منبع پایان نامه درباره اجتناب از ضرر، از دست دادن فرصت، مطالبه خسارت، جبران خسارات

دانلود پایان نامه ارشد

ميدهد.171
اين دو فرض شباهت بسياري به هم دارند، زيرا ميتوان گفت در نهايت به خواهان، نوعي زيان رسيده است كه قابل پيشگيري بوده (به عبارتي فرصت جلوگيري از آن وجود داشته است). در فرضي كه شخص فرصت تحصيل منفعت را از دست ميدهد، چون “عدم النفع ” هم نوعي ضرر است، پس ميتوان گفت كه “عدم الضرر” هم نوعي منفعت است: عدم النفع = ضرر عدم ضرر = نفع
پس هرگاه شخص فرصت تحصيل نفع را از دست ميدهد، در حقيقت فرصت جلوگيري و اجتناب از ضرر را از دست ميدهد، زيرا: هرگاه: عدم النفع = ضرر باشد، آن گاه نفع = عدم ضرر است. و از اين نتيجه مي شود كه فرصت تحصيل نفع = فرصت تحصيل “عدم ضرر”؛ يعني فرصت اجتناب از ضرر.
در فرض دوم از “فرصت از دست رفته” هم كه شخص فرصت اجتناب از ضرر را از دست مي دهد ، چون اجتناب از ضرر نوعي منفعت است، پس در واقع شخص با از دست دادن فرصت ، فرصت تحصيل نفع را از دست داده است. بنابراين بازگشت هر دو فرض به يك نتيجه است و هر دو، دو روي يك سكه اند.
به علاوه آنچه در اينجا مورد بحث ماست، نفس “فرصت از دست رفته” است كه در هر دو فرض يكي است و در هر دو مورد اين “فرصت” است كه فوت شده است.
ولي در عين حال يك تفاوت ظريف بين دو فرض وجود دارد و به اعتبار متعلق “فرصت” كه در يك فرض “تحصيل منفعت” و در فرض ديگر “اجتناب از ضرر” است ممكن است باعث تفاوت دو فرض گردد. زيرا با نفي “فرصت” در فرض اول، فرصت تحصيل نفع از ميان مي رود و از عدم تحصيل نفع “عدم النفع” نتيجه ميشود ولي با نفي فرصت در فرض دوم، فرصت اجتناب از ضرر از بين ميرود و از عدم اجتناب از ضرر “ضرر” نتيجه ميگردد.
در حقيقت تفاوت بين دو فرض تا حدودي به تفاوت بين “عدم النفع” و “ضرر” بر ميگردد و با همه تلاشي كه براي مساوي دانستن اين دو مفهوم شده است، باز هم مي بينيم كه اين دو يكي نيستند، لذا در احكام آنها تفاوت وجود دارد، و در قابل جبران بودن خسارت ناشي از “عدم النفع” تا حدي اختلاف نظر وجود دارد و در فقه اسلامي نظر مشهور اين است كه عدم النفع، ضرر نبوده و قابل جبران نمي باشد.
بدين ترتيب در يكي از فروض، “از دست دادن فرصت”، با “عدم النفع” شباهت دارد و در فرض ديگر (فرصت اجتناب از ضرر)، با مفهوم “ايجاد خطر” شبيه است. ولي بايد گفت كه “از دست دادن فرصت” با هر يك از اين دو مفهوم تفاوت دارد. که از موضوع بحث ما خارج ميباشد و براي جلوگيري از اضافه گويي از بيان آن صرف نظر مينمائيم.
بنابراين بايد گفت گاهي در اثر تقصير ديگري، شخص، فرصت تحصيل منفعت و يا اجتناب از ضرر آينده را از دست مي دهد.
