منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی، جامعه شناسی، توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

سود نامعمول يا بازده اقتصادی که ممکن است همزمان شرطی ضروری برای رشد باشد، نوآور باشد. بدين ترتيب پاسخ به سؤال چرا روشن است. يک کارآفرين انتظار دارد در آينده بازده اقتصادی نصيبش شود (داناییفرد و همکارن، 1386).
هربرت29 و لينک نتيجهگيری میکنند که کارآفرين يک شخص است نه يک تيم، کميته يا سازمان. به اعتقاد آنها اين شخص از برخی مزيتهای نسبی در تصميمگيری برخوردار بوده يا اطلاعات بهتری يا درک متفاوتی از رويداد يا فرصتها دارد. آنها همچنين ادعا می کنند که اقدامات کارآفرينانه در همه جوامع به وسيله افرادی که قضاوت آنها از قضاوتهای هنجار فعلی متفاوت است انجام می شود (هربرت وهمکاران، 1989).
پيکل و ابراهمسون تعريف ملخصی از يک کارآفرين ارائه می دهند: کارآفرين، کسی است که نوعی کسب و کار را سازماندهی و مديريت میکند و برای کسب سود، ريسک را تحمل میکند. کارآفرين فرصت های درک شده را ارزيابی کرده و برای اتخاذ تصميمهايی که شرکت را به تحقق رشد پايدار قادر خواهد ساخت تلاش میکند (پیکل30 و همکاران، 1990).
تامپسون31 ويژگی های کارآفرينان را اين گونه برمیشمارد: 1- متمايز از ديگران هستند 2- از فرصتها بهرهبرداری مناسب می کنند 3- توانايی جذب منابع لازم را دارند 4- ارزش افزوده ايجاد میکنند 5- دارای شبکههای ارتباطی خوبی هستند 6- سرمايه گذاری مناسب میکنند 7- دارای قدرت ريسک بالا هستند 8- به هنگام مواجهه با مشکلات قدرت تصميم گيری مناسب دارند 9- خلاق و نوآور می باشند (تامپسون، 1999) .
ليتونن32 مشخصه های کارآفرين را اين گونه بيان میکند: توانايی ريسک پذيری، نوآوری، دانش در زمينه فنون کار، بازار و بازاريابی، مهارت های مديريت کسب و کار، توانايی برای همکاری، برداشت خوب نسبت به کسب و کار و توانايی برای شکار فرصت (لیتونن ، 2000). کارآفرين فردی است دارای ايده و فکر جديد که از طريق ايجاد يک کسب و کار با بسيج منابع که همراه با مخاطره مالی، اجتماعی و حيثيتی است محصول يا خدمت جديد به بازار ارائه می دهد. در تعريف ياد شده چهار نکته وجود دارد (احمد پورداریانی و همکاران، 1386):
کارآفرين دارای ايده و فکر جديد است.
کارآفرين در پی ايجاد کسب و کار است (نه فقط نوشتن طرح تجاری بلکه جمعآوری منابع، تشکيل تيم و راهاندازی کسب و کار نيز بر عهده اوست).
کارآفرين ريسکپذير است. مخاطرههايی که کارآفرين تحمل میکند لزوماً فقط ريسک مالی نيست بلکه گستردهتر از آن است.
کارآفرين محصول يا خدمت جديد به بازار ارائه میکند يعنی کارآفرين میبايست نتيجه کار خود را در بازار ببيند.
پيش از ادامه بحث بايد توجه داشت که کارآفرينی در واقع نقطه تلاقی دانش اندوزی، تخصصگرايی و مهارتهای کسب و کار است.
2-2-4- کارآفرينی
واژه کارآفرينی از کلمه فرانسوی Entreprendre که به معنی متعهد شدن است (احمد پورداریانی، 1380) گرفته شده و بيش از 150 سال قدمت دارد و در سال 1828 به انگليسی برگردانده شده است. در فرهنگ وبستر، کارآفرين، فردی تعريف شده است که سازماندهی می کند و خطر مربوط به مؤسسهاش را می پذيرد (آدامز33 ، 1968).
