منبع پایان نامه درباره ارزش بازار، نقدشوندگی، ارزش شرکت، قیمت بازار

دانلود پایان نامه ارشد

اوراق بهادار قابل تبدیل توسط شرکت های پذیرفته شده در بورس، شرایط آنها با آنچه در غرب وجود دارد متفاوت است و نحوه محاسبه این متغیر آسانتر می باشد (نوو، 1383).
2-12-3 ارزش بازار
ارزش بازار عبارت است از قیمت فروش یک قلم دارایی که به فروش برسد. مبنای ارزش بازار این است که اگر سهام مشابهی به قیمت مشخص معامله شود، سهام مورد نظر قیمتی نزدیک یا مشابه آن خواهد داشت. اعتبار این مبنا بستگی به تداوم بازاری دارد که قیمت از آن بدست آمده است. عوامل مداخله گری هم چون عملکرد شرکت، میزان عرضه و تقاضا، زمان، نوع فعالیت، وضعیت اقتصادی- سیاسی- فرهنگی، محدوده جغرافیایی و روابط غیر رسمی، در تعیین قیمت بازار اثر گذارند. در این رابطه بین بازار سطحی و بازاری که عمق دارد اختلاف عمده ای می تواند وجود داشته باشد. بازاری عمق دارد که سهام مورد نظر در آن به دفعات زیاد مورد تقاضا قرار گیرد و معاملات در آن صورت پذیرد.
مشخصه بازار سطحی این است که معاملات در این بازار پراکنده است. بنابراین ارزش بازار قیمت اوراق بهاداری است که در بازارهای مالی تغییر می کند. ارزش بازار سهام، متغیری است از علائق سرمایه گذاران، که به وسیله عرضه و تقاضا تعیین می گردد.
ارزش بازار کل برای شرکت، از طریق (ضرب قیمت بازار هر سهم به تعداد سهام منتشر) بدست می آید و نشان دهنده ارزش شرکت در بازار است. البته ارزش بازار هر سهم بطور معمول، از طریق قیمت بازار مشخص می شود ( تهرانی و نوربخش، 1382).
2-12-4 ارزش انحلال
ارزش انحلال شرکت عبارت است از وجوه نقدی که شرکت بابت فروش دارایی هایش از کسر بدهی ها دریافت می کند و به حداقل ارزشی گویند که ارزش سهام از آن پایین‌تر نمی رود. ارزش انحلال در زمانی که شرکت در حال ورشکستگی باشد و یا مالکان و مسئولان یک شرکت در حال فعالیت نتوانند آن را بر اساس قدرت سودآوری به فروش برسانند، مورد توجه قرار می گیرد.
2-12-5 ارزش با فرض تداوم فعالیت شرکت
ارزش با فرض تداوم فعالیت یعنی ارزش شرکت به عنوان یک واحد اقتصادی، که قرار است فعالیت آن ادامه یابد. از این دیدگاه ارزش شرکت بر اساس مقادیر مندرج در ترازنامه مشخص نمی گردد، بلکه توانایی شرکت از نظر حجم فروش و ایجاد سود مورد توجه قرار می گیرد.
2-12-6 ارزش ذاتی
ارزش ذاتی یک قلم دارایی، عبارت است از مجموع ارزش فعلی جریان های نقدی حاصل از یک قلم دارایی، بر مبنای نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران می باشد. این مفهوم در موقع سرمایه گذاری در اوراق بهادار یک شرکت مطرح گشته و سرمایه گذاران با هدف کسب حداکثر بازده، ارزش شرکت را ارزیابی می نمایند. معمولاً ارزش ذاتی را ارزش سرمایه گذاری نیز می نامند. ارزش ذاتی یک سهم، برآورد ارزش یک سهم با توجه به مجموعه کل اطلاعات موجود می باشد.
