمار باید اطلاعات بیشتری جذب کند، سؤالات بیشتری بپرسد، سهم بیشتری در مشارکت در درمان داشته باشد و زمان بیشتری طول می کشد تا اولویت های خود را مشخص کند. برای بسیاری از افراد این تلاش ها ارزشمند است؛ زیرا احساس اطمینان بیشتری می کنند از اینکه می توانند بهترین انتخاب را برای اقدامات درمانی خود داشته باشند و از اینکه صرفاً در برابر روش درمانی پیشنهادی پزشک و روش های جایگزین، به دریافت ‘بله’ یا ‘خیر’ اکتفا نمی شود.”493
ب ـ شیوه ی آگاه سازی در درمان های طولانی مدت
در درمان های طولانی مدت روند آگاه نمودن بیمار بایستی در طول مدت درمان ادامه داشته باشد؛ بدین معنا که در طول درمان، هر زمان اطلاعات جدیدی در مورد آن روش درمانی به دست آید که ممکن است بر تصمیم گیری بیمار مؤثر باشد، در اختیار وی قرار گیرد. در طول مدت درمان پزشک باید در هر جلسه ی آگاه سازی مذاکرات، پرسش ها و پاسخ ها را در پرونده ی بیمار ثبت کند؛494 این مکتوب نمودن در مرحله ی اثبات ارائه ی اطلاعات به بیمار نیز می تواند به کار آید.
در پایان لازم به ذکر است بر خلاف اعمال پزشکی طولانی مدت، برای یک روش نسبتاً ساده که بیمار در مورد آن سؤالات اندکی در ذهن دارد، مثلاً درمان سرماخوردگی ساده، کل روند آگاه سازی می تواند در یک جلسه ی کوتاه مدت انجام گیرد و به نظر می رسد اگر قرار است بیمار اجمالاً آگاه شود، علم اجمالی صرفاً شامل این گونه اقدامات می شود.
در پایان شایان ذکر است که در کشورهای پیشرو در زمینه ی حقوق بیمار، آگاه سازی فرآیندی است که باید مراحل ذیل را طی نماید:
1- در مورد مزایا و خطرات احتمالی درمان به بیمار اطلاعات ارائه شود.
2- در مورد مزایا و خطرات احتمالی سایر گزینه ها برای انتخاب از جمله رد درمان مطلع شود.
3- فرصت بررسی اطلاعات و پرسش در مورد آنها به بیمار داده شود.
4- فرصت مشورت با افراد دیگر به بیمار داده شود.
5- مرحله ی تصمیم گیری بر اساس اطلاعات ارائه شده.
6- در میان گذاردن تصمیم اتخاذی با پزشک یا تیم پزشکی.495

فصل سوم
آثار آگاهی
این فصل در دو مبحث ارائه می شود:
مبحث اول: اثر حقوقی آگاهی
مبحث دوم: آثار عملی آگاهی
مبحث اول ـ اثر حقوقی
اثر حقوقی آگاهی مؤثر کردن رضایت است. از این مطلب در قسمت ضرورت آگاهی، به تفصیل سخن گفته شد و لذا جهت اجتناب از اطاله ی کلام، به بحث از آثار عملی آگاهی خواهیم پرداخت.
مبحث دوم ـ آثار عملی اگاهی
طرح مطلب
آگاه سازی بیمار موجب افزایش رضایت بیمار از اقدامات پزشکی، کاهش احتمال تعویض پزشک، افزایش قدرت پذیرش بیمار، کاهش عوارض جانبی ناشی از اقدامات پزشکی، بهبود نتایج درمان و مواردی از این دست است؛ همچنین آگاهی بیمار باعث می شود بیمار، تصمیم مناسب (یعنی تصمیمی که بیشترین تناسب را با شرایط موجود بیمار دارد)، اتخاذ کند؛ به علاوه، آگاهی دادن، حسّ اعتماد به حرفه ی پزشکی را افزایش می دهد و رابطه ی بیمار و پزشک را که اساس طبابت496 است تقویت می کند.
