منبع پایان نامه با موضوع علم حضوری، سیر و سلوک، وجود خارجی، منابع معرفت

دانلود پایان نامه ارشد

د و«بذكرحقدرخروشند».
ملاصدرا مبحث نفس و فروع آنرا ـ كه حكماي ديگر در طبيعيات (حكمت طبيعي) مي‌آوردند ـ از طبيعيات بيرون آورده و در مباحث الهيات و مابعدالطبيعه جاي داد و همانگونه كه خواهيم ديد، به سبب پوياييكه در آن است رتبه آن را از مباحث جواهر و اعراض و احكام ماهيت موجودات بالاتر دانست، زيرا شأن حيات و نام حّي ـ كه صفت خاص خداوند متعال است ـ همين اقتضا را دارد.
سفر چهارم را عدّه ايهمان مباحث موت و برزخ و معاد و رجوع نهاييالي الله دانسته اند، اما چون اين مطالب مربوط به مبحث سير و سفر نفسمجرد منفك از بدن و رجوع الي الله است، از حوزه سيروسلوك معنوي انسان حّي و مستقر در زمين (قبلازموت) كه مقصود و مصطلحعرفاست خارج مي‌باشد، از اين روي بحث موت و معاد را بايد دنباله سفرسوم دانست و يا توجيه مناسب برايآنيافت.
با تکیه بر این مطلب،سالک در ابتدای سفر خود از میان خلق به سوی خداوند می رود. سلوک روحانی فیلسوف برای صدرا مستلزم نوعی تزکیه درونی و تفکر فلسفی توامان است بدین طریق است که سالک می تواند به معرفت اشراقی و حکمت متعالیه که وی از آن سخنبه میان میآورد دست یابد. سالک بعد از اکتساب انوار معرفت الهی سفری دارد به سوی خلق تا آنچه از خداوند گرفته است، به مردم دهد.آنچه مسلم است اینکه از نظر صدرا:
انسان همیشه در این عالم در مسافرت است و قطع منزل میکند تا بدین وسیله از حضیض درجه‌ی بهیمی به اوج درجه ملکی ارتقاء یابد و از درجه‌ی ملائکه به درجه‌ی عشاق الهی. بنابراین، انسان در این عالم به عنوان انسانی سالک است که همواره و به نحوه مستمر در مسیر به دست آوردن کمال می باشد (ملاصدرا، 1360: 470).
از نگاه ملاصدرا،کمال و تحقق آن در انسان، امری آنی و یکباره نیست بلکه انسان باید ضمن داشتن استعداد کسب کمالات گوناگون تا بالاترین آن، اینها را به تدریج و با تمرین نظری و عملی، افزایش معلومات و اتصال به عقل فعال و عقل الهی و زدودن نفس از زشتی ها و منور گرداندن آن به زیبایی ها و در نهایت تهیکردن درون از هر چه غیر الهی است، حاصل کندکه این نشان میدهد طی مراتب کمال برای انسان های عادی که به زندگی دنیایی خوگرفته اند، چقدر سخت و طاقت فرساست؛ از این رو انسان های کمی، توان تمرین و تجربه آن را دارند و تنها همین تعداد اندک، شیرینی و حلاوت آن را به جان و دل می چشند. ملاصدرا در این خصوص میگوید:
رهرو راستین و حتی سالک واصل می باید تا زمانی که در دنیاست مجاهدتها و مخالفت با هواها را هرگز به روی خود نبند و همچنین ابواب تنعمات و تمتعات دنیایی چون خوراک و پوشاک و نوشیدنی ها و مرکب های سواری را بر خویش نگشاید و از خوردن چیز های شبهه ناک و فراخی جویی در دنیا و متابعت هوای نفس و غوطه وری و توجه به زیاد به زندگی دنیا بپرهیزد (ملاصدرا، 1381: 10).
