منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی، فرهنگ کار، ریسک پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

انگيزشها (محرک) کارآفرینی: يكی از تعابير قديمی درباره ی محركهای كارآفرينی، نياز به موفقیت63 است. مک کللند64 (1935) به این نکته پیبرد که افراد نیازمند به موفقیت بیشتر، نسبت به آنهایی که نیاز به موفقیت در آنها کمتر است، بسیار حساس هستند تا فرصتهای اقتصادی را تغییر دهند. این حساسیت به آنها کمک میکند تا فرصتها رابشناسند و کسب و کارهایی را شروع کنند. از دیگر محرکهای کارآفرینی، میل به استقلال است. طبق یافتههای هاگن65 (1962)، کارآفرینان تحمل قدرت بالاسری ندارند وبه دنبال استقلال66 هستند. بسیاری از مطالعات گذشته اشاره میکنند که عدم رضایت شغلی67 از جمله محرکهایی است که باعث میشود کارآفرینان کسب و کار جدیدی را شروع کنند. وجود نقش کارآفرینانه نیز از عوامل دیگری است که کارآفرینان را به شروع کسب و کاری ترغیب میکند. همچنین، عموماً درصد زیادی از کارآفرینان، پدران کارآفرین داشتند. از جمله محرکهای دیگر، میل به ریسک پذیری68 است، میل به ریسک پذیری اساس کارآفرینی است.
ب) عوامل محیطی ( محیط های انگیزشی و حمایتی)69: این محیطها نشان دهندهی میل فرد نسبت به انجام کار و فعالیت، سروسامان دادن به محیط مادی و اجتماعی خود، پیروز شدن بر موانع، زیاد کردن رقابت از راه تلاش بیشتر برای انجام دادن کار و پیشی گرفتن بر دیگران است ( هزار جریبی، 1384). بنابراین، یکی از عوامل زمینه ساز کارآفرینی، محیط تصمیم گیری است، اصولاً، تصمیمگیری در مورد تغییر شیوهی زندگی با شغل دشوار است. برای این منظور، به کارگیری انرژی زیاد و داشتن جسارت تغییر و انجام کاری متفاوت از گذشته، ضروری است. برای موفقیت افرادی که تصمیم به تغییر می گیرند، وجود محیط مناسب و مستعد و محیطی انگیزش و حمایتی بسیار حیاتی و لازم است. محیط تأثیر زیادی بر شکلگیری روحیه کارآفرینی در بین جوانان و افراد مختلف میگذارد. چرا که برخی از افراد در محیطهایی پرورش مییابند که زمینه برای تحریک انگیزهها و پرورش ویژگیهای آنان فراهم است. مطالعات نشان داده است در صورتی که این افراد کسب و کاری را شروع کنند، اغلب با موفقیت همراه خواهند بود، اما بیشتر مردم در چنین محیطهایی قرار ندارند، بنایراین لازم است از راه برنامههای آموزشی به ایجاد انگیزه و پرورش ویژگیهای آنان اقدام کرد. این ویژگیها شامل مواردی همچون، آموزش تفکر خلاق، بالابردن ریسک پذیری، بالابردن قدرت تحمل ابهام، ایجاد اعتماد به نفس، فرصت شناسی و دادن اطلاعات آموزشی نسبت به ویژگیهای روانی از جمله، مرکز کنترل درونی است.
ج) محیط فرهنگی – اجتماعی: یکی از اصلیترین عوامل مؤثر بر کارآفرینی در هر جامعهای، فرهنگ حاکم بر آن جامعه است. فرهنگی که برای افراد کارآفرین ارزش قائل است، افراد زیادی را به کارآفرینی تشویق میکند. در رابطه با فرهنگ کارآفرینانه، جوامع میتوانند سیاستهایی را ایجاد کنند تا رفتار کارآفرینانه را تشویق کنند. منظور اینست که در کل، مردم یک جامعه یا اجتماع میتوانند کمتر یا بیشتر کارآفرین شوند. رابطهی قوی میان فرهنگ مردم و تمایل به کارآفرینی وجود دارد. برای شناسایی و درک پایههای اجتماعی یا فرهنگی یک اجتماع یا منطقه خاص- برای نمونه، جامعه روستایی- میتوان یک نقطه آغاز مناسبی برای ایجاد اقتصاد و جامعه کارآفرینانه فراهم کرد (لورد کیپاندیر70، 2002).
