منبع پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی، انتخاب عقلانی، ساختار اجتماعی، ساخت یابی

دانلود پایان نامه ارشد

در جامعه شناسی اقتصادی نوین شکل گرفته، مفهوم “سرمایه اجتماعی” است. این اصطلاح به سرعت در فرهنگ لغات علوم اجتماعی و چرخه های سیاست گذاری راه یافت، ولی تعریفی واضحی از آن ارائه نشده است. تعداد معدودی از کسانی که این مفهوم را به کار گرفته اند، نظریه جامعی درباره سرمایه اجتماعی را ارائه کرده اند.
بعضی از محققان استفاده های ساده انگارانه و بدون پشتوانه نظری این مفهوم را مورد انتقاد قرار داده اند ولی اکثرا به این مساله به خاطر مفهومی سازی های گوناگون از سرمایه اجتماعی حمله می کنند.
بسیاری از این بدیل ها در مراحل میانی توسعه خود قرار دارند، از این رو منطقی است که باید تعاریف مذکور را با سوالات تجربی پیش رو تطبیق داد. با این همه هنوز ایراد بزرگتری به قوت خود باقی است: یعنی ارائه تبیینینظری درباره سرمایه اجتماعی که:
ویژه یک مسأله خاص نباشد.
محدود به واحد خاصی از تحلیل ها نباشد.
به لحاظ نظری با همه سطوح تحلیل سازگار باشد.
به لحاظ مفهومی از نظریه های مرتبط با عاملیت، انگیزش و ساختار اجتماعی متمایز باشد.
بتواند در برگیرنده، سازمان دهنده و پیوند دهنده از آن دسته از مفهومی سازی های موجود سرمایه اجتماعی باشد که کارآمدی آنها به اثبات رسیده است (شجاعی باغینی و همکاران، 1387: 135).
برای غلبه به بر ابهام گیری که گریبانگیر بحث سرمایه اجتماعی شده است، نیازمند مفهومی سازی سیستمی هستیم که دقیق و جامع بوده و مشکلات پیش روی بررسی های تجربی را مشخص کند. هدف را در دو مرحله می توان خلاصه کرد: هدف نخست با تلفیق بهترین نظریه های ی موجود، یک مفهومی سازی دقیق درباره هر یک از سطوح سه گانه تحلیل “خرد، میانی، کلان” ارائه داده می شود و سپس نشان داده می شود که چگونه این سه دیدگاه، بستر نظریه فراگیر سرمایه اجتماعی ار شکل می دهند.
نظریه فراگیر حاصله، قطعا مجموعه ای از ادعاهای بنیادی که در پژوهش های تجربی تایید یا رد می شوند نیست. بلکه یک ابزار مفهومی برای تسهیل پژوهش های تجربی است که با ارائه سوالات جذاب و مقایسه پذیر در میان مدت نظریه های بنیادی و جامعی در بلند مدت ارائه می کنند.
سرمایه اجتماعی یک سیستم فرآیندی است که کارکرد آن تخصیص منابع درون یک شبکه اجتماعی بر طبق الگوی روابط در بین واحد های است که شبکه را شکل می دهند. دیدگاه سیستمی به تحلیلی سه بعدی از اجزا، ساختار، و محیط سیستم اشاره دارد. در سیستم سرمایه اجتماعی، “اجزا” واحد های متعددی هستند که شبکه های اجتماعی را تشکیل می دهند. “ساختار” یک سیستم الگوی ارتباطی است که واحد ها را به هم دیگه پیوند می دهد.”محیط” سیستم از محیط اجتماعی بزرگتری تشکیل شده که سیستم در آن مستقر بوده است.
سطح خرد سرمایه اجتماعی را می توان دیدگاه” واحد مستقر” نامید. در این سطح قابلیت یک واحد منفرد برای بسیج منابع در شبکه اجتماعی ای که واحد در آن مستقر شده است بررسی می شود. در این سطح بیشتر تمرکز روی نتایج فردی می باشد، ولی این نتایج در بستر یک ساختار اجتماعی خاصی بررسی شوند.
