منبع پایان نامه با موضوع ساختار اجتماعی، مفهوم نما، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

فن بهکار رفته از شکل نهایی نمایش تاثیر بپذیرد.»(همان، 152) به همین دلیل فرهنگ‌های مختلف در تولید آثار هنری خود از سفالگری، کنده‌کاری روی چوب، نقاشی، حکاکی روی عاج و استخوان یا تکنیک‌های دیگر استفاده می‌کنند و همین موضوع به نوبه خود بر هنر تاثیر می‌گذارد؛» و به این ترتیب، مهارت در شکل‌گیری هنر از نظر بوآس نقشی اساسی بازی می‌کند. (غزنویان 1393)
«کار حرفهای و با مهارت بر روی سطح، نه فقط حالتی هموار و یکدست بهوجود میآورد، بلکه میتواند هر نوع نقش مایه تزئینی12 را ایجاد کند.» (بوآس 1391، 82) بنابراین «مقدار تناسب سطح و شکل اثر هنری با میزان مهارت صنعتگر ارتباط مستقیم دارد.» (همان، 71)
هرچند بوآس بر ارتباط عناصر اشکال با ویژگی‌های بیولوژیک و شرایط ذهنی اشاره می‌کند، اما در نهایت می‌گوید: «هنر در ساده‌ترین نوع ارائه‌اش لزوما بیان کننده عملی صرفا سلیقه‌ای نیست، بلکه بیشتر بر مبنای واکنش در مقابل اشکال تلقی می‌شود که با تسلط بر فنون توسعه یافته است.» (همان، 127)
2-7-2-نظم
«بین مهارت و تسلط کامل بر اجرای فن و همچنین اعمال نظم در شکلهایی که برای تزئین ایجاد شدهاند ارتباطی مستقیم و خودکار وجود دارد.» (همان، 73) در واقع «هرگاه شکل کاملا مشخصی از حرکت و توالی دقیق صداها یا اشکال ثابت توسعه یابد، شاخصی برای رسیدن به اعلاترین سطح آن تلقی میشود، که همان زیباییاش به حساب میآید.» (همان، 55)
«شکل اشیا طراحی شدهی مردمان ابتدایی نشان میدهد تحت تاثیر زیانبار تمدن و ماشین آلات عصر حاضر قرار نگرفتهاند. در آثار بومیان شلختگی دیده نمیشود، مگر مواقعی که قرار است در آینده جایگزین شود.» (همان، 69)
2-7-3-عناصر نقشها
«پراکندگی ویژگیهای فرهنگیِ شکل دهندهی ساختار اجتماعی، مانند مراسم و آیینها و افسانههای حماسی قبایلی نیز که امروز میشناسیم، نقش تعیین کنندهای در توسعهی اشکال هنری ایفا کردهاند.» (همان، 270) «نقش مایههای فنی و ساده میتوانند در یک حوزه جغرافیایی بسیار وسیع پراکنده باشند؛ حتی اگر بر حسب مکان تولید آنها، در جزئیاتشان تفاوتهایی وجود داشته باشد.» (همان، 225)
«در هنر تصویری، هر سبک محلی تا حدودی با استفاده از نوعی پرسپکتیو خاص یا شکلهای نمادین یا با ترکیبی از هر دو مشخص میشود. بنابراین باید به عناصر کامل شاخص آن سبک توجه کنیم. در اینجا میتوان وجوه متمایز کنندهی بین اشکال تزئینی و ترکیبشان را مشخص کرد، زیرا با نگاه به مجموعه هنر ابتدایی نتیجه میگیریم تعداد اشکال اولیه نه فقط زیاد است بلکه ویژگیهای آن بر حسب خاستگاهشان نیز متفاوت است.» (همان، 253)
«تزئیین بخش‌های مهم نیز از اهمیت ویژه‌ای در نظر بوآس برخوردار هستند، که موجب بالا رفتن ارزش اشیاء می‌شود. نظم، خط صاف و خمیدگی منظم، تقارن و تقارن معکوس، آهنگ، طرح‌های حاشیه‌ای و تزیین بخش‌های مهم، در نگاه بوآس عناصر صوری در گرافیک و هنرهای تجسمی محسوب می‌شوند و نقش مهمی در اشکال پیچیده‌تر هنری دارند.»(غزنویان 1393)
