منبع پایان نامه با موضوع شاهنامه فردوسی، خسرو انوشیروان، خسرو پرویز، تاریخ سنتی

دانلود پایان نامه ارشد

در ايران مي‌دانند.
در چند يشت اوستا هوشنگ پيشدادي از ايزدان تقاضا مي‌كند كه او را بزرگترين پادشاه روي زمين كنند و او را در برابر ديوها پيروز گردانند.
در فروردين‌يشت فروهر هوشنگ دلير كه برابر ديوهاي مَزَني مقاومت كرده مورد ستایش قرار می گیرد. در نوشته‌هاي پهلوي نيز از هوشنگ سخن رفته است. در كتاب دينكرد آمده: راه و رسم دهقانی و شهرياري را هوشنگ پيشداد بنیان نهاد.
در مينوي خرد آمده: کارهای بزرگ هوشنگ پیشدادی این بود که از کل دیوان نابودکننده مازندر دو سوم آن ها را بکشت…
“در روايت ديني دوره‌ي زندگي هوشنگ از سال 6243 از آغاز خلقت تا سال 6283 ياد شده است”.
“حمزه‌ي اصفهاني به نقل از فُرس آورده كه هوشنگ و برادرش ويكرت پيغمبر بوده‌اند. در تاريخ طبري هوشنگ را بر دين مسلماني ياد كرده و مدت سلطنت او را پانصد سال نوشته است.”
“به موجب زامياديشت، فركياني مدت زماني به او تعلق داشته و در فروردين‌يشت به فروهر پاكدين هوشنگ درود فرستاده شده است. در بندهش، فصل 15، بند 28 مي‌خوانيم كه ايرانيان از پشت هوشنگ مي‌باشند.
دانا از مينوي خرد پرسيد كه چرا مردم در دوران كيومرث و هوشنگ تا زمان گشتاسپ شاهنشاه زندگي خوبي داشتند. در آبان يشت آمده كه هوشنگ از ناهيد درخواست مي‌كند كه به او كمك كند تا ديوان را نابود كند و نيز در چند يشت ديگر.
پيدايش سه آتش اساطيري در زمان پادشاهي هوشنگ بود.
در يشت‌هاي قديمي فهرست پادشاهان و پهلوانان با نام هوشنگ پيشداد آغاز مي‌شود. ولي در فروردين يشت چنين نيست.
“طبق منابع موثق، هوشنگ آیین پادشاهی را بنیان نهاد (دینکرد، ص 688) لقب paraÛ¦ta- (p§ød¦d)، در اوستا لقب هوشنگ است، بعد در تاریخ سنتی ایرانیان به نخستین سلسله‏ی پادشاهی، یعنی پیشدادیان، گفته شده است؛ در بندهش (همان جا)، هوشنگ پدر ایرانیان و در دینکرد (همان جا) نخستین شاهی است که بر هفت کشور زمین فرمانروایی کرد؛ شاهنامه- برخلاف ترتیب زمانی وقایع خود، مفهوم “از زمان نخستین شاه” را با عبارت “ز هوشنگ… تا”می آورد (نک. فردوسی، همان، ج5، ص 313، بیت 252؛ ج2، ص 461، بیت 579؛ ج8، ص 3171، بیت 586؛ قس: شهبازی، همان جا) و خسرو پرویز دین ملی ایرانیان را “دین هوشنگ” می‏نامد (همان، ج8، ص 255، بیت 3342) و “بر اساس روایتی در غررالسّیر ثعالبی مرغنی (ص 6-7) خسرو انوشیروان در ضرورت مراقبت و پاسداری از دهقانان، خطاب به فرمانروایان می‏گوید: ای جماعت پادشاهان، از دهقانی پاسداری کنید، چنان که مراقبِ پادشاهی هستید، چه این دو با هم برادرند و جدّ اعلای ما، هوشنگ، همراه با پادشاهی‏اش، دهقان بود.” در یشت‏های قدیمی، هوشنگ پادشاهی است مقتدر، توانا و برخوردار از فره‏ی ایزدی که بر هفت کشور زمین پادشاهی می‏کند، به طوری که همه‏ی مخلوقات، از دیوان و مردمان گرفته تا جادوگران و پری ها تخت فرمان او هستند. “مدت پادشاهی هوشنگ را در همه‏ی منابع چهل سال گفته‏اند؛ فقط در نوروزنامه‏ی منسوب به خیّام (ص7)، مدت شهریاری او نُهصد و هفتاد سال ذکر شده است. برخی از مؤلفان، نظیر بلعمی (ص127)، حمزه‏ی اصفهانی (همان جا) و ابن بلخی (همان