منبع پایان نامه با موضوع طبیعت گرایی، فلسفه اخلاق، حسن و قبح، معرفت شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

جا به دو دسته عمده توصیفی ( شناختی) و غیرتوصیفی24 ( غیرشناختی) تقسیم می شوند.( جلالی ، 1388) وجه‌ جامع‌ ميان‌ نظريه‌هاي‌ توصيفي‌، پذيرفتن‌ ويژگي‌ خبري‌ و گزارشگري‌ از عالم‌ واقع‌ براي‌ جمله‌هاي‌ اخلاقي‌ است‌؛ بدين‌ معنا كه ‌مثلاً جمله‌ي‌ ((امانت داري‌ خوب‌ است‌.)) حكمي‌ واقعي‌ درباره‌ي‌ امانت داري ‌و وصفي‌ از اوصاف‌ خارجي‌ آن‌ را بازگو كرده‌، يكي‌ از ويژگي هاي‌ آن‌ را منعكس‌ مي سازد و از اين‌ رو، مانند ديگر جمله‌هاي‌ خبري‌، ممكن‌ است‌ درست‌ يا نادرست‌، مطابق‌ يا غير مطابق‌ با واقع‌ باشد.
گروه دوم معتقدند که جملات اخلاقی علاوه بر معنای توصیفی دارای نوعی معنای ارزشی نیز هستند. طبق این دیدگاه، یک واژه به طور کلی می تواند دو گونه معنا داشته باشد: معنای توصیفی صرف یا معنای توصیفی ارزشی. معتقدان به این دیدگاه معنای واژه های اخلاقی را ترکیبی از معنای توصیفی و ارزشی می دانند. بنابراین، حتی اگر گفتار اخلاقی متضمّن جنبه ای از معنای توصیفی نیز باشد، اخلاقی بودن آن به در برداشتن معنای غیر توصیفی است. در مقابل، پیروان دیدگاه توصیفی تمام معنای یک گفتار اخلاقی را در همین جنبه توصیفی می دانند.( مک ناوتن ، 1380: 25) دیدگاه های توصیفی را به دو بخش عمده ))طبیعت گرایی(( و ))غیر طبیعت گرایی25(( می توان تقسیم کرد. ))طبیعت گرایی((دیدگاهی معناشناختی است که طبق آن، احکام اخلاقی، توصیفی از واقعیات طبیعی هستند. ))طبیعت گرایی(( خود به دو بخش عمده تقسیم می شود: ))طبیعت گرایی تحویل گرایانه(( و ))طبیعت گرایی غیر تحویل گرایانه((.طبیعت گرایی تحویل گرایانه دیدگاهی است که علاوه بر آن که برای احکام اخلاقی شأن توصیفی قایل است، معتقد است صفات اخلاقی به مجموعه ای از صفات طبیعی قابل ارجاعند و کار فیلسوف آن است که با تحلیل مفهومی تعیین کند که صفات اخلاقی را به کدام مجموعه از صفات غیر اخلاقی می توان تحویل کرد.( جلالی 13:1388)
طبيعت ناگرايي که به شهود گرایی26 نیز معروف است ،نظريه اخلاقي است كه در بخش فرا اخلاق به توجيه و معناي مفاهيم و گزاره های اخلاقي ميپردازد. مطابق اين ديدگاه اصول اساسي و احكام ارزشي ما شهودي و بديهياند؛ شهود يعني فهميدن و درك كردن چيزي بدون استفاده از تصور با تصديق ديگر مثلا وقتي مي گوئيم كل از جزء‌ خود بزرگتر است اين گزاره را بدون نياز به استدلال و به طور بديهي درك مي كنيم. از اين رو آن چه كه شهودي است نيازي نيست تا با استدلالي منطقي يا روانشناختي توجيه شوند و در واقع آن ها خود توجيهند.  باتلر،‌سيجويك،‌مور و راس و برخي ديگر از متفكرين غربي اين نظريه را برگزيدهاند.