براي مثال، شخصي كه در كنكور ورود به دانشگاه ثبت نام نموده و آماده رقابت شده، در روز امتحان در اثر تصادم، مصدوم شده و از شركت در امتحان محروم ميشود و شانس قبولي در دانشگاه را از دست ميدهد و يا مريضي براي درمان بيماري خود به پزشك مراجعه مي كند و تقصير پزشك و عدم تشخيص به موقع نوع بيماري باعث مي شود كه وي فرصت معالجه را از دست بدهد؛ آيا شخصي كه اين نوع فرصت ها را از دست مي دهد ميتواند مطالبه خسارت كند. ترديدي كه در قابل جبران بودن اين نوع زيان ها وجود دارد از جهت “رابطه سببيت” و “مسلم بودن ضرر” است. در فرضي كه فرصت تحصيل منفعت از دست مي رود چون تحصيل نفع در آينده محتمل است، از جهت “مسلم بودن ضرر” اشكال وجود دارد چون به طور قطع نميتوان گفت هرگاه تقصير خوانده نبود، خواهان منفعت را به دست ميآورد و در موردي كه فرصت اجتناب از زيان از بين مي رود و در نهايت زيان واقع مي شود، در وجود رابطه سببيت بين تقصير خوانده و زيان واقع شده، ترديد وجود دارد، زيرا نمي توان گفت هرگاه تقصير خوانده نبود، زيان هم واقع نميشد. در رفع اين اشكال، بايد گفت كه در اين موارد، نفس فرصت (فرصت تحصيل منفعت و اجتناب از ضرر)، داراي ارزش است و عرفاً براي برخورداري از آن بها پرداخت ميشود. لذا از دست دادن آن نوعي ضرر مسلم است و بايد جبران شود و اين ضرر ماهيتاً با زيان نهايي متفاوت است و از طرفي بين تقصير خوانده و از دست رفتن فرصت، رابطه سببيت وجود دارد.
در مبحث آينده در مورد قابل جبران بودن يا نبودن و چگونگي جبران از دست دادن فرصت مطالب تکميلي ارائه ميگردد.
گفتار دوم: خسارت جاني (مادي)
دکتر جعفري لنگرودي خسارت جاني را به عنوان خسارت مادي بيان داشته و در بيان معناي خسارت يا ضرر مادي اين چنين آورده است: ” (مدني) ضرر مالي و بدني را گويند و در مقابل ضرر معنوي استعمال ميشود.”172
همچنين در ذيل واژه خسارت مادي آوردهاند: ” (مدني) خسارتي که به بدن شخص يا دارائي او وارد شده باشد مانند جراحت وارد کردن و شکستن پنجره (تبصره يک قانون مطبوعات 1334 و ماده هفت قانون تشديد مجازات رانندگان مصوب 1328)”173
صدمه هاي بدني را با توجه به اينكه هم داراي وجه مادي و هم داراي وجه معنوي هستند را بايد زباني ميان خسارت معنوي و خسارت مالي لحاظ كرد. به طور مثال صدماتي كه به سلامت اشخاص وارد ميشود، نه تنها از لحاظ رواني باعث ورود زيان مي شود بلكه هزينه هايي نظير درمان، جراحي، از كار افتادگي و غيره را بر دارايي شخص وارد ميكند.
