منبع پایان نامه با موضوع سلامت روان، مقابله مذهبی، افراد سالمند، راهبردهای مقابله

دانلود پایان نامه ارشد

نقل از ويتن282، 1994).
واتسون و همكاران (1994) عقيده داشتند كه جهت گيري هاي مذهبي مي توانند به عنوان يك الگوي تجربي مفيد براي كشف ارتباط بين خلوص ايمان با شخصيت و سلامت روان به كارروند.
پارك (2006) معتقد است كه ارتباط بين ميزان باورهاي ديني در افراد دچار حوادث ضربه ای كه رشد پس از ضربه داشته اند انكار ناپذير است. ايكوويكس283 و همكاران (2006) طي مطالعه اي بر روي 328 نفر دختر نوجوان كه دچار ضربه هاي متعدد شده بودند، نشان دادند كه مقيدبودن به مسايل اخلاقي با ميزان رشد پس از ضربه رابطه دارد. در هر حال با مطالعه ي گزارش هاي مطرح شده در اين افراد متوجه مي شويم كه رشد پس از ضربه، اغلب ماهيت مذهبي دارد. در واقع تعميق و تازه كردن رويكرد و فلسفه ي زندگي در اين افراد، رنگ و بوي ديني دارد. اين افراد مدعي نزديك شدن به خدا، اطمينان بالا به ايمان، داشتن تعهد بيشتر به دين و حضور بيشتر در مناسك مذهبي هستند. به نظر مي رسد همان گونه كه وازكيوز و همكاران (2005) به آن اشاره دارند يكي از پيش بين هاي اصلي براي تغييرات مثبت به دنبال ضربه، ديني بودن، اسنادهاي ديني و كنار آمدن ديني باشد. اين موضوع بر اساس پژوهش هاي پولوتيزين284و پارك (2005) نيز تأييد شده است. پروفيت285و همكاران (2006) نيز بر اين باورند كه عقايد ديني مي تواند به عنوان بخشي از تلاش در جهت يافتن معنا در زندگي، مهم باشد چرا كه عقايد ديني، حاوي يك چهارچوب مفيد براي تبيين اينكه چرا موقعيت هاي چالش برانگيز شكل مي گيرند و اين كه نحوه ي برخورد با اين چالش ها چه پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت تأثير گذار خواهد بود.

7-2. رشد پس از ضربه و اعتقادات مذهبی
پارگامنت286، کوئینگ287و پرز288(2000)، نشان دادند، با اینکه تحقیقات چندی در مورد رابطه بین مذهب و تعالی پس ضربه ای (رشد پس از ضربه ) صورت گرفته، اما این سؤال که کدام جنبه های مذهب در این تعالی و رشد مؤثر است بدون جواب باقی مانده است و از طرف دیگر در بیشتر تحقیقات نقش مذهب بطور کلی درنظر گرفته شده است و کمتر نشان داده شده که چگونه مذهب بطور خاص به عنوان یک راهبرد مقابله ای در رویارویی با فشارهای روانی روزمره عمل می کند. پارگامنت و همکاران (2000)، راهبردهای مقابله ای افراد را بررسی نموده و پنج کارکرد کلیدی مذهب را این گونه شناسایی کرده اند، یافتن معنا، دستیابی به احساس کنترل، آسایش معنوی، تسهیل صمیمیت و معنویت و در نهایت تسهیل تغییرات عمیق زندگی.
پارگامنت و همکاران(2000)، هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی مقابله مذهبی را مطالعه، بررسی و شناسایی نمودند. راهبردهای مذهبی مثبت شامل، بازنگری خیرخواهانه مذهبی، ارزیابی مجدد از قدرت خدا، مقابله مذهبی مشارکتی، جستجوی حمایت معنوی، تمرکز مذهبی، پالایش مذهبی، ارتباط معنوی، جستجوی حمایت از روحانیون، کمک رسانی مذهبی و آمرزش مذهبی. راهبردهای مذهبی منفی نیز شامل، ارزیابی کیفری مذهبی، ارزیابی مجدد شیطانی، واگذاری (تسلیم) مذهبی فعالانه و منفعلانه، مقابله مذهبی خودمدارانه، ناخوشنودی معنوی، ناخوشنودی مذهبی بین فردی می باشد. نتیجه مرور 11 مطالعه نشان می دهد که مقابله مثبت مذهبی با تعالی پس ضربه ای، پیامدهای مثبت و تعالی وابسته به استرس، رابطه دارد (شاو و همکاران،2005).