کارآفرينی فرايند پويای خلق ثروت تدريجی است. ثروث به وسيله افرادی خلق میشود که ريسکهای عمدهای در قالب سهم، زمان و يا تعهد کارراههای34 يا فراهم کردن ارزش برای برخی از کالاها و خدمات تحمل می کند. کالا و خدمات ممکن جديد يا منحصر بفرد باشد يا نباشد اما ارزش بايد تا حدی از جانب کارآفرين از طريق دريافت و تخصيص مهارتها و منابع ضروری به صورت تدريجی حاصل شد (رونستات35، 1988).
ويرتنن36 با تأکيد ويژه بر کارآفرين به عنوان نقش آفرين اصلی در فرايند کارآفرينی را چنين تعريف می کند: کارآفرينی فرايندی است پويا که به وسيله فردی (کارآفرين) که برای بهره برداری از نوآوری اقتصادی جهت خلق ارزش جديد در بازار، تلاش می کند، ايجاد و مديريت می شود. کارآفرين شخصی است که ذهن کارآفرينانه همراه با نياز قوی به موفقيت دارد. به اعتقاد ويرتنن هدف فعاليت کارآفرينانه خلق ارزش است. خلق ارزش و بهرهبرداری از فرايند نوآوری اشاره به رشد يک کسب و کار دارد. بدين ترتيب بايد تأکيد شود که بدون هر گونه ويژگی های ديگر اين تعريف برای شرکتهای ثابت و در حال افول مناسب نيست (ویرتنن، 2006) .

میتوان استدلال کرد که بای گويو37 با توصيف کارآفرينی به عنوان سيستم پويا و نه سيستم ايستا و در نتيجه فرايند شدن38 و نه حالتی از هستی39 است که ناپيوستگی های غيرخطی و بی ثبات را در بردارد. اين تعريف ساده از کارآفرينی به معنی کارآفرينی خلق انواع سازمانها است، حمايت میکند. اما همچنين استدلال می کند که اين فرايند فرايندی کلنگرانه40 است که نمیتواند به صورت جزئی با مطالعه تکههای متفاوت موجوديت41 تحليل شود. بدين ترتيب در زمان ملاحظه فرايند کلی نگرانه کارآفرينی بايد از آن ناپيوستگیها که در همه حال رخ نمی دهند آگاه بوده و قادر باشيم پاسخ خيزشهای کوانتمی ناپيوسته42 و علل آنها را برای کارآفرينی شناسايی کنيم. حتی اگر کارآفرينی علم تلاطم و تغيير43 بود، ضرورتاً به معنای ناپيوستگی پيوسته44 نبود. اما در مقايسه با چارچوبهای مفهومی رويکردهای اقتصاد نهادی45 و رويکردهای هزينه مبادله46، تئوریهای آشوب و فاجعه47 بر خصيصههای کارآفرينی تأکيد می کنند (بای گریو، 1991).
با توجه به اين تعاريف، در حوزه کارآفرينی چهار رويکرد عمده وجود دارد: رويکرد روانشناسی، جامعه شناسی، انسانشناسی و اقتصاد. در رويکرد روانشناسی به پديده کارآفرينی تئوریهای متعددی وجود دارد که از نظر عوامل روانی خصيصههای شخصی، ارزشها، نگرشها و انتظارات شخص کارآفرين را توصيف و تبيين میکند. در رويکرد جامعه شناسی کارآفرين، کارآفرينی و اعمال کارآفرينانه را متأثر از عوامل و پديدههای جامعهشناسی میدانند و تئوریهای جامعه شناختی از اين منظر به تبيين و توصيف پديده کارآفرينی میپردازند. در رويکرد انسان شناختی و اقتصاد نيز تئوریهايی مطرح شده است که مبنايی توصيف و تبيين کارآفرينی از نگاه آنها عوامل انسان شناسی و اقتصاد هستند. دولت به عنوان يکی از عوامل که بستر لازم را برای ارتقاء کارآفرينی ايجاد می کند، در رويکرد جامعه شناسی جای دارد (دانایی فرد و همکاران، 1386).
