منبع پایان نامه با موضوع سلامت روان، سلامت روانی، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

رشد پس از ضربه، از اين بعد چنين استنباط مي كنند كه چون تورش در شناخت و ادراك كودكان قابل تمايز نيست پس نمي توان بر اين باور بود كه كودكان تورشهاي خاصي در شناخت و ادراك پديد آورند، لذا انتظار نمي رود كه كودكان گزارش خاصي از حالت هاي رشد یافتن را داشته باشند كه بتوان آن را به رشد پس از ضربه نسبت داد. برخي از يافته هاي اخير نيز به طور تلويحي حمايت كننده ي اين موضع هستند؛ براي مثال، هاوه261 و همكاران (2009) نشان دادند كه بچه ها در مقايسه با بزرگسالان كمتر دچار تورش هاي حافظه اي مي شوند.
با وجود مطالعات گسترده طي دو دهه ي اخير در مورد اثرات انطباقي ناشي از ضربه، هنوز تعريف دقيقي كه در يك مأخذ علمي مثل دفترچه ي «راهنماي تشخيصي اختلالات رواني262 » درج شده باشد وجود ندارد، لذا در حال حاضر با مفاهيم متفاوت و تعاريف متنوعي روبرو هستيم. براي مثال، استفاده از مفهوم «رشد پس از ضربه» جهت اثرات مثبت ضربه، موجب سوءتفاهم هايي شده كه ناشي از اشتراك اين مفهوم با «اختلال استرس پس از ضربه»263 در كلمه ي پس از ضربه بوده است. عليرغم جوان بودن مطالعات در مورد اثرات انطباقي ضربه ها، همان گونه كه ويدوز و همكاران (2005) اشاره مي كنند در بيشتر مطالعات، فرضيه هاي ارائه شده كه هيچ اتكايي بر نظريه هاي موجود نداشته و اغلب مطالعات انجام يافته در اين زمينه، مطالعات توصيفي يا شبه تجربي بوده اند و از ابزارهاي اطمينان داري استفاده نكرده اند؛ در اين مورد برخي پژوهشگران از جمله ويدوز و همكاران (2005) معتقدندكه مطالعات يا به صورت كيفي و با تأكيد بر شيوه هاي مصاحبه اي و خودگزارشي افرادد چارحادثه ي و ضربه بوده اند يا بر اندازه هايي كه اعتبار و پايايي آنها مشخص نبوده است، پافشاري كرده اند. حوادث ضربه اي از لحاظ مدت زمان يك ضربه، شدت و نوع ضربه و غيره مي تواند آثار متفاوتي را به لحاظ درك اثرات انطباقي داشته باشد، با اين حال، در بخش اعظمي از ادبيات پژوهش، نتايج حادثه بدون توجه به آنها مورد مقايسه قرار گرفته است.
زولنر و ماركر (2006) معتقدند كه زمان، يك عامل بسيار تعيين كننده در بروز اثرات انطباقي ضربه ها است.
برخي از ضربه ها شامل حوادث ناگهاني و كوتاه دوره «نظير سقوط يك هواپيما» مي باشد و بقيه نيز محرك هاى تنش زاى طويل المدتي «نظير مرگ يك شخصيت مورد علاقه» را شامل مي شود. احتمال زيادي وجود دارد كه فرآيندهاي انطباقي با اين مجموعه ي متنوع از حوادث ضربه اي با يكديگر متفاوت باشد؛ در واقع درك و فهم منافع در انواع گوناگون ضربه ها، نقش هاي متفاوتي ايفا كند.