2-12-7 ارزش منصفانه
در اساسنامه شرکت های خصوصی، به ویژه در مورد پیش بینی تعیین قیمت منصفانه جهت انتقال سهام به وسیله حسابرس شرکت، اصطلاح ارزش منصفانه به کار می رود. در اساسنامه ها و قرارداد ها مفهوم ارزش بازار رایج تر است و بیشتر به کار می رود. اساس مفهوم ارزش منصفانه تمایل به رعایت عدالت در مورد طرفین است.
2-13 نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام (BE/ME)
این نسبت یکی از نسبت های مورد استفاده در پیش بینی بسیاری از متغیر ها از جمله بازده سهام است که فاما و فرنچ در سال 2003 در تحقیق خود این نسبت را به عنوان یکی از عوامل برآورد کننده بازده مورد انتظار سهام در مدل تعادلی و سه عاملی خود بیان نمودند.
طبق مطالعات انجام شده نسبت ارزش دفتري به قيمت بازار، بيان‌گر رشد بالقوه‌ آتي شركت است. وقتي انتظار بر اين باشد كه شركتي در آينده رشد كند، ارزش دفتري به خاطر ماهيت حسابداري تعهدي، نمي‌تواند رشد بالقوه‌ شركت را نشان دهد، اما ارزش بازار منبع قابل اتكايي براي استنباط رشد بالقوه‌ آتي شركت به شمار مي‌رود. بنابراين انتظار بر اين است كه ارزش دفتري، (و نه ارزش بازار) شركت‌هاي داراي نسبت ارزش دفتري به قيمت بازار پايين، نسبت به ارزش دفتري شركت‌هاي داراي نسبت ارزش دفتري به قيمت بازار بالا، سريع‌تر رشد كند. با اين حال اگر فرصت‌هاي رشد و توسعه‌ آتي شركت كه بازتاب نسبت ارزش دفتري به قيمت بازار است، پيش‌تر مورد توجه سرمايه‌گذاران قرار گرفته باشد، در قيمت سهام اثر گذاشته و نمي‌تواند دليلي روشن بر قدرت نسبت ارزش دفتري بر قيمت بازار در پيش‌بيني بازده مقطعي سهام باشد. بنابراين نسبت ارزش دفتري به قيمت بازار نه تنها با فرصت‌هاي رشد و توسعه آتي شركت بلكه با ديگر عوامل نظير عدم كارآيي بازار سرمايه يا عوامل ريسك خاص بازار، هم‌ بسته است و ريسك خاص بازار نيز با بازده آتي سهام همبستگي دارد؛ در حالي كه عدم كارايي بازار فاقد اين همبستگي است (عمارزاده، 1390).
2-14 نقدشوندگی
نقدشوندگي براي ساليان متمادي به عنوان يكي از مهمترين زمينه هاي ايجاد نوآوري مالي شناخته شده است. تاكنون تحقيقات بسيار زيادي در زمينه عوامل تاثيرگذار بر بازده دارايي ها صورت گرفته است. نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه بازده هاي مورد انتظار سهام، هم به صورت مقطعي و هم در طول زمان با نقدشوندگي رابطة منفي دارند. آميهيود نشان داد كه قسمتي از بازده مازاد سهام، جبراني براي عدم نقدشوندگي مورد انتظار بازار مي باشد. تحقيقات آميهيود و مندلسون34، برنان 35و همكاران، داتار36 و همكاران، ژاكوبي37 و همكاران، آميهيود و بن مارشال38 همگي حكايت از رابطة منفي ميان نقدشوندگي و بازده مورد انتظار دارايي ها دارند. مطالعات نشان مي دهند كه نقدشوندگي يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار بر تصميمات سرمايه گذاران در انتخاب پرتفوي مي باشد. بنابراين سرمايه گذاران عقلايي به صرف ريسك بالاتري براي نگهداري اوراق بهادار با نقدشوندگي پايين نياز دارند و عملاً به هنگام تشكيل پرتفوي خود، ميزان نقدشوندگي آنها را مد نظر قرار مي دهند. ولي با اين وجود، توجه نسبتاً كمي به معيار نقدشوندگي در فرآيند تشكيل پرتفوي شده است. ليوو39 نقدشوندگي را به صورت زير تعريف نموده است:
« نقدشوندگي دارايي ها عبارت است از توانايي معامله سريع حجم بالايي از اوراق بهادار با هزينه پايين و تأثير قيمتي كم.»