د) محیط سیاسی- حقوقی: توجه و تمرکز بر افرادی که انگیزه، سرمایه و مهارتهای لازم برای شروع کسب و کاری دارند و دخالت دولتها در تحریک و ایجاد فضای مناسب کارآفرینی برای این گروه، بسیار ضروری است. یکی از پیش نیازهای خود اشتغالی و کارآفرینی در کشور، تدوین یک چارچوب مشخص سیاستگذاری و حمایتهای دولتی در این زمینه است. نداشتن سیاست معین و شفاف کارآفرینی و خود اشتغالی اول، توسعه این بخش را با مشکل روبه رو کرده و دوم، بهرهوری در کسب و کارهای خود اشتغال و بنگاههای اقتصادی کوچک و متوسط موجود را کاهش میدهد. برای مثال، بخش چشمگیری از افراد کارآفرین با عدم امنیت و نبود حتمیت درآمدی روبه رو می شوند که این بر میزان دسترسی یا برخورداری آنها از خدمات اجتماعی دولتی و خصوصی تأثیر می گذارد (شعبانعلی فمی و همکاران، 1386).
سیاستهای کلان به سه گروه سیاستهای مالیاتی71، پولی72 و سیاستهای مقرراتی73 ( قوانین و مقررات تنظیمی) تقسیم میشود. سیاستهای مالیاتی، شامل شیوههای مالیاتبندی است. اگر میزان مالیات برای کارآفرینان از نرخ مالیات کمتر باشد، مشوق خوبی برای آنان خواهد بود. منظور از سیاستهای پولی، سیاستهای مربوط به تامین سرمایه و نرخ بهره است. با رشد کارآفرینان، نیاز به سرمایه افزایش پیدا کرده و همچنین میزان نرخ بهره نیز حیاتیتر میشود. در بنگاههای اقتصادی کوچک که نیاز به سرمایه به نسبت کمتر است، حساسیت به نرخ بهره نیز پایینتر است. سیاستهای مقرراتی (تنظیمی) نیز همان هزینههای اداری، تشریفات و مقررات مربوط به آغاز کسب و کار است (لوردکیپاندیز، 2005).
و) وضعیت زیر ساختی – تکنولوژیکی: توسعه کارآفرینی افزون بر فرهنگ کارآفرینانه، اقتصاد کارآفرینانه با ابعاد دیگری همچون جو کارآفرینانه، زیر ساختها و حمایتهای کارآفرینانه نیز مرتبط است. جو کارآفرینانه، فضا یا محیط عمومی است که کارآفرینان در آن فعالیت میکنند. زیر ساختهای کارآفرینانه عناصری همچون تسهیلات و امکانات زندگی (آب، برق، جاده و… )، خدمات و عوارض هستند که برای کارآفرینان بسیار مهم هستند. منظور از حمایتهای کارافرینانه، فعالیتهای عمومی یا خصوصی است که به طور مستقیم از کارآفرینان حمایت میکنند (لوردکیپاندیز74، 2002) . شکل 2-1 شمای کلی از فضای کارآفرینی که متشکل از عناصر عمومی، خصوصی و محیطی است را نشان می دهد.

