منبع پایان نامه درباره آموزش و پرورش، مدارس هوشمند، آموزش از راه دور، آموزش و پرورش تهران

دانلود پایان نامه ارشد

هاي زماني و مکاني نيست و يادگيرندگان سرعت يادگيري خود را خودشان تنظيم مي کنند. شايد به همين علت است که برخي عامل اصلي پيشرفت تحصيلي را خود فناوري تلقي نمي کنند بلکه به خاطر فضايي است که فناوري خلق مي کند و از اينجاست که کلارک گفته «فناوري ابزاري براي ارائه آموزش است نه موفقيت آموزشي (زماني، 1389).
به عبارت ديگر، فناوري اطلاعات بيشتر در فضاي تعاملي روي مي دهد نه در فضاي سنتي به همين دليل هافمن به «تلفيق آموزش از راه دور با روش سنتي معتقد است نه تمايز آن دو، در بحث از فناوري اطلاعات و اثرات آن بر موفقيت تحصيلي بايد از تعامل بين سه عنصر اصلي معلم، شاگرد و محتواي آموزشي به همراه وسايل سمعي وبصري اساسي آموزش الکترونيکي را که بيشتر در فضاي تعاملي فناوري اطلاعات و ارتباطات روي مي دهد شامل مي شود. با اين بيان، فناوري اطلاعات در يک گستره وسيع مجموعه اي از وسايل کامپيوتري، تجهيزات ارتباطات از راه دور، نرم افزار و به طوري کلي، خدمات و محصولاتي است که بستر اوليۀ توليد و اثربخشي انواع اطلاعات است (نجفي، 1385). و با تأسي از آن در توليد اطلاعات آموزشي، کشش هاي معني داري براي استفاده از فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش ايجاد شده و تکنولوژي يا فناوري آموزشي يکي از آنهاست براي تغيير و تحول معيارها و روش هاي سنتي آموزش و پرورش بايد به فناوري اطلاعات و فناوري آموزشي روي آورده و در مدارس وسايل و امکانات آموزشي از جمله کامپيوتر، اينترنت اورهد، پروژکتور و… را فراهم کرده تا بتوانيم اميد به پيشرفت علمي داشته باشيم. در فناوري اطلاعات چون بيشتر با نظريه و عمل طراحي، توسعه و بهره گيري مديريت و ارزيابي فرايندها و منابع يادگيري سروکار داريم (نجفي، 1385). از آن مي توان به کارگيري خلاقانه علم براي اهداف آموزشي ياد کرد و همين کاربرد خلاقانه، زمينه گرايش و علاقه فردي دانش آموزان را به يادگيري و موضوعات علمي فراهم کرده و از سوي ديگر موجب رشد علمي و پيشرفت تحصيلي ميگردد (نجفي، 1384).
2-1-4-1. فناوري اطلاعات و آموزش و پرورش
امروزه شاهد تغييرات بسياري در محيط يادگيري هستيم. نهضت فناوري اطلاعات و ارتباطات مقارن با همگاني شدن بهره گيري از پست الکترونيکي و به ميان آمدن صفحات جهان گستر وب، انقلاب عظيمي را در همه ارکان جامعه از جمله نظام آموزش و پرورش سبب شده است. بحث جامعه اطلاعاتي و رسالت آموزش و پرورش در تربيت افراد براي زندگي در اين جامعه و اهميت استفاده از اين منابع در غني سازي محتوا و شکل ارائه اطلاعات به دانش آموزان، ايجاد توازن جديدي ميان اهداف آموزش جديد و قديم و اضافه شدن وجه سومي به تعاملات معلم و دانش آموزان را طلب ميکند (پلگرام ولاو،2003).
