منبع پایان نامه با موضوع شفیعی کدکنی، عبدالقاهر جرجانی، تشبیه تمثیلی، اسلوب معادله

دانلود پایان نامه ارشد

ی تشبیهات دانسته اند از آن حیث که از حیث لفظ مترادفند (زمخشری و ابن اثیر)و ثانیا تشبیه عام تر از تمثیل است ؛یعنی هر تمثیلی تشبیه است ،اما هر تشبیهی تمثیل نیست.(عبدالقاهر جرجانی)”(داد ،1371‌: 87 )
تمثیل در حقیقت شاخــه ای از تشبیه است و از همین رهگــذر است که عنــوان تشبیه تمثیلی هم در کتاب های بلاغت فراوان دیده می شود.وجــه شبه این نوع تشبیه امــری آشکارا و ظاهری نیست و بر روی هم نیاز به تأویل دارد.زیرا مشبه و مشبه به در صفت حقیقی مشترک نیستند.زمانی که وجه شبه امری عقـلی باشد.(شفیعی کدکنی،1358 :80 )
“تصور متـأخرین از تمثیل در حـوزه ی محـدودتر و مشخص تـری قـرار دارد و به نظر صاحب انـوار الربیع : آن تشبیه حـالی است به حـالی از رهگذر کنـایه .بدین گونـه کـه خواسته باشی به معنایـی اشـارت کنی و الفاظی به کار ببری که بر معنـایی دیگـر دلالت دارد،اما آن معنا خود مثالی باشد برای مقصودی که داشته ای .”(همان ،82 )
درحقیقت هـدف شاعر از آوردن مثـال ،القای بهتر مطلب به خواننده است.به عنوان مثال در تفـهیم مسألـه ی فلسفی هستی و مـرگ به قـالب حکایت و شیـوه ی تمثیل متـوسّل می شود و این موضوع را به زبانی ساده و روان بیان می کند.
کودکی داشت کاغـذی رنگین کـه از آن بـود خـرم و دلشاد
هرکجا طفل دیگری می دیـد به تفـاخر به او نشان می داد
نـوبتـی مـوقـع نشــان دادن بربـود از کفش بــه ناگه باد
در پی آن دویـد و از غفلت ناگهــان در درون چـاه افتاد
بهــر یک پاره کاغــذ رنگیـن جان شیرین خـویش از کف داد
این جهان کاغذ است و ما کودک مرگ،چاهی که برده ایم از یاد(دیوان :40)
بقـایی بیشترین تمثیل را در مسائل اخلاقی دارد.وی مواردی را که در این حوزه مطـرح کرده عبارت است از :وفـاداری،وارستگی،دوری از حرص و طمع و مردم آزاری،پرهیز از بی مهری ،آزادگی، نیکوکاری،پرهیز از ظاهر فریبی و…
مرا چه خوش سخنی گفت ناصحی دانا کــه لازم است بــرای عموم ،تبیانش
که هرکه بر دگــری کار نابســامان کرد نمی رسد به یقین کار خود به سامانش
سـوای کشتن پروانــه نیست پنــداری دلیل عمر کم شمع و نــور لرزانش(دیوان :72)
یا : چهــره بر پــای مهتــران سایــد بهــر ترفیــع خــویش،عنصـر پسـت
غافل از ایــن کـه بی وجــود خطـر بــه بــزرگــی نمـی تــوان پیــوست
می تــوان کــرد اگر به کـوه صعـود احتمال سقوط از آن هم هست(دیوان :79)
یا: با وجود عمر طولانی و سرسبزی،چنار آتش افتــد در درونش از سرپا ماندگی
آری این اصل تبدل در همه جا صادق است
آب صافی می شود گندیده از جاماندگی (دیوان : 61 )
در پرهیز از هـوای نفس و کسب فضل می گـوید :
هوای نفس رها کن بپــوی راه شـرف که تیر چـون ز هوا بگذرد رسد به هدف
ز فضل و علم و هنر،مغز را تهی مگذار
که بی بهاست اگر گردکان بود اجوف(دیوان :50)
شاعر در بیان تمثیلی لطیفی در مورد بی مهری با ایهـام و طنز چنیـن می گوید :
کس می نتوانـد که ببینـد دگـری را گــر یک نظـر از مهـر بـه رویی نگشـودنـد
مردم همه ایننـد مگر مـردم چشمان همسایـه ی دیوار بـه دیوار نبودند؟(دیوان :59)
یا:از کس وفا مجوی که چون جای مردم است
آب دو چشم نیز به یک جو نمی رود(دیوان :98)
شاعر تمثیل را در مسائل سیاسی نیز به کار برده است.وی بدین وسیله مسائل سیاسی روز را در ابیات خود می آورد .
