منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، عام و خاص

دانلود پایان نامه ارشد

مسايل پناهندگان هدايت کند. کميسارياي عالي موظف به پيروي از رهنمودهاي مجمع عمومي، شوراي اقتصادي و اجتماعي و متعهد به اجراي خط مشي هايي است که در کميته اجرايي راجع به وضعيت پناهندگي تصويب شده است62. اجماع نظري که کميته در جريان بحث هايش به آن دست مي يابد،به شکل تصميمانه63 صادر مي گردد.

فصل دوم: تعريف و تبيين مفهوم پناهنده
تعريف پناهنده و پديده پناهندگي به تنهايي و بدون تحليل محتوايي و تعيين دايره شمول مصاديق آن داراي فايده عملي چنداني نمي باشد. از اين رو در اين فصل بعد از ارائه تعريف دقيق “پناهنده”، مفهوم پناهندگي از ديدگاه حقوق بين الملل و اسلام به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته است.

مبحث اول: مفهوم پناهندگي در اسلام
پناهندگي يا استيمان در اسلام داراي دو مفهوم عام و خاص است؛ مفهوم عام آن شامل هر نوع قرارداد دولت اسلامي با شخص بيگانه يا دولت متبوع او مي شود و حتي گاهي عقد زمه (عقد جزيه) را نيز در برمي گيرد64. اما مفهوم خاص آن،تنها يک نوع قرارداد ويژه را حکايت مي کند. در متون اسلامي و عبارات فقها و حقوقدانان مسلمان، از اين قرارداد ويژه و در خواست انعقاد آن و طرف خارجي درخواست کننده بيشتر تحت عنوان “امان، اسيمان و مستامن65” ياد شده است، هرچند برخي از آن به “عهد يا معاهده نيز تعبير کرده اند66، چنان که برخي ديگر، از عقد ذمه يا عقد جزيه با همين عنوان “عهد” ياد کرده اند67 و بالاخره بسياري هم با عبارت “ذمه يا ذمام” از آن نام برده اند68. به هرحال جداي از اختلاف در تعبير، توضيح بيشتري نسبت به عقد امام و تبيين مفهوم آن لازم به نظر مي رسد.