پاسخ ها به ضربه (اعم از انطباقي يا غيرانطباقي) همواره به صورت حاد بوده است. آلدوين264 و همكاران (1994)، بر اين باورند كه درجه ي آسيب شناختي ضربه به طور معناداري با شدت حوادث ضربه اي، رابطه داشته است. مشابه اين امر در مورد درجه رشد و شدت ضربه هم صادق بوده است. اهميت شدت ضربه (كه پيشتر به صورت مكرر مورد تأكيد قرار گرفت) در بروز پاسخ هاي حاد اعم از انطباقي يا غيرانطباقي به حدي است كه كريستوفر (2004) احتمال وجود تشابهاتي را در مكانيسم هاي زيرين آنها مطرح مي سازد. برخي از محققان، از جمله، وازكيوز و همكاران (2005) براين باورند كه اثرات يك ضربه از نوع طبيعي (مثل زلزله) يا از نوع «بشر ساخته» (مثل جنگ يا تجاوز به عنف)، از روي قصد (مثل آدم كشي) و يا بدون قصد (مثل تصادفات رانندگي) نمي توانند يكسان باشند. در موارد انساني، توان افراد براي معنادهي نسبت به نوع ضربه، متفاوت است؛ امري كه در موارد غيرانساني، نمي تواند از ارزش خاصي برخوردار باشد. تديسکي (1999) بر اين باور است كه حوادث حاد (حادثه ي شديد و كوتاه مدت به لحاظ زماني، مثل زلزله) در مقايسه با حوادث مزمن (تدوام در معرض يك ضربه قرارگرفتن، مثل يك بيماري مزمن يا مثل چندين بار تجاوز به عنف) بيشتر به رشد پس از ضربه ختم مي شود.
نتايج پژوهشي نشان مي دهد كه مبهم يا آشكار بودن عواقب يك ضربه در بروز اثرات آن نقش مهمي ايفا مي كند؛ براي مثال سومالا و همكاران (2009) ضمن بحث در اين خصوص با اشاره به يافته هاي متعدد تحقيقي، مدعي هستند كه مبهم بودن و نامشخص بودن پيامدهاي ضربه با ميزان بالايي از رشد پس از ضربه مرتبط هستند؛ يعني هر چقدر ابهام در پيامدهاي حادثه براي آينده ي فرد نامشخص باشد، اين ميزان بالا مي رود و نمي توان باوركرد كه پاسخ هاي افراد متعدد به يك حادثه ضربه اي، يكسان باشد.
ناتواني در كنترل مدت زمان سپري شده از ضربه، عمدتاً به لحاظ نوع مطالعه، باعث شده است كه اكثر مطالعات در مورد اثرات انطباقي بعد از ضربه در فواصل زماني متفاوتي به انجام برسند. اگر چه يافته ها ارتباط معناداري بين زمان بعد از ضربه و رشد پس از ضربه مشخص نكرده اند با اين حال به نظر مي رسد پيشينه هاي نظري از اين امر حمايت كنند كه زمان، عامل تعيين كننده اي تلقي مي شود. در نظريه هاي ايلوژني، رشد پس از ضربه به عنوان يك شيوه ي كنار آمدن معرفي مي شود. اين در حالي است كه زولنر و ماركر (2006) معتقدند «غيرارادي و سريع بودن رشد پس از ضربه موجب جدا شدن آن از مكانيسم هاي كنار آمدن مي شود كه غالباً طي زمان طولاني و به صورت ارادي اتفاق مي افتد».
در نظريه هاي ايلوژني، رشد پس از ضربه، صرفاً بر اساس مكانيسم «درون سازي» شكل مي گيرد. اين امر سبب مي شود كه بخش اعظمي از واقعيت هاي اين پديده ناديده گرفته شود، زيرا برخي از رويكردها، مثل رويكرد نظري توصيفي- كنشي كه به واقعي بودن رشد پس از ضربه معتقدند، بر مكانيسم «برون سازي» تأكيد مي ورزند كه عمدتاً از برآيند نشخوار فكري، محقق مي شود و ظهور نشخوار فكري، حداقل در موارد انساني، از رشد پس از ضربه، توسط مطالعات متعدد مورد تأييد قرار گرفته است (يانگ265 و نولين–هوكسيما266، 2001؛ تديسکي و همكاران، 2004؛ مولدس267و همكاران 2008). بااين حال برخي از صاحب نظران، تذكرات جدي در مورد صحت يافته هاي ديني را مطرح مي سازند؛ براي مثال، شريو- نيگر268و اديلاشتاين269(2009) معتقدند كه مشكلات سنجشي در اندازه هاي دين داري خاصه عوامل تهديد كننده ي اعتبار ابزارهاي مربوطه (غالباً دين داري بندرت توسط يك آزمون روان سنجي يا چند بعدي مورد سنجش قرار گرفته است) اندازه ي نامناسب نمونه ها، شيوه هاي نمونه برداري غلط، استفاده از روش هاي آماري نامناسب، مفهوم سازي نادرست و استنتاجات غلط، موجب اشتباهات و تناقضاتي در يافته هاي مربوط به دين داري شده اند.

