منبع پایان نامه با موضوع معرفت نفس، حقیقت وجود، معرفت خدا، راه صدیقین

دانلود پایان نامه ارشد

انفس میگویند و به عرف حکما طبیعین این علم منقسم است به دو علم، یکی علم سماء و یکی علم نفس، و هر دو به حسب غایت و ثمره راجع به علم توحید میگردد (ملاصدرا، 1376: 122).
با توجه به عبارت ملاصدرا، در اینجا به نحو مجزا سیر آفاقی و انفسی را توضیح می دهیم:
در سیر آفاقی بهترین سلوک به سوی شهود حق، تفکر در امر خداوند و تفکر درباره‌ی خداوند و اسماء و صفات اوست. و این افضل مراتب فکر و اعلی مرتبه علوم و اتقن مراتب برهان است؛ زیرا که از نظر به ذات علت و تفکر در سبب مطلق، علم او بر مسببات و معلومات پیدا شود. و این نقشه تجلیات قلوب صدیقین است. و از این جهت آن را برهان صدیقین گویند؛ زیرا که در صدیقین مشاهده ذات، شهود اسماء و صفات کنند و در آیینه اسماء اعیان و مظاهر را شهود نمایند (خمینی، 1381: 191).
برای دست‌یابی به شناخت خداوند راهی بسیار صعب و دشوار در پیش روی انسان سالک است که در نهایت جز اعتراف به ناتوانی و عجز به ضعف خود، شناختی را به دست نمی آورد. از دید ملاصدرا «اعتراف کردن به عجز از معرفت خدا واجب است و این غایت معرفت خداوند است» (ملاصدرا،1390: 38). بنابراین، مقام ذات اقدس الاهی، مقام سکوت است و عقل و اندیشه بشری از ادراک آن عاجز و ناتوان است. ملاصدرا در ایقاظ النائمین می گوید:
ای بیننده اسرار احدی. ( ای سالک راه الهی) با گام های بندگی؛ بدان که اشیاء در عالم هستی دارای سه مرتبه هستند: مرتبه ی اول: خلقتی که وجودش به چیزی متعلق نیست. و خلقتی که وجودش به هیچ قیدی مقید نیست. وآن در نزد اهل عرفان با عناوینی مانند: شناخت عالم ماوراء الطبیعه، غیب هویت، غیب تام. و ذات یگانه نام گذاری میشود و آن ذات حق تعالی است. به اعتبار پاک بودن صرف، که به این درجه باز میگردد. و او کسی است که نه اسم و رسمی، نه صفتی، نه شناخت و درکی به او تعلق نمیگیرد. و هر آنچه به اسم و رسم و صفت و شناخت و درک و خبر و در کل هر چه به عقل و وهم متعلق است؛ او این چنین نیست.(او آنچنان نیست که در عقل و وهم جای گیرد و یا اسم و صفتی به وی نسبت دهند.) و آن رازی کاملا ناشناخته است. و در برخی از سخن های مشایخ آمده است. .علائ الدوله سمنانی- که خداوند را از روی ایمان سپاس میگوییم برای واجب بودن وجودش و پاک بودنش- از اینکه منزه است از هر قید محدود و مطلق است و دارای مقیدات وجود نیست (ملاصدرا،1361: 5)(47)
در تکمیل بحث به عبارت لاهیجی استناد میکنیم: یکی از وجوه محال بودن تفکر درباره‌ی خداوند این است که معرفت حق تعالی فطری ذوات است: «فَطَرَت اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلیَها»یعنی معرفت به خدا از ازل در فطرت ذات هر کسی بوده است. بنابراین کسی نتواند درباره این نوع ادراک فطری تفکر کند. زیرا که تحصیل حاصل محال است و باطل» (لاهیجی، 1371: 77). به تعبیر شیخ شبستری:
بود در ذات حق اندیشه باطل محال محض دان تحصیل حاصل
ازدیدگاه ملاصدرا معرفت ذات حق ممکن نیست و اقرار به عجز و ناتوانی در شناخت حق تعالی واجب استآنگاه که میگوید:
معرفت ذات حق به هیچ وجه ممکن نیست مگر به فنای سالک از نفس خویش ویران شدن کوه انیّت و خودی سالک، تا اینکه ذات حق در آن مقام، خود شهادت و گواهی بر ذات خود دهد یعنی در این مقام چون سالک از تعیّن اعتباری خود که وجود مجازی و سرابی بود عبورکرد، به ذات حقیقی خود که پرتو انوار حق است رسیده و دیگر جز حق وجود ندارد در این مقام است که حق تعالی خود به ذات خود گواهی می دهد چنان که بعضی از عرفا فرموده اند که : پروردگارخود رابه خود او شناختم، و اگر پروردگارم نبود او را نمیشناختم. پس حقیقت حق اوّل دلیل بر ذات شریف خود، و در نتیجه دلیل بر تمام اشیا است و این روش صدیقین است (ملاصدرا، 1380: 45).
