منبع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، مصرف مواد، انتقال فرهنگی، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

حصول اثرات خوشایند مواد می باشد.نظریه مشوق مثبت اعلام می دارد که معتادان ممکن برخی اوقات برای سرکوب نشانه های ترک مواد،یا برای فرار از برخی جنبه های نا خوشایند این نشانه ها،از مواد استفاده کنند اما عامل اصلی در اغلب موارد اشتیاق به خواص مشوق مثبت مواد(ایجاد لذت)است(مک آلیف60،استوارت 1984)
برخی از اثرات خوشایندمواد ممکن است به طور صریح و روشن نباشد با این حال گزارش شده است که اغلب مواد اعتیادزا اثرات بازداری زدایی 61دارند(فاوس62 و پینل632003).اگر شما در اثر مصرف الکل بتوانید به راحتی رفتار عاشقانه خود را به دور از باز داری ابراز کنید از این امر لذت خواهید برد و این عمل برانگیزاننده مهمی در اعتیاد به الکل خواهد بود.
دو نظریه مشوق مثبت در مورد اعتیاد بر این پایه استوارند که،ارزش مشوق مثبت مواد اعتیاد زا همراه با مصرف مواد افزایش می یابد.اولا ناباکوف،هافمن(1988) اظهار داشته اند که ارزش مشوق مثبت مواد اعتیاد زا به این علت افزایش می یابد که تحمل شرطی شده،به اثرات نا خوشایند مواد تسری می یابد، نه اثرات خوشایند و مطلوب آن..ثانیا رابینسون و بیرج(1993) اظهار داشته اند که در افراد مستعد به اعتیاد،استفاده از مواد ارزش مشوق مثبت آنها را احساس می کند.لذا سبب می شود که مصرف کننده بیشتر به مصرف مواد بر انگیخته شده و بدنبال محرک های مرتبط با مواد باشد.
نکته کلیدی نظریه رابینسون 64و بریج65(1996) سزاوار تأکید است: آنها عنوان می کنند که لذت حاصل از مصرف مواد،به خودی خود اساس اعتیاد نیست،بلکه لذت مورد انتظار مصرف مواد(یعنی ارزش مشوق مثبت مواد)است که سبب گرایش به مواد می شود. در آغاز ارزش مشوق مثبت کاملا با اثرات خوشایند آن ارتباط دارد اما در معتادین مزمن،ارزش مشوق مثبت مواد اغلب به دور از لذت حاصل از مواد است.بنابراین معتادین افرادی بدبخت هستند.زندگی آنها در هلاکت است و اثرات مواد دیگر مثل سابق لذت بخش نیست اما آنها باز بدنبال مواد هستند.
نظریه های اجتماعی-فرهنگی
نظریه هایی که با عنایت به ابعاد اجتماعی-فرهنگی اعتیاد،مسأله اعتیاد را تحلیل کرده و سعی در تبیین و توجیه آن نموده اند عبارتند از نظریه بی هنجاری،نظریه انزوا طلبی،نظریه برچسب زنی و نظریه انتقال فرهنگی. این نظریه ها اصولا روی محیط اجتماعی تمرکز کرده و نقش این محیط را در رفتار اعضای جامعه مهم می دانند. ولی ما سعی خواهیم نمود تا در کنار این نظریه ها به نظریه تفسیر انتخاب عقلانی پرداخته و علل گرایش فردی به مواد مخدر،مصرف و سوء مصرف آن را توضیح دهیم.
1-نظریه بی هنجاری
در این نظریه-که ریشه در نظریات امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی دارد-به عوامل اصلی تضعیف معیار ها و هنجار های اجتماعی پرداخته و چنین مطرح می شود که سستی ارزش ها و هنجار های اجتماعی –فرهنگی موجب روی آوردن به مواد مخدر و اعتیاد می گردد.
