منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز، محصولات کشاورزی

دانلود پایان نامه ارشد

سنجش غلظت کل عناصر سمناک در خاکهای دشت خاتون آباد، به نظر می‌رسد جمع‌آوری خاکهای آلوده بتواند راهکار مناسبی برای پاکسازی نقاط بسیار آلوده باشد. از طرفی شدت آلودگی در مناطق مجاور کارخانه به حدی بالاست که استفاده از روشهای پاکسازی عملی نبوده و در صورت طولانی شدن مدت پاکسازی پرهزینه خواهد شد.
اضافه کردن خاک غیر آلوده به لایه سطحی خاک به منظور رقیق سازی آلودگی
یکی دیگر از اقداماتی که می‌تواند در راستای کاهش عوارض زیست محیطی عناصر آلوده انجام شود، اضافه کردن خاک غیر آلوده به لایه سطحی خاک، بویژه در محدوده کارخانه ذوب و تا شعاع چند کیلومتری آن و رقیق سازی آلودگی است. با توجه به اینکه خاکهای منطقه غالباً جوان و از نوع نابالغ می‌باشند به مرور زمان و با هوازدگی طبیعی ذرات درشت خاک از شدت آلودگی کاسته خواهد شد. البته باید توجه داشت نوع خاک اضافه شده، بویژه از نظر ویژگیهایی مانند pH، درصد مواد آلی، بافت خاک، ظرفیت تبادل کاتیونی و میزان اکسی و هیدروکسیدهای آهن و منگنز باید به درستی کنترل شود. برای مثال خاک اضافه شده اگر دارای درصد بالایی از مواد آلی باشد، این امکان وجود دارد که به مرور زمان سبب کاهشی شدن محیط خاک شود. این فرایند علاوه بر افزایش تحرک برخی از عناصر مانند As سبب آزادسازی عناصر جذب شده توسط اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن و منگنز می‌شود. همچنین اگر pH خاک مورد نظر اسیدی باشد، مسلماً انحلال عناصر در بخش زیست دسترس پذیر و تبادل پذیر را افزایش خواهد داد. با توجه به ماهیت خاکهای منطقه، منبع آلودگی و نتایج حاصل از تفکیک شیمیایی عناصر آلوده، به نظر می‌رسد که اضافه کردن خاکی با pH خنثی تا اندکی قلیایی، حاوی میزان مواد آلی کم و ظرفیت تبادل کاتیونی بالا بهترین گزینه برای اصلاح خاکهای آلوده باشد. انجام این فرایند در مقیاس کوچک بر روی بخشی از خاکهای آلوده می‌تواند کارایی و نواقص احتمالی آن را مشخص کند.
اضافه کردن ترکیبات شیمیایی به خاک به منظور کاهش تحرک پذیری عناصر
اصلاح خاک آلوده از طریق کاهش تحرک پذیری عناصر به صورت درجا در مقایسه با سایر روشها هزینه کمتری را دربر خواهد داشت. این روش بعنوان یک راهکار طولانی مدت در مدیریت زیست محیطی عناصر بالقوه سمناک محسوب می‌شود. در این روش کارایی هریک از ترکیبات شیمیایی از طریق تعیین جزء انحلال‌پذیر و یا تبادل پذیر عناصر قبل و بعد از اضافه کردن ترکیب شیمیایی مورد نظر مشخص می‌شود. ترکیبات شیمیایی غیر آلی مانند اکسیدهای کلسیم، کربنات‌های کلسیم و منیزیم و محصولات جانبی برخی از صنایع مانند غبار کوره کارخانه سیمان از جمله مواد شیمیایی هستند که برای جلوگیری از تحرک عناصر به خاک اضافه می‌شوند. این ترکیبات با افزایش pH خاک سبب رسوب عناصر و جذب آنها بر روی ذرات خاک می‌گردند (McBride et al., 1997; Filius et al., 1998). بررسی اقدامات صورت گرفته در سایر نقاط جهان حاکی از آن است که قبل از اضافه کردن هر نوع ماده شیمیایی به خاک باید ابتدا از طریق روشهای آزمایشگاهی میزان کارایی و عوارض جانبی آن مورد ارزیابی قرار گیرد. برای مثال McGowen (2000)کارایی ترکیبات شیمیایی سنگ آهک، کانی‌های فسفاته و دی آمونیوم فسفات را در کاهش تحرک پذیری عناصر Pb,Zn,Cd در خاکهای آلوده شده توسط فرایند ذوب را بررسی کرد. نتایج نشان داد که سنگ آهک دارای کارایی متوسطی در تثبیت عناصرPb,Cd خاک می‌باشد؛ اما این ترکیب تا حدود سبب 90% جلوگیری از تحرک عنصر روی می‌شود و یا ترکیب دی آمونیوم فسفات کارایی بالایی در جلوگیری از تحرک عناصر در خاک نشان می‌دهد. علاوه بر نوع ماده شیمیایی میزان مصرف آن نیز باید تعیین شود. برای مثال در مطالعه مذکور استفاده از 10 گرم دی آمونیوم فسفات به ازاء هر کیلوگرم خاک آلوده بهترین نتیجه را در تثبیت عناصر آلوده در خاک بدنبال داشت. بنابراین کارایی هرنوع ماده شیمیایی برای کاهش تحرک پذیری عناصر در خاک ابتدا باید با درنظر گرفتن تمام جنبه‌های درگیر در فرایند و از طریق روشهای آزمایشگاهی تعیین شود و سپس برای انجام آن در مقیاس میدانی با درنظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی و هزینه‌های طرح اقدام شود.