بنابراین، «تعدادی عناصر صرفا صوری، که کموبیش بعضی از آنها با اجبارهای فنی و برخی با فیزیولوژی بدن و با شرایط عمومی درک حواس انسان ارتباط مستقیم دارند، تعیین کنندهی هنر تزئینی محسوب میشوند.» (بوآس 1391، 127)
«نقشهای غالب عبارتند از سطوح صاف، خطوط صاف و مستقیم و خمیدگیهای منظم حکشدهی دوار مارپیچ، که احتمالا به دلیل تجربهی فنی و مهارتی که در تولید آن بهکار رفته ایجاد شده است، زیرا مشابه آن در طبیعت نادر و حتی کمتر از مواردی است که بتواند نشانهای از آنها در ذهن انسان جایی باقی بگذارد.» (همان، 84)
«به عقیده بوآس عناصر بنیادینی چون تقارن و آهنگ می‌توانند احساس لذت را در ما ایجاد کنند.» (غزنویان 1393) پس «یکی دیگر از مشخصههای نقوش انواع تقارن است، که در سادهترین شکلهای هنر تزئینی مشاهده میشود.» (بوآس 1391، 89 – 85)
«بوآس تقارن‌های شکسته شده به واسطه چرخش یا جابجایی را تقارن معکوس می‌نامد.» (غزنویان 1393) «گاهی نیز قرینهسازی بهصورت چرخشی یا تغییر در دو نیمه از ترکیب دیدهمیشود، به صورتی که نیمه سمت راست بالایی در قسمت پایین سمت چپ قرار میگیرد.]…[ نوع دیگر تقارن که به صورت چرخشی در قالبی از نقش تزئینی ایجاد میشوند، به این صورت که بازسازی آنها همان شکل از قرینهسازی معلق را بر اساس آهنگی خاص نمایش میدهند، که برای نمونه میتوان به ساواستیکا یا نقشهایی شبیه S که بخش مرکزی سطح تزئینی را اشغال میکنند اشاره کرد.» (بوآس 1391، 94)
بهطور کلی به گفته آلفرد جل: « تمامی الگوها گونههای مختلف صرفا چهار”حرکت سخت در صفحه” است، که میتوان نقش مایههای تکراری را مقید به آنها دانست. این چهار حرکت عبارتاند از: 1. بازتاب13، 2. برگردان14، 3.چرخش15، 4.بازتاب غلتشی16. ( جل 1390، 125)

«ویژگی صوری دیگری که از آن نام می‌برد آهنگ است. منظور او از آهنگ، تناوب و نظمی تکرار شونده است، که سعی می‌کند با کدگذاری عددی یا اسمیِ عناصر تصویری، آن را نمایش دهد. بوآس میان تکرار آهنگین عناصر و ویژگی‌های فنی اجرای آن‌ها رابطه مستقیمی را برقرار می‌داند.» (غزنویان 1393)
«وقتی نقشمایهها پیچیدگی زیادی داشتهباشند، و به تقارن دقیق یا تکرار آهنگین در طرحها نیاز باشد، گاهی اوقات به استفاده از شابلون برداری برمیخوریم. از سوی دیگر، نقش و نگارهای تزئینی را میتواند فردی طراحی و فرد دیگری اجرا کند. در چنین شرایطی، مجری میتواند الگوبردار واقعی در نظر گرفته شود. اما مواردی شبیه این دو نوع وضعیت به ندرت در فرهنگهای ابتدایی مشاهده میشود.» (بوآس 1391، 248)
2-8-نمایش و معنای نمادین
در آثار هنری مردمان ابتدایی «توجه اساسا بر شکل معطوف نیست و اگر نسبتا ساده و ابتدایی ترسیم شدهاند دلیلش آن است که زیبایی در اجرای آنها اهمیت کمتری داشتهاست.»(بوآس 1391، 134) و حتی«براین باور نیستند که قصد تولید شکل و نقشی را دارند، که تصویر حقیقی و دقیق از شی باشد.» (همان، 136)
«در هنر اقوام ابتدایی، امکان تفکیک دو عنصر وجود داشت:
• عنصر کاملا مشخص شکل که به تنهایی منشا زیبایی است17.
