منبع پایان نامه درباره آهنگ کلام

دانلود پایان نامه ارشد

تودهني که خورديم همهمون، طبورها کردم.
حبيب: رها کن.
دواچي: شدم شاگرد مرحوم پدرم دواچي، اما تو اين دواخونه هيچ مسکني نبود برام، الا دواي اون طبيب ارمني، ذکاووس عرق فروش، شبانه روزيش کرديم، خاکه رو خاکه، که مستيم از گل نيفته، مثل تو که غم برادرتو کردي بهانه.” (مجموعه آثار علي حاتمي: 586)
گفتگوهاي بالا، فضايي توام با نا اميدي و بي حاصلي و تاسف را ايجاد ميکند. دو يار قديمي که در گذشته فعاليتهاي سياسي داشتهاند،بازداشت ميشوند و از ادامهي فعاليتها باز ميمانند؛ نه تنها به خواسته و آرمانهاي خود نميرسند، بلکه به کلّي مجبور به زيستن در انزوايي به دور از هرگونه فعاليتهاي سياسي و حتي دولتي ميشوند.
* “دواچي: …ميبيني کار ما تو اين ملک به کجا کشيد آخر، پا اندازي.” (مجموعه آثار علي حاتمي: 586)
3. صحنه: از جمله عواملي که در ايجاد فضاهاي مختلف در اين فيلمنامه نقش اساسي و بسيار مهم دارد، “صحنه” است. در زير نمونههايي از صحنههايي را که در ايجاد فضاهاي خاص نقش مهم داشتهاند، ميآوريم.
1. صحنهي عروسي پسر “آقاي جورابچي” در ايجاد فضاي شادي و سرور و انتقال آن به خواننده بسيار مهم است.
2. صحنههاي مشاجرهي “اقدس” و “دکتر” که فضايي ناآرام و متشنج را خلق ميکند.
3. صحنهي ورقبازي “اقدس” و “مجيد” بر پلّههاي سنگي، در ميان فرفرههاي فراواني که “مجيد” در گلدانها کاشته است، فضاي آرام، رمانتيک و عاشقانهاي را ايجاد ميکند که خواننده از بودن در آن و مشاهدهي آن احساس لذّت ميکند.
4. صحنهي باخبر شدن “کريم” از کشته شدن “کرک” توسط “مجيد” که فضايي توام با هول و ولا را ايجاد ميکند.
5. صحنهاي که “مجيد” کارت عروسي خود و “اقدس” را به حبيب ميدهد و “حبيب” با تصميم او مخالفت ميکند و کارت را پاره ميکند و سپس “مجيد”، در حالي که گريه ميکند، باقي کارتها را پاره ميکند، فضايي اندوهگين را ايجاد ميکند و حس ترحم و همدردي مخاطب نسبت به “مجيد” و انزجار از برخورد “حبيب” را برميانگيزد. و ساير صحنهها.
فضاي کلّي حاکم بر داستان، حاکي از يک اندوه و دلمردگي و حسرت عميق از آرزوهاي بر باد رفته در شخصيتهاي داستان است. نمونههاي زير به خوبي اين فضا را در ذهن مخاطب القا ميکند:
“حبيب: پيداست که آسمونم دلپري داره امسال” (مجموعه آثار علي حاتمي: 602)
“افراد خانواده هنوز در زير کرسي نشستهاند، و مشغول خوردن انار هستند، نواي موسيقي ملايمي به گوش ميرسد.
صدا: موسم گل، دور بلبل، يک دو روز است در زمانه …” (مجموعه آثار علي حاتمي: 577)
در يک نگرش کلّي به فيلمنامهي “سوته دلان” به اين نتيجه دست مييابيم که فضا و رنگ در اين داستان، عنصر غالب و قابل توجهي نيست و نويسنده توجه چنداني به آن از خود نشان نداده است و خواننده با دقت و باريکبيني خود به آن پي ميبرد. از ميان عناصري که در خلق فضا و رنگ تأثير داشتهاند، بيشتر از همه، عناصر “گفتگو” و “صحنه” هستند که در اغلب فيلمنامهها عنصر غالب در نمايش فضا و رنگ ميباشند.

