منبع پایان نامه با موضوع مینوی خرد، فره ایزدی

دانلود پایان نامه ارشد

نيشابوري، ص 395). جشن نوروز را جشني از دوران جمشيد مي‌دانند كه در آن روز جمشيد بر تختي، با گوهرهاي فراوان، مي‌نشست و ديوان آن را حمل مي‌كردند (براي آگاهي بيشتر از ديگر روايت‌ها، نك. كريستنسن، ص 414، 415، 471-497؛ آموزگار، “نوروز”، ص 19-31، همو، “ايزداني كه با سال نو به زمين باز مي‌گردند”، ص 93-105). براي جمشيد در روايت‌هاي عاميانه نيز داستان‌ها ساخته‌اند. در روايتي ضحاك رمه‌بان جمشيد است كه بر او قيام مي‌كند، و چون دستور قتل او را مي‌دهد كه بدن جمشيد طلسم است و فقط ارّه بر او كارگر است. از اين رو او را با ارّه به دو نيم مي‌كنند (انجوي شيرازي، ج 2، ص 301-303). در روايتي ديگر ضحاك وزير جمشيد است كه بر ضدّ او قيام مي‌كند و همه‌ي خاندان او را مي‌كشد، اما از ميان فرزندان جمشيد، فقط يك دختر موفق به فرار مي‌شود كه او همان مادر فريدون است (همان، ص 314)”.
جمشيد در ابتدايي‌ترين مراحل انديشة هند و ايرانيان وجود داشته است.
جم در دوران شاهي‌اش همة كارهايش را به كمك سه آتش معروف انجام مي‌داد. وقتي فرة جمشيد به دست ضحاك افتاد، آذرفره آن را نجات داد. اين فره در پادشاهي گشتاسب به كوه كاويان برده شد.
وقتي فره از جم جدا شد به قسمت‌هاي گوناگون پخش شد. جم در اسطوره‌هاي هندي سرور جهان مردگاني است كه به سعادت ابدي رسيده‌اند. او با ورونه واگني در ارتباط است. به مردگان راحتي مي‌بخشد و برترين آسمان را در اختيار دارد و در آنجا مي‌زيد. او در ريك ودا نخستين انسان و نخستين شاه است.
در زمان جدا شدن فره از جمشيد بخشي نصيب اوشنر شد. به خاطر آن فره اوشنر از همان زمان كه در شكم مادرش بود سخن گفتن آموخت. و در جايي ديگر آمده از بركت آن فره جمشيد توانست جهان را بگسترد و آفريدگان را بي‌مرگ و بي‌پيري و بي‌گرسنگي گرداند.
“بند 21: و اندر دین بهی، به گفتار دادار هرمزد، در بارگاه جم پیدا [است] که «پس جهان مرا برافزای، که شمار [آنان را] بکن، و پیش جهان مرا ببالان، که [آن را] فربه‏تر بکن، و پس باشد که از من بپذیری جهان را پاسداری و پرورش و سالاری [کردن] و در آن آگاهی داشتن [از کار مردم] ایدون بکن [که] کس را بر کسی دیگر زخم و زیان کردن توان نباشد».
بند 22: و پذیرفت و کرد جم چونان که فرمود هرمزد.
هرمزد دین را به جم فراز نمود و جم پیامبری را نپذیرفت. پس هرمزد پاسداری و سالاری جهان را به وی سپرد. در شهریاری جم آفات اهریمنی نبود و مرگ و پیری. پس جهان از مردم و جانوران آکنده شد. جم به سوی نیمروز فرا رفت و جهان را سه برابر فراخ کرد. به فرمان دادار جایگاهی (ورجمکرد) را ساخت و از گیاهان و جانور و مردم تخمه و جفتی به آن برد.جم مرگ و درد و پیری را از جهان به ششصد سال دور داشت و ورجمکرد را ساخت و «پیمان» جهانی را از اهریمن بازستاند. آسن خرد (خرد سرشتی و طبیعی) را دزدیدند و آشوب سخت در جهان افتاد. تا بتواند راز سلطه دیوان را دریابد، جم به اعجاز خدایی، با تن به دوزخ درآمد و سیزده سال در کالبد دیوان در آنجا ماند. پس توانست در شهریاری خود بیمرگی پدید آورد.جم ادعای آفرینندگی کرد و با این گناه فره از او جدا شد. چون جم از دیوان نپذیرفت که گوسفند را بکشد، پس دیوان او را میرنده کردند و کیفر دادند. جم از گناه خود توبه کرد و دادار او را از دوزخ به همستگان در آورد و شاهی همستگان را به او داد”.
در زند وندیداد، فرگرد دوم دربارة گفتگوي زردشت با هرمزد آمده است. اينكه پيش از او اورمزد اين دين را به كه عرضه داشت؟
“جم شد برنده شاهی»آن گاه، چون بر آن شاهی جم آن سدیگر سده به سر رسید، آن گاه این زمین پر از رمه، ستوران، مردمان، سگان، پرندگان و نیز آتش سرخ سوزان شد…” .
ويوسونت، پدر اشوين‌ها و پدر جم و منو است. منو در اساطير ودايي پدربزرگ و اصل و ريشة بشر است. ويونگهونت، گياه هئومه را در هنگام پگاه مي‌فشرد و اولين شخص مي‌شود كه اين رسم را ابداع كرد. طبق برخي اسطوره‌ها يمه و خواهرش يمي پدر و مادر مردم‌اند. يمي در ايران شاه بهشت زميني است و در ريگ ودا فرمانرواي بهشت آسماني است. جم در اعتقادات ايراني نگهبان جهان برزخ است و در فرهنگ ودايي خداي جهان مردگان. ويوسونت ايزد هند و ايراني است. در اوستا ويونگهونت پدر زميني جم مي‌باشد. از هوشنگ در اسطوره‌هاي هندي خبري نيست. ممكن است كه هوشنگ لقبي براي جمشيد بوده كه بعدها شخصيت مستقلي پيدا كرده است.
“مینوی خرد پرسش 26، بندهای 26-33. و از جمشید نیکورمه، پسر و یونگهان، سود این بود که او ششصد سال بی‏مرگی را بر همه آفرینش دادار هرمزد بساخت و [همه] بی‏درد، بی‏پیری و بی‏یتیاره شدند”.
“در شاهنامه درباره جمشید چنین آمده است:
منم گفت با فره ایزدی