جا) و مؤلف مجمل‏التواریخ و القصص (همان جا) برای هوشنگ و برادرش ویکرد مقام نبوت و پیامبری قابل شده‏اند. مطابق روایتی که فقط در شاهنامه‏ی فردوسی (چاپ مسکو، ج1، ص 33-34، بیت 9-23) آمده است جشن سده را هوشنگ به مناسبت کشف ناگهانی آتش بنیاد نهاد. برخی از محققان در قدمت و اصالت این روایت تردید کرده و آن را روایتی نسبتاً متأخر و عامیانه دانسته‏اند (یارشاطر، ج3، ص 532؛ نیز نک. شهبازی، ج XII، ص 492)؛ خالقی مطلق نیز در چاپ خود (ج1، ص30) آن را جزء روایات الحاقی شاهنامه به شمار آورده و به حاشیه منتقل کرده است. ابوالمعالی محمدالحسینی العلوی در کتاب بیان الادیان (ص19) ابتدای بت پرستیدن را به هوشنگ و دوران او نسبت داده و در این مورد افسانه‏ای نقل کرده است که قطعاً از ساخته‏های دوران پس از اوست “.
“هوشنگ را زين آوند خوانند يعني تمام زين‌افزار و اين لقب تا امروز بر او مانده است و گروهي گويند اين لقب طهمورث بود (126، بلعمي). وضع قوانين و مقررات و برقراري عدالت به او منسوب است و به اين سبب به پيشداد ملقّب گشته كه پيشداد به فارسي به معني نخستين واضع مباني عدالت است (3، ثعالبي).”هوشنگ پيشداد نخستين پادشاه ايران بود (10 و 30، پيامبران). نسبت او به دو سه روايت گويند. اما روايت درست اين است: هوشنگ پسر فروال پسر سيامك پسر ميشي پسر كيومرث (10، فارس). هوشنگ پسر سيامك پسر كيومرث بود (31، شاهنامه (1))، (2، ثعالبي، (125، بلعمي). هوشنگ عمري دراز داشت (10 و 27، فارس). او جهانداري با رأي و دادگر بود. به فرمان يزدان داد و دهش كرد و همه‌ي جهان آبادان و پرداد نمود (33، شاهنامه (1)). او باهوش و با فرهنگ و گرانمايه بود (31، شاهنامه (1)). چون چهل ساله شد مغزي پرهوش و دلي با راي و تدبير داشت (33، شاهنامه (1)). او جاه ايزدي و فرّ كياني داشت (35، شاهنامه (1)). او در نزد نياي خود كيومرث جاه دستور داشت و يادگار سيامك بود و كيومرث او را خود بپرورده بود (31، شاهنامه (1)). ايرانيان چنين مي‌پندارند كه هوشنگ و برادرش ويكرت هر دو پيامبرند (24، مجمل)، (30، پيامبران). او نخستين كس است كه مردمان را به پرستش خداوند فراخواند (119، آفرينش (3)). دين كهن در شاهنامه دين هوشنگ گفته شده است (207، شاهنامه (9)). هوشنگ يكي از گوهرها، يعني آتش را پيدا كرد. او روزي سوي كوه گذر مي‌كرد، از دور ماري بديد، سنگي برداشت تا به مار زند. سنگ برجست و بر بالاي سنگي گران برآمد. هر دو سنگ بشكست و از آن فروغي پديد آمد. مار كشته نشد وليكن طبع سنگ آتش بر هوشنگ پديدار گشت. آنگاه هوشنگ يزدان را بستود و آتش را قبله ساخت و گفت اين فروغي ايزدي است. بايد آنرا پرستيد (33،34، شاهنامه (1)). او نخستين كسي است كه كان‌هاي زر و سيم و مس و روي و آهن بيرون آورد (126، بلعمي). چون آتش را بشناخت، آهنگري پيشه كرد و ارّه و تيشه ساخت (34، شاهنامه (1)). او نخستين كسي است كه آب‌ها را اندازه كرد و مردم را به كشاورزي واداشت (120، آفرينش (3))، (2، ثعالبي)، (13، اخبار). او گاو و خر و گوسفند از ميان نخجيران جدا كرد و پرورش داد (35، شاهنامه (1)). سگان را او شكار آموخت (129، بلعمي). او به اهلي كردن حيوانات پرداخت (3، ثعالبي). بفرمود تا گاو و ميش