منبع پایان نامه با موضوع معرفت شناسی، نگرش سیستمی، برون داده، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

برطرف کند و این برنامه ها و طرح ها را بهبود دهد و آنهایی را که باید خاتمه یابد، خاتمه دهد و کمک می کند به توقف تلاش ها و فعالیت هایی که برای اهداف غیرضروری انجام می گیرد و منابع، دقت و بودجه را برای اقدامات مهم، شایسته و مناسب آزاد می کند.
بطور کلی برای ارزیابی. یک نظام با کمک این الگو ابتدا وضعیت موجود و وضعیت مطلوب، محیط و زمینه آن سنجیده می شود تا کیفیت هدفهای آن مشخص شود سپس راهبردهای برنامه و روش های اجرایی راهبردها جهت تحقق هدفها مورد قضاوت قرار می گیرد و هر کدام که مناسب تر است برگزیده می شود؛ سپس درباره چگونگی اجرای فعالیت ها قضاوت می شود تا مشخص شود فعالیت ها تا چه اندازه در دستیابی به هدفها مؤثر هستند و در نهایت برون دادهای نظام ارزیابی می شود تا مشخص شود که برنامه ها و طرح های اجرایی تا چه اندازه در جهت برآوردن هدفها بوده و اثربخشی داشته اند.
2-3-5- مبانی نظری الگوی سیپو CIPPO
با توجه به مبنای نظری مورد توجه در این الگو آن را می توان در دسته الگوها کمی قرار داد. مبانی، دانش و معرفت هایی هستند که به ارزشیابی در تصمیم گیری های مختلف کمک می کند. مبانی نظری به دسته اخلاقی، سیاسی، معرفت شناسی تقسیم می شود (موسی پور 1381) حال این الگو را در این سه دسته مبنا مورد بررسی قرار می دهیم:
ارزشیابی در مبانی اخلاقی معیار را مشخص می کند در مبانی معرفت شناسی داده ها را جمع آوری می کند و در مبانی اخلاقی جز دسته ذهنی گرایی اخلاقی است یعنی ارزش ها را نسبی و وضع کردنی و وابسته به فردی که به موضوع می نگرد می دانید فرد ممکن است آن موضوع را با ارزش و یا فاقد ارزش تلقی کند. در دسته ذهنی گرایی، سودمندگرایی را مبنای کار خود قرار داده و به این توجه داد که اکثریت چه می خواهند و چه می گویند. در این الگو می خواهیم بدانیم محصول و برون داد خوب و مفید است یا نه پس اگر اکثریت بپذیرند مفید است و در غیر این صورت خیر.
در مبانی سیاسی نگاه این الگو به اصلاح از بالاست و به این معنی که معتقد است کارارزشیابی باید توسط صاحبان قدرت مدیران و تصمیم گیران باشد و تا شخصی نباشد که متقاضی امر ارزشیابی باشد نباید به دنبال آن رفت، گزارش ارزشیابی به مافوق، مدیر و تصمیم گیر داده می شود.
در مبانی معرفت شناسی روش های مبتنی بر تجربه گرایی را مورد استفاده قرار می دهد. یعنی روش هایی که با سنجش دقیق، کمی کردن، عینی گرایی، نمونه گیری و آزمون های آماری سروکار دارد، مورد استفاده قرار می گیرد.