6-2. اعتقادات مذهبی و سلامت روانی
يكي از معضلات قرن حاضر آشفتگي هاي عاطفي و هيجاني در روابط انساني است. در طول تاريخ مكاتب گوناگون انسان شناسي و روان شناسي به دنبال ارايه راه حل هايي بودند و به انسان و نيازهاي او توجه كرده اند. مطالعات معنوي در روان شناسي در سطح جهان موضوعي جدي و اساسي است و توجه به آن در بسياري از كشورها در حال افزايش است پاچالسكي270 و لارسن271 (1998)، پاچالسكي و همكاران (2000).
امروزه بسياري از پزشكان ايمان و معنويت را به عنوان يك منبع مهم در سلامت جسمي و بهبود افراد مي شناسند، به گونه اي كه آنها اغلب ضروري مي دانند كه در فرايند درمان مسايل معنوي بيماران را مورد توجه قرار دهند (به نقل از ریچاردز272، هاردمن273 و بررت274،2007). معنويت، بعدي از انسان است كه ارتباط و يكپارچگي او را با عالم هستي نشان مي دهد. ارتباط و يكپارچگي به انسان اميد و معنا مي دهد و او را از محدوده ي زمان و مكان و علايق مادي فراتر مي برد وحدت در هستي به وسيله افراد معنوي مشاهده مي شود (غباری بناب،2009).
به طور خلاصه، معنويت يكي از ابعاد زندگي انساني است و هنگامي كه افراد به اتاق مشاوره و درمان وارد مي شوند، بعد معنوي خود را پشت در نمي گذارند بلكه باورهاي معنوي، اعمال، تجارب، ارزش ها، ارتباطات و چالش هاي معنوي خود را نيز به همراه خود به اتاق مشاوره و درمان مي آورند (پارگامنت،2007). رويكردهاي معنويت درماني، درمانگران را تشويق مي كنند كه در درمان مسايل مهم معنوي درمانجويان را در زمان مناسب مورد خطاب قرار دهند و در راستاي استفاده از قدرت بالقوه ي ايمان و معنويت درمانجويان در درمان و بهبودي، از زبان و مداخله هايي استفاده كنند، كه بيانگر احترام و ارزش قائل شدن درمانگر نسبت به مسايل معنوي درمانجو باشد(ریچاردز ، هاردمن و بررت،2007).
مذهب و معنويت مجموعه اي از كلمات و چارچوب ها را ارايه مي دهند كه از راه آنها، انسان مي تواند معنا و مفهوم زندگي خود را درك كند (وست275،2001). دان276 (1993)، معنویت به وسیله اعمال و عقايد پذيرفته شده هر فرهنگ مشخصي بيان شده و شكل مي گيرد. اين رويكرد به معنويت در اصل اشاره دارد نيازهاي معنوي به گونه ذاتي در قلمرو مذهب رسمي، داراي رابطه عميق با عقيده به خداوند يا هر الوهيتي مي باشد. به نظر مي رسد كه نيازهاي معنوي يك ارزش و معناي دروني و يك ارزش و معناي خارجي داشته باشد (فلاهی خوش ناب و مظاهری،2008).