شکل 2-1 : شمای کلی از فضای کارآفرینی
(مأخذ: لوردکیپاندیز، 2002)

عناصر بخش خصوصی جو کارآفرینی عبارتاند از: سرمایه75، خدمات تخصصی76، حمایت از کسب و کار77 و بازار کار. نقش اصلی بخش خصوصی، تهیه سرمایه و سرمایهگذاری در مسائل اقتصادی است که در کنار سودآوری خود، موجب رشد و توسعهی جوامع نیز میشوند. عناصر بخش عمومی که وابسته به دولتها بوده و نقش مهمی در رونق کسب و کارها دارند. عبارتاند از: سیاستهای کلان، زیرساختهای فیزیکی، تحقیق و توسعه(R&D)، سیاستهای تجاری و امنیت عمومی و عناصر محیطی نیز شامل فرهنگ، آموزش و کیفیت زندگی
است(لوردکیپاندیز، 2002)البته افزون بر موارد مذکور می توان خلاصه ای از نگرش صاحب نظران به توسعه کارآفرینی و شاخص های مؤثر در توسعه ی کارآفرینی را مطابق جدول 2-2 ارائه داد (رکن الدین افتخاری و همکاران، 1393) :
جدول 2-2: نگرش به توسعهی کارآفرینی و شاخصهای سنجش آن
محقق
سال
نگرش به توسعهی کارآفرینی
شاخص های موثر در توسعه کارآفرینی
آلیسون78
1990
زمینهای، سازمانی و محیطی
ژنتیک، خانواده، آموزش، تجربیات، مکان جغرافیایی، مهارتها و دانش کسب شده، ارتباط افراد کارآفرین، تجربه فعالیت در کارهای کوچک، شرایط اقتصادی، دسترسی به سرمایههای موجود، فرصتهای دسترسی به مشاوره، دسترسی به خدمات حمایتی، مشتریان و افراد مورد نیاز
لردکیپانیدز و مایاک
2002
عوامل محیطی و نهادی
زیرساختها، حمایتها، سرمایه، خدمات حرفهای، بازار نیروی کار، فرهنگ، آموزش، کیفیت زندگی، سیاستهای کلان، امنیت، سیاست تجاری
آلن79 و همکاران
2003
ساختارهای جامعه محلی و ملی
محیط اجتماعی، اقتصادی، اکولوژیکی، برنامهها، سازمانهای حمایت کننده، زیرساختها، صنعت و فناوری
سازمان بهرهوری آسیا80
2007
آموزش کارآفرینانه
آگاهی و آموزش
زالاتان و سزرب81
2010
ترکیب متغیرهای نهادی و فردی
درک فرصت، کسب مهارت، نترسیدن از شکست، شبکههای ارتباطی، حمایت فرهنگی، فرصتیابی، زیرساخت تکنولوژیکی، کیفیت منابع انسانی، رقابت پذیری، تولید جدید، رشد بالا، تیپولوژی فعالیت، سرمایهگذاری ریسکی
دابسون82
2009
حمایت بخش عمومی
آموزش، دسترسی به وام و سرمایه، تحقیق و توسعه شبکههای کارآفرینی، محیطهای اجتماعی
ایزنبرگ83
2011
فعالیتی اکوسیستمی
رهبری، مشتريان، دولت، سرمايه مالی، ويژگی فردی، هنجارهای اجتماعی، شبكهها، نيروی كار، نهادهای آموزشی، نهادهای غيردولتی، زيرساختها
جیانزهونگ84 و همکاران
2011
فعالیت سیستمی
راهنماییهای بازار و فروش، حمایت تکنولوژیک و تحقیق، حمایت خدماتی، حمایت مالی و اعتباری، حمایت سازمانی
نادیما85 و همکاران
2008
کارآفرینانه
فرهنگ کارآفرینی، تواناییهای کارآفرینانه، تکنولوژی، تحقیق و توسعه، شرایط بازار، سیاستگذاری و قانونگذاری
اگانیسجان86
2011
ساختار- کارکرد
محیط، ویژگیهای شخصیتی، امکانات، مهارت، الگوی رفتاری، آموزش
(مأخذ: رکن الدین افتخاری و همکاران، 1393)
2-2-8- نقش دولت در ارتقاء کارآفرينی
مطالعه نقشهای دولت در چندين کشور (استراليا، آمريکا، کانادا، تايوان، هلند و انگليس) به عنوان مطالعه تطبيقی توسط مؤلفان نشان میدهد که دولتها در سراسر جهان حرکتی به سوی ايجاد کسب و کارهای کوچک و متوسط را به عنوان منابع اشتغال و رشد اقتصادی اقتصاد داخلیشان آغاز کردهاند. در عين حال، خط مشیگذاران دولتی درک جامعی از اين که کدام سياستهای دولت اثربخشترند، ندارند (پیکل87 و همکاران، 1990).
