منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، حل و فصل اختلافات، روم باستان

دانلود پایان نامه ارشد

ه دهند و در اين صورت آن فرد يا افراد از مصونيت مالي و جاني برخوردار مي شدند.
اهتمام مسلمين به مساله پناهندگي تا آنجا بوده که حتي در مواردي هم که بيگانگان به توهم اينکه به آنان امان داده شده وارد سرزمين اسلامي مي شدند ولي در واقع چنين اماني در کار نبود و آنها اشتباه کرده بودند، با آنان همانند پناهنده رفتار مي شد و از مصونيت مالي و جاني برخوردار بودند و هيچ مسلماني حق تعرض به آنان را نداشت و در صورتي که حاکم اسلامي حضور آنان را در جامعه اسلامي به مصلحت نمي دانست، افرادي را مامور مي کرد تا آنان را به سلامت تا سرزمين خودشان بدرقه نمايند.

مبحث دوم: سنت پناهندگي و حمايت از پناهنده در حقوق بين الملل
نهاد حقوقي پناهندگي و سنت حمايت بين المللي از پناهنده و پناهندگان از آغاز پيدايش تاکنون در حقوق بين الملل تحولات زيادي را پشت سرگذاشته است. از اين رو براي ارائه تصويري از اين وضعيت و تبيين مسايل مربوط به تاريخچه حقوق پناهندگان، اين وضعيت را در ادوار مختلف حقوق بين الملل بررسي مي کنيم.

گفتار اول: پناهندگي و حمايت از پناهنده در دوران قبل از جامعه ملل12
“مفهوم پناه جستن که عموما با يک محل يا مکان ملازم است در تاريخ بشري ريشه اي بسيار کهن دارد و همچون بسياري ديگر از مفاهيم اجتماعي پيش از آن که ردپايي در تاريخ مکتوب بر جاي گذارد، در جوامع بشري وجود داشته است13.”به گونه اي که تاريخ آن را پديده اي بس ديرپا و همزاد زندگي اجتماعي انسان مي داند، چنان که گروهي “آدم و حوا” را نخستين پناهندگان تاريخ خوانده اند14.
پديده ترس از جان در مقابل يک خطر خارجي و پناه گزيدن در يک محل امن را مي توان غريزه مشترک در همه جانداران توصيف کرد. “همين ترس غريزي انسان اوليه را به جانب غارها و شکاف هاي کوه هاي صعب العبور کشانيد. بعدها با گردآمدن انسان ها به دور يکديگر و تشکيل جوامع ابتدايي، ترس از نيروهاي مافوق الطبيعه و جانوران جاي خود را به ترس از همنوعان داد15”. به تدريج با گسترش جوامع بشري و افزايش تعداد اجتماعات، تنش ها ميان افراد و گروه هاي بشري افزايش يافت، اما هميشه عده اي در صدد بودند که ديگران را تحت تسلط خود درآورده و آنها را استثمار کنند و بدين ترتيب فشارها و تهديدات عليه جان و مال افراد بيشتر شد. به دليل اين شرايط، فشارها و ترس از جان، هميشه عده اي بودند که سرزمين خود را ترک کرده و در جاهاي ديگر پناه مي گرفتند.
الف: پناهندگي در عهد باستان
1- پناهندگي در يونان
همان گونه که پيش از اين يادآور شديم، پناهندگي به عنوان يک رسم کهن که ريشه هاي عاطفي و فکري در همه افراد بشر داشته، از قديم الايام در ميان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و از جمله، يونانيان نيز براي اين مساله اهميت ويژه اي قائل بودند، به گونه اي که هر گونه نقض حق پناهندگي، مجازات هاي شديدي را در پي داشت. در دولت شهرهاي يونان پناهندگي به عنوان يکي از مسائل حقوق بين الملل مطرح گرديده است. شايد شکل گيري مفهوم پناهندگي به صورت نهادين، به دوران دولت شهرهاي يونان برگردد. در يونان باستان حق پناهندگي به رسميت شناخته شده و شخص پناهنده از نهايت امنيت برخوردار بود؛ زيرا اين موضوع در چارچوب منازعات دولت شهرها و جناح هاي داخلي و در اعمال مجازات هاي تبعيد اجباري نقشي بسزا داشت، هرگاه فرد مخالفتي نمي توانست دموکراسي را تحمل کند، حق داشت که به نقاط ديگر عالم برود. براساس قواعد متداول، پناهندگان مي توانستند به معابد و نزد مجسمه هاي خدايان و مراکزي که در آنجا مراسم قرباني کردن به عمل مي آمده،پناه برده و از مجازات مصون بمانند و اين امتياز از حقوق عمومي يونانيان سرچشمه مي گرفت16.
معاهدات ميان شهرهاي مستقل يونان چنان دقيق و کامل تهيه و تنظيم گرديده تا قبل از قرن نوزدهم ميلادي اثري همانند آن به چشم نمي خورد.
مهمترين مقرراتي که ريشه در قراردادها و معاهدات فوق داشته و بعدها توجه خاص يونانيان را برانگيخت و امروزه از قواعد حقوق بين الملل محسوب مي شود، عبارت است از:
الف) شناسايي حق آزادي شخصي و صيانت دارايي اتباع کشورهاي متعاهد
ب) تاسيس نمايندگاي که تقربا همان کنسول امروز است و وظيفه حمايت از اتباع را در کشور خارجي و نيز يک سلسله وظايف سياسي را برعهده داشت.
پ) داوري،که طريقه اي براي حل اختلاف مرزي و حقوقي طرفين بود. در اين مورد معمولا کشور ثالثي به عنوان داور انتخاب مي شد و داوري مفهوم سياسي مي يافت.
ت) مصونيت سفيران
ث) حرمت (بيطرفي و تقدس) بعضي از مکان ها
ج) تحکيم عهدنامه هاي صلح با اداي سوگند
چ) احترام طرفين به اجساد کشته شدگان در جنگ
ح) شناسايي حق پناهندگي
همچنان که مي بينيم در اين مجموعه، دو بند “ث” و “ح” ناظر به رسم پناهندگي و احترام و لزوم دفاع از پناهندگان است.
2- پناهندگي در روم
در روم باستان نيز سنت پناهندگي که شديدا از تخاصم قلمروهاي مختلف تاثير مي پذيرفت، بدين معني بود که حاکم يک سرزمين از اتباع سرزمين خصم و خصوصا فراريان از سرزمين دشمن مي خواست که به سرزمين او پناه آورده و در آنجا آزادانه زندگي کند. “رومولوس17” بنيانگذار امپراطوري روم- مکاني که در نزديکي پايتخت خود که به نام خود وي روم خوانده شد را به عنوان مکان امن براي پناهندگان تعيين نمود و چنانچه اين پناهندگان با او تبعيت مي کردند، به آنان حق شهروندي اعطا مي نمود و در صورت شرکت در جنگ با دشمن از سرزمين هاي آزاد شده نيز نصيب مي بردند18.