2-3-6- تاریخچه الگوی CIPPO
کار روی مدل در سال 1965 آغاز شد. در آن موقع مدارس دولتی آمریکا نمی توانستند طرح ها و برنامه هایشان را به طور موفقیت آمیز و معنی دار ارزیابی کند دولت آمریکا یک هزینه چند میلیون دلاری جهت بهبود دانش آموزان محروم و بالا بردن سطح کلی سیستم آموزش و پرورش در مدارس ابتدایی و متوسطه اختصاص داد این برنامه که ESEA ارزشیابی ابتدایی و متوسطه ماه اکتبر 1965) نام داشت مسئولیت آموزشی و پرورش را موظف ساخت که پروژه های آموزشی را محور ارزشیابی قرار دهند. به علت عدم تجربه و توانایی مناطق آموزش و پرورش برای طرح ریزی و اجرای ارزشیابی از دانشگاه ها برای این منظور کمک گرفته است. استافل بیم طریقه ورود خود را به عرصه ارزشیابی اینگونه بیان می کند (2003):
“در آن موقع مرکز پیشرفت آزمون در دانشگاه اوهایو را اداره میکردم. دکتر جان رامسیر نزد من آمدند و خواستند تا وارد کار ارزشیابی شوم و توضیح داد که دولت فدرال امتیازات زیادی را برای پیشرفت مدارس در نواحی آمریکا تحت عنوان ارزشیابی ابتدایی و متوسطه ماه اکتبر 1965 (ESEA) در نظر گرفته است. مدارس اوهایو پشتوانه ای برای پیشرفت ارزشیابی از وضعیت نامساعد دانش آموزان ندارند و لازمه های ارزشیابی ESEA مطابق شرایط نیست و برای کمک به این مدارس به مساعدت دانشگاه اوهایو نیاز دارد و به این ترتیب من به سوی ارزشیابی شدن رهسپار شدم.
اگرچه قبلاً در کار و فعالیت ارزشیابی نبودم اما در یک مکان مناسب برای شروع دوره ارزشیابی قرار گرفتم. نظر و صلاحدید رالف تایلر پدر ارزشیابی آموزشی که هشت سال مطالعه مدارس پیشرو را اداره میکرد؛ می توانست در این راه کمک خوبی برای من باشد. دکتر رامیسر$10.000 سرمایه را برای من فراهم کرد تا من بتوانم جاهائیکه فعالیت های ارزشیابی در آن مورد تردید قرار دارد مطالعه و بررسی کنم . من نیاز به بعضی دانش ها و مهارت ها داشتم تا بتوانم از آنها در کار ارزشیابی استفاده کنم. به همین دلیل آمار و طرح های تجربی، سنجش و روانشناسی بالینی، تحلیل کمی، آزمون های استاندارد شده و… را فرا گرفتم. و برای نوآوری در مدارس ایالت اوهایو مطالعاتی انجام دادم. با این اوصاف چطور شد که من در مأموریت ارزشیابی ام موفق نشدم؟
با استفاده از الگوی ارزشیابی هدف تایلر سعی کردم میزان موفقیت برنامه های اجرا شده را در کسب هدفهای تعیین شده مشخص نمائیم. برای این منظور مبادرت کردم به نوشتن هدفهای رفتاری، طرح ریزی آزمون های کلید دار برای این هدفها، طرح ریزی برای اجرای تصادفی این آزمون ها، اجرای آمون، اجرای تحلیل واریانس و آزمون های آماری مناسب برای بررسی معناداری آماری نتایج طرح و در آخر یک گزارش روش شناخته ای از یافته های قابل دفاع خود دارم.
در این امر با دوستانم در دانشگاه اوهایو که از نظر مهارت های تکنیکی و مفهومی در سطح بالایی قرار داشتند همفکری و مشورت کردم. در این ارزشیابی فراموش کرده بودم که دانش آموزان محروم چه نیازها و مشکلات و مسائلی دارند که در بسیاری از موارد نوع و میزان آنها بوسیله آزمون های استاندارد شده اندازه گیری و سنجش نمی شوند.
از طریق مشاهده فرایند برنامه ESEA این نتیجه حاصل شد که بیش آنچه که در عمل به اجرای در می آید و آنچه که در عمل به اجرا در می آید و آنچه که در طرح برنامه پیش بینی شده تفاوت اساسی وجود دارد و چگونگی اجرای یک برنامه در مدارس و حتی کلاس های مختلف با هم یکسان نمی باشد. بر اساس تجارب بدست آمده از ارزشیابی در مدارس و تحلیل منطقی شیوه های کلاسیک ارزشیابی به این نتیجه با هدف (الگوی تایلر) یکسان در نظر گرفته شود. هیچ کدام از این شیوه ها برای ارزشیابی پروژه کافی نبود در نتیجه ضرورت تدوین یک مفهوم بهتر از ارزشیابی به منظور غلبه بر ضعف های موجود مطرح گردید.”
