منبع پایان نامه با موضوع گزاره های اخلاقی، پوزیتیویسم، تحقیق پذیری، طبیعت گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

گذاشتند.این گروه ، از اندیشه های راسل نیز تاثیر گرفتند.از جمله اعضا ی حلقه ی وین می توان به موریتس شلیک ، ردولف کارناپ ،فردریش وایسمن ، کورت گودل ،هربرت فایگل و… اشاره کرد.اعضای حلقه ی وین ، که اندیشه های آنها در عرصه ی فلسفی با نام پوزیتیویسم منطقی شناخته میشود ،بیش از هر چیز ، به محدود کردن فلسفه به حوزه ی تحلیل ، پرهیز از هرگونه نظریه سازی و تفکیک فلسفه از متافیزیک اقدام کردند.آنها قواعد تجربی را تا سطح گزاره های کلی یقینی بالا بردند و از اشاره ی ویتگنشتاین به امر که پاره ای از امور ، در قالب زبان نمیگنجند ، نتیجه گرفتند که ویتگنشتاین وجود این امور را نفی میکند.
اخلاق از دیدگاه پوزیتیویسم ، در حیطه ی اخلاق غیر شناختی جای میگیرد.آنچه که در اخلاق پوزیتیویستی و به طور کلی ، در نظریات غیر شناختی وجود دارد این است که گزاره ها یا احکام اخلاقی ، قابلیت نسبت دادن یا سلب صفات را به افعال یا اشخاص ندارند.البته پوزیتیویسم در عرصه اخلاق قابل تقسیم به دو گروه است.گروهی معتقدند که احکام یا گزاره های اخلاقی صرفا بیان احساسات به صورت دفعی و آنی است. گروه دیگر معتقد هستند که گزاره های اخلاقی ، همان صورت تغییر یافته ی امور واقعی هستند.
پوزیتیویست ها گزاره ها را به طور کلی به دو دسته ی گزاره های تحلیلی و تجربی تقسیم میکنند.گزاره های تحلیلی به نظر آنها گزاره هایی هستند که به شکل منطقی ، بدیهی هستند و از این رو صادق.
گزاره های تجربی گزاره هایی هستند که از لحاظ تجربی قابل اثبات هستند و به نوعی متکی به تجربه ی حسی است. البته لازم به ذکر است که تمایز بین گزاره های تحلیلی و تجربی ( یا ترکیبی ) نخستین بار به صورت واضح و دقیق توسط امانوئل کانت صورت گرفت ( البته پیش از او ، لایبنیتس نیز اشاره هایی به این امر داشت).مهمترین اصل و ادعای پوزیتیویست ها ، اصل تحقیق پذیری است.مطابق با این اصل بنیادین در پوزیتیویسم ، گزاره های اخلاقی یا باید از سنخ گزاره های تحلیلی باشند و یا از سنخ گزاره های تجربی و منظور از تجربی بودن یعنی اینکه به لحاظ حس و تجربه قابل اثبات باشند.مثلا این مفروضه که (( آب در صد درجه به جوش می آید )) به لحاظ تجربی قابل اثبات است و از این رو گزاره ی مربوطه درست می باشد.یا مثلا در مورد گزاره های تحلیلی ، این مفروضه که کل از جز بزرگتر است ، امری ست بدیهی.در واقع گزاره های تحلیلی صدق خود را در درون خود دارند. برای تشخیص صدق گزاره های تحلیلی ، نیازی به رجوع به امور واقع تجربی نیست.پوزیتیویست ها بر این باور هستند که گرچه گزارهای تحلیلی ، دارای معنا هستند اما چیزی بر معرفت ما اضافه نمیکنند.
پوزیتیویسم ها با استفاده از این اصل ، متافیزیک و مسائل مربوط به آن را امری مهمل و محال می دانند چرا که امور مربوط به آن در قالب هیچ یک از گزاره های فوق نمی گنجد.