ملاصدرا برای سلوک در مسیر کمال و ر سیدن به مقام انسان کامل، تهذیب نفس را اساس قرار می دهد؛ وتحقق آن را از سه راه میسر میداند: 1. تقویت ملکات اخلاقی 2 . عبادت و بندگی خدا و شکر نعمت های الهی 3. نابود کردن وسوسه های درونی. سپس تأکید میکند که برای حفظ سلامت در طی طریق الی الله، سالک باید برای خود رهبر و مرشد انتخاب کند و در این راه، هم به شریعت باطنی، یعنی محتوای درونی دین و احکام آن است که شامل پاکسازی باطن از زشتی ها و تاریکیهای درون و تصفیه نفس از صفات حیوانی است که پس از این ها حقیقت برای انسان آشکار میگردد. به دیگر سخن، زهد و سلوکیکه ملاصدرا از آن سخن میگوید فقط در چارچوب شریعت اسلامی است، همانگونه که میگوید:
عالمِ دین باید سیر و سلوک باطنی کند. بدون این دانش سیر و سلوک و ریاضت موجب گمراهی می شود.پس عمل بر طبق شریعت و تهذیب نفس ازطریق ریاضات شرعی است. پس از آن نوبت به سلوک عرفانی می رسد. از این رو، هر کسی باید یا مجتهد باشد و یا در آن جهت از مجتهد فقیه پیروی کند (ملاصدرا، 1381: 425).
اما آنچه باید به آن اشاره شود تجارب سلوکی استکه در بستر سلوک الی الله برای سالک پیشخواهدآمدکه دارای دو نوع دریافت است.دریافت های سلوکی و دیگری دریافت های معرفتی. دریافت های سلوکی به حسب استقراء سهگونه اند: وجدان و دریافت حضوری احوال و مقامات. سالک مقام توبه، رضا، توکل، و همانندی آنها را با تمام وجود در می یابد این دریافت غیر از مطالعه درباره‌ی توبه و یا شنیدن اوصاف رضا و توکل است.گونه دیگر، دریافت هایکشفی و سلوکی،کشف چینش و نظم مقامات است. سالک بر حسب سلوکیکه داشته است در مییابدکدام مقام پیش از مقام دیگر وکدام یک پس از آن و برتر ازآن است. در می یابد تفویض بالاتر از توکّل و توکّل بالاتر از قناعت است. عبارت صدرا این است:
اگر انسان با سلوک خود، از مرتبه ي نفس و قلب و صفات آن ها بگذرد، به مقام سرّ مي رسد و مي تواند حقيقت قلب و نفس و حس را بداند. هنگامي که انسان از مقام سرّ عبور کند، به عالم ارواح مي رسد و حقيقت سرّ را مي فهمد. سالک با عبور از عالم ارواح، به ساحل درياي حقيقت واصل مي شود صفات جمالي عالم ارواح و مادون آن را مشاهده ميکند. اگر سالک با انوار جلالي حق تعالي، از منيّت خود فاني شد و به اعماق درياي حقيقت دست يافت به هويت حق تعالي نائل شده است و با غرق شدن در اين هويت يگانه و باقي شدن به بقاي الهي، در نهايت، خدا را با خدا خواهد شناخت. در اين حالت انسانِ فاني خدا را تقديسميکند و به واسطه ي او تمام اشيا شناخته خواهد شد. (ملاصدرا ،1383: 3/ 106)(3)
راهنمای راه سلوک نزد ملاصدرا برای انسان سالک، عقل فعال است که حکمت سیر وسلوک را به دنیای مثالی هدایت میکند و صور لطیف را به او می نمایاند. همانگونه که در حکمت مشرقیه بوعلی، پیر، فرشته ای است که سالک در بین خواب و بیداری با او دیدار میکند و رازهای نهایی را از وی می شنود این فرشته در تمثل های عرفانی حکم همزاد آسمانی را در ساحت نفس دارد که رونده‌ی راه حقیقت را از وطن اصلی و غربتش آگاه می سازد و عزم او را بر خروج از عالم جسمانی و عروج به عالم روحانی و رسیدن به من حقیقی، جزم میکند (مدرسی، 1378: 88).
