منبع پایان نامه با موضوع مصرف مواد، روان شناختی، روان تحلیل گری، روان شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

ر توصیف بیماران معتاد شکل گرفته است.اگر چنین توصیف های روان شناختی صحیح باشند پس حاوی بینش و آگاهی های با اهمیتی هستند که باید حفظ شده و با مفاهیم زیست شناختی جدید آمیخته شوند.
از الگو هایی که اخیرا در زمینه بررسی علت شناسی اعتیاد فعالیت زیادی را داشته است الگوی زیستی روانی است که علم پزشکی با آن سرو کار دارد.اما عملیاتی کردن چنین الگویی سخت و چالش بر انگیز است.یک روان شناسی جدید-روانشناسی که آگاهی های قدیمی زیست شناسی جدید و پویایی های خانواده گروه را با یکدیگر ترکیب می کند-این چالش را تسهیل کرده و اساس روانپزشکی اعتیاد را شکل می دهد.لذا به همین منظور در اینجا دیدگاه ها و نظریه های مختلفی را در زمینه علت شناسی اعتیاد مورد بحث قرار می دهیم تا مقاصد فوق را جامعه عمل بپوشانیم.
نظریه های روان تحلیل گری
قرن بیستم با تولد روان تحلیل گری و رشد سریع نظریه های روان تحلیل گرانه آغاز شد و نظام های روان شناختی بر اساس اطلاعات جمع آوری شده در جلسات تداعی آزاد و تفاسیر آن مبتنی بود و این محصولات نظریه های فروید،یونگ و دیگران را شکل می داد.
نمونه ای از این مکتب ها ی کلاسیک متعلق به هانت15 و بارنت(1971) 16بود که اعتیاد و الکلیسم را توصیف می کرد.هانت جنبه ناسازگارانه رفتار معتاد به الکل و گذر وی از واقعیت به دنیای خیال را مورد تا کید قرار داده است.به نظر وی واپس روی 17به عالم خیال،متعاقب لایه های رشد روانی توام با اعتیاد به الکل و مستی های مکرر،روی می دهد و این واپس روی تا مرحله دهانی ادامه می یابد.او همچنین معتقد است مکانیسم فرافکنی 18از ویژگی های همه افراد الکلی است.وقتی نوشیدن زیاد و ناسازگارانه شروع می شود،یک چرخه معیوب خود تنبیهی19،خود تنبیهی برون ریزی شده20،و تنبیه حاصله از محیط ایجاد می شود و منجر به اجتناب از نوشیدن می گردد.
بارنت نظر متفاوتی داشت.وی روی گرایش روان شناختی به استفاده از مواد تاکید می ورزید و اشتیاق به مواد را به عنوان یک بیماری تلقی می کرد و آنرا خوی دارویی 21عنوان می کرد. او در جریان بررسی های خود یک عنصر زیست شناختی (تحمل22 نسبت به شنگولی23) را شناسایی کرد و به نظر وی در رشد رژیم خوی دارویی (حالتی که در آن مواد برای تنظیم افسردگی مورد استفاده قرار می گیرد که این افسردگی موقع بروز احساس گناه و انتقاد از محیط در اثر مصرف مواد بدتر می شود)تاثیر دارد.رادو عقیده داشت
که اعتیاد یک اختلال خود شیفتگی 24است که در آن خود 25با لیبیدو ی 26بیش از حد طبیعی سرمایه گذاری می شود.او تلاش مایوس کننده فرار از ملامت به وسیله مواد و نیز ترس از اینکه مواد در انجام این وظیفه با شکست مواجه خواهند شد،را تشخیص داد.به علاوه عقیده داشت که سبب شناسی اعتیاد با استناد به لیبیدو به طور نزدیکی با سطح رشد دهانی و میزان همجنس گرایی 27رابطه دارد که اولی از رشد واپس روی با تثبیت شده 28و دومی از انحراف رشد ناشی شده است.
