منبع پایان نامه با موضوع شعر فارسی، شفیعی کدکنی، اساطیر ایران، تصاویر خیالی

دانلود پایان نامه ارشد

(دیوان : 121) است .شعر سخته ای که صرف وجود همین شعر در دیوان او می تواند مدعای شاعری بقایی باشد. تنوع تصویرها در این شعر آشکار است .برخی از صور خیال وی برای اولین بار در شعر فارسی عرضه شده و به قول استاد شفیعی کدکنی تصویر مادر است . در تک تک ابیات این منظومه شاهد تصاویر زیبا و رستاخیز کلمات هستیم؛ رستاخیزی در جهت دور شدن از حالت عادی و سیر به سوی خلق زیبایی و جذب خواننده ؛از مطلع تا مقطع. در بسیاری از تصویرهای او به نوعی تازگی بیان دیده می شود که نشانـه ی قدرت تخیل اوست.شـاعر با توصیف طبیعت ،شعر را آغـاز می کند؛ غروبی کـه به شب می انجامـد . تصویر سازی های او از غروب و شب، بدیع و جذاب است.
شامـگاهان کـه شفق کرد افق را گلگون تا بن نیـزه ی خورشید فرو رفت به خون
گشت در طور افق،آتش موسی خاموش شـد نهـان در شکم مـاهی دریا، ذوالنـون
تاخت اسکنـدر افلاک به سـوی ظلمات ماند بر جای از او خیل جواسیس و عیون
خور چنان شد به سراشیب که گویی شده است چهر رخشنـده ی یوسف بـه دل چاه، نگون
کم کمک ماه برآورد سر از حجله ی خویش سکّـه ی زر بــه در افتــاد ز گنج قارون
وانگه از نقـره ی محلول، لعــابی کم رنگ قلم صنع بــرافشاند به دشت و هـامون
یکی از خصوصیات برجستـه ی تصاویر شعری بقــایی کوششی است که در راه مــادی کردن بسیاری از معانی و حالات دارد و این خصوصیت تا حد زیادی به طور غیر مستقیم در طبیعی بودن شعر کمک می کند. مانند:
سایه از ماه چنـان در پس اجسام گریخت که نهان می شود از شحنه به شب شبـرو دون
سایــه ی پنجـره و روشنی مــاه کشیـد رسمی از نقشه ی شطرنج به دیوار و ستون
آن گاه با بیت دلنشینی سخن را به مقصد می کشاند :
شد از این منظره بیدار مرا فکرت خـواب غـرق شد کشتی اندیشه بـه دریای سکون
گفتم این طرفه بنا چیست که با آن عظمت نـز درونش کسی آگـاه بـود نـه ز بـرون…
چیست این صفحه ی تزیین شده با شمس و قمر کش متـون است حواشی و حـواشیش متـون
کیست اندر پس این چرخ خمیده چو کمـان؟ که کمین کــرده و صد شعبده دارد به کمون…
در شناسـایی آن عـاجز و سرگردان است گر کس استـاد ارسطـو شـود و افلاطــون
آنکه عقلش به کمال است همین می داند که بشر سخت در این وهله ذلیل است و زبون
باز روشن شـد و تـاریکی افکار بمانــد شب به روز آمـد و من ماندم و آثار جنون
در این منظومـه تصاویر بکر،موسیقی ،واژگان مناسب ،صـورخیال لطیف و زیبـا و بیـان قـدرتمنـد شاعر سبب سختگی و درخشـان بـودن شعـر شـده است.این منظـومه از نظر هماهنگی تصویرها با یکدیگر و تناسب با فضای شعر قوی است.
