منبع پایان نامه با موضوع مصباح یزدی، گزاره های اخلاقی، وجدان اخلاقی، تربیت اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

عقل گراست تربيت به وسيله پيش بيني نتايج به دست آمدني از ايجاد اثرات افراطي اجتناب خواهد کرد. اين اثرات خطرناك شكل غير طبيعي اخلاقي را كه به صورت رفتاري غيرفعال و رياكارانه درمي آيد مي گيرند.
یکی از اندیشه های روسو که او را از همزمانانش متمایز و ممتازمی کند این است که انسان را نباید فقط جانوری هوشمند شمرد.برترین جنبه ی انسان که او را از دیگر جانوران ممتاز میکند وجدان اخلاقی یعنی توانایی تشخیص نیک از شر و گرایش به نیکی است.انسان به طبیعت پاک است و نیک است .وجدان او ندایی آسمانی و داور نیکی و بدی است.از این رو تربیت اخلاقی آموختن اخلاق نیست بلکه فراهم آوردن زمینه ای است برای واقعیت یافتن نیکی طبیعت انسان ؛ و بیدار شدن و به کار آمدن وجدان اخلاقی.روسو در تربیت اخلاقی بویژه بر مفهوم تربیت منفی تکیه می کند.لازم نیست برای کودکان درباره اهمیت راستی و درستی داد سخت بدهیم.کافی است دورویی را به آنان نیاموزیم و به دروغ گفتن وادارشان نکنیم.به جای پند و اندرز دادن و همچنین منع کردن و بازداشتن، بهتر است زمینه ای برای حرکت ، فعالیت ، بازی و ورزش پدید آوریم.(نقیب زاده ،129:1389)
در راستای پرورش صفات عالیه اخلاقی روسو به شان اخلاقی اشاره کرده و از لزوم پرورش خواسته های حقیقی طبیعت و تبدیل حرص و تمایلات سوء به گرایشهای خلاق و مثمرثمر سخن می گوید و اظهار میدارد اگر طبیعت جوان منحرف و نابود نگردد ، نهایتا احساسات اخلاقی بزرگ نظیر عشق ، عدالت و وظیفه را کشف خواهد کرد و به یک وحدت عمیق تر با جهان نائل خواهد گشت (اولیچ ، 3:1385)
در حقیقت اعتقادات روسو در زمینه پرورش اخلاق افراد ناشی از این امر است که وی اعتقاد دارد که انسان قادر است غرائزش را انتخاب کند(کامرون ،3:1385)

فلسفه ی تحلیلی12، پوزیتیویسم منطقی13 :
فلسفه ی تحلیلی :این جنبش که مور و برتراند راسل از پیشروان آنند ، بر تحلیل مفهوم ها و واژه ها تکیه دارد و آن را کار اصلی فلسفه وکلید گشودن بسیاری از مشکل ها ویا نشان دادن ناگشودنی بودن آنها می داند.نمایندگان این جنبش با آنکه گاه تفاوتهای بسیار دارند در این نکته که کار اصلی فلسفه ، تحلیل منطقی است نه پدید آوردن نظریه های گوناگون ، هم اندیشه اند.بدین سان در قلمرو اخلاق نیز توجه آنان بیشتر به سنجیدن مفهوم هایی است که در نظریه های اخلاقی به کار رفته اند.برتراند راسل که از پیشروان این حرکت بود با تاکید بر تفاوت قضاوت های علمی و قضاوت های ارزشی به این نتیجه رسید که سخن گفتن درباره ی ارزشها سخن گفتن درباره ی واقعیت نیست بلکه سخن گفتن درباره ی حالت ها و تاثرهای گوینده است.از این رو با آنکه میتوان گفت موضوع های علم ، مستقل از ماست ولی این سخن درباره ی موضوع های اخلاقی درست نیست.بدین سان حوزه ی علم ، حوزه ی واقعیت بیرونی و همگانی و حوزه ی اخلاق ، قلمرو ارزش ها و از این رو وابسته به ما است. تحلیل منطقی یا فلسفه تحلیلی به کلیه فلسفه‏های معاصر اطلاق‏ می‏شود که نقش و وظیفه اساسی فلسفه را تجزیه و تحلیل منطقی و زبان شناختی می‏دانند.هواداران این‏ مکتب فکری معتقدند که فلسفه تنها می‏تواند مفاهیم را تحلیل بکند.بنابراین فلسفه‏ای باید تحلیلی نامیده شود که تحلیل‏ فلسفی می‏کند(حلبی ،150:1375)
اما نمایندگان پوزیتویسم منطقی ( که برخاسته از همین جنبش تحلیلی و صورتی از آن است )مانند کارناپ و ایر با تنگ کردن میدان فلسفه ، کار فلسفه ی اخلاق را تنها به بحث درباره ی زبان اخلاق محدود کردند.(نقیب زاده ،67:1388)
جورج ادوارد مور : جورج ادوارد مور در سال ۱۸۷۳ در آپرنوروود واقع در حومه لندن به دنیا آمد. او سومین پسر خانواده بود. خانواده مادریش از بازرگانان برجسته وابسته به انجمن مذهبی دوستان یا کوپکرز بودند و خانواده پدریش به حرفه پزشکی مشغول بودند. او سرانجام در سال ۱۹۵۸ میلادی درگذشت. پیکر وی در گورستان عروج عیسی واقع در کمبریج به خاک سپرده شد.