با توجه به اينكه اكثر خسارتهاي وارده ناشي از صدمات بدني در آينده بروز ميكند، ارزيابي آن دشوار است و احتمال و گمان و حدس در آن تأثير گذار است. براي مثال به دشواري مي توان به نتيجه رسيد كه شكستگي استخوان يا ضربههاي مغزي چه عوارضي را بدنبال دارد، طول درمان آن چقدر است و هزينه هاي آن به چه ميزان است و يا ميزان از كار افتادگي ناشي از آن چيست؟
از سوي ديگر صدمات بدني، صرف نظر از هزينههاي مادي، موجب ضررهاي معنوي براي زيانديده و نزديكان وي نيز ميشود و همين موضوعات ارزيابي خسارت را دشوار ميكند.174
گفتار سوم: خسارت معنوي
خسارات معنوي و مصاديق مختلف آن و روش محاسبه و جبران زيانهاي معنوي و در نهايت رويه محاكم قضائي در مقام رسيدگي به دعاوي راجع به اين گونه خسارات از موضوعات جالب و در عين حال نسبتاً پيچيده علم حقوق و تحقيقات حقوقي است. عليرغم وجود زمينههاي مناسب در متون قانوني جهت امكان جبران خسارات معنوي هنوز اكثريت قريب به اتفاق محاكم از صدور حكم در مورد دعاوي بخواسته خسارات معنوي خودداري مي نمايند و بر نظريه مورخه 5/9/64 شوراي نگهبان پافشاري ميكنند، در صورتي كه متون قانوني فعلي به اندازه كافي روشن ميباشد و موجبات احقاق حقوق بسياري از خسارت ديدگان كه در قلمرو حقوق معنوي زيانهاي جبران ناپذيري تحمل كردهاند كاملا فراهم است. سعي ما بر اين است تا در اين نوشته پس از شرح كوتاهي از معني و مصاديق خسارات معنوي به توضيح مقررات متعدد و ضوابط موجود در اين زمينه بپردازيم و ضمن نقد، رويههاي قضائي مربوط به خسارات معنوي را مدلل سازيم. طبيعي است كه مقاومت در مقابل اين خواست منطقي جامعه نوعي امتناع از احقاق حق محسوب ميگردد و مآلا ضايعات بسياري را به دنبال خواهد داشت. كوشش ما برا اين است كه جهت اثبات اين ادعا علاوه بر تبيين متون قانوني موجود نقطه نظرات فقهاء عظام را نيز مطرح و در حد توان بررسي نمائيم و در هر مورد برداشتهاي خود را عرضه داريم تا موافقات را علامت طي طريق و مخالفان را انگيزه اي جهت نقد و ارائه ديدگاههاي ارجح باشد.
خسارات معنوي اصطلاح شايع و در عين حال پر ابهامي است كه تعيين مصاديق و ترسيم دقيق قلمرو آن كار آساني نيست زيرا با اين كه در متون قانوني متعدد به كار رفته و در نوشتهها و تأليفات حقوقدانان مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته اما در هيچ يك از متون مزبور تعريفي از خسارت معنوي به عمل نيامده است و حقوقدانان نيز در تعريف آن وحدت نظر ندارند. البته در بعضي مواد قانوني به ذكر پارهاي از عناصر مهم تشكيل دهنده خسارت معنوي اشاره شده است. براي مثال در صدر ماده 8 قانون مسؤوليت مدني آمده است:
“كسي كه در اثر تصديقات يا انتشارات مخالف واقع به حيثيت يا اعتبارات يا موقعيت ديگري زيان وارد آورد مسئول جبران آن است.” يا در ماده 10 همين قانون آمده است: “كسي كه به حيثيت و اعتبارات شخصي يا خانوادگي او لطمه وارد شود مي تواند از كسي كه لطمه وارد آورده است جبران زيان مادي يا معنوي خود را بخواهد.” در ماده 9 ق. آ. د. ك نيز آمده است: “ضرر و زياني كه قابل مطالبه است به شرح ذيل مي باشد. ضرر و زيان معنوي كه عبارت است از كسر حيثيت يا اعتبار اشخاص يا صدمات روحي.”
ذيل ماده 58 ق. مجازات اسلامي مصوب 1358 نيز آمده است: “… و در موارد ضرر معنوي چنانچه تقصير يا اشتباه قاضي موجب هتك حيثيت از كسي گردد بايد نسبت به اعاده حيثيت او اقدام نمود.” از مجموع مواد مزبور چنين استفاده مي شود كه خسارات وارده بر حيثيت و آبروي افراد يا اعتبار اجتماعي اشخاص از جمله خسارات معنوي است ولي بي ترديد خسارات معنوي محدود به اين نبوده و مصاديق بسيار ديگر نيز دارد كه در مواد قانون مورد عنايت قرار نگرفته است از جمله:
1ـ صدمات عاطفي مانند بي توجهي غيرقابل تحمل كه هر يك از زوجين به ديگري، آزردن فرزند در مقابل مادر يا پدر او يا برعكس.
2ـ بعضي لطمات روحي از قبيل تهديد يا ترساندن شخص يا دادن خبرناگوار يا اهانت به معتقدات مذهبي و مقدسات اشخاص و امثال آن كه معمولا نه جنبه حيثيتي دارد و نه به اعتبار اجتماعي يا شخصي فرد خدشه وارد مي سازد.