نهایت امر این است که در حرکت براساس سلوک، سالک از هجوم شبهات و حیرت های میان راه متزلزل نمیگردد. اهل سلوک از روشی استفاده میکند که در چارچوب سلوک قرار دارد و آن را روش مقّید می نامند، در برابر روش مطلق عقل گرایان. در انسان شناسی صدرایی، سالک و مسلک به سوی خدا یکی است. در واقع، انسان راهی را جز خود نمی پیماید و از پیمودن خود است که به خدا می رسد.

1-8 . ویژگی‌های وجودی انسان سالک صدرایی
ملاصدرا در آثارش به طور صریح و دقیق به ویژگی های انسان سالک نپرداخته است. او درکتاب اسفار گاهی برای انسان ویژگی معرفتی همچون علم و ویژگی غیر معرفتی همچون عشق و طلب در نظر میگیرد.
عقل،کشف و وحی از منابع معرفتی هستند، همچنین این یافته های کشف و شهود نیز منوط به تأکید وحی نبوی هستند و اما مقصود از عوامل غیر معرفتی اموری چون طلب، توبه، عشق، مجاهده، ریاضت، وغیره است که عبارتند از عبادت، دوام بر عدالت، نابودی وسواس که برای موفق بودن در این سه امر، باید ابتدا شناخت حاصل کرد و سپس شوق که در سایه اشتیاق به معبود حقیقی حاصل شده، سبب حرکت انسان می شود. اینها ممکن نیست بدست آید مگر با مکاشفات باطنی و این مکاشفات نیز بدست نمیآید مگر با ریاضت و مجاهدت. (ملاصدرا،1383: 9 / 108)(4)
در جای دیگری ویژگی انسان را بر اساس عوالم وجودی آن به سه قسم طبیعی، مثالی و عقلی تقسیم میکند که به شرح بیشتر آن نمی پردازد:
ویژگی های طبیعی، ریاضت هایی است که دربدن تحمل می شود، ویژگی های مثالی یا نفسانی، بیم و امید و اندوه که در انسان سالک به گونه ای دیگر مثل طلب و عشق نمایان میگردد. ویژگی های عقلی محض، ادراک تصورا تکلیکه بهعقل به دو دسته نظری و عملی تقسیم می شود (ملاصدرا، 1383: 9 /75).
اما با تفحص در اسفار او می توان به ویژگی های خاص انسان سالک پی بردکه برای سلوک الی الله ضروری و گاه کافی است. در اینجا به پنج ویژگی خاص انسان به نحو استقرایی پرداخته شده که فصل مشترک آن وجود است، ویژگی هایی همچون علم، ایمان، اراده، اختیار و عشقکه ملاصدرا در نحوه‌ی بیان آنها معتقد است عین وجودند و این ویژگیها مشکک و دارای مراتب هستند. انسان سالک با دارا بودن این ویژگی ها میتواند قدم در سلوک الی الله بگذارد و با معرفت به خداوند به غایت خود نایل شود. اینک هر کدام از این ویژگی ها را بیان میکنیم:

1-8-1. علم
ملاصدرا علم را نحو وجود خارجی و مجرد می داند نه از اعراض ذهنی و کیف نفسانی. قیام صور ذهنی به نفس قیامی صدوری است. ملاک ادراک انتقال از نشئه ای به نشئه دیگر است. یعنی انتقال و مسافرتکه نفس از محسوسکه همان معقول هیولانی است به متخّیلکه معقول بالملکه است و از آن به معقول بالفعل و عقل فعال و رفتنش از دنیا به آخرت و سپس به جاییکه برتر از آن دو است و آیه شریفه «ولقد علمتم النشاۀ الاولی فَلو لا تذّکَرون» ( واقعه/62) اشاره بدان دارد؛ زیرا نفس انسانی در دنیا به واسطه ریاضت و تمرین در ادراک علوم به جهان دیگر منتقل می شود و از محسوسات به معقولات ره می سپارد. ( ملاصدرا، 1362: 114)
مفهوم علم نزد صدرا، همان مفهوم منطقی علم است که به حصولی و حضوری تقسیم می شود؛ با این تفاوت که از نظر وی علم از سنخ وجود است و ماهیت آن حضور امر مجرد برای مجرد است. نظر ملاصدرا این است که تمام علوم حصولی واکتسابی که انسان به دست میآورد نهایت امر به علم حضوری بر میگردد و او علم حقیقی را علم حضوری می داند.