تحولات سریع صنعتی-اقتصادی و به تبع آن تغییرات سریع و گسترده اجتماعی مانند شهرنشینی،نوسازی،ظهور جامعه توده ای،تضعیف باور ها،ارزش ها و سنت های فرهنگی ،مذهبی،ملی و موروثی،متزلزل شدن ساختار سنتی خانواده،همه موجب تغییر در هویت افراد شده و باعث می گردند تا رفتار سنتی آنان تغییر کند.جالب توجه اینکه پیشرفت و گسترش شاخص های توسعه که خودگواهی بر تغییر چهره جوامع سنتی می باشند، بیانگر افزایش اعتیاد نیز هستند.مثلا به نظر می رسد در شهر ها مصرف مواد مخدر بیش از روستاهاست.یا در خانواده هایی که در معرض نوگرایی قرار داشته و بافت سنتی خود را از دست داده یا در حال از دست دادن هستند،اعتیاد رایج تر است.بر اساس آمار و ارقام موجود در مورد تعداد دستگیر شدگان و با معتادان اعزام شده و یا خود معرف به مراکز باز پروری می توان تا حدودی به قابل تعمیم بودن این نظریه بر معتادان ایرانی نیز به دیده مثبت نگریست.مثلا با عنایت به این آمار می توان رابطه مثبتی بین نرخ شهر نشینی و میزان شیوع مواد مخدر مشاهده نمود.
2-نظریه انزوا طلبی مرتون66
این نظریه روایت دیگری از نظریه بی هنچاری است و بی شباهت به نظریه پیرامو ن گرایی که اخیرا رواج گسترده ای یافته نیست و به کناره گیری فرد از فرایند های اصلی جامعه اشاره دارد.طبق این نظریه چون جوامع مدرن اغلب به موفقیت فردی اصالت داده و کسب این موفقیت در گرو مشارکت فعال اجتماعی،داشتن کار مفید،بهره مندی مناسب از ثروت مادی،سواد متناسب با موفقیت اجتماعی فرد و غیره می باشد.محرومیت از هر یک از این ها به پیرامونی شدن و انزوا طلبی فرد کمک می کند.در چنین شرایطی یا در شرایطی که فرد خود را با نگرش ها،باورها،ارزشها و هنجار های حاکم بر جامعه بیگانه می یابد و یا حداقل خود را به آنها یگانه نمی یابد،از جامعه جدا شده و انزوا طلبی پیشه می کند.این قبیل افراد،عموما کسانی هستند که یا قادر به تطابق خود با محیط نیستند و یا از تطبیق محیط با خود نا توان می باشند.بنابراین راه فراری می جویند که در بسیاری از موارد،مواد مخدر،و مشروبات الکلی پناهگاه آنها می گردد.جالب توجه آنکه همین راه فرار،خود عامل در تقویت پیرامونی شدن این افراد می گردد.
افرادی که احساس موفقیت نمی کنند.اغلب تنگدست یا فقیرند،بیکاری کشیده اند،از سواد متناسب و با موقعیت اجتماعی مناسب محروم می باشند.درگیر روابط بد خانوادگی هستند و یا به نحوی جزء این افراد نبوده ولی به دلایلی ارزش های حاکم بر جامعه را قبول ندارند،بیشتر در معرض انزوا طلبی و احتمالا سوء مصرف مواد مخدر می باشند،چرا که یکی از مهم ترین راه های انزوا طلبی،تغییر برداشت خود از واقعیت از طریق مصرف این گونه مواد می باشد و معمولا مصرف داروهای روانگردان را یکی از راه های فرار از واقعیت مطرح می کنند.این نکته نیز قابل توجه است که چنین فراری از واقعیت،انزوا طلبی و گرایش به پیرامون،چنانکه قبلا اشاره شد،خود عاملی می شود تا فرد بیشتر به پیرامون رانده شده و از بدست آوردن و یا امید به دست آوردن هر توفیقی،اعم از شخصیتی و یا اجتماعی،مادی و یا معنوی-که دیگر اعضاء جامعه از آنها برخوردارند-هم محروم گردد.
