منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، مسجد الحرام، حقوق انسان

دانلود پایان نامه ارشد

امان روشن است، اما در تعيين مصاديق آن اختلاف نظر وجود دارد: برخي با توسعه در مفهوم امان و به عبارت ديگر باتوجه به مفهوم لغوي و نه مفهوم اصطلاحي خاص آن- فقط امان عام را که دولت اسلامي مي دهد به نوع موقت و دائمي قابل تقسيم دانسته اند و عقد هدنه را مصداق امان موقت و عقد ذمه را مصداق امان دائمي شمرده اند. در حالي که برخي ديگر، امان موقت را مقسم قرار داده و آن را به دو نوع موقت خاص و موقت عام تقسيم کرده اند203. چنان که برخي ديگر حتي امان خاص را که – علي الاصول موقت است- به صورت غيرموقت؛ يعني مويد نيز قابل تحقق دانسته اند204.

گفتار سوم: به لحاظ منشا
الف) پناهندگي و امان عقدي: اماني است که طرفين با انشاي ايجاب و قبول و در قالب يک قرارداد صحيح و کامل آن را منعقد سازند.
ب) پناهندگي و امان ايقاعي: اماني است که طرف مسلمان به طور يک جانبه به بيگانه اعطا کند، اگرچه آن بيگانه قبول خويش را اعلام نکند.
ج) پناهندگي و امان تبعي: اماني است که در مورد اموال مستامن و فرزندان صغير او و بنابر قولي حتي همسر، دختر بزرگ و نيز خواهر تحت تکفل مستامن در پرتو امان شخص مستامن حاصل مي شود205.

گفتار چهارم: به لحاظ حکم تکليفي
الف) پناهندگي و امان واجب: اماني است که انگيزه امان خواه شنيدن پيام اسلام باشد206.
ب) پناهندگي و امان غير واجب: اماني است که امان خواه انگيزه اي مشروع غير از شنيدن پيام اسلام باشد207.
ج) پناهندگي و امان حرام: امان دادن به جاسوس، نيرنگ باز و خدعه گر است يا به طور کلي اماني است که براي مسلمانان زيانمند يا فاقد مصلحت باشد. بديهي است چنين اماني صحيح و معتبر نيست208.