گفتار اول: تعريف و تبيين
در اين گفتار ابتدا به بررسي مفهوم پناهندگي در لغت و اصطلاح مي گردازيم و در ادامه اين مفهوم را با ساير قراردادهاي مرتبط در اسلام مقايسه مي کنيم.
الف: پناهندگي در لغت و اصطلاح
“استيمان” در لغت بمعناي “امان طلبيدن، پناه بردن و زنهار خواستن69” و امان دادن “کسي را که در کنف حمايت خود گرفتن70” معني مي شود.
راجع به معناي اصطلاحي امان و پناهندگي بايد گفت که، اکثر فقيهان و حقوقدانان شايد به سبب روشن بودن مفهوم واژه هاي “استيمان، تامين و امان” خويشتن را از تعريف امان، فارغ ديده و تنها به تعريف “مستامن” اکتفا کرده اند و آورده اند که: “مستامن آن کس يا آن کافر حربي است71 که با هر دين و تابعيتي با انگيزه اي مشروع براي مدتي موقت72 و بدون قصد توطن و اقامت دائم بااجازه و تضمين دولت اسلامي با يکي از شهروندان آن وارد دارالاسلام گردد.” در حاليکه برخي عقد امان را نيز مورد توجه قرار داده و در مقام تعريف نفس امان آن را چنين تعريف کرده اند: “امان يا ذمام در حقيقت يک نوع قرارداد و پيماني است که بين فردي از مسلمانان و حربي منعقد مي شود و برطبق آن شخص حربي اجازه رسمي براي ورود به دارالسلام را کسب مي نمايد، پيمان مزبور را مي توان به منزله گذرنامه براي کنترل مرزها تلقي نمود73”.
برخي ديگر، موضوع امان را به اجازه رسمي ورود منحصر ندانسته و اضافه کرده اند که افزون بر آن “امان، عقد فردي يا معاهده اي جمعي است که مستامن در پرتو آن، وضعيتي همانند ذمي پيدا مي کند، جز آن که ملزم به پرداخت ماليات هاي داخلي نظير جزيه نمي شود74”. علامه حلي عقد امان را ترک قتال در پاسخ به مهلت خواستن کفار مي دانند75 و شايد، اطلاق عنوان امان بر اين قرارداد به لحاظ همين جايگاه و نيز اولين و مهمترين اثر آن؛ يعني تامين جاني مستامن و مصونيت او از قتل حتي در ميدان نبرد، باشد.
برخي امان را بصورت مطلق و خارج از صحنه قتال، اينگونه تعريف نموده اند: “هريک از کفار به موجب مقررات اسلام مي توانند از خاک خود به عنوان تجارت يا سفارت يا سياحت و حاجت ديگر به اذن يکي از مسلمين وارد قلمرو اسلام شده و به طور مطلق در آن اقامت کنند، اين را امان مطلق گويند76”. در مجموع شايد بتوان عقد امان را به اين صورت بيان کرد که: عقد عبارت است از قرارداد ترک مخاصمه و مزاحمت و قتال با کفار، آنگاه که آنان خواستار چنين چيزي از سوي مسلمانان باشند، تا در سايه آن اسلام و کلام خدا را بشنوند و يا ذمه آن را قبول کنند يا در کشور مسلمانان به تجارت و بازرگاني بپردازند77.
ب: مقايسه پناهندگي با قرارداد هدنه و ذمه
عقد امان و پناهندگي در مقايسه با قرارداد هدنه و ذمه داراي يکسري وجوه تشابه و افتراق مي باشد، نقطه مشترک آنها اين است که هر سه طايفه در دولت اسلامي قرار مي گيرند و مسلمانان حق ندارند دست تطاول و تجاوز به سوي آنان دراز کنند و دولت اسلامي موظف است مسلمانان را از هرگونه تجاوزي به سوي آنها باز دارد78.
لکن هرکدام از اين سه گروه موجود در دارالاسلام با يکديگر تفاوتهايي دارند.
قرارداد هدنه در مقايسه با قرارداد امان از چند جهت تفاوت دارد:
اولا: قرارداد امان معمولا تعهد يک جانبه است، اما قرارداد هدنه معاهده دو جانبه است.
ثانيا: قرارداد هدنه لزوما بين دولت اسلامي و دولت بيگانه منعقد مي شود و انعقاد آن صرفا در صلاحيت رئيس دولت اسلامي يا نماينده او است و آحاد مردم حق انعقاد چنين پيماني را ندارند79. برخلاف قرارداد امان که افزون بر دولت، آحاد مردم مسلمان نيز هرچند به طور محدود و براي جمعيت هاي اندک، صلاحيت اعطاي امان را دارند.
ثالثا: پذيرش خواسته امان خواه و اعطاي امان به او از جانب آحاد مسلمين يا دولت اسلامي، بويژه در صورتي که انگيزه امان خواهي شنيدن پيام مسلمين باشد الزامي است80 و از نظر بسياري از فقيهان، وجود مصلحت شرط لازم جواز و صحت امان نيست. اما عقد هدنه از صلاحيت هاي دولت اسلامي است که در صورت مصلحت به انعقاد آن اقدام مي کند و به همين علت براي صحت و لزوم وفاي به اين عقد، افزون بر خالي بودن عقد از شروط فاسد وجود مصلحت هم شرط شده است81. از همين رو عقد فاقد مصلحت يا مشتمل بر ضرري براي مسلمين و دولت اسلامي و يا مشتمل بر شرطي فاسد، مشروع و صحيح و نافذ نيست. به هر حال اگر عقد هدنه به گونه اي صحيح منعقد شود، وفاي به آن و وفاي به همه مواد و شروط مندرج در آن – مادام که طرف مقابل بر پيمان خويش وفادار است، حتي پس از مرگ امام عاقد- واجب است82 و در فرض عدم صحت عقد يا نقض آن به طور طبيعي وفاي به عهد، موضوعا منتفي است، اما قابل توجه است که در همين صورت هم از يک سو، عدم لزوم وفاي به عهد، به معناي عدم امنيت و مصونيت بيگانگان مقيم دارالاسلام نيست بلکه بايد دولت اسلامي آنان را به مامن و کشورشان هدايت کند و تا آن زمان از امنيت برخوردار مي باشند83. از سوي ديگر اگر نقض پيمان از جانب بيگانگان، عمومي نباشد، اگرچه پيمان بهص ورت عمومي با دولت بيگانه منعقد شده باشد، تنها نسبت به پيمان شکنان، پيمان نقض مي شود و ساير بيگانگان همچنان از مزاياي پيمان امان برخوردار مي باشند. اهميت وفاي به اين پيمان تا آنجا است که حتي اگر وضعيت به نفع مسلمانان نيز تغيير يابد، بازهم همچنان وفاي به عهد واجب است84.
اما وجوه افتراق قرارداد ذمه با امان در موارد ذيل خلاصه مي شود:
1- طرف مقابل در قرارداد ذمه اهل کتاب هستند ولي در عقد امان ممکن است اهل کتاب و يا ساير کفار اعم از مشرکين، ملحدين و مانند آن باشند85.
2- در قرارداد ذمه شرط مالي وجود دارد و بر اهل ذمه واجب است به دولت اسلامي جزيه بپردازند ولي طرف مقابل در عقد امان از اين شط (جزيه) معاف است.
3- قرارداد ذمه دائمي است ولي امان از نظر زماني محدوديت داشته و موقت است.
4- با انعقاد قرارداد ذمه حالت جنگ بطور کلي از بين مي رود و سرزميني که ذميان در آن مقيم هستند جزء دارالاسلام مي شود و همانند مسلمين احکام اسلام بر آنها جاري مي شود و بايد به مقررات اسلام احترام بگذاريد و به آن ملتزم باشند ولي در امان اگرچه جنگ به صورت موقت متوقف مي شود، ولي حالت جنگ همچنان باقي مي ماند.
5- با انعقاد قرارداد ذمه، حکومت اسلامي موظف به دفاع از آنان خواهد شد و فرقي ندارد که مهاجم و متجاوز مسلمان باشد يا غيرمسلمان، اما در عقد امان تنها اين تعهد براي دولت اسلامي است که از آنان در برابر تجاوز مسلمين و اهل ذمه حمايت کند.
6- در صورت پيشنهاد ذمه از جانب اهل کتاب پذيرش آن از جانب حکومت اسلامي واجب است مگر آنکه پذيرش آن خطر قطعي را به همراه داشته باشد، اما الزامي در قبول امان نيست مگر آنکه مصلحتي در قبول آن باشد آنهم با تشخيص امام.
7- در قرارداد ذمه، اهل ذمه به تابعيت دارالاسلام در مي آيند اگرچه ممکن است از برخي حقوق سياسي محروم بمانند، ولي در عقد امان مساله تابعيت مطرح نيست مگر آنکه به قصد توطن دائمي وارد دارالاسلام گردد.