در ادامه از فواید و آثار عملی آگاهی، بیشتر سخن خواهیم گفت.
گفتار اول ـ مشارکت بیمار در درمان
یکی از مهم ترین آثار آگاهی، مشارکت فعّال در روند درمان است. در اکثر نوشته های مربوط به حقوق پزشکی، رضایت آگاهانه، به مفهوم مشارکت در تصمیم گیری است؛ به کار بردن واژه ی رضایت497 در این گونه نوشته ها که تداعی کننده ی مفهوم “مشارکت آگاهانه”498 است، به جای واژه ی موافقت499 که به مفهوم انتخاب منفعلانه500 می باشد، نشان دهنده ی این واقعیّت است که هدف اصلی و نهایی ارائه ی اطّلاعات و تفهیم آن به بیمار، در واقع جلب مشارکت فعّال وی می باشد.501
اخذ رضايت كلي و ساده بيمار، نسبت به عمليات پزشكي بدون مشارکت فعال وی، مباني حق بيمار را براي تصميم در خصوص آنچه نسبت به بدن وي مي خواهد انجام گيرد، متزلزل خواهد كرد.502 بنابراين هدف اصلي تئوري رضایت آگاهانه آن است که به بيمار اين فرصت داده شود که در تصميم گيري در خصوص سلامتش مشارکت آگاهانه داشته باشد و در واقع فرآيند آگاهي دادن به بيمار و شکل گيري رضايت آگاهانه را مي توان به عنوان دعوت از بيمار براي مشارکت فعال و آگاهانه در جريان عمليات پزشکي در نظر گرفت. در این زمینه، در ادامه، نظر برخی از نویسندگان را مشاهده می کنیم.
توجه به اصل اخلاقی خودمختاری و محترم شمردن استقلال اشخاص، این ضرورت را نشان می دهد که بیمار باید در تصمیم گیری های مرتبط با درمان خود مشارکت آگاهانه و متقابل داشته باشند.503
مشارکت آگاهانه در روند درمان، به صورت یک ارتباط متقابل است، نه یک تشریفات؛ تبادل اطلاعات و گفتگوها زاییده ی تعهدی است که پزشک جهت تقویت حسّ مشارکت بیمار، در تصمیم گیری درمانی حس می کند و زاییده ی این باور است که بدین طریق منافع درمانی بیمار، بهتر تأمین می شود.504
مشارکت آگاهانه به بیمار فرصت می دهد که در تعیین سودمندی یک مداخله ی پزشکی نقش داشته، سود و زیان هر مداخله ای را از دیدگاه خود ارزیابی کند و با هم فکری پزشک در مورد درمان مناسب خود تصمیم گیری کند؛ برای مثال اگرچه کنترل فشار خون با استفاده از دارو، خطر بیماری های قلبی عروقی را به طور چشم گیری کاهش می دهد، اما برای برخی بیماران، عوارض جانبی دارو چنان بر کیفیت زندگی، تأثیر گذار است که فرد، دیگر این روش را سودمند تلقی نمی کند؛ بر این اساس گفته شده است که می توان واژه ی رضایت آگاهانه را با عبارت مشارکت در تصمیم گیری های درمانی معادل گرفت.505
زمانی که فرد با اطلاع کافی از وضعیت خود، تصمیم صحیحی اتخاذ می کند، در وضعیت نا آگاهی یا در شرایط عدم اطلاع کافی، ممکن است تصمیماتی اتخاذ کند که به مصلحت وی نیست؛ از این رو مبادله ی اطّلاعات موجود با بیمار و تشریح اقدامات لازم برای بهبود روند درمان، بیمار را برای شرکت در تصمیمات درمانیِ صحیح، آماده می کند.506