الگوهای رشد پس از ضربه نشان می دهد که تجربه فشارزا می تواند بازسازی شناختی معناداری را موجب شود. به این ترتیب که افراد فرض های بنیادی خود را از دنیا، خویشتن و رابطه بین این دو، مورد سؤال قرار می دهند و از آنجایی که این فرضها در موقعیت جدید قادر نیستند به فرد کمک کنند، افراد سعی می کنند تا فرضهای پیشین را مرور کرده و فرضهای کارآمدتری را جایگزین آن کنند(کالهون و تدیسکی،2006). سبك زندگي افراد با چگونگي وضعيت سلامت جسماني و رواني آنها پيوند مي خورد. روان شناسي سلامت، در سالهاي اخير اهميت زيادي براي نقش راهبردهاي مقابله و شيوه هاي مقابله با اختلالات رواني قائل است و معتقد به ايجاد توانايي هاي شناختي و رفتارهايي مي باشد كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهاي خاص دروني و بيروني فشارآور به كار مي گيرد.
در مقابله مذهبي از منابع مذهبي مثل دعا و نيايش و توكل و توسل به خداوند براي مقابله استفاده مي شود. يافته هاي اخير نشان داده اند از آنجايي كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفي و هم وسيله اي براي تفسير مثبت حوادث زندگي هستند، مي توانند مقابله هاي بعدي را تسهيل نمايند؛ بنابراين به كارگيري آنها براي اكثر افراد سلامت ساز است. رفتارهاي مذهبي ارزش مثبتي در پرداختن به نكات معني دار زندگي دارد. رفتارهايي از قبيل توكل به خداوند زيارت و غيره… مي توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش هاي مثبت موجب آرامش دروني فرد شوند.
باور به اين كه خدايي هست كه موقعيت ها را كنترل مي كند و ناظر بر عبادت كننده هاست تا حد زيادي اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش مي دهد به طوري كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند، مانند، ارتباط با يك دوست بسيار صميمي توصيف مي كنند و معتقدند كه مي توان از طريق اتكا و توسل به خداوند اثر موقعيت هاي غيرقابل كنترل را به طريقي كنترل نمود به همين دليل گفته مي شود كه مذهب مي تواند به شيوه فعالي درفرآيند مقابله مؤثر باشد.
به طور كلي مقابله مذهبي متكي بر باورها و فعاليت هاي مذهبي است و ازاين طريق دركنترل استرس هاي هيجاني و ناراحتي هاي جسمي به افراد كمك مي كند. داشتن معنا و هدف در زندگي احساس تعلق داشتن به منبعي والا اميدواري به كمك و ياري خداوند در شرايط مشكل زاي زندگي برخورداري از حمايت هاي اجتماعي حمايت روحاني و… همگي از جمله منابعي هستند كه افراد مذهبي با برخورداري از آنها مي توانند در مواجهه با حوادث فشارزاي زندگي آسيب كمتري را متحمل شوند. مذهب مي تواند در تمامي عوامل نقش مؤثري در استرس زايي داشته باشد و در ارزيابي موقعيت ارزيابي شناختي فرد فعاليت هاي مقابله منابع حمايتي و… سبب كاهش گرفتاري رواني شود. براين اساس مدتهاست كه تصور مي شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتي وجود دارد و اخيرا نيز روان شناسي مذهب حمايت هاي تجربي زيادي را در راستاي اين زمينه فراهم آورده است.
 ويتر289و همكاران (2007) نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهاي سلامت رواني افراد بالغ توسط باورهاي مذهبي تبيين مي شود. در مطالعه ديگري ويلتيز290و كريدر291(2009) نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفري با ميانگين سني 50 نگرش هاي مذهبي با سلامت رواني رابطه مثبتي دارند. به علاوه مذهبي بودن با رضايت زناشويي در مردان و زنان و رضايت شغلي در مردان مرتبط بود.
براساس مطالعات انجام شده ديگر بين مذهبي بودن و معنادار بودن زندگي و سلامت رواني ارتباط نزديكي وجود دارد. در يك بررسي كه 836 بزرگسال شركت داشتند معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبي بودن (فعاليتهاي مذهبي غيرسازمان يافته و فعاليتهاي مذهبي سازمان يافته) و روحيه داشتن و دلگرمي به زندگي همبستگي مثبتي وجود دارد (جیمز،2011). به علاوه اسپيكا292و همكاران (2010) 36 مطالعه تجربي در مورد مرگ و درگيري مذهبي را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوي تر يا معتقد بودن به زندگي بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگي دارد. همچنين افرادي كه نمره بالاتري در شاخص مذهب دروني داشتند ترس كمتري را از مرگ گزارش كردند.
مطالعات ديگر تأثير مداخلات مذهبي را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهاي رواني پس از بهبودي نشان داده اند (بلیزي و همكاران،2007). به عنوان مثال نتايج دو بررسي نشان داد كساني كه به اعتقادات مذهبي پايبند بودند اضطراب و ناراحتي كمتري را نسبت به كساني كه به اعتقادات مذهبي پاي بند نبودند گزارش كرده اند (تیلور،2009).