سطح میانی تحلیل سرمایه اجتماعی را دیدگاه “ساختاری” می توان نام داد. در این سطح به بررسی ساخت یابی یک شبکه خاص سرمایه اجتماعی، الگو بندی پیوند های بین واحد ها در این شبکه و شیوه جریان منابع در درون شبکه، که متاثر از ساختار خاص آن شبکه می باشد می پردازد. تمرکز بیشتر روی فرآیند ساخت یابی شبکه و پیامدهای توزیعی آن است، نه واحدهای فردی که شبکه را تشکیل می دهند.
سطح کلان تحلیل سرمایه اجتماعی نیز دیدگاه” ساختار مستقر” نام دارد. در این سطح به بررسی شیوه ای پرداخته می شود که یک شبکه خاص سرمایه اجتماعی در یک سیستم اقتصاد سیاسی و در سیستم های هنجاری یا فرهنگی، سیاسی و کلان اقتصادی بیرونی بر ماهیت پیوندهای اجتماعی در یک شبکه، تاثیرات بر ساختار شبکه، و تاثیرات بر پویایی شکل گیری، تغییر و انحطاط شبکه است.
این سه سطح تحلیل از هم جدا نیستند بلکه باهم عمل می کنند، روزنه عدسی به اندازه لازم برای تمرکز بر روی یک بعد خاص از مشکل تحت بررسی باز و بسته می شود. فرآیندهایی که فقط در یک سطح از تحلیل قابل رویت هستند، قطعا بر آثار فرآیندهایی که فقط در سطوح دیگر تحلیل قابل رؤیت هستند ، نیز نور افشانی می کنند. هر مشکل بایستی در همه سطوح سه گانه تحلیل بررسی شوند تا یک شناخت کامل از سرمایه اجتماعی به عنوان فرآیندی پویا از ساخت یابی اجتماعی حاصل شود.
یک نظریه فراگیر سرمایه اجتماعی باید دو ویژگی داشته باشد. اول: یک مفهومی سازی اش بایستی از لحاظ نظری در همه سطوح تحلیل سازگار باشد، که با پیوند این سه سطح با ابعاد “اجزا، ساختار و محیط” که در دیدگاه سیستمی بیان شدند. دوم: نظریه سرمایه اجتماعی باید در کنار نظریه های عاملیت، انگیزش و ساخت یابی اجتماعی، نمود عینی و هویتی مستقل داشته باشد.
این نظریه های همبسته را باید با ایجاد مرز بندی شفاف در بین شان، از نظریه سرمایه اجتماعی جدا کرد. این امر به نظریه اجتماعی امکان می دهد که به عنوان یک ساخت نظری خودکفا که با رویکردی متعدد نسبت به مسائل عاملیت، انگیزش و ساختار اجتماعی سازگار است عمل کند. به این شیوه ما می توانیم برای جعبه ابزار تحلیلی مان، متناسب با مسأله مورد بررسی، نظریه عاملیت یا ساخت یابی اجتماعی را برگزینیم، بدون اینکه مجبور باشیم شناختمان را از سرمایه اجتماعی را عوض کنیم. با مفهومی سازی سرمایه اجتماعی از دیدگاه سیستمی، روابط علیّتی امکان می یابند به طور عمودی در بین سطوح تحلیل حرکت کنند. در نتیجه نظریه فراگیر سرمایه اجتماعی حاصله، با بسیاری از رویکردهای نظری به مسائل مرتبط سازگاری دارد.
2-19-1 دیدگاه واحد مستقر
سطح خرد تحلیل سرمایه اجتماعی دیدگاه “واحد مستقر” است. در این سطح به بررسی قابلیت یک واحد منفرد، برای تجهیز منابع در درون شبکه اجتماعی ای که واحد در آن مستقر شده است می پردازد. اینجا، تمرکز بر روی نتایج فردی است، اگر چه آنها را در پس یک ساختار اجتماعی خاص بررسی می کند (شجاعی باغینی، 1378: 135-139).