• عنصری که شکلش سرشار از معنی است.
در مورد عنصر دوم، معنی خود منشا ارزش هنری والا شده و دلیلش پیوندهایی است که منجر به خلق اثر یا عملی هنرمندانه میشود، و نیز نقشی است که این اثر ایفا میکند. تمامی اشکال معنادار نمایش محسوب میشوند.» (همان، 159)
«بوآس میان هنر تزیینی و هنر نمایش‌گرانه تفاوت قائل می‌شود. اگر منشاء زیبایی تنها شکل باشد با هنر تزئینی سر و کار داریم؛ اما اگر اشکال دارای معانی باشند در این صورت با هنر نمایش‌گرانه مواجه هستیم. در هنر نمایش‌گرانه، هنرمند به تصاویر واقعی متعهد نیست و با در نظر گرفتن ویژگی‌های دائمی و بنیادین شکل، بیش از هر چیز دیگر از نمادها پیروی می‌کند.» (غزنویان 1393)
«وقتی نماد آن‌قدر اهمیت می‌یابد که در بین اشکال مجموعه جایی برایش در نظر گرفته شود، می‌تواند کل اشکال داخل صحنه را تحت پوشش کامل قرار دهد. اصطلاح نمایش بیانکننده آن است که اثر هنری ما را فقط بوسیله شکلش تحت تاثیر قرار نمیدهد، بلکه در موارد خاصی، محتوای آن نیز تاثیرگذار میشود. ترکیب شکل و محتوا ارزش تاثیرگذار کاملا مجزایی از تاثیر خاص زیبایی اشکال به هنر نمایشگرانه اعطاء میکند. برای مطالعهی جایگاه نمایش در هنر، معمول است که به نخستین تلاشهای مردمان ابتدایی یا به کودکان در موقع ترسیم اشیایی که توجهشان را جلب کرده توجه کنیم.» (بوآس 1391، 129)
در نظر بوآس «طرح، اولیه است و ایده، ثانویه: بوآس بر آن است که در هنرهای تزئینی، شکلها و طرحها ویژگی اولیه دارند، یعنی پیش از آنکه معنایی یا ایدهای (در صورت وجود) که به آنها منتسب میگردد موجب پیدایش آنها شده باشد، خود طرحها به طور مستقل و پیشین به وجود آمده و در جامعهای رواج یافتهاند. اگر چنین معانی و ایدههایی نیز توسط طرحها به تولیدکننده منتقل میگردند، ویژگی ثانویه دارند؛ یعنی بعد از ابداع یا معرفی طرح به وجود آمدهاند. بنابراین شکل بر محتوا “تقدم زمانی” دارد.»(ایزدی جیران 1388)
از نظر بوآس در تزئینات آثار و اشیاء عادی “معنای نمادین” غالب است، و این پدیده نشان میدهد که این بعد نمادین جنبه بسیار مهمی از هنر تزئینی است. از این نظر بایستی طرحها و شکلهای مصنوعات عادی را در برگیرنده معانی و بازنمودهایی گرفت که به صورت نمادین خلق شدهاند.»(همان)
«در تمدن امروزی، با مواردی مواجه میشویم که رنگ یا شکل طرح، صرف نظر از ارزش شکلیشان، مفهوم نمادین دارد. از بارزترین آنها میتوان به پرچم ملی کشورها اشاره کرد. تصویر پرچمها نه فقط زینتیاند، بلکه از جاذبههای احساسی نیز برخوردارند؛ در واقع، احساس تعلق به ملت را القا میکنند، و این یعنی ارزشی که فقط پدیدهای بصری نیست، بلکه مجتمعی از زمینههای مشخص زندگی احساسی قلمداد میشوند.» (بوآس 1391، 175 – 176)
