منبع پایان نامه با موضوع ژئوپلیتیک، جغرافیای سیاسی، ژئواکونومی

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد (Oxford (، پنج ستون را به تعریف دانش اختصاص می دهد که برخی از تعریف های ارائه شده درآن عبارتند از :
الف ) ادراک ذهنی واضح و معین          
ب) حقیقت یا شرط یا حالت ادراک نو
ج)اطلاعات بدست آمده از طریق مطالعه یادگیری و یا دانشوری
دانش با اندیشه، کسب اطلاعات و کاربرد قضاوت در ارزیابی کیفیت اطلاعات جدید، استفاده از آن و پیامدهای آن در پرتو دانش موجود انسان شکل می گیرد و افزایش می یابد بنابراین به صورت بسیار خلاصه می توان گفت که :     
                                            دانش  = اطلاعات+ قضاوت 
در واقع دانش همان چیزی است که موجب تقویت یا تغییر فرایند درک کردن می شود . در حالیکه اطلاعات چیزی جز درون دادهایینیستندکه وارد یک کانال ارتباطی می شوند. اطلاعات در صورتی به دانشتبدیلمیشودکه افراد بخواهند برایدرک بیشتر و قضاوت از آنها استفاده کنند. (برات،  1379: 17 )
1-11-2ژئوپلیتیک اطلاعات
حکیم ابولقاسم فردوسی در حدود یکهزار سال پیش این حقیقت، که منشا توانائی وقدرت، دانش و اطلاعات است را به زبان شعر بیان نموده و چنین سروده است که :
توانا بود هرکه دانا بود                              ز دانش دل پیر برنا بود
همچنین از ناصر خسرو قبادیانی نقل است که این حقیقت را به شکل دیگری در قالب شعر فارسی بیان نموده و گفت:
                درخت تو گر بار دانش بگیرد                       به زیر آوری چرخ نیلو فری را
رابطه بین دانش، علم، اطلاعات با قدرت سابقه ای دیرینه در ادبیات فارسی و به عبارتی فرهنگ ایرانی دارد و احتمالا بر همین اساس، ایرانیان در بخشی از ادوار تاریخی پرچمدارعلم، دانش و معرفت بشری بودهاند و در ادواری که علم و دانش در ایران رونق داشته از لحاظ سیاسی نیز ایران جزو قدرتهای بزرگ جهان بوده و ایرانیان با فرهنگ خود بر سایر فرهنگها تاثیر و نفوذ زیادی گذاشتهاند. (حافظ نیا، 1390: 94) این افتخارات تنها مختص فرهنگ ایرانی نبوده وبیشتر به سرشت قدرات زائی علم مربوط است . در واقع دانش همواره قدرت را به کسانی منتقل کرده است که آن را در دست داشته اند و نحوه کاربرد آن رامی دانسته اند. گسترش و انتشار اطلاعات در در سطح گسترده جهانی، می تواند منادی تغییر ساختار قدرت جهانی باشد. و این امر، امروزه بیش از هر زمان دیگری صادق است. علم و دانش در سطح فردی ویا اجتماعی و ملی به دارنده آن قدرت نفوذ، اثر گذاری و منفعل سازی طرف مقابل را می دهد و از سوی دیگر به تولید فرهنگ غالب می انجامد که می تواند آن جامعه را درموقعیت الگوئی وهدایت و رهبری برای سایرین قراردهد. (حافظ نیا، 1385: 95) امروزه مهمترین مشخصه جامعه قدرتمند، در اولویت دادن به عنصر اطلاعات نهفته است تا جائیکه جامعه حاضر را جامعه اطلاعاتی نامیدهاند. برتری اقتصادی یا نظامی کشورهای توسعه یافته مرهون میزان تولید، سازماندهی و بهره گیری آنها از اطلاعات است. (برات، 1379: 2) امر جمع آوری، تدوین و توزیع اطلاعات اکنون در اقتصاد کشورها عامل اساسی محسوب می شود. دولتها و نهادهای اقتصادی و فرهنگی به نحو فزاینده ای به مجموعه ای از شرکتها، موسسات و سیستمهایی که در امر گردآوری اطلاعات دخالت دارند، اتکای بیشتری پیدا  می کنند و به همین لحاظ تشنجات مربوط به جریان اطلاعات و اخبار چنان ابعادی یافته که قبلا این بخش را شامل نمی شد. تغییرات تکنولوژیک بیش از پیش بر مشکلات سیاست اطلاعاتی افزوده اند. (اسمیت، 1364: 13) فرهنگ هر جامعه ای بر پایه حجممعلومات، دانش و معرفت تولید شده، باردار شده ورشد می نماید. بنابراین تولید علم ومعرفت و ترویج آن در سطح جامعه وملت به غنی سازی فرهنگ ملی و رشد تدریجی و مستمر آن در برابر سایر فرهنگها و ملتها می انجامد. فرهنگ غنی تر، خود از خود بر فرهنگ ضعیف تر از حیث بار علمی ومعرفتی پیشی گرفته و خود را در جایگاه رهبری و اثر گذاری و نفوذ بر دیگران قرار میدهد.    

