منبع پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی، ساخت یابی، جایگاه اجتماعی، انتخاب عقلانی

دانلود پایان نامه ارشد

پذیرش انگیزه های فرهنگی و هنجاری حرکت می کنند. نخست پورتس خاطر نشان می سازد که ارزش ها و هنجار های درونی شده، یا “درون برد ارزش” می توانند فرد را به ایجاد پیوندهای اجتماعی یا انتقال منافع به دیگران، به خاطر الزامات اخلاق عمومی تشویق کند (پورتس، 1995: 15).
سپس او ایده “همبستگی مفید” را معرفی می کند، که می تواند فرد را بخاطر آشنایی با اهداف و نیازهای درون گروهی، به ایجاد پیوندهای اجتماعی یا انتقال منابع به دیگران تشویق کند. پورتس مجددا با یک رویکرد واحد محور حرکت از درون فکنی ارزش به همبستگی مقید را شروع کرده و آنرا در جهت تبیین سطح میانی گسترش می دهد، به این ترتیب، به مرز بندی رابطه علیّت ساختاری و واحد محور می پردازد. از آن گذشته او، درون مفهوم همبستگی مقید با یکپارچه ساختن تاثیر سیستم های خاص گرایی علیّت سطح کلان را می پذیرد.
مفهومی سازی پورتس از سرمایه اجتماعی به دو دلیل ارزشمند است:
نخست او به تفاوت موجود در ویژگی های پیوندهای اجتماعی بین واحدها پرداخته است، و این تفاوت ها را به عنوان نتیجه ویژگیهای متمایز کننده شبکه اجتماعی ای که در آن مستقر می شوند، و به عنوان نتیجه میزان یا نوع استقرار یافتگی در یک شبکه، توضیح می دهد. این مسأله به ما این اجازه را می دهد که سرمایه اجتماعی را به عنوان نتیجه پویا و فرآیندی علیّت متقابل بین یک واحد و ساختار اجتماعی ای که این واحد در آن مستقر شده است درک کنیم. دوم اینکه پورتس گونه های مختلف انگیزش را که از ساخت یابی سرمایه اجتماعی حمایت می کنند مشخص کرده است، و از این رهگذر تبیین انتخاب عقلانی تک بعدی کلمن را گسترش می دهد. از دیدگاه واحد مستقر، این امر به ما اجازه می دهد که مفهومی سازی خودما از سرمایه اجتماعی با نظریه های متفاوت عاملیت، انگیزش و ساخت یابی اجتماعی ارائه کنیم. ما دیگر محدود به رویکرد عقلانی نمی شویم، هر چند این رویکرد هنوز به عنوان جزیی از جعبه ابزار تحلیل دسترس مان قرار دارد (شجاعی باغینی، 1378: 144-145).
قدرت واحد محور
پورتس و کلمن هر دو توانستند به طور شایسته ای نقش روابط نابرابر قدرت بین واحدها را به عنوان عاملی اثر گذار بر ایجاد، حفظ و تخریب سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرار دهند. واحدهایی با قدرت بیشتر، فرصت های بیشتری برای ایجاد، کنترل و به همین ترتیب بهره گیری از پیوندهای شبکه ای به دست می آورند. تمایز بین قدرتی که واحد به عنوان پیامد ویژگی های فردی خود، و قدرتی که واحد به عنوان پیامد جایگاهش در شبکه اش کسب می کند حائز اهمیت است.
از دیدگاه مستقر،به اولین مورد یعنی توانایی واحد در جهت مدیریت منابع با استفاده از امتیاز توانایی آن واحد برای هدایت معاملات، می پردازد. در دیدگاه ساختاری به دومین مورد، یعنی توانایی واحد برای هدایت منابع بر مبنای جایگاه آن واحد در درون یک شبکه می پردازد.
این ابعاد قدرت، فقط برای مقاصد تحلیلی تفکیک شده اند. در عمل آنها باهم عمل می کنند. یک بررسی کامل، تعاملات بین این دو سطح را در نظر می گیرد.