گفتار دوم: عناصر اساسي پيدايش پناهندگي در اسلام
الف: تعارض منافع
مهمترين عنصر و شايد اولين عامل پيدايش پناهندگي در جامعه بشري، اختلاف منافع افراد و گروه ها بوده که به طور طبيعي از همان آغاز مطرح بوده است. ازدياد نسل بشرو رشد سليقه ها و گزينش در مواد تامين کننده نيازها، همراه با محدوديت منافع اوليه تامين کننده اين نيازها، زمينه هاي تعارض منافع را به وجود آورده و قهرا افراد در آغاز درصدد تامين منافع و دفاع از حقوق خود برآمده اند و سرانجام گروهي که در مبارزه براي دفاع از اموال و حقوق خويش ناتوان مانده يا تسليم شده اند، به خواسته هاي گروه قدرتمند تن در داده و احيانا برده آنان شده اند و يا اينکه به قدرت هاي ديگر پناه برده اند و چه بسا از زندگي در وطن مالوف خويش صرف نظر کرده و به سرزمين ديگري پناهنده شده اند86. لکن اسلام جنگ به منظور کسب منافع را چه در روابط داخلي مسلمانان با يکديگر87 و چه در روابط بين المللي88، سخت محکوم نموده و هرگونه استعمار و استثمار را غيرمشروع مي داند بنابراين در مکتب اسلام، فراري شدن افراد بدليل عدم امنيت مالي و جاني و حيثيتي متصور نيست.

