منبع پایان نامه با موضوع شرکتهای کوچک، شرکتهای کوچک و متوسط، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

کنند. برای مثال، هنگام وضع ماليات بر فعاليتهای خود اشتغالی در کوبا، فيدل کاسترو اعلام داشت: ما بايد بر دزدی و غارتگری نوعی ماليات وضع کنيم. چنين حالتی اين ايدئولوژی را تقويت میکند که افرادی که منفعت فردی خود را بر منافع جامعه ترويج میدهند، غارتگرند (میامی90، 1995). نقشهای اصلی دولتها در ارتقاء کارآفرينی به شرح زیر میباشند:
الف) نقشهای تنظيمی: کشورها از طريق کاهش يا تخفيف مالياتی، پرداخت وامهای ضروری و ديگر برنامههای تنظيمی، کارآفرينی را پشتيبانی میکنند و بدين طريق احتمال اين که مردم، يک فرصت جذاب را شناسايی کنند و در نتيجه، تصميم بگيرند کسب و کار خود را راه اندازی کنند افزايش میدهند (دوتریاکس91 و همکاران، 1988). پشتيبانی مالی برای شرکتهای کوچک و متوسط يکی از معمولترين رويکردها برای ارتقاء کارآفرينی در سراسر جهان است. برای مثال، حمايت مالی با برخورد ترجيحی با کسب و کارهای کارآفرينانه به شکلی از برنامههای دولت در کانادا، مشوقهای مالياتی در سنگاپور، وامهای دارای بهره پايين در جزاير ويرجين تبديل شده است (بناونت92 و همکاران، 1998).
اين حمايتهای مالی ممکن است به طور خاص برای کارآفرينانی که از فقدان منابع مالی که از آن به عنوان مانع اصلی راه اندازی يک کسب و کار نام برده می شود، مهم باشد. برای مثال مطالعهای به وسيله دانشگاه شيلی انجام شد و دريافت که اگرچه برنامه ارتقاء میتواند مزايای واقعی برای شرکتهای کوچک و متوسط فراهم کرده باشد ولی کارآفرينان کماکان فقدان تامين مالی را به عنوان مانع خود می دانند (دانایی فرد و همکاران، 1386).
برخی کشورها نيز فرايند راه اندازی کسب و کار را ساده کرده اند و الزامات بوروکراتيک را بسيار روشن کردهاند. اين تأکيد بر جزئيات بوروکراتيک را بسيار روشن کردهاند. اين تاکيد بر جزئيات بوروکراتيک ممکن است برای رشد کارآفرينی بسيار مهم باشد.
تحقيقات انجام شده در چين و جزاير سليمان نشان داده است که الزامات رويهای دردسرزا ممکن است فعاليت کارآفرينانه را محدود کند و عدم اطمينان و بی ثباتی در سياستهای دولت، ممکن است علاقه کارآفرينان به تدوين استراتژیهای رشد بلندمدت را کاهش دهد. مدارک و شواهد حاصل از بررسی کشورهای مختلف بيانگر برخی موفقيتها برای برنامههای طراحی شده برای بهبود محيط تنظيمی اشان برای کارآفرينی است. به عنوان مثال، يکی از محققان شيليايی نشان داده است که چگونه وامهای تضمينی دولت میتواند به کارآفرينانی که فاقد سرمايه و حمايتهای جانبی نهادهای بازارند، کمک کند (دانایی فرد و همکاران، 1386).
