منبع پایان نامه با موضوع پیامبر (ص)، اجرای برنامه، رسول خدا (ص)، دوران جاهلیت

دانلود پایان نامه ارشد

می خوانیم (و لقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون: ما می دانیم که سینه تو به خاطر گفتگوهای (مغرضان) آنها تنگ می شود )اصولاً هیچ رهبر بزرگی نمی تواند بدون شرح صدر به مبارزه با مشکلات رود و آن کسی که رسالتش از همه عظیم تر است (مانند پیغمبر اکرم) شرح صدر او باید از همه بیشتر باشد طوفان ها آرامش اقیانوس روح او را بر هم نزند مشکلات او را به زانو نیاورد کارشکنی های دشمنان مأیوسش نسازد سؤالات او مسایل پیچیده او را در تنگنا قرار ندهد و این عظیم ترین هدیه الهی به رسول ا… بود. و لذا در حدیثی آمده است که پیامبر می فرماید: من تقاضایی از
پروردگارم کردم و دوست داشتم این تقاضا را نمی کردم عرض کردم خداوند پیامبران قبل از من بعضی جریان باد در اختیارشان قرار دادی، و بعضی مردگان را زنده می کردند، خداوند به من فرمود: آیا تو یتیم نبودی پناهت دادم؟ گفتم آری، فرمود: آیا گمشده نبودی هدایتت کردم؟ عرض کردم: آری، ای پروردگار! فرمود: آیا سینه تو را گشاده و پشتت را سبک بار نکردم؟ عرض کردم:
آری ای پروردگار این نشان می دهد که نعمت شرح صدر مافوق معجزات پیامبران است، و به راستی اگر کسی حالات پیامبر (ص) را دقیقاً مطالعه کند و میزان شرح صدر او را در حوادث سخت و پیچیده دوران عمرش بنگرد یقین می کند که این از طریق عادی ممکن نیست، این یک تأیید الهی و ربانی است. در اینجا بعضی گفته اند که منظور از شرح صدر همان حادثه ای است که در طفولیت یا جوانی پیامبر (ص) واقع شد که فرشتگان آسمان آمدند و سینه او را شکافتند و قلبش را بیرون آورده شستشو دادند، و آن را از علم و دانش و رأفت و رحمت پر کردند.
بدیهی است که منظور از این حدیث این قلب جسمانی نیست بلکه کنایه و اشاره ای است به امدادهای الهی از نظر روحی و تقویت عزم و اراده پیغمبر و پاکسازی او از هر گونه نقایص اخلاقی و وسوسه های شیطانی. ولی به هر حال دلیلی نداریم که آیه مورد بحث اشاره به خصوص ماجرا باشد، بلکه مفهومی گسترده و وسیع دارد که این داستان ممکن است مصداقی از آن محسوب شود. و به خاطر همین شرح صدر بود که پیامبر (ص) به عالی ترین وجهی مشکلات رسالت را پشت سرگذاشت، و وظایف خود را در این طریق به خوبی انجام داد
4-2-7 تفسیر آیه دوم «وَ وَضعناعَنکَ وِزرک» تفسیر راهنما
1- رسالت الهی و دعوت مردم به دین، وظیفه ی سنگین بر دوش پیامبر (ص)
«وزر یعنی سنگینی و «وزیر»، به معنای کسی است که وظایف سنگین فرمانراویش را بر عهده می گیرد (مفردات).
مصداق مورد نظر از «وزر» به قرینه شرح صدر که در آیه ی قبل آمده بود- تکالیف دشوار و رسالت سنگینی بود که در صورت فقدان امدادهای ویژه خداوند، تحمل آن بر پیامبر (ص) سخت بود.
2- خداوند با امدادهای ویژه به پیامبر (ص) او را به انجام دادن رسالت های الهی و اجرای برنامه های سنگین اسلام، موفق ساخت.
3- شرح صدر پیامبر (ص)، فراهم سازنده ی زمینه ی لازم برای اجرای برنامه های سنگین رسالت و انجام دادن تکالیف دشوار.