همم شهریاری و هم موبدی”

جمشید سه فره دارد كه شامل سه جنبة شاهي پهلواني و جنگاوري است. اولين آن به فريدون مي‌رسد. پهلواني به گرشاسب و خدايي به مهر مي‌رسد.
سه جنبه بودن فره جمشيد نشانة ساختمان ابدايي قبايل هند و اروپايي است. فرمانروايان نخستين روحاني بوده‌اند (دوستخواه، 1383: 131، 156، 163، 213، 241، 306، 447، 456؛ عفيفي، 1374: 15، ؛ فردوسی و شاهنامه سرایی، 1390: 337-339، 341، 343-344، 346-348؛ بهار، 1375: 49-50، 81، 116، 183، 190، 194، 201، 203، 207، 215-231، 239، 389-390، 473-474، 483، 486، 491).

9-2 ab§-zarm¦n [بي‌پيري]: (بهار، 1347: 91) “ابي زروان” ترجمه كرده است. (كيا، 1331: 7) “بي زرمان” آورده است. (ميرزاي ناظر، 57:1373)”بي زرمان” در ترجمه‌ي خود نوشته است. (عريان، 141:1371)”پيري ناپذير” ترجمه كرده است. نگارنده “بي پيري” را مناسب‌تر ديده است. واژة زيباتري براي جمله است.

10-1 paym¦nag [پيمانه]: “در پرسش بيست و ششم از كتاب “مينوي خرد” آمده است: “سديگر اين سود (از جم به جهان رسيد) كه پيمان گيتي كه آن دُش داناي دروند اهرمن او باريده بود از شكمش باز آورد”.