ب) نقشهای شناختی: برنامههایی که بر اشاعه دانش مديريت و مهارتهای کارآفرينی متمرکز است برای تقويت نهادهای شناختی است و اين امر میتواند توانايی کارآفرينان محلی را برای تأسيس و حفظ کسب و کارهای خصوصی خود بهبود دهد. کشورهای مختلف تلاشهايشان را برای بهبود درک افراد از فرايندهای راه اندازی يک کسب وکار آغاز کردهاند. در اين راستا طراحی وب سايت کارآفرينی و انتشار کتابچههای راهنمای کارآفرينی را در دستور کار خود قرار دادهاند. همچنين برنامههای آموزشی متعددی برای کارآفرينان ارائه می شود. برنامههای مختلف، خدمات مشاورهای به کسب و کارهای کوچک ارائه میدهند و شبکه کسب و کارهای کوچک و متوسط آموزش لازم به کارآفرينان عرضه میدارند. مضافاً، برنامههای خاص شرکتها به کار با هم برای درک محيط صنعتشان کمک می کند. در نهايت در برخی کشورها آموزشهای لازم به شرکتهای کوچک و متوسط ارائه میشود و يابرنامههايی نظير صندوق سرمايهگذاری اجتماعی و ارتقاء توليد، شرکتها را در توسعه مهارتهای کارآفرينانه لازم کمک می کند. برخی ديگر از کشورها نيز براهميت تقويت نهادهای شناختی تأکيد کردهاند. مطالعات در آمريکا و استراليا بر وجود برنامههای آموزش مديريت و آموزش کسب و کار و همينطور در دسترس بودن کمکها در زمينه تحقيقات بازاريابی و ديگر فعاليتهای توسعه کسب و کار به عنوان نقشآفرینان مجموعه مهارت کارآفرينی جامعه دلالت دارند. مرکز آنکوباتورهای کسب و کاری اهميت توسعه مجموعه مهارت شناختی کارآفرينان را نشان دهد. اين مراکز صرفاً خدمات اداری برای مشارکت کنندگان ارائه نمیکنند بلکه برای کارآفرينان نوظهور خدمات مشاورهای و آموزشی وسيعی نيز ارائه می دهند (هاوکینز93، 1993).
ج) نقشهای هنجاری: در نهايت، برنامههای معطوف به بهبود ديدگاه جامعه نسبت به کارآفرينان میتواند محيط هنجاری يک کشور را تحت تأثير قرار دهد و بدين ترتيب انگيزههای افراد برای تبديل شدن به کارآفرينان را بهبود دهد. کارشناسان اقتصادی مدعیاند که نهادهای هنجاری دشوارترين بخش محيط کارآفرينی هستند که بايد تغيير کنند و متذکر شدهاند که میتوان برای تغيير و دگرگونی صحيح نحوه ديدگاه مردم نسبت به کارآفرينان چند نسل آن را تغيير داد. به اعتقاد يکی از کارشناسان سالهاست که مردم به کارآفرينان به ديدگاه شک و ترديد نگاه میکنند زيرا کارآفرينان را معادل فرصت طلبان میدانند (دانا94 و همکاران، 1997). بسياری از کشورها در حال اجرای استراتژیهایی با هدف تغيير اين برداشتهای اجتماعی هستند.
برنامههای محلی نظير ارتقاء توليد نيز برای تحقق اهدافی مشابه تدوين شده است و رهبران دولت وظيفه ارتقاء روح کارآفرينی را به عهده گرفتهاند (پننیگز95، 1982).
تحقيقات در مورد کشورهايی نظير ژاپن رابطه بين نگرشهای عمومی به طرف کارآفرينی و سطح فعاليت کارآفرينی داخلی را نشان داده است. برخی از محققان توصيه کردهاند که دولت پيشنهاد جايزه کارآفرين سال را بپذيرد و رهبران ملی به طور منظم فعاليتهای مالکان کسب و کارهای کوچک محلی را برای تغييرنگرشهای جامعه نسبت به کسب و کارهای کوچک تحسين کنند. بنابراين دولتها میتواند برای ايجاد محيطی مثبت که کارآفرينی را به عنوان نوعی کارراهه مورد احترام در اقتصاد داخلی مشروعيت میدهد فعاليت کنند (رادنیک96 و همکاران، 2000).