3- پناهندگي در ايران
سنت اعطاي پناهندگي و حمايت بشردوستانه، در ايران قبل از اسلام نيز وجود داشت19 و آنچه در ساليان اخير در پذيرش آوارگان عراقي و افغاني در ايران صورت گرفت، برداشتي است از ترکيب تعاليم ايراني و اسلامي در حمايت از قشرهاي محروم وضعيت در عرصه بين المللي در حقيقت آنچه در تاريخ بعد از اسلام در مورد نهاد پناهندگي وجود دارد، بي شک آميخته اي از اين نهاد در تاريخ ايران قبل از اسلام و دستورها و سنن اسلامي است.

ب: پناهندگي در آئين مسيح
با ظهور مسيحيت و پس از آن گرايش کنستانتين، امپراطور روم به اين آئين از سال 313 ميلادي، مسيحيت دين رسمي روم گشت. امپراطور که مسيحي متعصبي بود، کليساها را به عنوان محل پناه به رسميت شناخته و در فرماني که به همين مناسبت صادر کرد، مقرر نمود که به احترام حريم اين امکنه، مامورين اجراي عدالت و متفذين حق ندارند مجرم يا کسي را که به کليسا پناه برده است، تعقيب نمايند20.
در قرن هفدهم پناهنده شدن در کليسا به عنوان يک اصل، چنان قوتي گرفت و مرسوم شد که بنا به عقيده “جنتيلي” استاد حقوق دانشگاه آکسفورد- اگر فردي به کليسا پناه مي آورد، مصونيت مي يافت و حتي کساني که خود اين فرد را به آن محل آورده بودند نيز ديگر حق سلب مصونيت وي را نداشتند21.
مصونيت کليساها کم کم با گذشت زمان و ظهور دولت هاي ملي در اروپا رو به زوال نهاد و انگيزه هاي پناهندگي اشکال پيچيده تري به خود گرفت و ديگر به عنوان ابزاري با صرف هدف حفاظت از افراد در مقابل انتقام، قلمداد نمي گرديد.
ج: پناهندگي در آئين يهود
شايد نخستين بار اصطلاح پناهنده به طور مکتوب در کتاب عهد عتيق (تورات) به کار رفته و به مفهوم پناه دادن به “بيگانه” اشاره شده است، در جايي که مي گويد:
“اگر غريبي در ميان شما واگزيند، مثل متوطن شما باشد و او را ميازاريد و او را مثل خود محبت کنيد22”.
يهوديان در عين تعصب ديني و خشونت در جنگ و گرايشهاي ملي گرايانه، همچون بسياري از ملل ديگر براي مساله پناهندگي اهميت قائل بوده اند و مکان هاي خاصي را پناه گرفتن فراريان اختصاص داده بودند که اشخاص فراري اعم از اينکه جرمي مرتکب شده و يا بدون جرم مورد تعقيب قرار گرفته بودند هنگامي که وارد اين مکان ها مي شدند در امان بودند و کسي نمي توانست و ياحق نداشت آنان را بازداشت و يا مجازات نمايد.
بر طبق احکام تورات شش شهر از چهل و هفت شهر سرزمين کنعان براي قبيله اي به نام لوي23 بود که اين شش شهر را “شهرهاي پناه” مي ناميدند. نام اين شهرها را چنين آورده اند:
1- قادش در جليل 2- شکيم در کوهستان اقراييم 3- جرون در يهودا و گذرگاه اردن 4- ناصر در دشت 5- رامود در جلعاد 6- جولان در باشان
غلاماني که به علت جور و ستمگري اربابان فرار مي نمودند چنانچه در يکي از آن شهرها پناه مي گرفتند از آنها در مقابل انتقام جويي صاحبانشان حمايت مي شد. کساني که مرتکب قتل غيرعمد مي گشتند هرگاه به يکي از اين شهرها مي رسيدند از گزند قصاص در امان بوده و خويشاوندان مقتول حق نداشتند معترض آنها گردند24.”