از جمله مشهور ترین نمایندگان پوزیتیویسم ردولف کارناپ30 است.وی معقتد است که هیچ یک از گزاره ها و امور مربوط به متافیزیک حقیقت ندارد چرا که وی قایل به این امر است که هیچ یک از این امور قابل تحقیق پذیری توسط انسان نیست و بنابراین گزاره ها و اموری که توسط انسان قابل تحقیق پذیری نباشند ، فاقد محتوا ، معنا و حقیقت هستند
آیر31 ، یکی دیگر از نمایندگان پوزیتیویسم است.وی نیز به مانند کارناپ معتقد است مسائلی ماورا الطبیعی قابلیت تجربه ی حسی را ندارند و از این رو فاقد معنا هستند.وی بازهم مثل کارناپ اصل تحقیق پذیری یا اثبات پذیری را ملاک قرار میدهد و عنوان میکند یک امر زمانی برای فرد معنا و حقیقت پیدا میکند که وی بتواند آنرا به گونه ای تجربی تحقیق و اثبات کند.آیر اضافه میکند که منظور وی از تحقیق پذیری ، تحقیق پذیری اصولی و منطقی است و نه صرفا عملی.چرا که برخی امور ممکن است به دلیل فقدان ابزار مناسب تحقیق ، از قابلیت تحقیق پذیری برخوردار نباشند اما در آینده بتوانند از این امکان استفاده کنند.به عبارت دیگر ، برخی امور در برهه ای از زمان ممکن است قابلیت تحقیق پذیری نداشته باشند اما بعدها و با پیدایش ابزار مناسب که بتوان به کمک آن به تحقیق پذیری امور مذکور پرداخت ، قابلیت اثبات و تحقیق پذیری را پیدا کنند.
بدین سان مشخص می شود که در دیدگاه پوزیتیویستی ، علوم تجربی از اصالت قابل توجهی برخوردار است.در واقع معرفت شناسی پوزیتیویستی ، مبتنی بر علوم تجربی و حس تجربی است. با توجه به این دیدگاه ، تمامی مفاهیم دینی که مبتنی بر تعلیمات الاهیاتی هستند فاقد معنا بوده و مهمل هستند.چرا که نه از سنخ گزاره های تحلیلی هستند – که بتوان صدق آنها را در خود آنها یافت- و نه از سنخ گزاره های تحقیق پذیر یا ترکیبی که بتوان آنها را از طریق حس و تجربه تحقیق و اثبات کرد.
بنابراین تا اینجای بحث ، پوزیتیویسم و بویژه پوزیتیویسم منطقی ، متافیزیک و مسائل مربوط به آن را امری پوچ دانسته و به زعم افرادی نظیر آیر ، حتی کوشش افرادی که عمر خود را صرف شناخت امورمتافیزیکی کرده اند ، کوششی عبث و بیهوده بوده است.همین امر در مورد گزاره های دینی نیز صادق است.اما ویرانی دیگری که پوزیتیویسم در این عرصه به وجود آورد این بود که مباحث فوق را در حوزه ی اخلاق نیز وارد کرده اند.پوزیتیویستها گزاره های اخلاقی را نیز مهمل می دانند و از این رو در این دیدگاه نمی توان از یک نظام اخلاقی صحبت کرد.چرا که طبق مفروضه ی پوزیتیویست ها ،گزاره های اخلاقی نه از جنس گزاره های تحلیلی هستند و نه جزء گزاره های ترکیبی یا تحقیق پذیر.از این رو گزاره های اخلاقی نیز فاقد معنا هستند.
بر اساس دیدگاه پوزیتیویست ها که از اصل تحقیق پذیری سرچشمه میگیرد ، ماهیت گزاره های اخلاقی به شکلی است که نمی توانند بیانگر حقیقتی از ماورا خود باشند.یعنی ، گزاره های اخلاقی نمی توانند چنان باشند که در آنها صفاتی بر اشیاء ، اشخاص یا افعال حمل شده باشد.نتیجه انکه گزاره های اخلاقی از جنس گزاره های تحلیلی نیست.از طرف دیگر گزاره های اخلاقی ، از جنس گزاره های ترکیبی یا تحقیق پذیر نیز نیستند.روشن است که نمی توان گزاره هایی مانند (( راستگویی خوب است)) ، (( ظلم بد است )) ، (( خویشتن داری صفتی نیکوست )) و … را به صورت حسی و تجربی تحقیق و اثبات کرد.