، مور ، دو کتاب بسیار مهم در زمینه اخلاق نگاشته است – مبانی اخلاق و اخلاق -.
او در آغاز کتاب مبانی اخلاق می نویسد : ((آنچه ميان همه احکام اخلاقي مشترک است اين است که ما در احکام اخلاقي با محمول خاصي به نام خوب و مقابل آن بد سر و کار داريم(((مور، ، 104:1388) در واقع به عقیده ی مور ((اساسی ترین مفهوم اخلاقی، مفهوم “خوب” است)).(دیوانی ،1388)
در ادامه مور توضیح میدهد که خوب ، مفهومی بسیط ، تحلیل ناپذیر و غیر قابل تعریف است.(مور ،103:1388)
مغالطه طبيعت گرايانه14
مور را در زمره (( شهود گرایان )) قرار داده اند. شهود گرایی كه به طبيعت ناگرايي اخلاقي نيز معروف است نظريه اخلاقي است كه در بخش فرا اخلاق به توجيه و معناي مفاهيم و گزاره های اخلاقي ميپردازد. مطابق اين ديدگاه اصول اساسي و احكام ارزشي ما شهودي و بديهياند؛ شهود يعني فهميدن و درك كردن چيزي بدون استفاده از تصور با تصديق ديگر مثلا وقتي مي گوئيم كل از جزء‌ خود بزرگتر است اين گزاره را بدون نياز به استدلال و به طور بديهي درك مي كنيم. از اين رو آن چه كه شهودي است نيازي نيست تا با استدلالي منطقي يا روانشناختي توجيه شوند و در واقع آن ها خود توجيهند. (دبیری ،1388)
مور که از شهودگرايان است، بر اين باور است که هر گونه تعريفي از مفهوم خوب، تعريفي مغالطي خواهد بود. وي در کتاب مباني اخلاق مدعي شد که همه نظريات تعريف گرايانه، اعم از تعاريف طبيعي و متافيزيکي، مغالطي اند. مور در اين جهت که اوصاف اخلاقي در خارج وجود دارند با طبيعت گرايان موافق است؛ اما بر اين باور است که اگر براي تعريف اوصاف اخلاقي از مفاهيم و اوصاف طبيعي يا غير طبيعي استفاده کنيم مرتکب مغالطه اي شده ايم که وي آن را مغالطه طبيعت گرايانه مي نامد (شریفی ،1384) .