گفت این جا نیست کس تــا بشنود گفتـار ما
گفت هر دیوار دارد موش و دارد موش،گوش(دیوان :20)
وی به مناسبت محاکمـه ی سران آلمـان نـازی در نـورنبـرگ گفتـه است :
گرچه غالب گشتن از افزون تر آدم کشتن است
هست مـر مغلـوب را عنـوان جانی بی درنگ
شیشه در باطن همان سنگ است و وقت اصطکاک
تیز و برنده است اما خرد می گردد به سنگ(دیوان :18)
یا: ز هر ناکس که شد دارای عنـوان نشایــد کس بــزرگی چشم دارد
چو سگ را لقمه در کام است از بیم فــزون تر بـر خلایق خشم دارد
گرفتم این که خواندی گرگ را میش کی آن ارزنـده شیر و پشم دارد؟
به ظاهــر گر بـه یکــدیگر شبیهند تفاوت ها شبه با یشم دارد(دیوان :100)
بقـایی بیشتر در مورد بیان ظلم از تمثیل بهره می برد.مانند :
نیسـت ظــالـم نبـاشــد ار مـظلـوم کــه کشـــد بــار ظلــم را بـــر دوش
شعلــه چـون مشتعل شــونده نیافت خود فرو می رود و شود خاموش(دیوان :27)
یا :پرسیدم از کسی که چرا اقویای قوم افزون به دسته ی ضعفا حمله می کنند؟
با این که زین گروه گزندی نـدیده اند بی موجب و دلیل چرا حمله می کنند؟
گفتا بدین دلیل که روی سرشت خویش
سگ ها زیادتر به گدا حمله می کنند(دیوان :32)
او طنز و تمثیل را هنرمنـدانه و به خوبی به کار می گیرد تا تصویری برجسته از زشتی ها و پلشتی های جامعـه ترسیم کند.زمـانی که از رجال دولتی آن چـه می بیند جز نامردمی چیزی نیست،با ایهـام ظریفی معنی مورد نظر خود را این گونه بیان می کند :
یکی گفتــا چرا نـامـردمی چنـد شــدند از خیل مــردان زمـانـه؟
مگـر ایجــاد شخصیت در آنــان شــده در کارگاهی محـرمانــه؟
بـدو گفتم که آنان عکس مــردند جز این شان نیست از مردی نشانه
ظهور عکس کی امکان پذیر است مگر در ظلمت تاریکخانه ؟(دیوان :80)
شاعر گاهی تمثیل را در قالب حکایت ارائه می دهد و بدین گونه بهتر می تواند مطلب مورد نظر خود را به خواننده انتقال دهد.مانند حکایت« یخ فروشی»(دیوان : 29) ،«خرس سفید» (دیوان : 11 )،«تار عنکبوت»(دیوان : 23 ).
به نظر شفیعی کدکنی،بهترین راه برای تشخیص تمثیل از دیگر انـواع تصویر این است که از دیدگاه زبان شناختی مورد بررسی قرار گیرد: « بدین گونه که تمثیل در معنای دقیق آن می توانـد در شکل معـادله ی دو جمله مورد بررسی قرار بگیرد.معادلـه ای است که بـه لحـاظ نـوع شباهت ،میـان دو سوی بیت (دو مصراع)وجـود دارد.شـاعر در مصراع اول چیزی می گوید و در مصراع دوم چیزی دیگر ،اما دو سوی این معادله از رهگذر شباهت قابل تبدیل به یکدیگرند و می توان آن را اسلوب معادله خواند.(1358 : 84 )
دیــدی آخـر کز نبوغ حیــرت افزای بشر شد به یک سو پرده ی تزویر از رخسار ماه ؟
با وجود این که روشن می نمودی همچو روز چهــره ای تاریک بــودش همچو شب های سیاه
صاف و شفاف است در ظاهر ولی در سطح آن قله هـا باشد چـو کوه و حفـره ها دارد چـو چاه
این دورویی گویی از اهل زمین آموخته ا ست یا گنهـکاری که خـود را می نمـایـد بیگنـاه
خوب شد معلـوم شد بر مردم عالم که هست این جهـان گمـراه کن ما مردمی گم کرده راه
نیست این جای شگفتی کز خطای باصره
کاه کوه آید بشر را در نظر یا کوه کاه (دیوان :123)
شفیعی کدکنی عقیده دارد که در شعر شعرای قرن دهم به بعد به ویژه شعر شعرای سبک هنـدی دو مصراع یک بیت و گاه یک بیت با بیت بعـد ماننـد دو طرف یک معـادله عمل می کنند،به طوری که مصراع اول از نظر معنی با مصراع دوم برابر است.مثلا در این بیت : روشن دلان خوش آمد شاهان نگفته انـد آیینــه عیب پـوش سکنـدر نمی شــود