اما با توجه به موارد فوق باید پرسید در دیدگاه پوزیتیویسم گزاره های اخلاقی چه گزاره هایی هستند؟
همانطور که اشاره شد ، کارناپ از جمله افرادی ست که معتقد بود امور متافیزیکی فاقد معنا هستند.از نظر کارناپ ، گزاره های اخلاقی از جنس دستور و امر هستند.مثلا وقتی به کسی میگوییم (( این کار را انجام بده )) یا (( از انجام آن کار حذر کن )) در واقع سعی داریم تا خواسته ی خود را به دیگری امر کنیم.از این رو گزاره های اخلاقی صرفا از نوع گزاره های دستوری هستند که به خودی خود مبنای واقعی نداشته و تنها با توجه به امر و دستور افراد مختلف اعتبار پیدا میکنند.به عبارت دیگر ، حتی وقتی که به عنوان مثال به فردی میگوییم (( راست گویی خوب است )) منظور از این جمله ، طبق نظر امرگرایان یک معنای امری است به این صورت که (( راست بگو!)).درواقع در اینجا گزاره ی فوق حامل مضمونی امری است و هیچگونه مضمون توصیفی در آن وجود ندارد.درحقیقت ، در این نظریه ، ارزش اخلاقی متضمن منشایی دستوری ست.در چنین شرایطی ، گزاره های اخلاقی ملاک واحدی برای بررسی ندارند چرا که تمایلات افراد برای دستور دادن و امر کردن متفاوت است و از این رو هر کسی می تواند بنا به میل خودش در شرایط متفاوت افرادی را به انجام فعلی امر و یا از آن نهی کند.بدیهی است که در چنین دیدگاهی ، مبنای واقعی نداشتن گزاره های اخلاقی و نسبی بودن آنها آشکار می شود.
آیر معتقد است که گزاره های اخلاقی تنها بیان احساسات و عواطف شخص گوینده است.از این رو اندیشه های وی را تحت عنوان احساس گرایی آورده اند.طبق این نظریه ، بیان گزاره های اخلاقی صرفا بیان احساسات فوری و آنی گوینده است و حاکی عواطف و احساسات درونی وی است.در واقع احساس گرایان معتقدند زبان اخلاقی تنها یک زبان ابزاری است.آیر در این رابطه می گوید :(( وجود یک نماد اخلاقی در یک گزاره، چیزی را به محتوای حقیقی آن نمی افزاید. بر این اساس، اگر به کسی گفته شود: ((به خاطر دزدی آن پول، عمل خطایی انجام دادی)) چیزی بیش از این گفته نشده که (( شما آن پول را دزدیده ای))؛ و با آوردن این عبارت که عمل تو خطا بود، مطلبی به آن گزاره اضافه نشده است))( حسینی ،1388)
می توان گفت همانطور که امر گرایی اعتبار گزاره های اخلاقی را وابسته به دستورات افراد می داند ، احساس گرایی نیز گزاره های اخلاقی را وابسته به احساسات افراد می داند که در شرایط مختلف ، متفاوت است و از آنجایی که احساسات افراد در شرایط مختلف ، متفاوت است ، طبعا گزاره های اخلاقی نیز متفاوت بوده و از این رو نسبی هستند.در واقع ملاک و معیار یکسانی برای ارزشیابی و بررسی گزاره های اخلاقی وجود ندارد و این احکام تنها برای کسانی معتبر است که دارای آن احساس خاص باشند.طبیعی است که در چنین دیدگاهی ، خوب و بد معنای واحدی ندارد چرا که برای مثال امری که برای یک نفر بد است ممکن است برای دیگری خوب باشد و البته این خوب و بد بودن فعل اخلاقی نیز ، وابسته به احساس افراد است. از این رو مشخص می شود که مبنای احساس گرایی همان اصول پوزیتیویسم است که قایل به این موضوع بود که گزاره های اخلاقی فاقد معنا هستند و طبق نظر احساس گرایی تنها ناظر بر بیان احساس تنفر و یا خوشامد افراد گوینده است.