درسالهاي اخير تحقيقات در گستره وسيعي متوجه اين موضوع گرديده كه مذهب و اعتقادات مذهبی چگونه بر جنبه هاي مختلف سلامت جسمي و رواني مؤثرند. تحقيقات پيشين نشان داده است كه مذهبي بودن به معناي وسيع كلمه مي تواند اثرات بحرانهاي شديد زندگي را تعديل كند. براي مثال كوك277و ويمبرلي278 (1983) گزارش كردند كه تعهد مذهبي، سازش والديني را كه اخيراً كودكي را به خاطر اختلال خون يا سرطان از دست داده بودند، تحت تأثير قرار مي داد (پارك279و كوهن280، 1990).
برخي محققان نشان داده اندكه اعتقادات مذهبی ارتباط زيادي با سلامت كلي فرد دارد؛ به طوري كه اعتقادات مذهبی به عنوان منابع مهمي جهت سازگاري با وقايع تنش زاي زندگي در نظر گرفته مي شود (استوکی281 و همکاران،2001). پژوهشگران در تحقيقات خود بر روي سلامت معنوي بيماران مبتلا به سرطان دريافتند بين سن بيماران و اعتقادات مذهبی آنان ارتباط مستقيم وجود دارد تحقيقات در دهه اخير قوياً حاكي از آن است كه توجه به نيروهاي اعتقادات مذهبی و معنویت به عنوان نيازي كه به افراد، آرامش، نيرو و نشاط وصف ناپذيري مي بخشد مورد توجه نظريه پردازان مختلف از جمله پزشکان، روان پزشکان و روان شناسان بوده است.
در سالهاي اخير تحقيقات بيشماري در مورد ارتباط مذهب و سلامت روان انجام شده است. اين تحقيقات به طور كلي نشان داده اند كه يك ارتباط مثبت بين مذهب و سلامت روان وجود دارد (اليسون، 1994). اما در برخي تحقيقات، ارتباطي مبهم و نامفهوم، بين جنبه هاي مختلف دين داري و سازش روان شناختي گزارش شده است. به نظر مي رسد، اعتقادات مذهبي مي توانند اثرات مثبت و منفي بر سلامت روان داشته باشند و بسته به ديدگاه هاي مذهبي شخص، رويدادهاي مشابه درزندگي افراد مي تواند به شيوهاي كاملاً متفاوت مدنظر قرار گيرند. براي مثال، در مطالعة تايلر (1983) بر روي قربانيان سرطان مشاهده شد كه بعضي قربانيان، سرطان را به عنوان يك مبارزه يا آزمايش الهي كه از طرف خدا براي ايمان آنها طرح شده است، مي دانستند، در حالي كه عده اي ديگر آن را به عنوان يك تهديد در نظر مي گرفتند (پارك و كوهن، 1990).
آلپورت (1963) معتقد بود كه تنها مبدأ دروني و نه مبدأ بیروني، سلامت رواني را بهبود مي بخشد. بدين ترتيب او بر اهميت رابطة بين مذهب دروني و سلامت رواني تأكيد مي ورزيد (جان بزرگي، 1378). طبق نظر ويلكلين (1990) اين تمايز بين مذهب دروني و مذهب بیروني، تنها تمايزي است كه بيشترين سهم را در مطالعة تجربي مذهب داشته است . به نظر آلپورت (1967).
كوتاهترين راه براي تقسيم بندي مذهب از نظر موضوعي اين است كه بگوئيم شخصي كه از بيرون برانگيخته شده، مذهبش را مورد استفاده قرار مي دهد در حالي كه، شخصي كه از درون برانگيخته شده با مذهبش زندگي مي كند. شخصي كه جهت گيري مذهبي دروني دارد، انگيزه هايش را در خود مذهب، مي يابد. چنين اشخاصي، مذهب و شخصيت شان يكي مي شود. در حالي كه اشخاصي كه جهت گيري مذهبي بیروني دارند، براي رسيدن به اهدافي ديگر به سمت مذهب مي روند. به عبارت ديگر به سمت خداوند مي روند، بدون اين كه از خود روي بگردانند (به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع خودکارآمدی، تاب آوری، باورهای خودکارآمدی، توانایی ها Next Entries منبع پایان نامه با موضوع بیماران سرطانی، مکان کنترل، تاب آوری، خودکارآمدی