2- خداوند با امدادهای ویژه به پیامبر (ص) او را به انجام دادن رسالت های الهی و اجرای برنامه های سنگین اسلام، موفق ساخت.
3- شرح صدر پیامبر (ص)، فراهم سازنده ی زمینه ی لازم برای اجرای برنامه های سنگین رسالت و انجام دادن تکالیف دشوار.
4- ناشناخته ماندن رسالت پیامبر (ص) در آغاز بعثت، مایه ی سیطره افکندن اندوهی سنگین بر آن حضرت.
مراد از «وزر»- با توجه به آیه ی «و رفعنالک ذکرک» می تواند نقطه مقابل «بلند آوزده بودن» باشد؛ یعنی، ناشناخته ماندن رسول اکرم (ص)، سبب شده بود که رسالت ها و تعالیم او مهجور مانده و غمی سنگین برای آن حضرت بوجود آید. تناسب دو فعل «وضعنا» (فرو نهادیم) و «رفعنا» (بالا بردیم) مؤید این احتمال است.
5- خداوند، برطرف سازنده حزن پیامبر (ص) از مهجور ماندن رسالت خویش.
6- تحمل آداب و رسوم دوران جاهلیت بر پیامبر (ص) سنگین و دشوار بود.
7- خداوند، پیامبر (ص) را از گرفتاری به سنت های دوران جاهلیت رهانید.
8- توجه به عنایت های خداوند در رفع مشکلات رسالت، مایه ی اطمینان پیامبر (ص) به دوری اش از قهر و خشم خداوند.
4-2-8 تفسیر آیه دوم «وَ وَضعناعَنکَ وِزرک» تفسیر نسیم حیات:
(وَضع): نهادیم، گذاشتیم. وِزر: بار سنگین یعنی بار سنگینی را از تو برداشتیم که سخت بر دوش تو سنگینی می کرد. این کدام بار سنگین بود که کمر می شکست؟ پر واضح است که این همان بار مشکلات نبوت و تثبیت یکتاپرستی در میان مردم بود و این شرح صدر بود که پیامبر گرامی (ص) را بر هر چیز پیروز گردانید.
حدیث: پیامبر (ص) فرمود: «من از خدا تقاضایی کردم و دوست داشتم که این تقاضا را نکرده بودم. عرض کردم خدایا پیامبران قبل از من، بعضی باد را در اختیار داشت و بعضی مردگان را زنده می کرد. خدا به من فرمود: آیا من به تو شرح صدر ندادم. عرض کردم آری»29
این نشان میدهد که نعمت شرح صدر بالاتر از معجزات انبیاست و اگر دقت کنید، همین شرح صدر عامل اصلی پیغمبردر ابلاغ رسالت ایشان بوده است.
4-2-9 تفسیر آیه دوم و سوم «وَ وَضعنا عَنکَ وزرک- الَذّی اَنقضَ ظَهرک» از تفسیر مجمع البیان طبرسی
از دیدگاه «زجاج» منظور این است که همان بار گرانی که به گونه ای بر پشت تو سنگینی می کرد که گویی صدای شکستن مهره ها و استخوان هایت به گوش می رسید.
امّا از دیدگاه برخی منظور آسان ساختن کار سترگ رسالت و پیام رسانی بر آن حضرت است، که این کار را به عنوان نعمتی گران در حق آن حضرت می شمارد.
به باور «ابومسلم» منظور رفع نگرانی هایی است که بر اثر شرارت و بیداد کفر و استبداد در آن حضرت پدید آمده و روح مقدس او را آزار می داد، چرا که فرهنگ و ادبیات عرب از نگرانی و بار گران، و از رفع آنها به برداشتن بار گران تعبیر می شود.