تأثير قيمتي كم به اين معني است كه قيمت دارايي در فاصله ميان سفارش تا خريد، تغيير چنداني نداشته باشد. نقدشوندگي، يك معيار چند بعدي است و معيار منحصری وجود ندارد كه بتواند تمام ابعاد نقدشوندگي را پوشش دهد. تاكنون متغيرهاي جايگزين بسياري براي نقدشوندگی معرفی شده اند كه از آن جمله مي توان به ارزش معامله، تعداد معامله، حجم معامله، گردش معاملات سهام40و تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش اشاره نمود.
سرمایه گذاران یا فروشندگان برای معامله در بازار متحمل هزینه هایی می شوند که به آن هزینه معاملات گفته می شود. این هزینه ها تحت تاثیر، میزان نقدشوندگی است. در این رابطه آمیهود و مندلسون41(2008) بیان داشتند که تمامی هزینه های مبادله سهام که توسط خریدار و فروشنده پرداخت می شود، جزء هزینه نقدشوندگی است که در نبود نقدشوندگی کامل رخ می دهد.
هزینه های معاملات که در نقدشوندگی پایین رخ می دهد را می توان در 3 طبقه قرار داد: (بذرافشان، 1388)
الف- هزینه معاملات مستقیم(دلال)
هزینه معاملات مستقیم به عنوان بارزترین هزینه های فرایند معاملات ، مانند دستمزد کارگزاران (دلال)42، حق الزحمه مبادله43 و مالیات44 انجام معامله می باشد. همچنین باید بیان داشت که خریداران سهام مجموع چنین هزینه هایی که برای فروش و نگهداری اوراق بهادار علاوه بر هزینه خرید متحمل خواهند شد را به عنوان هزینه معاملات مستقیم در نظر می گیرند (رز و همکاران45، 2008)، (آمیهود و مندلسون46، 2008).
ب- هزینه اثر قیمتی47
اثر قیمتی بیانگر امتیاز قیمتی در فرایند انجام معامله می باشد، یعنی میزان صرفی که هنگام خرید یا میزان تخفیفی که در هنگام فروش به دلیل شرایط معامله متحمل می شویم را هزینه اثر قیمتی می نامیم(همان منبع ،32). این امتیاز قیمتی در سه صورت به وجود می آید که در زیر به تشریح آن می پردازیم:
عامل اول تاثیر گذار بر اثر قیمتی، فشار تقاضا48 و ریسک نگهداری49 موجودی می باشد. فشار تقاضا به دلیل عدم حضور خریداران و فروشندگان در تمام زمان ها برای انجام معامله در بازار می باشد، یعنی اگر دارنده اوراق سهام به فروش فوری نیاز داشته باشد، به طورطبیعی خریداران بلافاصله برای انجام معامله در دسترس نمی باشند. در اینجا بازارگردانها با توجه به پیش بینی فروش اوراق بهادار در آینده، سهام را خریداری می نمایند و با دریافت حق الزحمه به مبادله سهام بین دو طرف می پردازد. همچنین اگر بازارگردانها، سهام خریداری را بیشتر از یک روز نگهداری نمایند، در بین مدت زمان خرید و فروش سهام متحمل ریسک کاهش قیمت می شوند که به آن ریسک نگهداری موجودی می گویند. بازارگردانها برای تحمل این ریسک به پاداش و سود بالاتری نیاز دارند که خریداران و فروشندگان در نهایت متقبل این هزینه خواهند شد(آمیهود و مندلسون، 2008).
