منبع پایان نامه با موضوع مصرف مواد، مواد مخدر، مصرف کنندگان، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

نزدیک به آنها،عمدتا به اعتیاد و گرایش به مصرف مواد مخدر به عنوان یک واکنش می نگرند تا کنش.هیچ یک از آنها به درک چنین رفتاری به عنوان عمل تعمدی و حساب شده از طرف مصرف کنندگان چندانی بهائی نمی دهند.در نتیجه اغلب چنین رفتاری را نتیجه و تاثیر عوامل خارجی تلقی کرده تا اموری که افراد فعالانه بدان می پردازند و در حالی بدان دست می یازند که مید دانند خطر دارد،ولی در عین حال معتقدند ارزش ریسک و خطری را که می طلبد دارد.به عبارت دیگر،اینگونه نظریات به مصرف کنندگان مواد مخدر و معتادان به عنوان عناصر آگاه اجتماعی که حتی می توانند به خاطر منافع خود،درک خاصی از زندگی،وابستگی به یک گروه اجتماعی و غیره،آگاهانه دروغ بگویند،نگاه نمی کنند. بلکه آنها را موجودات اجتماعی ای تلقی می کنند که در انتخاب سرنوشت خویش نقش اساسی نداشته و بیشتر تحت تاثیر محیط زندگی خود عکس العمل و واکنش نشان می دهند.
5-نظریه تفسیر انتخاب عقلایی
این نظریه چنین مطرح می کند که افراد به سوی چنین فعلیت هایی رانده نمی شوند،بلکه فعالانه دست به این اعمال می زنند و فکر می کنند که ارزش خطر کردن را دارد.در پرتو چنین نظریه ای می توان به بعضی از علل فردی گرایش به اعتیاد نیز پی برد.مثلا کنجکاوی یکی از عواملی است که باعث می شود تا فرد به وِیژه در نوجوانی و جوانی،گام به درون اسرار آمیز ناشناخته ها بگذارد و در چنین مواردی اگر چنین فردی در جمعی از همسالان خود قرار بگیرد که دستی در مواد مخدر و اعتیاد دارند،تحت تاثیر تبلیغات مستقیم و یا غیر مستقیم آنها و فقط براساس کنجکاوی خود شروع به مصرف مواد خواهد نمود.
جست و جوی لذات،مخالفت با اصول حاکم بر روابط خانوادگی،اعتراض به هنجار های جامعه،آرزوی رهایی،گاه خود کشی نیز مبنای تجربه مواد مخدر توسط جوانان می شود.کنجکاوی و تجربه،در صورتی سریعتر به انگیزه شروع مصرف مواد مخدر تبدیل می شوند که با تبلیغات نیز همراه باشند.تبلیغات حالات لذت بخش،تجربه رهایی،غلو درباره جنبه نئشگی مواد و غیره،باعث دامن زدن به تمایل جوانان و نوجوانان بخصوص به حشیش و ماریجوانا می شود.به همین دلیل شاید تبلیغات درباره جنبه ظلمانی اعتیاد و عوافب ذلت بار آن عاملی در روی گرداندن آنان از مواد مخدر باشد.
گاه ممکن است شرط ورود به گروه همسالان،مصرف نوعی از مواد باشد.در این صورت مواد خود یکی از عوامل و منشأ انسجام گروه است که قبلا از آن صحبت شد.اما در اینجا تاکید روی انتخاب عقلایی فردی است که می خواهد پای به درون چنین گروه هایی بگذارد. نمونه هایی از این مواد در ایران را می توان در کسانی که به گروه های رپ و هوی متال امروزی،علیرغم فشار جامعه در طرد چنین گروه هایی می پیوندند،مشاهده کرد.