مصراع دوم از حیث معنی و پیام ادامه ی مصراع اول نیست بلکه دقیقا با آن برابر است. (داد،88 )به عنوان نمونه :
حشمت آزادگی در حکمت افتادگی است
خاکساری دانه را نخل تناور می کند(دیوان :47)
یا: زانکه گاهی بد است و گاهی نیک پایــداری بــه مــردمی مطلـب
پـــاکــی گــوهــر و اصــالت آن ارج و مقــدار مرد راست سبـب
مــاه چــون نــور عـــاریـت دارد جلوه ای نیستش مگر در شب(دیوان :48)
یا :چه حاصل است ز تن چون در آن نماند رمق؟
چه نشئه است به خم گر در آن نبود نبید(دیوان :183)
شاعر در ترغیب خواننده به مهرورزی وخوش اخلاق بودن این مطلب را در قالب تمثیل، به روانی و زیبایی بیان می کند :
با بدان هم نیکویی کن زانکه با احسان تو را با همـه درنـده خویی سگ،نگهبان می شـود
هرکـه راه اعتلا پیمـود روشن شـد دلش چـون بخار تیره بالا رفت ،باران می شـود
با کمی مهر و نوازش می توان دل،شاد کرد
غنچه را لب از نسیم صبح،خندان می شود(دیوان :60)
یا :ملایم طبع هم با ناملایم چون مواجه شد بدانجا می رسـد کارش که از غوغـا نپرهیزد
نبینی با همه نرمی که اندر طبع خود دارد
خروش از آب هم در راه ناهموار می خیزد؟(دیوان :80)
3-2-2- تشبیــه و استعــاره :
دیـدگاه هنری بقایی در اشعارش متکی برتشبیه است.به علت آن که در تشبیه فعل به کار می رود سبب حرکت وجنبش در تصویرها می شود.دلیل پویایی تصویرهای شعری بقایی استفاده از تشبیهات زیاد است.
یکی از برجستگی های شعری بقایی،ترکیبات ،تصاویر و صورت های خیالی بدیعی است که در اشعارش دیـده می شـود.در شعر «شکار کبک» نگاه شـاعر بـه کبک و خلق چنیـن خیال هایی مهر تأییدی است بر قدرت تخیل و بیان بقایی.نگاه شاعرانه ی او به قدری تیز است کـه گاهی چیزهایی را می بیند که کسی قبل از او ندیـده و یا پدیـده ها را طـوری می بیند که کسی آن گونه ندیده است.مانند :
درون صـلح مسلح نهفتــه نفــرت ها چنان که در شکم توپ و تانک،آتش جنگ
چنان به نقشه ی جنگی به شوق می نگرند
که نقش خامه ی مانی به صفحه ی ارژنگ(دیوان :10)
یا:زان تنگ دهان تو نمایان شده دنـدان
چون ظرف گلابی که در آب شود قند(دیوان :107 )
یا:در انــزواست هنرمند واقعی گمنــام چــو شیــر پیــر که سر بــرنیارد از بیشـه
و یـا چـو شـاعر دانشـوری که می تابد
هـزار اختـرش از آسمان اندیشـه(دیوان :68 )
موارد دیگر در بررسی منظومه های بلند شاعر آورده شده است.مانند ترکیب “زره پوش نحس سربی رنگ ” که استعاره از ابر است یا “جواسیس و عیون” استعاره از ستارگان در شعر آثار جنون.
تخیل های بدیع وی در تشبیه های مفرد نیز زیاد است.مانند :
از درون چون دَم گراز خشن از برون ،نرم چون دُم قاقم(دیوان :11)
رعایت تناسب میان مجموعه ی اجزای کلام و انواع صنایع بدیعی سبب افزونی موسیقی سخن شده است.
یا: در ستایش از مادر می گوید:
یک دم نخفت تا تو نگریی به نیم شب با قنـد بوسـه در تو شکرخنـد آفـرید
شد هسته دل دو نیم و بپوسید و خاک شد
تا آن که یک نهال برومند آفرید(دیوان :52 )
یکی از منظومه های درخشان بقایی قصیـده ی بیست و هفت بیتی آثـار جنـون

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع "، بقایی، ایــن، تــاریخ Next Entries منبع پایان نامه با موضوع بلایای طبیعی