منبع پایان نامه با موضوع ساختار شهر، ساختار فضایی، توسعه پاید، توسعه پایدار

دانلود پایان نامه ارشد

چارچوب ادراکی به دنبال ایجاد ارتباط بین ارزشها و محیط کالبدی و یا بین جنبه های فضایی و غیر فضایی در سه سطح جداگانه و متمایز ذکر شده در ذیل قرار گرفته اند.
در سطح اول یعنی جنبه های فرهنگی و هنجاری فرهنگ و قواعد زندگی انسانها و فرایند هایی که از طریق آنها اجتماعی حاصل می آید گنجانده شده است. این ساختار هنجاری آن وحدت اجتماعی را که از درک مشترک حاصل می آید فراهم می آورد. جنبه های هنجاری حیات شهری، تدوین اهداف و تعیین کاربرد وسایل مورد قبول رسیدن به آنها را در بر می گیرد (حسن زاده رونیزی، 1387: 23).
منظور فولی از “جنبه های عملکردی- سازمانی” ساختار کلانشهر، عملکردهای متنوعی است که درون جامعه یا بین تعدادی از جوامع پیوند یافته اند. سازمان عملکردی بر خلاف هنجارها و فرهنگ بر جنبه تکمیل کنندگی عملکرد ها و نقش های مختلف تأکید می کند و با فعالیت های مستمر و مردمی که در کنش متقابل با یکدیگر قرار دارند برخورد مستقیم تری دارد. از این رو سطح دوم شامل فعالیت ها سیستم ها و زیرسیستم های فعالیت می شود. به علاوه سیستم های تولید و توزیع، سیستم های تأمین کننده خدمات عمومی و همچنین موسسات و بخش های تشکیل دهنده واحدهای عملکردی درون این سیستم ها نیز در این سطح قرار گرفته اند.
در چارچوب پیشنهادی فولی ” جنبه های کالبدی” ساختار کلانشهر شالوده جغرافیایی حیات جامعهو تغییرات انسانی ساخت وارده در آن شامل بناها، خیابانها، تسهیلات بزرگ و مردم را در بر میگیرد (سلطانی، 1376: 33).
2-7-3 برتون
برتون در کتاب معروف خود (شهر پرتراکم و توسعه پایدار) با شاره به مفاهیم نوینی چون توسعه پایدار، حفاظت محیط زیست، عدالت اجتماعی و پذیرش مردمی از سه الگوی تمرکز گرا، الگوی تمرکز زدا و الگوی تلفیقی برای توسعه شهر یاد می کند. دیدگاه های افراطی تمرکز گرایی و تمرکز زدایی اکنون با شکست مواجه شده اند و در صورتی که الگوی تلفیقی به درستی تبیین شود راه حل مناسبی برای ساختار شهر است.
دیدگاه تلفیقی نارسائیهای اندیشه پر تراکم مانند ترافیک، آلودگی، کاهش فضای سبز، افزایش قیمت زمین و مسکن و جرائم اجتماعی و دو قطبی شدن جامعه را کنار می نهد و از مزایای آن مانند حفاظت از ارضی کشاورزی، تنوع فرهنگها و صرفه جویی اقتصادی دفاع می کند. در عین آنکه الگوهای تمرکز زدا به لحاظ تأکید بر برخورداری یکسان اقشار مختلف اجتماعی از اراضی دسترسی آسان به خدمات و کاهش مشکلات ترافیک و آلودگی قابل توجیه اند (حسن زاده رونیزی، 1387: 25).
2-7-4 کرستوفر الکساندر و بی وی دوشی
کرستوفر الکساندر و بی وی دوشی از جمله مهمترین برنامه ریزان شهری هستند که به تبیین دیدگاههای خود در خصوص ساختار فضایی شهر پرداخته اند. این دو محقق ساختار اصلی شهر یا را در مقابل پرکننده ها قرار می دهند و معتقدند در هر شهری می توان به دنبال چندین عامل یا عنصر بود تا از طریق آنها ساخت شهر را شناخت.