    
11-2رویکردهای نوین در زمینه ژئوپلیتیک و سیاست جغرافیایی
در جهان نوین امروز ،ژئوپلیتیک بهترازهرزمانی به توصیف تلاش های جدید برای تعیین شکل و وضع جهان پس ازجنگ سرد پرداخته است .موضوعاتی مثل : تلاش های جنبش های اجتماعی، مشکلات محیط زیستی، ملی گرایی، قوم گرایی، مسائل مالی واقتصادی توجه کرده است (عزتی، 1385: 29).لذا در این قسمت از پایان نامه به مفاهیم و مطالبی که مرتبط با رویکردهای جدید درژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی است می پردازیم.
1-11-2 ژئو اکونومی
تعريف ژئو اكونومي را مي توان: تحليل استراتژي هاي اقتصادي بدون در نظر گرفتن سودتجاري، كه از طرف دولتهااعمال مي شود به منظور اقتصاد ملي يا بخشهاي حياتي آن و به دست آوردن كليدهاي كنترل آن از طريق ساختارسياسي وخط مشي هاي مربوط به آن دانست.((www.aftabir.comدر حقیقت ژئواکونومی از ترکیب سه عنصر جغرافیا، قدرت و اقتصاد، شکل گرفته است و به نظر می رسد سیاست جای خود را به اقتصاد داده است اما این موضوع به آن معنا نیست که ژئواکونومی چیزی غیراز ژئوپلیتیک باشد بلکه ژئواکونومی یکی از اندیشه های ژئوپلیتیک در عصر حاضر می باشد.(عزتی،29:1385)
2-11-2ژئوکالچر
تحولات شگرف دهه های اخیر در جهان ، یادآور اهمیت مجدد موضوع فرهنگ در روابط میان جوامع و کشورها است. دیر زمانی تصور بر این بود که سیاست به تنهایی می تواند بسیاری از دردهای جامعه بشری را تسکین بخشیده و تشنج ها و نا آرامی های فزاینده زندگی اجتماعی را در عرصه های گوناگون به ثبات و آرامشی مبدل سازد. اما اکنون آشکار گردیده که سیاست به تنهایی و بدون فرهنگ و اقتصاد قادر نیست محیطی شایسته و مطلوب و جهانی عاری از خشونت و درگیری را برای انسان ها فراهم سازد. در واقع سیاست، فرهنگ و اقتصاد همگی اجزا و تار و پود نظام اجتماعی را تشکیل می دهند که پرداختن به هر یک بدون در نظر گرفتن تأثیرات متقابل دیگری نتیجه منطقی در بر نداشته و تنها به درک مجرد و غیر واقعی از جهان منجر می گردد (حیدری ،93:1381).

