منبع پایان نامه با موضوع وب اجتماعی، میدان قدرت، فساد اداری، آگاهی بخشی

دانلود پایان نامه ارشد

پایـدار بـاش کـه تا مقـام یـابـی و گـوینـد از لیـاقـت بـود
بالطّبع این رویّــه باعث می شود که سوءِ مـدیریت و سوءِ تدبیر در روند اداری و اجرایی کشور ساری و جاری شود و شاعر بگوید: ” هرآن کس بی شرف تر بیش رفت تر”
یا:چــرا مستخــدمین اقتصــادی نمـی گــردند مقطـوع الایادی؟
و یا برپــا نشــد در شهــر، داری بــرای خــائنیــن شهرداری ؟
بلی اشتــر به زحمت می بــرد بار کرایــه مــی رود جیب شتردار
زمین را گاو نر هر جا که زد شخم به مالک می رسد محصول با تخم(دیوان:167 )
شاعرچون خود را همسو و همفکر چنین روشی نمی داند، مرگ را بر چنین زندگی ننگین ترجیح می دهد : (دیوان : 92 )
بقایی را قفس گردیده تن زان مرغ روح او هـوای دام را از شـدّت بـی دانـگی دارد
او معتقـد است که این روش نادرست و ناهنـجار، مسلمـا نتیجـه ی تصمیم گیـری های نـادرست تری است که از سـوی مـدیران اجـرایی اتخاذ می شـود.این چنین مدیران نیـز برکشیده ی فرزانگان و خردمنـدان نیستند، بلکه از سوی صاحبان قدرت به چنین مناصبی منصوب می شوند.از وزیر و سفیر و وکیل گرفته تا مدیران و فرمانداران جزء شهرستان ها همگی مهـره های چنین دستگاه حاکمـه ای هستند و ملت هیچ گاه نخواهد توانست افراد خردمند و پاکدامن و منتخب خود را برگزیده و سررشته ی امور را به ایشان بسپارند.احیانا اگر چنین اتفـاقی هم برحسب خوش اقبـالی ملت یا آن شخص روی دهـد، قطعا اولین و آخرین انتخاب ایشان محسوب می شود.
این وکیل ها و سفیـران انتصابی که با تقلب و پشت هم انـدازی و سیاست ناپاک در رأس امور قرار می گیرند،روح شاعر را آزرده ساخته و دست به سـرودن حکایت های طنزآلود و قطعات انتقادی می زند، نظیر : (دیوان : 92)
بـودش خـر بـدسـر چمـوشی یک مــرد دهــاتـی سـرابی
در مـــوقـع دادن ســـــواری می کــرد خـرش شتـرمآبی
یک روز که شد به ضرب زنجیر تسلیم و نکــرد بــد رکابی
برجست و سوار آن شد و گفت حالا شــدی آدم حســابی
خـواهی شـد اگــر مطیع بـاشی یک عمــر وکیل انتصـابی
تمام شادی هـایی که از طرف حکومت غالب بـه نمایش گذاشته شـود در نظر شاعر هیچ جلوه ای ندارد.ساز و رقص آن را به طنین صدای مگس در تار عنکبوت و تقلای ماهی در تور افتاده تشبیه می کند : (دیوان : 97 )
سازش مگسی بود که افتاده به تار رقصش سمکی بود که افتاده به تور
همرنگی و همسویی با فساد اداری و اجتماعی را که خواه ناخواه منجر به ترقی اداری و رفاه زندگی مادی می شـود، نمی پسندد.حتی در گزارشنـامه اش می گوید : (دیوان : 162 )
زهی نادان که از فرط حماقت گـذارد نام دزدی را لیــاقت
گاهی انتقادات سیاسی در قالب داستان های عوامانه رخ می نماید و مناظره بین دو حیوان یا کودک و والدین بروز می کند.مثلا برای آگاهی بخشیدن به منظور دور بودن از حماقت و کشف حقیقت ؛ عدم سرسپردگی در قبال ظلم و ترویج آزادگی مناظره ای بین روباه و الاغ را بیان می کند .
وقتی الاغ از نعمت های وافـر و رفاه خـود داد سخن می دهـد ،روباه نیز زیرکانه آن همه رفاه را نشانه ی استثمار او می داند :
داد روبه پاسخش را آن چنان نغز و متین کز برای نـوع خر،پـاسخ از آن بهتـر نشـد
گفت هرکس داشت صاحب قسمتی جز این نداشت
گر نمی باید سواری داد باید خر نشد(دیوان : 22 )
نمونه ی دیگر این گونه مناظره ها که معنای سیاسی دارد ،قطعه ی خرس سفید(دیوان : 11) است. شاعر بر متظاهر بودن صاحبان قدرت پوشالی تأکید می کند .