امّا به باور پاره ای دیگر منظور این است که: ما تو را از به دوش کشیدن بار گران گناه دور ساخته و به تو قدرت عصمت بخشیدیم. مرحوم «سید مرتضی»، می گوید: بدان دلیل از گناه به «وزر» تعبیر می گردد که بر گناهکار سنگینی می کند و او را گرانبار می سازد؛ از این رو هر چیزی بر انسان سنگینی کند و اندوه زده اش سازد، می توان از آن به «وزر» تعبیر کرد؛ بنابراین ممکن است منظور از واژه «وزر» درآید، اندوه گرفتگی دل پیامبر از بیداد و فشار شرک و استبداد باشد؛ چرا که آن حضرت و یاران خداجو و کمال طلب اش در آن جامعه شرک زده در بند بودند و آن گاه که خدای فرزانه بر آن بزرگوار منّت نهاد و راه و رسم آزاد منشانه او را نیرو بخشید و دست او را باز کرد و سینه اش با ارزانی داشتن پیروزی گشود، این را به عنوان نعمت گران خود بر او یاد آور گردید. تا سپاس آن نعمت را به جا آورد. این دریافت از آیه را، ادامه ی آیات تأیید می کند، چرا که آسان ساختن کارها به زدودن رنج ها و سختی ها شبیه تر است.
در این جا این پرسش قابل طرح است که: این سوره در مکه فرود آمده است، در حالیکه پیروزی اسلام و بلندآوازه شدن نام پیامبر و راه رسم مترقی او در مدینه تحقق یافت، با این بیان چگونه می توان این تفسیر را پذیرفت؟
پاسخ این است که خدای فرزانه با نوید این پیروزی در آینده نزدیک و بشارت بلند آوازه ساختن منطق و راه و رسم او بر همه ی مرام های خرافی و شرکت آلود، غم و اندوه گران را از دل پیامبر زدود، و اثر ویرانگر اذیت و آزار شرک گرایان را از میان برد و قوت قلب و اعتماد به نفس و شادمانی و گشادگی دل را جایگزین گرفتگی و تنگی دل ساخت، چرا که آن حضرت اطمینان داشت که وعده خدا حق است. گفتنی است که گرچه واژه های به کا ر رفته در این آیه ماضی است، اما پیام آن برای آینده و این گونه آیات در قرآن بسیار است، از آن جمله این آیه که می فرماید:
و نادی اصحاب الجنة اصحاب الناران قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً…30 و بهشتیان دوزخیان را ندا می دهند که: ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، درست یافتیم.
و نیز این آیه که می فرماید: و نادوا یا مالک ینقض علینا ربّک…31
و دوزخیان فریاد بر می آورند که: هان ای مالک! بگو پروردگارت جان ما را بستاند…
-4-2-10 تفسیر آیه دوم و سوم »2- و وضعنا عنک ورزک 3- الذی انقض ظهرک» از تفسیر نوین:
یعنی (و فرو گذاشتیم از تو بار گرانت را) این آیه را به این صورت نیز می توانیم معنی کنیم «آیا فرو ننهادیم از تو بار گرانت را» که شکسته بود و به صدا درآورده بود پشتت را.
عموم مفسرین و کتب لغت گفته اند لفظ وزر به معنی بار گران و هر چند سنگین است ولی بر گناه نیز گفته می شود. طبرسی می گوید: «وزر در لغت به معنی ثقل بوده وزیر از آن گرفته شده است. چون اثقال مملکت را تحمل می کند و گناه را هم وزر می نامند زیرا مانند بار سنگین موجب شکنجه و رنج بسیار می گردد.»
و لفظ «أنقض» از نقیض گرفته شده است که به معنی آوازی است که از کجاوه و یا از پشت و پهلوی چهار پا هنگام بار کردنش شنیده می شود پس لفظ انقاض به معنی به آواز درآوردن است که مجازاً شکستن پشت؛ معنی می دهد و معنی دو لغت وزر و انقاض با ترجمه ای که از دو آیه فوق کردیم کاملاً روشن می گردد.32
بنابراین نیازی نیست که، وزر را به معنی گناه بگیریم و برای صحت اسناد گناه به کسی که دامنش به آن آلوده نیست به توجیه و تاویل بپردازیم چنانکه برخی مفسران کرده اند.