“سبک”
از جمله ويژگيهاي سبکي فيلمنامهي “سوته دلان” عبارتند از:
1. نثر ساده، روان و بيتکلف: ويژگي بارز زبان فيلمنامهي “سوته دلان” سادگي آن است؛ وقتي نويسنده دنياي آرمانياش را در بستر سادگي بنا ميکند، طبيعي است که انسانهاي اين دنيا نيز در اين سادگي خلاصه شوند و زبان آنها زباني ساده و بي غل و غش باشد.
* “حبيب از روي بند رخت، حولهاي برداشته به مجيد ميدهد. سپس هر دو به اتاق مجيد ميروند. حبيب مشغول روشن کردن بخاري ميشود. مجيد نيز در گوشهاي نشسته از سرما به خود ميلرزد.
اتاق مجيد و در و ديوارهايش مملو از خرت و پرتهايي است که مجيد آنها را جمعآوري کرده.
حبيب: اتاق سرده، ميچايي، واسه يه مشت خنزر پنزر ته جوب، ذاتالجنب ميکني.
مجيد: جدول ضربم بکنم، ميارزه. داداش حبيب، همين ميخ کج، تو يه چشم به هم زدن راست ميشه. راستي، اين راست ميشه داداش حبيب؟
حبيب: حرف مفت نزن.
مجيد: داداش حبيب، من پول تو جيبي اين هفته و اون هفته رو پيشکي ميخوام.
حبيب دست در جيب کرده چند اسکناس به مجيد ميدهد.
حبيب: هله هوله نخريا.
مجيد: نه، ماچت کنم، ماچت ميکنم آ.
حبيب: نگا، تا تو گوشاشم لجن رفته.” (مجموعه آثار علي حاتمي: 575)
2. زبان عاميانه: “علي حاتمي” همواره در آثارش در جستجوي هويت ايراني و بومي بوده و به احياي آن اصالتهاي بومي در زبان پرداخته است. براي مثال “سوته دلان” از ويژگي بيان محاورهاي و تعبيرها و اصطلاحات عاميانه برخوردار است. از جمله ويژگيهاي قابلتوجه که در نمايش زبان عاميانهي اين فيلمنامه نقش دارند، عبارتند از:
1-2- جا به جايي فعل: تقديم يا جابجايي فعل يکي از خصوصيات کلام عاميانه به شمار ميرود که در متن فيلمنامهي سوتهدلان به وفور مشاهده ميشود. از آنجايي که شخصيتهاي فيلمنامه همگي از عوام جامعه هستند، اين ويژگي کلامي در گفتگوهاي سراسر فيلنامه ديده ميشود. در زير، نمونههايي از اين تقديم يا جابهجايي را ذکر ميکنيم:
* “دواچي: اگه کلّهات باد نداشت، سال سرهنگيت بود امسال، بعد از اون تودهني که خورديم همهمون، طبو رها کردم.” (586)
* “مجيد: ما که دنيامون شده آخرت يزيد، کيه ما رو ببره روضه…” (588)
* “آقازاده خانم: دختر زائيدم واسه مردون، پسر بزرگ کردم واسه رندون، خودم موندم سفيل و سرگردون.”(590)
* “فروغ: سروکلّهاش پيدا ميشه الآنه، جايي رو نداره بره، شب رفته هيئت، صبحي مونده، نونو شيرشو بخوره.”(603)
* “کريم: پيرمرد قوز کرده بود تو پوستينش، نون ريز ميکرد واسه گنجيشکا، يه مشت استخون بود، اما سرنخ ههمون دست اون بود.”(605)
2-2- تلفظ نادرست کلمات: در فيلمنامه، نمونههايي از تلفظ نادرست برخي از واژگان و عبارات وجود دارد که، گاه بر زبان اشخاص داستان جاري ميشود؛ اين نکته در نمايش سطح دانش شفاهي شخصيتهاي داستان و بياطلاعي آنان از اصل و گونهي درست آن واژگان و عبارات، بسيار مفيد است.در زير مثالهايي از اين غلطهاي شفاهي را بيان ميکنيم:
* “آقازاده خانم: … زندگيشو گذاشته پاي يه برادر ناتني که جاش دارالمجّانينه.”(578)
درست: دارالمجانين.