چند پیشنهاد برای مطالعات آتی

با توجه به غلظت بالای ذرات غبار آلاینده در گاز خروجی از دودکشها و حجم قابل ملاحظه مواد گسیل شونده پیشنهاد می‌شود که اندازه ریز ذرات متشکل از فلزات بالقوه سمی و نقش آنها پس از ورود به دستگاه تنفسی انسان در مطالعه‌ای زمین پزشکی بررسی شود.

اگرچه در برخی مطالعات به پایدار بودن ترکیب سرباره‌های حاصل از ذوب کانسنگ اشاره شده است، اما با توجه به انبارشدن این باطله‌ها در اطراف کارخانه، پیشنهاد می‌شود با نمونه‌برداری از کومه سرباره و خاکهای اطراف کومه و همچنین آبهای زیرزمینی، نقش احتمالی سرباره در آلوده ساختن منابع آب و خاک بررسی شود.

نمونه برداری از محصولات کشاورزی به ویژه در مزارع و باغات نزدیک به دودکشها و یا واقع در جهت وزش باد غالب، و تعیین غلظت فلزهای بالقوه سمّی در محصولات کشاورزی می‌تواند به عنوان یک پژوهش مدنظر قرار گیرد.

جلوگیری از چرای دام در منطقه بویژه در نزدیکی کارخانه ذوب به منظور کاهش خطر ورود فلزات بالقوه سمّی به زنجیره غذایی

انجام مطالعه زمین پزشکی بر روی ساکنان روستاهای اشرف آباد، خاتون آباد و کارکنان کارخانه ذوب به منظور بررسی اثرات نامطلوب گازهای سمّی و گردو غبار خروجی از دودکشها بر رده‌های مختلف سنی و جنسیتی.

تعیین گیاهان انباشتگر و تعیین سازوکار انباشتگری در آنها

منابع مآخذ
فارسی
آقازاده اصل دین، عزیزه (1389). زمین شیمی و منشأ عناصرسلنیم، آرسنیک و جیوه در کانسار و زیست بوم سامانه مس سونگون، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز.
خراسانی پور، مهدی (1390). تفکیک شیمیایی، تحرک، و زیست دسترس پذیری عناصر بالقوه سمّی در خاک و رسوبات مرتبط با معدن و مجتمع مس سرچشمه، پایان نامه دکتری، دانشگاه شیراز.
دبیری ، مفید(1386). آلودگی محیط زیست (هوا، صوت، خاک، آب و صوت). نشر اتحاد
راست منش، فاطمه (1388). کاربرد زمین شیمی زیست محیطی و دورسنجی در بررسی اثرهای زیست محیطی ناشی از ذوب مس، مطالعه موردی: مجتمع مس سرچشمه، پایان نامه دکتری، دانشگاه شیراز.
رحیمی شهر بابکی، مهدی (1385). بررسی و ارزیابی آلودگی آبخوان دشت خاتون آباد با استفاده از مدل دراستیک در GIS، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه سیستان و بلوچستان.
شریف، حسن؛ قرتفلی، هادی (1376). فراوری حرارتی مس (روش‏های تولید و کنترل آلودگی، و ارزیابی اقتصادی). انتشارات دانشگاه امام حسین
منصوری، سید حسین (1386). موازنه جرم و حرارت در کوره فلاش ذوب مس خاتون آباد با توجه به تنوع شارژ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه امیرکبیر.
عرفان منش، مجید؛ اقیونی، مجید (1387). آلودگی محیط زیست (آب، خاک، هوا و صوت). انتشارات ارکان دانش

Adamo, P., Dudka, S., Wilson, N. J., McHardy, M. J. (1996). “Chemical and mineralogical forms of Cu and Ni in contaminated soils from the Sudbury mining and smelting region, Canada”. Environmental pollution. 9/:11-19.