این عوامل عبارتند از:
شبکه اصلی دسترسی
مراکز عمده فعالیتی
عناصر اصلی شهر
این سه عامل روی هم ساختار اصلی شهر را تشکیل می دهند. یکی از راههای شناخت ساختار فضایی یک شهر، رسم شبکه ی اصلی دسترسی است. اگر شبکه ها را ساخت اصلی بنامیم در آن صورت سایر قسمتهای شهر نقش فرعی را بازی می کنند. در مرحله بعد مراکز فعالیتهای عمده و اساسی شهر را تعیین می کنیم و در سومین مرحله عناصر اصلی شهر نظیر ایستگاهها، فروشگاههای تجاری عمده در خیابانهای عمده در خیابانهای اصلی شهر را تعیین می کنیم. با انطباق این سه نقشه روی هم ساختار شهر را مشخص می سازیم. (همان، 25).
2-7-5 ادموندبیکن
یکی از نظریه پردازان ساختار فضایی شهر که به ارائه نقطه نظرات خود پرداخته، ادموندبیکن است.
وی معتقد است شهر از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت اصلی و قسمت فرعی. به اعتقاد وی به دلیل اندازه و وسعت جغرافیایی شهرهای امروزی، طراحان قادر به طراحی همزمان کل شهر نیستند. چنانچه طراح به جای طراحی کل شهر، تنها شبکه ارتباطی و ساختمانهای اصلی آن را طراحی کند، شهرها قابلیت انعطاف، گسترش و اصلاح را خواهند یافت.
برنامه ریزان شهری می توانند با طراحی شبکه ارتباطی اصلی، بناهای اصلی را بهم پیوند داده، در کل طرح شهر وحدت ایجاد نموده و شهر منسجمی را پدید آورند. آنچه اهمیت دارد این است که بتوان میان آنچه اصلی و فرعی است تمایز قائل شود.
به نظربیکن ساخت اصلی نیروهای سازمان دهنده شهر است و اگر طراح عمدتا به طراحی آن بپردازد در کار طراحی موفقیت بیشتری کسب خواهد نمود وی در طراحی شهر فیلادلفیا به ارائه یک ساختار اصلی می پردازد که اجزا و عناصر آن دارای ارتباط و اتصال کالبدی و نظام یافته است (E.Bacon. 1974: 253).
2-7-6 سیلویرمبر
سیلویرمبر اعتقاد دارد که هر قدر از مرکز شهر به پیرامون آن پیش می رویم به همان اندازه دسترسی امکانات و وسایل حمل و نقل کمتر شده، در نتیجه قیمت زمین پایین می آید. اصولا در حواشی شهرها جابجایی انسانها به منظور انجام خرید های روزانه برای رفتن به سر کار با مشکلاتی روبروست.
در حواشی شهر اصولا زمین ارزان است و ساخت مسکن برای طبقات کم درآمد در پیرامون شهرها عملی است. و اگر این ساخت در محدوده جغرافیایی شهری بزرگ انجام گیرد حومه شهر زیر پوشش ساختمانی می رود.
2-7-7 فومیهیکوماکی
از دیگر محققانی که در این زمینه بحث نموده فومیهیکوماکی است. ماکی می گوید در هر شهری می توان یک بدنه اصلی یافت که اجزا و عناصر آن دارای ساخت هستند و سایر قسمتهای شهر ساخت فرعی را تشکیل می دهند.
از دید وی شهر یک موجود زنده است و بنابراین باید در طول زمان تغییر و تحول پیدا کند.
در این ساختار ارتباط بین اجزا و عناصر مجموعه دارای اهمیت اصلی است. اتصال بین ساختمان ها، فضاهای عمومی و عناصر اصلی شهرمنجر به ایجاد یک ساختار قوی در شهر می گردد (بحرینی، 1377: 36).