* “… بگو ميمونه حبيب، حبيب هم بايد قوم و خويش و يار و غار و کس و کار اون باشه…”(580)
درست: يارِ غار.
* “دواچي: کجايي يار موافق، شلاقخور پوستکلفت بند باسواتا.”(586)
درست: باسوادها.
* “مجيد: تو قصّهي دختر زرگر و پسر پادشاهو بلتي.”(591)
درست: بلدي.
* “دکتر: خاطرخواهي به من و تو نيومده، پاشو، انقدر لقد به بخت خودت نزن….”(592)
درست: لگد.
* “فروغ: من که دربند حروم و حلالش نبودم، دربند اَن کهدِ آقام نبودم،…”(605)
درست: اَنکحتُ.
3-2- حذف افعال: حذف افعال در جملات، يکي ديگر از نکاتي است که در عاميانه کردن زبان شخصيتها نقش بسزايي دارد. از ويژگيهاي زبان گويندهي عامي اين است که به جاي جملات بلند و لفاظيهاي زياد، سعي ميکتد، جملات کوتاه را براي بيان منظور خود برگزيند. حذفهاي افعال فيلمنامهي سوتهدلان که با قرينههاي لفظي و معنوي و حتي بي قرينه صورت پذيرفتهاند، در نشاندادن گرايش زبان عاميانه به تلخيص جملات، مؤثر است. براي مثال:
* “جورابچي: پنجاه تا رو وعده گرفتيم، اي صد تام بيدعوت ميان.
حبيب: با ريخت و پاش و بچه، دويست تا حساب کنين. آقاي جورابچي، بهسلامتي [مراسم]کي[است]؟
جورابچي: شب جمعه و روز جمعه و شنبه، عقد و عروسي و پاتختي. (حذف فعل ربطي “است” از سه جمله)
حبيب: چه سعادتي[است]، چه ساعتي[است]، خوشموقع[است]، چه شبي[است]، شب اول ماه[است]، بهشادي[باشد].
جورابچي: يه دونه پسره و همه آرزودار[هستند]، دخترهام غريبه نيس، از طايفه خانومه.
حبيب: ايشاالله به شادي[باشد]، کارت چاپ کردين؟
جورابچي: يادم رفت تقديم کنم، بفرمائين.
حبيب: مرحمتتون کم نشه، والله من که گرفتارم، واسه مجيده، تو هر مجلسي که ظرف ميديم، بايد بره، خواه عزا[باشد]، خواه عروسي[باشد].”(مجموعه آثار علي حاتمي:568-567)
حذف قسمتهايي از واژگان، در تلفظ و کاربرد “ه” متصل بهجاي شناس? فعل از ديگر ويژگيهاي زبان عاميان? متن است؛ براي مثال:
* مجيد: واسه من جمعه جمع? آقامه، خواه، مرده، خواه زنده، جَخ تقليد مرده جايزه، آقا ميگه بالا منبر، بکي اينو. (مجموعه آثار علي حاتمي: 575)
* دکتر: مثِ(مثل) دختر فرنگيا(فرنگيها) رات(راهت) نميبرم، که ميبرم، اتاقت از اتاقاي گراند هتل مشتيتر نيست که هست، ديگه چه مرگته استرويليامز خانوم؟ پاشو جونم، دکتر ماشينو کوت کرده آجيل و شيريني، بريم(برويم) آب کرج يه بادي بهت بخوره، غمباد ميگيري آخه… . (مجموعه آثار علي حاتمي: 592)
3. کاربرد کنايات و اصطلاحات عاميانه: يکي ديگر از ويژگيهاي سبکي فيلمنامهي سوتهدلان، وجود اصطلاحات، کنايات عاميانه و کوچه بازاري فراوان است.اصطلاحات و کناياتي مانند:
“جَخ”(577)، “مزلّف”(577)، “وقوقصاحاب”(580)، “غمباد”(592)، “هَلِ پوک”(601)، “چُسان فِسان”(592)، “سگسال”(591)، “بِکي”(575)، “جونم مرگ شده”(606)، “الدرم بلدرم”(598)، “جون به جون کردن”(592)، “تون به تون افتاده”(577)، “غمبرک گرفتن”(603)، “جوون برزخکن”(589)، “شلنگتخته”(573) و ….