شفیعی کدکنی در کتاب” زمینه ی اجتماعی شعر فارسی ” می گوید : نخستین عاملی که در تحرک یا ایستایی تصـویرها می توان تشخیص داد میزان نزدیکی شاعر به تجربه های خاص شعـری است.شاعری که صور خیال خود را از جـوانب مختلف حیات و احـوال گوناگون طبیعت می گیرد،ناگزیر تحرک و پیوند بیشتری با زندگی دارد،زیرا در ساختمان هر تصویر مقدار زیـادی از حرکت و جنبش ،موضوع اصلی گرفته می شود تا به ثبت و ثبات برسـد و قابل نمایش و نمودن گردد.هنگامی که تصویری حاصل شد،آنکه بخواهد تجربه ی شعری خود را از تأمّل در باره ی آن تصویر حاصل کنـد ،هرقـدر بکوشـد که تصویر او زنده و پویا باشد،باز مقدار زیادی از حرکت و جنبش را به طور طبیعی باید از دست بدهد.(1386: 93 )
بقـایی شاعری است که تجربه ی مستقیم زیاد دارد.تصویرهایی که از غروب،شب، بـرف، باران، کبک،سیل و … می دهـد،از تجربه ی مستقیم او سرچشمه می گیرد.همین امر سبب تحرک وپویایی صورت های خیالی او شده است.وی از ارائه ی تصاویر ذهنی خود عاجز نیست و خیلی به ندرت تصاویر شعر خود را از صور خیال پیشینیان می گیرد
در خیال های او نشـانه های تأثیـر اساطیر ایرانی را به ندرت می توان یافت،با وجود این نشانه های فرهنگ ایرانی بر اسلامی غلبه دارد .نظیر :
شکافـد نسیم سحر غنچـه را تـن چـو پهلوی سهراب از تیغ رستم
به بر گیـرد اشجار،رخت ملّــون چو اطفال در عید نوروزی جم(دیوان :135)
-پایم به هشت خانـه ی رستم نمـی رسد
گر هفت خوان نهند پی هفتخوان مرا(دیوان :118)
یا:در خطاب به دریای خزر می گوید :
تو شاهــد بــزم کاخ کــاووسی تــو ناظــر رزم پــور دستــانی
تو رونق خاک پاک جمشیدی تو چشم و چراغ ملک ساسانی (دیوان :19)
تشبیهات او همراه با حرکت و حیات خاصی است.او گاه یک پدیـده را از چندین زاویه دید، تصویر می کند.به عبارت دیگر از یک پدیـده چندین تصویر گوناگون ارائه می دهد که دلالت بر نبوغ وی می کند. مانند قطعه ی برف(دیوان : 119 ) :
ز بس که برف پیاپی به روی بـرف نشست زمین پست تو گـویی به آسمان پیوست
به کوه و دشت و دمن برفی آن چنان بارید که با بلندی هم سطح شـد اراضی پست
به سان پنبــه فروریخت تکه تکه ی برف مگر سجـاف لحـاف فلک ز هم بگسست
بیت مزبور از حیث تصاویر خیالی یک تصویر کاملا بکر و بدیع است.در شعر بقایی برای برخی از عنـاصر طبیعت یا اشیـای دیگر تصویرهایی ساخته شده که هیچ گاه قبلا نبـوده است؛یعنی اجزای تصویری او بدیع است و از قوه ی ذوق شاعر سرچشمه می گیرد.
به جای بـرف دگر هیچ جای ننهاده است اجاره کرده تـو گـویی محیط را دربست
فرو همی جهـد امسال کـوه برف از کـوه به سـان مـاهی لغزنـده از منافـذ شست
اکثر این تصـویر ها تازگی دارد و هنرمنـدانه است.در این تشبیهات، عامل اغـراق اهمیت زیادی دارد .
در قصیده« بحر خـزر» (دیوان : 19)نیز شاعر دریـا را از چنـدین زاویـه تصویر می کند.به عنوان نمونه چند بیتی آورده می شود :
ای بحـر خزر چرا خــروشـانی؟ اندر غلیـان چـو دیگ جـوشانی
این گونـه که در تلاطمی گـویی چون کشور جم دچــار طـوفانی
مستی تو مگر که کف به لب داری مـر اشتـر مست را همـی مـانـی
از چیـست کـه در تـلاطـم دایـم چون زخم خدنگ خورده ثعبانی؟
یــا افعـی حلقــه کـرده انـدامـی هرلحظه به گـرد خـویش پیچانی
زین حمله وری به سوی ساحل ها چونان کـه درنـده شیــر غرّانـی
مـانـا که تـو چشم کشـور مـایــی کز دیـدن حـال ملک گـریـانـی
گـر سمـت شمـال ملـک را قلبـی بـر پیکـر مملـکت تـو شـریانی
بقـایی در مـورد توصیف اشخاص نیز این شیـوه را به کار بـرده است.مثلا در تمجیـد از سعدی و حافظ و وصف آن دو می گوید :
مراست قدرت انجام وصف حافظ و شیخ گـر الکنی به فصاحت سخن کنـد آغاز
چگونه وصف کنم این دو را که گفته شــان یکی است سحر مبین و یکی بزرگ اعجاز
یکـی بـه گفتـن اشعــار دلنشـین ،یکتـا یکی بـه سفتن دُرهای بس ثمین،ممتاز
یکـی سکنـدر عالم گشـای ملک سخـن یکی قلنــدر رمـزآشنـای کـاشف راز
یکی گل است و شقـایق همـه گلستانش چـو پرنیـان منقش بـه دکّــه ی بـزاز
چنـان صفـا و طراوت به بـوستانش داد که گل ز جلوه فروماند و بلبل از آواز
یکی چو کارگه مانـی است دیـوانش پـر از فنون بدیع و نقوش روح نـواز
در شعر مذکور قدرت بیان بقـایی و شناخت وی از دو قلـه ی شعر فارسی بـر خواننـده معلوم می شود.بیان هنرمندانه ی شاعر آن چنان زیباست که نیازی به شرح و بسط ندارد. سرانجام استادانه منظومه را چنین به پایان می رساند :
بقــایی از سخن نـارسـای دم درکـش کنـون که شاهد اقبال با تو شـد دمساز
به جای خود بنشین وز سر سخن برخیز برو به نائره ی عشق خود بسوز و بساز
بــه اوج رفعتشان شاهبــاز فکـرت را مران که طایر اندیشـه را نیابی باز(دیوان :107)
از این نمونـه ها می توان به تنوّع دید بقایی و قدرت خلق او در تصاویر طبیعت پی برد.