ب ) معرفت شناختی : مباحثی مانند اخباری یا انشایی بودن گزاره هایی اخلاقی ، نسبی یا مطلق بودن احکام اخلاقی و بررسی جایگاه عقل و استدلال و برهان در اخلاقیات که از جمله ی جدی ترین مباحث فلسفه یا اخلاق به حساب می آیند ، به حوزه معرفت شناختی گزاره های اخلاقی مربوط می شوند.این موضوعات در فرااخلاق مورد بررسی های عمیق و موشکافی های دقیق فلسفی قرار میگیرند.(مصباح یزدی ، 30:1389)
در حیطه مسائل معرفت شناختی، بحث بر سر امکان حصول شناخت اخلاقی یا عدم آن است. مدافعان امکان شناخت اخلاقی، ((شناخت گرا)) نامیده می شوند. موضع دیگری که قابل بررسی است، دیدگاه ((غیرشناخت گرایی)) است.

ج) مسائل وجود شناختی :
در این حوزه، مهم ترین بحث اختلافاتی است که میان دیدگاه های واقع گرایانه و غیر واقع گرایانه وجود دارد. واقع گرایی اخلاقی دیدگاهی است که به وجود امور واقعی که اعمال و اشیا در رابطه با آن ها، درست یا غلط، خوب یا بد می شوند، معتقد است (مک ناوتن83:1380)طبق این دیدگاه، صفات اخلاقی، صفات اصیل چیزها و کارها (جلالی ،1388 :9)هستند. تعیین دقیق حدود و مرزهای واقع گرایی تا حدی اختلافی است.
4.مسائل روان شناختی :روان شناسی اخلاقی به بررسی مسائل روان شناختی که در رابطه با ارزیابی های اخلاقی به وجود می آیند می پردازد. در واقع، موضوع روان شناسی اخلاقی، پیش فرض های روان شناختی است که یک نظام اخلاقی معتبر به آن نیازمند است؛ مثلاً اگر ما فاقد اختیار باشیم، واضح است که در کارکرد اخلاق در زندگی، اختلال حاصل می شود.(همان) مسأله رابطه الزام اخلاقی و انگیزش عامل نیز یکی دیگر از مباحث عمده این حوزه است.
2-4تحقیقات انجام یافته :
2-4-1 تحقیقات داخلی :
1- سعیدی مهر و عطاپوری (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((بررسي تحليلي شهودگرايي اخلاقي در فلسفه اخلاق معاصر)) به بررسی شهود گرایی اخلاقی(که مور نماینده ی برجسته ی آن است) پرداخته اند.
در توضیح این پژوهش آمده است : مكتب شهودگرايي اخلاقي يكي از مكاتب توصيفي و شناخت گرايانه در فلسفه اخلاق به شمار مي آيد. شهود گرايان اخلاقي مدعي اند كه همه يا لااقل برخي از اين مفاهيم و گزاره ها بديهي بوده و از طريق شهود عقلاني قابل ادراك مي باشندعمدة فيلسوفان اين مكتب از فلاسفه تحليلي مي باشند و به همين جهت ، مباحث اخلاقي ايشان نيز در پاره اي از موارد صبغه تحليلي به خود مي گيرد كه اين مسأله در تأليفات مور بيشتر نمودار مي گردد . فيلسوفاني چون جورج ادوارد مور ، ديويد راس و هارولد آرتور پريچارد از فيلسوفان شاخص اين مكتب به شمار مي آيند.
2- علی آبادی (1386) پژوهشی تحت عنوان (( زبان حقیقت و حقیقت زبان )) به انجام رسانده است. اين سئوال که چه نوع مشغله‌ی فکری درباره‌ی زبان می‌تواند خصيصه‌ای کاملاً فلسفی داشته باشد و چگونه در خدمت حل مسائل بنيادی فلسفه قرار گيرد، موضوعی است که پژوهش حاضر سعی دارد به آن بپردازد.
نویسنده برای بررسی این موضوع، متفکرانی را که هريک در پی‌ريزی شالوده‌ی سنت تحليلی نقشی پيشگام داشته‌اند برگزيده‌ و سعی کرده است تا نظر خود را درباره‌ی دستاوردهای عمده‌ی ايشان ارائه نماید. وی ابتدا از رئوس نظريه‌ی مور آغاز کرده و سپس به رئوس نظريات فرگه پرداخته است.