و حيوانات وحشي را بكشند و از گوشت آنها بخورند (112، طبري (1)). آرد كردن به مردم آموخت و آنها را از سودهاي طعام و شراب آگاه كرد (120، آفرينش (3)). او نخستين كسي است كه فرمان داد تا حيوانات درنده را بكشند و از پوستشان لباس و فرش بسازند (10، 11، آفرينش (3))، (112، طبري (1))، (3، ثعالبي)، (13، اخبار). اولين بار او بود كه كنيزان را به كار گماشت (13، اخبار). بعضي از آيين و رسوم پادشاهي او نهاد و بر تخت نشستن و تاج بر سر نهادن او آيين آورد (28، فارس). هوشنگ چون آتش را بشناخت، هم در آن شب آتشي چون كوه برفروخت و همراهان او جشن كردند و باده خوردند و آن را جشن سده ناميد. سده از هوشنگ به يادگار مانده است (34، شاهنامه (1)). در سبب جشن سده ذكر كرده‌اند كه اين روز، عيد هوشنگ پيشدادي است كه تاج عالم را به دست آورد (561، آثار). هوشنگ عبادت‌گاه‌ها بساخت (28، فارس). او مسجدها بنا كرد (128، بلعمي). شهر ري را هوشنگ بساخت و نخستين شهر بود كه پس از شهر اقامتگاه كيومرث كه به دنباوند طبرستان بود، بنياد شد (112، طبري (1)). اصطخر را هوشنگ بنا نهاد و پارسيان آن را كدابوم شاه خواندندي و اصل شارستان وي، اكنون خراب است (39، مجمل). پادشاهان عجم همه نسل ايشان به هوشنگ و كيومرث باز شود (24، مجمل). هوشنگ ملك هفت اقليم داشت (111، 112، طبري (1))، (2، ثعالبي). هوشنگ در نبرد با اهريمن سپاهي از دد و دام و مرغ و پري فراهم آورد (31، شاهنامه (1)). هوشنگ چندان بزيست كه هم در عهد او، طهمورث كه وليعهدش بود، چهل سال پادشاهي كرد (10، فارس). از هنگامي كه مشي و مشيانه صاحب بچه شدند تا پادشاهي هوشنگ نود و سه سال و شش ماه بود (62، پيامبران). او به زمين پارس بمرد و آنجا براي او ستودان ساختند (461، مجمل). هوشنگ به جاي نياي خويش، كيومرث، تاج بر سر نهاد (33، شاهنامه (1))”
هرمزداناهیتا را ستایش می کند؛ هوشنگ، جم، اژی دهاک، فریدون، گرشاسپ، افراسیاب و کاوس و دیگران برای او قربانی می‏کنند و از او می خواهند آرزویشان را برآورده کند. (یشت 5، از بند 17 تا 47). هوشنگ در رأس شاهان ايراني جاي داشته است. در اساطير هندي نشاني از هوشنگ نيست به جاي آن yama- است. هوشنگ در ابتدا لقبي براي جم شيد بود. كه بعدها مستقل شده در بعضي از روايت‌ها نخستين شاه دانسته شده است. در بعضي از يشت‌ها او با ديوها مي‌جنگيد.
هوشنگ پيشداد و برادرش ويگرد وظيفة سامان بخشيدن جهان را بر عهده داشتند. آنان با اطلاعت از دين پادشاهي را در جهان رواج دادند. هوشنگ دو سوم از ديوان را از بين برد.
در بعضي از متن‌ها هوشنگ پادشاهي را بنيان مي‌دهد و وئيكرد كشاورزي را. هوشنگ پادشاه هفت كشور است و جادوگران و ديوها از او مي‌ترسند و به دست او نابود مي‌شوند (دوستخواه، 1383: 163، 212، 365؛ عفيفي، 1374: 644-645، 501؛ راشدمحصل، 1366: 51؛ صديقيان، 1386: 37-38، 40-41، 44، 51، 54-55؛ بهار، 1375: 81، 83، 149، 155؛ آموزگار، 1386، 51؛ تفضلي، 1354: 41، 117، 123).
خجسته سیامک یک پور داشت
گرانمایه را نام هوشنگ بود
به نزد نیا یادگار پدر
[پس پشت لشکر کیومرث شاه
بیامد سیه دیو با ترس و باک
به هم بر شکسته هر دو گروه
بیاوید هوشنگ چون شیر چنگ
[کشیدش سراپای یکسر دوال