3ـ تألمات جسماني مانند شكنجه بدني يا درد ناشي از ضرب و جرح و امثال آن كه باز با مقولات قبل كاملا متفاوت است.175
لذا به منظور يافتن تعريفي جامع و مانع از اين پديده ابتدا نظرات برخي نويسندگان و محققين را در اين قلمرو مرور و در نهايت تعريفي كه كاملتر به نظر ميرسد انتخاب ميكنيم.
در بيان معناي خسارت معنوي چنين آمده است: ” (مدني) ضرري که متوجه حيثيت و شرافت و آبروي شخص يا بستگان او (که بالنتيجه متوجه او شده باشد) گردد (تبصره يک قانون مطبوعات 1334) در پارهاي از موارد، قانون خسارت معنوي را تقويم و ميزان آنرا معين کرده است (ماده 212 مکردد قانون جزا و ماده 8 قانون چکهاي بي محل مصوب 1337 منسوخ به قانون صدور چک 1344) ولي اين يک ابداع قانوني است و مطلب ذاتاً قابليت تقويم را ندارد.”176
همچنين در مورد ضرر معنوي چنين بيان شده است: ” ضرري است که به عرض و شرف متضرر يا يکي از اقارب او وارد ميشود مثلاً بر اثر افشاء راز مريض به حيثيت او لطمه وارد ميشود اين خسارت طبق قانون مسئوليت مدني مصوب 1339 قابل مطالبه است. (ماده نهم آئين دادرسي کيفري)”177 البته اين ماده در قانون جديد حذف شده است.
مقصود از خسارت معنوي178، صدمه به منافع عاطفي و غير مالي است. نظير از بين رفتن آبرو و آزادي و رنجهاي روحي، البته زيانهاي معنوي را به دو گروه تقسيم كردهاند:
الف) كسر حيثيت و اعتبار: در اثر افترا و ناسزا بوسيلهي نامهي سرگشاده، اوراق چاپي، كاريكاتور در روزنامه، انتشار عكس در وضع خلاف اخلاق، نسبتهاي ناروا به اشخاص، توهين به مقدمات ملي و مذهبي، كسر اعتبار مثل نسبت ورشكستگي دادن به تاجر که زيانهاي وارده به حيثيت و شهرت و در واقع آنچه عرفاً دارايي معنوي شخص است.
ب) ) صدمات روحي: تأثيرات روحي كه شخص با از دست دادن بستگان و نزديكان خود، يا با ملاحضه ناراحتي آنان ميبيند.179 كه در اثر آلام روحي بر مرگ خويشاوندان و نزديكان و نظير چنين مواردي ايجاد ميشود.
دكتر صفايي ضرر و زيان معنوي را چنين توضيح مي‌دهد: “خسارت معنوي عبارت است از كسر حيثيت يا اعتبار اشخاص يا صدمات روحي؛ به تعبير ديگر خسارت معنوي زياني است كه به حيثيت يا آبرو يا عواطف و احساسات شخص وارد شده باشد. تجاوز به حقوق غير مالي انسان حتي لطمه زدن به احساسات دولتي، خانوادگي و مذهبي و نيز درد و رنجي كه در نتيجه حادثه‌اي عارض شخص مي‌شود امروزه مي‌تواند مجوز مطالبه خسارت معنوي باشد.”180
احمد ادريس نيز زيان معنوي را چنين تعريف ميكند: زيان معنوي (يا ادبي) زياني است كه بر شعور، احساسات، آبرو، شخصيت و اعتبار انسان مترتب ميشود.181
حسيني نژاد در شبه تعريفي از خسارت معنوي آورده است: “خسارت معنوي عبارت است از آسيب رساندن به حق شخصيت و تألم جسمي و يا آسيب رواني و يا آسيب به احساسات عاطفي.”182
در لغت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره اجتناب از ضرر، از دست دادن فرصت، تحت درمان، احتمال برنده شدن Next Entries منبع پایان نامه درباره جبران خسارت، مطالبه خسارت، خسارات قابل جبران، جبران خسارات