دليلي که مور براي اثبات مغالطه بودن مغالطه طبيعت گرايانه، از يک طرف، و اثبات تعريف ناپذيري مفهوم خوب، از طرف ديگر، اقامه کرده است، به ((برهان پرسش گشوده)) مشهور است. توضيح آنکـه دربـاره هـر تعريفي از مفهوم ((خـوب))، اعـم از تعاريف طبيعـي يا مابعد الطبيعي، اين پرسش را مي توان مطرح کرد که آيا خودش خوب است يا نه. به عنوان مثال، اگر کسي مانند لذت گرايان، ((خوب)) را به ((امر لذت بخش)) تعريف کند، مي توان از او پرسيد که ((آيا امر لذت بخش خوب است؟)) معقول بودن طرح اين سؤال نشان مي دهد که آن مفهوم غير از مفهوم خوبي است و اين قضيه که ((خوب يعني لذت بخش)) قضيه اي توتولوژيک نيست. در حالي که اگر اين تعريف درست مي بود، اين دو مفهوم يکي بودند و طرح چنين سؤالي نامعقول بود؛ زيرا توتولوژيک بودن ويژگي همه تعاريف حقيقي است و سؤال از صدق عکس آنها نامعقول و
بي معناست. به هر حال معقول بودن طرح اين پرسش درباره تعريف خوبي نشان مي دهد که تعريف خوبي ممکن نيست. (شریفی،1384)
به تعبير روشن تر، شيوه پرسش گشوده به اين صورت است که مثلاً براي اثبات اينکه دو مفهوم ((خوبي))و ((لذت بخش)) با هم معادل اند يا نه، دو پرسش زير را مطرح مي کنيم:
1.آيا فلان چيز خوب است؟
2.آيا فلان چيز لذت بخش است؟
اگر خوب و لذت بخش مترادف و هم معنا باشند، هر پاسخي که به پرسش نخست بدهيم، پاسخ پرسش دوم نيز خواهد بود. در حالي که مي بينيم چنين نيست. بلکه اين دو سؤال کاملاً از يکديگر مستقل اند. به گونه اي که پاسخ پرسش اول، پرسش دوم را از ميان بر نمي دارد. بلکه حتي اگر پاسخ نخست مثبت باشد باز هم جاي چنين پرسشي باقي است که آيا آن لذت بخش است؟(همان)
2-3 خطوط کلی پژوهش های اخلاقی :
معمولاً مطالعات مربوط به اخلاق (اخلاق‌پژوهي) را به سه نوع تقسيم مي‌كنند:
2-3-1 اخلاق توصيفي15: اخلاق توصیفی به پژوهش اخلاقیای گفته میشود  كه با كمك روش نقلی و تجربی به توصیف و گزارش اخلاقیات افراد، گروهها و جوامع مختلف میپردازد.(مصباح یزدی ،19:1381)
2-3-2 اخلاق هنجاري16 يا دستوري: اخلاق هنجاری به مطالعات و بررسی های هنجاری درباره ی تعیین اصول ، معیارها و روشهایی برای تبیین (( حسن و قبح )) ، (( درست و نادرست )) ، (( باید و نباید )) و امثال آن گفته میشود.(زکی،122:1384)
در اخلاق هنجاری با نظریه‌های اخلاقی مواجهیم این نظریات را می‌توان به سه دسته نتیجه‌گرا، وظیفه‌گرا و فضیلت‌گرا تقسیم کرد.
الف)  نظریات نتیجه‌گر17(غایت گرا )می گوید که ملاک اساسی یا نهایی درست ، نادرست ، الزامی و… به لحاظ اخلاقی عبارت است از آن ارزش غیر اخلاقی که به وجود می آورد.مرجع نهایی مستقیم یا غیر مستقیم ، باید میزان خیر نسبی ایجاد شده یا غلبه نسبی خیر بر شر باشد(فرانکنا ، 45:1383)  توجه به نتایج رفتار اخلاقی به عنوان معیار ارزش اخلاقی، نظریه‌ای نوظهور نیست.
غایت گرایان ، برای تشخیص صواب از خطا و درست از ناردست ، نتیجه ی حاصل از کار اختیاری را مورد لحاظ قرار میدهند.به این صورت که اگر کاری ما را به نتیجه ی مطلوب برساند و یا دست کم در خدمت وصول به نتیجه و غایت مطلوب باشد خوب است؛ اما اگر مارا از نتیجه دور کند ، بد دانسته می شود.البته غایت گرایان درباره ی اینکه غایت مطلوب از فعل اخلاقی چیست و هدف از کار اخلاقی وصول به کدام نقطه است دیدگاه های مختلفی دارند.برخی از آنان لذت را به عنوان غایت فعل اخلاقی معرفی کرده اند ، برخی کمال و سعادت ، گروهی قدرت و…( مصباح یزدی ،25:1384)بنابراین می توان گفت غالب نظریات غایت گرا شامل : لذت گرایی ، سعادت گرایی ، قدرت گرایی ، سود گرایی و … می شود.