نظری به آمار معتادان اعزام شده و با خود معرف به مراکز باز پروری ایران،می تواند تا حد زیادی تاییدی بر نظریه انزواطلبی باشد.چرا که بیش از 80درصد از معتادان شاغلین بخش خصوصی بوده اند جایی که رقابت،موفقیت و دستاورد بیش از بخش دولتی که در بر گیرنده 6/8درصد از این معتادان بوده،حرف اول را زده است.وچه بسیار افرادی در چنین مسابقه ای به موفقیت نرسیده و لاجرم به فرار از واقعیت و پناه بردن به مواد مخدر گرایش یافته اند.
3-نظریه برچسب زنی67
این نظریه بیشتر از نوشته های اریکسون و بکر، نشأت گرفته و از تعامل گرایی یا روابط متقابل نمادین استفاده می نماید.این نظریه معتقد است که تفکر و رفتار افراد مبتنی بر پیام هایی است که از محیط اطراف خود و از جمله از مردم کسب می کنند.این نظریه نیز مانند دو نظریه قبلی واکنش افراد نسبت به محیط خود را مبنای رفتار آنها قرار می دهد.طبق این نظریه ساختار افراد در چهارچوب توقعات و انتظارات دیگران از آنها شکل می گیرد.در زمینه اعتیاد و مواد مخدر چنین مطرح می شود که نمادها،علائم و توقعات و رفتار کسانی که معتاد نیستند و می توانند به قول گیدنز،تعاریف اخلاق متعارف را به دیگران بقبولانند و به صورت رسمی یا غیر رسمی،نماینده نیروهای نظم و قانون می باشند.منابع اصلی برچسب زنی را فراهم می آورند.مثلا با برجسته کردن مشخصات خاصی از قبیل،رنگ پریدگی،چشمان خمار،سست راه رفتن و …شخص معتاد شناسایی می شود و برچسب اعتیاد می خورد و همین برچسب،به خصوص در حالی که اعتیاد جرم باشد نه تنها او را از غیر معتاد جدا کرده و مستحق نفرتش می نماید.که از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی اش نیز محروم می سازد.در مصاحبه با معتادان به مواردی از این نوع برخورد می شود که چنین برچسبی را عامل اضطراب،انزواطلبی،ترس،صرف نظر کردن از حقوق اجتماعی و …می دانستند.طبق این نظریه،برچسب زنی هم باعث جدایی فرد از جامعه و رانده شدن او به پیرامون می شود و هم موجبات تقویت گرایش او به اعتیاد را فراهم می آورد.
4-نظریه انتقال فرهنگی
این نظریه،به نظریه خرده فرهنگها نیز معروف است و در زمینه مصرف و سوء مصرف مواد مخدر اینگونه مطرح می کند که خرده فرهنگی که بعضی از مردم به آن تعلق دارند،در بر گیرنده بینش،ارزش و هنجارهای معینی است که به نحوی مصرف و گاهی سوء مصرف مواد را مجاز شمرده و با اغماض از کنار آن می گذرد.گاه این مجوز ارزش طبی دارد یعنی خرده فرهنگی استفاده از دارو های غیر پزشکی مثلا تریاک را مجاز و محترم می شمارد.در بحث تاریخی تریاک می بینیم که در غیاب بهداشت همگانی و کمبود پزشک و دارو تریاک قرن ها در ایران مصرف طبی داشته و برای تسکین انواع و اقسام دردها به کار می رفته است.