در دهه های 1970مصرف الکل و مواد و نیز وابستگی به الکل و مواد فراگیر شد و تقاضا برای درمان این اختلال ها گسترش یافت. در این زمینه آزمایشهای متعددی انجام شد.اما خط بین سلامت و وابستگی آسیب شناختی همچنان تاریک و پیچیده می شد.به همین منظور فهم کسانی که مواد مصرف می کردند برای روشن شدن مشکلات پژوهشی اهمیت خاصی یافت.. در این سال ها وارمسر29 و خانتزیان 30(1989)بیش از هر نظریه پرداز دیگری توصیف های رهنمون گری در مورد اعتیاد را مهیا ساختند.
وارمسر عناصر اصلی آسیب شناختی روانی یک فرد معتاد به مواد را مشخص کرد.قبل از هر چیز،فرض او بر این بود که آسیب شناسی روانی شدید در آنهایی که وابستگی مزمن به مواد پیدا کرده اند،از اول وجود داشته است. او تصور می کرد برای اینکه درمان موثر باشد.باید ابتدا این مشکلات درونی را فهمید. او همچنین معتقد بود که روان درمانی تنها در مانی است که می تواند در مورد افراد معتاد موثر باشد.وارمسر با ظرافت خاصی دیدگاه روان تحلیل گری را در توصیف آنچه او آن را چرخه معیوب در مصرف وسواس گونه مواد نامیده است،به کار می برد.این چرخه با یک بحران شدید خود شیفتگی شروع و به یک واپس روی منتهی می شود که خود این واپس روی از ناتوانی معتاد در کنترل عاطفه شدید خود ناشی می شود.
وارمسر با الهام از کارهای راسکین31و کریستال ،پویایی واپس روی عاطفه اضمحلال دفاع عاطفه را که هسته آسیب شناسی فرد معتاد است ،مورد بررسی قرار می دهد.به نظر وی مصرف مواد،تلاشی برای سازش با ترکیب احساسات دردناک می باشد.
خانتزیان(1989) جهت مشابهی را بر می گزیند و بر عاطفه و دفاع های کشاننده ای متمرکز می شود و می خواهد بفهمد که شخص چگونه با عاطفه و کشاننده های شدید خود رفتار می کند..او به تفسیر کوهوت 32توجه می کند و عقیده دارد که مواد به صورت جابه جایی دفاع ها در ساختار روانی عمل کرده و به معتاد کمک می کند تا با خشم ،شرم،آسیب و تنهایی کنار بیاید.او این دفاع ها را به منزله نقص های من در مراقبت از خود و خود نظم دهی معرفی می کند.نیاز های شخص سرکوب و انکار می شوند تا شخص از خطر و آسیب خود شیفتگی اجتناب ورزد.وقتی خواسته ها رد شدند ،با یأس مواجه گشته و یا مورد غفلت واقع شدند،شخص احساس پوچی و خالی بودن می کند.در این حال نحوه درمان متضمن کنترل بر اعتیاد و رفتار تخریبی حاصله با استفاده از موسسات و و با تجویز دارو و ارتباط انسانی خواهد بود.برای خانتزیان،رواندرمانی بر خود کمبودی 33متمرکز است.زیرا این نقص معنا دار مستعد استفاده از مواد می کند که آن هم به نوبه خود سبب می شود شخص برای درمان خود از آن مواد استفاده کند.
رفتار گرایان شناختی
رفتار گرایان شناختی دارای دیدگاه های متفاوتی هستند،آنها رفتار های ناسازگارانه را به عنوان محصول های عقاید غیر عادی خود درباره ی خود و محیط می دانند.در این دیدگاه الکلیسم و وابستگی به مواد مکانیسم های سازشی ناسازگارانه ای هستند که با افزایش مهارت های حل مسأله و مهارت های سازشی می توان آن ها را کاهش داد .آنها بیشتر به پدیده ی عود 34و راه اندازی هایی 35که در ارتباط با نوشیدن زیاد الکل یا سوء استفاده از مواد می باشند،متمرکز هستند.در این دیدگاه درمان به عنوان کاهش خطر از طریق پیش بینی موقعیت های پر خطر تصور می شود.با پیش بینی این موقعیت ها،می توان راهبرد های چاره سازی را اندیشید.آزمایش کرد و به مرحله اجرا در آورد.