فناوري اطلاعات با سرعت چشم گيري در حال گسترش ميباشد و پديده آموزش با تکيه بر اين فناوري ها، موضوع توجه و رقابت فزاينده بيشتر دانشکده ها و مدارس دنيا قرار گرفته است. استفاده از فناوري هاي جديد اطلاعاتي، توان بالقوه نويني را در آموزش مبتني بر فناوري پديد ميآورد که بهرهگيري از آنها در فرايند ياددهي ـ يادگيري بسيار مؤثر است. اين فناوري ها همچنين سبب شدهاند تا يادگيري به صورت مادام العمر، گسترده و عميق به کارگرفته شود (چارياني، 1380). بررسي ادبيات تحقيق و پژوهش هاي انجام شده نشان ميدهد که به کارگيري فاوا در امر آموزش توانسته فاصله بين آنچه را که هست و آنچه را که بايد باشد در زمان محدود بکاهد. تبلور اين نوآوري و به کارگيري فاوا با تأسيس مدارس هوشمند در کشورهاي گوناگون جهان محقق شده است. از فن آوري اطلاعات مي توان براي بهبود کارايي و اثربخشي فرايندهاي کاري، تصميم گيري مديريتي و کار گروهي بهره گرفت واقعيت ها نشان مي دهند که استفاده از فناوري هاي نوين در قرن 21، تأثير عميقي در زندگي اجتماعي انسان خواهد داشت و يقيناً آموزش و پرورش نيز از اين تغييرات مستثني نخواهد بود. تحقيقات در آموزش، اين مطلب را بيان مي کنند که فن آوري اطلاعات به شکلي عمده در نظام آموزش منظم استفاده شده است (دلوز، 1380). بديهي است فناوري اطلاعات و ارتباطات تنها زماني در آموزش و يادگيري مي تواند نقش مثبتي ايفاکند که دانش آموزان و معلمان با چگونگي کارکردن با شاخصه هاي آن آشنايي داشته باشند. تمامي تحقيقات بيانگر آن است که عدم آگاهي معلمان و دانش آموزان از چگونگي کاربرد و قابليتهاي برنامههاي فناوري ارتباطات در فرايند ياددهي- يادگيري، ازمهمترين موانع موجود در کاربرد آن در آموزش ميباشد. اين موضوع مي رساند که لازم است همزمان با استفاده ازبرنامه هاي فناوري اطلاعات، معلمان و اولياي مدارس نيز بصورت هماهنگ در اين زمينه آموزش ببينند(جانقلي و حقاني،1392).
2-1-4-2. فناوري اطلاعات و سواد رايانه اي
براي استفاده هر چه بيشتر از فناوري و ارتباطات، توافق گسترده و همگاني ميان عموم و متخصصان آموزشي وجود دارد که در قرن حاضر همه دانش آموزان، دانشجويان و ديگر اقشار، بايد از نظر کاربرد رايانهها با سواد باشند. از آنجا که آموزش و پرورش هر کشور مهمترين و اساسي ترين سازمان براي آماده سازي نسل آينده است، سرمايه گذاريهاي مادي و معنوي اين سازمان در امر سواد رايانه اي و پديدآوردن ساز و کارهايي براي تحقق اهداف آن اهميت دارد. جنبه بهرهوري و سودمندي استفاده از رايانه در محتواي عمومي دروس و يا برنامه درسي اهميت فوق العاده اي دارد(تاج ابادي وهمکاران1387).
انجمن بين المللي فناوري آموزشي (ISTE)، از استفاده معنادار رايانه و درهمتنيدگي آن در ديگر علوم صحبت ميکند. بطور کلي، اين انجمن و فناوري هاي آموزشي تعيين ميکنند که دانش آموزان در باره رايانه چه چيزي بايد بدانند و چه تواناييهايي را در استفاده از اين فناوري داشته باشند تا با سواد شناخته شوند. در بيشتر کشورها، آموزش رايانه در برنامه هاي درسي به سه طريق انجام مي شود. 1ـ تدريس رايانه، به مثابه يک موضوع درسي مستقل در برنامه درسي دانش آموزان 2ـ تلفيق رايانه در ديگر دروس و 3ـ آموزش به کمک رايانه(تاج آبادي و همکاران،1387).