4-2-11 تفسیر آیه دوم و سوم «وَ وَضعنا عَنکَ وزرک- الَذّی اَنقضَ ظَهرک» تفسیر المیزان:
کلمه «وزر» به معنای بار سنگین است، و (انقاض ظهر) به معنای شکستن پشت کسی است، شکستنی که صدایش به گوش برسد، آنطور از تخت و کرسی و امثال آن وقتی کسی روی آن می نشیند، و یا چیز سنگینی روی آن می گذارند صدا بر می خیزد، و مراد به انقاض ظهر «غالباً» معنی لغوی آن نیست، (چون کسی پشت کسی را آنطور نمی شکند که صدای تخت و کرسی کند)، بلکه منظور ظهور آثار سنگینی وزر بر آدمی است، ظهوری بالغ.
و وضع وزر به معنای از بین بردن آن سنگینی است، که رسول خدا (ص) احساسش می کرد، و جمله ی (و وضعنا عنک وزرک) عطف است بر جمله ی: (اَلم نشرح) الخ، چون معنایش (قد شرحنا لک صدرک) است، در نتیجه معنای دو جمله چنین می شود: (محققاً، سینه ات را گشودیم، سنگینی هایی که بر دوشت بود برداشتیم).
و مراد به وضع وزر رسول خدا (ص)- به طوریکه از سیاق بر می آید، و قبلاً هم اشاره کردیم،- اینستکه دعوت آن جناب را انفاد و مجاهداتش در راه خدا را امضا نمود، به این معنا که اسباب پیشرفت دعوتش را فراهم کرد، چون رسالت و دعوت و فروعات آن ثقلی بود که به دنبال شرح صدر بر آنجناب تحمیل نمود.
ولی بعضی از مفسرین گفته اند وضع وزر اشاره است به داستانی که در روایات آمده که (در ایام کودکیش دو تا فرشته بر آن جناب نازل شدند، سینه اش را شکافته قلبش را درآوردند، دوباره در جایش قرار دادند، که روایتش به زودی از نظر خواننده خواهد گذشت. بعضی دیگر گفته اند منظور از وزر اعمالی است که قبل از بعثت از آن جناب سر زده بود، و بعضی گفته اند منظور غفلتش از شرایع و امثال آن است، که آگاه شدن بدان جز با وحی صورت نمی گیرد، و میان هر شریعتی را باید آن جناب بخواهد، تا پاسخش از راه وحی برسد.
بعضی دیگر گفته اند منظور تحیر آن حضرت است در این که آیا رسالت الهی و آن طور که باید انجام داده ام یا نه، بعضی هم گفته اند: منظور وحی و سنگینی آن است، چون در اوایل بعثت گرفتن وحی بر او دشوار بوده، بعضی گفته اند منظور رنجی است که آن جناب از گمراهی قومش و دشمنی شان با آن جناب می برده، و وی از ارشادشان عاجز می شده، و بعضی گفته اند: منظور رنجی است که از تعدی دشمن در آزار آن جناب می برده، بعضی دیگر گفته اند: مراد اندوهی است که از مرگ عمویش ابوطالب و مرگ همسرش خدیجه در دل داشته، بعضی دیگر گفته اند: کلمه (وزر) به معنای معصیت است، رفع وزر به معنای عصمت است، و بعضی گفته اند: منظور از وزر گناه امت آن جناب است. و قهراً مراد به وضع وزر آمرزش آن گناهان است.
و این وجوهی که نقل شد بعضی ها سخیف و بعضی دیگرش ضعیف است و با سیاق سازگار نیست، بعضی ها به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع رسول خدا (ص)، علامه طباطبایی، قرآن کریم، عبدالفتاح Next Entries منبع پایان نامه با موضوع پیامبر (ص)، آداب و رسوم، هاشمی رفسنجانی، عصر جاهلی