2-3- گردشگری و توسعه کارآفرینی در گردشگری
2-3-1- تعریف گردشگری
توریسم واژهی فرانسوی گردشگری است که از ریشه تور گرفته شده است. تور در زبان فرانسه به معنای حرکت دورانی، عمل پیمودن، طی کردن، سیر کردن و گردش نمودن میباشد. واژه توریسم نخستین بار در مجلهای تحت عنوان اسپورتینگ مگزین بکاربرده شد (خضری و همکاران، 1392).
واژه گردشگر به کسی اطلاق میشود که صرف نظر از کنجکاوی به قصد تفنن و تفریح سفر میکند (آونیل97، 2002). در جائی دیگر به کسی که برای خشنودی خود و لذت بردن مسافرت میکند، گردشگر گفته شده است. سازمان ملل تعریف خود از گردشگر را چنین ارائه می دهد: گردشگر فردی است که بیش از یک روز و کمتر از یک سال در محلی غیر از زیستگاه دائمی خود بماند.
در این تعریف نظامیان، دیپلماتها، مهاجران و دانشجویان قرار نمیگیرند. سازمان جهانی گردشگری98 (UNWTO) نیز افرادی را که با نیت گذراندن اوقات فراغت، انجام کار و سایر اهداف در مدت کمتر از یک سال به مکان هایی خارجی از محیط عادی زندگی خود میروند، گردشگر تلقی کرده است (سازمان جهانی گردشگری، 1996). در فرهنگ و ادبیات فارسی، به کسی که به مقصدی مسافرت کرده و بعد از مدتی به محل سکونت خود بازمی گردد، جهانگرد گفته می شود (خضری و همکاران، 1392).
بطور ساده، هرچه را که با گردشگرها و ارائه خدمات به آنها سرو کار داشته باشد به عنوان گردشگری دانستهاند . در جایی دیگر توریسم یا گردشگری را به عنوان یک فعالیت تفریحی تلقی کردهاند (اونیل99، 2002). مطابق تعریف سازمان جهانی گردشگری، گردشگری عبارت از فعالیتهایی که گردشگرها انجام می دهند (سازمان جهانی گردشگری، 1996).
گذشته از این تعاریف، گردشگر در مفهوم وسیع آن علاوه بر گروههایی از قبیل سیاحان، جهانگردان و … ، شامل افرادی نیز که در ارتباط با کار و حرفه و فعالیت علمی و تحقیقی خود سفر میکنند، نیز میشود. همچنین گردشگری را میتوان یکی از اجزاء تشکیل دهنده توسعه مورد توجه قرار داد، بطوری که برنامههای گردشگری کاملاً همسو با توسعه جامعه قلمداد میشود، علاوه بر آن صنعت توریسم باید در مناطق روستایی و در تمام سطوح توسعه یابد.
گردشگری عبارت است از: گذران اختیاری مدتی از اوقات فراغت خویش در مکانی غیر از سکونت دائمی به قصد التذاذهای گردشگری (باهر، 1377). بعضی دیگر نیز گردشگری را به عنوان اقدام به مسافرت با هدف تفریح و ارائه خدمات برای عمل تعریف کردهاند. تعریف جامعتری نیز به وسیله سازمانی جهانی گردشکری از گردشگری ارائه شده است: گردشگری یک صنعت خدماتی است که شامل تعدادی از ترکیبات مادی و غیرمادی می باشد. عناصر مادی شامل سیستمهای حمل و نقل (هوایی، راه آهن، جادهای، آبی و امروزه فضایی)، پذیرایی (مسکن، غذا، تورها) و خدمات مربوط به آن نظیر خدمات بانکی ، بیمه و خدمات بهداشتی و ایمنی میشود. عناصر غیر مادی شامل استراحت، آرامش، فرهنگ، فرار، ماجرا جویی و تجربیات جدید و متفاوت می باشد (سازمان جهانی گردشگری، 2002).