دولتها در کشورها سه نوع سياست نسبت به کارآفرينی اجرا کرده اند. با ارائه کمکهای مالی و سادهسازی قواعد بوروکراتيک محيط تنظيمی خود را برای کارآفرينی بهبود دادهاند. از طريق ارائه برنامههايی برای اشاعه دانش و مهارت لازم برای کارآفرينان جهت راهاندازی يک کسب و کار کوچک محيط شناختی کشور را بهبود دادهاند و از طريق فعاليتهای لازم برای بهبود برداشت جامعه نسبت به بخش کارآفرينی، محيط هنجاری خود را تقويت کردهاند. به طور خاص برنامههایی که کسب و کارهای کوچک را در درون مجموعهای از کارآفرينان جای دادهاند، آنها را به کسب قدرت به ازاء کسب صرفه جويی های ناشی از مقياس، اشاعه دانش و تحقق دامنهای از ديگر مزيتها کمک کردهاند. اگر چه تجويز سياست کارآفرينی متکی به شرايط کشور است ولی توصيه می شود که خط مشیگذاران و مالکان کسب و کارها به تشکيل جوامع کارآفرينی برای تقويت منافع ملی و فردی خود روی آورند (شاپرو و همکاران، 1982).
حجم و موفقيت فعاليتهای کارآفرينانه در يک جامعه به تصميمهای اقتصادی مستقل هر کدام از افراد آن جامعه بستگی دارد. احتمال اين که مردمان يک کشور در کسب و کارهای کارآفرينانه مشارکت کنند به انگيزه فردی آنها برای تبديل شدن به کارآفرين، توانایی آنها برای تقبل فعاليتهای کارآفرينانه و برداشتهای آنها نسبت به فرصتهایی در دسترس بستگی دارد (جینیاوالی88 و همکاران، 1994). محيطهای حاکم بر هر کشوری میتواند هر کدام از اين عوامل را تحت تأثير قرار دهد. سياستهای دولت نسبت به کارآفرينان برای ارائه کمکهای مالی از طريق يارانهها، وامهای ترجيحی يا سياست های مالياتی مساعد که آن را محيط تنظيمی برای کارآفرينی مینامند، فرصتهای قابل دسترسی برای کسب و کارهای موجود و کسب و کارهای جديد را افزايش میدهد. در کشورهایی که برنامههای آموزش عمومی و کاربردی کارآفرين متداول است و افراد میدانند چگونه يک کسب و کار جديد را تأمين مالی و مديريت کنند، احتمالاً از توانايی لازم برای مديريت موفق کسب و کار فرد برخوردار خواهند بود. وجود چنين شرايطی اشاره به محيط شناختی برای کارآفرينی دارد. در نهايت در کشورهايی که فعاليتهای کارآفرينانه ارزشمند و قابل تحسين است، تعداد بيشتری از افراد به يافتن کسب و کار جديد يا مديريت کسب و کار جديد برانگيخته خواهند شد. وجود چنين شرايطی اشاره به محيط هنجاری کارآفرينی دارد. محيطهای تنطيمی، شناختی و هنجاری ارکان يا پايههای سه گانه حمايت از فعاليتهای کارآفرينانه يک کشور را شکل میدهند (رونستات89، 1988).
دولتها بعضاً به ارتقاء يک بخش از فعاليت اقتصادی نسبت به بخشهای ديگر در شرايطی اولويت قائلند. برخی از دولتها ممکن است از طريق اولويتدهی يک بخش نسبت به بخش ديگر از دخالت در بازار داخلی شان اجتناب کنند و تعداد معدودی از دولت ها ممکن است حتی کارآفرينی را تضعيف

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی، جامعه شناسی، توسعه اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع شرکتهای کوچک، شرکتهای کوچک و متوسط، اوقات فراغت