عامل دیگری که به اثر قیمتی و میزان هزینه معاملات تاثیر می گذارد، اطلاعات پنهانی می باشد. معاملات اوراق بهادار به سبب امکان کسب اطلاعات پنهانی توسط یک طرفه معامله، پرهزینه تر می گردد(چن و همکاران50، 2008)(فخاری و فلاح محمدی، 1388). برای مثال فرض کنید تعدادی خریدار با اطلاعاتی که نشان دهنده افزایش قیمت سهام می باشد به خرید تعداد زیادی سهام به قیمت جاری بازار مبادرت می نمایند. در این حالت دارندگان سهام با توجه به افزایش مقدار فروش و با فرض منطقی اینکه معامله گران یا بازارگردانها با علم بر رشد قیمت فروش سهام در آینده به خرید سهام مبادرت می نمایند، ترجیح داده سهام خود را نگهداری نموده یا با صرف یا قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار به فروش سهام بپردازند. به همین صورت، در حالت وجود اطلاعات پنهانی منفی درباره نزول قیمت سهام، دارندگان سهام تمایل زیادی به فروش خواهند داشت. در این حالت خریداران تنها با تخفیف، حاضر به انجام معامله خواهند بود. بدین ترتیب هر چه میزان ابهام در مورد وضعیت آتی سهام بیشتر باشد، میزان اثر قیمتی و هزینه نگهداری موجودی زیادتر شده که در مجموع هزینه معاملات افزایش خواهد یافت (آمیهود و مندلسون، 2008). آمیهود و مندلسون 2006 معتقدند به طور بالقوه بین دو طرف معامله عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد زیرا هر معامله گر خواهان حداکثر مزیت و سود در انجام معامله می باشد و با کسب اطلاعات پنهانی، این امر را تحقق می بخشد.
عامل سومی که بر اثر قیمتی اثرگذار است، میزان حجم معامله می باشد. برای مثال فرض کنید معامله گر به جای فروش 1000 سهم، میزان 100000 سهم به فروش برساند. در اینجا بازارگردان که تمایل خرید این سهام را دارد، ریسک فراتری را خواهد پذیرفت. اول اینکه میزان زیادتری وجه نقد باید پرداخت کند که تهیه وجه نقد زیاد به راحتی امکان پذیر نیست. دوم اینکه اگر معامله گر دارای اطلاعات پنهانی خاصی درباره سهام باشد، بدین ترتیب بازرگردان ریسک از دست دادن حجم زیادی پول را خواهد داشت (رز و همکاران، 2008). بر مبنای دلایل منطقی بالا بازارگردان برای تحمل این ریسک بیشتر، پاداش بیشتری طلب می کند و بدون تخفیف بیشتر حاضر به انجام معامله نخواهد بود.
ج-بهای تحقیق وتاخیر در معامله51
این بها به هزینه فرصت از دست رفته برای رد یک معامله و میزان تلاش صورت گرفته برای یافتن قیمت بالاتر اطلاق می شود(آمیهود ومندلسون، 2008). به طور کلی معامله کنندگان در همه حال بین جستجوی بیشتر و معامله سریع تر با مزیت کمتر به مقایسه می پردازند. به طور بالقوه سرمایه گذارن نهادی در حالتی که حجم عمده ای از سهام را مبادله می کنند هزینه جستجوی بیشتر را به فروش فوری به قیمت نامناسب ترجیح می دهند (همان منبع،12).
مبادله کنندگان در جستجوی بیشتر، متحمل هزینه تحقیق وتاخیر می شوند، زیرا این مبادلات به صورت فوری انجام نمی شود. این مورد برای بازار های غیر رقابتی OTC )، بازارهای خارج از بورس) بیشتر مشهود است. برای این

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره بازده مورد انتظار، افزایش سرمایه، دارایی ها، بورس اوراق بهادار Next Entries منبع پایان نامه درباره نقدشوندگی، نقد شوندگی، عدم نقد شوندگی، عرضه و تقاضا