گردشگری از جریانهایی است که به خوبی بیانگر امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. گردشگری میل به استفاده از فضا در اوقات فراغت با انگیزهها و اهداف مختلف است. گردشگری در یک کلیت در برگیرنده جریانی از سرمایه، انسان، فرهنگ و کنش متقابل میان آنها است که در فضای جغرافیایی آثار مختلفی بر جای مینهد (بریدنهان100، 2004). در واقع مهمترین هدف توسعه توریسم داخلی و خارجی، توسعه اقتصادی و اجتماعی نواحی مقصد است (شارپلی101 و همکاران، 1997). با جمع بندی تعاریف و مفاهیم فوق، تعریف زیر از گردشگر و گردشگری را می توان ارائه داد:
گردشگر کسی است که با نیت کار، تفریح و یا لذت بردن از محیط پیرامون از محل زندگی دائم خود دور شده و برای مدتی که میتواند بین یک روز تا یک سال باشد در محل دیگری بماند و گردشگری، صنعتی است که با گردشگرها و سرویسدهی به آنها سر و کار داشته و میتواند فعالیتی تفریحی، علمی، کاری و یا عاطفی باشد(خضری و همکاران، 1392).
2-3-2- جاذبه های گردشگری
جاذبهها با توجه به میزان جذابیت خود میتوانند گردشگران را به سوی خود جذب نمایند، در این زمینه ساختار جذاب این جاذبهها در زمینه کشش گردشگر دارای اهمیت بسیاری میباشد (گارتنر102، 2002). منابع مختلف، تقسیمبندیهای متفاوتی را از جاذبههای گردشگری از دیدگاه مختلف ارائه کردهاند. رایج ترین الگوی مورد استناد در اغلب مطالعات، الگوی پیشنهادی سازمان جهانی گردشگری است که مطابق دستهبندی زیر ارائه شده است (آشورت103، 1989):
جاذبههای طبیعی: جاذبههای طبیعی موجود در مقصد، غالباً اولین موضوعی است که توجه گردشگر را جلب میکند که اصولاً ترکیب متنوعی از منابع طبیعی را میتوان به منظور ایجاد محیطی جذاب برای توسعه گردشگری به کار گرفت.
جاذبههای فرهنگی: در صنعت گردشگری، فرهنگ به عنوان عامل جذب عمل میکند. برای گردشگرانی که سفر میکنند، فعالیتها، رویدادها و محصولات فرهنگی، همچون نیرویی الهام بخش و جذاب بر آنان اثر میگذارد. جاذبههای فرهنگی شامل تمام تجلیها و تبلورهای بیرونی و رسمی فرهنگ هر کشور است که میتوان آنها را دید، نمایش داد یا به نوعی عرضه کرد.
جاذبههای انسان ساخت: به کلیه عناصر و پدیدههای مصنوع دارای ارزش و حائز تعاریف معیار جذابیت، جاذبه انسان ساخت گفته میشود.
2-3-3- گونه های گردشگری
گردشگری بسته به شرایط محیطی، دارای انواع متنوعی است (کاتر104، 2000). اسمیت105 گونههای گردشگری واقعی را به شرح زیر معرفی میکند (اسمیت، 2000):
گردشگری قومی: به منظور مشاهده سبک زندگی افراد بومی و اقوام انجام میشود.
گردشگری هنری: در پی شناخت هنرهای ملل دیگر و آگاهی از آن است.
گردشگری تاریخی: به آن گردشگری میراث هم میگویند و به بازدید از موزهها، مکانها و ابنیه تاریخی میپردازد و امروزه، بخش عمده ای از گردشگری را به خود اختصاص داده است.
گردشگری طبیعتگرا: تأکید بر جاذبههای طبیعی و پناه بردن به آغوش طبیعت زیبا و تحسین و درک لذت بردن از جاذبههای طبیعی است.
گردشگری تفریحی: شرکت در فعالیتهای ورزشی، استفاده از چشمههای آب معدنی، حمام آفتاب و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی، فرهنگ کار، ریسک پذیری Next Entries منبع پایان نامه با موضوع توسعه گردشگری، جامعه محلی، میراث فرهنگی