جیمز کلمن
اولین نظریه عمده در باب سرمایه اجتماعی توسط جیمز کلمن در سال 1988 ارائه گردید. کلمن یک اشتباه فاحش در تعریف سرمایه اجتماعی به لحاظ کارکرد آن مرتکب شده است: “سرمایه اجتماعی مولد بوده و دست یابی به اهداف مشخصی که در نبود آن ممکن نمی باشد را ممکن می سازد” (جیمز کلمن،1988: 98).
این اشتباه تاسف انگیز، عامل بسیاری از مباحث فاقد پشتوانه نظری، به شدت سطحی و دارای مفهومی سازی ضعیف، که تا امروز گریبانگیر بحث سرمایه اجتماعی شده، می باشد، چرا که بسیاری از پژوهشگران، تعریف کلمن را بدون نقادی پذیرفتند و مجددا اشتباه وی را تکرار کردند.
هدف اولیه کلمن نظریه سرمایه اجتماعی نیست، بلکه نظریه انتخاب عقلانی عاملیت است که در یک بستر اجتماعی جای می گیرد. در بحث سرمایه اجتماعی، کلمن قصد دارد با توضیح اینکه چگونه ساختار اجتماعی، کنش اجتماعی را شکل داده و محدود می سازد و اینکه چگونه ساختار اجتماعی، در صدد تکوین پیامدها برای افراد در بیشینه سازی منافع شان است، ماهیت غیر اجتماعی رویکرد انتخاب عقلانی را تعدیل کند. رویکرد کلمن به کنش عقلانی، بیشتر از طریق بررسی الگوی روابط میان مردم است نه محدود کردن تمرکز ش بر فردگرایی روشن شناختی محض.
کلمن منبع اعتماد را به عنوان یک مشکل اساسی در نظریه انتخاب عقلانی در نظر گرفته است. وجود اعتماد، با فرصت طلبی افراد به دنبال بیشینه سازی سود خودشان هستند در تناقض است. در حالی که نظریه پردازان انتخاب عقلانی تلاش کرده اند تا اعتماد را در یک روند تکاملی توضیح دهند، به این شکل که اعتماد در یک رابطه دو دویی و طی معاملات مکرر بین دو بازیگر توسعه می یابد که به منافع خود می اندیشند، اما مشکل انتشار گسترده تر اعتماددر سیستم های اجتماعی بزرگ تر به قوت خود باقی است. کلمن مشاهده کرد که تفاوت در ماهیت شبکه های اجتماعی، می تواند بر سطوح اعتماد بین افراد در این شبکه تاثیر بگذارد. در نتیجه بستر “ساختار اجتماعی” باید عامل مهمی در ایجاد کنش عقلانی باشد.
کلمن مشاهده کرد که ایجاد تعهدات برجسته بین دو فرد یک پیوند بین آنها ایجاد می کند. وجود تعهدات برجسته همچنین منبعی را به وجود می آورد که افراد در زمان احتیاج می توانند از آن بهره مند شوند، از این رو تشریح شکل گیری سرمایه اجتماعی از منظر کنش عقلانی، منطقی و به نفع خود افراد است زیرا ایجاد سرمایه اجتماعی، همانند یک افتتاح حساب پس انداز برای تامین سرمایه مالی برای نیازهای آتی است که در آینده می توان از آن استفاده کرد. از این گذشته، ایجاد تعهدات برجسته وقتی که در طول زمان بین بازیگران و در فضای اجتماعی در یک شبکه مشخص تکرار شوند پایه و اساس اعتماد فراگیر در میان اعضای شبکه را شکل می دهد (شجاعی باغینی، 1378: 141).