در ابتدا میبايست تأکيد کنيم اقتصاددانان نخستين کسانی بودند که در نظریههای اقتصادی خود به تشريح کارآفرين و کارآفرينی پرداختند. ژوزف شومپيتر48 کارآفرينی را نيروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی میداند. او مشخصه کارآفرين را نوآوری معرفی کرده و فرايند کارآفرينی را تخريب خلاق49 مینامد. از نظر او نوآوری در هريک از اين زمينهها کارآفرينی محسوب می شود (شومپیتر، 1934):
ارائه کالای جديد
ارائه روشی جديد در فرايند توليد
گشايش بازاری نو
يافتن منابع جديد
ايجاد هر گونه تشکيلات جديد در صنعت
بنا بر تعريفی ديگر، کارآفرينی عبارت است از فرايند ايجاد ارزش از طريق تشکيل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهرهگيری از فرصتها (استیونسون50 و همکاران، 1985)
گرايو و سالاف51 در مورد شکلگيری فرايند کارآفرينی به نقل از ويلکن مراحل زير را بر میشمارند (گرایو و همکاران، 2003):
مرحله انگيزش: که کارآفرين ايدههای اصلیاش را بيان میکند و مفهوم مشتمل را توسعه میدهد.
مرحله برنامهريزی: که کارآفرين برای ايجاد شرکت آماده میشود، ضمناً دستيابی به دانش و منابع مورد لزوم در اين مرحله جزء فعاليتهای ضروری میباشد.
مرحله ايجاد: زمانی که کارآفرين يک شرکت را ايجاد می کند، که البته در اين مرحله تمرکز بيشتری بر فعاليتهای روزانه، مبادله و حل مسأله میباشد.

جدول 2-1 تعاریف کارآفرینی را بر حسب سیرزمانی و بعد تأکیدی نشان میدهد (رکن الدین افتخاری و همکاران، 1393):
جدول 2-1: تعاریف کارآفرینی بر حسب سیر زمانی و بعد تأکیدی
مؤلف
تعریف
سال
بعد تاکیدی
شان و ون کاتارامن52
فرایند شناسایی، ارزیابی و بهرهبرداری اقتصادی از فرصتهای ناشی از نقص بازار که منجر به کاهش پایداری شده از جمله آنهایی که مرتبط با محیط زیست هستند.
2000
اقتصادی
محیطی
دان و مک مولن53
فرایند شناسایی، ارزیابی و بهرهبرداری از فرصتهای اقتصادی
2007
اقتصادی
پاچکو و همکاران54
شناسایی، خلق، ارزیابی و استفاده از فرصتها برای ایجاد کالاها و خدمات در راستای اهداف توسعه پایدار
2009
اقتصادی
احمد پور
فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعهی منحصر به فردی از منابع به منظور بهرهگیری از فرصتها
1377
اقتصادی
صابر
فرایند خلق ابتکارها و نوآوریها و ایجاد کسب و کارهای جدید در شرایط خطر خیز از طریق کشف فرصتها و بهره گیری از منابع
1381
اقتصادی
(مأخذ: رکن الدین افتخاری و همکاران، 1393)
2-2-5- انواع کارآفرینی
به طور کلی، ادبيات کارآفرينی نشان میدهد که کارآفرين در سه قالب ذيل شکل میگيرد:
کارآفرين فردی55: کارآفرينی فردی فرايندی است که در آن فرد به اتکای به منابع مالی غالباً شخصی و متکی بر ويژگیهای شخصيتی نظير فعاليت، ريسکپذيری و اهل عمل بودن اقدام به تأسيس يک کسب و کار جديد مینمايد و آن را تا رسيدن به موفقيت هدايت میکند (هيسريچ56 و همکاران، 1998) .