از دیدگاه واحد مستقر، می توان سه گونه ایده آل از قدرت را که واحد به عنوان پیامد ویژگی های فردی آن واحد کسب می کند شناسایی کرد که یک واحد می تواند در یک سیستم سرمایه اجتماعی از آن بهره مند شد. “قدرت اجبار”، توانایی یک واحد را برای تحمیل کنشی بر دیگران توصیف می کند.
قدرت اجبار شامل شناسایی شامل توانایی اعمال ضمانت اجرا ها، وادار کردن بخش های دیگر به برقراری یا تخریب روابط شبکه ای، و بسیج منابع در بین پیوندهای شبکه ای می شود. این نوع قدرت، از کنترل از پیش موجود یک واحد بر منابع ناشی می شود که برای اعمال فشار جهت ایجاد و بهره برداری از پیوندهای اجتماعی ضروری است. ” کاریزما”، توانایی واحد را برای جذب و بهره برداری از روابط شبکه ای با دیگران به عنوان پیامد جذبه شخصی توصیف می کند. “اقتدار” توانایی واحد را برای جذب و تنظیم روابط شبکه ای به عنوان نتیجه اقتدار حاصله از ویژگی های فردی توصیف می کند، که توسط سیستم های فرهنگی یا هنجاری گسترده تری که شبکه سرمایه اجتماعی در آن مستقر شده تعیین می شود (همان، 146).

2-19-2 دیدگاههای ساختاری
سطح میانی سرمایه اجتماعی، “دیدگاه ساختاری” است. در این سطح به بررسی ساخت یابی یک شبکه خاص سرمایه اجتماعی، الگو سازی پیوندهای بین واحدها در آن شبکه و شیوه هایی که در آن منابع در درون شبکه، به عنوان پیامدی از ساختار خاص آن در جریان هستند می پردازد. اینجا تمرکز ما در فرآیند ساخت یابی شبکه و نتایج توزیعی اش است نه بر واحدهای منفردی که شبکه را تشکیل می دهند.
در سطح میانی، بحث نظری اصلی درباره سرمایه اجتماعی، نظریه “حفره های ساختاری” رابرت برت است. از نظر برت، سرمایه اجتماعی متعلق به همه طرف های یک رابطه بوده و بنابراین یک دیدگاه ساختاری حاکم است. نظریه برت با ایده هایی که قبلا توسط سیمل، کلمن، گوانوتر، ارائه شده همخوانی دارد. کلن یک ویژگی شبکه های اجتماعی را نیز توصیف کرده و آن را “دریچه” می نامد (کلمن، 1994: 318-320).
2-19-3 دیدگاه ساختار مستقر
در سطح کلان تحلیل، به بررسی این مسأله که چگونه یک شبکه که در آن سرمایه اجتماعی ایجاد، حفض و تثبیت می شود، در درون سیستم های هنجاری و فرهنگی، بزرگتر استقرار می یابد. اگر انگیزه های انتخاب عقلانی برای ساخت یابی سرمایه اجتماعی را به کار نگرفت باید به سطح کلان، تحلیل برای تشریح شناخت مان از سرمایه اجتماعی با نظریه های عاملیت، انگیزش، و ساخت یابی اجتماعی متوسل شد.
سطح کلان با اجتناب از فردگرایی روش شناختی، جایی است که می توان نیروهای موجد انگیزه های مهم را مشاهده کرد. سطح کلان جایی است که می توانیم بفهمیم نظام های کلان اجتماعی بر این که چه کسی با چه کسی پیوند بر قرار می کند، چگونه آن پیوندها نمایان می شوند اثر می گذارد و چگونگی توزیع منابع در درون شبکه ها وبین شبکه را تحت تاثیر قرار می دهد.