2-7-8 دیوید کرین
از دیگر اندیشمندان امور شهری که در خصوص ساختار شهر به ارائه دیدگاههای خود پرداخته، دیوید کرین است. وی بر این اعتقاد است که شهر دو قسمت دارد: بخشهای اصلی و بخشهای فرعی.
بر اساس دیدگاه دیوید کرین یکی از اهداف مورد نظر طراح شهری ایجاد یک ساخت شهری است که عناصر بخش عمومی در درجه اول اهمیت قرار دارند. وی می افزاید که مسئولیتهای بخش عمومی را اگر چه دستخوش تحول است می توان به چهار مبحث اصلی تقسیم کرد:
سیستم حرکت شهر
سیستم فضای باز و سبز شهر
خدمات بخش عمومی
تاسیسات زیربنایی شهری
این عوامل ابزار اصلی برنامه ریزی شهری اند و ساختار شهر باید به نحوی طراحی شود که عوامل فوق نقش اصلی را در شکل گیری آن ایفا می کنند. بدیهی است این عوامل که در کنترل بخش عمومی است، هدایت فعالیتهای مربوط به بخش خصوصی و دیگر عناصر شهری را که در رده های پایین تر سلسله مراتب عناصر شهری قرار دارند به عهده می گیرد. هر گونه تغییر و تحول در اجزای شهری می تواند خود را در ساخت شهر منطبق کند و در یک نظام کلی هماهنگ شود (پاکدامن، 1372: 37).
2-7-9 کوین لینچ
کوین لینچ از جمله صاحب نظران مسائل شهری است. اگر چه در مورد ساختار شهر به طور مستقیم بحث نمی کند اما در کتب خود به مطالبی اشاره می کند که به موضوع ساختار شهر مرتبط است.
لینچ اظهار می کند که شهر یک کلیت مادی است که توسط اذهان یا شعور های انسانی ساکن در آن ادراک می شود. ایجاد انتظام های ذهنی برای درک کلیت فوق ضرورت دارند. آنچه از واقعیت کلیت شهر اهمیت می یابد، وجود تصویری خوانا، الگوهای قابل تشخیص ار بلوک ها و فضاهای شهری و قابلیت تصویر برداری ذهنی از آنهاست. تمایز عناصر اصلی شهر و وحدت آنها، اساس و اسکلت تصویر ذهنی از شهر را به وجود می آورد. وی تشریح فضایی- کالبدی محیط شهری برای هر هدفی را مستلزم اطلاع از الگوی ساختاری آن می داند و ترکیب عناصر شهری را در شبکه بهم پیوسته و متصل از عناصر مختلف تفهیم می کند (حمیدی، 1376: 49).
همچنین وی که بارگیری عناصر اساسی را در سیمای شهر را از اقدامات اساسی طراحی شهری دانسته و آن را متشکل از راه، لبه، گره و نشانه می داندو با ایجاد یک نظام کلی از عناصر فوق سعی می کند تصویری یکپارچه از قلمرو کلی شهر ارائه نماید.
از نظر لینچ شهر خوب شهری است که تداوم فرهنگی را ارتقا بخشیده و بر حس ارتباط در زمان و فضا
بیفزاید و زمینه رشد فردی را فراهم و یا آن را تشدید کند، یعنی توسعه ضمن تداوم به صورت باز و با برقراری ارتباط (لینچ، 1376: 150).
2-7-10 ابنزر هاوارد
هاوارد در قرن نوزدهم طرح شهری را ارائه داد که در مساحتی معادل 400 هکتار جمعیت 32 هزار نفری را اسکان می داد. شهر با کمربند 200 هکتاری از حومه جدا می شد.
هاوارد به دنبال کارکرد جدید شهرو روستا و ایجاد هماهنگی اجتماعی- انسانی با طبیعت بود. مالکیت و ارزش زمین و زاغه های شهر مورد توجه او بود.
هاوارد از اندیشه های آرمان گرایان، رادیکال ها، ملی گرایان و اصلاح گرایان بهره بسیار برد.