نویسنده کوشیده است که نشان دهد ((صرف وسيله بودن زبان نه تنها قرار گرفتن آن را در مقام موضوعی برای تعمقات فلسفی، به موجبی برای مبتذل ساختن فلسفه و مباحث آن تبديل نمی‌کند، بلکه به‌عکس باعث و بانی گشوده شدن راههايی کاملاً تازه و بی‌سابقه برای تعميق و توسعه‌ی غنای مباحث فلسفی می‌گردد. اين چکيده‌ی ميراثی است که از تشکيل سنت تحليلی در فلسفه به جا مانده است و امروزه نيز نه تنها فعالانه پی‌گيری و دنبال می‌شود، بلکه به سرعت در اقصی نقاط جهان بسط و گسترش می‌يابد.))
در ادامه وی دو مضمون را از بحثهای مطرح در تحقیق مورد توجه قرار میدهد : ((يکی از اين مضامين اين است که مسائل سنتی در فلسفه را می‌توان با کيفيت لاينحل ماندن مشخص کرد و علت ((ريشه گرفتن)) آنها را در ((بدنه))ی فلسفه در استفاده‌ی نابجا از زبان عادی يافت. مضمون ديگر اين است که تحقيق در ساختار پنهان زبان می‌تواند اسرار معنا را رفته رفته مکشوف ساخته، انتظارات ما را از آنچه به عنوان حقيقت در فعاليتهای معرفتی جستجو می‌کنيم به واقعيت امر نزديک و نزديکتر سازد. اين مضامين در واقع ((دو روی)) يک ((سکه)) را تشکيل می‌دهند. نحوه‌ی صحيح استفاده از زبان، مانند ساختار واقعی آن، توسط حقيقت زبان تعيين می‌شود. برای يافتن حقيقت زبان به عنوان نمونه‌ای مناسب برای تفکر در راستای حقيقت، به نظر ضروری می‌رسد. مور اين زبان را به‌طور کلی با مشخص کردن انتظاری که از زبان مناسب برای حل مسائل معرفتی بايد داشت، معين کرد. اين انتظار را نيز نه تنها با توجه به کيفيت زبانی که در علوم به کار گرفته می‌شود، بلکه همچنين با نظر به کاربردهايی از زبانهای عادی که در حل مسائل کارآيی داشته به نتايجی توافق‌برانگيز می‌رسند، شکل داد. فرگه از سوی ديگر رياضيات تکميل‌شده در زمان خود را جايگاه اوليه‌ی زبان حقيقت تشخيص داد. هردو اين متفکران با آغاز حرکت از چنين نقطه‌ای به نتايجی دست يافتند که تجويزاتی را برای تکميل زبانی که انتخاب کرده بودند و ترميم نواقص آن در بر داشت. بدين ترتيب تحقيق در خصوصيات نوع زبانی که به عنوان زبان حقيقت برگزيده شده بود، اين دو متفکر را به دستاوردهايی درباره‌ی حقيقت زبان نائل آورد که لااقل می‌توان آنها را فتح بابی در جهت روشن شدن واقعيت زبان حقيقت به شمار آورد.))
3- رجایی خراسانی و شهلایی مقدم(1376) در پژوهش تحت عنوان (( مبانی اخلاق ،تالیف جی. ای مور ، فصل اول تا سوم)) تنها به بررسی آثار مور پرداخته و کتاب وی در بابا خلاق(مبانی اخلاق) را که تا آن زمان ترجمه نشده بود ، ترجمه کردند.
4- اکبریان و موسوی پور (1379) در پژوهشی تحت عنوان ((حسن و قبح در فلسفه اخلاق جي. اي. مور و محقق طوسي)) به بررسی تطبیقی مفهوم حسن و قبح در نزد مور و محقق طوسی پرداخته اند.
در چکیده ی این پژوهش آمده است : از دیرباز حسن و قبح دو عنوانی بودند که در علومی مانند: فلسفه، کلام و اصول مورد بررسی قرار می‌گرفتند. امروزه با طرح مباحث جدید، فلسفه اخلاق نگاه جدیدی به این دو عنوان دارد. از آنجا که دو عنوان مذکور در حوزه غربی و اسلامی مطرح است ، بحث تطبیقی این مساله مفید واقع خواهد شد. جی. ای. مور انگلیسی و محقق طوسی(ره) موضوع حسن و قبح را در فلسفه خود بررسی نموده‌اند و این پایان نامه به تطبیق آراءآنها می‌پردازد.