گفتار پنجم: به لحاظ عرف و عادت
الف: پناهندگي و امان اقتصادي
بازرگانان209 کافر حربي، مي توانند با امنيت کامل در کشور اسلامي به تجارت و مبادلات اقتصادي بپردازند.
علامه حلي مي فرمايند: اگر والي مسلمانان اعلام کند، هرکس از افراد غيرمسلمان بخواهد در کشور اسلامي تجارت کند، جايز و در امان است اين اعطاي امان محسوب مي شود210.
زماني که حربي به قصد بازرگاني به گمان اينکه در امان است، در کشور اسلامي مشغول تجارت شود، از هرگونه تعرضي در امان بوده و داد و ستد وي مجاز است، اين مصونيت تا زماني که به کشور خود بازگردد.
ب: پناهندگي و امان سياسي
پناهندگي سياسي، از زمان هاي قديم رواج داشته است و اهالي دارالحرب مي توانسته اند از اين امتياز اسلامي بهره مند گردند و پناهنده اسلام شوند.
سيره پيامبر اکرم به خوبي بر اين امان دلالت مي کند، مهاجرت گروهي از مسلمانان به حبشه، به دستور پيامبر براي رهايي از آزار قريش، جالب توجه است. آنان براي بدست آوردن مکان امن و آرام اين تصميم را گرفتند که نشان مي دهد؛ اگر در مواردي محيط براي زندگي نامطلوب شود، از کشور ديگر بايد کسب امان کرد تا شعائر ديني را بتوان در آنجا بپا داشت و پرستش خداي بيگانه را ممکن کرد، همانگونه که در امان بودن سفرا و قاصدان از ديگر سنت هاي پيامبر اسلام بود که هيچکس حق تعرض به آنان را نداشت و آنان در کشور اسلامي در امان بسر مي بردند211.
اهميت امان براي سفرا و قاصدان تا اندازه اي است که حضرت علي مي فرمايند: اذا ظفرتم برجل من اهل الحرب فزعم انه رسول اليکم فان عرف ذلک و جاء بما يدل عليه فلا سبيل لکم عليه حتي يبلغ رسالته و يرجع الي اصحابه212.
هنگامي که به مردي از اهل حرب برخورد کرديد و فهميديد که وي براي شما پيغامي آورده و بر اين مطلب مدرکي دارد، متعرض او نشويد تا اينکه نامه و پيغام را برساند و به سوي ياران خود برگردد.
ج: پناهندگي و امان جهانگردي
قرآن جهانگردي را “سير في الارض” تعبير مي کند که در آيات فراواني بدان تاکيد شده است: “قل سيروا في الارض فانظروا کيف بدأ الخلق213″؛
برخورد پيامبر و امامان معصوم و نيز رابطه جامعه اسلامي معاصرشان با جهانگردان، بسان رابطه ميزبان با ميهمان بوده است. جهانگرداني که براي پژوهش و تحقيق در مسائل فرهنگي و اعتقادي و يا کسب دانش و گشت و گذر وارد حوزه اسلامي مي شدند، با امنيت کامل در مدت اقامت در سرزمين اسلامي سير و سياحت مي کردند.
پيامبر و امان معصوم رفار مناسبي با جهانگردان داشتند و با آنان رابطه برقرار مي کردند و دوستانه گفتگو مي کردند و حتي آنان را به مسجد راه مي دادند. بخصوص بعد از پيامبر رفت و آمد گردشگران به سرزمين هاي اسلامي بيشتر شد و آنان براي تحقيق وارد مدينه مي شدند وبا مسلمانان گفتگو مي کردند و هيچ خطري آنان را تهديد نمي کرد و با خاطر جمع از سرزمين هاي اسلامي و جاهاي باستاني و و ديدني، بازديد مي کردند214.
پس پذيرش جهانگرد غيرمسلمان، در کشور اسلامي جايز است و کافران مي توانند به سرزمين هاي اسلامي وارد شوند و درميان مسلمانان حضور يابند، حکم جواز برابري اصل اولي است و اگر حضور آنان با مصالح عمومي مسلمانان و ارزش هاي شناخته شده اسلامي ناسازگاري نداشته باشد، اشکالي ندارد.
در عصر حاضر نيز پذيرفتن قراردادها و پيمان هاي بين المللي و نشان دادن تعهد و پايبندي به جهانگردان، به معاهده و پيماني مي ماند که درگذشته ميان کافران و مسلمانان منعقد مي شده است. از همين روي جهانگردي که متضاد با پيمان هاي بين المللي و مورد توافق بوده در صنعت جهانگردي حرکت و فعاليتي نکند، بسان کافران هم پيمان، جان و مال حقوق انساني او بر مسلمانان محترم است215.
د: پناهندگي و امان نظامي
منظور از امان نظامي، پناهندگي در صحنه هاي جنگ است که طبق شرايط و ضوابط خاصي، سربازان و فرماندهان ارتش و امام مسلمين به چنين کساني تامين مي دهند و در نتيجه اعطاي چنين تاميني، آنان از اسارت و اموالشان از غارت و غنيمت گرفته شدن محفوظ مي مانند.
روايات بر امان دادن به افراد دشمن تاکيد مي کند و کسي که خدعه و فريب دهد، نکوهش و مذمت مي شود. تا آنجا که حتي اگر دولت اسلامي احساس کند بيگانه دست به فريب کاري زده است بازهم حق فريب و پيمان شکني ندارد، بلکه تنها مي تواند پس از استيفاي حقوق عمومي يا حقوق خصوصي اشخاص از او، وي را با کمال امنيت از مملکت اخراج و به مامنش برساند، نه آنکه از وي سلب امنيت کند يا به منطقه اي ناامن اخراج نمايد، به عبارت ديگر مساله ممنوعيت پيمان شکني و فريب و لزوم احترام به بيگانه تا آنجا است که امام باقر فرموده اند: وقتي خبر رفتار ناپسند خالد در مورد قبيله بني خزيمه که امان گرفته بودند به پيامبر رسيد، دست ها را به سوي آسمان بلند کرد و سه مرتبه گفت: خدايا شاهد باش من از رفتار خالد بيزارم. آنگاه علي (ع) را خواست و اموالي در اختيار او گذاشت و دستور داد برو و کينه هايي راکه بين مردم مکه و خزيمه بوده و موجب اين جنايات شده را زير پا بگذار و غرامت همه کساني را که در اين جريان خسارت ديده اند از اين اموال بپردازد. علي(ع) پس از پرداخت کليه خسارت ها اموال باقيمانده را نيز بين آنان تقسيم کرد216.
امام باقر در جايي ديگر مي فرمايند: ما من رجل امن رجلا علي دمه ثم قتله الا جاء يوم القيامه يمل لواء الغدر217؛ کسي که فردي را بر خونش امان دهد و سپس وي را بکشد، در روز قيامت درحالي که پرچم خدعه و مکر را حمل مي کند، وارد مي شود.

فصل سوم: وضعيت حقوقي پناهندگان
مبحث اول: حقوق و قواعد حمايتي پناهندگان
نگاه انساني به غيرمسلمانان، آنچه مسلم است که جاي هيچ گونه شک و ترديدي را باقي نمي گذارد، مستامن و بيگانه اگرچه برادر ديني مسلمانان بشمار نمي آيند اما از نظر انسانيت با آنان مشترک اند. کلام زيباي اميرمومنان خطاب به مالک اشتر بهترين نمونه اين حقيقت متعالي است، آنجا که فرمود: “قلب خويش را کانون محبت مردم ساز، زيرا آنان يا برادران ديني تو هستند و يا همنوعان تو در آفرينش218.”
مسلمانان و دولت هاي اسلامي در پرتو اين آموزه ها، درخشان ترين صفحات تاريخ را در نوع رفتار با بيگانگان رقم زدند و اين صفحات آنقدر درخشان است که هر محقق منصفي را، اگرچه غيرمسلمان وادار به اعتراف مي کند. از جمله اين محققان مارسل بوازر دانشمند سوئيسي است که در تحقيقات خود راجع به اسلام آورده: “از آغاز نزول وحي، اصل حمايت از غيرمسلمانان از نظر حقوقي شکل گرفت219.”
با توجه به مطالب مذکور در اين مبحث حقوق و قواعد حمايتي پناهندگان را از لحاظ حقوق عمومي، اقتصادي و قضايي، مورد بررسي قرار مي دهيم.