روان شناسی خود36
روان شناسی خود به تجربه ای شبیه به منظره متکی است که در آن،همدلی معرف قلمرو اطلاعات مرتبط است و ارتباط همدلانه پایه ای برای تبدیل و تبادل و عمل شفا بخش 37می باشد.خود به صورت تجربه ی ذهنی ملحوظ شده و فضیلت و بقای حس تمامیت به هم پیوسته 38(حیاتی،پویا و قابل) یک انگیزش روان شناختی عمده محسوب می شوند.از طریق استفاده از افراد دیگر ،خود واجد صفات،مهارتها و دارای قریحه ای برای تجربه تمامیت می شود.این ارتباطات خود-خود موضوع 39نامیده می شود و همان طور که از نامش پیداست،افراد دیگران را به قصد خود کارکردی 40و به هم پیوستگی با خود یکی می کنند.این عمل می تواند طبیعی و سالم و یا آسیب شناسانه باشد که بستگی به شخص و موضوع خود 41دارد.این دیگران مهم 42(موضوع های خود)کارکرد های خود نظم بخشی اساسی را فراهم می کند که افراد به تنهایی نمی توانند به آن نائل آیند.قطع ارتباط مکرر با موضوع خود به ناکامی و تجربه فروپاشی در رابطه خود-خود موضوع منجر می شود که آن هم می تواند به یک حس نیاز شدید به موضوع خود قابل اعتماد و قابل پیش بینی منتج شود.فروپاشی های مستمر،از حس به هم پیوستگی ممانعت کرده و اغلب باعث می شود شخص احساس خرد شدگی،چند پارگی و گسیختگی کرده و سبب ایجاد رفتار های خود کشی،خشم،دیگر کشی با بیش از حد آشفته و هراس آنگیز گردد.الکل و مواد می تواند به منزله ی موضوع های خود به کار رود.ابتدا به نظر می رسد که می توان آنها را به راحتی کنترل کرده و اثراتشان را پیش بینی نمود.لذا به راحتی به منزله موضوع های خود احساس شده و رشد رابطه خود-خود موضوع تسهیل می شود.
نظریه های زیستی روانی43
در اینجا دو نظریه در مورد اعتیاد می پردازیم.آیا معتاد ها بر اساس نیاز درونی خود به مصرف مواد مخدر روی می آورند.یا به خاطر لذت مورد انتظار دست به چنین اقدامی می زنند؟این سوالی است که کانون تحقیقات زیستی –روانی در مورد انگیزش برای مصرف مواد مخدر می باشد. و اما نظریه های این دیدگاه عبارتند از:
1-نظریه های وابستگی جسمانی اعتیاد44
تلاش های اولیه برای توصیف پدیده اعتیاد به مواد،آن را به وابستگی جسمانی نسبت می دهد.بر اساس نظریه وابستگی جسمانی اعتیاد،وابستگی جسمانی اعتیاد،وابستگی جسمانی،معتاد را در دام چرخه معیوب 45دریافت دارو و نشانه های ترک مواد 46گرفتار می کند.عقیده یر این است که مصرف کنندگان مواد که مصرف آنها تا حد ایجاد وابستگی جسمانی رسیده است.به خاطر اجتناب از نشانه های ترک مواد مجبور به مصرف می شوند.