11-1 kard [كرد]: در اصل متن پهلوی این بند فعل [krt] kard آمده است كه هم به صورت kard مي‌توان ترجمه كرد و هم [knt] kand. (بهار، 1312: 92) آورده است: “کرد”. (کیا، 1331: 8) “کرد” آورده است (میرزای ناظر، 1373: 57) “کرد” آورده است. (عریان، 1371: 141)”kand” ترجمه کرده است. نگارنده معتقد است به این دلیل که هر دو فعل يك معني مي‌دهند (هر دو در معناي ساختن هستند) استفاده‌ي هر دو فعل درست مي‌باشد.

12-1 Fr§d©n [فريدون]:”فريدونِ از خانداني توانا…”… آن كه اَژي‌دَها كه را فرو كوفت؛ [اَژي‌دَهاكَ‌يِ] سه كله‌ي سه پوزه‌ي شش چشم را، آن دارنده‌ي هزار [گونه] چالاكي، آن ديو بسيار زورمندِ دُروج را، آن دُرُوندِ آسيب‌رسانِ جهان را، آن زرومندترين دُروجي را كه اهريمن براي تباه كردن جهان اَشَه به پتيارگي در جهانِ اَشْتومَند بيافريد.”.
فريدون از جمله كساني بود كه با آوردن پيشكشي براي اناهيتا از او تقاضاي پيروز شدن در مقابل اهريمن داشت و اناهيتا به درخواستش پاسخ مثبت داد.
“اين فرِّ [از جم گسسته] را فريدون پسر خاندانِ آبتين برگرفت كه- بجز زردشت- پيروزمندترين مردمان بود…. در اوستا (يشـ 34:50 و يشـ 34:170)، Øraˆtaona به جاي گاوان دو همسرِ [اَژي‌دَهاكَ] را از آن خويش مي‌كند. اين درون مايه‌اي است كه به احتمال بسيار بايد با رويكرد بدين واقعيت شرح داده شود. كه يشـ .17، ويژه‌ي Aøayva¥uhi (اَشي نيك) [ايزدْ بانويِ] نگاهبانِ [نهادِ] زناشويي است. Øraˆtaona در ادب فارسي ميانه، Frˆt”n و در شاهنامه Farˆd–n (فريدون) ناميده شده است”.
در فرگرد 1 ونديداد، زادگاه فريدون سرزمين وَرَن است. در يسنا آمده است: زردشت از هوم مي‌پرسد دومين بار چه كسي تو را فشرد. و هوم پاسخ مي‌دهد: اَثويَه، پدر فريدون. در آبان‌يشت، گوش‌يشت و ارت‌يشت در نوشته‌هاي پهلوي نام فريدون آمده است. در مورد اينكه او اژدي‌دهاك را مي‌گيرد و به بند مي‌كشد.
“در مينوي خرد آمده: از فريدون،‌ اين سودها بود مانند زدن و بستن ضحاك بيور اسب كه چنان گران گناه بود و بسيار ديو مازَندَر و ديگر را نيز زد و از كشور خونيرس بيرون كرد.
فردوسي در شاهنامه داستان فريدون را چنين آورده: چون مدت زماني از پادشاهي ضحاك گذشت فريدون به دنيا آمد، …”.
در شاهنامه و بعضي از نوشته‌هاي دوره‌ي اسلامي لقب افسونگر به فريدون داده‌اند. فريدون در دو مورد از افسون استفاده مي‌كند.
يكي براي حفظ جانش در مورد سوء قصدي كه برادرانش به او داشتند و ديگري براي عبور از اروندرود. در مينوي خرد در مورد فريدون نوشته‌اند كه او كم خرد است. مي‌گويند زماني كه فريدون ضحاك را گرفت نتوانست او را بكشد. فريدون از جمله افراد برجسته‌اي كه بوسيلة فره‌اش كارهايي بزرگ انجام داد. سلم و تور و ايرح پسران فريدون‌اند مدت زمان شاهي فريدون پانصد سال گفته‌اند.
آب و آتش و گياه در پيشگاه اورمزد شكايت كنند كه فريدون را زنده كن تا اژدهاك را بكشد. كارهاي خوب فريدون اينها بود: زدن و در بند كردن ضحاك و همينطور ديوهاي زياد ديگر را از خنيرس بيرون كرد. ولي با همة اينها فريدون جزء كساني بود كه وارد بهشت نشد و احتمالاً به اين دليل است كه بين پسران تبعيض قائل شده بود. ضحاك در دوران هوشيدرماه از بند فريدون رها مي‌شود و دوباره بر مردم فرمانروايي مي‌كند. از فريدون مي‌خواهند كه او را بزند ولي فريدون ادعاي ناتواني مي‌كند.