3-11-2ژئو استراتژی
واژه ژئو استراتژی به معنی کاربرد استراتژی ها به وسیله حکومت ها بر پایه ژئوپلیتیک تعریف می شود. ژئو استراتژی مفهومی بسیار مرتبط با ژئوپلیتیک دارد می توانیم واژه ژئواستراتژی را کاربرد ژئوپلیتیک در برنامه ریزی نظامی در بالاترین سطح به منظور استفاده بهینه از منابع دفاع ملی تعریف کنیم .ژئو استراتژی علم کشف روابط حاکم بین استراتژی و محیط جغرافیایی است.(حافظ نیا،1385 :148).
مکیندر مناسبات میان جغرافیا و ژئو استراتژی را چنین توضیح می دهد: «هدف یک قدرت جهانی پیش از همه چیز به پایان بردن موفقیت آمیز یک منازعه است و جغرافیا در حل و فصل بسیاری از دشواری های مربوط به تحلیل استراتژیکی، سیاسی و نظامی، همواره به عنوان یک عامل اصلی و اساسی به کار می آید». تا عصر اتم و فضا، شرایط جغرافیایی در اتخاذ استراتژی های مؤثّر یعنی در تعیین اهداف و مسائل و در ارزیابی مخاطرات به منظور دست یازی به یک کنش سیاسی نقش تعیین کننده ای را ایفا کرده است. استراتژی به عنوان یک روش واقعی اندیشه این مکان را پدید می آوردکه بتوان رویداد ها را طبقه بندی و به سلسله مراتبی چند تقسیم کرد و سپس کارآمدترین آنها را برگزید استراتژهای بزرگ از کوروش واسکندر گرفته تا ناپلئون و بیسمارک و انبوه بی شماری دیگرهمواره واقعیت های محیطی را مدّ نظر داشته اند، به طوری که سرتاسر تاریخ بشر حکایت از اعتبار و اهمیت سهم عوامل طبیعی در رویدادهای بزرگ جهانی دارد. به لحاظ استراتژی شرایط آب و هوایی، عامل فاصله، دریاها، کوههاو بیابانها از عوامل عمده تاریخی به شمار می آیند. با این وجود، جغرافیا تنهامرکب از عوامل طبیعی نیست، بلکه انسان ها نیز با واسطه شماره، سنین و رفتارهای جمعیتی خود نقش استراتژیکی مشابهی ایفا می کنند. از این روست که در ژئو استراتژی نه تنها به واقعیت های جمعیتی بلکه همچنین باید به واقعیت های قومی، یعنی به پراکندگی ملّیت های گوناگون در یک سرزمین وبه واقعیت های فرهنگی و مذهبی نیز توجهی در خور مبذول شود(پورفیکوئی، 1374: 10).
12-2نظریه های جغرافیای سیاسی
1-12-2 نظریه فضای حیاتی
نظریه فضای حیاتی توسط فردریک راتزل2(1904-1844) ارائه شده است. وی که ملقب به پدر جغرافیای سیاسی است با تأثیر از نظریه تکاملی داروین و نیز دیدگاه داروینیسم اجتماعی هربرت اسپنسر، نظریه فضای حیاتی را ارائه داده است. نگاه او به کشور، مثابه موجود زنده ای است که دارای مراحل زندگی تولد، رشد، بلوغ و مرگ است و از همینرو قوانین رشد فضائی کشورها را ارئه داد. از نظر راتزل برای آنکه یک کشور قادر به ادامه حیات باشد و بتواند به رشد خود ادامه دهد نیازمند انرژی است و راه حل ادامه حیات یک کشور وابسته به میزان انرژی است که از طریق توسعه فضایی و منابع بدست می آورد. راتزل برای رشد کشورها قائل به وجود قوانین هفتگانه بود ومعتقد بود میان وسعت فضائی کشور با تمدن،فرهنگ و قدرت آن ارتباط ارتباط وجود دارد.