بيشتر متخصصان و صاحب نظران عقيده دارند که تدريس رايانه به مثابه يک موضوع درسي مستقل در برنامه درسي دانش آموزان و دانشجويان نمي تواند در کاربرد معنادار رايانه کمک مي کند و مهارت هاي مربوط به رايانه نبايد به شکل درس هاي مستقل و مجزا مانند برنامه نويسي، راه اندازي و اجراي نرم افزارها تدريس شود. بلکه بايد به منزله ابزاري براي سازماندهي، برقراري ارتباط، انجام پژوهش و حل مسئله استفاده شود. اين تغيير بسيار مهمي در رويکرد و تأکيد سواد رايانه اي است (تاج آبادي و همکاران، 1387).
در دنياي به سرعت متغيير امروز، انسان ها بايد توانايي همراه شدن با تغييرات روز را داشته باشند. آنها بايد بتوانند اطلاعات دانش و مهارت هاي لازم براي زندگي موفق را از طريق استفاده از منابع ارتباطي و اطلاعاتي و ارتباطي متنوع به دست آورند. تلفيق فن آوري هاي الکترونيکي در فرايند آموزش و ياد گيري، امري ضروري و اجتناب ناپذير است زيرا فراگيران بايد بياموزند چگونه در اجتماعي که رسانه هاي الکترونيکي آن به طور مداوم آنها را با فرهنگ ها و ارزش هاي متفاوت از فرهنگ و ارزش هاي بومي روبرو مي سازد زندگي کنند و به کار مشغول شوند (خسروي، 1386).
2-1-5. مدرسه هوشمند
مدرسه هوشمند، مدرسه اي فيزيکي است که کنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري رايانه و شبکه انجام ميگيرد و محتواي بيشتر دروس آن الکترونيکي و نظام ارزشيابي و نظارت آن نيز هوشمند است. مدارس هوشمند مدارسي هستند که مباني توسعه آنها استفاده از فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات مي باشد (آموزش و پرورش تهران، 1384).
دانش آموزان در مدرسه هوشمند نقش ياددهنده و يادگيرنده را بر عهده دارند. در اين مدرسه برنامه درسي محدود کننده نيست و به دانش آموزان اجازه داده مي شود از برنامه هاي درسي خود فراتر گام بردارند. در اين مدرسه روش تدريس بر اساس دانش آموز محوري است تأکيد بر مهارت فکرکردن و فراهم ساختن محيط ياددهي- يادگيري از راهبردها و خط مشيهاي مدرسه هوشمند است. بروز تحولات گسترده در زمينه کامپيوتر و ارتباطات، تغييرات عمده اي را در عرصه هاي متفاوت حيات بشري به دنبال داشته است. در ساليان اخير فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات بيشترين تأثير را در حيات بشريت داشته اند. به دنبال ورود کامپيوتر به کلاس هاي درس و روابط بين شاگرد- معلم، بايد به فکر ايجاد مدارس هوشمند و آموزش الکترونيکي در کشور باشيم چرا که دنياي پيشرفته امروز به دنبال آموزش و پرورش نوين است و آموزش و پرورش نوين نيازمند ساز و کارهاي جديد از جمله روش هاي تدريس جديد مبتني بر فناوري اطلاعات وب، تجديد پذير در روابط معلم – شاگرد و آموزش از راه دور است و همه اين عوامل آموزش الکترونيکي و يادگيري الکترونيکي قابل اعمال است (نجفي، 1385).