در سطح کلان ما منطق کلان اجتماعی، که بسیاری از گونه های شبکه های سرمایه اجتماعی را هدایت می کند، را درک می کنیم. حتی اگر در داخل چارچوب انتخاب عقلانی باقی بمانیم، بواسطه وجود قواعد از پیش تعیین شده معاملات، تحلیل ساختار مستقر باز هم الزامی است.
و حتی اگر فرض را براین بگذاریم که سیستم های اجتماعی که شبکه سرمایه اجتماعی را در بر می گیرند، نتیجه برآیند بیشینه سازی افراد هستند، هنوز هم باید در نظر داشت که نظام های تجاری پر اصطکاک سطح کلان، در ایجاد و ساخت یابی معاملات افراد در سطوح میانی و خرد تحلیل موثر هستند. بدیهی است که مهم نیست که دیدگاه ساختار مستقر با کدام یک از نظریه های فراگیر جامعه، که ما در نظریه سرمایه اجتماعی بیان می کنیم ارتباط دارد (شجاعی باغینی، 1378: 158).
دیدگاه ساختار مستقر در باب سرمایه اجتماعی بسیار کم مورد بررسی قرار گرفته است. اظهارات نظری مربوط به این موضوع، در رویکردهای جامعه شناختی- فرهنگی به اقتصاد یاد می شوند، اما مستقیما بر روی سرمایه اجتماعی تمرکز ندارند. توماس فورد براون (1997) نظریه ای درباره ساخت یابی صنعتی ارائه می کند که رد آن به عوامل فرهنگی ای که بر شبکه های سرمایه اجتماعی در بخش تقاضا تاثیر می گذارند، توجه دارد. ویویانازلیزر، جامعه شناسی اقتصادی را، به طور کل، “مطلق گرایی ساختاری” آن، یعنی محدود کردن همه چیز به روابط و شبکه های ساختاری اجتماعی- مورد انتقاد قرار می دهد زلیزرهمچنین به مطلق گرایی فرهنگی اعتراض و ساختار یک رویکرد متعادل می شود که عوامل فرهنگی، اقتصادی و ساختاری را مد نظر قرار می دهد (زلیزر،1988: 629).

زوکین و دیماگیو مفاهیم زیر را اراده می کند:
استقرار یافتگی سیاسی، که موید آن است که کنش اقتصادی همیشه در یک حوزه سیاسی وسیع تر انجام می شود.
استقرار یافتگی فرهنگی، که بیان میدارد فرضیات، قواعد و عقلانیت اقتصادی توسط فرهنگ محدود شده و به وسیله آن شکل داده می شوند (زوکین، 1990: 17).
از این نظر صاحب نظران رویکرد ساختار مستقر به سرمایه اجتماعی، بیان میدارد که شبکه های سرمایه اجتماعی در سیستم های هم پوشان سیاست، اقتصاد و فرهنگ مستقر می شوند. این نظام های اجتماعی کلان می توانند:
گونه ها و مقادیر منابع موجود را برای شبکه در طول زمان تعیین کنند.
شرح دهند که بازیگران با چه کسانی می توانند پیوند برقرار کنند و به این ترتیب شبکه را پایه گذاری و ساختار دهی کنند.
معاملات را مشروع و تنظیم کنند.
در واکنش به تخطی از سیستم تنظیمی، ضمانت اجرا ها را ایجاد و به اجرا در آورند.
جایگاه اجتماعی درون شبکه را تشریح و تنظیم کنند.
انگیزه های تقویت کننده معاملات شبکه ای زیر بنایی ایجاد کنند.
رقابت بین شبکه های مختلف را ایجاد و تنظیم کنند.