2-12-2 نظریه قدرت بری(خشکی) یا محور جغرافیایی تاریخ(هارتلند)
تئوری «هارتلند» (سرزمين قلبي) از سوی سر هلفورد مکیندر3(1947- 1861) در اوايل قرن بيستم ارائه گردید این نظریه را می توان سرآغاز همه بحث هاي ژئوپليتيک قرن بيستم دانست و همچنان جزء معروفترين مدل های جغرافيايي در بحث هاي سياسي است (مجتهدزاده،145:1386). برای اولین بار در سال 1904م طی مقاله ای تحت عنوان «محور جغرافیایی تاریخ»ایننظریه از سوی مکیندر ارائه گردید. مکیندر معتقد بود در تولید قدرت، اصالت با خشکی است و بهترین منطقه جغرافیایی که توانایی تولید قدرت را داراست منطقه جغرافیایی بین رود ولگا در غرب، سیبری، در شرق، ارتفاعات البرز و هندوکش در جنوب و اقیانوس منجمد شمالی در شمال است که نقش یک دژ را بازی می کند و دارای ناحیه غیر قابل دسترسی از سوی قدرت دریائی است و بر همین اساس تئوری خود را ارائه داد و نام این منطقه را بر اساس این نظریه خشکی بزرگ اوراسیا، هارتلند یا قلب زمین نهاد (عزتی،1380: 12). محورهای نفوذی دریائی فاقد دسترسی و نفوذ به منطقه بوده اند؛ از اینرو به گواه تاریخ (اتوتایل، و روتلج، 1380، 77-87) این منطقه همواره کانون فشاربه مناطق اطراف خود بوده و بیشتر تهاجماتی که در طول تاریخ انفاق افتاده است از سوی سکنه این مناطق به سوی مناطق بیرونی صورت گرفته است.
معروف خود را به شرح زیر ابراز داشت:
«کسی که فرمانروای شرق اروپا باشد فرمانروای هارتلند و ناحیه محور خواهد شد و کسیکه فرمانروای هارتلند(قلب زمین) باشد بر جزیره جهانی فرمان خواهد راند وکسی که فرمانروای جزیره جهانی باشد بر کل جهان فرمان خواهد راند» (حافظ نیا، 1385: 28-30).
3-12-2 نظریه ریملند4(سرزمین حاشیه)
مبدع تئوری ریملند، نیکولاس جان اسپایکمن5(1943-1893) است که محوریت این تئوری تکیه بر سرزمین های حاشیه یا ریملند است. اسپایکمن بر خلاف نظریه مکیندر، که اصالت را به حاشیه داخلی نظریه مکیندر داده و آن را واجد قدرت واقعی می دانست، اصالت قدرت را در تصرف سرزمین های حاشیه می دانست که بین دو قدرت زمینی و دریایی قرار گرفته اند و قابلیت انشاء اثر را بر بر طرفین دارا می باشد. وی معتقد بود که به دلیل قرار گرفتن منطقه ریملند بین دو قدرت زمینی و دریایی؛هم می تواند به شدت از هر دو طرف آسیب پذیر باشد و هم می تواند با اتخاذ یک تدبیر مناسب در رد این آسیب ها گام بردارد. لذا اسپایکمن چنین استدلال می کند برای اینکه بتوان فضای مناسبی جهت مانور قدرت پدید آورد و مرکز ثقل قدرت را در اختیار داشت لازم است تا بر منطقه ریملند تمرکز نمود و از همین روست که در برهه ای از تاریخ و نیز در دوره کنونی، متحدین قدرت های بزرگ غالباٌ از منطقه ریملند انتخاب شده اند. اسپایکمن در این موضوع چنین بیان داشت «هرکس کنترل ریملند را بر عهده داشته باشد بر اوراسیا حکومت می کند و کسی که حاکم اوراسیا باشد سرنوشت جهان را کنترل می کند»(عزتی،1371: 16) اسپایکمن با تدقیق در تاریخ و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع عوامل جغرافیایی، سلسله مراتب، ژئوپلیتیک Next Entries منبع پایان نامه با موضوع نظریه تربیتی، قرون وسطی، ژئوپلیتیک