متغیرهای علت شناختی سوء مصرف مواد
در تلاش برای فهم علل استفاده از مواد و اختلالات وابستگی،محققان بطور کلی متغیر هایی را مشخص کرده اند که شخص را برای آغاز استفاده از مواد،سپس استفاده بیشتر آن و سر انجام سوء مصرف آن با وابسته بودن به آن سوق می دهند.عقیده کلی بر این است که برای اینکه سوء مصرف مواد یا وابستگی به آن ایجاد شود، باید ابتدا یک دوره استفاده سنگینی وجود داشته باشد.بعد از استفاده سنگین و طولانی مدت شخص به دام فرایند های زیست شناختی تحمل و ترک مواد گرفتار می آید.
اگرچه قطعا حقایقی برای این الگو وجود دارد،اما نمی تواند همه موارد را تبیین کند.برای مثال مواردی از استفاده سنگین تنباکو و هروئین وجود داشته اند که منجر به اعتیاد نشده اند.مع هذا اغلب تحقیقاتی که به وسیله همین الگو هدایت شده اند،متغیر هایی را که مربوط به استفاده آغازین و افزایش بعدی آن می باشند مورد آزمون قرار داده و بر همین اساس ما عوامل روان شناختی،زیست شناختی و اجتماعی-فرهنگی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.باید متذکر شد که این متغیر ها در موارد مختلف نقش متفاوتی دارند.برای مثال عامل ژنتیک در الکیسم ایفای نقش می کند ولی در استفاده از کرک نقشی ندارد.
متغیر های روان شناختی
بطور کلی در اینجا و نوع متغیر روان شناختی را مورد بحث قرار می دهیم.اولی عبارت است از تاثیر مواد بر خلق و دیگری در برگیرنده خصوصیات شخصیتی است که ممکن است سبب شود برخی افراد به مصرف مواد روی آورند.باید این نکته را در نظر بگیریم که متغیر های روان شناختی فقط در این دو نوع خلاصه نمی شود و در امتداد بحث از دیگر متغیر های مرتبط صحبت خواهد شد.
الف)تغییرات خلقی
برخی مطالعات نشان می دهند که دلیل اصلی استفاده از مواد تغییر دادن خلق است.
استفاده از مواد با افزایش حالتهای خلقی مثبت و کاهش حالتهای خلقی منفی،تقویت می گردد.تصور می شود مواد از قبیل،الکل،ماری جوانا،مسکن ها،نیکوتین،کافئین میزان اضطراب و پریشانی را کم کرده و ایجاد آرامش می کند در حالی که محرک ها و دیگر مواد مخدر،احساس مثبت ایجاد می کند.بخش اعظم تحقیقات در این زمینه بر ویژگی های تنش زدایی الکل متمرکز شده است-آز آنجا که داده های تحقیقاتی در خصوص اثرات خلقی و رابطه مواد مخدر با خلق اندک است.مروری بر تحقیقات انجام شده بر الکل به عنوان نمونه توصیف خواهد شد-آزمایش های انجام شده بر حیوانات(کانجر681971)نشان داده است که الکل ،پاسخ اجتنابی را کاهش می دهد و برخی آزمایش های بعدی با انسانها(شر69 و لونسون701994)نشان می دهد که الکل می تواند تنش را در افرادی که هنوز الکلی نیستند کاهش دهد.اما در این زمینه یافته های متناقضی وجود دارد.( کورتیس712009).
برخی ازمحققین که دلیل این نتایج ناسازگار را بررسی کرده اند،بر موقعیت هایی تأکید داشته اند که در آن موقعیت ها الکل مصرف شده است.استیل72 و جوزفس73(1987)عنوان کرده اند که الکل تاثیر تنش زدایی خود را از طریق تغییر شناخت و ادراک ایجاد می کند.آنها بویژه عقیده دارند که الکل،پردازش شناختی را معیوب می کند و توجه اغلب به علائم موجود را کاهش می دهد و منجر به حالتی می شود که مولفان اصطلاح کوته بینی الکلی را به کار برده اند.شخص مست ظرفیت شناختی کمتری دارد . اگر فعالیت حواس پرت کننده ای وجود داشته باشد به جای اینکه توجه به افکار نگران کننده معطوف شود،به آن فعالیت سرگرم می شود و در نتیجه اضطراب کاهش می یابد.با این حال در برخی موارد الکل ممکن است سبب افزایش تنش شود.برای مثال وقتی که عامل حواس پرت کننده وجود نداشته باشد وشخص مست بدان جهت ظرفیت محدود پردازش خود را روی افکار ناخوشایند متمرکز کند،در این حال وی هنگام نوشیدن الکل بیشتر افسرده خواهد شد.