به بیان دیگر، تقسیمی که می توان برای علم و شناخت در نظر گرفت این است که علم بدون واسطه به ذات معلوم، تعلق میگیرد و وجود واقعی و عینی معلوم برای عالم و شخص درک کننده، منکشف میگردد و با وجود خارجی آن، مورد شهود و آگاهی علم قرار نمیگیرد بلکه شخص از راه چیزی که نمایان گر معلوم می باشد و اصطلاحاً صورت یا مفهوم ذهنی نامیده می شود از آن آگاه میگردد. قسم اول را علم حضوری و قسم دوم را علم حصولی می نامیم (مصباح یزدی، 1388: 171). بیان ملاصدرا چنین است:
‌علم، گونه‌ای از وجود و بلکه عین آن است. پس میزان علم، میزان وجود است. بنابراین هرچه که برای خودش پدید می‌آید،برای آن دیگری معلوم است، ولی ماده، وجودش بالقوه است لذا به ذات خود موجود نیست پس به ذات خود عالِم نیست، و صور جسمی و نوعی هم به ذات خود موجود نیستند، لذا به ذات خود معلوم نیستند و ماده هم عالِم به آنها نیست (‌ملاصدرا،1383‌:6/163‌).
همچنین، ملاصدرا در ادامه‌ی کلام خود درباره‌ی علم چنین توضیح می‌دهد که علم همانند وجود به نحو تشکیک بر مصادیقش انطباق می‌یابد. بنابراین میان مصادیق آن اختلاف به شدت و ضعف، اولویت و غیر اولویت وجود دارد. فی‌المثل علم به ذات خدای متعال ـ که همان علم خداوند به ذات خویش است که عین ذاتش می‌باشد ـ در علم بودن اولی و سزاوارتر است تا علم به سایر اشیاء و نیز بر دیگر علوم تقدم دارد، چرا که خداوند به ذاتش سبب و علت سایر علوم است، و نیز ظهور و تابناکی این علم از سایر علوم شدیدتر و قوی‌تر است (‌طباطبایی، 1388 ‌:3/ 175-174‌).
یقیناً علم و معرفت یکی از ویژگی های خاصّ انسان سالک در فلسفه صدرا می باشد وی در آثارش نیز به اهمیت آن بسیار توجه کرده است. ملاصدرا معرفت را عامل اتصال به عالم بالا می داند. وی، درکتاب کسر اصنام الجاهلیه معتقد استکه عارف کسی است که معرفت برهانی به حقایق دارد:
عارف حکیم کسی است که حقایق الهی وآیات و نشانه های ربوبی را به وجه برهان یقیینی بشناسد. به گونه ای که بر وی شک و ریبی راه نمی یابد؛ البته در عین حال باید متصف به زهد حقیقی و اخلاق نیکو و ملکات پسندیده و پاک نیز باشد. و ریاست حقّه از آن اوست؛ چه مردم به مقامش آگاه باشند و چه نباشند، چه از وی بهره مند گردند، و چه نگردند. (ملاصدرا،1381: 65)(5)
ودر ادامه مطلب غایت سلوک را رسیدن به معرفت بیان می دارد:
بنابراین غایت سلوک و حرکت نیست مگر معرفت و معرفت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع انسان شناسی، اصالت وجود، حکمت متعالیه، تشکیک وجود Next Entries منبع پایان نامه با موضوع صدرالمتألهین، حقیقت وجود، اسفار اربعه، معرفت حقیقی