که نزد نیا جاه دستور داشت
تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود
نیا پروریده مر او را به بر
نبیره به پیش اندرون با سپاه]
همی باسمان بر پراکنده خاک
شدند از دوام دیوان ستوه
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
سیه بند برید آن سر بی همال]

جهاندار هوشنگ بارای و داد
بگشت از برش چرخ سالی چهل

به جای نیاتاج بر سر نهاد
پر از هوش مغزوپر ازرای دل
(شاهنامه فردوسی، 24).

چو بنشست بر جایگاه مهی
که بر هفت کشور منم پادشاه
وزان پس جهان یکسر آباد کرد
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
سرمایه کرد آهن آبگون

چنین گفت بر تخت شاهنشهی
جهاندار پیروز و فرمانروا
همه روی گیتی پر از داد کرد
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
کزان سنگ خارا کشیدش برون
(همان: 25).

8-1 Tahmurip [تهمورث]: “فر كيانيِ نيرومند مزدا آفريده را مي‌ستاييم؛ [آن فرِّ] بسيار ستوده، زَبَردست، پرهيزگار، كارآمد و چالاك را كه برتَر از ديگر آفريدگان است…
… كه دير زماني از آن تهمورثِ زيناوند بود؛ چنان كه بر هفت كشور شهرياري كرد و بر ديوان و مَردمان [دُرُوَند] و جادوان و پريان و گوِيانِ ستمكار و كَرَپان چيره شد…”
اهريمن پس از فريب همسر تهمورث، تهمورث را خورد. ايزد سروش جم را از اين اتفاق باخبر كرد. جم تهمورث را از بدن اهريمن بيرون آورد و آن را به دخمة مردگان برد. در رام‌يشت تهمورث از فرشتة واي تقاضاي قدرت تسلط بر اهريمن مي‌كند و بعد از آن اهريمن را به باره مي‌گيرد.
در در زامياديشت آمده كه تهمورث بر ديوها و جادوگران و پري‌ها پيروز مي‌شود و اهريمن را به سواري مي‌گيرد و به دور زمين مي‌گردد.
در بندهش آمده است كه هم هوشنگ و هم تهمورث ديوها را نابود مي‌كنند. در كتاب مينوي خرد آمده است: از تهمورث اين حاصل آمد كه اهريمن را سي سال اسب خودش كرد و هفت نوع ط از او آموخت.
در شاهنامه تهمورث پسر هوشنگ است كه پادشاهي دادگر است كه اهريمن را مسخّر خويش كرده است.
در رساله‌ي اوگمدئچا كارهاي تهمورث نوشته شده است. در زام‏یشت اوستا آمده است: تهمورث زیناوند فرّه‌اي را به دست آورد که بوسيله آن توانست بر همه‏ی دیوها و مردمان و جادوگران و پری‌ها مسلط شود. در دینکرد آمده: تهمورث با آن فرّه بر دیو و مردم بد، و جادوگر و پری غلبه کرد و بت‏پرستی را منع كرد و پرستش خداوند را رواج داد و سی سال سوار بر اهريمن بود. در رساله‏ی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع اهورامزدا Next Entries منبع پایان نامه با موضوع دوران اسلامی، شاهنامه فردوسی، فره ایزدی، ابوریحان بیرونی