ويژگي هاي مدارس هوشمند: 1ـ يک برنامه آموزشي گسترده که تواناييها و نيازهاي متفاوت همه دانش آموزان را در بر مي گيرد. 2ـ فضاي آموزشي مناسب و سودمند براي يادگيري 3ـ مشارکت و حمايت سطح بالاي والدين و جامعه در مدارس هوشمند. دبيران با استفاده از محتواي دروس الکترونيکي موجب تفهيم بهتر مطالب درسي و صرفه جويي در وقت مي شوند و دانش آموزان هم اين فرصت را دارند که توانايي و قابليتهاي خود را آشکار و به توليد محتوا بپردازند. در اين گونه مدارس، کسب موقعيت دست يافتني است و ميزان آن به تلاش و پيگيري دانش آموزان و هدايت صحيح و جهتدار بستگي دارد. در اين روش روح پژوهش و جستجوگري قطعاً جايگزين روحيه بي هدف دانش آموزان خواهد شد. در اين سيستم، رکن اصلي تغيير در تفکر است و ابزار و امکانات تنها وسيله اي براي جامعه عمل پوشاندن به افکار هستند. در مدارس هوشمند، معلمان مي توانند به جاي اينکه تلاش کنند خودشان پاسخي براي پرسشهاي دانش آموزان پيدا کنند از آنها بخواهند پاسخ پرسشهايشان را در رايانه پيدا کند وبراي بقيه بازگو کنند. مدرسه هوشمند “دانش آموز محور” است و در آن معلم نقش هدايتگر را دارد. دانش آموزان بر منابع موجود در مدرسه يا شبکه هاي اطلاع رساني بيروني نيز دسترسي دارد و در استفاده از منابع براي درسهاي خود آزاد است والدين اين امکان را دارند که به صورت آنلاين با مدير يا معلمان مدرسه ارتباط پيدا کنند و از وضعيت تحصيلي فرزند خود آگاه شوند. کتابخانه اين مدرسه، يک کتابخانه الکترونيکي است و دانش آموز مي توانند به صورت آنلاين از آن استفاده کند. محيطهاي گفت وگو، بحث و پرسش و پاسخ آنلاين به صورت همزمان و ناهمزمان در اين مدرسه فعالاست (سايت آموزش و پرورش فارس).

2-1-5-1. اهداف و مؤلفه هاي کليدي مدارس هوشمند
مدارس هوشمند مؤسساتي آموزشي هستند که با اعمال تغييراتي در نحوه آموزش و مديريت خود به صورت سيستماتيک دانش آموزان را براي رويارويي با عصر اطلاعات اماده ميکنند.
برخي اهداف اين قبيل مدارس عبارتند از:
1ـ توليد نيروي کار متفکر و آشنا با تکنولوژي
2ـ توسعه و پرورش فيزيکي، ذهني، احساسي و معنوي دانش آموزان
3ـ ارائه و فراهمسازي فرصتهايي براي بهبود توانايي ها و استعدادهاي دانش آموزان
4ـ افزايش مشارکت همگاني در حوزه آموزشي (دبيران، دانش آموزان، مديران، کارکنان و سطوح مختلف جامعه) (محمودي و همکاران 1387).
نکته بسيار مهم در اين نوع مدارس، تغيير شيوه يادگيري از شيوه مبتني بر حافظه به شيوه مبتني بر تفکر و خلاقيت است. در اين راستا بايد مؤلفه هاي کليدي مدارس هوشمند به گونه اي متفاوت تعريف شده و کارکردهاي آنها در مقياسي جديد تعيين شود. در شکل شماره (1) مولفه هاي کليدي يک مدرسه هوشمند نشان داده شده است و در ادامه، کارکرد هر يک از اين مؤلفه هاي تعريف ميگردد (جک مارشال، پن و وي، 2003).

شکل 1-2. مؤلفه هاي کليدي مدرسه هوشمند

2-1-5-1-1. مديريت و آموزش ـ يادگيري
محيط ياددهي و يادگيري از چهار بخش تشکيل مي شود بخش اول برنامه تحصيلي است، برنامه تحصيلي به گونه اي طراحي شده است که دانش آموزان را به توسعه متداول و فراگير سوق مي دهد. انتقال دانش، مهارتها، ارزشها و زبان از طريق

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره مدارس هوشمند، دانشگاهها، آموزش و پرورش Next Entries منبع پایان نامه درباره مدارس هوشمند، آموزش و پرورش، عصر اطلاعات