Ahnstrom, Z. S., Parker, D. R. (1999). “Development and assessment of a sequential extraction procedure for the fractionation of soil cadmium”. Soil Science of American Journal, 63:1650-1658.

Alloway, B. J. (1995). Soil processes and the behavior of metals. In: Heavy metals in soil, Alloway B.J, ed. 2 edittion. Pp:11-37. Blackie Academic and professional, London.

Balasubramanian, R., Qian, W. b.(2004). “Characterization and source identification of airbone trace metals in Singapore”. J. Environ. Monitor. Vol6. Pp. 813-818.

Botkin, D. B., Keller, A. (2003). Environmental science, 4 edittion. John Wiely and Sons.

Boruvka, L., Vecek, O., Jenlika (2005). “Principal component analysis as a tool to indicate the origin of potentially toxic elements in soil”. Geoderma, Vol. 128, pp. 289-300.

Borovec, Z.(1996). “Trace element levels in Sediments of the Czech part of the Elbe River”. Geo Journal, Vol. 40, No.3, pp.299-309.

Bradl, H.B.(2004). “Adsorption of metal ions on soils and soil constituents”. J.Colloid Infer. Sci.277:1-18.
Burt, R., Willson, M.A., Keck, T.J., Dougherty, B.D., Storm, D.E., Lindhal, J.A. (2003). “Trace element speciation in selected smelter- contaminated soils in Anaconda and Deer Lodge Valley, Montana, USA”. Advances in environmental research, 8:51-67.

CCME. (Canadian Council of the Ministers of the Environment) (1993). Guidance manual on sampling analysis and data management for contaminated sited. Vol. I: Main Report. CCME, Winnipeg, Manitoba, Canada.

Chakrapani, G.J., Subramanian, V. (1993). “Heavy metral distribution and fractionation in sediments of the Mahanadi River Basin, India”. Environ, Geol. Vol. 22, pp. 80-87.

Chakrabarti, C.L., La, Y., Back, M.H., Gregoire, D. C., Schroeder, W.H. (1994). “Kinetic studies of metal speciation using chelex cation exchange resin: applications to cadmium, copper and lead speciation in river water and snow”. Environ. Sci. Technol, Vol, 28, pp. 1957-1967.

Chan, W. H., Lusis, M.A. (1986). In: Nriagu, J.O, Davidson, C. I. (eds) smelting of operation and trace metal in air and precipitation in Sudbury basins in toxic metals in the atmosphere editions. Vo. 17. John Wiley and sons.

Chao, T. T. (1984). “Use of partial dissolution techniques in exploration geochemistry”. Journal of Geochemical Exploration, Vol. 20, pp. 101-135.

Chenk, K. Jiao, J.J., Huang, J., Huiang, R. (2007). “Multivariate of heavy metal remediation using mineral apatite”. Water Air Soil Pollute. Vol. 98, pp. 57-78.

Chesti, S. R. (1991). Environmental management in metallurgical industries. Conference of metallurgy (Ahwaz).

Chojnacka, K., Chojnacki, A., Gorecka, H., Gorecki, H. (2005). “Bioavaliability of heavy metals form polluted soils to plants”. Science of Total environment, 337:175-182.

Chopin, E. I. B., Alloway, B. J. (2007). “Distribution and mobility of trace elements in soils and vegetation around the mining and smelting areas of Tharsis, Riotion, and Huelva, Iberain pyrite belt, SW Spain”. Water Air Soil Pollute, 182:245-261.

Covelli, S., & Fontonkon, G.(1997). “Application of a normalization procedure in determining regional geochemical baselines”. Environmental Geology, Vol. 30, pp. 34-45.

Cox, P. A. (1995). Elements on Earth.

Craig, J. R. Vaughan, J, Skinner, B. (2002). Resourses of the earth, origin, use and environmental impact, Third Edition, prentice Hall.

Cubukcu, A., Tuysuz, N. (2007). “Trace element concentrations of soils, plants, and waters caused by a copper smelting plant and other industries, Northeast Turkey”. Environmental Geology. 52:93-108.

Daries, B. E. (1997). ” Heavy metal Contaminated Soil in an old industrial area of Wales, Great Britaini Source identification through statistical data interpretation “. Warwe, Air and Soil Pollution, Vol. 94, pp. 85-98.

Davis, B. (1997). “Metal contaminated soils in an old industrial area of Wales, Great Britain. Source identification through statistical data

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، مدیریت زیست محیطی، آبهای زیرزمینی، ضریب همبستگی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع and، of، the، soils