همچنین نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که : دو عنوان مذکور در محورهای وجودشناسی و معرفت‌شناسی و منطقی قابل تطبیق است .
5- ترانه جوانبخت (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((عنوان اخلاق از دیدگاه روسو و ولتر)) به این نتیجه می رسد که روسو از این ایده دفاع می کند که در حالت طبیعی، بدی کردن غیر ممکن است. طبق این نظر، در جامعه باید با ایجاد عدالتی قابل قبول که محکوم وجبران کند به اخلاق پرداخت. با این شیوه می توان انسانها را به مبارزه برضد خودخواهی و تمایلاتشان هدایت کرد. در مورد تربیت یک نوجوان، روسو استدلال می کند که برای غیرطبیعی نکردن ذهنیات نوجوان درباره اخلاق، ایده آل آن است که شناخت او را به حسیات محدود کنیم تا او فردی قابل قبول برای اجتماع شود.
6- جواد فرزانفر (1383) در پژوهشی تحت عنوان (( تحلیل ، ارزیابی و تطبیق اندیشه های تربیتی ژان ژاک روسو و هاینریش پستالوتسی با نظریه ها و مسائل جاری آموزش و پرورش )) به بررسی اندیشه های تربیتی روسو و پیرو او پستالوتسی پرداخته است.وی نتیجه میگیرد که بین اندیشه های روسو و پستالوتسی شباهت های اساسی وجود دارد. از این رو میتوان گفت بین اندیشه های پستالوتسی و روسو در مورد طبیعت کودک ، تعلیم و تربیت عمومی ، کودک محوری ، تاکید بر عشق و محبت و… همانندی هایی وجود دارد و تفاوت اساسی آنها در نظر داشتن به جامعه و اجتماع و موضوع تربیت می باشد.
7- تحقیق دیگر با عنوان ((تحول اندیشه تربیت منفی و نقش آن در نظریه ژان ژاک روسو ، کانت و فروبل )) (سراوانی ،1383) به این موضوع پرداخته است که بین فیلسوفان نام برده ، مفهوم تربیت منفی ، دارای چه اشتراکات و تفاوتهایی است.
وی نتیجه میگیرد که هر چند روسو نخستین کسی است که بحث تربیت منفی را مطرح کرد و آن را رویاروی روش مرسوم تعلیم و تربیت قرار داد اما کانت زیاده رویهای روسو در تربیت منفی را کنار گذاشت و فروبل نیز بر تربیت واگذارنده تاکید کرد.البته اساس اندیشه های تربیتی کانت و فروبل ، همان اندیشه های روسو است.
8- نصرت حاتمی (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((بررسي تطبيقي آراء روسو و پياژه در زمينه رشد اخلاقي )) به موضوع رشد اخلاقی از دیدگاه پیاژه و روسو پرداخته است. هدف از تحقيق بررسي تطبيقي آراء روسو وپياژه در زمينه رشد اخلاقي و بيان تشابهات و تفاوتهاي آراء آنها در زمينه موضوع فوق مي باشد . با توجه به اينکه هدف پژوهشگر تحليل وجوه شباهت ها و تفاوتهاي آراي اين مربيان در رابطه با مقوله هاي مربوط با رشد اخلاقي مي باشد، پس از بررسي و مطالعه اسناد ومدارک وجمع آوري داده ها به روش توصيفي – تحليلي به بررسي و مقايسه و تجزيه و تحليل آراء اين مربيان پرداخته است.
2-4-2 تحقیقات خارجی :
1- دنیل هوتو (1993) در مقاله ای تحت عنوان (( مبانی فلسفه ی تحلیلی)) به بررسی زمینه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع مصباح یزدی، گزاره های اخلاقی، وجدان اخلاقی، تربیت اخلاقی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع گزاره های اخلاقی، پوزیتیویسم، تحقیق پذیری، طبیعت گرایی