و به این ترتیب استافل بیم با ایجاد مرکز ارزشیابی توانست به کمک دوستان خود الگوی جدید را پیشنهاد طرح ریزی و ارائه کند.
2-3-7- نگرش سیستمی الگوی سیپو CIPPO:
نگرش سیستمی را به عنوان یک سری اجزای مرتبط و وابسته به هم تعریف کرده که این اجزا به گونه ای ترتیب داده شده اند که یک مجموعه یکپارچه بوجود می آورند، جوامع، کامپیوتر، اتومبیل و بدن انسان همگی مثال هایی از سیستم هستند. در نظریه سیستمی پدیده های جهان منفک از هم نیستند. این نگرش ابتدا در مدیریت وارد شد، سپس وارد عرصه تعلیم و تربیت گردید و در این عرصه ارزشیابی تعلیم و تربیت اولین گروهی بودند که از این نگرش استفاده کردند از جمله استافل بیم که در پدید آوردن الگوی سیپو CIPPO از این نگرش استفاده کرد. این الگوها ارزشیابی در مواردی استفاده می شود که در آن سیستم وجود دارد مثل نظام های آموزشی ابتدایی، آموزشی متوسطه، آموزش غیرانتفاعی و… هر سیستم برای پدید آمدن نیازمند برنامه program می باشد و مشخص می شود این برنامه در کجا، با چه برون داد، چه فرایند و چه برون دادی حاصل شده است یعنی هر سیستم دارای چهار قسمت زمینه، درون داد، فرایند، و برون داد می باشد.
2-3-8- هدف یا وسیله از نظر الگوی سیپو CIPPO:
الگوی هدف تایلر جزو اولین الگوهای ارزشیابی بوجود آمده می باشد. در این الگو فقط دستاوردها مهم است به این معنی که اگر دستاوردهای حاصل شده پس خوبست؛ یعنی تحقق اهداف آنقدر مهم است که با هر وسیله ای می توان آن را دنبال کرد و باید با هر روشی به هدف رسید و به این دیدگاه معتقد است که هدف وسیله را توجیه می کند. در مقابل آن استافل بیم به این نکته توجه کرد که در رسیدن به دستاوردها فرایندها نیز حائز اهمیت اند و باید مورد توجه قرار گیرند یعنی همانقدر که تحقق اهداف مهم است بستر و زمینه ای که این اهداف در آن تحقق می یابد و روش ها و جریانات نیز مهم هستند؛ هر دستاوردی با هر روشی مقبولیت ندارد اینکه چقدر هزینه کرده ایم با چه روش و امکانات و… به این نتایج رسیده ایم که نیز مهم است. دستاوردها باید در کنار درون داد فرایند ارزیابی گردند.

2-3-9- ارزشیابی در مدل سیپو CIPPO
ارزشیابی عبارت است از فرایند تعیین کردن، بدست آوردن و فراهم ساختن اطلاعات توصیفی و قضاوتی در مورد ارزش و مطلوبیت هدفها، طرح، اجرا و نتایج به منظور هدایت تصمیم گیری، خدمت به نیازهای پاسخگو و درک بیشتر از پدیده های مورد بررسی.
در این تعریف برای ارزشیابی سه هدف و دو نقش تعیین شده است و ارزشیابی را یک فعالیت مستمر و فرایندی مداوم می داند که شامل سه مرحله است.
اهداف: هدایت تصمیم گیری- فراهم کردن اطلاعات برای پاسخگویی- درک بیشتر از پدیده های مورد بررسی.