اهمیت آگاه سازی بیمار تا حدی است که حتی این تفکر که آگاه نمودن بیمار ممکن است باعث نگرانی وی شود یا باعث کاهش امید به زندگی در فرد شود، نمی تواند دستاویزی برای نادیده گرفتن حقّ آگاهی بیمار باشد؛ ضمن اینکه آمارها هم نشانگر تمایل اکثر بیماران به دریافت اطلاعات و مشارکت در روند درمان است.507
عکس قضیه هم صادق است و خودداری عمدی پزشک از ارائه ی اطّلاعات، اثرات منفی در توانایی بیمار جهت اتخاذ یک تصمیم آگاهانه بر جای می گذارد.508 مطالعات متعدد تجربی ارتباط میان مشارکت فعال و آگاهانه ی بیمار و بهبود نتیجه ی بالینی مناسب، مانند افزایش سلامت روانی، برطرف شدن علائم بیماری، کاهش درد، بهبود علائم فیزیولوژیک و پذیرش راحت تر رژیم درمانی را به اثبات رسانده اند.509
از سوی دیگر منتقدان، بدون در نظر گرفتن اثرات مثبت آگاهی، مشارکت بیمار را به دلایل ذیل زير سؤال مي‌برند و نتیجه می گیرند که مقوله ی رضايت‌ آگاهانه، جنبه‌ي تشريفاتي و شعاري داشته و در عمل قابل اجرا نيست:
• از آنجايي كه اغلب بيماران متوجه اطلاعات داده شده ی پزشكي نمي‌شوند، بيان مسايل به ايشان به جز سردرگمي بيشتر، نفعي براي ايشان نخواهد داشت؛
• بسياري از بيماران تمايلي براي مشاركت در تصميم‌گيري ندارند؛
• گاه بيماران در صورت مشاركت در تصميم‌گيري، تصميماتي را مي‌گيرند كه به مصلحت ايشان نبوده و اصل سودرساني بر اين اساس مخدوش مي‌گردد؛
با تأمل بیشتر، به نظر مي‌رسد ديدگاه ‌هاي منفي ارائه شده، مبناي منطقي ندارند؛ چرا كه اگرچه غالب بيماران، اطلاعات زيادي از مسائل پزشكي ندارند و به طور اوليه قادر به تصميم‌گيري نيستند، اما اين هنر و وظيفه ی کادر پزشكی است كه مشكلات و راه حل‌هاي ممكن را به زبان قابل درك بيان کرده و بیماران را در تصميم‌گيري مشاركت دهند؛ عدم تمايل بسياري از بيمارن جهت مشاركت در تصميم‌گيري نتيجه ی عدم اطلاع ايشان از امكان اين مشاركت است.
از سوي ديگر پزشك موظف است با توضيحات خود و بيان منافعي كه اين مشاركت در پي دارد، زمينه ی آن را مهيا سازد؛ اگرچه از ديد پزشك، بيمار ممكن است تصميمي را اتخاذ كند كه به زيان اوست، اما در واقع اين تصميم بر اساس معيارهاي سود و زيان شخصی بيمار، مي‌تواند به نفع او باشد و از طرفی پزشك مي‌تواند از طریق بيان نقاط ضعف و قوت هر انتخاب از اين امر پيشگيري نمايد.
در آخر ذكر اين حقيقت ضروري است كه انجام اصولي هر اقدامي، در نظر اول، ممكن است پيچيده‌تر و مشكل‌تر از روش هاي غير اصولي به نظر برسد؛ اما به واسطه ی مبناي قوي ‌تری که دارد، در دراز مدت، ثبات بيشتر و عوارض سوء كمتري را در پی خواهد داشت؛ مثل بنايي كه زمان و هزينه ی زيادي را صرف ايجاد پايه‌هاي آن مي‌نمايند، اما در عوض دوام و بقاي بيشتري خواهد داشت.