در غررالسير مرغني نوشته شده كه گناه فريدون اين بود كه فرزند كوچكتر را بر فرزند بزرگتر ترجيح داد. در كتاب ايادگار جاماسبيك آمده كه فريدون از پسرانش پرسيد چه مي‌خواهند و بعد از اينكه خواسته‌هاي خود را گفتند فريدون مملكت را بين آنان تقسيم كرد. در روايات اسلامي آمده فريدون اولين كسي بود كه فيل را رام كرد. در كتاب نهم دينكرد دربارة فريدون چنين آمده: بعد از اينكه او ضحاك را به بند كشيد ديوان مازندر او را از خنيره بيرون كردند. بعداً به مبارزه پرداخت و دو سوم ديوها را نابود كرد و يك سوم ديگر از آنجا رفتند.
“فصل 32 بند 3- هم چنین فریدون نیز به سبب بستن اژدهاک، برای باز ایستادن آزار ضحاک کرداران خوانده شود.
و در دیگر زمان آمد، «آن فرّه» به فرمان دادار به سوی فریدون اسفیان که در شکم مادر بود. و از پیشه«های» دین بهره‏ی اوواستریوشی «بود». با بخش شدن آن فرّه جم. به وسیله‏ی آن (=فرّه) فریدون پیروز شد «و» پاسخ گوینده بود دهاک را از شکم مادر و به درد آورد و ناکار کرد آن دروج (=دهاک) پیر نیرو را. و پیامبری از دادار در همان زندگی فریدون به سوی ایرج فریدونان (=ایرج فرزند فریدون) آمد، و برگزید آن برترین موهبت را که با پرسش از پدر «خود»، فریدون از سوی دادار، آن موهبت، به سویِ او آمد بر اثر آفرینِ فریدون (=آن نعمت پیامبری، بر اثر دعای فریدون و استدعای فریدون و استدعای او، از سوی پروردگاربه ایرج بخشیده شد). و از طریق مادر به سوی نوه‏ی فریدون آمد، «از» خانواده‏ی ایرج، و با ایزد نریوسنگ به سوی “منوش خورنر” رفت و ادامه‏ی آن در تخمه‏ی ایرج بود.”
“بديهي است كه به سبب همين پيروزي فريدون، در غالب موارد القاب “بسيار پيروزگر” (روايت پهلوي، همان، ص 134)، “تگاور” و “زورمند” (دينكرد، ج1، ص 812، 814) بدو داده شده است. در شاهنامه (فردوسي، ج1، ص 61 به بعد)، فريدون، پسر آبتين و از نسل جمشيد و فَرانَك (قس: مجمل‌التواريخ و القصص، ص 27: فَرَيونگ) معرفي شده است. بر پايه‌ي اوستا (يشت 13، بند 131) و نوشته‌هاي پهلوي، فريدون پزشك نيز بود. بنابر روايتي (دينكرد، بند 131) جنبه‌ي كشاورزي فرّهِ جَم، كه به سومين طبقه‌ي اجتماعي ايران نسبت داده شده است، به فريدون منتقل شده است، هر چند قاعدتاً بايستي بخش مربوط به جنگجويان فرّه جم بدو انتقال يابد. بنابراين، او قادر بود كه طاعون و بيماري‌هاي ديگر را دفع كند و از اين رو لقب “پُربيشَز” تحت‌اللفظي “بسيار شفادهنده” بدو دادند (دادستان ديني، بخش 1، ص 84، پرسش 35-36؛ قس: ص 97، پرسش 36-80). شماري تعويذ و افسون، نوشته شده به پهلوي، پازند و فارسي باقي مانده است كه در آنها از فريدون خواسته شده است كه بيماري‌ها را شفا بخشد.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع دوران اسلامی، شاهنامه فردوسی، فره ایزدی، ابوریحان بیرونی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع دوران باستان، نوروزنامه، اندرزنامه