البته فیلسوف دیگری به نام استیونسن32 به کاربردهای زبان در امور اخلاقی اشاره کرده و سعی در توجیه احساس گرایی داشته است.به زعم وی ، زبان دارای دو کاربرد است : یا برای انتقال اطلاعات و گزارش یک امر می باشد و یا برای گزارش یک نگرش شخصی.برای مثال اینکه گفته شود ((فلانی شاعر است )) گزاره ای است که قابل اثبات و یا تکذیب است.اما اینکه گفته شود (( فلانی مرد خوبی بود )) تنها بیان احساس گوینده است.نتیجه ای که گرفته می شود آن است که استیونسن همانند آیر معتقد است زبان اخلاق زبان بیان امور واقع نیست.در انتها باید اشاره کرد در برخی دسته بندی ها ، نظریه ی احساس گرایی را جزء نظریات غیر شناخت گرایانه در حیطه ی فرا اخلاق طبقه بندی کرده اند.
با توجه به مطالب فوق ، می توان گفت اساسا در دیدگاه پوزیتویستی ، نمی توان از نظام اخلاقی مطلق صحبت کرد.چرا که همانطورکه گفته شد ، پوزیتیویست های منطقی قایل به وجود دو سنخ از گزاره ها بودند : گزاره های تحلیلی و گزاره های تحقیق پذیر یا ترکیبی.گزاره های تحلیلی گزاره هایی هستند که صدق آنها از خود آنها بر می خیزد و گزاره های تجربی گزاره هایی هستند که صدق و کذب آنها تنها از طریق تجربی قابل اثبات است.گزاره هایی که خارج از این دو گزاره باشند فاقد معنا بوده و مهمل هستند.با توجه به نفی متافیزیک از طرف پوزیتیویست ها به این دلیل که آنها فاقد تحقیق پذیری تجربی هستند ، کلیه ی اصول اخلاقی نیز به همین دلیل ، مهمل انگاشته شد. چرا که طبق نظر آنها گزاره های اخلاقی ، نه ترکیبی هستند و نه تحلیلی و در این رویکرد می توان آنها را جزء گزاره هایی که متضمن امر و دستور هستند و همچنین گزارهایی که حاکی از احساسات فرد گوینده هستند دسته بندی کرد.از این رو صحبت از گزاره ی اخلاقی و نظام های اخلاقی مطلق در دیدگاه پوزیتیویسم بی معناست.
4-1-2 دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه طبیعت گرا چیست؟
در خصوص طبیعت گرایی ، ابتدا باید این نکته را یادآور شد که طبیعت گرایی ، دارای گستره و دامنه ی وسیعی است تا بدانجا که ادبیات ، فیزیک و حتی جامعه شناسی را نیز شامل می شود.در این خصوص دسته بندی های مختلفی هم صورت گرفته که از جمله می توان به طبیعت گرایی تجربی ، طبیعت گرایی فلسفی ، طبیعت گرایی الاهیاتی و… اشاره کرد.در این باره باید اشاره شود که هر کدام از انواع طبیعت گرایی ، نمایندگان مختلفی داشته اند و به همین لحاظ در خصوص اخلاق ، نظرات مختلفی ابراز شده است.
طبیعت گرایی در هنر شامل طبیعت گرایی در تئاتر ، سینما ، نقاشی ، معماری

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع فلسفه ی تحلیلی، تعلیم و تربیت، تربیت اخلاقی، پوزیتیویسم Next Entries منبع پایان نامه با موضوع طبیعت گرایی، علوم اجتماعی، مشاهده پذیر، جامعه شناسی