برای بررسی صحت این نظریه آزمایشی انجام شده و استیل و جوزفس(1987)آزمودنی ها را بر آن داشتند تا به خود بقبولانند که باید به صحبت درمورد این جمله سرگرم باشند.
من اغلب از جسم و ظاهر خود متنفرم،به نیمی از آزمودنی ها الکل داده شده(میزان الکل براساس وزن شخص تنظیم شده بود)و نیمی دیگر تصور می کردند که الکل دریافت کرده اند اما در واقع به آنها ماده تونیک داده شده بود.برای مصرف الکل 10دقیقه وقت داده شده و در این مدت به نیمی ا ز هر دو گروه،تکلیف حواسپرت کننده(اسلایدی از یک سری ورزشکار)داده شده ونیمی دیگر بدون تکلیف و آسوده خاطر بودند.متغیر وابسته در این آزمایش،اضطراب بود که به طور خود سنجی چندین بار ارزیابی شد.در این آزمایش مشخص شد که میزان اضطراب در میان آزمودنی هایی که الکل دریافت نکرده بودند بدون تغییر باقی ماند.همانگونه که بوسیله این نظریه پیش بینی می شد.اضطراب در میان آزمودنیها یی که الکل دریافت کرده بودند(و حواسشان بوسیله اسلاید منحرف شده بود).کاهش یافت.اثرات شناختی و ادراکی الکل،آزمودنیها را تغییر داد تا تمرکز آنها به اسلاید ورزشکاران جلب شود نه به گفتاری که در آن از خود بد می گفتند. همچنین همانطوریکه پیش بینی می شد.اضطراب در آزمودنیهایی که الکل دریافت کرده اما حواسشان پرت نشده بود،افزایش یافت.ظاهرا این افراد به طور فزاینده ای بر استرس در حال وقوع متمرکز شده و با گذشت زمان مضطرب تر می شدند.
متغیر موقعیتی دیگری که با اثرات تنش زدایی الکل مرتبط است این است که آیا مصرف الکل مقدم بر اثر است یا مؤخر بر آن.عقیده ای که اغلب مردم درباره الکل و تنش زدایی آن دارند این است که افزایش تنش(مثلا در اثر یک روز کاری بد در اداره)منجر به افزایش مصرف جهت کاستن اثرات عامل فشارزا می شود. برخی از مطالعات از این عقیده حمایت کرده و نشان مید دهند که افزایش تنش های زندگی،مقدم بر مصرف الکل و یا مصرف مجدد الکلیک های اصلاح شده می باشد(براون74 و همکاران1999)برخی از تحقیقات تجربی بر روی ویژگی های تنش زدای الکل،ترتیب این دو متغیر را وارونه کرده و در آن ابتدا آزمودنیها الکل مصرف کرده وسپس با عامل فشار زا مواجه شده اند.سایت75 و ویلسون76(1991)اثرات الکل را هر دو ترتیب(الکل/الکل-استرس)مقایسه کردند و کاهش تنش را فقط در حالت الکل استرس یافتند.براساس این نتایج،الکل وقتی که بعد از استرس مصرف می شود ممکن نیست یک تنش زدای قوی در بسیاری از موقعیت های زندگی باشد.