برنامه های اولیه در مورد اعتیاد به مواد بر اساس نظریه وابستگی جسمانی اعتیاد بوده است.این برنامه ها سعی داشتند چرخه معیوب دریافت مواد از طریق ترک تدریجی مواد در محیط بیمارستانی بشکنند(ترک تدریجی در مقایسه با ترک ناگهانی نشانه های ترک خفیف تری ایجاد می کنند)..اما متأسفانه وقتی این افراد پس از سم زدایی 47از بیمارستان مرخص شدند دوباره به عادت اولیه خود باز می گردند.سم زدایی حالتی است که در طی آن دیگر مواد در بدن فرد باقی نمی ماند و شخص نشانه های ترک مواد را تجربه نمی کند.
شکست سم زدایی به عنوان یک راه حل درمانی،تعجب آور نیست.زیرا اولا برخی دارو های اعتیاد آور قوی مانند کوکائین،نشانه های ترک شدیدی ایجاد نمی کنند.ثانیا الگوی دریافت مواد برخی از افراد، شامل چرخه متغیر مصرف و سم زدایی می شود.(ملو48 و مندلسون49(2006) به این خاطر آن را بر می گزینند که با برنامه های کاری آخر هفته شان سازگار است. برخی دیگر به این دلیل که ممکن است مصرف دائمی آنها را روانه زندان کند از چنین الگویی تبعیت می کنند.به هر حال عمل سم زدایی خواه از روی ضرورت باشد یا تصادفی ،نمی تواند معتادان را از دوباره مصرف کردن مواد باز دارد.
نظریه های جدید وابستگی جسمانی اعتیاد به مواد،سعی دارند این واقعیت را تلقین کنند که معتادان اغلب بعد از مدت زمان ترک مواد،دوباره به مصرف آن می پردازند.با مسلم پنداشتن اینکه علائم ترک مواد می تواند شرطی شود(کوب50 و همکاران1992).بر اساس این نظریه وقتی که معتادانی که برای مدت زمان قابل ملاحضه ای به دور از مواد بوده اند،اگر دوباره به موقعیتی بر گردند که قبلا در آن موقعیت مواد مصرف می کردند،اثرات شرطی شده علائم ترک ،بدون در نظر گرفتن اثرات دارو(پاسخ های شرطی شده جبرانی51)ظاهر می شوند.تصور می شود که این اثرات منجر به اشتیاق قوی برای دریافت مواد می شود تا آن ها را خنثی کند.این فرضیه که عود اعتیاد به خاطر تلاش برای خنثی سازی اثرات شرطی شده علادم ترک ایجاد می شود با دو مشکل عمده روبروست.(آیکل52،استوارت531984) یکی اینکه برخی از اثرات داروست نه مخالف با آن.دوم اینکه حیوانات آزمایشگاهی و معتادان غالبا برای علادم پیش بینی کننده مواد،حتی وقتی که مواد بزودی قابل حصول نباشد تمایل نشان می دهند. (بوازرت54،موچا198255).برای مثال برخی از معتادان هروئینی که سم زدایی شده اند و ناهنجاری های سوزنی 56نامیده می شوند،از فرو بردن سوزن خالی به بدنشان لذت می برند.این بدان جهت است که به نظر نمی رسد اثرات شرطی شده علائم ترک،عامل ایجاد کننده عود مصرف مواد باشد. مطابق با این نتیجه گیری کرانک57 و پرکینز58(2001) دریافتند که اثرات شرطی شده علائم ترک ناشی از مرفین در موشها سبب افزایش مصرف مرفین از طرف موشها نشد.
2-نظریه های مشوق مثبت اعتیاد59
نا توانی نظریه های وابستگی جسمانی در تبین جنبه های عمده اعتیاد،سبب پیدایش این نظریه شد که دلیل اصلی گرایش معتادان به مصرف مواد،فرار یا اجتناب پیامد های نا خوشایند علایم ترک مواد یا علایم شرطی شده ترک مواد نیست.بلکه بیشتر برای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع ابراز وجود، عزت نفس، روان درمانی، مواد مخدر Next Entries منبع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، مصرف مواد، انتقال فرهنگی، سوء مصرف مواد