کلمن مشاهده کرد که سرمایه اجتماعی می تواند محصول فرعی فعالیت ها باشد که درگیر مقاصد دیگر باشد. این مسأله راه حل را برای توضیحات فرهنگی و هنجاری برای شکل گیری سرمایه اجتماعی باز می کند. اگر چه کلمن این بدیل ها را برای انتخاب عقلانی دنبال نمی کند، در عوض او شکل گیری هنجارها را به عنوان یک پیامد کنش عقلانی، یعنی به عنوان “ابزارهای کاهنده عوارض بیرونی” توضیح می دهد (کلمن، 1994: 317). در حالی که این رویکرد، خاستگاه هنجارها را توضیح می دهد ولی اثرات سیستم های هنجاری و فرهنگی از پیش موجود بر ساخت یابی سرمایه اجتماعی را نمی پذیرد. همچنین از پذیرش تعامل پویا بین کنش های افراد و بستر اجتماعی شان نیز طفره می رود. در عوض پویایی های شکل گیری و تخریب سرمایه اجتماعی را به عنوان پیامد مجموع کنش های افراد یک مفهوم یک سویه از علیت خرد به کلان تبیین می شود (شجاعی باغینی، 1378: 142).
آلجاندروپورتس
آلجاندروپورتس یک مفهومی سازی جامع تر و منسجم تر از خاستگاه ها و ماهیت سرمایه اجتماعی ارائه می کند. پورتس سرمایه اجتماعی را به این صورت تعریف می کند: ” قابلیت افراد برای هدایت منابع کمیاب بخاطر امتیاز عضویت شان در شبکه ها، یا ساختارهای اجتماعی گسترده تر. توانایی کسب (سرمایه اجتماعی) خصوصیت ذاتی یک فرد نیست، بلکه در عوض، ویژگی خاص مجموعه روابط با دیگران است. سرمایه اجتماعی، محصول استقرار یافتگی است” (پورتس، 1995: 12-13).
در حالی که این تعریف واحد محور است، اما پورتس این مفهوم سرمایه اجتماعی را تا حدی گسترش می دهد که ویژگی های خود سرمایه اجتماعی را نیز در بر می گیرد. پورتس با وام گرفتن از گرانووتر بین استقرار یافتگی رابطه ای واستقرار یافتگی ساختاری تمایز قایل می شود. استقرار یافتگی رابطه ای، به توصیف انتظارات دو طرف از بده بستان می پردازد که بر پایه توانایی مورد انتظار از بازیگر دیگر در این رابطه دوتایی باری الزامی کردن ضمانت اجراها قرار دارد. اما وقتی دو بازیگر بخشی از یک شبکه گسترده تر هستند. و بنابراین به لحاظ ساختاری مستقر می شوند، از آنجا که متقابلاً انتظار دارند که اجتماع بزرگتر ضمانت ها اجراها را الزامی کند، اعتماد افزایش مس یابد.پورتس این را “اعتماد الزام پذیر” می نامد (پورتس،1995: 14).
پورتس اذعان دارد که انتظارات از بده بستان و اعتماد الزام پذیر، هر دو به لحاظ ابزاری بخاطر ترس از ضمانت اجرا برانگیخته شده اند. بنابراین او برای انگیختن ساختار این دو گونه سرمایه اجتماعی به نظریه انتخاب عقلانی عاملیت متوسل می شود. اما مهمتر از آن، پورتس با حرکت از پیوندهای اجتماعی که توسط انتظارات ضمانت اجرایی دو دویی تنظیم شده اند، به پیوندهای اجتماعی که توسط انتظارات اعتماد الزام پذیر تنظیم شده اند، مفهومش را از یک تعریف واحد محور به تعریفی که نفوذ ساختاری شبکه اجتماعی را بیشتر می پذیرد، توسعه می دهد. این امر به مرز بندی سطوح خرد و میانی تحلیل کمک می کند، و البته با تغییر دادن کانون دید، سازگاری نظری محفوظ می ماند.
پورتس دو گونه دیگر از سرمایه اجتماعی را شناسایی کرده که ور ای تبیین انتخاب عقلانی برای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، روابط اجتماعی، اعتماد عمومی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع روابط اجتماعی، جامعه شناسی، تعاملات اجتماعی، سرمایه اجتماعی