در نظریهی منشا واقعگرای بوآس درباره معنای اشکال هنری، وی بیان میکند: «هر تزئینی که به عنوان بازنمود چیزی خاص تبیین می شود، منشأ آن تزئین در بازنمایی واقعگرایی آن چیز قرار دارد؛ اما این بازنمایی واقعگرا بهطور تدریجی به سوی شکل قراردادی حرکت کرده و اغلب تبدیل به موتیف یا نقش مایه محض هندسی میگردد. لذا طرحهای تزئینی تطوری را از بازنمایی واقعگرایی یک موضوع یا مفهوم به بازنمایی قراردادی و سپس به بازنمایی هندسی طی میکند. این دگردیسیهای شکلی یکی از عللی است که باعث میشود تا نسلهای بعدی، یعنی کسانی که از زمانیکه طرحهای بازنمود واقعگرا هستند دورند، تدریجاً از بعد معنایی شکلها فاصله گرفته و در نهایت هرچه که این فاصله زمانی بیشتر میشود، جدایی معنا یا محتوا از شکل بیشتر شده و آنچه که باقی می ماند صرفاً اشکال است. برای بازیابی دوباره پیوند اولیه معنا و شکل، کار انسان شناس آغاز میگردد تا با قراردادن آثار مادی در زمینه معنوی صورتبندی آغازین را دریابد.»(ایزدی جیران 1388)
2-9-معنا و تفسیر
طرحهای تزئینی به وجود میآیند و سپس ایدهها به آنها نسبت داده میشوند. بوآس تشابهات شکلی و تفاوتهای تفسیری یک طرح ویژه در میان قبایل مختلف را شاهدی برای تأیید این نظریه میآورد. ]….[ اگر چنین تنوعی در تبیین طرحها توسط اعضای قبایل مختلف وجود دارد پس بایستی به این نتیجه رسید که آنها بعداً به وجود آمدهاند. سبک شکلی یکسان با سبک تبینی متفاوت نشاندهنده تقدم شکلی و تأخر معنایی است. بوآس از این نظریه به اصل اشاعهگرایی در هنر میرسد.(ایزدی جیران 1388)
بوآس به عدم ثبات تفسیر یک نماد در میان افراد مختلف یک قبیله اشاره میکند، «نقشمایهها و اشکال میتوانند معانی مختلفی و متفاوتی داشته باشند. بیآنکه خود شکل تغییر کند، تفسیر آن نه فقط در بین قبایل بلکه در بین خود همان افراد نیز میتواند متفاوت باشد، و همه اعضای یک قبیله شکل نمادها را به یک شکل تفسیر نمیکنند، حتی اگر در آن قبیله بعضی از معانی بر سایرین ارجحیت داشته باشد.» (بوآس 1391، 200 و 210) او در ادامه تاکید می‌کند «به رغم این تفاوت‌ها، تفسیر نمادها در هر قبیله الگوهای بسیار معینی را بازتاب می‌هند. اصول انتخاب نمادها، شیوه ترکیب عناصر و ویژگی‌های مرتبط با مهارت‌های فنی به گونه‌های مختلف هنری، ویژگی‌های خاصی می‌بخشد که به شکل‌گیری سبک می‌انجامد.»(غزنویان 1393)
به عقیده او «هرچه نقش‌مایه‌ها رایج‌تر باشند و پراکندگی بیشتری داشته باشند، از دقت و درستی تفسیرها کاسته می‌شود» (بوآس 1391، 316).
2-10-جذابیت احساسی در مضمون جلوههای هنری
بوآس از این نقطه آغاز می‌کند که هنر از دو منبع سرچشمه می‌گیرد: اول مهارت فنی و دوم بروز احساسات و تفکر. (غزنویان 1393) «آثار هنری میتوانند به صورت دیگری نیز بر روی ما تاثیر بگذارند. از آنجایی که هیجان همیشه فقط به شکل بستگی ندارد، میتواند به تولد مستقیم تسلسل افکار و ایدههای موجود بین اشکال و تصورات بین هر قوم منجر شود. به عبارت دیگر، وقتی اشکال معنیدار باشند، چه آنکه تجربهای

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آزمايش، سي‌سي، دقيقه Next Entries منبع پایان نامه با موضوع جزیره هرمز، خلیج فارس، شاه عباس اول