همچنین ملاصدرا در کتاب المظاهر الإ لهیۀ عجز و ناتوانی انسان سالک در شناخت حق تعالی به نحوه دیگر را شرح و بسط می دهد:

شناخت ذات خداوند از دشوارترین مراحل، که دست یافتن به آن از محالات و رسیدن بدان از حوصله‌ی دانش بشری خارج است؛ چه حقیقت واجب الوجود، هویتی بسیط و نامتناهی در شدت و نورانّیت و وجود است و حقیقت وی عین تشخص و تعیّن است، که نه مفهوم می پذیرد و نه مثل و مانند دارد و نه حدی بر او مقصور و نه برهان بر او لازم است؛ بلکه او خود بر همه چیز برهان است. و چیزی آگاهتر از ذات مقدسش وجود ندارد و هیچ شاهدی بر او موجود نیست، بلکه او خود بر همه چیز شاهد است که «آیا بس نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» و «آیا کسی که بر همه‌ی نفوس با آنچه به دست آورده اند، حاکم و نگهبان است.» «اوست که بر بندگانش چیره می باشد» «وهمه‌ی چهره ها در برابر خدای زنده قائم فروتن است.» و نفس که در ادراک پرتو نور چهره‌ی او شعله ور می شود، بنابراین رسیدن به ذات خدای تعالی، تنها در صورتی ممکن است که سالک سرشت انیّت را در خود از بین برد تا ذات حق تعالی را مشاهد کند، چنان که یکی از عرفا گوید: «عرفت ربی بربی و لولا ربی ما عرفت ربی اله» در باره نشانه های خدا فکر کند نه در باره‌ی ذات وی.» (ملاصدرا، 1377: 64 -63)(48)
ملاصدرا بعد از این مطلب که شناخت خداوند بسیار سخت ودشوار است معتقد است که یکی از اصول مهم برای رسیدن به این مقصد شناختن حق تعالی و اسماء وصفات اوست. او می گوید شناخت ذات راه بسیار باریک و دسترسی بدان بس بلند و از جهت فکر و بیان بس بی پایان است. برای معلول ومخلوق ضعیف چگونه ممکن است که به علم خود به علت و خالق خود که بر او غلبه و تسلط دارد احاطه یابد؟ چون حقیقت واجب، هویتی است بسیط که در شدت و قوت و نوریت و وجود، بی پایان و نامتناهی است. و به همین سبب از تفکر در ذات الهی منع شده است پیامبر فرمود: «در نعمت های خداوند و آفرینش او بیندیشید و در ذات او مطلقاً تفکر نکنید» زیرا نفس در مرتبه‌ی ادراک تابش نور وجه حق سوخته و نابود می گردد (ملاصدرا،1380: 42 -43). سالک قرآنی می داند که شناخت اسماء الهی از آن جهت اهمیت دارد که ذات حق تنها از طریق اسماء با کائنات ارتباط دارد. نه تنها اسماء مبدأ اشیا هستند بلکه معرفت به حق نیز تنها از راه اسماء و مظاهر او امکان دارد.در بیان اهمیت شناخت اسماء و صفات الهی برای سالک می توان به این عبارت ملاصدرا استنادکرد:
بدان که شناخت اسماء الهی، علمی شریف و دقیق و بسیار دشوار است که حضرت آدم با آن بر فرشتگان برتری یافت. چنان که خدای بزرگ می فرماید: همهی نامها را به آدم آموخت پس آنها را بر فرشتگان عرضه کرد. پس گفت مرا از نامهای اینان خبردهید اگر راست میگویید. گفتند منزهی تو دانشی مارا نیست مگر آنچه تو به ما آموختی، به درستی که تو دانای درست کرداری. گفت ای آدم ایشان را از نام های ایشان خبر ده. پس چون آدم آنان را از نام هایشان خبر داد گفت شما را نگفتم که من از پنهانی آسمانها و زمین آگاهم و آنچه را که آشکار میکنید یا پنهان میدارید میدانم. (ملاصدرا،1377: 81)(49)
ملاصدرا در شرح و توضیح اسماء و صفات خداوند چنین میگوید:
صفات حق تعالی مفهوماتی عقلی هستند که در آن مفهومات با مخلوقات اشتراک واقع می شود ولی آن صفات در حق تعالی به صورت عالی و برتر وجود دارد، یعنی مصداق آن صفات در حق تعالی ذات مقدسش به ذاتش است و بس. در غیر او چنین نیست، به همین سبب بسیاری از آیات قرآن مشتمل شرح و بسط و اظهار آن صفات است. در این بخش هم پیچیدگی و دشواری زیادی است که امکان شناخت بعضی از صفات مانندکلام و صفات تشبیهی او را از انسان سلب می کند، مگر کسانی که دارای بینش باطن و چشم دل باشد، و آن صفات مانند شنیدن و دیدن و تکیه زدن بر تخت و مبتلا شدن و مکر نمودن و دودل شدن و آمدن و رفتن که جز راسخان در علم کسی معانی حقیقی آنها را نمی داند.( ملاصدرا، 1380: 47)
همچنین در تأیید این عبارت، ملاصدرا در المظاهر الإلهیة میگوید:
شناخت صفات خدای تعالی، مجال بیشتری برای اندیشیدن و سخن گفتن به ما میدهد، چه صفات، همه مفاهیم عقلی اند، که در آنها از لحاظ مفهوم عقلی بودن وجه اشتراک واقع می افتد، و فقط در مورد خدای بزرگ است که صفات، عین ذات می باشد ولاغیر. به همین جهت قرآن کریم در بسیاری از آیات به تفصیل صفات پرداخته است؛ چنانکه میفرماید:و اوست سخت توانای بی همتا و راست دانش. و پادشاه پاک بی عیب، ایمن دارنده از غیب، گواه راست و استوار، قدرتمند تواننده است.در شناخت صفات نیز دشواریهایی در راه است، بطوری که درک برخی از آنها مانند صفت گویایی و شنوایی و بینایی خدا و یا استوایی وی بر عرش و ابتلا ومما کره، جز برای اهل بصیرت و دانش ممکن نیست. (ملاصدرا ، 1377: 64 -65)(50)
پس از بیان سیر آفاقی و شرح وتوضیح آن همچنین تبیین اهمیت آن و تأمل در مباحثی که بنابر دیدگاه ملاصدرا ذیل سیر آفاقی به نحو استقرایی قرار می گیرد. شناخت سیر انفسی در سلوک قرآنی نیز برای سالک الی الله یکی از محکم ترین و برترین مراحل سلوک مطرح می شود.