ب)  بنابر نظریات وظیفه‌گرا18 یک عمل، ممکن است با صرف نظر از میزان خیر و خوبی که در نتیجه آن به بار می‌آید به دلیل برخی ویژگی‌های درونی و  ذاتی‌اش خوب و بایسته باشد. مانند عمل احسان که با صرف نظر از نتایج فردی و اجتماعی‌اش به دلیل عادلانه بودن یا متعلق فرمان خدا بودن خوب یا بایسته ‌شمرده شود. ( پورتر ، 1385 :145)  
  وظیفه‌گروان قاعده‌نگر معتقدند که معیار صواب و خطا مشتمل بر یک یا چند قاعده است. ایشان در مقابل غایت‌انگاران تأکید می‌کنند که این قواعد جدای از این‌که خیری را به وجود می‌آورند یا نه، کاملاً معتبرند و در مقابل وظیفه‌گروان عمل‌نگر، معتقدند که این قواعد کاملاً اساسی‌اند و از استقراء موارد جزئی گرفته نشده‌اند.
ج) فضيلت‌گرايي19 در اخلاق نگرشي به اخلاق است كه داراي تفاسير متعددي است. اين نگرش، با همه تفاسيرش خود را رقيب غايت‌گرايي و وظيفه‌گرايي مي‌داند و بر مفاهيمي محوري مانند (( فضيلت)) و (( منش)) تأكيد دارد. برداشت عصر جديد از اخلاق اين است كه اخلاق از رفتارهاي درست و نادرست سخن مي‌گويد. اما اخلاق فضيلت، اين نگرش را تغيير داد و پرسش اصلي اخلاق را زندگي خوب و چگونه بودن قرار داده است
2-3-3 فرا اخلاق يا اخلاق تحليلي: مطالعات و بررسی های تحلیلی و فلسفی درباره ی گزاره های اخلاقی را در اصطلاح فرااخلاق میگویند.این بخش از مطالعات اخلاقی که به اخلاق نظری ، اخلاق فلسفی ، منطق اخلاق ، اخلاق تحلیلی ، اخلاق انتقادی و معرفت شناسی اخلاق نیز نام بردار است(مصباح یزدی ، 28 :1389 ) به هیچ وجه مشتمل بر تحقیقات و نظریات تجربی یا تاریخی در باب اخلاق نیست و همچنین وظیفه پرداختن یا دفاع از هیچ حکم هنجاری یا ارزشی خاصی را بر عهده ندارد.
فعالیتهای موجود در فرا اخلاق از یک نظر دیگر ، به 4 دسته تقسیم شده است که با توجه به کاملتر بودن این دیدگاه ، به بررسی فرااخلاق در این 4 حوزه می پردازیم :
حیطه فعالیت فرا اخلاق را می توان به چهار حوزه تفکیک نمود: 1. مسائل معناشناختی202.مسائل وجود شناختی21 3. مسائل معرفت شناختی22 4. مسائل روان شناختی23 ( ریلتون ،7:1388)
هر نظریه فرا اخلاقی را می توان ترکیبی از نظریات گوناگون در این چهار حوزه دانست.(جلالی ،1384)
الف) معنا شناختی : در این قسمت مفاهیم و مفردات گزاره های اخلاقی موضوع بحث اند و عمدتا واژه هایی چون خوب ، بد ، باید ، نباید ، درست ، نادرست که در ناحیه ی (( محمول)) یا (( مسند )) جملات اخلاقی به کار میروند ، تحلیل و تعریف می شوند.زیرا در غالب گزاره های اخلاقی ، معنای موضوع یا مسندالیه روشن و واضح است.(مصباح یزدی ، 29:1389)
نظریات معناشناختی در این

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع طبیعت گرایی، آموزش و پرورش، وجدان اخلاقی، حسن و قبح Next Entries منبع پایان نامه با موضوع فلسفه ی تحلیلی، تعلیم و تربیت، تربیت اخلاقی، پوزیتیویسم