گارنتر293و همكاران (2011) در زمينه سلامت رواني و اعتقادات مذهبي شش مقاله را مورد بررسي قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبي و سلامت رواني رابطه مثبتي وجود دارد. هانت294(2010) سازگاري زناشويي 64 زوج را مورد بررسي قرار داد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاري زناشويي خوشحالي و رضايت زناشويي بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيري از طلاق است.
زاكرمن295 و همكاران (2012) در پژوهشي گزارش كردند در افراد سالمندي كه نمره كمتري در شاخص مذهبي بودن به دست آوردند ميزان مرگ و مير 42 درصد بود در حالي كه اين ميزان براي افراد سالمندي كه نمره شاخص مذهبي بالايي داشتند 19 درصد بود. در مطالعه ديگري كونينگ و همكاران(2009) دريافتند كه سرطان در بين افرادي كه نمره بالاتري در شاخص مذهبي دروني كسب مي كنند كمتر شايع است. دربررسي ديگري مشاهده كردند افرادي كه هميشه از مقابله هاي مذهبي استفاده مي كنند نسبت به افرادي كه كمتر و گاهي از اين مقابله هاي استفاده مي كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روان شناختي نمرات بالاتري كسب كردند (مورگان،2010). موريس296 اثر زيارت مذهبي را روي افسردگي و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسي كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادي داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد.
در مطالعه ديگري مكين توش297 (2010) نقش مذهب را در سازگاري افراد با يك رويداد معني دار زندگي بررسي كرد. او با 124 پدر و مادري كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهاني از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبي بودن با يافتن معني در مرگ ارتباط مثبتي دارد. به علاوه مذهبي بودن با افزايش صلاحيت رواني و كاهش ناراحتي در بين والدين در طي 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان ارتباط داشت.
عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگري صورت گرفته است و از آنجايي كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژي ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگي بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه هاي وسيع اخلاقي فردي بهداشتي و اجتماعي را دربرمي گيرد. لذا مطالعه علمي اثرات و نقش متغيرهاي مذهبي در سلامت رواني يك ضرورت اساسي به نظر مي رسد. اطلاع يافتن از ابتلا به سرطان براي هر فردي يك تجربه غافلگير كننده و نگران كننده است. در واقع با آگاهي يافتن از داشتن بيماري بدخيم تهديدكننده حيات، درك افراد از زندگي تغيير مي كند و تلاش مي شود بيمار با اين وضعيت سازگار گردد. در بيماران مبتلا به سرطان، دسترسي به منابع مناسب حمايتي در سازگاري مؤثر با بيماري تأثيرگذار است. يافته هاي مطالعات زيادي نشان داده كه اميد و سلامت معنوي عوامل معنادار در زندگي است كه به افراد كمك مي كند تا با بيماري سرطان سازگار شوند، زجر رواني خود را كاهش دهند و كيفيت زندگي و سلامت رواني اجتماعي خود را افزايش دهند. همچنين، تحقيقات نشان داده است كه احساس راحتي و قدرت حاصل از اعتقادات ديني مي تواند در سلامت و احساس خوب بودن سهيم باشد (مكين توش،2010). اعمال مذهبي ممكن است موجب معالجه يك بيمار نشود، اما مي تواند به فرد كمك كند تا احساس خوبي داشته باشد، از برخي مشكلات سلامتي جلوگيري كند و با بيماري و مرگ به راحتي كنار آيد اميد ساز و كار سازگاري مهم در بيماري هاي مزمن از جمله سرطان است و به عنوان يك عامل پيچيده چند بعدي و بالقوه قدرتمند در بهبودي و سازگاري مؤثر تعريف مي شود. از نظر برگ298و بنزین299 (2005) اميد از نظر فيزيولوژيكي و عاطفي به بيماران كمك مي كند تا بتوانند بحران بيماري را تحمل كنند. در منابع ديگر اميد به عنوان يك عامل در پيش بيني سير بیماري وخيم ذكر مي شود؛ بر عكس نااميدي به عنوان تحمل وضعيت فايق نيامدني تعريف مي شود كه در آن دستيابي به هيچ هدفي مورد انتظار نيست و با افسردگي، آرزوي مرگ و خودكشي ارتباط دارد. از تعريف ها چنان برمي آيدكه اميد در بردارنده تصورات و توجه افراد به آينده است و با اين تصور كه احتمال دارد نتايج مثبت حاصل گردد، باعث تلاش بيمار مي شود. هر نوع مفهوم سازي از اميد، ويژگي هاي چندبعدي، پويايي، آينده نگري و فرايند نگري آن را منعكس مي كند.
یافته های پژوهش های مختلف نشان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع خودکارآمدی، تاب آوری، باورهای خودکارآمدی، توانایی ها Next Entries منبع پایان نامه با موضوع بیماران سرطانی، مکان کنترل، تاب آوری، خودکارآمدی