4. کاربرد جملات کوتاه و خبري: وجود افعال فراوان در اين فيلمنامه سب کوتاهي جملات آن شدهاند. اغلب اين جملات خبري هستند و از واو ربط براي اتصال و طولاني نمودن آنها به ندرت استفاده شده است.
* دواچي: مرگ آدميزاد از فهميدنه، لازم نيست بفهمه زنک کيه، با، با يکيشون وعده کن هفتهاي يه دفعه بياد خونه، مثل قضاي حاجت، شباي جمعه که آقازاده خانومو زناي خونه ميرن خونه خواهرت روضه.
حبيب: به مجيد بکم زنکو استالين از طيّاره انداخت پائين.
دواچي: بگو شباي جمعه مياد خونه رو بپاد، مجيدم که با اهل خونه حرف نميزنه که حکايت آشکار شه. دواش اينه، زن، نسخ? دواچي، يه واسطهرو ميشناسم که چيزاي خوبي تو دست و بالشه، واس? بالا مالاها ميبره. خبرش ميکنم، ميبيني کار ما تو اين ملک به کجا کشيد آخر، پااندازي. (مجموعه آثار علي حاتمي: 586)
5. جملهها و عبارات آهنگين: “علي حاتمي” در مقام فيلمنامهنويس، اغلب روايات خود را به زباني ساده بيان ميکند و براي جلب توجه بيننده و برانگيختن تحسين او، به زبانآوري و صنعتگري و آرايش کلام ميپردازد و از لغتها و ترکيبهاي فخيم، مصنوع و مطنطن استفاده ميکند؛ بي آنکه در نظرآورد گويندهي اين لغات و ترکيبها کيست. در “سوته دلان” نيز، اين مورد مشاهده ميشود. نمونههايي از اين صنعتگري و زبانآوريها را در قهرمان داستان، “مجيد”، با آن وضعيت ذهني مشاهده ميشود؛ آهنگ کلام و غرابت ترکيبها و طنطنهي الفاظ در تک گوييهاي او باعث شگفتي مخاطب ميشود:
* “پنزر خنزره. توپ داغونم نميکنه، چش شيطون کر، توپ توپم، اين مال و منال مفتي همچي هلو برو تو گلو گير نيومده، حاصل يه عمر جوب گرديه، آقامون ظروفچي بود، خودمون شديم جوبچي، جوبچي، آقا مجيد ظروفچي جوبچي، هه هه هه ميخ زنگ زده، زنجير زنگ زده، تارزان زنگ زده، ساعت زنگ زده، حواستو ضرب کن، جمع کن، حواستو ضرب کن، جمع کن، ساعت زنگ زده، ديگه زنگ نميزنه، چون زنگاشو زده، داداش حبيب، ما داداشيم، از يه خميريم، اما تنورمون عليحده است، تنور شما عقدي بود، مال ما تيغهاي صيغهاي، کلهي شماها شد عينهو نون تافتون گرد و تلمبه قلمبه، کلهي ما شد عينهو نون سنگک. خوب شد بربري نشديم… آقا مجيد. تافتونيا، اون طرفيا، اون وريا، همونايي که بعد از چلهي آقات تورو انداختن تو اين اتاق يه دري، همهي اين ثروتو ضبط ميکنن.” (مجموعه آثار علي حاتمي: 576)
نمونهاي ديگر از عبارتهاي آهنگين را در زير از زبان “فروغالزمان” ميآوريم:
* “فروغ: شما حرومم کردين، من که دربند حروم و حلالش نبودم، دربند اَن کَهدِ آقام نبودم، مهر شما به دلوم بود و کلوم خدا به لبوم، حبيبالله، بذارين،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره يه، دروني، "اقدس"، حاتمي: Next Entries منبع پایان نامه درباره سفارتخانه، ارباب رجوع