پســر مـــرد صـاحـب جـاهـی روزی ایـن نکتـه از پـدر پرسیـد
کای پدر از چه روی در همه حال می تـوان بـر مقـام و جـاه رسیـد
پدر نیز علت برتری در میدان قدرت را ابن الوقت بودن معرفی می کند :
گفت بیـن دو فـرقــه ی متضـاد چـو فتـد اختلاف و گفت و شنید
هر طرف را که کفّــه سنگین شد زود بـایـد بـه آن طـرف غلتیــد
بـود بایـد همی بـه رنگ محیـط همچو در برف قطب،خرس سفید
رقّت قلب شاعر منحصر به تحمل نکردن زورگویی ستمگران نیست.اگر اهل قلمی خارج از مدار انسانی گام بردارد و با قلم در پی ستمکاری و جفاکاری باشد ، مورد انتقاد شدید شاعر قرار می گیرد : (دیوان : 112 )
با قلم ،گـر فتنـه برپـا کـرد دستی نـادرسـت
آنچنـان دستی قلم بـاد آن قلم بشکسته بـه
دست وپای خلق را آن کس که می بندد به بند
بنـدبنـد پیـکرش از یکدگـر بگسسـته بـه
پسته ی بی مغــز را گفتم دهــانت بستـه است
گفت هر چون من تهی مغزی دهانش بسته به
شاعر در شرح حالش خود را صبور و متحمل می داند : (دیوان : 118 )
با کس بنا به مصلحتی دم نمی زنـم ورنـه نه قاصر است بیان و بنان مرا
با این همـه،چنان که حلیم بودن ، مقـدّمه ی ضعف و زمینـه ی تسلط بیگانه و بـدخـواه محسوب شود، نادرست می دانـد و به قـول زرتشت استناد می جـوید که اگر سکوت و تحمل ،مقدمه ی ضعف باشـد،سرآغاز زوال و نابودی خـواهد بود.صبر و تحمل نیز مانند همه ی پدیده های هستی و آرمان های اخلاقی مستلزم شرایطی است که حتما باید فراهم شود. (دیوان : 112 )
به گاه موعظـه فرمود حضـرت زرتشت که حس صبـر و تحمّل پسنـده است و روا
به شرط آن که بود موجبات آن مشروع وگرنه صبر ز ضعف است و ضعف،راه فنا
روشن فکری و روشن گری های شاعر در زمینه ی سیاسی و اجتماعی به صورت اشعـار خشک و بی روح و زبـان دیپلماسی و سیاسی نیست؛بلکه در قالب مناظرات عوام فهم و شیرین و مانـدگار بیـان شده است.جالب این است که هرکس از عـوام، درخـور فهم و استعداد خود ،درکی از شعر وی دارد.با این حال اشعار وی از نظر ادبی و سیاسی چندان عمیق و چند پهلو و قابل تأمل است که حتی ادبا و سیاستمدران نیز به چشم تحسین به آن ها می نگرند.مثلا در مناظره ی درخت ستبر و بوته ی گیاه ، هرچند درخت ،قطور و استوار به نظر می رسد، بقـایی واقعیت زوال پـذیر بودن آن را مسلم می داند و آن را به دولت تشبیه می کند.گستردگی و پایمـال بودن و ملحوظ نبودن بوته ها را به ملت تشبیه می کند و جاودانگی و شادکامی را نصیب ملت می داند : (دیوان : 15 )
زودا که تا به تیشـه برآرنـد ریشه ات و آن گـاه قطعه قطعه نمایـد تبـر تو را
ما همچو ملّـتیم که آن را زوال نیست تو همچو دولتی که بود صد خطر تو را
انتقادات شاعر به عرصه ی سیاست و حوادث سیاسی محدود نمی شود ،اوضاع نامطلوب اجتماعی نیز او را می آزارد و معتقد است خطرناک ترین بلای امروز،نبودن حس انسانیت و مردمی است : (دیوان : 155 )
از بــرای جهــانیان امــروز زین خطرناک تـر بلیّت نیست
کــه ز ادوار پیش افـزون تر آدمی هست و آدمیّــت نیست
شاعر در قطعه ی” اقتصاد درهای باز” (91) وضعیت شهر نو(مرکز فساد در زمان طاغوت) را با وضع آشفتـه ی اقتصـاد مملکت مقایسه می کند .به نظر وی همـان طور که از شایع شدن مراکز فسـاد،دولت سابق به تمتعات مادی خود رسیده و دولتمردان ، منـافع مادّی و کامروایی خودشان را تأمین می کرده اند ،بالطّبع از معاملات اقتصادی نیز چنین انگیزه ای داشته اند.آن ها فقط به منافع خود فکر می کنند.