ب: اختلافات عقيدتي
ترديدي نيست که عنصر، تعارض منافع مادي تنها عامل پيدايش پناهندگي نبوده است، اختلافات عقيدتي و ارزشي افراد و جوامع نيز در موارد زيادي زمينه ساز تضادها و درگيري ها و قهرا عامل پناهنده شدن افراد بوده است. دسته هايي از پيروان اديان، در طول تاريخ خود را در برابر گروه هاي ديگر ديده و آنان را دشمن خود تلقي کرده اند. تا آنجا که حتي در مواردي پيروان ديگر اديان الهي و غيرالهي را جايزه القتل دانسته اند و همه اموال و حتي وجود آنها را براي خويش مباح تصور کرده اند. تنها آييني که امکان زندگي مسالمت آميز پيروان اديان را رسما در متن تعاليم خود پذيرفت و عملا آن را به اجرا درآورد، مکتب اسلام است که از همان ابتدا ضمن آيات متعددي، بر چنين افکاري خط بطلان کشيد و اعلام داشت که پيروان اديان و عقايد گوناگون مي توانند در کنار يکديگر زندگي مسالمت آميزي داشته باشند و نه تنها از جنگ با يکديگر بپرهيزند بلکه در ارزش هاي مشترک يکديگر را ياري کنند و ضمن آيات بسياري، يهود و نصاري را بخاطر اختلافاتشان ملامت نموده است89.
ج: قدرت طلبي و ميل به سيادت
عامل مهم ديگري که در طول تاريخ نقش موثري در گسترش پناهندگي داشته، انگيزه قدرت طلبي و ميل به سيادت است. اين انگيزه در طول تاريخ، افراد و گروه ها و ملت هاي بسياري را جان يکديگر انداخته و هستي افراد بسياري را نابود کرده و انسان هاي بيشماري را بي خانمان ساخته است.
اگر تاريخ زندگي اقوام و ملل، به دقت مورد بررسي قرار گيرد، مشخص خواهد شد که اکثر جنگ ها و درگيري ها و در نهايت، بي خانماني ها، معلوم حس برتري جويي افراد يا ملت هايي بوده که براي اثبات برتري خيالي خويش، با ديگر افراد يا ملت ها درگير شده و احيانا هستي خويش را در اين راه از دست داده اند بسياري از جنگ هاي خانمان سوز، نه تنها به دليل اهداف مادي و اقتصادي صورت نگرفته، بلکه افراد و ملت هايي، همه ثروت و اندوخته هاي دراز مدت خويش را تنها براي اثبات برتري سياسي خود به کار گرفته اند و پس از پيروزي بر ديگران، تنها به اعتراف زبوني و شکست از جانب خصم، قناعت ورزيده و ثروت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، سازمان ملل، حقوق بشر Next Entries منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، محل سکونت، حقوق بشر