گفتار دوم ـ ایجاد حس اعتماد به حرفه ی پزشکی
در دهه های اخیر برخی از فلاسفه استدلال کرده اند که آگاهی بیمار از این جهت اهمیت دارد که می تواند سهم مهمی در ایجاد و ترمیم اعتماد، در رابطه ی پزشک ـ بیمار داشته باشد.510 این فیلسوفان می گویند از آنجا که نقض حقّ آگاهی بیمار، اعتماد را به مخاطره می اندازد، پس امری ممنوع است و باید از آن اجتناب شود و در این چارچوب به اهمیت وجود اعتماد عمومی در مؤسسات پزشکی اشاره می کنند که در نتیجه ی آن عموم افراد جامعه سعی می کنند با توصیه های پزشکی هماهنگ شوند؛
آگاهی دادن، احساس امنیت بیشتری به بیماران می دهد، اگرچه ممکن است در تصمیم گیری آنها تأثیری نداشته باشد؛ همچنین در بسیاری از موارد بیماران خواهان دریافت اطلاعات هستند، بدون این که بخواهند در تصمیماتشان تجدیدنظر کنند.511 کتمان حقیقت و فریب بیمار، حتی با نیت خیرخواهانه، زمینه ساز حسّ عدم اعتماد عمومی، نسبت به حرفه ی پزشکی است.512 برای مثال از آنجا که هدف اصلی از آگاه سازی به نظر این دسته از فلاسفه، ایجاد حسّ اعتماد به حرفه ی پزشکی است، حتی در مداخلات کم خطر و کم تأثیر و یا حتی زمانی که مثلاً اثر دارونما (داروی تلقینی)، برای بیمار سودمند است نیز، کتمان حقیقت و دروغ گفتن به بیمار را منع و حق آگاهی بیمار را محفوظ می دانند و در بیان اثر اعتماد سازی آگاهی، آگاه نمودن بیمار را برای احترام به اعتمادی که بیمار به پزشک پیدا می کند ضروری می دانند.513 با این استدلال که “در صورت کشف چنین دروغ ها و روش هایی و کشف هرگونه تخلف پزشک در این زمینه، در آینده، اعتماد عمومی نسبت به حرفه ی پزشکی تحت تأثیر قرار می گیرد.”514
به هر حال این دسته از فلاسفه اساساً حقّ آگاهی را از این جهت حقّ ضروری بیماران می دانند که می تواند الهام بخش ترین امر برای ایجاد اعتماد عمومی به حرفه ی پزشکی باشد؛
اما به نظر می رسد حقّ آگاهی و مشارکت، یک حقّ ضروری است، حتی اگر نقض این حق، فاش نشود و در نتیجه اعتماد عموم را سلب یا تضعیف نکند و از طرفی نقض حقّ آگاهی فرد، معمولاً تنها آن شخص را به اشتباه می اندازد و نه این که باعث به وجود آمدن قربانیان احتمالی آینده و کاهش اعتماد عمومی به حرفه ی پزشکی شود.
گفتار سوم ـ کاهش دعاوی
همان طور که پیش تر گفته شد، از آنجا که كيفيت خدمات پزشكي با تقويت ارتباط و اطلاع رساني در روابط پزشك و بيمار افزايش مي يابد، بيماراني كه به خوبي از طرف پزشكان خود مطلع و آگاه شده اند كمتر در پي سرزنش پزشك خود براي برآورده نشدن انتظاراتشان و اقامه ی دعاوي مبتني بر تقصير عليه پزشك هستند؛ یکی از نویسندگان به اين مسأله این گونه اشاره مي كند: “به راستي ارائه ی اطلاعات درست و كامل از سوي پزشك، به هر صورت، نتايج مثبتي خواهد داشت؛ زيرا در اين صورت ديگر دستاويزي براي بيمار وجود نخواهد داشت تا بر مبناي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره رضایت آگاهانه، کامن لا، اقدامات درمانی، نظام حقوقی Next Entries منبع پایان نامه درباره مقررات قانونی، رضایت آگاهانه، ریسک درمان