درصد کمی از تشبیهات بقایی مبتذل است و در اسلوب تصاویر شعری گویندگان قبل است.
بر خرمنی نمی زنم آتش وگرنه هست تیغ زبان چو قله ی آتشفشان مرا(دیوان :118)
یا:گفت این آتش ظلم است و به جا خواهد ماند
تا زمانی که در این ملک،قصوری برپاست(دیوان :29)
اما گاهی تصرفّاتی در تشبیه کلیشه ای می کند و بدین وسیله سبب تازگی آن می شود. نظیر :
مباد پرده ی کس را کسی به تیغ زبـان بـه ناروا بدرانـد اگر نمی دوزد(دیوان :104)
یا:چو برف پیری بنشست بر سرم ز هراس ز بــام خاطــره ام طایــر نشاط پــریـد
جهان پیر مگر با تنم خصومت داشت
که همچو شیشه ی حجام خون آن بمکید(دیوان :183)
یا :از هنر حاصلم این است که دست هنرم
در دل بی هنـران،تخم حسد می کارد (دیوان :51)
شاعر با وجود آن که ترکیب تشبیهی تخم حسد آورده ولی در زنجیره ی کلام آن چنان به طور طبیعی آمده و با اجزای سخن هماهنگ شده که ابتذال بودنش به چشم نمی آید.
در شعر بقایی تصویرهای مرکب یعنی خیـال هایی که دقیق باشـد و مجموعه ی اجزای تشبیه در نظر گرفته شده اند به نسبت کم است.در مجموع هر قدر گستره ی خیال وسیع هم باشد در یک بیت ارائـه می شود و تصویرهایی که در خلال چند بیت مجموعا یک خیال را ترسیم کند به ندرت دیده می شود.از قبیل :
همـه آیینـه سـان دورو دارنــد یک طرف تیــره یک طـــرف شفـــّـاف
راست گـویی چـو تیغ چـوبینند شــده پنهـــان به زرنگار غلاف(دیوان :51)
یا:در اجتماع،اهل هنر چون سماورند کاو بهـره ای نمی برد از اشک و دود خویش
در بین جمع گرچه به اجبار می رود دلگرم می کند همــه را از ورود خـویش
در آب و آتش است به سود کسان و کس
آتش به دل نمی زندش جز به سود خویش(دیوان :66)
یا در تشبیه طنزآمیزی که در مورد زن دارد(دیوان : 105)، چنین می گوید:
زن شناسان بر این سـرند که زن خصلت و خـوی ماکیــان دارد
آن تقاضــای آب و دانــه کنــد ایـن تمنــای آب و نــان دارد
لیک یک بیضه چون نهد بر جای مـدتـی شیـون و فغــان دارد
بینشان این تفـاوت است کـه آن بی زبان است و این زبان دارد
در دیوان بقایی تشبیه مرکب به مرکب کم نیست ؛تشبیهی که دو طرف تشبیه دو چیز یا بیشتر باشد.بیشتر نمونـه ها در بررسی منظومـه های بلند شـاعر و تصویرسازی های او آورده شده است.مثال های دیگر:
خرامان از دری آمد برون کبکی به زر گنده که نادیده کسی کبک دری چون او خرامنده
در واژه ی زرگنده ایهام وجود دارد.
به روی قسمت مکشوفه ی زانو به بالایش نظر چون مور می لغزید اندر طاس لغزنده
به گرد گونه ی گلرنگ او زلف طلا رنگش چو بـر گرد گل سوری شود سنبل،پراکنـده
شبیـه بازوان نیمـه عریانش تـواند شـد بلــور نازکی را گـر کنند از سیم آکنده
به هر گامی که می زد قلب من مانند پستانش
شدی در سینه همچون گویی از سیماب لرزنده(دیوان :110)
3-2-2-1- شخصیّت بخشیـدن به اشیــا(تشخیص):
این صورت خیال انگیز در شعر بقایی اندک است.شاید عدم نیاز او به این گونه تصاویر ،آن باشد که وی همان گونه که از مبالغه برکنار مانده ،به این گونه صورت خیال نیز که می تواند گوشه ای از اغراق باشد،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع "، بقایی، ایــن، تــاریخ Next Entries منبع پایان نامه با موضوع بلایای طبیعی