وی زمانی نظریه خود را مطرح کرد که لندن با رشد سریع و مهاجرت شدید روستایی، ازدحام، زاغه های ناسالم و کاهش سطح زندگی سالم مواجه بود (زیاری، 1378: 21).

2-8 الگوهای فیزیکی ارائه شده جهت ساختار فضایی شهرها
2-8-1 الگوی افقی
توسعه و گسترش شهر با اشغال سطح زمین و فضای بیشتر انجام می گیرد. مشکلات شهری همانند تراکم ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، اتلاف وقت و … با گسترش پهندشتی شهر کاهش می یابد.
زمین مناسب برای کاربریهای متنوع به وفور یافت می شود. فقر یا اختلاف طبقاتی مانع دسترسی زمین و هوای آزاد نیست. همه افراد جامعه از آزادی و حق انتخاب برای دستیابی به مساکن مورد علاقه خود برخوردارند. استرتون از تخصیص اراضی برای افراد دار و ندار در شهرهای استرالیا سخن می گوید که با الگوی توسعه افقی شهر میسر شده است. طبیعت گرایی و اعتقاد به عدالت اجتماعی در این الگو مشهود است. شهر لس آنجلس آمریکا و شهر پهن دشتیبرودایکر نمونه ای از شهر با الگوی توسعه افقی است.
2-8-2 الگوی گسترش عمودی
فلسفه وجودی شهر، تقابل با طبیعت است. مسالمت آمیز نبودن همزیستی شهر و طبیعت، صدمات سنگینی بر طبیعت و محیط زیست وارد کرده است و تخریب اراضی کشاورزی، بالا بودن سطح اشغال جاده و افزایش سرانه کاربریها و … از نتایج توسعه افقی شهر است. می توان با کاهش گسترده های شهری، آلودگی هوای ناشی از تردد اتومبیل در یک پهنه وسیع را کاهش داد.
حفاظت از محیط زیست و دستیابی به توسعه پایدار در محیط های شهری تنها با شهر محدود شده میسر است. با افزایش تراکم ساختمانی و ترافیک فعالیتها و تغییر در فرم ساخت شهر می توان از توسعه بی رویه افقی شهر جلوگیری کرد. شهر متراکم نیویورک در این دسته جای می گیرد.
2-8-3 الگوی گسترش منفصل
به لحاظ ماهیت هسته ای و تمرکز گرایی شهرها برای واگذاری مسکن به اقشار مختلف اجتماعی و نیز حل مشکلات ازدحام در مادر شهرها، مراکز شهرنشینی متعددی می توان در پیرامون مادر شهر تدارک دید. با تمرکز زدایی از مادر شهر، خدمات رسانی و مدیریت شهری تسهیل می شود. نو شهرهای انگلیس با چنین الگویی بر پا شده اند.
2-9 فضای عمومی:
فضاهای عمومی یک شهر در واقع صحنه هایی به شمار می روند که زندگی شهروندان با بازیگری خود آنها به تصویر کشیده شده می شود. در واقع سخن در این است که چنین فضاهایی محل حضور و برخورد و تعامل شهروندان با یکدیگر به شمار می روند (پورجعفر و همکاران، 1388: 71).
در واقع فضاهایی هستند که امکان مناسبات اجتماعی، مراودات شهروندی، برخوردها و تعاملات اجتماعی را فراهم می کند. فضاهایی که شهروندان را در کنار هم قرار می دهد و شرایطی را برای رابطه های با واسطه و بی واسطه برای ساکنین یک شهر فراهم می نماید. در واقع می توان گفت چنین فضاهاییازاهمیت زیادی برخوردار هستند که آن هم بیشتر به خاطر کمک به شکل گیری تعاملات اجتماعی و ایجاد بستر مشترکی برای فعالیت های کارکردی و مراسم پیوند دهنده افراد اجتماع

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع فضای شهری، عامل اجتماعی، فضاهای شهری، تعامل اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع فضای شهری، فضاهای شهری، فضاهای باز، میدان نقش جهان