بنابراین ما درباره نظریه کاهش تنش چه نتیجه ای می توانیم بگیریم؟می توان گفت که مردم الکل را پس از استرس مصرف می کنند و دلیل آن نه به این خاطر است که الکل مستقیم آشفتگی را کاهش می دهد بلکه به این خاطر است که مردم انتظار دارند که الکل تنش آنها را کاهش خواهد داد.در حمایت از این عقیده مطالعاتی بر روی دانشجویان(رتر77 و همکاران1992) و کودکان والدین الکلی(شر و همکاران1991)نشان می دهد که انتظارات مثبت درباره اثرات الکل،استفاده از مواد را پیش بینی می کند.یعنی افرادی که انتظار دارند الکل استرس و اضطراب آنها را کاهش خواهد داد،مصرف کنندگان الکل خواهند بود. بنتلر78(1991)نشان داده اند که به طور کلی انتظارات مثبت درباره اثرات مواد،استفاده از آنها را پیش بینی می کند.
ب)شخصیت و ارتباط آن با مصرف مواد
با اندکی دقت معلوم می شود که نظریه تغییر خلقی نمی تواند کاملا تفاوتهای فردی را در مصرف مواد تبیین کند.یعنی اینگونه نیست که هرکسی تنشی را تجربه کند به طرف مصرف مواد مخدر گرایش بیابد.لذا برای تکمیل آن از متغیر های شخصیتی و ارتباطی آن با مصرف مواد صحبت به میان می آید.
متغیر های شخصیتی سعی دارند توصیف کنند که چگونه مردم احساس می کنند که به اثرات مواد نیاز دارند.بر همین اساس ارتباطی بین ارتکاب جرم،مصرف مواد، واختلال شخصیت ضد اجتماعی گزارش شده است.بنابراین ممکن است سوء مصرف مواد،بخشی از رفتار لرزه خواهی شخص ضد اجتماع باشد.لیکن ما انتظار نداریم که افراد مضطرب برای کاهش پریشانی خود،مواد مخدر مصرف کنند.
براساس پرسشنامه های شخصیتی مختلف،معتادان به مواد مخدر به منزله افراد منحرف نشان داده شده اند،اما برای ما این پرسش مطرح است که آیا ویژگی های شخصیتی،مقدم بر اعتیاد بوده و آن را ایجاد کرده اند.
برخی از مطالعات طرح طولی را بکار برده اند که برای مطالعه ارتباط بین شخصیت و مصرف مواد طرح مناسبی است.در این مطالعات برخی ویژگی های شخصیتی مصرف کنندگان مواد پدیدار شده است.اولین ویژگی آنها بیش فعالی در دوره کودکی است.برای مثال در یک بررسی آینده نگر که ده سال از زندگی را شامل می شد،هچمن79،ویس80(1984) دریافتند که بیش فعالی،یک علامت پیش بینی کننده مهم برای سوء مصرف بعدی الکل می باشد(جونز811986).بیش فعالی و رفتار ضد اجتماعی با یکدیگر همبستگی بالایی دارند و برخی نشانه هایی وجود دارد که رفتار ضد اجتماعی توانایی بالایی در پیش بینی وقایع بزرگ سالی دارد.در واقع شخصیت ضد اجتماعی،پیش بینی کننده مشکلات سوء مصرف مواد است(کادورت82 و همکاران1986).
سرانجام اینکه در یک مطالعه طولی که سالهای از پیش دبستانی تا سن 18سالگی را در بر می گرفت،شدلر ویژگی های شخصیتی را ارزیابی کرد که مصرف مکرر ماری جوانا را پیش بینی می کرد.در مقایسه با آنهایی که فقط تجربه مصرف داشتند،مصرف کنندگانی که در مصرف مواد افراط می کردند در سن 7 سالگی ویژگی های زیر را از خود نشان داده اند؛گرم نبودن با دیگران،به موضوعات اخلاقی علاقه مند نبودن،نشانه های جسمانی تنش نشان دادن،تردید و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، مصرف مواد، انتقال فرهنگی، سوء مصرف مواد Next Entries منبع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، سوء مصرف مواد، مصرف مواد، متادون