کارآفرين درون سازمانی57: کارآفرين درون سازمانی، مسؤليت به ثمر رساندن يک خلق نوآور در درون سازمان است، به عبارت ديگر، کارآفرينی درون سازمانی فرايندی است که در آن محصولات يا فرايندهای نوآوری شده از طريق ابقاء و ايجاد فرهنگ کارآفرينانه در يک سازمان از قبل تأسيس شده به ظهور می رسند (کرباسی و ديگران، 1381).
کارآفرينان سازمانی58: کارآفرينان سازمانی به معنای اجرای فرايند کارآفرينی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصياتی همچون روحيه پشتکار، ريسک پذيری، خلاقيت و نوآوری می باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبديل به موتور توسعه آن میگردند ( آپتون59 و همکاران، 1999). به عبارت ديگر، کارآفرينی شرکتی به مفهوم تعهد يک سازمان به ايجاد و مصرف محصولات جديد، فرايندهای تازه و نظام سازمانی نوين است (کرباسی و ديگران، 1381).
2-2-6- توسعه کارآفرینی
توسعه کارآفرینی عبارت است از افزایش احتمال و نرخ وقوع رفتار کارآفرینانه در کلیه ابعاد کارآفرینی، به عبارت دیگر افزایش فرصتهای کارآفرینی، افزایش علاقه و انگیزه شهروندان برای انجام فعالیتهای کارآفرینان و توانمندسازی آنها برای موفقیت در اجرای فرایند کارآفرینی (کیاکجوری و همکاران، 1391).
توسعه کارآفرينی فرايندی پيچيده، بلند مدت و فراگير است که البته نقش بسزايی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها دارد، به طوری که امروزه کارآفرينی به راهبردیترين و مهمترين ابزار اقتصادی جوامع پيشرفته تبديل شده است. در واقع رشد و توسعه اقتصادی کشورها مرهون کارآفرينان و فعاليتهای کارآفرينانه است. از اين رو لازمه دستيابی به توسعه و پيشرفت اقتصادی کشورها، توسعه کارآفرينی است (امینی و همکاران، 1389).
ديدهبان جهانی کارآفرين60، عوامل و شرايط مؤثر در توسعه کارآفرينی که به ايجاد کسب و کارهای جديد کمک میکند را به اين ترتيب معرفی مینمايد: پشتيبان ملی، سياستهای دولت، برنامههای دولت، آموزش و تربيت، انتقال تحقيق و توسعه، زيرساختهای تجاری و حرفهای، باز بودن (يا موانع ورود) بازار، دسترسی به زيرساختهای فيزيکی، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی (دیده بان جهانی کارآفرین، 2008) .
2-2-7- عوامل مؤثر بر توسعه كارآفرينی
كارآفرينی را از پايه با دو عامل، فرصت61 و تمایل62 به کارآفرین شدن تعیین میکنند. عوامل اصلی فرصتهای محرك شامل تواناییهای درونی کارآفرینانه، اقدام به سرمایهگذاری، سادگی ورود به بازار و محیط عمومی اقتصاد کلان است. در توسعه کارآفرینی، عوامل مختلفی تأثیر گذار است که به دو گروه کلی 1- عامل فردی و عوامل محیطی تقسیم می شود. از ديد اقتصادی، تمايل فردی، از راه محرکهای بازار كه در دسترس كارآفرين هستند، از جمله سود و منافع اقتصادی تأثیر پذیرفته است. بنابراین، کارآفرین به عوامل فردی و شرایط اقتصاد عمومی وابسته است. موارد زیر را می توان از عوامل مؤثر بر کارآفرینی شمرد:
الف)

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی، توسعه کارآفرینی، توسعه اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی، فرهنگ کار، ریسک پذیری