اگرچه امروزه مسائل بهداشتی و طبی،کمبود پزشک و بهداشت همگانی تا حدود زیادی در ایران حل شده و مردم مجبور به استفاده از تریاک برای تسکین درد و رفع بیماری خود نیستند ولی هنوز اولا خرده فرهنگ استفاده تریاک برای درمان انواع بیماری ها در گوشه و کنار کشور و در بین اقشار خاصی از مردم رایج است.تا جایی که برای درمان درد های کودکان نیز به کار برده می شود.ثانیا برای هر دردی هر قدر هم مزمن باشد،بوسیله مردم پزشک نما فورا تریاک تجویز می شود،بدون اینکه بفهمند چه تاثیر نامطلوبی دارد و عوارض جسمی آن چیست و حتی بی توجه به اینکه رهایی از درد موقتی است و برای رهایی همیشگی از آن به صورت مصرف روزانه در می آید و شخص را معتاد می کند.به همین دلایل هنوز نوعی اعتیاد طبی به تریاک در ایران بخصوص در میان بزرگسالان و پیرامون وجود دارد.
گاه مصرف مواد مخدر از دیدگاه خرده فرهنگی خاص،جنبه مذهبی می یابد و در مراسم مذهبی کاربرد دارد.مثلا گروهی از هندی ها نه تنها تریاک را دارویی آسمانی و شفا بخش و بهترین مسکن دردهای جسمانی می دانند،بلکه معتقدند داروی معنوی بسیار قوی هم می باشد و باعث دور شدن پلید یهای انسان چون خشم و غضب و حسد و هوا و هوس نفسانی نیز می شود و بدین ترتیب مصرف آن تقدس معنوی هم می یابد.
خرده فرهنگ هایی نیز مصرف مواد را برای رفع نیازهای فردی و اجتماعی مجاز می شمرند.در هند مصرف ماری جوانا و بنگ در طبقات خاصی کاملا عادی تلقی شده و حتی در برخی مجالس عروسی،نوشیدنی مهمانان ترکیبی از ماری جوانا،شیره و آب میوه است.در چنین جشن هایی تمامی مهمانان و حتی افراد مذهبی کام خود را با این نوشیدنی شیرین می کنند و اعتیاد به آن نیز به قیمت از دست رفتن جاه و جلالشان تمام نمی شود.چرا که این کار از نظر پیروانشان منعی ندارد و اعتیاد افراد مذهبی تنفر مردم را بر نمی انگیزد.
این نظریه برخلاف نظریات بی هنجاری،انزواطلبی و حتی برچسب زنی،حضور ارزشها،هنجارها و بینش های خاصی را حاصل گرایش به مصرف مواد مخدر می داند و معتقد است که گروه هایی از مردم به خاطر اشتراکاتی که دارند اعم از مذهب،نژاد،نوع خاص گرایش اجتماعی،گروه سنی،گروه اجتماعی و …، اولا خود را از بقیه متمایز می شمارند و ثانیا برای توسعه این اشتراکات تلاش می کنند که این خود منجر به شکل گیری مجموعه ای از باورها،ارزشها،هنجارها،رفتارها و در مجموع برداشت خاصی از زندگی می شود،که از آن به خرده فرهنگ تعبیر می شود.در نتیجه،بنابر آنچه که این نظریه مطرح می نماید،گرایش به مواد مخدر در شرایطی صورت می گیرد که انتقال فرهنگی صورت گرفته و فرد به خرده فرهنگ مورد نظر خود گرایش پیدا کرده باشد.مثلا اکثر کسانی که به هروئین معتاد می شوند در شبکه ای از افراد واقع می شوند که هروئین مصرف کرده و یا حداقل استفاده از آن بدون هیچ گونه اعتراض و محکوم کردنی،تحمل می نمایند.
نظریه انتقال فرهنگی،در مجموع تاثیرات عوامل فرهنگی در اعتیاد را مورد تأکید قرار داده و در مواردی مستندات قوی عرضه می کند.شاید بتوان ادعا نمود که این نظریه،بخشی از دلایل گرایش به مصرف همه مواد مخدر و یا اغلب توضیحات گرایش به مصرف بعضی از آنها،چون ماری جوانا را ارائه می دهد.
به طور کلی نظریات فوق و دیگر نظریات

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع مصرف مواد، روان شناختی، روان تحلیل گری، روان شناسی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع فیزیولوژی، مصرف کننده، مواد مخدر، ایالات متحده