گفتار دوم: نهادهاي حمايتي پناهندگان در دوران جامعه ملل
به طور کلي بايد گفت که پيش از شکل گيري جامعه ملل، “پناهندگي” از تاسيس حقوقي مستقلي برخوردار نبوده و در خصوص حمايت بين المللي از پناهندگان و توجه جامعه بين الملي به آنان نيز تلاش چنداني صورت نگرفت. در آن دوران اين موضوع صرفا به قوانين داخلي و عملکرد کشورها بستگي داشته و هيچ نوع همکاري بين المللي براي حمايت از پناهندگان وجود نداشت.
تا زمان تاسيس جامعه ملل مساله پناهندگان چه در سطح داخلي و چه در بعد بين المللي چندان با اهميت نبوده است. در حقوق داخلي اين مفهوم بيشتر زير عناويني مانند استرداد مجرمين، رفتار با بيگانگان و … مطرح مي شده و در آثار کلاسي، تاسيس حقوقي مستقلي براي آن وجود نداشت25. در نوشته هاي کلاسيک حقوق بين الملل نيز مساله پناهندگي بيشتر در بحث حقوق جنگ و قواعد حاکم بر آن مطرح مي شده است. “نويسندگان اوليه حقوق بين الملل حق “متقاضيان پناهندگي”؛ يعني کساني که سعي داشتند از طريق ورود به خاک کشور همسايه خود را از معرکه جنگ به دور دارند، به رسميت شناخته بودند. براي مثال جنتلي معتقد بود که به دلايل انساني و عقلي بايد اين افراد تا زمان حل و فصل اختلافات از صحنه درگيري برکنار بمانند26”.
با اين وجود مي توان گفت که آغاز حمايت و کمک به پناهندگان و تلاش براي حل مسايل آنها به زمان تاسيس جامعه ملل برمي گردد27.
جنگ جهاني اول و انقلاب هاي بزرگي که در پي آن به وقوع پيوست، باعث شد تا جمعيت هاي وسيعي در جستجوي پناهندگي به کشورهاي خارجي روانه شوند. اين امر مخصوصا در مورد فرار شمار زيادي از مردم روسيه بعد از انقلاب بلشويکي 1917بسيار چشمگير بود. وضعيت فوق به صورت يکي از معضلات اساسي آن دوران در آمد به طوري که حدود هشتصد هزار نفر تنها از روسيه به کشورهاي ديگر پناه آوردند. اين افراد در شرايط زندگي سختي به سر مي بردند، فاقد اوراق هويت معتبر بوده و کشورهاي ميزبان آنها نيز که در جنگ خسارات زيادي متحمل شده بودند، قادر به حمايت مناسب از آنها نبودند28. به علاوه موسسات خيريه اي نيز که در اين زمينه وجود داشت، فاقد توان مالي کافي براي کمک به اين تعداد افراد بودند29.
در آن دوران علي رغم تعداد بسيار زياد افرادي که مجبور به ترک وطن خود گرديده و در کشورهاي ديگر در وضعيت اسفناکي به سر مي بردند ميثاق جامعه ملل کوچک ترين اشاره اي به وضعيت اين افراد نکرده بود. تنها ماده 35 ميثاق جامعه ملل از دولت هاي عضو درخواست مي کرد که جهت بهبود وضعيت بهداشتي جلوگيري از امراض و تخفيف آلام نيازمندان در سراسر جهان با “کميته بين المللي صليب سرخ30” و ديگر سازمان هاي ذيربط در کشور خود همکاري کنند. ليکن همين ماده مبناي فعاليت جامعه ملل براي حل مشکلات پناهندگان به شمار آمد.
به طور کلي در دوران حيات جامعه ملل اقدامات زير در ارتباط با پناهندگان صورت گرفت:

الف: دفتر “کميسر عالي پناهندگان روسي31”
دفتر کميسر عالي براي پناهندگان روسي با قطعنامه مورخ 24 ژوئن 1921 مجمع جامعه ملل به وجود آمد و اقاي دکتر “فريجاف نانسن32” از سوي جامعه به عنوان نخستين کميسر آن انتخاب گرديد. آقاي نانسن در اجراي وظايف خود و امدادرساني به پناهندگان روسي با

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، حقوق بشر، اسناد حقوق بشر Next Entries منبع پایان نامه با موضوع پناهندگان، سازمان ملل، حقوق بشر