3-5-2. سیر انفسی
سیر انفسی، سفر دل است در ملکوت آسمان و زمین و عجایب صنع ایزد تعالی و منازل راه دین و سفر مردان الهی این استکه به تن در خانه نشسته باشند و در بهشتی که پهنای وی هفت آسمان و زمین است ،جولان میکنند؛ چه، عالم های ملکوت، بهشت عارفان است.آن بهشتیکه منع و قطع را به وی راه نیست و حق تعالی بدین سفر دعوت می کند، بدین آیت که می گوید: «أوَ لَم یَنظُرُوا فی السماوات و الارضِ وَمَا خَلَقَ الله مِن شیٍ»(اعراف/185)( غزالی، 1354: 1/ 357)
به عقیده‌ی صدرا برترین و محکم ترین راه شناسایی حقیقت وجود- حق تعالی عبارت است از تأمل و توجه به وجود و لوازم آن. پس از راه تأمل در حقیقت وجود شریف ترین و متقن ترین راه شناخت حقیقت وجود حق تعالی راه معرفت نفس است. زیرا نفس، ام الفضائل بستر تمامی حقایق عالم است.
به عقیده‌ی ملاصدرا، خداوند در انسان تمامی نیروی عالم را جمع کرد و بعد از آنکه وجود تمام اشیاء را در آدمی قرار داد از روح خود در او دمید. بنابراین چون نفس انسان بستر تمامی حقایق عالم است و از طرفی دیگر در معرفت نفس، سالک، عین مسافت و راه است، راه معرفت نفس، برتر از راههای دیگر شناسایی حق تعالی است. اما به هر تقدیر راه معرفت نفس، برای شناخت حقیقت وجود حق تعالی پس از راه صدیقین و تأمل در حقیقت وجود قرار دارد چرا که در این راه صدیقین، سالک و مسلک و مبدأ سلوک و غایت سلوک، همگی یکی است. چرا که سالک از آن جهت که نحوه ای از وجود است خود وجود است و مسافت و مسلک نیز درجات ومراتب وجود و مبدأ سلوک نیز حقیقت وجود یا وجود مطلق و غایت سلوک نیز مرتبه عالی وجود است. ( اسدی، 1386: 348- 349) با توجه به این عبارت اهمیت معرفت و شناخت نفس و سیر انفسی در سلوک قرآنی را نمایان میکند ملاصدرا در اهمیت معرفت نفس چنین میگوید:
در دنیا هر که معرفت نفس حاصل نکرده خدای را نشناسد که من عرف نفسه فقد عرف ربه و هر که خدای را نشناسد با دواب و انعام برابر باشد «اُولئک کالانعام بِل هُم اُضل.»(اعراف/179) چنین کسان کور دل در روز آخرت محشور گردند.«صمُ بُکُم عُمیُ فَهمُ لایرجعون»(بقره/17) و حق تعالی در حق ایشان گوید: «نَسوالله فَانساهُم أَنفُسَهمُ.»(حشر/19) ( ملاصدرا، 1376: 8)
همچنین، ملاصدرا در جای دیگر در بیان جایگاه واهمیت شناخت نفس در کنار شناخت احکام الهی میگوید: «برهان و قرآن، همگی بر این امر اتفاق دارند که تعلم حکمت الهیه و معرفت نفس انسانی، فوز به بقای ابدی می باشد، و کنار گذاشتن آن ، منشا خسران سرمدی می باشد.»
( ملاصدرا، 1384: 6- 9)
بنابر عبارت ملاصدرا صراط مستقيم همان طريق صحيح شناخت و تربيت نفس است.آنچه باید به آن توجه کرد این است که شناخت نفس با علم حصولی ممکن نیست و این را نباید به معنای بسته شدن کلید درهای شناخت خویش دانست بلکه شناخت انفسی از طریق علم حضوری و درک شهودی و عرفانی نیز امکان پذیر میشود. همچنین می توان به شناخت این حقیقت دست یافت و خویشتن خویش را شناخت چنان‌که در جای دیگری با همین مضمون میگوید:
بدان که علم به ذات و حقیقت خویش، جز با حضور ذات خود

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع انسان کامل، حکمت متعالیه، معرفت خدا، صراط مستقیم Next Entries منبع پایان نامه با موضوع حکمت متعالیه، جوادی آملی، ظاهر و باطن، انسان شناسی