گفتم بــه مرد آگهـی از علم اقتصـاد مکشوف کن برای من این طرفه راز را
شاعر از وطن فـروشی دولتـمردان که با عنوان ” اقتصـاد سیاست درهای باز ” که متضمّن صـادرات و واردات است و سرمـایه های ملّی مملکت را بـه بـاد می دهنـد،چنین انتقاد می کند :
ما را چه بهره است ز عمّال شرق و غرب کـان نفت را ربـوده و این بـرده گاز را
بـا این همـه درآمــد سرشــار ممـلکت دارد دراز بهــر چــه دســت نیــاز را
انگیزه ی سیاست درهــای بـاز چیست؟ کایــن قــوم داده انــد بدان امتیـاز را
گفت آزمـوده اند و از آن سـود بـرده اند در شهر نــو، سیــاست درهـای باز را
شاعر با ظرافت به این نکتـه اشاره می کنـد که شهر نو که مرکز فساد و تن فروشی است، شیوه ی سیاست درهای باز را پیوسته آزمـوده اند و ماحصلش نیازی به شرح ندارد.
باز با همین اصطلاح” خانم رئیس” در شعر دیگری نسبت به تبعیض های رایج در ادارات
گذشته انتقاد می کند.وی می گـوید چه بسا افرادی با جلوه نمایی ظاهری ،موقعیت های اداری را که لایق آن نبوده اند ،تصاحب کرده اند . (دیوان : 97 )
دیــدم عــروس وار فریبنــده لعبتی در یک اداره آمـد و ماشین نـویس شـد
جز با رئیس ،طرز سلوکش به دیگران با عشـوه و افـاده و بـا ناز و فیـس شد
آن ســان نمــود تــرّقی کـه خدمتی چنـدان نکرده بـود کـه خانم رئیس شد
در گذشته،رئیس مرکز فساد و خانـه های فحشا را خانم رئیس می گفتند و شاعر با به کار بردن اصطلاح “خانم رئیس”ایهـام ظریف و بسیار رندانه ای آفریده است.
به نظر بقـایی آنچه سبب گسترش دنائت و پستی می شود ، روحیـه ی چاپلوس پروری ارباب قدرت است.کسانی که مردم آن ها را آقـا صدا می زننـد و فرمانروا و سرور خود می پندارند،در حالی که این افــراد، پشت پرده ، مهـره ای از صدها مهره ی ابرقدرت ها هستند.این متابعت کورکـورانه در نظر شاعر شبیه قطاری از شترهـا است که در پی الاغی دارد. بر روی الاغ ،شخص رنـدی پنهان شده و افسار همه ی شترها را در دست دارد. (دیوان : 71 )
نیست خـر منشأ یک ذرّه اثــر هست فرمانــده کل،صـاحب خر
من چــرا مثل شتــرها بشوم ؟ رایــگان نــوکــر آقـــا بشــوم
بقایی در نسخه ای که به خط خود اوست و در دیوان چاپ شده اش نیست ، مضمون نزدیک به مطلب مذکور را می آورد. بیت آخر این شعر آکنده از ایهام است.
این وجیه الملّه های دست از دنیـاکشان حق بیت المال را با حقه زیر پا کشان
با فشار دستـه های هـوچی و آقـا تراش یا مریــدان خر خلق از پی آقا کشان
مـردمان سـاده را در هر کجا مایل شدند
از پی خود می کشند این جا کشان آن جا کشان
تنفّـر از جنگ و دعـوت به صلح و آرامش در جای جای قطعات بقـایی آمـده است.وی برتـری علمی و نظامی را هیچ گاه دلیل تـرقی معنوی و روحی نمی دانـد.هرکجا جنگ و ستیز است،آن جنگجویی باعث کسر شأن بشریت و انسانیت است.وی فارغ از هر محدوده جغرافیایی و رنگ و نژاد و ملیتی،نفس خونریزی را زشت و ناهنجار می داند.(دیوان:10 )
دو شهر ســوختـه ی ژاپنی ز بمب اتم بــه دامن بشریّت بــود دو لکّـــه ی ننگ
گر از تمدن و فرهنگ خیزد آتش و خون بر این تمـدّن لعنت،تفــو بـه این فــرهنگ
چه ارزش است در این انحطاط اخلاقـی که تحفه اش هروئین است و ارمغانش بنگ
نکته ی جالب در این همه جنگ و خونریزی که کشورهای اروپایی برپا می کنند،این است که در حالی که بـاطن آن ها سراسر دژم خـویی و تیرگی و دد صفتی است ، با دورویی و تظاهر هرچه تمام تر،خود را حافظ صلح و آرامش و مبلّغ انسان دوستی و حق بشر معرّفی می کنند. (دیوان : 11)
در یکی دست ، شاخـه ی زیتون در یکی دست بمب هـای اتـم
آدمـی صــورتـــان دد سیــرت که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع زاینده رود، تصویر سازی، سنگ نوشته Next Entries منبع پایان نامه با موضوع علم و تکنولوژی، آگاهی اجتماعی، فرهنگ ایرانی، پوشش بانوان