نقش: نقش تصمیم گیری یا تکوینی- نقش پاسخگویی یا پایانی
مراحل: تعیین کردن- بدست آوردن- فراهم کردن اطلاعات
مرحله تعیین کردن شامل فعالیت هایی نظیر مشخص کردن، تعریف کردن و روشن کردن می باشد که تصمیم گیرندگان به آنها نیازمندند. مرحله بدست آوردن شامل جمع آوری، سازمان دادن و تجربه و تحلیلی است که با استفاده از روش های تکنیکی نظیر اندازه گیری و آمار صورت می گیرد مرحله فراهم ساختن شامل ترکیب اطلاعات مختلف بدست آمده که این اطلاعات به صورت توصیفی و قضاوتی برای سنجش و کمک به بهبود برنامه مورد نظر و در اهداف ارزشیابی مورد استفاده قرار گیرد.
جنبه های کلیدی برنامه که باید مورد سنجش قرار گیرند عبارتند از: تعیین هدفهای برنامه، تهیه طرح مناسب برای رسیدن به اهداف، اجرای طرح تهیه شده، بررسی محصول یا بازده برنامه، که به ترتیب توسط ارزشیابی زمینه، درون داد، فرایند و برون داد مورد ارزشیابی قرار می گیرد.
معیارهای اساسی برای هر پنج نوع ارزشیابی عبارت است از: ارزش و مطلوبیت
در الگوی CIPPO تصمیم های آموزشی را به پنج گروه تقسیم می شود که برای هر یک از پنج تصمیم یک نوع ارزشیابی معرفی می شود:
1- ارزشیابی زمینه تعمیم های برنامه ریزی جهت تعیین اهداف برنامه.
2- ارزشیابی درون داد تعمیم های ساختی جهت طراحی شیوه های آموزشی مناسب به منظور رسیدن به اهداف برنامه.
3- ارزشیابی فرایند تعمیم های اجرایی جهت به کارگیری، هدایت و بهبود اصلاح شیوه های آموزشی.
4- ارزشیابی برون داد واسطه ای تعمیم های دوباره سازی یا تکمیلی به منظور قضاوت و عکس العمل در مورد نتایج و بازده های بدست آمده و در اثر اجرای شیوه های آموزشی بدست آمده (ادامه، قطع و یا گسترش برنامه).
5- ارزشیابی برون داد نهایی تعمیم بر اثر نوع بازخوردها از جامعه.
2-3-10- بخش های ارزشیابی CIPPO:
وضعیت اهداف موضوعی است که در ارزشیابی زمینه مطرح می شود و اطلاعاتی معتبر برای اهداف تهیه می شود.
فعالیت هایی برای ایجاد طراحی همراه با اصلاح و بهبود در ارزشیابی درون داد مطرح می گردد که مطابق آن قضاوت از طرح ها و دستور برای استحکام و تقویت طرح ها انجام می شود.
فعالیت و عملیات برنامه در ارزشیابی فرایند مطرح می شود که قضاوت از فعالیت ها؛ بازخورد برای تقویت و تحکیم عملکرد و کارایی کارمندان می باشد.
اجراها و عدم اجراها و ایجاد اثری جانبی در ارزشیابی برون داد مورد رسیدگی قرار می گیرد و قضاوت از نتایج و پیامدها برنامه ها و شناسایی نیازها برای بدست آوردن بهترین نتایج در این ارزشیابی انجام می گیرد.
ارزشیابی تکوینی و پایانی: ارزشیابی تکوینی: این ارزشیابی برای هدایت و راهنمایی ارزشیابی های زمینه، درون داد، فرایند و برون دادهای واسطه ای و پایانی تلاش می کند و این سؤالات را مطرح می سازد: برای رفع چه نیازهایی کار انجام می شود؟ چگونه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع ارزشیابی آموزشی، مصرف کننده، آموزش عالی، صاحب نظران Next Entries منبع پایان نامه با موضوع اجرای برنامه، برنامه آموزشی، برون داده، دانشگاه تهران