گونه های استقرار یافتگی که در بالا ذکر شد، در علیّت کلان –میانی، و کلان – خرد، جای می گیرند. یک تحلیل کامل از دیدگاه ساختار مستقر، هم علیّت خرد- کلان، و هم میانی- کلان را بررسی و گذشته از آن، اهمیت علیّت متقابل بین سطوح را مد نظر قرار می دهد. یک مثال عالی از علیّت متقابل بین سطوح “تبانی علیه عموم” است که آدام اسمیت (1968) آن را ارائه کرده است که برای غنی کردن خودشان به ضرر مصلحت عمومی افرادی که در آن شبکه مستقر بودند اقدام به توطئه می کردند. دیگر مثال های توطئه علیه عموم، شبکه های جنایی و سیستم های فشار سیاسی است. (شجاعی باغینی،1378: 160).
پورتس و لندولت (1966) بیان می کنند که شبکه هایی که عضویت شان با خاص گرایی محدود می شود نیز می توانند توطئه هایی علیه عموم شکل دهند، زیرا منابع شبکه به اعضا داخل گروه اختصاص داده می شود و در عین حال عامه افراد از دسترسی به آن منابع محروم می شوند (همان، 161).
در مثال های بالا، علیّت کلان- خرد به این شکل ظاهر شد که نظام های کلان ساختار، انگیزه های اساسی برای ثروت، جایگاه اجتماعی و قدرت که محرک ساخت یابی شبکه های تبانی هستند را شکل می دهند. علیت کلان- میانی به شکل این قاعده ظاهر شد که ساخت یابی شبکه به وسیله اهداف نا مشروع شکل داده می شود که نیازمند اشکالی از سازمان و معامله است تا از نظام های تنظیمی کلان ساختار در امان بماند. علیّت میانی- کلان به شیوه ای ظاهر می شود که نظام های کلان ساختار، در راستای نیازشان به ابداع معیارهای تنظیم کننده شکل گرفته اند تا به تهدیدهای غیر نظامندی که به وسیله شبکه های تبانی، به وجود می آیند واکنش نشان دهند.
به علاوه می توان سه نوع ایده آل شبکه های سرمایه اجتماعی را شناسایی کرد که مطابق با انگیزه اصلی و رای معاملات شبکه، دسته بندی می شوند:
الف) اقتصادی
شبکه واحدهایی را توصیف می کند که با ملاحظات اقتصادی بر انگیخته می شوند.
ب)جایگاه اجتماعی
شبکه واحدهایی را توصیف می کند که با ملاحظات حسن شهرت بر انگیخته می شوند.
ج)جامعه پذیری
شبکه واحدهایی را توصیف می کند که بنا به انگیزه های بشر دوستانه یا خاص گرایی برانگیخته می شوند.
می توان این سه گونه ایده آل نظام های اجتماعی کلان را شناسایی کرد که شبکه های سرمایه اجتماعی در آنها مستقر می شوند: 1- اقتصادی کلان، 2- هنجاری- فرهنگی، 3- سیاسی (همان، 161).
از دیدگاههای دیگر درباب سرمایه اجتماعی دیدگاه اجتماع گرا، دیدگاه شبکه ای، دیدگاه نهادی و دیدگاه هم افزایی می باشد.
2-19-4 دیدگاه اجتماع گرا
دیدگاه اجتماع گرا، سرمایه اجتماعی را همان سازمانهای کحلی نظیر باشگاهها، انجمن ها و گروههای مدنی می داند. اجتماع گرایان، که بر تعداد و تراکم این گروهها در یک اجتماع تکیه دارند، بر این باورند که سرمایه اجتماعی ذاتاً خوب است، مقدار بیشتر آن بهتر بوده و وجود آن همیشه یک تاثیر مثبت بر رفاه اجتماع دارد. این دیدگاه با تاکید بر نقش محوری پیوندهای اجتماعی در کمک به فقرا در جهت مدیریت خطر و آسیب پذیری، نقش مهمی در تحلیل فقر ایفا کرده است. همان گونه که دردیک (1977) عنوان می کند، فقرا چیزی برای از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، روابط اجتماعی، اعتماد عمومی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع روابط اجتماعی، جامعه شناسی، تعاملات اجتماعی، سرمایه اجتماعی