گفتار اول: حقوق عمومي
الف: حق داشتن اقامتگاه و آزادي در انتخاب اقامتگاه و گردشگري
لازمه بهره مندي مستامن مقيم در دارالاسلام از حق اقامت، بهره مندي او از حق داشتن اقامتگاه است؛ چرا که محروميت وي از داشتن اقامتگاهي ثابت و در نتيجه سرگرداني اجباري او در داخل کشور با اصل بهره مندي بيگانگان از حداقل حقوق انساني سازگاري ندارد. افزون بر آن يک مستامن از حق آزادي گردشگري و عبور و مرور مناطق مختلف دارالاسلام نيز بهره مند است. البته بايد توجه داشت که بهره مندي پناهنده از حق داشتن اقامتگاه و گردشگري، لزوما به معناي آزادي مطلق او در گردشگري و تعيين محل اقامت نيست و دولتها، چه بسا براساس مصالح خود، ممکن است منطقه يا مناطق ويژه اي را براي اقامت او مشخص کنند و يا حداقل او را از اقامت و يا گردش در مناطق خاصي باز دارند. همين مساله در نظام حقوقي اسلام نيز صادق است؛ چرا که براساس عقد امان، بيگانه داراي حق داشتن اقامتگاه مي شود، مگر آن که طرف مسلمان يا دولت اسلامي در متن قرارداد، وضعيت خاصي را پيش بيني کند.
براصل آزادي، مستامن و پناهنده درگردشگري و انتخاب اقامتگاه، استثنائاتي وارد شده است که اين مساله به موجب قوانين ثابت و اوليه اسلام و نه صلاحديد دولت و قوانين حکومتي به چند مورد خلاصه مي شود. برخي از اين استثنائات تقريبا اجماعي است و نسبت به برخي از آنها اختلاف نظر وجود دارد. يکي از مواردي که حتي موسع ترين نظريه هاي فقهي، نسبت به آن اجماع نظر دارند و اقامتگاه بيگانه و مستامن را در آن منطقه منع مي کنند، ورود به مسجد الحرام و پيرامون آن است. توضيح آن که نه تنها اقامت گزيدن، بلکه حق ورود به مسجد الحرام در مکه مکرمه و عبور از آن، از ديدگاه همه فقها جز ابوحنفيه ممنوع است220، اما نسبت به ساير مناطق حرم نيز، نظريه عمومي، به طور کلي ورود مستامن و اقامت او را منع مي کند221، اما نظريه ديگر حضور در حد مسافر؛ يعني اقامت تا پنج و حداکثر تا هفت روز را مجاز مي داند و البته نظريه ديگري حتي اقامت بيش از آن را نيز جايز مي شمرد222.
نسبت به مناطق غيرحرم، برخي به طور کلي ورود و اقامت در آن را همچون مسجد الحرام منع مي کنند223 و برخي با اجازه دولت اسلامي و حتي بدون اجازه نيز جايز مي دانند224، اما نسبت به ساير مناطق جزيره العرب225، به طور عام يا حجاز به طور خاص نيز اختلاف و اقوال گذشته وجود دارد. بعضي ورود و اقامت پناهنده را حتي بدون اذن از مسلمانان و دولت اسلامي جايز مي دانند و بعضي حضور و اقامت حداکثر تا هفت روز را به شرط ضرورت و اذن مجاز مي دانند و برخي هم اقامت در آن را به شرط ضرورت – مثلا در مورد سفيران- جايز مي دانند. به هر حال منطقه ممنوعه براي گردشگري و اقامت، در موسع ترين نظريه، اختصاص به سرزمين حجاز دارد و اقامت يا گردش بيگانه و مستامن در ساير بلاد دارالاسلام بزرگ با هيچ مانعي مواجه نيست و پناهنده از آزادي کامل برخوردار مي باشد226.
ب: مصونيت و آزادي شخصي و خانوادگي
پناهنده اي که به صورت قانوني وارد کشور اسلامي شده و در آنجا سکونت و اقامت گزيده است، از آزادي و مصونيت کامل برخوردار است، مصونيت فرد مستامن هم شامل خود او و هم خانواده او مي شود.
حداقل مصونيت و آزادي شخصي مستامن و پناهنده به دارالاسلام آن است که جان و عرض و ابروي او محترم باشد و نه تنها از طرف دولت اسلامي نبايد مورد تهديد واقع شود، بلکه دولت اسلامي وظيفه حفظ و حمايت از او را در برابر تعديات اجتماعي شهروندان خود (مسلمانان و ذمي ها) برعهده دارد227. براساس برخي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع اراده آزاد، حقوق بشردوستانه، حقوق بشر Next Entries منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، دولت متخاصم، امام صادق